
علي معصومي (وزوايي )
آخرين قسمت
ث شهيد آيت الله سيدمحمد صادق صدر , استمرار مبارزه تا قيام
1377
مبارزان و پيكارگران خاندان صدر در تاريخ معاصر و
دهه هاي پيشين , به همان هايي كه به اختصار از آنها ياد شد ,
محدود نيست و افراد ديگري نيز از خاندان صدر به مبارزه قيام
كرده اند. به عنوان مثال , روحاني مبارز سيدمحمد صدر
مبارزي بود كه در كنار ميرزا شيرازي دوم (آيت الله ميرزا
محمدتقي شيرازي ) عليه سلطه انگليسي ها قيام كرد و براي
استقلال عراق تلاش فراوان نمود. سيدمحمد صدر پس از
استقلال عراق , همراه برخي روحانيان ديگر تصميم گرفت به
طور جدي در عرصه سياست بماند و به مزدوران استعمار
اجازه جولان ندهد. به همين دليل , با همان لباس روحاني كه به
تن داشت , سالها رياست مجلس عراق را به دست گرفت و
مدتي نيز در منصب نخست وزيري خدمت كرد.
اكنون , بحث پيرامون مبارزات خاندان صدر در دهه هاي
پيشين را پشت سر مي گذاريم و به مبارزات برخي از آنهايي كه
اكنون در حال مبارزه با اشغال گران آمريكايي و انگليسي در
عراق هستند و يا كساني كه به دليل مبارزات پرشور خود در
همين چند سال اخير به شهادت رسيده اند اشاره اي مي نماييم .
در آن سالهايي كه شهيد اول خاندان صدر (شهيد آيت الله
سيدمحمد باقر صدر) با عوامل استعمار و استكبار (رژيم
صدام و ...) مبارزه مي كرد , يكي از عموزادگان وي كه آيت الله
سيدمحمدصادق صدر(صدر ثاني ) نام داشت , در كنار پسر
عموي خود مبارزه مي كرد و سعي مي نمود ياور دلسوزي براي
آيت الله سيدمحمدباقر صدر باشد. در آن زمان , آيت الله
سيدمحمد صادق صدر بعد از آيت الله سيدمحمد باقر صدر ,
مشهورترين عضو خاندان صدر محسوب مي شد. به همين
دليل , بعد از آنكه آيت الله سيدمحمد باقر صدر و بنت الهدي
صدر به شهادت رسيدند , مزدوران رژيم بعثي عراق در
نيمه هاي شب به خانه آيت الله سيدمحمد صادق صدر رفتند و
او را به گورستان وادي السلام بردند تا پيكر مطهر آيت الله
سيدمحمد باقر صدر و شهيد بنت الهدي صدر را تحويل بگيرد
و بدون سر و صدا آنها را در محلي دفن كند و محل دفن را نيز
به كسي نشان ندهد. آن شبي كه آيت الله محمد صادق صدر
پيكر پاك عموزادگانش را تحويل گرفت , سخت ترين و
اندوهبارترين شب عمرش را شاهد شد و در تمام عمر حتي
لحظه اي آن شب شوم را فراموش نكرد; زيرا داغ بزرگاني مثل
عموزادگانش به خودي خود بسيار جانكاه و كمرشكن بود تا
چه رسد به اين كه اثر صدها جنايت و شكنجه هاي هولناك در
بدن شهيدان عزيزش ببيند. آيت الله سيدمحمد صادق صدر
اولين راوي مطمئن و بزرگي است كه با چشمان خود از پيكر پر
زخم و پر شكنجه شهيدان تصويربرداري كرد و آن تصاوير را
به ذهن سپرد تا داستان مظلوميت دو شهيد بزرگوار خاندان
صدر را در تاريخ ماندگار نمايد.
آيت الله سيدمحمدصادق صدر بعد از شهادت
عموزادگانش , پرچم مبارزه را در دست گرفت و به شيوه اي
ديگر راه شهيد آيت الله محمد باقر صدر را ادامه داد. شيوه اي
كه حتي طاغوت عراق (صدام ) از پيچيدگي و راز و رمز آن سر
در نياورد و مغبون شد. وي كه كوله باري سنگين از رنج ها و
مظلوميت شهداي بزرگوار خاندان صدر را بر دوش داشت , به
سرعت در ميان شيعيان عراق به مرجعي محبوب تبديل شد و
مثل آيت الله سيدمحمد باقر صدر مقلدان و پيروان فراواني به
دست آورد.
آيت الله سيدمحمد صادق صدر در طول مبارزاتش 9 بار
دستگير و به زندان هاي رژيم بعثي منتقل گرديد. اولين
دستگيري وي در سال 1351 و دومين دستگيري نيز در سال
1353 اتفاق افتاد و او به شدت شكنجه شد تا چگونگي
ارتباطش با آيت الله سيدمحمد باقر صدر و ساير مبارزين را
بازگو كند , ولي وي شكنجه را تحمل كرد و چيزي بازگو ننمود.
سومين دستگيري آيت الله سيدمحمد صادق صدر در
جريان قيام مردم عراق كه پس از جنگ خليج فارس (جنگ
آمريكا با عراق به منظور باز پس گيري كويت از دست نيروهاي
صدام ) روي داد , به وقوع پيوست , زيرا آيت الله سيدمحمد
صادق صدر با صدور اعلاميه هايي , ضمن حمايت قاطع از قيام
گسترده مردم (انتفاضه استانهاي جنوب عراق ) به نوعي در
رهبري قيام مذكور شركت فعال نمود. بعد از قيام استانهاي
جنوب عراق , آيت الله سيدمحمد صادق صدر همچنان به
مبارزه ادامه داد. به همين دليل , به طور مكرر دستگير و به
زندان انتقال يافت . وي در جريان مبارزه , به بسياري از
تهديدها و محدويت ها و دستورات نابجاي رژيم بعثي
بي اعتنايي مي كرد و پيوسته به روشنگري مي پرداخت .
سرانجام , مبارزات و بي اعتنايي هاي آيت الله سيدمحمد صادق
صدر به رژيم بعثي عراق , چنان خشم سران اين رژيم را
برانگيخت كه در روز 29 بهمن 1377 , مزدوران مسلح بعثي
آيت الله سيدمحمد صادق صدر و دو فرزندش را طي حمله اي
ناجوانمردانه به شهادت رساندند.
وقتي خبر شهادت آيت الله سيدمحمد صادق صدر و دو
فرزندش در عراق پخش شد , قيام بسيار بزرگ و كم نظير , ده ها
شهر عراق را فرا گرفت . قيام مذكور كه از اول اسفند 1377 اوج
گرفت , چند روز ادامه پيدا كرد.
در قيام اسفند 1377 , مسلمانان در شهرهاي نجف , كربلا ,
ناصريه , كوفه , سماوه , حله , بصره , العماره , الثوره (شهرك
صدر) , كاظمين , بغداد و بسياري مناطق ديگر به پا خاستند و
درگيري هاي خونيني را با ماموران مسلح و نيروهاي بعثي آغاز
كردند . در قيام چند روزه سال 1377 , بيش از صد نفر به
شهادت رسيدند و انبوهي نيز زخمي شدند. البته از بعثي ها و
مزدوران مسلح صدام نيز تعدادي به خاك هلاكت افتادند در
اين قيام , در تعدادي از شهرها به مقر حزب بعث و پايگاه هاي
رژيم صدام حمله و تصرف شد وبرخي از شهر نيز به دست
مجاهدان و نيروهاي انقلابي افتاد. اين وقايع سبب شد ارتش
عراق و گارد رياست جمهوري با آمادگي كامل و با انبوهي از
تجهيزات به خيابانها بريزند و با قساوت تمام , مردم را هدف
رگبار مسلسل ها قرار دهند . قيام اسفند 1377 , به قدري شديد
و گسترده بود كه رژيم صدام برخي از شهرها را به گلوله توپ و
تانك بست ; زيرا اين شهرها به طور كامل به دست مجاهدان
افتاده بود و در بسياري از راه هاي مهم بين شهري نيز مجاهدان
حضور قدرتمندانه داشتند و راه ها را بر حركت نيروهاي نظامي
رژيم بعثي بسته بودند. يكي از شهرهايي كه در جريان قيام
اسفند 1377 , به دست مسلمانان افتاد , شهر ناصريه بود . در
اين شهر , مردم به سرعت مراكز و پايگاه هاي حزب بعث ,
استانداري , سازمان امنيت و ساير مراكز حكومتي را تصرف
كردند و به اداره شهر مشغول شدند. سرنوشت شهر ناصريه در
برخي مناطق نيز تكرار شد. به همين دليل , اين شهر و ساير
شهرهايي كه در حال قيام بودند توسط تانكهاي رژيم بعثي به
محاصره درآمدند. حتي در شهر بغداد كه مقر اصلي رژيم
صدام بود , درگيري هاي خونيني به وقوع پيوست و تعداد
زيادي شهيد و يا زخمي شدند.
شهادت آيت الله سيد محمدصادق صدر نه تنها موجب
قيام گسترده در شهرهاي عراق شد , بلكه در ساير كشورها نيز
التهاب و خشم به وجود آورد و عراقي هاي مقيم اردن , ايران و
بسياري كشورهاي ديگر به تظاهرات پرداختند و ضمن اعلام
انزجار از شهادت آيت الله سيد محمدصادق صدر , همبستگي
و حمايت خود را نسبت به قيام مردم مسلمان عراق اعلام
نمودند.
در جريان قيام 1377 , بسياري از پيروان و ده ها نفر از
وكلاي آيت الله سيد محمدصادق صدر نيز دستگير و شكنجه و
يا اعدام شدند.

آيت الله سيد محمدصادق صدر علاوه بر مبارزات سياسي
و انقلابي در عرصه دانش نيز كارنامه درخشاني دارد. وي علاوه
بر اين كه به تربيت طلاب همت گماشت , ده ها جلد كتاب
(حدود 30 جلد) نيز تاليف كرد . نام برخي تاليفات آيت الله
سيد محمدصادق صدر چنين است : دايره المعارف (ماوراي
فقه ) كه جلدهاي متعدد دارد , اسلام و منشور جهاني حقوق
بشر , موسوعه الامام المهدي و ده ها اثر ديگر.
ثمقتدا صدر , استمرار راه پدر و....
هم اكنون نيز كه عراق در اشغال آمريكا و انگليس است و
اين سرزمين اسلامي دوره سخت و سرنوشت سازي را
مي گذراند , بار ديگر يك روحاني جوان از خاندان صدر به
ميدان مبارزه اي دشوار و خونين گام نهاده است تا اشغال گران
را از عراق براند و يا اين كه عمر آنها را در اين سرزمين
اسلامي كوتاه تر از آنچه تصور مي رفت , بنمايد.
اين روحاني پيكارگر كه بازوي پرتوان و خشم آلود مراجع
بزرگ و دلسوزان مسلمان به شمار مي رود , نامش « مقتدا
صدر » است .
مقتدا صدر فرزند آيت الله صدر ثاني (شهيد آيت الله سيد
محمدصادق صدر) است . وي كه پدر و دو برادرش توسط
رژيم صدام به شهادت رسيده اند , توانسته است بسياري از
پيروان و مقلدان پدرش را سازماندهي نمايد و شعله انقلاب و
مبارزه را همچنان روشن نگه دارد.
مقتدا صدر كه فرزند كوچك شهيد آيت الله سيد
محمدصادق صدر است , در 20 ذيحجه 1393 هـ . ق متولد
شد; بنابراين , هم اكنون اوايل دهه چهارم زندگي خود را سپري
مي كند. وي كه داماد شهيد آيت الله سيد محمدباقر صدر نيز
محسوب مي شود , روح مبارزه با استعمار و استكبار و مزدوران
آنها را از نياكان مبارزش به ارث برده است و چون مردم عراق
از جنايتهاي اشغال گران واقعا به تنگ آمده اند و هر روز شاهد
انواع تحقيرها , ستم ها و بي حرمتي به نواميس و مقدسات خود
هستند , مشتاقانه گرد مقتدا صدر جمع شده اند تا با اهداي
جان و ايثار خون , اشغال گران را كه روي صدام و بعثيها را
سفيد كرده اند , برانند و به همه مصايب و غارت گري ها پايان
دهند.
مقتدا صدر معتقد است وضعيت كنوني عراق به هيچ وجه
قابل تحمل نيست ; زيرا از يك سو كشور در اشغال بيگانگان و
مستكبران جهاني است و همه ثروت و منابع عراق غارت
مي شود و از سوي ديگر , اشغال گران به شدت در حال رواج
دادن فرهنگ فسادآلود غربي هستند و مي خواهند فرهنگ و
باورهاي اصيل و تاريخي ملت عراق را نيز مثل نفت آن غارت و
محو نمايند و بذر مجموعه اي از باورهاي تسليم طلبانه و
ذلت پذيرانه را در عراق بيفشانند.
گرچه مقتدا صدر بلافاصله پس از اشغال عراق , به تدريج
با اقدامات فرهنگي و اجتماعي و سازماندهي نيروهاي پرشور
مسلمان , به آماده ساختن زمينه مبارزه پرداخت تا بعد از
خلاص شدن مردم از دست رژيم صدام , از شر اشغال گران
غربي نيز نجات يابند , ولي تا بهار امسال (سال 83 ) به طور
جدي و همه جانبه به مبارزه مسلحانه اقدام نكرد , ولي در بهار
امسال به دليل دست درازيها و گستاخي ها و ستم ها و
بي حرمتي هاي فراوان اشغال گران به ملت عراق , مقتدا صدر به
پشتوانه مراجع و انبوه جوانان پر شوري كه در آرزوي آزاد
ساختن عراق هستند , با قيام مسلحانه در برابر اشغال گران
ايستاد تا مشت قهرآلود مراجع و ملت مسلمان عراق را به آنها
نشان بدهد.
مقتدا صدر اوضاع جهان اسلام , به ويژه اوضاع عراق ,
فلسطين , افغانستان و..... را وضعيتي كه ساكت بودن و صامت
بودن و نشستن اقتضاي آن باشد , نمي بيند , بلكه معتقد است كه
زمان , زمان تحرك , قيام , مبارزه و فرياد است و اگر راهي غير از
اين انتخاب شود , اوضاع جهان اسلام وخيم تر و رنج آورتر از
آنچه اكنون است , مي شود و جهانخواران و مستكبران , تسلط
بيشتري بر جهان اسلام پيدا خواهند كرد.
به منظور آشنايي با ديدگاه هاي مقتدا صدر در ذيل برخي
سخنان او را مرور مي كنيم . وي مي گويد :
همه ما سربازان امام مهدي هستيم و امروز وظيفه داريم
براي دين و كشورمان تا مي توانيم بجنگيم . ما مسلمانها , اهل
خشونت و كشتن انسانها نيستيم و كشتار و آزار از روحيات
ايماني ما بدور است . ما اهل صلح و آرامش هستيم , ولي آنچه
ما را مجبور كرده است كه دست به اسلحه ببريم , رفتار زشت و
غيرانساني آمريكايي هاي اشغال گر است . ما براي عزت ملتمان
و آزادي كشورمان و حفاظت از دينمان همه نوع فداكاري
خواهيم كرد.... من در هر لحظه آماده شهادتم و از مرگ هيچ
هراسي ندارم . پشت سر من , سايه پدر شهيدم و سايه همه
شهداي راه اسلام قرار دارد. پدرم كسي است كه در برابر
ظالم ترين و تبه كارترين و بي رحم ترين حاكمان ; يعني صدام
ايستاد و تسليم نشد; من هم راهي غير از اين ندارم ; زيرا در
برابر تجاوز و ستم و اشغال بي تحمل هستم . ما مرتكب
خشونتي نشده و نخواهيم شد; ما تهاجمي را آغاز نكرده و
نخواهيم كرد; زيرا چنين روش هايي خلاف تعاليم ديني است
كه به آن معتقد هستيم . بنابراين , ما فقط از خودمان و
نواميسمان و مقدساتمان دفاع مي كنيم . اشغال گران و
متجاوزان , خشونت و تهاجم را آغاز كردند و ما نيز مجبور به
دفاع شديم . آنها هر روز با حيواني ترين روش و پست ترين
روش به مردان و زنان عراقي هجوم مي برند و آنها را يا
مي كشند و يا به زندانها مي برند و با روشهاي شرم آور دست
به شكنجه اسيران و زندانيان مي زنند. آيا ما مي توانيم و حق
داريم در چنين اوضاع و احوالي به خاطر اين كه اشغال گران از
ما خشنود شوند , ساكت و آرام بنشينيم و روشي غير از مبارزه
و مقابله در پيش بگيريم . كار ما , عكس العمل وحشي گريهاي
دشمنان اشغال گر است . اشغال گراني كه هيچ شرم و حيايي
ندارند. اشغال گراني كه با بي حيايي و شرم تمام در همه جا از
تمدن و حقوق بشر و حتي حقوق حيوانها سخن مي گويند و
نعره بلندگوهاي آنها همواره در اين باره بلندتر مي شود , ولي
در عمل هيچ جنايتكاري به پاي آن ها نمي رسد و مجسمه پستي
و جنايت و تجاوزگري هستند.... ما در ابتدا با كسي وارد جنگ
نشديم . ابتدا تظاهرات آرام براي رسيدن به خواستههاي بحق
و مشروعمان انجام داديم . دقيقا يك هفته تمام تظاهرات آرام
داشتيم , ولي آنچه از دشمن اشغال گر ديديم چيزي غير از رگبار
گلوله , خشونت و اهانت نبود; بنابراين به دفاع برخاستيم ..... ما
براي پيروزي به اشغال گران , همه را دعوت به برادري و اتحاد
مي نماييم . ما بايد مراقب فتنه انگيزيهاي دشمنان و
اختلاف افكني آنها باشيم . بايد گوش به فرمان مراجع بسپاريم
و هيچ اقدامي مخالف مواضع آنان در پيش
نگيريم .....
يقينا اگر راهي كه مبارزان پر شور مسلمان در عراق
برگزيده اند , عموميت بيشتري پيدا كند و سستيها , ترسها ,
مصلحت انديشيهاي نابجا و.... كنار نهاده شود , سران استكبار
غرب به زودي در ماتم شكست تاريخي خود در عراق خواهند
نشست , همچنان كه تا به حال چنين شده است و قلدرترين
قلدر جهان در برابر عده اي جوان مبارز و پر شور مسلمان
عراقي , به عقب نشينيهاي خفت بار تن داده است و
عربده جوييهايش به نيرنگ بازي و اختلاف افكني ,
سياست بازي و... تبديل گرديده است .
مقتدا صدر : همه ما سربازان امام مهدي (عج )
هستيم و امروز وظيفه داريم براي دين و كشورمان تا
مي توانيم بجنگيم . ما مسلمان ها , اهل خشونت و
كشتن انسان ها نيستيم و كشتار و آزار از روحيات
ايماني ما بدور است . ما اهل صلح و آرامش هستيم
ولي آنچه ما را مجبور كرده است كه دست به اسلحه
ببريم , رفتار زشت و غيرانساني آمريكايي هاي
اشغال گر است . ما براي عزت ملتمان و آزادي
كشورمان و حفاظت از دينمان همه نوع فداكاري
خواهيم كرد... من در هر لحظه آماده شهادتم و از
مرگ هيچ هراسي ندارم . پشت سر من , سايه پدر
شهيدم و سايه همه شهداي راه اسلام قرار دارد.
پدرم كسي است كه در برابر ظالم ترين و تبه كارترين
و بي رحم ترين حاكمان ; يعني صدام ايستاد و تسليم
نشد
مقتدا صدر : ما فقط از خودمان و نواميسمان و
مقدساتمان دفاع مي كنيم . اشغال گران و
متجاوزان , خشونت و تهاجم را آغاز كردند و ما نيز
مجبور به دفاع شديم . آن ها هر روز با حيواني ترين
روش و پست ترين روش به مردان و زنان عراقي
هجوم مي برند و آن ها را يا مي كشند و يا به زندان ها
مي برند و با روش هاي شرم آور دست به شكنجه
اسيران و زندانيان مي زنند. آيا ما مي توانيم و حق
داريم در چنين اوضاع و احوالي به خاطر اين كه
اشغال گران از ما خشنود شوند , ساكت و آرام
بنشينيم و روشي غير از مبارزه و مقابله در پيش
بگيريم . كار ما , عكس العمل وحشي گري هاي
دشمنان اشغال گر است . اشغال گراني كه هيچ شرم و
حيايي ندارند. اشغال گراني كه با بي حيايي و شرم
تمام در همه جا از تمدن و حقوق بشر و حتي حقوق
حيوان ها سخن مي گويند و نعره بلندگوهاي آن ها
همواره در اين باره بلندتر مي شود , ولي در عمل
هيچ جنايتكاري به پاي آن ها نمي رسد و مجسمه
پستي و جنايت و تجاوزگري هستند

|