روزنامه جمهوري اسلامي 13/04/1383 صفحه هنر و ادبيات

توقف صحنه , تعطيلي هنرهاي نمايشي , بي رنگ و بويي نمايش !
ترنج پررنج
توقف صحنه , تعطيلي هنرهاي نمايشي , بي رنگ و بويي نمايش !


حسام مرادي
در حاشيه رويدادهاي هنري
همايش خاطره نويسي دفاع مقدس و كاربردهاي آن
اولين همايش خاطره نويسي علمي دفاع مقدس 27 و 28 مردادماه در تهران برگزار مي شود. اين همايش كه از سوي بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس برگزار خواهد شد به بررسي علمي خاطرات و جنبه هاي نظري و ادبي موضوع خاطره در دفاع مقدس مي پردازد.
محورهاي اولين همايش خاطره نويسي دفاع مقدس شامل مولفه هاي خاطره نويسي , تاريخچه خاطره نويسي , نقش زمان در خاطرات و نثر و زبان خاطرات دفاع مقدس , تنوع و نگرش در خاطرات رزمندگان , طنز در خاطرات , سفرنامه نويسي دفاع مقدس , يادداشت هاي روزانه و دست نويس ها , خاطره نويسي و سينماي دفاع مقدس , بررسي مردم شناسي خاطره نويسان و مقايسه تطبيقي خاطره نويسي جنگ در ايران با ساير كشورها است . تاريخ شفاهي دفاع مقدس , فرهنگ ساز و خاطره نويسي دفاع مقدس , خاطره نويسي فرماندهان , جانبازان و اسراي جنگي , حقوق مادي و معنوي خاطره نويسي و خاطره گويي و سينماي دفاع مقدس از محورهاي ديگر اين همايش است .
تمامي افرادي كه خاطراتي از دفاع مقدس دارند و پژوهشگران و نويسندگان مي توانند آثار و مقالات خود را تا پايان تيرماه به دبيرخانه اين همايش در خيابان كريم خان زند , خيابان سنايي , كوچه 13 , پلاك 38 ارسال كنند .
تاكنون خاطرات بسياري از رزمندگان و سرداران دفاع مقدس در قالب كتاب چاپ و منتشر شده است . اما ظاهرا براي نخستين بار است كه به نوع (ژانر) خاطره نويسي به طور علمي پرداخته مي شود. اما در همين همايش علمي نيز همچنان جاي يك موضوع بسيار مهم خالي به نظر مي رسد و آن كاربردي كردن خاطرات و يا رواج آن در جامعه است . گواينكه بخشي از اين مساله به آمار بد و تاسف بار مطالعه در ايران برمي گردد. اما نكته اينجاست كه حتي همين خاطرات منشر شده مورد علاقه و بهره هنرمندان گرايش هاي گوناگون نيز قرار نگرفته است و اكنون مي بايست راهكاري يافت كه اين همه زحمت و تلاش در راه انتشارات خاطرات و كار علمي روي آنها منجر به كاربردي شدن آنها بشود.
نخستين كتاب تخصصي « نقد تئاتر با ترجمه فرشيد ابراهيميان اواسط تيرماه منتشر مي شود. نقد تئاتر را « ايروينگ والدر » يكي از منتقدان برجسته تئاتر دنيا نوشته است .
دكتر ابراهيميان درباره ويژگيهاي اين كتاب مي گويد : « كتاب پس از اولين چاپ آن در سال 1998 بلافاصله در كشورهايي چون آمريكا , كانادا و استراليا منتشر شد.
نويسنده در شروع كتاب , تاريخچه مختصري درباره نقد تئاتر در قرن هجدهم مي دهد و سپس به معرفي برجسته ترين منتقدان تئاتر از قرن 18 تا امروز مي پردازد .
در فصل هاي بعدي , كتاب به موضوعات مختلفي چون بازيگري , كارگرداني , متن , نشانه هاي تصويري و... پرداخته شده كه مورد توجه منتقدان و فعالان حوزه تئاتر است .
ابراهيميان با تاكيد بر اينكه اين كتاب جزو نخستين آثار تخصصي در حوزه نقد تئاتر است گفت : « تاكنون نقدهاي زيادي پيرامون اثار درام نويسان مختلف چاپ شده و كادر خصوصي خود تئاتر به صورت مستقل تا به حال هيچ كتابي منتشر نشده است .
وي افزود : كه جريان نقد تئاتر در ايران طي چند سال اخير شدت و ضعف زيادي داشته كه آن هم برگرفته از شرايط اوج و فرود خود تئاتر بوده است . به همين دليل ما در گذشته صرفا با افرادي روبرو بوده ايم كه كار تخصصي آنها نقد تئاتر بود. و امروزه تنها كساني كه علاقه به اين حوزه دارند به صورت شخصي و خودجوش شروع به قلم زدن و نقدي كنند. اين مدرس دانشگاه در پايان با اشاره به جريان هاي اصلي نقد تئاتر گفت : « نقدكردن تخصصي تئاتر به بخش توصيف و تفسير تقسيم مي شود. در بخش توصيف , ما كارهاي منتقدان ژورناليست را داريم در بخش تفسير به نقد صورت و محتواي يك تئاتر مي پردازيم .
تاكنون كتابي در خصوص نقد اجرايي تئاتر در كشور ما منتشر نشده است و ترجمه و چاپ چنين آثاري مي تواند به « نقد تئاتر در ايران كمك بسيار مي كند. در حال حاضر اكثر هنرمندان و به ويژه كارگردانان تئاتر , با منتقدان ميانه خوشي ندارند و اساسا قبولشان ندارد. از سوي ديگر , منتقدان نيز مدام در حال چالش با هنرمندان هستند و در اين ميان , عده اي يافت مي شوند كه هم نقد مي نويسند و هم تئاتر كاري مي كنند! به هرحال طبق يك ضرب المثل قديمي , همه چيز ما به همه چيز ما مي آيد. هم نقد تئاتر در كشور ما ضعف دارد و هم اجراي تئاتر , اما در خصوص اجراي تئاتر تاكنون كتابهاي فراواني به چاپ رسيده اما در مورد نقد , تقريبا دست ما خالي است .
يك نماينده مجلس , به تئاتر بي توجهي شده است !
بالاخره يك نماينده « مجلس » رسما و علنا از تئاتر حمايت كرد و نسبت به آن واكنش مثبت نشان داد. « سعيد ابوطالب » نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه مدت زيادي نيز در اسارت نيروهاي آمريكايي در عراق بود. نكاتي را راجع به تئاتر مطرح كرد كه تاكنون هيچ نماينده ديگري به اين موضوع و قوت درباره اين هنر , اظهارنظر نكرده بود.
ابوطالب در گفتگويي با خبرگزاري ها گفته است : « در سالهاي اخير نه تنها در مورد تئاتر , بلكه در مورد همه شاخه هاي هنري كم كاري صورت گرفته و به اندازه كافي به آنها نپرداخته ايم .
در سالهاي اخير به تئاتر بيش از هنرهاي ديگر جفا شده است . در حالي كه تئاتر در بسياري زمينه ها مقدم بر سينماست . بنابراين هر اندازه به تئاتر توجه كنيم , به صورت پايه اي و اساسي به هنرهاي ديگري مثل سينما هم كمك خواهيم كرد. توجه به تئاتر و بخش هاي ديگر هنري مثل نمايشنامه نويسي مي تواند در عرصه فيلمنامه نويسي نيز به ما كمك كند » .
توجه نمايندگان مجلس به هنري مثل تئاتر مي تواند بحراني را كه احتمالا به زودي گريبانگير تئاتر مي شود , با دقت و عنايت بيشتري حل كرد. در حال حاضر به طور متوسط سالانه هزار دانشجوي تئاتر پذيرفته مي شود و تقريبا به همين تعداد فارغ التحصيل مي شوند. اما از اين نيروي فوق العاده , بهره كافي برده نمي شود و صرفا تحصيلكردگان تئاتري وارد دنياي بي در و پيكر تئاتر ايران مي شوند. حال اگر بدانيم كه براي سينما , از سالهاي پيش معاونتي وجود داشته و دارد و اين معاونت به امور هنرمندان سينما مي پردازد , بايد توقع داشته باشيم كه اكنون براي تئاتر نيز بهتر است معاونتي درنظر گرفته شود.
بودجه و تشكيلات اداري كنوني با نام « مركز هنرهاي نمايشي » به هيچ وجه پاسخگوي نياز تائتر كشور نيست . به نظر مي رسد امثال هاي ابوطالب در مجلس شوراي اسلامي , مي توانند , توجه ساير نمايندگان را به اين بخش جلب كنند و اين اوضاع به وجود نيايد كه مثلا يكي از نمايندگان دوره گذشته مجلس در مصاحبه با رسانه هاي اعلام كند , مردم به نان شب محتاج هستند و نه تئاتر.
اعلام نتايج بازخواني نمايشنامه هاي عروسكي و حرف و حديث ها!
امسال قرار است , طبق روال هر دو سال يكبار , جشنواره نمايش عروسكي بين المللي در تهران برگزار شود. اين جشنواره يكي از پر هزينه ترين و پر سر و صداترين جشنواره هاي تئاتر ايران است . و به همين سبب , هميشه حاشيه هايي از كنار برگزاري آن به وجود مي آيد. از جمله اينكه قرار بوده , بازخوان هاي نمايش نامه هاي عروسكي , پاسخ قبولي يا ردي آن را ارديبهشت ماه امسال اعلام كنند. اما با تغيير و تحولات در مركز هنرهاي نمايشي و كنار رفتن مجيد شريف خدايي از رياست اين مركز , حتي بحثي در تعطيلي جشنواره پيش آمد. چرا كه دكتر نشان , رياست جديد مركز هنرهاي نمايشي , اين مركز را با حدود دويست ميليون تومان بدهي تحويل گرفت . اما با وجود مشكلات مالي مركز , ظاهرا تصميم بر برگزاري جشنواره در همين سال گرفته شد و بنابراين « بهروز غريب پور » به تكاپو افتاد تا جشنواره را برگزار كند. اما اعلام نتايج باز هم حاشيه هايي را در پي داشت از جمله اينكه بازخوانهاي جشنواره , متون را نخوانده اند و اعلام نتايج عادلانه نيست و ... با اين وجود , بايد اذعان داشت كه جشنواره نمايش هاي عروسكي , يكي از جشنواره هاي تاثيرگذار تئاتر كشور است كه بهتر است با هر حاشيه اي كه دارد , برگزار شود , چرا كه حضور چند گروه با تجربه عروسكي از خارج از كشور و ديدن و آموختن تجربه هاي آنها همواره مورد توجه نمايشگران عروسكي ايران بوده است . پس بايد فقط سعي كرد كه از حاشيه ها كم شود و به اصل پرداخته شود.
توقف صحنه , تعطيل هنرهاي نمايشي , بي رنگ و بويي نمايش !
پس از توقف ماهنامه صحنه وابسته به مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري , مجله هنرهاي نمايشي كه از سوي بخش خصوصي اداره مي شد نيز , مهر قرمز آخرين شماره را روي جلد خود حك كرد و باز هم تئاتري هاي ايران دو مجله تخصصي و ويژه تئاتر را از دست دادند. هر چند « نمايش » وابسته به مركز هنرهاي نمايشي باقي مانده كه همچنان بي رنگ و بو و بي مخاطب است و گويي فارغ از دنياي تئاتر ايران فقط به خاطر دولتي بودنش چاپ و انبار مي شود!
اين كه هنرهاي نمايشي به خاطر مسائل مالي تعطيل مي شود. تعجبي ندارد , چرا كه غيردولتي است و حمايت هيچ گروه و سازماني را پشت خود ندارد اما توقف « صحنه » كه مجله حوزه هنري است , دليل موجهي ندارد. نمايش هم كه سالهاست به هيچ تغييري در ساختار و نگرش چاپ مي شود و حتي رياست تازه مركز هنرهاي نمايشي نيز تاكنون فكري به حال اين ماهنامه و انتشارات نمايش نكرده است . شايد در اين اوضاع و احوال تغييرات بنيادي در مجله « نمايش » مركز هنرهاي نمايشي بتواند , خلا ماهنامه تئاتري در ايران را پر كند.
ضمن اينكه بايد خاطر نشان ساخت كه گردانندگان فعلي مجله نمايش مركز هنرهاي نمايشي نيز از اوضاع نامناسب مالي مداوم شكوه و شكايت دارند , اما همين شماره ها نيز كه منتشر مي شود , مخاطبان را نه تنها جذب نكرده بلكه از تئاتر بيزار مي كند!
حوزه هنري , به اندازه بودجه اش نمايش انتخاب مي كند!
حسين رضازاده يكي از اعضا هيات بازبيني مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري در گفت و گويي با خبرگزاري ها اعلام كرده است كه « بودجه و اعتبار مركز هنرهاي نمايشي وزارت ارشاد چندين برابر بودجه و اعتبار مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري است و تعداد سالن هاي نمايشي , پرسنل و تشكيلات مركز هنرهاي نمايشي ارشاد بسيار گسترده تر است و قرار نيست مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري نمايشهاي موازي با نمايشهاي مركز هنرهاي نمايشي ارشاد را به صحنه ببرد.
وي مي افزايد : « از طرف ديگر قانون اساسي متولي هنر و پاسداري از فرهنگ را وزارت ارشاد مي داند به همين خاطر مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري با كارها و پيشنهادهاي اجرايي , هوشيارتر و آگاهانه تر برخورد مي كند. زيرا از نظر مالي در مضيقه است و از اين رو مولفه ها و آيتم هايي كه توصيه مي كند و يا پيشنهاد مي شود را با درايت پيگيري كرده و آنها را در كارهاي اجرايي مورد توافق طرفين لحاظ مي كند.
رضازاده ضمن اشاره به اين نكته كه پرداختن بيشتر به مضامين مذهبي , ارزشي و انقلابي در دستور كار حوزه هنري قرار دارد , به ساير ويژگيهايي كه در گزينش كارها اعمال مي شود پرداخت و گفت : « ضرورت انتخابهايمان حرف و پيام يك نمايش است » . ضمن اينكه نمايشي بودن آن جزو لاينفك كار است . البته كارهاي ديگري هم جداي اين ضرورت به اجرا درمي آيند اما در اولويت ما نيستند.
حسين رضازاده كه تاكنون نمايشهاي متعددي را در جشنواره هاي مختلف بازبيني و داوري كرده است به نكاتي كه در بازبيني ها و داوري هاي حوزه هنري ارائه مي شوند پرداخت و خاطرنشان كرد : « هيچ گاه با خط قرمز و سانسور پيش نمي رويم و در گزينش و انتخاب هايمان به تناسب بودجه و موضوع برخورد مي كنيم زيرا حوزه هنري قرار است اساسا يك پايگاه هنري و ديني باقي بماند و اين مشي خداپسندانه را حفظ كند.
رضازاده كه نويسندگي و كارگرداني چند كار نمايشي و تلويزيوني را در كارنامه خود دارد در پايان يادآور شد : « خوشبختانه مديريت مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري , دانش تمييز را به حد كفايت و اقتضاي تحصيل و تخصص اثر دارد. »
بنيانيان : هنرمند ديني تربيت مي كنيم !
از سوي ديگر بنيانيان , رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي هدف حوزه هنري را تربيت ديني علاقمندان به هنرهاي مختلف و فراهم كردن شرايط براي توليد و خلق آثار هنري ماندگار و منطبق با ارزش هاي اسلامي و انساني مورد نياز جامعه ذكر كرده است . به اين ترتيب , حوزه هنري مي خواهد به عنوان اصلي خود و نيز نيازهاي سازمان تبليغات اسلامي بپردازد.
شايد با اين نگاه , در آينده , شاهد شكل گيري هسته هاي اسلامي هنري در اين حوزه باشيم و به گفته رضازاده از موازي كاري با وزارت ارشاد در حوزه هنري خبري به گوش نرسد.
بي مهري هاي جهاد كشاورزي
وزارت جهاد كشاورزي در كنار همه فعاليت هايي كه در زمينه توليد محصولات و حمايت از كشاورزان و.... انجام مي دهد , از ساليان پيش تاكنون , جشنواره اي تحت عنوان روستا را برگزار مي كند. در اين جشنواره , هنرمندان شاخه هاي گوناگون از جمله , تئاتر , صنايع دستي و.... آثار خود را به جشنواره ارسال مي كنند و در يك روز به نام اختتاميه جشنواره روستا , جوايزي به برگزيدگان اهدا مي شود. ناگفته نماند كه جشنواره روستا چند سال پيش مفصل تر و طي چند روز برگزار مي شد , اما به تدريج از حواشي آن كاسته شد و به يك روز ختم شد.
اين مقدمه را نوشتيم كه به يك نكته ديگر و در واقع نكته اي با اهميت اشاره كنيم و آن تعهدات مسوولان جشنواره نسبت به كارشناسان و داوراني است كه با آنها همكاري مي كنند. ظاهرا سال گذشته , براي نخستين بار در تاريخ برگزاري جشنواره , آنچه به عنوان حق الزحمه يا دستمزد داوري پرداخت مي شده , امروز پرداخت نشده است .
اين بي مهري و كم توجهي وزارت جهاد كشاورزي , كم سابقه يا شايد به جرات بتوان گفت بي سابقه است . نكته مهم تر اين است كه مسوولان جشنواره قطعا به همكاري كارشناسان و هنرمندان عرصه هاي گوناگون هنر , براي ارتقا سطح كيفي جشنواره نيازمندند و چنين واكنشي نسبت به حضور آنها به عنوان همكاران جشنواره , اساسا شايسته نيست . اميد مي رود , مسوولان جشنواره و وزارت جهاد هر چه زودتر به تعهدات انجام نداده خود سريع تر عمل كنند تا اگر وزارت جشنواره اي ديگر برگزار شود نام نيك و خوش جشنواره , همچنان در اذهان باقي بماند.

ترنج پررنج


تيمور ترنج در دهم خرداد هزار و سيصد و سي و چهار در شهركرد به دنيا آمد. ترنج شاعري صميمي و دوست داشتني بود. شعر او رنج نامه انسان امروزي است , او شاعر جنگ مي باشد و نسل انقلاب . زبان شعر او ساده و صميمي و روان است , قالب شعري او غزل و بيشتر شعر سپيد مي باشد.
وي نخستين كتاب شعر خود را با عنوان « صداي مردم ژرفا » قبل از انقلاب به جامعه شعر و ادب عرضه داشت و از اوايل جنگ تحميلي بيش از بيست سال پيش به بوشهر عزيمت نمود و تا پايان عمر در اين شهر سكونت داشت . زنده ياد تيمور ترنج روز چهارشنبه 83,3,13 در بيمارستان نمازي شيراز , ساعت 12,30 جامعه فرهنگي , به ويژه دوستداران شعر خود را در اندوهي عميق رها كرد.
شايد از اين پس بهتر آواز او شنيده شود براي كسي كه زيباترين آوازش را براي او خواند و رفت .
« پشت تمام پنجره ها
زني نشسته است
با بال هاي سوخته پرواز »
اشعار او آكنده از غم و اندوه و غم غربت مي بود. او بعد از انقلاب علاوه بر اشعاري كه زينت بخش صفحه هاي ادبي در سرتاسر كشور و هفته نامه هاي محلي مي شد , دومين كتاب شعر خود را با عنوان « تو چقدر شبيه شعرهاي من گريه مي كني » در سال 1376 چاپ نمود ودر اختيار دوستداران شعر و هنر قرار داد. همچنين سومين مجموعه ي اشعارش در سال 1380 در سلسله كتاب هاي « برگزيده نيستان » تقديم دوستداران شعر و ادب گرديد.
او سال ها در شهر بوشهر بود و سرود , شهري كه به مهمان نوازي معروف و مشهور است .
او سرمشق و الگويي براي جوانان بود , شاعري كه به حق او را ترنج « پررنج » مي خوانند , هرچند تابود نمي دانستيم .
ضمن تسليت به خانواده ايشان و جامعه فرهنگي كشور يكي از سوگ سروده هاي او را تقديم مي كنيم :
تو چقدر شبيه شعرهاي من گريه مي كني !
مگر دل تو هم
براي ديدن دريا و آن دقايق آبي
تنگ است .
باور كن !
من گاهي كه زبان به زمزمه مي گردانم
حس مي كنم
كه گريه هاي از ياد رفته ي مردگان
گونه هايم را
تر كرده است .
تو چقدر شبيه شعرهاي من گريه مي كني !
بيا برويم !
بيا تا فرصت هست
فانوس برداريم
و از فراخناي اين فصل
بي فواره بگذريم !
شنيده ام
كمي دورتر از اين جا
دريايي است
كه نمك گريه ها را
از دستمال خاكستري خاطره ها
مي شويد
و با هر كه
دلش تنگ است
از عشق
و ازروزهاي روشني كه درراهند
سخن مي گويد
بيا برويم !
برگرفته از هفته نامه بوشهر; آواي بهارستان