روزنامه جمهوري اسلامي 11/04/1383 صفحه عقيدتي

* علامه اميني , عاشق فرزانه اهل بيت (ع )
* به مناسبت سالروز شهادت آيتالله صدوقي به دست منافقين
شهيد آيت الله صدوقي , فقيهي فداكار و متعهد به اسلام
علامه اميني , عاشق فرزانه اهل بيت (ع )




به مناسبت سالروز درگذشت علامه شيخ عبدالحسين اميني
دوازدهم تيرماه سالگرد درگذشت عالم بزرگوار مرحوم شيخ عبدالحسين اميني است .
علامه شيخ عبدالحسين اميني در سال 1320 هجري قمري در تبريز ديده به دنيا گشود. او در محضر پدر گرامي اش حجت الاسلام حاج ميرزا احمد اميني تحصيلات مقدماتي را سپري ساخت . آنگاه در نزد علمائي چون « سيدمحمد مولانا » و « شيخ حسين » به ادامه تحصيل خود در مراحل ديگر همت گماشت و پس از طي اين مرحله راهي نجف شد. در آنجا در محضر استاداني چون « سيدمحمد فيروزآبادي » و « سيدابوتراب خوانساري » به كسب علوم پرداخت .
او به جهت استعداد شگرف خويش در همان دوران جواني به كسب درجه اجتهاد توفيق حاصل كرد و اين اجازه با تائيد و دستخط مراجع بزرگوار آيات عظام سيدابوالحسن اصفهاني , ميرزا محمدحسين نائيني , حاج شيخ عبدالكريم حائري و شيخ محمدحسين كمپاني اصفهاني , همراه بود.
علامه اميني موفق شد در سال 1335 هجري قمري نخستين كتاب خويش را بنام « شهدا الفضيله » برشته تحرير در آورد. بزرگترين و ارزشمندترين اثر وي « الغدير » نام دارد. او در نگارش اين اثر زحمت بسياري را تحمل نمود و تمام اين زحمات را به عشق و محبت خاصي كه به امير مومنان و ولايت آن پيشواي معصوم داشت , براحتي و با ميل و اشتياق پذيرفت و بدين منظور به كشورهاي مختلفي جهت تهيه منابع و مآخذ لازم سفر نمود.
علامه اميني براي تحقق اهداف مقدس خويش كه در راس همه آنها تحقيق و نشر و تبليغ ولايت حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام و اثبات حقانيت تشيع و ايجاد وحدت و يكپارچگي بين فرق اسلامي بود به كشورهايي چون هند و تركيه و سوريه و عراق ... مهاجرت نمود و مجموعه اين تحقيقات و تفحصات را با عشق و محبت مولايش علي (ع ) بروي كاغذ آورد و ميراثي بس گرانبها براي تشيع باقي گذاشت . همانگونه كه اشارت رفت تمام لحظاتي كه علامه اميني وقف تهيه الغدير نمود همراه با محبت به علي (ع ) و دقت كامل در انعكاس تمام حقايقي كه مربوط به آن حضرت بود , طي شد. خود آن بزرگوار در اينباره چنين گفته است :
« هرگاه پشت ميز مي نشستم كه الغدير را بنويسم مثل اينكه علي (ع ) را در كنار ميز ميديدم كه مطالب را به من ديكته مي فرمود. »
سفرها و تحقيق و تتبعات مرحوم علامه اميني علاوه بر اينكه منجر به نگارش كتاب ارزشمند « الغدير » شد , اقدام عظيم و بي مانند ديگري از آن عالم بزرگ را نيز سبب شد و آن تاسيس كتابخانه بزرگ نجف بود كه يكي از مهمترين اقدامات علمي و اجتماعي آن بزرگوار محسوب مي شود.
مرحوم علامه اميني علاوه بر تاليف كتاب « شهداالفضيله » و كتاب بزرگ « الغدير » كتب ديگري نيز از خودبجاي نهاده است كه عبارتند از :
1 ـ كامل الزيارات ابن قولويه (تحقيق و تعليق )
2 ـ ادب الزائرلمن يعم الحائر
3 ـ سيرتناوسنتنا سيره نبينا و سنته
4 ـ اعلام الانام في محرفه الملك العلام (در توحيد)
5 ـ تفسير آيه « قالوا ربنا امتنا اثنتين ... »
6 ـ تفسير آيه « و اذا خذربك من بني آدم ... » (بنام ميثاق الاول )
7 ـ تفسير آيه « و كنتم ازواجاثلاثه ... »
8 ـ تفسير آيه « ولله الاسما الحسني »
9 ـ تفسير سوره حمد
10 ـ ثمرات الاسفار (در 2 جلد)
11 ـ حاشيه بر رسائل شيخ انصاري
12 ـ حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري
13 ـ رساله در حقيقت زيارات
14 ـ رساله در علم درايه
15 ـ رساله در نيت
16 ـ رياض الانس (در 2 جلد)
17 ـ العتره الطاهره في الكتاب العزيز
علامه اميني علاوه بر صعود بر قله بلند دانش و كسب مقام والاي علمي , از لحاظ روحي و اخلاقي درجات و مراتبي را نيز طي كرده و كمالات نفساني را در وجود خويش باور نموده بود. در وصف حالات و روحيات و شدت عشقي كه به خاندان نبوت داشت نوشته اند كه : « وي از راه اعمال صالحه و مداومت در ادعيه و تفكر در زيارات ماثور , به حقايقي برخورد كه پيش سالك دانستني است نه گفتني . از اين جهت كمر براي نصرت حق و دفاع از حقوق پايمال شده وحي خاتم الانبيا بربست و در راه نيل بدين مقصود از باطن صاحب الحق و فرزندش صاحب الامر عليهماالسلام با كمال اخلاص استمداد جست و مورد مدد نيز واقع گرديد. در نتيجه آيت الله اميني يك فرد روحاني كامل عياري شد كه در او نور عقل شرعي بوجه احسن تجلي كرد.
از ميان صفات و ويژگي هاي برجسته و حسنه وي نظير علو طبع , استغنا از همنوع , صراحت لهجه , زبان صدق گويا , قلم و بيان شيوا و رسا و گرم , آراستگي به صفات كريمه شجاعت , توكل , ادب علمي و اجتماعي و... عاليترين صفات عاليه و بارزوي عشق و محبت بي حد و ولاي كامل و اخلاص بسيار نسبت به آستان پاك اهل بيت عترت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين بود. وي از سرچشمه زلال و گواراي خاندان نبوت و رسالت سيراب گشته بود و از اشعه وجود مبارك مولي الموالي اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) غرق نور و عشق و اخلاص به ائمه اطهار سلام الله عليهم گشته بود. فكر و ذكر و قيام و قعود و خواب و بيداري و قدم و قلمش ولاي علي (ع ) بود و بس . بهنگام ياد و ذكر بلايا و مصايب اهل بيت بخصوص علي و فاطمه و حسين (ع ) با فرياد و درد مي گريست . حرم شريف اميرالمومنين را بسيار زيارت مي نمود. بسيار خاضع و خاشع بي تابانه سيل اشك از ديدگانش جاري و اين همه از عشق و ولاي تام و تمام او به آل محمد(ص ) بود... »
اين عالم جليل القدر و محقق سخت كوش و توانا سرانجام پس از آنكه به آرزوهاي شيرين خويش در خدمت به اسلام و مسلمين دست يافت . راهي سراي باقي شد و جهان اسلام در فقدان او به سوگ نشست .

به مناسبت سالروز شهادت آيتالله صدوقي به دست منافقين
شهيد آيت الله صدوقي , فقيهي فداكار و متعهد به اسلام




يازدهم تيرماه سالروز شهادت عالم بزرگوار حضرت آيت الله صدوقي ميباشد. در اين روز زماني كه فقيه مجاهد و عارف بزرگوار حضرت آيت الله صدوقي پس از اداي نماز جمعه جايگاه را ترك ميكرد , منافقي قسي القلب به او نزديك شد و با آغوش كشيدن آن بزرگوار و منفجر كردن نارنجكي كه دردست داشت , آيت الله صدوقي را در خون غوطه ور مي سازد.
آن عالم متعهد و مبارز خستگي ناپذير در ماه مبارك رمضان و درحال روزه به آرزوي ديرينه خويش دست يافت و جان پاك خويش را در راه بقاي ارزشهاي متعالي اسلام تقديم محبوب خويش نمود.
آيت الله صدوقي در سال 1327 هجري قمري در يزد ديده به دنيا گشود. خانواده شهيد صدوقي از نواده هاي مرحوم شيخ صدوق بزرگ ميباشند و پدر او يكي از روحانيون معروف يزد بود.
شهيد صدوقي در سن هفت سالگي پدر و در 9 سالگي مادر خويش را از دست داد. مدتي از دوران تحصيلات او در يزد و سپس در اصفهان سپري شد و سپس براي ادامه آن با خانواده خويش به قم هجرت نمود و مدت بيست و يك سال در آنجا به تحصيل علوم پرداخت پس از درگذشت موسس و مدير حوزه علميه قم مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري , قسمتي از كارهاي حوزه به شهيد صدوقي واگذار شد. آيت الله صدوقي بيشترين اوقات خويش را با رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني (ره ) گذراند. خود آن شهيد سعيد در اين باره مي گويد :
« در آن وقت امام خميني يكي از مدرسين خيلي مبرز حوزه بودند كه همه ايشان را به عنوان اينكه يك آقاي فوق العاده است مي شناختند. تدريسشان هم خيلي بالا گرفت و با اينكه آقايان مراجع هم بودند ولي تدريس ايشان در قم اولويت پيدا كرد. يادم هست كه امام خميني در مسجد سلماس نزديك محله يخچال قاضي تدريس ميكردند و مسجد تقريبا پر ميشد و ايشان يك آقاي معروفي مشتهر به فلسفه و عرفان و فقه و اصول و استاد اول , شناخته مي شدند. بنده در سال 1349 قمري كه وارد قم شدم , دو سه روزي پس از ورود , با امام خميني آشنا شدم و كم كم آشنايي ما بالا گرفت و به رفاقت كشيد و گاه در تمام مدت شبانه روز با ايشان بودم ... »
آيت الله صدوقي در سال 1330 به يزد مراجعت نمود . او از آغاز مبارزات حضرت امام چه قبل و چه بعد از 15 خرداد همواره از ياران امام و از مروجان افكار متعالي رهبر انقلاب محسوب ميشد.
پس از تبعيد امام به تركيه و سپس به نجف اشرف , ارتباط مرحوم صدوقي با امام قطع نشد. بلكه آن شهيد بزرگوار از طريق مراسلات با امام رابطه برقرار نمود و تا آخرين حد توان خويش حضرت امام را در مبارزه با طاغوت همراهي ميكردند.
او در حين مبارزات مردم مسلمان ايران براي سرنگوني رژيم منحوس پهلوي پيامهاي حضرت امام را كه توسط تلفن به او مي رسيد به اطلاع علماي مشهد و تبريز و شيراز و ديگران مي رساند.
شهيد صدوقي در مبارزه با رژيم شاه يكي از محورهاي اصلي مبارزه محسوب ميشد. او اعلاميه هايي در محكوم نمودن جنايات رژيم از جمله فاجعه سينمار ركس آبادان صادر نمود. ايشان در مورد مسائل مهم انقلاب همواره مورد مشورت پيشتازان روحانيت مبارز بودند و شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و همچنين آيت الله هاشمي رفسنجاني براين واقعيت تاكيد كرده اند.
امام خميني قدس سره الشريف در پيامي كه به مناسبت شهادت آيت الله صدوقي فرستادند , درباره اين شهيد بزرگوار چنين فرمودند :
« ... قرباني براي يك انقلاب بزرگ نشانه يك پيروزي و نزديك شدن به هدف است . بي جهت نيست كه درباره سيدشهيدان جهان منقول است كه هرچه ياران بزرگوارش از دست مي رفتند و هرچه به ظهر عاشورا نزديك ميشد رنگ مباركش افروخته و ابتهاجش زيادتر ميشد. هرشهيدي كه ميداد يكقدم به پيروزي نزديكتر ميشد.
مقصد عقيده است و جهاد در راه آن و پيروزي انقلاب , نه زندگي و نه دنيا و رنگ و بوي ننگين آن , اين شهادت هاست كه به ملت ما وعده پيروزي نهايي مي دهد.
چه كسي اولي به شهادت است در عصري كه استكبار جهاني و فرزندان خلف آن در داخل و خارج اسلام عزيز را تهديد مي كنند از امثال شهيد بزرگوار ما و فقيه متعهد و فداكار اسلام شهيد صدوقي عزيز رضوان الله عليه , شهيد بزرگي كه در تمام صحنه هاي انقلاب حضور داشت و يار و مددكار گرفتاران و مستمندان بود و وقت عزيزش صرف در راه پيروزي اسلام و رفع مشكلات انقلاب ميشد و براي خدمت به خلق و انقلاب سراز پا نمي شناخت هرجا زلزله مي شد شهيد صدوقي براي ترميم خرابي ها آنقدر كه توان داشت حاضر , هرجا كه سيل مي آمد او بود كه در صف مقدم براي دستگيري خلق خدا حاضر بود. در جبهه ها او و دوستان او و امثال او بودند كه هرچند يك دفعه سركشي كرده و آرامش قلب خلق الله بودند...
ما در عين حال كه از شهادت و فقدان اين بزرگان خدمتگزار به اسلام و محرومين در سوگيم از نزديك شدن به هدف اعلا كه قطرات خون اين شهيدان آنرا نويد مي دهند دلگرم و خرسنديم آنچه پيش ما مطرح است هدف بزرگ و شخصيتهاي اين بزرگمردان شهيد است كه بحمدالله هدف نزديك و شخصيتهاي اينان بارزتر و بزرگتر ميشود.
اينجانب دوستي عزيز كه بيش از سي سال با او آشنا و روحيات عظيمش را از نزديك درك كردم از دست دادم و اسلام خدمتگزاري متعهد و ايران فقيهي فداكار و استان يزد سرپرستي دانشمند را از دست داد و در ازا آن به هدف نهايي كه آمال اين شهيدان است نزديك شد...
آيت الله خاتمي درباره خصوصيات بارز شهيد محراب آيت الله صدوقي چنين مي گويد :
« ايشان از اول جواني همه اش در خدمت خلق بود , نه اينكه مثل بعضي ها در يك مقطعي از زمان اتفاق مي افتد كه اينها بدرد مردم بخورند ولي بعدا از كار افتاده مي شوند و كنار مي روند ولي ايشان از اول عمرش تا لحظه اي كه شهيد شدند و اين جنايت روي داد دائما در دلسوزي و خدمت براي مردم بودند. »
ديگر اينكه رمز موفقيت آيت الله صدوقي در اخلاق خاص ايشان بود , ايشان بسيار متواضع بودند و مردم شيفته اخلاق نامبرده بودند. بقدري با مردم خوش برخورد بودند و مردم را به خود جذب ميكردند كه موجب محبوبيت و مورد احترام جامعه قرار گرفته بودند و دوست و دشمن به ايشان احترام مي كردند.
از جمله كارهاي قابل توجه ايشان رفع مشكلات مردم بود كه حتي در رژيم سابق و قبل از انقلاب بسياري از مشكلات اجتماعي براي مردم پيش مي آمد اغلب مشكلات اقتصادي بود كه براي آنها وجود داشت و آيت الله صدوقي پايمردي ميكردند و مشكلات مردم را حل ميكردند.
خدمات ايشان منحصر به استان يزد و ايران نبود , بلكه حتي خارج از كشور هم خدمات ارزنده اي انجام دادند. مثلا ايشان در لبنان به آسيب ديدگان و مردم محروم آن كشور كمك ميكردند... »