نمايشگاه آثار معرق چوب در فرهنگسراي بانو
نمايشگاه آثار معرق ليلا رضايي شامل نخستين مجموعه معرق از
شاهنامه فردوسي از 19 تا 23 تير ماه در فرهنگسراي بانو (سرو) برگزار
مي گردد.
ليلا رضايي با بيش از 13 سال تجربه ساخت تابلوهاي معرق چوب
اين هنر را نزد استاد حسيني آموخته است .
معرق تلفيق هنرمندانه مقطعي نازك از چوب درختان مختلف نظير
گردو , سنجد , بيد , عناب و... مي باشد كه براساس طرحي مشخص با
ظرافت و دقت بسيار همچون پازل كنار هم چيده مي شود و نهايتا
تابلويي هنرمندانه خلق مي گردد.
ساعات بازديد اين نمايشگاه 9 الي 20 در گالري يك فرهنگسراي
بانو واقع در خيابان ولي عصر , ضلع شمالي پارك ساعي , كوچه ساعي
مي باشد.
تفاهم نامه همكاري حوزه هنري و سازمان فرهنگي , هنري
شهرداري تهران امضا شد
حوزه هنري و سازمان فرهنگي , هنري شهرداري تهران به عنوان دو
سازمان فرهنگي , هنري كه در راستاي ارزش هاي نظام مقدس جمهوري
اسلامي فعاليت مي كنند , تفاهم نامه همكاري امضا كردند.
به گزارش ستاد خبري حوزه هنري , براساس اين تفاهم نامه كه به
منظور جلوگيري از نيروهاي جوان در راستاي توسعه هنر ديني صورت
گرفته است , حوزه هنري و سازمان فرهنگي , هنري در زمينه هاي
تجسمي , فيلم , موسيقي , مطبوعات و ساير رشته هاي هنري همكاري
مي كنند.
حوزه هنري و سازمان فرهنگي , هنري شهرداري تهران كه به عنوان
دو سازمان فرهنگي , هنري كشور در عرصه هاي فرهنگي , هنري گام هاي
موثري برداشته و در راستاي توسعه هنر ديني در جامعه فعاليت هاي
بسزايي داشته اند , اين تفاهم نامه را به منظور رشد و پرورش
استعدادهاي نهفته جوانان متعهد جهت بهره گيري از نيروهاي جوان
هنرمند در جهت رشد و اعتلاي فرهنگ و هنر ديني و نيل به اهداف و
آرمانهاي والاي ميهن اسلامي به امضا رسانده اند.
تصويربرداري سريال ستارخان از سرگرفته مي شود
با حمايت استانداري آذربايجان شرقي , ساخت فيلم ـ سريال
مستند « ستارخان » از سر گرفته مي شود. علي ستارپور نويسنده و
كارگردان اين سريال گفت : هم زمان با برگزاري يكصدمين سال گرد
انقلاب مشروطيت كه طبق تصويب هيئت دولت در سال 1284 هم
زمان در تهران و تبريز برگزار خواهد شد , اين فيلم مستند پخش خواهد
شد. وي گفت : سال گذشته فيلم برداري اين فيلم مستند در ورزقان آغاز
شد و تاكنون سه قسمت از شش قسمت آن آماده نمايش است . ستارپور
گفت : با مساعدت استانداري آذربايجان قرار شد , اين فيلم مستند تا
پايان سال جاري آماده شود. لازم به يادآوري است چهار قسمت از اين
فيلم ـ سريال درباره سرزمين و محل پرورش دوران كودكي ستارخان و
چگونگي شكل گيري انقلاب مشروطيت و ابعاد قيام و وضع مناطق ديگر
هنگام پيدايش مشروطيت خواهد بود.
توسعه مسجد جامع مسكو
مراسم نصب سنگ بناي توسعه ساختمان مسجد جامع مسكو , با
حضور مفتي شيخ راوي عين الدين (رئيس شوراي مفتيان روسيه ) و
معاون شهرداري مسكو و رهبران مسلمانان مناطق مختلف روسيه , و
همچنين نمايندگان كشورهاي مشترك المنافع و هيئتهايي از جمهوري
اسلامي ايران , ليبي و تركيه در مسجد جامع مسكو برگزار شد.
در اين مراسم كه با حضور جمعي از مسلمانان روسيه و پيش از
اقامه نماز جمعه انجام شد , آيت الله تسخيري و هيئت همراه و همچنين
رايزن فرهنگي كشورمان حضور داشتند.
در مراسم ياد شده كه هم زمان با يكصدمين سال تاسيس مسجد
جامع مسكو برگزار شد , پس از سخن راني كوتاه رئيس شوراي مفتيان ,
آيت الله تسخيري (دبير مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ) به همراه
ساير شخصيتهاي ياد شده , طومار يادبود تاسيس مسجد را امضا
كردند. اين طومار در فضايي آكنده از ذكر تكبير و حمد و توحيد
حاضران در محل سنگ بناي مسجد قرار گرفت و هر يك از شخصيتهاي
حاضر براي مجد و عظمت اسلام و مسلمين و تحقق اهداف مقدس بناي
اين خانه خدا دعا كردند.

|
مديريت جزيره اي كارساز نخواهد بود
|

گفتگو با دكتر محمد حسين ايماني ; معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد
اسلامي
اشاره
در پي انتصاب دكتر محمد حسين ايماني در اسفند ماه 82 به سمت
معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , تغييراتي در سطح
مديران مراكز زير مجموعه اين معاونت صورت گرفت .
اين تغييرات در حالي اتفاق افتاد كه يك سال به پايان هشتمين
دوره رياست جمهوري بيشتر باقي نمانده است . انگيزه اين تغييرات ,
برنامه هاي آينده و برخي موضوعات مهم ديگر از جمله مباحث مطرح
شده در گفتگو با معاون هنري وزير ارشاد است . محمد حسين ايماني
دكتراي اقتصاد جهانگردي دارد. وي همچنين دبير شوراي فرهنگ
عمومي است .
ث چه دلايلي منجر به تغييرات تازه در حوزه مديريت هاي مراكز زير
مجموعه معاونت هنري وزارت ارشاد گرديد
پيش از انتصاب بنده به عنوان معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در
امور هنري , رئيس مركز موسيقي جناب آقاي مراد خاني استعفا داده
بودند. بعد از اصرار ايشان براي استعفا آقاي دكتر همافر كه موسيقيدان
هستند و در فرهنگ و ادب هم سابقه و آثاري دارند براي اين كار انتخاب
شدند. در حوزه نمايش نيز بعد از مشورت با دست اندركاران حوزه
هنرهاي نمايشي ديديم بهتر است علاوه بر ادامه فعاليتهاي خوب
گذشته , سياستهاي اجرايي در مواردي تغيير كند. از جمله حمايت
بيشتر از هنرمندان شهرستانها , حضور هوشمندانه تر در مجامع
بين المللي و توجه بيشتر به محتوا و معنا در حوزه نمايش . با
مشورتهايي كه شد آقاي دكتر نشان از چهره هاي دانشگاهي و از مديران
با سابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منصوب شدند. در واقع در
حوزه معاونت هنري اين دو تغيير را داشتيم .
ث اگر آقاي مرادخاني رئيس سابق مركز موسيقي استعفا نمي داد , شما
ايشان را تغيير نمي داديد
باتوجه به تجربه اي كه در طول پانزده سال داشتم فكر مي كنم ما
مي توانستيم از همكاري ايشان استفاده كنيم .
ث هنر نمايش در كشورها حركت كندي داشته و سياستهاي تعيين شده
در اين زمينه بيشتر معطوف به برگزاري جشنواره ها در پايتخت بوده
است . آيا انتصاب آقاي خسرونشان قرار است اين روند را بهبود
ببخشد
انشاالله قرار است طيف گسترده تري از دست اندركاران حوزه
هنرهاي نمايش شامل نويسندگان و كارگردانان و چهره هاي دانشگاهي
در جريان سياستگذاري تئاتر كشور و همچنين اجراي سياستها دخيل
باشند. اين شايد يكي از تغييراتي باشد كه شما در شروع كار هم شاهد آن
هستيد. قرار است كه در اين حوزه , مديريت شورايي جاي مديريت
فردي را بگيرد , چرا كه معتقديم به خاطر ويژگي هاي خاص فرهنگ و
هنر بهتر است كه در مديريتها , از نظرات مشورتي كساني كه در اين
حوزه هستند بيشتر استفاده شود تا اينكه تصميم فردي حاكم باشد.
همانطور كه در مديريت تئاتر شهر ديديد كه اين اتفاق افتاد , شورايي
متشكل از صاحب نظران اين رشته در عرصه ها و موضوعات مختلف
انتخاب مي شوند و جريان سياستگذاري تئاتر كشور توسط اين شورا و
با مديريت آقاي دكتر نشان انجام خواهد شد.
ث يعني تمركز گرايي كه در مجموعه تئاتر شهر مشاهده مي شود از بين
خواهد رفت
قرار است اين گونه باشد. دومين سياست ما توجه به شهرستانهاست
كه شايد در گذشته كمتر مورد توجه بودند و در بعضي هنرها مخصوصا
هنر نمايش , به دور افتاده ترين نقطه هم كه برويد مي بينيد كه انجمن هاي
نمايش حضور دارند و علاقه و تجارب زيادي را شاهد خواهيد بود كه
اگر اين استعدادها مورد توجه قرار گيرد , به نظر من شهرستانها چيزي
كمتر از تهراني ها ندارند و مي شود با سوق دادن تعدادي از اين
جشنواره ها به شهرستانها و دعوت از گروه هاي شهرستاني براي اجرا در
تهران و همچنين اعزام گروه هاي برتر شهرستاني به جشنواره هاي خارج
از كشور حمايت بيشتري از تئاتر شهرستانها صورت گيرد. فكر مي كنم
در اين صورت ما توانسته ايم از ظرفيت هاي تئاتري كشور بهتر استفاده
كنيم . اگر همان توجه را به تهران معطوف كنيم يقينا در استفاده از اين
ظرفيت ها در كل كشور و قابليتهاي موجود چندان موفق نخواهيم بود.
ث مواردي كه اشاره كرديد موجب ارتقا تئاتر كشور از لحاظ كمي
خواهد شد. اما براي ارتقا كيفي آثار نمايشي و توليد انديشه در اين
زمينه چه تدبيري انديشيده ايد
يقينا شما مي دانيد كه تئاتر هنري متفكرانه است و اصلا شايد ويژگي
مهم ساختار تئاتر نسبت به هنرهاي ديگر همين است كه با حوزه تفكر
آميخته است . حالا اين تفكر بستگي به حوزه اي دارد كه تئاتر در آن
تعريف مي شود و اين مسئله در هر كشوري ويژگي هاي خودش را دارد.
تئاتر به عنوان هنر در بستر حوزه تفكر و ريشه هاي فرهنگي هر كشور
است كه تبلور پيدا مي كند. يقينا تئاتري كه در بعضي از كشورهاي غربي
به عنوان هنر عرضه مي شود با شرق تفاوت دارد. ما نيز اعتقاد داريم كه
اين هنرها بايد در بستر ريشه هاي عميق فرهنگي و ديني خودمان استوار
شوند. در غير اين صورت از اينها صرفا به عنوان ابزار استفاده خواهد
شد و نه تنها نمي توانند منشا تحولي در حوزه فرهنگ كشور باشند ,
بلكه ممكن است تبديل به الگوهاي وارداتي بيگانه شوند. بنابراين در
اين راستا تاكيد داريم كه از هنر تئاتر و ديگر هنرها به گونه اي استفاده
كنيم كه بتوانيم محتواي فرهنگي , ديني و اعتقادي خودمان را در قالب
اين هنرها در داخل و در سطح بين الملل عرضه كنيم . آن چه ديگران از
ما انتظار دارند تئاتر شرقي و تئاتري است كه بر اصول و ريشه هاي
فرهنگ بومي مان استوار باشد. اينها باعث مي شود كه ما به استقلال
فرهنگي مورد نظر سياستگذاران و فرهيختگان جامعه بهتر نائل آييم .
ث به موازات معاونت هنري وزارت ارشاد , نهادها و مراكز ديگري در
زمينه هنرهاي تجسمي , نمايشي و موسيقي فعال هستند. حضور اين
مراكز موازي با شرح وظايف متفاوت سبب تضعيف معاونت هنري
نيست , آيا لازم است تعريف جامع تري از تشكيلات معاونت هنري
وزارت ارشاد ارائه شود
گستردگي مقوله فرهنگ يقينا ايجاب مي كند كه فعاليت هاي فرهنگي
هم منحصر به يك سازمان نباشد. به همان نسبت كه فرهنگ ما گسترده و
متنوع است , به همان نسبت هم , مجريان فرهنگي از تنوع برخوردارند. با
توجه به اصول و سياستهاي فرهنگي خاص كشور تاكيد داريم كه تمام
اين مراكز بايد از يك وحدت رويه برخوردار باشند. ضربه اي كه ما در
سالهاي گذشته در حوزه فرهنگ خورديم به دليل تعدد مراكز فرهنگي
نبوده بلكه به سبب عدم وحدت رويه و سياستگذاري مشخص در حوزه
اجرا بوده كه هر كسي بر اساس نوع سليقه و ديدگاه خاصي وارد عمل
شده است .
ث براي تثبيت هويت اجتماعي هنرمندان تئاتر چه كارهايي انجام
داده ايد
ما معتقديم كه هنرمندان جزو سرمايه هاي معنوي كشور هستند و اين
سرمايه ها هم به سادگي قابل جايگزيني نخواهند بود. براي حفظ اين
سرمايه ها در ادامه برنامه هاي خوبي كه مديران قبلي داشتند , برنامه هايي
داريم . در وهله اول تاكيد بر اين نكته است كه هنرمندان , بايد هويتي
مستقل براي خود قائل شوند و تحت تاثير فرهنگهاي بيگانه قرار
نگيرند. هنرمندان ما مخصوصا در اين بيست سال , رشد خوبي داشتند و
با اتكا به خودشان توانستند آثار مهمي خلق كنند. ما بايد اين انگيزه ها
را حفظ كنيم و اين خودباوري را بايد به تمامي هنرمندان تسري بدهيم .
در حال حاضر مسئوليت اصلي شوراي عالي انقلاب فرهنگي
اينست كه سياستگذاري واحدي را در حيطه فرهنگي , آموزشي و هنري
شكل دهد , اما متاسفانه كمتر موفق بوده يا حداقل ديگران كمتر
خودشان را ملزم به پيروي از اصول تبيين شده توسط اين شورا
دانسته اند. جايگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جايگاه مشخصي
است سياستگذاري اصلي و هدايت و نظارت در امور فعاليتهاي فرهنگي
و هنري به عهده اين وزارت است .
اكنون در حوزه موسيقي و تئاتر تنها نهادي كه مجوز مي دهد و
سياستگذاري مي كند , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است و از اين
لحاظ مشكلي وجود ندارد. در همين مدت كوتاه , به دنبال اين بوده ايم
كه با ديگر مراكز فرهنگي از جمله سازمان صدا و سيما , شهرداريها ,
سازمان تبليغات و حتي آموزش و پرورش و ديگراني كه به نحوي در اين
عرصه فعال هستند , همسويي داشته باشيم . اگر موفق شويم كه
سياستگذاري كلان و يكساني را در حيطه فعاليتهاي فرهنگي و هنري
داشته باشيم , دقيقا موفق تر خواهيم بود. ولي اگر اين آشفتگي در حوزه
عمل و اجرا همچنان تداوم پيدا كند , يقينا خيلي از اين فعاليتها موازي و
حتي رودرروي يكديگر قرار خواهند گرفت و يكديگر را خنثي خواهند
كرد. در اين صورت جامعه فرهنگي و هنري متضرر خواهد شد.
اميدوار هستيم بتوانيم , هماهنگي لازم را به وجود آوريم . ضمن
اينكه هر نهادي جايگاه قانوني خودش را حفظ خواهد كرد ولي با
همفكري و تفاهم و همدلي مي توانيم حركت فرهنگي و هنري كشور را در
يك راستا قرار دهيم .
ثبه نظر شما , نوع برداشت مديران قبلي باعث نشده كه چهره وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي در برخي زمينه ها مخدوش شود به عنوان مثال
به دليل توليد موسيقي مبتذل با مجوز وزارتخانه نهادهاي ديگري مانند
بنياد حفظ آثار دفاع مقدس و مانند آن براي جبران اين خلا تصميم به
توليد آثار ارزشي گرفته اند...
شايد بهتر است بگوييم همكاري مشترك كمتر بوده و اينكه بهتر
مي شود با همكاري و تقسيم وظايف , كارها را دنبال كرد. معتقدم كه در
حوزه فرهنگ و هنر , مديريت جزيره اي هرگز كارساز نخواهد بود , اين كه
هر كسي دايره اي را ترسيم كند و بگويد من در اين دايره كار مي كنم و به
مجموعه هاي ديگر كاري ندارم , يقينا راهگشا و موثر نخواهد بود. الان
سازمانهايي كه از آنها نام برده شد هر كدام وظيفه مشخصي دارند و
قانون برايشان چارچوبي تعيين كرده است . اگر همكاري مشترك نباشد
اين وظايف , دستخوش افراط و تفريط مي شود و ممكن است سازماني
فكر كند , مسئوليتي مربوط به ديگران بر زمين مانده و او بايد انجام دهد.
وقتي مي گوييم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي هنر كشور
است اين طور نيست كه متولي بخشي از هنر باشد. در كشوري كه در آن
سليقه ها و ديدگاه هاي مختلف وجود دارد اگر وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي در انحصار ديدگاه خاصي قرار گيرد , يقينا وظيفه اصلي خودش
را انجام نداده است . ما معتقديم بنا بر وظايفمان طبق قانون بايد در
تمامي حوزه هاي مربوط به اين وزارتخانه اعمال نظر كنيم و
حمايتهايمان را انجام دهيم . مثلا در همين حوزه موسيقي فكر نمي كنم
براي مقابله با تهاجم ورود موسيقي مبتذل لس آنجلسي اين ايده درست
باشد كه ما هم بياييم شبيه سازي كنيم .
ثاما متاسفانه ظاهرا اين اتفاق افتاده است ....
ممكن است در زمينه هايي چنين باشد , اما بايد بدانيم كه در اين
مسابقه ما بازنده خواهيم شد , چرا كه هم وسعت واردات زياد است و
هم اينكه اصلا وظيفه ما نيست كه در مقابله با آنها شبيه سازي كنيم . اگر
ما در حفظ و اشاعه موسيقي اصيل , بومي و سنتي خودمان درست عمل
كنيم , هنر كرده ايم . حتي با توجه به اين اصل ما در حوزه موسيقي اصيل
پاپ با ويژگي هاي ايراني هم مي توانيم وارد شويم , بدون اينكه بحث
شبيه سازي و الگوسازي پيش بيايد.
اگر خوب عمل كنيم , روزي خواهد رسيد كه همين نسل جوان ما كه
علي الظاهر گفته مي شود برخي از آنها با موسيقي سنتي ميانه اي ندارند و
در حوزه پاپ به خارج از مرزها توجه مي كنند جذب خواهيم كرد. اگر
موسيقي دانان اصيل و سنتي خودمان را خوب حمايت كنيم , حتي
كساني را كه در حوزه پاپ با توجه به ريشه هاي فرهنگي كشورمان توليد
مي كنند , يقينا موفق تر خواهيم بود.
ثوضع موسيقي در بخش اجراهايي كه ويژه بانوان صورت مي گيرد ,
چگونه است
اين موضوعي بخشي از مسائل شرعي و اعتقادي است كه در حوزه
نظريه هاي تخصصي فتوا وارد مي شود كه كمابيش سعي شده همانگونه
كه در گذشته هم عمل مي شده فراتر از حوزه هاي مشخص شده عمل
نشود.
براي همين هم سالنهاي خاصي در نظر گرفته اند كه اين برنامه ها
اجرا شود. تا آنجايي كه بنده اطلاع دارم , نظر خلاف شرعي در اين
موضوع كه در سالنهاي خاصي براي خانمها اجرا داشته باشيم نبوده
است . ولي فكر مي كنم در اين حوزه هم ما بايد با دقت بيشتر از نظرات
افراد صاحبنظر برخوردار شويم و با ارتباط بيشتر و با بيان شرايط به
شكل مستقيم , سعي كنيم از نظرات فقهي مختلف بهره بگيريم و طبق آن
نظرات با توجه به شرايط خاص اجتماعي و فرهنگي كشور عمل كنيم .
در هر صورت , مديران فرهنگي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نه
مي توانند و نه به خودشان اجازه مي دهند كه خلاف شرع عمل كنند.
آنجاهايي كه خلاف شرع بين است , يقينا جلوگيري خواهند كرد ولي
آنجاهايي كه اختلاف نظر وجود دارد و سليقه ها متفاوت است , سعي
مي كنند كه با استفاده از برآيند نظرات به گونه اي حركت كنند كه كارشان
داراي شبهه كمتري باشد.
ثمجموعه اي از آثار و تابلوهاي گرانقيمت نقاشان جهان در رژيم
گذشته خريداري شده است . قيمت اين تابلوها آن قدر بالاست كه تنها
يكي از آنها با شاهنامه بايسنقري معاوضه مي شود و با اين وجود در
برخي جاها گفته مي شود كه حتي اين معاوضه به ضرر ما بوده است . چرا
اين آثار در معرض ديد عموم مردم قرار نمي گيرد و چرا در صورت امكان
از آنها استفاده بهينه نمي شود مگر اين آثار بخشي از سرمايه هاي ملي
ما محسوب نمي شوند
يقينا اينها جزو سرمايه هاي ملي ما محسوب مي شوند , حتي اگر
چندان همسو با موازين فرهنگي ما نباشند , اما از لحاظ اقتصادي , جزو
سرمايه هاي ملي ما قرار مي گيرند. ولي مشكل عرضه اينها كه تا به حال
امكان پذير نشده و يا اينكه امكان فروش آنها نيز نبوده , ديدگاه هاي
مختلفي است كه از جنبه هاي مختلف , راجع به اينها ارائه مي شود. در
يك طرف كساني هستند كه معتقدند بسياري از اين آثار مي توانند عرضه
بشوند و مشكلي هم براي برگزاري نمايشگاهي از اين آثار وجود ندارد ,
ولي در مقابل , كساني هستند كه كلا اينها را خلاف موازين فرهنگي ما
مي دانند و معتقدند كه به هيچ وجه نمي شود اينها را عرضه كرد. وقتي
بحث فروش پيش مي آيد باز شاهد اين نظرات مخالف هستيم كه هر
كدام هم براي خودشان جايگاه و دلايلي دارند. همين تعداد آرايي كه در
نحوه برخورد با اين آثار بوده باعث شده كه اين آثار چندين سال در
جاهاي خاصي نگهداري شود.
ثآيا از اين آثار فهرست و شناسنامه مشخصي وجود دارد
بله , فهرست اينها دقيقا در اختيار مركز هنرهاي تجسمي است . چون
اينها در جاهاي خاصي حفظ مي شود و ما هم براي اين مساله به دنبال
راه حل هستيم , جلساتي هم داشتيم و قرار است با طرح ويژه اي كه تهيه
مي شود و نظر صاحب نظران هم گرفته خواهد شد , بتوانيم اين طرح را
به مقامات مسئول كشور ارائه دهيم تا اين آثار برجسته جهاني از
بلاتكليفي خارج شوند. البته وقتي بلاتكليفي مي گوييم از جهت نحوه
برخورد با اين آثار است . چرا كه تكليف اين آثار مشخص است و در يك
جاي مشخصي نگهداري مي شوند. ارزش هنري و مادي اين آثار بسيار
بالاست . لذا نوع تصميم گيري در برخورد با اين آثار بايد منطقي و
هوشمندانه باشد.
ثظاهرا كليه اين آثار در اختيار وزارت ارشاد نيست و تعدادي در
اختيار بنياد مستضعفان و برخي مراكز ديگر است . آيا وزارت ارشاد به
عنوان متولي فرهنگ و هنر تصميم به جمع آوري اين آثار و نگهداري از
آنها را ندارد
يك مشكل هم در واقع همين پراكندگي نگهداري اين آثار است . اين
ارگانها و مراكز خودشان را مالك اينها مي دانند. تصميم گيري درباره كل
اين آثار فكر مي كنم خارج از حيطه وزارت ارشاد است . مقامات و
سياستگذاران بالاتر نظام بايد تصميم گيري كنند. آنچه كه به وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي مربوط مي شود و در اختيار اين وزارتخانه
است , انشاالله با يك تصميم گيري هوشمندانه سعي مي شود يا از آنها
استفاده شود و يا تبديل مي شوند. در مجموع به گونه اي بايد عمل شود
كه ضرر و زياني متوجه سرمايه و فرهنگ و هنر كشور نشود و نهايتا از
اينها به عنوان سرمايه هاي ملي كشور به صورت بهينه استفاده
شود.
ثچگونگي نگهداري از اين مجموعه بسيار ارزشمند چگونه است
اين آثار تحت يك استاندارد بسيار بالا نگهداري مي شوند و تاكنون
كوچكترين آسيبي به آنها وارد نشده و در واقع با صرف هزينه اي قابل
توجه اين آثار به گونه اي قابل قبول حفظ و نگهداري مي شوند.
ثبهتر نيست كه حداقل اين آثار در قالب كتاب يا كاتالوگ به مردم
معرفي شوند آيا براي اينكار هم مانعي وجود دارد
پيشنهاد خوبي است . مي توانيم اين پيشنهاد را به مركز هنرهاي
تجسمي منتقل كنيم تا در جهت آشنايي جامعه با اصل اين آثار اقداماتي
صورت گيرد.
ث محمدرضا كشاورز
در حوزه فرهنگ و هنر , مديريت جزيره اي هرگز كارساز نخواهد بود ,
اين كه هر كسي دايره اي را ترسيم كند و بگويد من در اين دايره كار
مي كنم و به مجموعه هاي ديگر كاري ندارم , يقينا راهگشا و موثر نخواهد
بود
در كشوري كه در آن سليقه ها و ديدگاه هاي مختلف وجود دارد اگر
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در انحصار ديدگاه خاصي قرار گيرد ,
يقينا وظيفه اصلي خودش را انجام نداده است
فكر نمي كنم براي مقابله با تهاجم ورود موسيقي مبتذل لس آنجلسي
اين ايده درست باشد كه ما هم بياييم شبيه سازي كنيم

| |