روزنامه جمهوري اسلامي 09/04/1383 صفحه عقيدتي
نگاهي به جنبش سرخ خاندان صدر




قسمت دوم
علي معصومي (وزوايي )
ث شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر , نابغه اي در عرصه دانش و صاحب فتاواي سرخ
اندكي بيش از يك سال و هفت ماه از مفقود شدن امام موسي صدر گذشته بود كه فاجعه اي بزرگ براي جهان اسلام پيش آمد و يكي از بزرگ ترين عالمان خاندان صدر و يكي از بزرگ ترين مبارزان و انديشمندان عصر كنوني همراه با خواهر دانشمندش (بنت الهدي صدر) توسط دژخيمان رژيم صدام به شهادت رسيد. وي كه آيت الله سيد محمد باقر صدر نام داشت , فرزند علامه سيد حيدر و نوه آيت الله سيد اسماعيل صدر محسوب مي شود.
آيت الله سيد محمد باقر صدر , فقيهي جامع الشرايط , حكيمي بزرگ , مفسري عالي مقام , سياستمداري شجاع و مبارز , نويسنده اي پركار و توانا و در نهايت به تعبير امام خميني « مغز متفكر اسلامي » بود و ضمن داشتن كارنامه اي قطور از مبارزه در راه اسلام , در بسياري از دانش هاي زمان خود مثل اقتصاد , فلسفه , جامعه شناسي , دانش سياسي , فقه , اصول , منطق و انواع علوم اسلامي , تبحر ويژه داشت . نبوغ و ذكاوت آيت الله صدر به حدي بود كه بسياري از كتاب هاي سطوح علمي حوزه را بدون استاد خواند و از سن يازده سالگي نيز شروع به تاليف كتاب نمود. البته اين موضوع بدان معنا نيست كه وي از محضر عالمان بزرگ حوزه هاي علميه بي بهره ماند , بلكه به اين دليل كه سرشار از نبوغ و هوش بود , ضمن استفاده از محضر عالمان , به منظور تسريع در طي مدارج علم و دانش , مراحلي از سير تكامل علمي خودش را بدون مراجعه به استاد گذراند و به سرعت در قله دانش هاي مختلف قرار گرفت .
آيت الله سيد محمد باقر صدر كه در 25 ذيقعده 1353 هـ . ق در كاظمين متولد شد , در ابعاد مختلف به مبارزه و مجاهده مشغول شد. يكي از ابعاد بنياني مبارزات آيت الله سيد محمد باقر صدر , مبارزه فكري و فرهنگي بود. وي در اين زمينه ضمن تربيت طلاب و پرورش افراد مومن و دانشمند , براي عموم مردم نيز سخنراني ها و برنامه هاي آگاهي بخش داشت و همواره سعي مي كرد مردم را از فرو افتادن در باورهاي ناصواب و ورطه هاي هولناك فرهنگ استعماري غرب محافظت نمايد. علاوه بر اين , آيت الله صدر به منظور نمايان كردن فرهنگ ناب اسلامي و آشكار نمودن مفاسد و نواقص و بي بنياني فرهنگ و فرآورده هاي فكري غرب , دست به تاليف كتاب هاي متعدد زد. كتاب هايي مثل « اقتصادنا » , « فلسفتنا » , « المدرسه القرآينه » , « نظام العبادات في الاسلام » , « المدرسه الاسلاميه » , « البنك الاربوي في الاسلام » , « بحث حول الولايه » , « الانسان المعاصر والمشكله الاجتماعيه » و آثار متعدد ديگر كه در هر يك از آن ها , انديشه و فرهنگ اسلامي به خوبي تبيين و معايب فرآوردهاي فكري و فرهنگي غرب بر ملا شده است كه در اين جا مجالي براي توضيح بيشتر در اين باره وجود ندارد. فقط به عنوان مثال به ماجرا و علت تاليف كتاب فلسفه ما(فلسفتنا) اشاره مي كنيم . در آن زمان كه آيت الله صدر كتاب فلسفتنا را نوشت , در عراق باورهاي كمونيستي رواج بسيار زيادي داشت و عده بسياري از جوانان , دانشجويان و... فريب تبليغات را خورده و جذب اين باورها شده بودند. وضعيت چنان شده بود كه آيت الله حكيم احساس خطر كرد و به اين فكر افتاد كه مبارزه فكري و فرهنگي اساسي و قوي و موثري را عليه جريان فرهنگي الحاد به راه بيندازد. وي پس از مدتي تامل درباره اين موضوع , به نظرش رسيد كسي كه مي تواند قهرمان اين مبارزه فرهنگي باشد , همان عالم جوان و 25 ساله اي است كه آيت الله صدر نام دارد. به همين دليل , آيت الله حكيم يكي از فرزندانش (شهيد محمد مهدي حكيم ) را نزد آيت الله صدر فرستاد واز وي خواست كتابي درباره مسائل فكري كه در عراق و در بين جوانان مطرح است , بنويسد و وارد ميدان مبارزه با ملحدان بشود. آيت الله صدر از اين پيشنهاد به گرمي استقبال كرد و كتاب مهم فلسفتنا را تاليف نمود. اين كتاب , مثل سپاهي مجهز و با انگيزه , به قلب فرهنگي دشمن حمله كرد و انبوهي از جوانان , دانشجويان و افراد فريب خورده را نجات داد و در ضمن , مانع بزرگي براي رواج انديشه هاي الحادي شد. كتاب فلسفتنا و اقتصادنا و ساير آثار شهيد صدر نه تنها در عراق بلكه در ساير سرزمين هاي جهان اسلام (ايران , لبنان , سوريه و...) بارها به چاپ رسيد و در همه جا به عنوان يك واقعه بزرگ و تاثير گذار فرهنگي و فكري تلقي گرديد.
مبارزات سياسي آيت الله صدر و تلاش وي براي ايجاد انقلاب فراگير اسلامي در عراق و برقراري حكومت اسلامي در اين كشور , بعد ديگر مبارزات شكوهمند ايشان مي باشد كه بسيار مفصل و پردامنه است .
يكي از نخستين گام هاي مبارزاتي آيت الله صدر , همدلي و همگامي با امام خميني (ره ) در مبارزه با آمريكا بود. طبق نامه اي كه از شهيد صدر در دست است , وي از مبارزات امام خميني با آمريكا و مزدورانش در سال هاي 1342 و1343 تجليل كرده و نوشته است كه امام خميني با قيام عليه آمريكا و مزدوران او , توانست پرده از روي فريب ها بدرد و اتهام ارتجاعي بودن مبارزات ديني را از ميان بردارد.
آيت الله سيد محمد باقر صدر و ساير علماي مبارز عراق احساس كردند كه براي مبارزه سياسي با احزاب و گروه هاي الحادي و ساير عوامل سياسي بيگانگان , بهترين راه اين است كه احزاب و تشكل هايي به وجود آورند. به همين دليل , تشكلهايي مثل حزب دعوت اسلامي و جماعت العلما و... با تلاش آيت الله صدر و ساير روحانيان مبارز عراق تشكيل شد. اين تشكل ها توانستند حركت هاي پرشوري در عراق ايجاد نمايند كه ماجراي آن مفصل است و در اين مختصر نمي گنجد.
آيت الله صدر در مبارزه با حزب بعث و ساير عوامل بيگانه در عراق , بسيار بي باك و شجاع بود. چون حزب بعث در ابتداي كار خود به طور علني مبارزه با مذهب را در صدر برنامه هاي خود قرار داده بود , آيت الله صدر نيز كه بعد از رحلت آيت الله حكيم پرچم مبارزه با اين حزب ضد دين را در دست گرفت , فتواي تاريخي و بسيار مهم خود را چنين صادر كرد :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ به اطلاع عموم مسلمانان مي رساند كه پيوستن به حزب بعث , تحت هر عنواني , شرعا حرام است و هرگونه همكاري با آن , به منزله ياري ظالم و كافر , و دشمني بااسلام و مسلمين است ـ محمد باقر صدر.
اين فتواي صريح , هراس گسترده اي در ميان سران حكومت عراق و اعضاي حزب بعث ايجاد كرد. همچنان كه موجب هيجان و شور عمومي مسلمانان عراق شد.
فتواي آيت الله صدر بسياري از برنامه هاي ضد ديني حزب بعث را خنثي كرد , به طوري كه يكي از سران اين حزب در اين باره چنين اعتراف نمود : فتواي سيد محمد باقر صدر , همه برنامه ها و طرح هاي ما را نقش برآب كرد و هيچ كس , جز عده كمي ترسو و بزدل , از پذيرفتن عضويت حزب , و همكاري با آن در زمينه طرح بعثي كردن نظام آموزش و پرورش , استقبال نكرد و در نتيجه اين طرح به شكست منتهي شد... البته پس از صدور فتواي مذكور , آيت الله صدر و ياران و پيروانش گرفتار تنگناها و مصايب فراوان شدند , زيرا سران حزب بعث و حاكمان عراق متوجه شدند دشمن اصلي آن ها آيت الله سيد محمد باقر صدر و پيروان و ياران او هستند و در نتيجه بايد به هر نحوي كه ممكن است با آن ها مقابله شود. به همين دليل بود كه بعد از صدور و پخش شدن فتواي تحريم حزب بعث , مزدوران اين حزب به دستگيري ياران و پيروان آيت الله صدر پرداختند و برخي از دستگير شدگان را نيز به شهادت رساندند , همچنان كه بسياري از حسينيه ها و مساجد نيز توسط ماموران بسته شد.



آيت الله صدر فتواي ديگري نيز در سال 1358 هـ . ش عليه حزب بعث و فرمانروايان عراق صادر كرد كه به فتواي قيام و انقلاب معروف شده است . وي به منظور شكستن فضاي رعب و وحشتي كه سران حزب بعث ايجاد كرده بودند , فتواي بسيار شجاعانه و بي باكانه خود را چنين صادر كرد :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه عليه حزب بعث و سردمداران آن دست بزنند و مسئولان بلند پايه اين حزب كافر را در هر جا يافتند از ميان بردارند تا ملت را از چنگال دژخيمان نجات بدهند ـ سيد محمد باقر صدر.
با صدور اين فتواي سرخ و حماسه آفرين , مبارزه سختي بين آيت الله صدر و ياران و پيروان او از يك سو و دژخيمان بعث از سوي ديگر آغاز شد , زيرا صدام و ساير سران حزب بعث متوجه شدند آيت الله صدر به چيزي غير از سرنگون ساختن رژيم بعث و برپا كردن حكومت اسلامي راضي نيست .
آيت الله صدر با نفاق و رياكاري هاي رژيم بعثي عراق نيز به شدت مبارزه مي كرد و اجازه نمي داد اين رژيم با استفاده از برخي اشخاص و با طرح مسائل انحرافي , مردم را بفريبد و چنين وانمود كند كه طرفدار دين و مذهب است و با اعتقادات ديني ستيزي ندارد. به همين دليل بود كه آيت الله صدر نسبت به انتخاب مزدوران بعثي به امام جماعت مساجد و... مقابله كرد و طي صدور فتوا و اطلاعيه كوتاهي , چنين نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ به اطلاع عموم مسلمانان عراقي مي رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مراجع مسلمين تعيين نشده اند , از نظر شرع مقدس اسلام , حرام است ـ سيد محمد باقر صدر.
مبارزات آيت الله سيد محمد باقر صدر با استعمار و استكبار غرب و عوامل آن ها در كشورهاي اسلامي (به ويژه در عراق ) مفصل تر از آن است كه بتوان در اين مختصر حق مطلب را ادا كرد , بنابراين , در نوشته حاضر به همين مقدار اكتفا مي كنيم و فقط به دو موضوع ذيل اشاره مي نماييم كه اولا شهيد صدر همچنان كه با شدت و قوتي مثال زدني با جريان هاي سياسي و فكري و فرهنگي نا سالم و استعماري ستيز مي نمود , به همان شدت و قوت نيز با جريان هاي اصيل اسلامي و مبارزاتي همكاري و همياري مي نمود و با تمام توان پشتيبان چنين جريانهايي بود. به عنوان مثال , آن عالم بزرگ با جريان اصيل و بزرگ انقلاب اسلامي و رهبري آن تا مي توانست همياري و پشتيباني نمود. وي در اوج مبارزات انقلاب اسلامي در سال 1357 , نامه اي به امام خميني (ره ) ارسال كرد و آمادگي كامل خود را براي همكاري و جان فشاني در راه انقلاب اسلامي اعلام نمود. همچنين , نامه اي خطاب به همه مسلمانان (به ويژه شاگردان و پيروان خود در ايران ) نوشت و از آن ها خواست در راه پيروزي انقلاب اسلامي ايران از هيچ كوششي دريغ نورزند و در اطاعت از امام خميني (ره )لحظه اي ترديد به خود راه ندهند و همان طوريكه امام خميني (ره ) در اسلام ذوب شده است , ديگران نيز بايد در وجود امام خميني (ره ) ذوب شوند تا عزت يابند (ذوبوافي الامام الخميني كماذاب هوفي الاسلام ). آيت الله صدر درباره شهداي انقلاب اسلامي نيز طي فتواي تاريخي و مهم خود چنين نوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ كساني كه در ايران براي دفاع از اسلام و مسلمين قيام مي كنند و كشته مي شوند , شهيد هستند و خداوند آنان را با امام حسين عليه السلام در بهشت محشور مي گرداند. انشاالله تعالي ـ سيد محمد باقر صدر.
آيت الله صدر تا لحظه شهادت نيز حاضر نشد دست از حمايت و تاييد انقلاب اسلامي ايران بردارد. توضيح اين كه بارها از طرف صدام و ساير سران رژيم بعثي عراق به شهيد صدر پيغام داده شد كه شرط اصلي آزادي و رهايي او از مرگ اين است كه از امام خميني و انقلاب اسلامي ايران حمايت ننمايد.اما آيت الله صدر هرگز به اين پيغام ها اعتنايي نكرد و آماده شهادت شد.
مطلب ديگر اين كه شهيد آيت الله صدر در جريان مبارزات مستمر خود , مصايب و رنج ها و شكنجه هايي تحمل كرد كه بسيار حزن انگيز و در نوع خود كم نظير است . البته اين رنج ها و شكنجه ها حتي لحظه اي او را به فكر سازش با دشمنان و كم كردن ميزان و كيفيت مبارزه نينداخت و آن عالم نستوه تا آخرين قطره خوني كه از بدنش خارج شد و تا آخرين نفسي كه از حنجره اش بيرون آمد , به مبارزات بي امان و شجاعانه خود ادامه داد. اولين دستگيري شهيد صدر توسط رژيم بعثي عراق , مربوط به سال 1392 هـ . ق (چند سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ) است . در آن سال ماموران رژيم بعثي عراق , آيت الله صدر را در حالي كه در بيمارستان بستري بود , دستگير كردند , ولي در اثر فشار مردم مسلمان عراق , بعثي ها مجبور شدند شهيد صدر را آزاد نمايند.
آخرين دستگيري شهيد صدر كه منجر به شهادت ايشان شد , 19 جمادي الاول 1400 (16 فروردين 1359 ) به وقوع پيوست . توضيح اين كه از جمادي الاول سال 1399 , شهيد صدر به مبارزاتش با رژيم صدام ابعاد ديگري داد و ضمن استمرار مبارزه سياسي , با برقرار كردن درس تفسير قرآن , به آگاه كردن مردم عراق نيز مشغول شد. درس تفسير آيت الله صدر از سوي مردم و روحانيان و طلابي كه مي خواستند از آگاهي هاي ديني و پيوند آن با مسائل روز (مثل وقوع انقلاب اسلامي در ايران و...) شناخت دقيق به دست بياورند , به طور بي سابقه مورد استقبال قرار گرفت . به طوري كه رژيم صدام به شدت وحشت زده شد و ضمن تعطيل كردن درس تفسير , شهيد صدر را نيز دستگير و روانه زندان نمود. در زندان از آيت الله صدر خواسته شد دست از مبارزه بردارد و از انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن نيز حمايت ننمايد. شهيد صدر در پاسخ بعثي ها گفت : من يك مسلمانم و در برابر سرنوشت همه مسلمانان جهان , اعم از مسلمانان عراق و ايران و غير آن , مسئولم و بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم و وظيفه شرعي , منحصر به ايران و عراق نيست . حمايت از انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن نيز يك وظيفه شرعي است .
از اين نوع گفت و گوها به طور مكرر بين شهيد صدر و ماموران بعثي انجام گرفت , ولي آيت الله صدر هر بار پاسخ قاطعانه تري به بعثي ها داد و آن ها را كاملا منفعل نمود. اين گفت وگوها در حالي صورت مي گرفت كه در بيرون زندان غوغايي بود و مردم شهرهاي مذهبي عراق به طرفداري از آيت الله صدر قيام كرده و در هرگوشه و كنار , تظاهراتي به راه انداخته بودند همين امر سبب شد رژيم صدام به اجبار و از ترس مردم آيت الله صدر را آزاد نمايد . البته اين آزادي زمان زيادي ادامه نيافت و روز 18 رجب 1399 هـ . ق منزل آيت الله صدر توسط انبوهي از نيروهاي امنيتي و نظامي به محاصره درآمد . اين محاصره 9 ماه ادامه يافت و در طول اين مدت (دوره محاصره و دوره اي كه بار ديگر به زندان منتقل شدند) سران رژيم بعثي عراق به انحاي مختلف كوشيدند تا آيت الله صدر را با تهديد و تطميع به سازش وادارند , ولي وي هر بار با بيان عباراتي مثل : « من خيلي وقت است كه آماده شهادت هستم ... من آماده شهادتم , هرگز خواسته هاي غير انساني و ضد ديني شما را قبول نخواهم كرد و راه من همان است كه انتخاب كرده ام ... مرا از مرگ نترسانيد و به صدام بگوييد هرگز تسليم زورگويي هاي قلدراني مثل تو نخواهم شد... اكنون من به آرزويم كه برقراري حكومت اسلامي است رسيده ام و حضرت امام خميني چنين حكومتي را برقرار كرده اند , بنابراين ديگر آرزويي ندارم و مرگ و زندگي برايم يكسان است ... » , سران رژيم بعثي عراق را كاملا منفعل و تحقير مي نمود.
بالاخره , مقاومت هاي حيرت انگيز آيت الله صدر سبب شد آن عالم نستوه پس از9 ماه محاصره , بار ديگر در 19 جمادي الاول 1400 (16 فروردين 1359 ) به زندان انتقال يابد و در روز 23 جمادي الاول (19 فروردين 1359 ) به طرز بسيار وحشيانه اي كه در اين جا فرصتي براي بيانش نيست , به شهادت برسد و فصل بلند و خونيني به تاريخ مبارزات خاندان صدر بيفزايد.
شهيد آيت الله سيدمحمدباقر صدر , فتاواي متعددي براي برانگيختن مردم مسلمان عراق به مبارزه با عوامل استعمار صادر كرد. وي در يكي از فتواهاي خود كه به فتواي قيام و انقلاب معروف شده است , خطاب به مردم عراق چنين مي گويد : بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه عليه حزب بعث و سردمداران آن دست بزنند و مسئولان اين حزب كافر را در هر جا يافتند از ميان بردارند تا ملت را از چنگال دژخيمان نجات دهند.
شهيد آيت الله صدر در پاسخ به بعثي ها كه از وي خواسته بودند از انقلاب اسلامي و رهبري آن حمايت ننمايد , چنين مي گويد : من يك مسلمانم و در برابر سرنوشت همه مسلمانان جهان , اعم از مسلمانان عراق و ايران و غير آن , مسئولم و بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم و وظيفه شرعي , منحصر به ايران و عراق نيست . حمايت از انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن نيز يك وظيفه شرعي است .