
قسمت اول
علي معصومي (وزوايي )
ث مقدمه
حدود 120 سال پيش نهضت عمومي و گسترده اي در
ايران به وقوع پيوست كه در تاريخ به نهضت تنباكو شهرت
يافته است . اين نهضت كه رهبري آن در دست ميرزاي شيرازي
(آيت الله سيدمحمدحسن حسيني شيرازي ) و ساير علماي
بزرگ قرار داشت و به پيروزي كامل نيز رسيد , اولين نهضت
گسترده و عمومي ملت مسلمان ايران عليه سردسته استعمار و
استكبار غرب محسوب مي شود. در آن زمان , انگليس سردسته
مهاجمان و استعمارگران جهان غرب بود و با گستاخي تمام ,
ايران و همه سرزمين هاي اسلامي را هدف تهاجم و چپاول قرار
داده بود. به همين دليل , ميرزاي شيرازي و ساير علماي بزرگ
در صدد برآمدند باايجاد نهضت تنباكو , درس فراموش نشدني
به او بدهند .
در آن زمان كه ميرزاي شيرازي نهضت تنباكو را رهبري و
تدبير مي نمود , همه عالمان بزرگ آن زمان در كنار وي قرار
گرفته بودند تا دست در دست هم بدهند و پشت سردسته
استعمار غرب را به خاك بسايند. يكي از ده ها عالم بزرگي كه در
آن روزهاي سخت در كنار ميرزاي شيرازي قرار داشت و از
برجسته ترين شاگردان ميرزاي شيرازي نيز محسوب مي شد ,
آيت الله سيداسماعيل صدر بود. در آن زمان , در كنار ميرزاي
شيرازي , عالم بزرگ ديگري نيز قرار داشت كه همنام آيت الله
سيداسماعيل صدر بود. هر گاه بين طلاب و روحانيون و علماي
حوزه , نام آيت الله حاج سيداسماعيل مطرح مي شد , براي
طرف مقابل فورا اين سئوال پيش مي آمد كه منظور كداميك از
آن دو عالم بزرگي است كه همنام هستند. آيا منظور. آيت الله
حاج سيداسماعيل پسر سيدصدرالدين است و يا آيت الله
حاج سيد اسماعيل كه از ارحام ميرزاي شيرازي محسوب
مي شد. به همين دليل , هر گاه كسي مي خواست منظورش را از
آوردن نام آيت الله حاج سيد اسماعيل بدون ابهام به طرف
مقابل بفهماند , مي گفت : « حاج سيداسماعيل صدر » يعني همان
كسي كه پسرصدرالدين محمد است . بدين ترتيب , عنوان
« صدر » به تدريج لقب آيت الله حاج سيداسماعيل صدر شد و
بعد از آن نيز خاندان آيت الله حاج سيداسماعيل به « صدر » و
« آل صدر » مشهور شدند.
پدر آيت الله حاج سيداسماعيل صدر (آيت الله
سيدصدرالدين محمد) نيز از فقها و علماي بزرگ زمان خود
بود و آثار متعددي تاليف كرد , آثاري مثل : اسره العتره ,
قره العين , القسطاس المستقيم , قوت لايموت , مجال الرجال ,
المستطرفات و چند اثر ديگر . اين فقيه بزرگ , روز 14 محرم
1265 هـ . ق درنجف اشرف ديده از جهان فرو بست .
آيت الله حاج سيداسماعيل صدر , حدود شش سال پيش
از فوت پدرش دز اصفهان ديده به جهان گشود. وي در همين
شهر به تحصيل علوم ديني و تهذيب نفس مشغول شد و به
مراتب بالايي دست يافت . آيت الله حاج سيداسماعيل صدر در
سال 1281 هـ . ق هر چه در ايران از پدرش به ارث برده بود , به
برادرانش تحويل داد و با شوق و شور فراوان رهسپار عتبات
عاليات در عراق شد تا در آن جا از محضر شيخ انصاري
بهره مند شود. اما وي زماني به عتبات رسيد كه شيخ انصاري
رحلت كرده بود. آيت الله حاج سيداسماعيل صدر از اين واقعه
بسيار اندوهگين شد و از اينكه نتوانسته است شيخ انصاري را
زيارت كند , هميشه احساس ناراحتي مي كرد. با اين حال , وي
موفق شد از محضر آيت الله العظمي سيدمحمد حسن حسيني
(معروف به ميرزاي شيرازي ) بهره ببرد و از ياران نزديك اين
مرجع مجاهد شود. آيت الله حاج سيد اسماعيل صدر از طرف
ميرزاي شيرازي سرپرستي امور حوزه علميه سامرا را به عهده
گرفت و پس از رحلت ميرزاي شيرازي نيز به كربلا هجرت كرد
و در آن جا به تدريس و تربيت مشغول شد. وي كه از مراجع
تقليد زمان خود بود , سرانجام در روز سوم جمادي الاول
1337 هـ . ق در كاظمين رحلت كرد . نوشته اند وي به دليل علم
و تقواي بالا , از مناسب ترين كساني بود كه مي توانست جانشين
ميرزاي شيرازي شود , ولي به دلايلي كه خود تشخيص مي داد ,
از پذيرفتن مرجعيت صرف نظر كرد.
ماه جمادي الاول نه فقط از اين جهت كه يادآور رحلت
آيت الله سيداسماعيل صدر است , براي خاندان صدر تامل
برانگيز است , بلكه به سبب شهادت دانشمند مبارز آيت الله
سيدمحمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدي صدر در ماه
جمادي الاول (23 جمادي الاول 1400 هـ . ق برابر با 19
فروردين 1359 شمسي ) , اين ماه حزن مضاعفي دارد . علاوه بر
اين , در حال حاضر , بار ديگر اعضايي از خاندان صدر دوره
سرنوشت سازي را در ستيز عليه استعمارگران و مهاجمان
غربي مي گذرانند. همين مناسبت ها , انگيزه اي شده است تا با
استفاده از اين فرصت , نگاه كوتاهي بيفكنيم بر مبارزات و
جنبش سرخ و خونين بعضي از اعضاي خاندان صدر , خانداني
كه تاكنون شهداي زيادي تقديم اسلام عزيز كرده است .
ث امام موسي صدر , منادي بالندگي و اقتدار مسلمانان
يكي ازجلوهاي مهم مبارزات خاندان صدر در وجود امام
موسي صدر تجلي يافته است . امام موسي صدر فرزند آيت الله
سيدصدرالدين و نوه آيت الله سيداسماعيل صدر (كه در
سطور پيش به سر گذشت ايشان اشاره شد) و پسر عموي
شهيد والامقام شهيد آيت الله سيدمحمدباقر صدر است كه
در14 اسفند 1307 شمسي در شهر قم ديده به جهان گشود .
پدر بزرگوار امام موسي صدر همان عالم بزرگي است كه پيش
از مرجعيت عامه آيت الله بروجردي , همراه با دو عالم بزرگ
ديگر (آيت الله سيدمحمدتقي خوانساري و آيت الله حجت )
رهبري و تدبير امور شيعيان جهان را به طور مشترك و با
هماهنگي كامل عهده دار شدند و حوزه علميه قم از گزند
حوادث حفظ كردند.
گر چه امام موسي صدر هنوز پنجاه سالگي خود را پشت
ننهاده بو كه توسط دشمنان ربوده شد. ولي در همين دوره نسبتا
كوتاه به يك شخصيت بزرگ جهان اسلام و تشيع تبديل گرديد
و شهرت مبارزات فرهنگي و سياسي و اجتماعي وي به همه جا
رسيد وبسياري را به بهت و حيرت فرو برد.
امام موسي صدر پس از فراز و فرودهايي , سرانجام لبنان را
سنگر و پايگاه مناسب و موثري براي مبارزه يافت و در سال
1338 شمسي در آن جا مستقر شد . البته هنگامي كه وي به
لبنان سفر كرد , قصد قطعي اقامت در آن جا را نداشت , ولي
چون پيوسته به فكر يافتن مناسب ترين سرزمين براي انجام
دادن تكاليف مبارزاتي و الهي خويش بود , پس از بررسي هاي
لازم , احساس كرد لبنان نه تنها سرزمين مناسبي براي رسيدن
به اهداف مبارزاتي است , بلكه به دليل فقر عمومي (فقر مالي و
فكري و فرهنگي ) شيعيان لبنان , تكليفي غير از اين نيست كه
مبارزات و اصلاحات و تربيت نيروهاي انساني مناسب و مبارز
از همين نقطه آغاز شود.براي دستيابي به همين اهداف بلند بود
كه امام موسي صدر برنامه اساسي و همه جانبه اي را براي
شيعيان لبنان وساير مسلمانان تدوين كرد.
امام موسي صدر فقر و ضعف فكري , فرهنگي , اقتصادي ,
اخلاقي , عقيدتي , سياسي , نظامي , علمي , صنعتي و... را با
يكديگر مرتبط مي دانست و معتقد بود جامعه و ملتي به معناي
واقعي مقتدر خواهد بود كه در همه زمينه هاي مذكور بتواند
توانايي و اقتدار لازم را به دست آورد. وي بر اين نكته باور
عميق داشت كه ميزان اقتدار عمومي و كلي يك جامعه , با
ميزان قوت وقدرت فكري , عقيدتي , سياسي , اقتصادي ,
نظامي و اخلاقي آن جامعه تناسب مستقيم دارد و در نتيجه
براي دست يابي به حد لازم توانايي عمومي , بايد در همه اين
زمينه ها تلاش و مبارزه اي مستمر و همه جانبه را پيگيري كرد و
به هيچ وجه از مقاومت و مبارزه براي رسيدن به اهداف مورد
نظر دست برنداشت . به همين دليل بود كه امام موسي در لبنان ,
به ويژه در ميان شيعيان لبنان , زمينه ها ومراكز و موسسات
متعددي به وجود آورد تا مسلمانان بتوانند در همه ابعاد به
بالندگي و اقتدار دست يابند وبر دشمنان منطقه اي و جهاني
خود پيروز شوند. وي به منظور تحقق بخشيدن به آرمان هاي
مذكور , از يك سو فرهنگ و معارف اسلامي را در ميان مردم
وبه ويژه جوانان تبيين و تبليغ مي كرد و پوچ بودن و زيانبار
بودن فرهنگ غربي را براي جوامع اسلامي و مسلمانان آشكار
مي نمود , و از سوي ديگر , مدارس و موسسات آموزشي و
پژوهشي و صنعتي و كارگاه هاي فني و صنعتي تاسيس مي كرد و
يا اين كه مدارس و مراكز موجود را از نظر كيفيت آموزش تغيير
ماهيت و ارتقا مي داد تا آن مراكز و موسسات بتوانند ظرفيت
مناسبي براي رسيدن به آرمان هاي بلند اسلامي و مبارزاتي
بشوند. از يك سو مراكز توليدي و اقتصادي و عمراني به منظور
بالابردن توان اقتصادي مردم و تامين رفاه نسبي براي آنان
تاسيس مي كرد و از سوي ديگر مراكزي براي آموزشي نظامي و
سازمان هايي براي تقويت بنيه دفاعي شيعيان به وجود مي آورد.
همچنان كه سازمان ها و مراكز و مجالس سياسي را نيز به منظور
گسترش آگاهي هاي سياسي و همسو كردن نيروهاي سياسي
مسلمانان ومتشكل كردن آن ها به وجود آورد.
به طور كلي مي توان گفت امام موسي صدر در لبنان دست
به يك انقلاب بزرگ و همه جانبه زد. انقلابي كه ظاهري آرام و
تدريجي داشت , ولي هر كس كه دستي در مسائل مبارزاتي ,
سياسي , فرهنگي , اجتماعي و... داشت , مي دانست كه تحولي
شگرف و انقلابي عميقي در لبنان در حال وقوع است و در
آينده نزديك ثمرات آن آشكار خواهد شد.دقيقا به همين دليل
بود كه امام موسي صدر هدف كينه دشمنان و يا ساده لوحاني
كه فريب دشمن را خورده بودند واقع شد , سرانجام , توطئه اي
كثيف و جنايتكارانه عليه اين عالم مبارز و انقلابي تدارك ديده
شد تا ايشان را از صحنه خارج نمايند وبه سرنوشتي اندوهبار
و نامعلوم گرفتار كنند.
عناوين برخي از فعاليت ها و مبارزات امام موسي صدر در
لبنان را چنين مي توان فهرست كرد : تبيين و ترويج فرهنگ
اصيل اسلام . مبارزه با فرهنگ غرب , تاسيس مدرسه صنعتي
جبل عامل , تاسيس جمعيت بر و احسان , تاسيس خانه
دختران , تاسيس آموزشگاه و دانشكده پرستاري , تاسيس
حوزه هاي علمي , تاسيس مركز بررسي هاي اسلامي , تشكيل
مجلس اعلاي شيعيان , تاسيس سازمان مستضعفان
(حركه المحرومين ) , تشكيل سازمان نظامي افواج مقاومت
لبنان (امل ) , تلاش براي ايجاد وحدت بين مسلمانان , تلاش
براي احقاق حقوق شيعيان در لبنان , برقراري ارتباط گسترده با
شخصيت هاي مهم جهان اسلام به منظور ايجاد حركت و شور
در جهان اسلام براي مبارزه با دشمنان , ايجاد جنبشي براي
رهايي زنان از ورطه فساد و آراسته نمودن آن ها به ارزش هاي
ديني و حجاب , تاسيس مراكز پزشكي (مدينه الطب ) , تاسيس
موسسات توليدي براي زنان و جوانان , سازماندهي مردم براي
مقابله با تجاوزات رژيم صهيونيستي در جريان جنگ رمضان
(سال 1393 هـ . ق ) , مقابله با توطئه هاي عوامل مزدوري كه به
خدمت دشمن درآمده بودند , جلوگيري از تجزيه لبنان در
جريان جنگ هاي داخلي آن كشور وعناوين متعدد ديگر كه اگر
قرار شود پيرامون هر يك از عناوين مذكور سطوري نگاشته
شود. سخن طولاني خواهد شد.
در ميان همه آنچه گفته شد , امام موسي صدر به مبارزه با
رژيم صهيونيستي اهميت فوق العاده اي قائل بود و پيوسته در
اين باره تاكيد و تدبير مي كرد. وي در اين باره سخنان جالبي
دارد.امام موسي صدر مي گويد : ما بايد مساله فلسطين را بدون
شرمساري و بدون ترس برعهده بگيريم و در اين راه از قرباني
دادن نهراسيم . تلاش براي آزادي فلسطين , تلاش براي آزادي
مقدسات اسلامي و مسيحي و تلاش براي آزادي انسان است .
تلاش براي آزادي فلسطين , تلاش براي جلوگيري از آلوده
شدن نام خداوند در روي زمين است , زيرا صهيونيسم با
رفتارهاي زشت خود نام خداوند را آلوده مي سازد... سكوت
در برابر تجاوزات اسرائيل به جنوب لبنان , رضايت دادن به
خواري و خيانت به لبنان است ...
همان طوري كه اشاره شد. امام صدر در نهم شهريور
1357 هـ . ش , يعني در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي , در اثر
توطئه اي ناجوانمردانه , در ليبي توسط دشمنان ربوده شد و از
آن زمان به بعد اطلاع دقيقي از وي به دست نيامده
است .
يقينا اگر دشمنان اسلام و مسلمانان چنين توطئه اي را در
مورد امام موسي صدر اجرا نكرده بودند , اكنون در لبنان ,
فلسطين و... با وضعيت ديگري رو به رو بوديم و چهره آن
منطقه باحالت كنوني تفاوت عمده اي داشت , زيرا امام موسي
صدر دست قوي و پرتواني براي تحقق بخشيدن به انديشه هاي
امام خميني (ره ) درباره فلسطين اشغالي بود.
امام موسي صدر , فقر و ضعف فكري , فرهنگي ,
اقتصادي , اخلاقي , عقيدتي , سياسي , نظامي ,
علمي و صنعتي را با يكديگر مرتبط مي دانست و
معتقد بود جامعه و ملتي به معناي واقعي مقتدر
خواهد بود كه در همه زمينه هاي مذكور بتواند
توانايي و اقتدار لازم را به دست آورد
امام موسي صدر : ما بايد مساله فلسيطن را بدون
شرمساري و بدون ترس برعهده بگيريم و در اين راه
از قرباني دادن نهراسيم . تلاش براي آزادي
فلسطين , تلاش براي آزادي مقدسات اسلامي و
تلاش براي آزادي انسان است . تلاش براي آزادي
فلسطين , تلاش براي جلوگيري از آلوده شدن نام
خداوند در روي زمين است ; زيرا صهيونيسم با
رفتارهاي زشت خود نام خداوند را آلوده مي سازد

|