شهيد حجه الاسلام علي هاشمي سنجابي
نماينده مردم اراك
در سال 1290 در سنجان متولد شد .
پدرش كشاورز بود. او از كودكي به حوزه علميه رو آورد و به
عالمي متفكر , دانشمندي متعهد , عارفي كامل و شاعري توانا
تبديل شد.
از آيات عظام حجت , ابوالحسن اصفهاني , بروجردي ,
حكيم , شيرازي , گلپايگاني و امام خميني اجازه اجتهاد گرفت و
به تدريس در حوزه هاي علميه پرداخت .
مبارزاتش با رژيم سبب شد تحت تعقيب ساواك قرار گيرد
و چند سال از منبر رفتن منع شود. با پيروزي انقلاب از طرف
مردم اراك به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.
و همراه شهيد بهشتي در هفتم تيرماه شصت به فيض عظيم
شهادت نائل آمد.
شهيد محسن مولائي
در سال 1339 در تهران متولد شد .
در خانواده اي مذهبي و ساكن جنوب شهر پرورش يافت .
تحصيل و كار را از پي هم دنبال كرد و از همان آغاز به ضرورت
مبارزه با رژيم وقوف يافت . فعاليت هاي فرهنگي اش را با ايجاد
نمازخانه در دبيرستان و راه اندازي گروه تاتر و نمايشگاه عكس
آغاز كرد.
بعد از پيروزي در كميته هاي انقلاب فعالانه شركت كرد و با
عضويت در حزب جمهوري دفتر منطقه هشت را تاسيس نمود.
او تمام همت خود را در حفظ دستاوردهاي نظام بكار گرفت .
و سرانجام همدوش شهداي سرچشمه درهفتم تيرماه شصت به
مولايش حسين (ع ) اقتدا كرد.
شهيد حجه الاسلام غلامحسين حقاني
نماينده مردم بندرعباس
درسال 1320 در شهر قم متولد شد .
همراه علوم ديني تحصيلات متوسطه را به پايان برد و به
قصد افشاي رژيم و بيداري مردم عازم شهرها و روستاي كشور
شد. بعد از رسيدن به اجتهاد موسسه فرهنگي « راه حق » و
« اصول دين » را بنيان گذارد و كتاب « اسلام پيشرو و نهضت ها » را
نوشت سپس به سازماندهي هسته هاي مبارزه در شهرهاي
مختلف كشور پرداخت وساواك را از اين كار به وحشت
انداخت . مخفيانه به عراق و به ديدار امام عزيز شتافت و در
بازگشت توسط ساواك دستگير و ابتدا به اعدام و سپس به 12
سال زندان محكوم شد. اودر طول زندان هرگز تقاضاي ملاقات
با خانواده اش را نكرد و عاقبت با اوج گيري انقلاب از زندان آزاد
شد.
از جمله روحانيوني بود كه در دانشگاه تهران تحصن كرد و
كميته استقبال از حضرت امام را همراهي نمود.
با ورود امام دفتر « تبليغات اسلامي » قم را تاسيس كرد و در
اسفند 57 به عنوان نماينده امام و رياست دادگاه و حاكم شرع
استانهاي هرمزگان و سيستان و بلوچستان عازم جنوب شد , و به
درخواست مردم از سوي امام (ره ) امامت جمعه بندرعباس را
پذيرفت .
چندي بعد طي حكمي از سوي امام عضو شوراي عالي
تبليغات اسلامي شد و اولين سرپرست و بنيانگذار سازمان
تبليغات اسلامي گرديد. او از سوي مردم بندرعباس به نمايندگي
مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد و عاقبت همراه شهيد مظلوم
بهشتي در هفتم تيرماه شصت به معبودش دست يافت .
شهيد دكتر جواد اسدالله زاده
معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني
در سال 1329 در مشهد به دنيا آمد .
فوق ليسانس و دكتراي مديريت را در آمريكا دنبال كرد. با
اعلان عزيمت امام به ايران و رساله دكتراي خود را نيمه تمام رها
كرد و به فرانسه رفت . تا در معيت رهبر و مقتدايش باشد.
در دوران اقامتش در آمريكا در پنج شهر يانكي ها انجمن
اسلامي دانشجويان را پايه گذاري كرد. پس از بازگشت امام به
ايران او اقامت كوتاهي در سوريه داشت و به همراهي چند
دانشجو و يك روحاني سفارت ايران در سوريه را پاكسازي كرد.
پس از ورود به ايران به تدريس اقتصاد اسلامي در
دبيرستانهاي مشهد پرداخت و اندكي بعد به مديريت عالي
صندوق ضمانت صادرات برگزيده شد و به تهران آمد و همزمان
در مدرسه عالي بازرگاني تدريس را شروع كرد.
در پي فعاليت هاي ارزنده اش به معاونت بازرگاني خارجي در
دولت شهيد رجايي منصوب شد و عاقبت در عاشوراي هفتم تير
جاودانه گشت .
شهيد محمدپور ولي
در سال 1335 در تهران متولد شد .
خانواده مستضعف اما متدين او در جنوب شهر تهران
سكونت داشتند.
او در سال 1355 در رشته بازرگاني و مديريت دانشكده
غزالي قزوين پذيرفته شد و انجمن اسلامي اين دانشگاه را بنيان
نهاد.
بعد از پيروزي انقلاب به عضويت بخش سياسي و سپس
دانش آموزي حزب جمهوري درآمد و تمام همت و تلاش خود را
صرف گسترش سطح عقيدتي و سياسي دانش آموزان
كرد.
شامگاه هفتم تيرماه شصت عاشوراي سرچشمه شاهد عروج
روح اين عزيز بود.
شهيد رضا ترابي
در سال 1336 در تهران متولد شد .
خانواده اي فقير در يكي از محلات جنوب شهر داشت و
هنوز 13 ساله بود كه پدرش را از دست داد .
در سال 56 به دانشگاه صنعتي شريف راه يافت و در رشته
برق به تحصيل پرداخت عضو انجمن اسلامي دانشگاه شد و پس
از پيروزي انقلاب به عضويت حزب جمهوري درآمد.
سپس مسئوليت تبليغات شاخه دانشجويي حزب را
پذيرفت . و در آخرين روز عمرش همراه شهداي مظلوم هفتم
تيرماه شصت به شهادت رسيد.
شهيد سيف الله عبدالكريمي
نماينده مردم لنگرود
در سال 1312 در كومله متولد شد .
خانواده اي كشاورز متعهد داشت از همين رو پس از دبستان
به قم رفت و علوم حوزوي را پي گرفت . همزمان تحصيلات
دبيرستاني و سپس دانشگاهي را دنبال كرد و به درجه
فوق ليسانس در رشته فلسفه و حكمت نائل آمد.
از آنجائيكه بورسيه رژيم را نپذيرفت به بدترين نقاط كشور
به عنوان سرباز فرستاده شد. بعد از خدمت دوسال در مدرسه
عالي مديريت گيلان , معارف اسلامي , تاريخ فرهنگ و تمدن
ايران را تدريس كرد و سپس به مشهد انتقال يافت و در آنجا به
علت مبارزات سياسي اش از دانشگاه اخراج شد.
در روزهاي پيروزي و با سقوط كلانتري ها از سلاحها و
تجهيزات شهرباني حفاظت كرد و پس از پيروزي مسئول كميته
شهر لنگرود شد. چندي بعد از طرف مردم به نمايندگي مجلس
شوراي اسلامي انتخاب شد و سرنوشت سرخ شيعي اش را تا
هفتم تيرماه شصت ادامه داد و به وصال يار دست يافت .
شهيد موسي كلانتري
وزير راه و ترابري
در سال 1327 در مرند متولد شد .
با پايان دوره متوسطه به دانشگاه رفت و فوق ليسانس راه و
ساختمان را از دانشگاه تهران اخذ كرد . در سال 57 در حالي كه
تظاهرات و اعتراض مردم در اوج خود قرار داشت كار را رها كرد
و به مبارزه مسلحانه عليه رژيم پرداخت .
با پيروزي انقلاب در كميته هاي شهر عهده دار حراست و
نگهباني از دستاوردهاي نهضت شد و در سال 58 اداره راه
خوزستان و سپس آذربايجان غربي را فعال كرد. اندكي بعد از
سوي شوراي انقلاب به وزارت راه و ترابري برگزيده شد و همه
همت و تلاش خود را در اين راه بسيج كرد. او عاقبت راهي
كاروان كربلا شد و در هفتم تيرماه شصت به سرزمين هاي ملكوت
پركشيد.
شهيد دكتر سيدرضا پاك نژاد
نماينده مردم يزد
در سال 1303 در شهرستان يزد متولد شد .
پس از ديپلم به مكه مشرف شد و سپس به دانشكده پزشكي
دانشگاه تهران راه يافت . رساله دكتراي خود را با عنوان « تمام
برنامه هاي دانشكده پزشكي در اسلام » نوشت و با درجه ممتاز
فارغ التحصيل شد.
به زبان عربي آشنا بود لذا مقدمات را نزد اساتيد حوزوي
آموخت . و بيش از صد و ده جلد كتاب در معارف و پزشكي
تحرير كرد كه معروفترين آنها « اولين دانشگاه و آخرين پيامبر »
بود.
ايشان علاوه بر مكه و عراق به سوئيس , پاريس , لندن و
برلين سفر كرد و تحقيقات فراواني در اين سفرها انجام
داد.
اين مرد فاضل به نمايندگي از مردم يزد به مجلس راه يافت و
همراه برادر ارجمندش در هفتم تيرماه شصت به آرزويش
شهادت عظما نائل آمد.

|
فضايل اخلاقي شهيد بهشتي
|

شهيد بهشتي اهل تواضع بود و افتادگي و فروتني در برابر
بندگان
خدا را دوست ميداشت و صفت بزرگ انسان دوستي در او
به حد وفور وجود داشت . بسيار اتفاق مي افتاد كه نوجوانان
12 , 13 ساله از ايشان مي خواستند با هم عكس يادگاري
بگيرند و شهيد مظلوم بلافاصله مي پذيرفت و با ميل و اشتياق
تمام و در اوج تواضع و خاكساري در كنار آن نوجوانان
ژنده پوش مي ايستاد و عكس مي انداخت .
شهيد بهشتي به هنگام سخن گفتن بسيار ملايم بود. هرگز
صدايش را بلند نمي كرد و چهره ملكوتي و نوراني اش همواره
مملو از مهر و عاطفه بود. با مهر و محبت نگاه مي كرد و با مهر و
محبت سخن مي گفت و يك لحظه لبخند و گشادگي و انبساط
از چهره اش كنار نمي رفت .
او صفات ويژه اي داشت كه دوست و دشمن را بطرف
خويش جذب مي كرد.
او هرگز به گرد « غيبت » نمي چرخيد و هرگز زبان به اين گناه
بزرگ نمي آلود. يكي از دوستان ايشان تعريف مي كند :
« بنده جلسات بسياري را با اين شهيد بزرگوار بودم كه
بدون اغراق بايد گفت هيچگاه زبانش را به غيبت ديگران آلوده
نمي كرد. مواظب حرف زدنش بود , مواظب رفتارش
بود. »
همسر شهيد بهشتي درباره تنفر و انزجار او از غيبت كردن
و غيبت ديگران را شنيدن چنين مي گفت :
« ايشان هيچ وقت در سرتاسر بيست و نه سال زندگي كه
داشتيم نه دروغ , نه غيبت , نه تهمت و حتي گوش دادن غيبت
درباره كسي كه مي آيد و مي نشيند غيبت يك نفر ديگري را
مي كند , ايشان گوش نمي دادند و فورا " ناراحت مي شدند و
چهره اش را در هم مي كشيد و مي گفتند كه من خيلي خوش
ندارم حرف مردم اينجا زده شود , برويم در بحث خودمان ,
بهتر نيست بحث خودمان را بكنيم ايشان اينطور بود. »

|
در سوگ و داغ ياران
|

اي دوستان بيائيد در سوگ و داغ ياران
از ديده خون فشانيد چون ابر نوبهاران
شد تيره محفل ما ماواي غم دل ما
زيرا به خون تپيدند آن اختران ايمان
رفتند آن عزيزان صدها دريغ و افسوس
آنان كه جمله بودند چشم و چراغ ايران
جان را نثار معشوق پروانه سان نمودند
تا شمع محفل عشق گردد بسي فروزان
با خيل عاشقان رفت سوي جنان بهشتي
آن كس كه بود عاشق بر او بهشت و حوران
و اي از ديار ما رفت آن عارف مجاهد
آه از سپهر ما رفت آن كوكب درخشان
آن آيت الهي يار صديق رهبر
آن كس كه بود عمري اندر طريق سبحان
آن كس كه مهربان بود همچون علي به مسكين
آن كس كه خصم دون بود از صورتش هراسان
علامه گرامي دانا خطيب نامي
كز فيض مكتب او شد بهره مند انسان
در عزم و همت و راي بودن چون كوه نستوه
همچون گلي بهاري بودي هماره خندان
در باغ دين و فرهنگ بس نغمه ها سرودي
دردا كه زين چمن رست آن بلبل غزل خوان
زين ماجراي جان كاه گردون به زاري و آه
جانها همه در آذر دلها همه پريشان
بشنو ز آن شهيدان فزت برب كعبه
چون از ازل ببستند با لايزال پيمان
فقدان آن عزيزان گرچه بسي گران است
بادا فداي اسلام صدها سرو تن و جان
از پاي كي نشينيم تا انتقام گيريم
زان خصم پست دژخيم ما ملت مسلمان
اي باغبان به بستان بذر دگر بيفشان
زيرا كه گشته پرپر گلها ز جور و عدوان
تا انقراض عالم زنده است نام پاكان
بادا روانشان شاد در ظل لطف سبحان
قدسيه زين مصيبت در ماتم است و محنت
بارد سرشك حسرت هر لحظه او ز مژگان
قدسيه مدني كاشاني

|
| |