روزنامه جمهوري اسلامي 04/04/1383 صفحه عقيدتي

* نگاهي به زندگي و فعاليت هاي علمي آيت الله مدني كاشاني
* شهيد بهشتي در خاطرات
راست قامتان جاودانه تاريخ
نگاهي به زندگي و فعاليت هاي علمي آيت الله مدني كاشاني




پنجم تيرماه 1379 برابر با دوازدهمين سالگرد ارتحال عالم رباني و مرجع عاليقدر عالم تشيع حضرت آيت الله العظمي حاج آقا رضا مدني كاشاني ميباشد.
آن رجل الهي فرزند عالم بزرگ ملاعبدالرسول مدني صاحب رساله انصافيه و نوه دختري آيت الله العظمي ملا حبيب الله شريف كاشاني مي باشد. حضرت آيت الله مدني دوران تحصيلات مقدماتي را در كاشان در محضر علمائي چون پدر بزرگوار و جد مادري خود و مرحوم آيت الله سيدمحمد علوي گذراند و پس از آن با ورود آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي به قم و تاسيس حوزه علميه به اين شهر عزيمت و در آنجا رحل اقامت گزيد و در آن ايام با بزرگاني چون حضرت امام خميني , آيت الله سيدمحمدرضا گلپايگاني , آيت الله سيدمحمدتقي خوانساري , آيت الله سيداحمد خوانساري , آيت الله شيخ مهدي فاضل نراقي , آيت الله حاج آقا روح الله خرم آبادي و آيت الله آخوند ملاعلي همداني رحمه الله عليهم هم دوره و هم مباحثه بودند.
ايشان از شاگردان ممتاز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي بودند و پس از تكميل دوران تحصيل در سن 24 سالگي موفق به اخذ درجه عالي اجتهاد از علماي طراز اول و بزرگواراني چون حضرات آيات عظام حائري يزدي , حاج آقا ضياالدين عراقي , سيدابوالحسن اصفهاني و شيخ محمد رضا اصفهاني گرديدند.
معظم له از اعاظم فقهاي اصولي معاصر و صاحب تصنيفات و تاليفات متعددي به زبانهاي عربي و فارسي هستند كه نظرات بديع ايشان در مسائل فقهي و سياسي نظير ضرورت و وجوب جهاد ابتدائي , كفايت رويت هلال در بلاد بعيده , عدم وجوب تقليد اعلم , فوري نبودن حج و غيره مورد توجه دوستداران علم و فضيلت ميباشد.
مرحوم آيت الله العظمي مدني در دوران پرثمر و پربركت عمر خود در تشكيل حوزه علميه و تربيت نيروي انساني براي استمرار بخشيدن به حيات فقه و فقاهت تلاش فراوان نمودند. معظم له پس از ورود به كاشان علاوه بر رسيدگي به امور مختلف عامه مردم به توسعه امور فرهنگي اهتمام ورزيده و به فكر تربيت طلاب علوم دينيه بودند به گونه اي كه دو مدرسه بزرگ كاشان , يكي مدرسه علميه واقع در بازار كاشان و ديگري مدرسه آقابزرگ زيرنظر حوزه علميه ايشان فعاليت داشتند كه هنوز هم به سرپرستي حجت الاسلام حاج آقا محمدتقي مدني فرزند برومند ايشان اداره ميشود. معظم له از همان ابتدا يعني از زماني كه در درس خارج شركت مي كردند نتيجه تحقيقات خود را مكتوب مي نمودند و تا اواخر عمر پربركتشان عليرغم كهولت سن و بيماري از امر تاليف و تصنيف دست برنداشتند.
از جمله آثار علمي ايشان كه به زبانهاي عربي و فارسي مي باشند عبارتند از : كشف الحقايق في الرد علي الزنديق و المنافق , براهين الحج للفقها و الحجج (4 جلد) , مناسك حج , كتاب القصاص , كتاب الديات , تعليقه شريفه علي بحث الخيارات و الشروط , كفايه رويه الهلال في البلاد البعيده , كشف الاستار عن حكم المغرب و الاستتار , كتاب خلافت , رساله عمليه فرائض المقلدين , حاشيه بر كتب عروه الوثقي و كفايه الاصول و توضيح المسائل آيت الله العظمي بروجردي و غيره .
مرحوم آيت الله العظمي مدني از مروجين تفكر عقلاني و ملازمت آن با اصول و حياني بودند و علاوه بر آن ملازمت سياست و شريعت را كه در نهاد فقاهت و روحانيت وجه متمايزي به اين نهاد اصيل در برابر روحانيون شرايع ديگر , همچون مسيحيت داده است قبول داشتند. و بر اين مبني ايشان نظريه ولايت فقيه را در استواركردن حكومت ديني در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي به طور مبسوطي در جلد سوم كتاب براهين الحج للفقها و الحجج (چاپ اول سال 1397 قمري ) بطور مستدل بيان فرموده اند .
اعلام فتواي ايشان درباره گوشتهاي وارداتي در زمان شاه (1355 ) و اينكه اين گوشتها نجس و خوردن آنها حرام است منجر به حركت مردمي در كاشان و اعتراض به حكومت شاه و صدور اعلاميه هاي مختلف عليه رژيم گذشته گرديد. در پاسخ به سوالي در مورد رفتن به جبهه هاي جنگ در دوران دفاع مقدس با استناد به اين سخن حضرت علي (ع ) : « الله الله في الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم في سبيل الله . » جلوگيري از شرارتهاي حكومت بعثي عراق و ساير مفسدين في الارض را بر عموم مسلمين واجب دانستند. تاكيد ايشان بر ضرورت تبعيت ملت ايران از رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني (ره ) و همياري و همدلي با حضرت آيت الله خامنه اي , رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي بيانگر ژرف نگري ايشان مي باشد. معظم له طي تلگرافي كه به مناسبت ارتحال جانسوز حضرت امام خميني رحمه الله عليه به حضرت آيت الله خامنه اي دام ظله ارسال داشتند ضمن عرض تسليت انتخاب آن جناب را براي مقام عظيم الشان رهبري تهنيت گفته و تبعيت عموم مسلمين را در اجراي قوانين و احكام دين مبين و نابودكردن بدعت هاي منافقين و خائنين از خداوند متعال خواستار شدند.
اين عالم فرزانه پس از عمري خدمت به عالم اسلام براي وصول و نيل به جاودانگي و لقاي دوست سرانجام هنگام ظهر روز جمعه بيست و چهارم ذي الحجه سال 1412 قمري برابر با پنجم تيرماه 1371 شمسي به نداي حق لبيك گفته و به ديدار معشوق شتافتند و امت اسلامي را به سوگ فراق خويش نشاندند. در پي انتشار خبر رحلت معظم له از سوي فرمانداري كاشان سه روز عزاي عمومي اعلام گرديد. ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.
مهدي مدني

شهيد بهشتي در خاطرات




خدا از ما دفاع مي كند
شهيد مظلوم ما با آنكه همواره در معرض شديدترين حملات دشمنان اسلام قرار مي گرفت و هر روز توهيني و ناسزايي و تهمت و افترايي متوجه او مي شد , در صدد دفاع از خود برنمي آمد. او راه خويش را مي رفت و ملامت ها را به جان مي خريد و مي دانست كه بالاخره حق پيروز است . دوستان و آشنايان شهيد بهشتي اصرار داشتند كه او در برابر حملات ناجوانمردانه دشمنان از خود دفاع كند. ولي مي دانيد شهيد بهشتي در جوابشان چه مي گفت
جواب آن شهيد بزرگوار را از زبان يكي از دوستانش مي شنويم :
يادم هست كه يك روز در مجلس خبرگان به ايشان گفتم كه خيلي به شما توهين مي كنند , مخصوصا آن روزهائي كه قانون اساسي داشت بحث ولايت فقيه را مطرح مي كرد شعارهاي تندي عليه ايشان داده مي شد و گروهك ها شديد اين عزيز را مورد انتقاد بلكه بهتر بگويم مورد انتقام خودشان قرار داده بودند. من به او اعتراض كردم كه شما چرا از خودتان دفاع نمي كنيد
جمله اي گفت كه بسيار راهگشا بود. فرمود كه اين آيه قرآن را خوانده اي
« ان الله يدافع عن الذين آمنو »
عرض كردم بله .
فرمود : ببين در آيه خداوند يك وظيفه اي براي ما مقرر كرده و يك وظيفه اي براي خودش مقرر فرموده است . آن وظيفه اي كه براي ما بيان فرموده اين است كه حركت ما بايد از جوهره ايمان سرشار باشد و وظيفه اي كه براي خودش مقرر كرده اين است كه اگر ديديد كه عمل ما توام با ايمان است از ما دفاع كند. بنابراين دفاع به عهده من نيست , ايمان و جوهره ايمان به عهده من است .
يكي از شاگردان شهيد بهشتي تعريف مي كند كه وقتي به او مي گفتم كه شما با وسايل كه در دست داريد چرا از طريق مثلا راديو و تلويزيون از خودتان دفاع نمي كنيد , آن شهيد در پاسخ گفت در عمل ثابت خواهد شد كه حق باكيست و حقانيت ما در عمل به اثبات خواهد رسيد... »
مظلوميت شهيد بهشتي درسهايي بس آموزنده براي همه ما در بردارد :
ما بايد استقامت و بردباري در برابر طوفان سهمگين حوادث را از شهيد بهشتي بياموزيم .
بايد دروغها , تهمتها , ناسزاها و زخم زبانها و شايعات را براي خدا تحمل كنيم .
بايد بيشتر به عمل خويش بينديشم كه چگونه است . بايد خداوند را حاضر و ناظر بدانيم و به اين واقعيت واقف باشيم كه چنانچه ايماني خالص و ناب داشته باشيم , خدايمان در هنگامه ها و آنزمان كه در امواج سهمگين ناسزاها و حملات ناجوانمردانه اين و آن واقع شويم , از ما دفاع خواهد كرد.
ما بايد از ملامتها نترسيم , از كينه جوييها بيم به خود راه ندهيم , آبرويمان را براي حفظ اسلام و انقلاب تقديم كنيم و جان و مالمان را فدا سازيم .

راست قامتان جاودانه تاريخ


زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير ـ3
شهيد دكتر حسن عضدي
معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي
در سال 1325 در رشت متولد شد .
عاليترين مدارج علمي را در دانشگاه هاي معتبر دنيا كسب كرد به گونه اي كه ليسانس روزنامه نگاري روابط عمومي و تبليغات , فوق ليسانس دانشكده علوم سياسي , ليسانس مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين المللي از دانشگاه داگلاس آمريكا و دكتراي اقتصاد سياسي همان دانشگاه را با سربلندي و افتخار به دست آورد و عضو افتخاري انجمن مديران شد.
پس از پيروزي در دانشگاه گيلان به تدريس مشغول شد و به عنوان نماينده استان گيلان در مجلس خبرگان انتخاب گرديد در آنجا به عضويت هيئت رئيسه انتخاب شد. حزب جمهوري اسلامي شاخه گيلان را پايه گذاري كرد و سرپرستي مدرسه عالي ترجمه را به عهده گرفت و سپس سرپرست مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني شد.
او همچنين مسووليت هاي فرهنگي و آموزش فراواني را به طور همزمان عهده دار شد و شوراي وحدت حوزه دانشگاه را فعال كرد.
معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالي يكي ديگر از مسووليت هاي او بود.
اين استاد ارجمند عاقبت در هفتم تيرماه شصت با انتخاب راه پرنور شهادت به عالي ترين كمالات دست يافت .
شهيد حجه الاسلام محمدحسن طيبي
نماينده مردم اسفراين
در سال 1310 در روستاي روئين اسفراين زاده شد .
پدرش روحاني بود و زماني كه او تنها ده سال داشت فوت كرد. همانزمان به مشهد آمد پس از طي مراحل سطح به اسفراين برگشت . مبارزاتش از سال 56 گسترش يافت و ساواك بشدت برنامه هايش را تحت كنترل گرفت و يك بار هم بطور مسلحانه به او حمله كرد. با پيروزي انقلاب و آغاز به كار مجلس اول از طرف مردم به نمايندگي انتخاب شد.
سرانجام در هفتم تيرماه شصت قافله شهداي سرچشمه را همراهي كرد.
شهيد حجه الاسلام سيدفخرالدين رحيمي
نماينده مردم ملاوي لرستان
در سال 1323 در شهر خرم آباد به دنيا آمد .
جدش از علماي بزرگ شهر و او در معيت برادرش براي كسب علوم حوزوي به قم مشرف شد . در سال 41 و در ماجراي فيضيه در حاليكه مشغول چسباندن اعلاميه بود دستگير وبه زندان رفت .
پس از آزادي مبارزاتش را پي گرفت و براي بار دوم به جرم كندن تابلوي خيابان ششم بهمن به زندان رفت او يك بار ديگر نيز به جرم اهانت به اشرف پهلوي زنداني شد و مجموعا 18 ماه در حبس به سر برد.
او هر بار پس از آزادي كار مبارزه را جدي تر آغاز مي كرد و عاقبت ممنوع المنبر و ابتدا به ايرانشهر و از آنجا نيز به اقليد فارس تبعيد شد.
در بازگشت از تبعيد فعاليت هاي مذهبي ومبارزاتي اش را در مسجد علوي ادامه داد كه بعدها آنجا مقر كميته هاي انقلاب شد.
در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از مردم ملاوي به مجلس رفت .
و در هفتم تيرماه شصت همدوش شهيد بهشتي به كنگره هاي آسمان هفتم دست رساند.
شهيد جواد سرافراز
در سال 1332 در تهران متولد شد .
پدرش موسس دبستان اسلامي ولي عصر ودبيرستان جهان آرا و از روحانيون مبارزي بود كه سالها در زندان رژيم شكنجه و مورد اهانت واقع شده بود.
شهيد سرافراز در دانشگاههاي انگليس و هند در رشته جامعه شناسي ادامه تحصيل داد و انجمن هاي اسلامي را در آنجا پايه گذاري كرد و به عنوان نماينده انجمن هاي اسلامي مقيم بنگلور هند به خدمت امام در پاريس رسيد.
درسال 57 , همدوش با ملت ايران در نبردهاي خياباني شركت كرد و در تسخير كلانتري ها نقش برجسته اي داشت .
بعد از پيروزي عضو حزب جمهوري اسلامي شد و همچون بازوئي براي شهيد بهشتي بود . او سرپرستي منطقه 11 , رياست دفتر و مسووليت آموزش و عضويت شوراي مركزي حزب جمهوري را بر عهده داشت . بعلاوه ايشان به عنوان مدير مسوول شركت رايانه و مسوول روابط عمومي شركت « ايزايران » وابسته به وزارت دفاع , خدمت كرد.
نام اين عزيز اينك در دفتر شهداي هفتم تيرماه شصت ثبت و جاودانه است .
شهيد حجه الاسلام حاج شيخ عبدالحسين اكبري
در سال 1315 در ساري متولد شد .
در حوزه هاي علميه ساري , مشهد و سپس نجف اشرف به تحصيل علوم ديني پرداخت .
در هدايت راهپيمائي هاي مردم مازندران نقش محوري داشت و با خطابه هاي آتشين و تحليل هاي روشن خود راه را براي پيروزي انقلاب هموار مي كرد. پس از پيروزي انقلاب به عضويت هيئت هاي 5 نفره كشاورزي درآمد و براي رشد اقتصاد داخلي و بومي فعاليت هاي فراواني كرد.
خطوط انحرافي و التقاطي را تحمل نمي كرد و همواره , در راه و مسير حضرت امام بود.
ايشان در هفتم تيرماه شصت و در فاجعه سرچشمه به شهدا پيوست .
شهيد دكتر سيدشمس الدين حسيني نائيني
نماينده مردم نائين
در سال 1312 در سلطان نصير نائين متولد شد .
تحصيلاتش را در حالي كه از نعمت پدر محروم بود ادامه داد و فوق ليسانس خود را از دانشكده الهيات و معارف اسلامي گرفت . براي نگارش رساله خود به هندوستان رفت و « فلسفه دعا و مقايسه ادعيه اسلام با ساير اديان » را نوشت .
با شهيد رجائي و ديگر مبارزين در دبيرستان قدس آشنا شد و فعاليت هاي فرهنگي خود را با موسسه رفاه آغاز كرد. سپس با دكتر باهنر و شهيد بهشتي در سازمان تحقيقات و برنامه ريزي آموزش و پرورش همكاري داشت و موسسه خيريه ولي عصر , صندوق جاويد و جلسات تفسير قرآن را راه اندازي كرد.
پس از پيروزي به عنوان كارشناس امور ديني در وزارت آموزش و پرورش آغاز به كار كرد و سپس با راي قاطع مردم نائين به مجلس شوراي اسلامي رفت . او نيز اينك در جوار رحمت حق و همراز شهداي هفتم تيرماه شصت شده است .
شهيد عباس جهانبخشي
معاونت آموزشي سازمان بهزيستي
در سال 1323 در تهران متولد شد .
پس از شهريور خونين انجمن اسلامي مددكاران را بوجود آورد و رسيدگي به امور خانواده هاي شهدا , محرومين و معلولين را دنبال كرد. در افشاگري رژيم پهلوي توان و عزم راسخي داشت .
پس از پيروزي انقلاب به رياست دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران منصوب شد و به دعوت سازمان بهزيستي كشور معاونت آموزش آنجا را به عهده گرفت .
او سرپرستي ستاد تداوم امداد جبهه ها را نيز به عهده داشت . و سرانجام در صف شهداي هفتم تيرماه شصت به لبخند ربوبي لبيك گفت و كربلائي شد.
شهيد حجه الاسلام حاج سيدنورالله طباطبائي نژاد
نماينده مردم اردستان
در سال 1319 در ظفرقند اردستان متولد شد .
پدرش از علماي حوزه بود و او معارف و علوم اوليه را نزد ايشان آموخت سپس به قم رفت و در آنجا بيش از 20 سال به تحصيل و تدريس پرداخت , حاصل اين ايام هشت جلد تفسير نمونه بود كه به اتفاق جمعي از طلاب فاضل به چاپ رساند.
در سال 49 ممنوع المنبر شد و يكسال قبل از انقلاب دستگير و به زندان افتاد. آزادي او همزمان با اوج تظاهرات و قيام مردم بود.
در زمان انقلاب به شهرهاي مختلفي سفر كرد و سخنرانيهاي پرشوري داشت با پيروزي انقلاب و آغاز دوره اول مجلس شوراي اسلامي از سوي مردم اردستان به نمايندگي برگزيده شد.
وي عاقبت در هفتم تيرماه شصت در ركوعي عاشقانه به ديدار يار رفت .
شهيد مهندس حاجيان مقدم
در سال 1333 در تهران متولد شد .
در خاني آباد تهران و همنفس با خانواده اي متدين و مبارز بزرگ شد پدرش از همرزمان نواب صفوي بود. ليسانس مديريت اقتصاد را از ايران و كارشناسي مديريت مهندسي را از آمريكا گرفت .
همراه دانشجويان مسلمان در ايران وآمريكا بر عليه رژيم پهلوي فعاليت داشت بطوري كه در آمريكا دستگير و در زندان اعتصاب غذا كرد . در سال 1359 در حالي كه تحت تعقيب بود به كمك سازمانهاي آزاديبخش به ميهن برگشت و خدمات خود را در ستاد كمك به مناطق جنگ زده آغاز كرد. بسيج اقتصادي كشور و دفتر طرحها و بررسي هاي نخست وزيري را از ديگر مراكز فعاليت اوبودند.
مسوول آموزش واحد مهندسين حزب جمهوري بود كه همراه شهيد بهشتي در هفتم تيرماه شصت به جام شهادت دست يافت .
شهيد علي اصغر آقازماني
در سال 1331 در قصبه نراق محلات متولد شد .
فوق ليسانس حسابداري را از دانشگاه صنعت نفت اخذ كرد و با مطالعات مذهبي كه داشت مبارزاتش را شروع كرد.
كلاسهاي درس شناخت شهيد بهشتي در منزل ايشان داير شد و در پيروزي انقلاب نقش فراواني داشت و در همان روزهاي اول به سازماندهي كميته ها پرداخت و سپس جهادسازندگي و نهضت سوادآموزي را نيز همراهي كرد.
اندكي بعد مسوول دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني شد و هماهنگي هاي ايشان را با مسوولين نظام و مجلس شوراي اسلامي به انجام رسانيد.
نام اين عزيز در هفتم تيرماه شصت همراه ياران ديگرش در دفتر شهادت ثبت است .
شهيد حجه الاسلام سيدمحمد تقي حسيني طباطبائي
نماينده مردم زابل
در سال 1307 در زابل زاده شد .
پس از تحصيلات ابتدائي به قم و نجف مشرف شد و از محضر علماي بزرگ بهره گرفت . آنگاه به زابل بازگشت و اداره مدرسه علميه امامت جماعت مسجد آنجا را پذيرفت .
ايشان تلاشهاي فراواني براي وحدت شيعه و سني كرد و نقش مهمي در فرار مبارزان متعهد داشت . بارها ساواك به ضرب و شتم و اهانت نسبت به ايشان پرداخت و به تهران احضارشان كرد.
در پيروزي انقلاب و هدايت مردم زابل نقش ويژه اي داشت و پس از پيروزي به نمايندگي از مردم به مجلس شوراي اسلامي رفت و در آنجا يكي از ائمه جماعت مجلس بود.
اين سيد بزرگوار عاقبت در هفتم تيرماه شصت به جدش اباعبدالله پيوست .
شهيد حبيب الله مهمانچي
معاون پارلماني و هماهنگي وزارت كار
در مردادماه 1329 در تهران متولدشد .
در خانواده اي مذهبي و متعهد پرورش يافت و با جديت تحصيلات عالي را دنبال كرد و فوق ليسانس مديريت بازرگاني خود را از آمريكا دريافت كرد.
در آنجا با دانشجويان مذهبي ارتباط نزديك داشت و در مبارزاتشان عليه رژيم شركت مي كرد.
در بازگشت به وطن و با پيروزي انقلاب در بنياد مستضعفان شروع به كار كرد و سپس به نهادهاي ديگر در امور فرهنگي كمك رساند. اندكي بعد به عنوان معاون پارلماني و هماهنگي وزارت كار برگزيده شد.
و سرانجام در هفتم تيرماه شصت همراه شهيدان گرانقدر حزب جمهوري به ملاقات پروردگار شتافت .