روزنامه جمهوري اسلامي 04/04/1383 صفحه مقالات

انتشار مجموعه اي جامع در موضوع مهدويت بر روي شبكه اينترنت
مهديا پروانه ديوانه ام
* بيكرانه ي مهر
ويژگيهاي حكومت مصلح جهاني ـ 3
حكومت مهدي (عج ) امر « انتصاب » يا « انتخاب »

* محجوبان شادكام !
انتشار مجموعه اي جامع در موضوع مهدويت بر روي شبكه اينترنت


با انتشار مجموعه اي از منابع منتشر شده در جهان درباره شخصيت حضرت وليعصر(عج ) محققان مي توانند به آساني از منابع مورد نياز در موضوع مهدويت استفاده كنند.
نشاني اينترنتي اين مرجع , دبليو دبليو دبليو دات امام مهدي خط فاصله اس دات كام است و بيش از 3 هزار و 300 منبع شامل كتاب , مقالات و پايان نامه هاي دانشجويي در اين اثر كه نخستين بار با تلاش محققان پايگاه اطلاع رساني علوم اسلامي پارسا در قم منشتر شده , جمع آوري شده است .
مدير پايگاه اطلاع رساني علوم اسلامي پارسا افزود : در اين مرجع كه به صورت كتاب , لوح فشرده و شبكه اطلاع رساني طراحي و توليد شده تمام منابع موجود تا سال 81 گنجانده شده است .
آقاي فخري گفت : در اين مرجع مشخصات ماخذ شناسايي و چكيده اي از منابع به صورت موضوعي تدوين شده است .

مهديا پروانه ديوانه ام


السلام اي قائم صاحب زمان
اي زتوصيف تو الكن هر زبان
خامه در مدح تو كي قادر بود
وهم از اوصاف تو قاصر بود
من به قعر وهم حيران توام
در سكوت محض گريان توام
در خيال خويش ترسيمت كنم
آبروي اشك تقديمت كنم
زاده نرگس بهار گل تويي
قلب گل را نغمه بلبل تويي
عطر جانبخشت چو در شبنم نشست
در گلستان , رونق گل را شكست
مهديا پروانه ديوانه ام
جز به شمع چهره ات بيگانه ام
انتظارت شيشه دل را شكست
ديده از هجران تو در خون نشست
ما زعشق و انتظارت سوختيم
سوختن در مكتبت آموختيم
اي فداي مقدم تو هستي ام
اشك مي بالد براين سرمستي ام
من چه سان گويم چه با دل كرده اي
مهر در سجاده ها گل كرده اي
شمس رخسارت مگر طالع شود
تا دل عشاق تو قانع شود
اي خداي جلوه , رحمي خسته را
عاشق نالان دل بشكسته را
در فرج تعجيل كن اي آفتاب
شب شده گيتي به تاريكي بتاب
روز ره گم كردگان را شب رسيد
جان عشاقت به مرز لب رسيد
زندگاني در سياهي مشكل است
ظلمت گيتي هيولاي دل است
رحمي آخر اي سفير ذوالجلال
عرضه كن بر عاشقان خود جمال
جلوه كن اي شمس رخشان ظهور
تا منور گردد از روي تو نور
دروش اين ابيات چون آتشفشان
دارد از آتشفشان دل نشان
فضل الله دروش

بيكرانه ي مهر




وقتي زمين از سوزش سرد پاييزان تاول زند و سرماي سهمگين زمستان بشريت ريشه ها را بخشكاند. وقتي چمن هاي عاشق ارغواني بهاران خاكستر شده و روح اميد از شاخه هاي زندگي گرفته شود. وقتي همه دلها تنگ شوند و آفتاب به سياهي گرايد و ديده ها در افق حسرت دوخته شوند , ناگهان بانگ « الرحيل » خفتگان نواخته مي شود و آنجاست كه بايد به گذشته , حال و آينده گوش فرا داد تا بانگ شورانگيز دادگر حق را دريافت . آنروز دلهاي شگرف و روح هاي بي آلايش , اين نداي الهي را با جان و دل حس مي كنند و براي اين حقيقت , اشك شوق مي ريزند; آنروز « انتظار » به « ظهور » ملحق مي شود.
زمان بي تاب است , مردي كه تكسوار بي تاب زمان است , مردي كه مي آيد و به نفس ها روح مي دهد , مردي كه ستاننده حق مظلومان و زداينده تيرگي هاست ; آن پرده نشيني كه پرده هاي ظلمت در پرتو ظهور روحاني او از هم خواهند دريد.
وقتي باران وجود حضرت مهدي (عج ) از كرانه ابرها جاري شود , اشك دلاويز مهر بر گونه هاي خشك زمين جاري مي شود. در آن لحظه , عشق تشنه سيراب شدن است , تشنه مهر موعود. لحظه اي كه سرو چمان دل در ملكوت آسمانها به پرواز در مي آيند تا قهرماني سالهاي انتظار را جشن گيرند; جشن پايان هجران و بي قراري ها.
و انتظار , تجسم واقعي بهشت نهاني است كه سلطان عشق , آن را در ضمير انسانهاي پاك سيرت گسترده است . انتظار , بي قراري عاشق در قفس تنگ و تاريك دنيوي است . انتظار , ساحل آرماني دريا دلان بي باكي است كه امواج پر تلاطم را عاشقانه مي شكافند. انتظار , لحظه نوراني جان دادن شهيد در سنگر پيروزي , صحراي گسترده آزادگي در برهوت زندگي , تولد عشق در بستر پرهيزگاري و روح سبز نماز در محراب شهادت است .
انتظار , صعود به بي كرانه مهر , باور سبز اميد در افقهاي تاريك تنهايي , هجرت از كوير احساس به گلستان رستگاري و سرود شورانگيز رهايي از دنياي غم آلود است .
مهدي جان ! تو منتهاي عشق الهي هستي , بي تو روحها سرد و خاموش , دلها در سكوت شب خفقان سر گردانند و چشم ها به سياهي خوابيده اند. و بي تو اراده ها به تزلزل گراييده اند. از وراي زمان در آي و زمين را كه ساليان سال است سر گردان در خاموشي است و هر روز ظلم و ستم ظالمان را در خود تحمل مي كند , روشن گردان .
اي فروغ هدايت , خورشيد جانها , روشنگر هستي , راز بزرگ تجلي , چهره نمايان كن . اي كعبه مقصود , قبله موعود , مشعل علم لايتناهي , حامل قرآن , صاحب صحيفه عدالت , اميد رهايي , پناه بي پناهان بيا.
اي ذخيره الهي , عصمت نامتناهي , شفاي آلام بشريت و كشتي نجات , بيا و مشتاقان مهجور را درياب و شيفتگان بي تاب را آرامش عطا كن .
ليلا اعتبار

ويژگيهاي حكومت مصلح جهاني ـ 3
حكومت مهدي (عج ) امر « انتصاب » يا « انتخاب »


فاطمه رجبي
قسمت سوم
آيا در حكومت موعود , انتخاب و انتصاب موضوعيت ندارد ايا نهاد حكومت , برخاسته از آراي مردم و به عبارتي از نوع دموكراسي و حكومت اكثريت است ايا اقليت خداپرست , با شهامت و ايثار بر اكثريت پيروز مي شود و منتخب خود را حاكميت مي بخشد
پرسشهاي ديگر در مشروعيت نظام الهي و كمال يافته مهدي (ع ) قابل طرح است كه پاسخ بدان ها ماهيت حكومت الهي و مشخصه هاي ساختاريش را نمودار مي سازد. در « تفسير برهان » از ابن بابويه و او از سعدبن عبدالله قمي روايت شده است كه به امام قائم (عج ) عرض كردم : خبر بده مرا از اين كه چرا مردم از انتخاب امام و زمامدار براي خود ممنوع شدند
فرمود امام مصلح يا مفسد گفتم البته مصلح .
فرمود : آيا با اين كه مردم از صلاح و فساد دروني اشخاص خبر ندارند , مكن است شخصي را انتخاب كنند كه اتفاقا برخلاف تشخيص شان مفسد از كار درآيد
گفتم : بلي .
فرمود : علت ممنوعيت انتخاب مردم , همين است . (1 )
ردنظريه و كاركرد انتخاب در نظام سياسي مصلح . رسالت و بعثت انبياي الهي و خلافت و وصايت ائمه اطهار(ع ) را بازمي گويد. انتصاب الهي به دليل احاطه كلي بر جهان , و كليت عقلي , امري بديهي است كه نظام هاي الهي را نه تنها بي نياز از انتخاب مي نمايد , بلكه امر به ممنوعيت آن مي كند. از ديگر سو شيوه هاي قدرت طلبانه در سياست از سوي دوستداران رهبري , و فريب و انحراف توده ها , امري عقلاني است كه انتصاب الهي براي مصلح و هر حكومت مرتبط باالله , از آن بهره مند باشد.
در انديشه فلاسفه اي چون افلاطون و ارسطو نيز حاكمان برتر هرگز به انتخاب مردم نبوده اند. آن گاه كه آنان ويژگيهاي والاتري براي حاكمان صالح در نظر دارند , و عامه مردم را به دليل نيروي مشترك طبيعت از اين ويژگيها محروم مي دانند , (2 ) چگونه مي توان گزينش امام مصلح را در حكومت , با طي مسير انتخاب , تصور كرد
مصلح , مسئول رفع نقايص و به كمال رسانيدن مردم است . خليفه خداوند در امامت جامعه جهاني , وظيفه هدايتگري را تا رسانيدن بشر به رستگاري برعهده دارد. شيوه حكومتش , شيوه پيامبران , دانش و انديشه او مبتني بر قران كريم , وظفرمندي هايش در عرصه هاي الهي استوار است . آيا امر انتخاب در مورد او عقلاني است !
در بخش هاي بعد درباره مردم و چگونگي حضور آنان در دولت مهدي (عج ) سخن خواهد رفت . مطالب آتي بيشتر روشن خواهد نمود كه اصولا حاكميت الهي و امام مصلح به ادله گوناگون , از محدوده انتخاب مردم خارج است . همين جا ضروري است به سخني از معاويه بن ابي سفيان به عنوان نمونه امام مفسد اشاره كنيم . وي به رغم داشتن فساد فكري و سياسي , چند دهه بر جامعه اسلامي حكومت كرد و با كمال تاسف و حسرت , امت اسلام تن به رهبريش داد. عبدالله بن عمر مي گويد : مردي با درشتي با معاويه سخن راند و درشتي را از اندازه گذراند , به وي گفتند : آيا درشتي اين مرد را برمي تابي گفت : چندان كه مردمان ما را به پادشاهي مان واگذارند , ايشان را با زبانشان به خودشان وامي گذاريم . (3 )
معاويه در نهاد انتخابي به حكومت نرسيده بود , اما فريب مردمان و رهاساختن آنها در جهل , از اعمال امام مفسد است كه حتي به آزادي مردم مي انجاميد. چنين است كه گرچه نمي توان بيعت را نوعي انتخاب , آن هم با شيوه امروزين به شمار آورد , اما پذيرش حكومت يزيد و تن دادن به سلطنت اموي در واقع امر , يك همه پرسي بود كه با پاسخ آري مردمان مواجه شد.
انتصاب امام مصلح از سوي خداوند و با استدلال قوي امام قائم در اين امر به كل ساختار نظام سياسي , سري دارد. بديهي است شيوه حكومت پارلماني و تفكيك قوا , از سنت معصوم (ع ) به دور است و از ابداعات مهم محسوب مي شود . اما شمار اندك 313 نفر كه در نخستين طليعه ظهور , حضرت را به عنوان امام مصلح گردن مي نهند , نه به لحاظ راي مثبت , بلكه با تسليم در برابر اراده الهي و پذيرش ايماني نوع نظام سياسي قرآن , بدين مهم نائل مي گردند.
با استناد به قول معصوم (ع ) مي توان از شيعيان به عنوان گروه خاص , به مثابه مجريان دولت مهدي نام برد. آنان كه به فرموده امام صادق (ع ) در دولت قائم (عج ) روساي روي زمين و حكمران آن هستند , و هر يك از ايشان قوت چهل مرد را داراست . (4 )
هم چنين است 313 نفر پيوستگان نخستين كه اميرالمومنين و امام صادق (ع ) از آنان به نام پرچمدار ياوران آن گرامي ياد كرده اند . (5 )
گستردگي دولت مهدي (عج ) قطعا به مجريان بسياري نيازمند است . از اين رو شايد بتوان انصار را كه مردمي پاكباخته و باايمان هستند و به تدريج به امام مي پيوندند , و در خدمت اجراي برنامه هاي حضرت اند , در زمره كارگزاران حكومت مصلح ديد.
به هرحال مجريان يا كارگزاران دولت مهدي (عج ) كه تحت امر شخص او و نه در قواي مختلف و منفك مجري او امر الهي امام اند , از برداشت روايي و مراجعه به عقل , با نصب حضرت به كارگمارده مي شوند. آيا شيوه حكومت پيامبر(ص ) و كاركرد سياسي امير مومنان (ع ) كه دولت مهدي احياگر آن هاست , بر چنين محوري استوار نبوده است در نگاه ديگر , از مجموع بحثها و روايت هاي بي شمار درباره دولت مهدي (عج ) هيچ نشاني دال بر انتخاب , چه در حيطه نهادي و چه كارگزار و مجري , مشاهده نمي شود.
مردم و جايگاه حقوق و تكاليف
به درستي مردم را بايد در حكومت مهدي (عج ) داراي جايگاه ويژه اي ديد. ويژگي بي نظير جايگاه مردم نه در قياس با فريبكاري ها و خدعه هاي سياسي ليبرال دموكراسي هاي حاكم خواهد بود , و نه مردسالاري و خواست و سليقه مردم حتي با تاسي هاي به اصطلاح ديني , واژگان در خور شان آن است .
حقيقت ظهور و برپايي حكومت مهدي (عج ) همان گونه كه در باور و آرزوي منتظران جهاني موعود هست , چيزي نيست مگر رهايي مردمان . همين نكته اساسي و محوري مي تواند تمامي سياست پيشگي , قدرت مداري نفع طلبي و هر ادعاي ديگري را كه در پوشش تاسيس حكومت ها اظهار و جاري مي شود و به اسارت مردمان مي انجامد , در دولت مهدي (عج ) از نظر دور داشت و به عبارت ديگر مركزيت مردم و رستگاري آنان را در ايجاد و استمرار حكومت الله , امري حياتي ديد. ولي بررسي اين منزلت والا و در عين حال متمايز از ارزشگذاري هاي بي پايه كنوني , بسيار حساس و اساسي است . واقعيت آن است كه در علايم ظهور و فتنه هاي موجود در آن , مردم ركن اصلي هستند كه يا در گرداب فساد و تباهي فرورفته , يا تحت ستم بي حد قرار گرفته و يا به انحراف از مسير حق در زمره بي پناهان و آوارگان درآمده اند. گروه اقليت شيعيان منزوي و مطرود و در اختفا هستند. اين مجموعه مردمي را تشكيل مي دهد كه با ظهور مهدي (عج ) راه رهايي را خواهند يافت . حال بايد ديد منزلت اين گروه هاي مردمي در حكومت مهدي (عج ) كدام است
پاورقي :
1 ـ محمدحسين طباطبائي , الميزان , ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همداني , ج 8 , ص .372
2 ـ خداوندان انديشه سياسي , ص .110
3 ـ عزالدين بن اثير , تاريخ كامل , ترجمه سيدمحمدحسين روحاني , ص .2177
4 ـ مهدي موعود , ص .1133
5 ـ امام مهدي از ولادت تا ظهور , ص 601

محجوبان شادكام !




با كمال خجلت و شرمساري مي خواهم درددلي با عزيزان و علما اعلام و مراجع عالي مقام داشته باشم . لابد مي گويند اين همه مصيبت داريم بس است , بازگوئي اين ديگر لازم نيست .
اي آقاي عالم واي مظلوم مظلومان از شما شرمنده و عذرخواهم كه اين رنجنامه را مي نويسم . چه كنم , درد يكي و دو تا نيست . به تازگي هم شاهد بروز يك آيه شيطاني و يك « تلك الغرانيق العلي » ديگر و يك سلمان رشدي جديد هستيم . اخيرا در مجله اي به نام « خورشيد مكه » شماره 17 خرداد 1383 صفحه 19 , مقاله اي به نام « تشرف يافتگان » به چاپ رسيده است كه به خيال خودشان خواسته اند لطف و عنايت آقا نسبت به مردم و علاقمندانشان را نشان دهند. كه نامه دستخط شريف ايشان از صندوق سربسته و قفل شده مسجد سيده نرجس عليها السلام در لبنان خطاب به مومنين آن مسجد بيرون آمده كه عين فتوكپي خط آن حضرت را مجله مذكور به چاپ رسانده است . ما به مجله « خورشيد مكه » و صاحبانش براي چاپ دستخط شريف آن حضرت تبريك و تعزيت مي گوئيم . تبريك از آن جهت كه خوب نقشه تان را اجرا مي كنيد و تعزيت از جسارت و توهيني كه به ساحت مقدس آقا كرده ايد.
آيا ممكن است كسي كه قلب عالم امكان و تمام ذرات عالم وجود در اختيار آن جناب است و كمال عصمت را بويژه در آيات و كلام الهي دارد , اين آقاـ نعوذبالله ـ خطا كند و آيه را غلط بنويسد !
اي نويسنده اي كه به نام و لقب حجت الاسلام والمسلمين دامت بركاته عنوان گرفته اي , قدري درس بخوان , ادبيات ياد بگير و سپس قدري اعتقاداتت را بررسي كن ببين آيا امكان دارد قلب مبارك آقاي عالم كه مصون از هر خطا و اشتباه است , در نوشتن آيه اشتباه كند !
آيه كريمه كه به خط مجعول و غلط نوشته شده چنين است : « و قل اعملوا فيسري الله عملكم و رسوله » « فسيري الله » را « فيسري » به تقديم « يا » بر « سين » نوشته و اين را به امام معصومي كه امام العصمه و الحفاظه است نسبت مي دهد و آخرش هم مي نويسد : صدق الله العلي العظيم .
كي رسم ائمه دين بوده كه در آخر آيات , صدق الله العلي العظيم بنويسند خط مذكور به خط رقعه خط معمولي عربها و با روان نويس نوشته شده نه با خود كار و نه با قلم ديگري . امضا هم كه معلوم نيست . مال كيست « حررته » : نوشتم او را! معلوم نيست از چه كسي است البته خط كاتبش است .
در مقاله , براي چاشني مطلب هم باز طبق معمول يكي دو نقل از علماي اهل معني آن هم در حرم مطهر رضوي آورده است . تعجبي از اينان نيست . سردسته كاركنان اين مجله وقتي آقا امام زمان را تا پاي سفره و سرغذاي خانواده آورد , اكنون هم در تهران اگر كساني از اينان تقاضاي دستگيري و وساطت براي اتصال به حضرت ولي عصر بكنند , مي فرمايد بايد تماس تلفني بگيريم اگر اجازه دادند اقدام مي كنيم . خوشا به حال اينان كه شب و روز در محضر آقا و در تهران با ايشان مرتب نماز جماعت مي خوانند!
لطفا براي ما دعا كنيد.
سيدمحسن موسوي