روزنامه جمهوري اسلامي 03/04/1383 صفحه عقيدتي

نكاتي عميق و راهگشا به موضوع تعليم و تربيت
راست قامتان جاودانه تاريخ
نكاتي عميق و راهگشا به موضوع تعليم و تربيت


گفتاري از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
آخرين قسمت
نظام اسلامي بايد روز بروز نورانيت اسلام در آن بيشتر بچشم بخورد , آن صفا و آن صداقت و راستي كه براي فطرت هر انسان , بخصوص نسل جوان و نوجوان , جاذبه نيرومند دارد , و تا يك يك ما , در برخوردمان , در گفتارمان , در رفتارمان اين نورانيت , آن فروغ يزداني , و الهي , اين فروغ پرجاذبه , ديده نشود , نورانيت متناسب با يك انقلاب برخاسته از اسلام را بدست نخواهد آورد. آن روح ايثارمان روح از خود گذشتن و با دروغ و كجي در ستيز بودن , آن انصاف نسبت به خويشتن و نسبت به ديگران , منصفانه برخورد كردن , تواضع , فروتني , برادرانه و خواهرانه با هم برخورد كردن (اينها دين فطرت است ) و آن روابط اقتصادي را به سمت حق و عدل به حركت در آوردن , اينها در حد مطلوب و در حدي كه متناسب با اسلام باشد , نبوده 3 ! آن مديريت و نظام اداري در جامعه , دگرگونيهاي بنيادي كه بتواند , نظم طاغوتي مديريت را كنار بزند , و يك نظام الهي انساني را بوجود بياورد , نداشته ايم ! حتي در نهادهاي بسيار عزيز انقلابمان , هنوز نتوانسته ايم موفقيت فراواني را عرضه كنيم . لذا تلاش كنيد و تلاش كنيم كه جاذبه اين جريان روز بروز بيشتر بوده و صرفا كارش دافعه نباشد. در جريان انقلاب اسلامي , امروز , دافعه , كم و بيش هست و به چشم ميخورد (البته آنهم در حد نصاب نيست ) براي اينكه خيلي چيزهائي را كه بايد قويا دفع كند , دفع نمي كند , ولي بيش از آن , جاذبه در حد نصاب نيست . معلم عزيز , تو بايد در كلمات و مدرسه ات همواره آن حالت الگو بودنت را بيشتر كني . و ببيني آيا بچه شما را , بعنوان يك معلم دلسوز كارداني كه كار خودش را خوب بلد است , رويه تعليم و تدريس و كلاسداري و برخورد با بچه ها را خوب ميداند , حوصله و دلسوزي دارد , عشق ميورزد به اينكه آنچه يك معلم بايد به يك دانش آموز بدهد , سر كلاس كه ميايد هي به ساعتش نگاه نمي كند كه كي زنگ ميخورد. زنگ مدرسه كه ميخورد زودتر از بچه ها از مدرسه بيرون نميرود (چون او از اين بچه ها جدا ناشدني است و عشق ميورزد به اينكه تا آنجا كه امكان دارد , ساعات بيشتري را با نونهالان عزيزش بگذراند) , قبول دارند يا نه ! بالاخره داخل مدرسه شما معلمين در رابطه با يكديگر , در رابطه با خدمتگزار مدرسه , در رابطه با مدير مدرسه , واقعا يك جو برادرانه و خواهرانه توانسته ايد بوجود آوريد يا نه و اگر توانسته ايد به چه ميزان آيا هنوز هم وقتي زنگ كلاس ميخورد قبل از اينكه مسئولين (مدير و ناظم ) مدرسه به شما بگويند , سر كلاس درس حاضر ميشود بالاخره جلسات شوراي مدرسه واقعا شوراست , يا جلسات كلنجار رفتن است راستي معلمين ما در زمينه بالا بردن مهارت خود در رشته هاي درسي مربوط , مطالعاتشان بيشتر از دو سال قبل شده يا نه يا خداي ناكرده كمتر هم شده ايجاد كلاسهاي كارآموزي و بازآموزي , هنوز هم , در گرو فعاليتهاي اداره كل آموزش ضمن خدمت , با پرداخت حق شركت در كلاس , و اياب و ذهاب است يا اينكه بازآموزي انقلابي شده و همه ما ميخواهيم بيشتر بياموزيم و آموزش ضمن خدمت داشته باشيم
و اينهاست جاذبه هاي انقلاب . پس شما اي برادرها , و خواهرهاي علاقمند به حركت در خط اصيل اسلام , پيشگام و پيشتاز باشيد در اين راه . چرا كلاسهاي بازآموزي در هر مدرسه اي , هر بخشي , و هر شهري بدون تكلف , تشريفات و بوروكراسي بوسيله خود شما تشكيل نشود مگر شما نميتوانيد , از راه مبادله تجربه يكديگر بيشتر بياموزيد كدام معلم است كه در دوره كارش , چند تجربه جديد نداشته باشد ! و كدام معلم ديگر است كه از تجربه او بي نياز باشد ! اين ميشود كلاس بازآموزي و بهترين آموزش ضمن خدمت .
ماهي يك جلسه , براي هر رشته درسي اشكالي دارد حتما ابلاغ ميخواهد دائما مي گوئيم با اين نظام كاغذ بازي مبارزه كنيد. اما چگونه اگر ما براي هر كارمان هنوز منتظر دستورالعمل هستيم ميخواهيم با چه مبارزه كنيم به اين ترتيب آيا ميتوانيد , يك چنين كلاسهائي داشته باشيد شاگردها خودشان خبر ميشوند , از طريق آنها هم , پدر و مادرها خبر ميشوند , ضرورتي هم ندارد كه در راديو و تلويزيون اعلام شود.
حال ميدانيد با يك چنين عملي , چقدر بر جاذبه اين جريان مي افزاييد
بايد اين جريان , جاذبه پيدا كند , و جاذبه اش , بر بيشتر شدن ميزان عمل صالح كساني است كه در اين جريان حضور دارند.
اين شعار ماست كه بالاترين دعوت و موثرترين دعوت (يعني همان خواندن و جذب كردن ) عمل صالح است « و كونوا دعاه الناس , بغير السنتكم » و در حديت ديگر « و كونوا دعاه الي انفسكم بغير السنتكم » جذب كنيد و فرا خوانيد ديگران را به راه خويش اما نه با زبانهايتان , بلكه با عملتان . و عمل شما در مقام يك معلم بيش از هر چيز در همان مسئوليت شما متجلي خواهد شد. هر يك از ما , در حوزه كار خاص خودش , ميتواند جاذبه آفرين باشد , و نيز ميتواند , خداي ناكرده نزديكان را از هر چه مسلمانيست دلزده و بيزار كند , بنابر اين تكيه روي جاذبه اين حركت است و اينكه حركت ميبايستي جريان نيرومند و جاذبه قوي داشته باشد , و جريان نيز طوري باشد كه انسانها را در خودش فرو ببرد اما نه آنچنان كه از آنها خود آگاهي و انتخاب آزاد را سلب بكند! و به شكل يك جبر اجتماعي در بيايد تا جائي كه بگويد , اي انسانهايي كه پهلوي من ايستاده ايد بايد با من بيائيد! لذا اين نميتواند دوام داشته باشد و اصولا ما را به راه اسلام ببرد و بايد آن اصل « لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي فمن يكفر بالطاغوت و يومن بالله فقد استمسك بالعروه الوثقي لانفصام لها » 4 (روي كلمه , كلمه اين آيه دقت كنيد) حفظ بشود , بگذاريد « اجباري در انتخاب آيين زيستن نباشد » , و آنچه هست روشن كردن راه و بيراهه باشد چنين كنيد كه هر كس به طاغوت كفر ورزد و پشت پا بزند و به خدا رو كرده و ايمان آورد , بيابد كه رشته اي را در دست گرفته كه گسستن در آن راه ندارد , و مي تواند با آن آخر راه برود. و همه اينها را بايد بيابد.
براي اين منظور بايد هميشه در كارهايمان و در برخوردهايمان و در نظام دادنهايمان , طوري عمل كنيم كه انسانها حس كنند دارند با پاي خودشان حركت مي كنند. آنهم نه , يك احساس كاذب , كه يك احساس صادق . در پي اين مديريت نقطه نظري كه مناسب است همواره دنبال شود همين است . چون دو نوع مديريت هست : مديريتي كه اداره شونده ها را در يك مكانيسم قوي قرار ميدهد و اينها چون ذراتي كه با يك مغناطيس نيرومند , اما فاقد آگاهي , حركت مي كنند , بدنبالش روانند و اين در خور يك جامعه انساني و اسلامي نيست . و يك نوع مديريت هست كه هميشه به اداره شونده ها ميدان مي دهد كه احساس كنند خودشان دارند فكر مي كنند , خلاقيت نشان مي دهند , ابتكار و ابداع دارند و حركت مي كنند , اما مي دانند كه بايد حركتهايشان بهم پيوسته باشد. ايمان آورده اند به اينكه تك ماندن همان و عاطل و بي ثمر يا كم ثمر شدن همان ! اينطور مديريت واقعا پايدارتر است , اما ثمره اش ديرتر ميباشد.
يك معلم بايد خون دل بخورد و در خودش سرمايه جمع كند تا بتواند , كلاس را طوري اداره كند كه بچه ها احساس آزادي هم بكنند. لذا معلمان عزيز بايد بعنوان يك معلم متعهد مسلمان انقلابي , اين كار را انجام دهند والا از بچه ها مهره ها ساختن , هنر نيست .
حال اي معلم ! اي مدير! تو ميتواني در مدرسه ساخته شده بر اساس معيارهاي انقلاب اسلامي , چنين جوي را بوجود آوري تا كه اين نوباوگان عزيز رشد كنند , شكوفا شوند و هر چه زودتر به مرحله ثمربخشي برسند لكن هميشه حس كنند كه خودشان هستند كه دارند حركت مي كنند حتي تشويق و تنبيه هم بايد در خدمت اين روش باشد و اگر تشويق در خط فريفتن و برانگيختن طمع بود , ضد اين آهنگ اسلامي است ! و نيز اگر تنبيه در حد مرعوب كردن انسانها (كوچك يا بزرگ ) و تهي كردن آنها از هويت و استقلال و شخصيت بود اين هم راه اسلام نيست . بنابراين تشويق و تنبيه بايد باشد , ولي آن هم در همان حد متناسب با برانگيختن نيروهاي دروني .
اين جو شوق انگيز , و بر انگيزاننده طوري بوجود آيد و به سمتي برود , كه حركت عظيم انقلاب اسلامي امت ها , بتواند هر چه زودتر , در جهان بدرخشد و با درخشيدنش , انقلابمان , صادر شود. و اين محال است كه انقلاب اسلامي طوري تنزل داده شود , كه بيرون از مرزهاي ايران , آن را فقط يك انقلاب ايراني بشناسند , و بعد در داخل ايران پيروز شود. اگر آب و رنگ اين انقلاب محلي و موضعي شد , حتي در محل و موضع خود هم موفق نخواهد شد. بايد تمام خصلت ها و ويژگيهاي جهاني بودن اين انقلاب را دقيقا ذكر كنيم . شعارها , موضع گيريها , تكيه كردنها و تاكيدها , بها دادنها , اينها , همه بايد طوري تنظيم شود كه به جهاني بودن آرمان , و راه و ايدئولوژي اين انقلاب , ذره اي خدشه وارد نيايد. و گرنه بدون ترديد اين انقلاب حتي در درون مرزهاي ايران شكست خواهد خورد. كساني كه به هر عنوان ميكوشند در هويت خالص و اصيل اسلامي اين انقلاب , عوامل ديگري را طوري وارد كنند تا جائي كه حتي يك مطالعه گر با انصاف خارجي هم , حس كند كه اين يك انقلابي است ايراني , اينگونه افراد بايد بدانند كه آگاهانه يا ناآگاهانه به اين انقلاب , به اين ملت , و حتي به مردم دنيا خيانت مي كنند. پيوند ما با اين سرزمين و اينكه ايران آب و خاك ماست و بايد از آن همواره دفاع كنيم , مطلبي روشن است . و نيز در اينكه ما ميخواهيم با زبان فارسي با هم حرف بزنيم , هيچ جاي بحث و ترديد و جنجال وجود ندارد. نظام جمهوري اسلامي ايران ميخواهد حتي براي غير مسلمانهائي كه در اين آب و خاك زندگي مي كنند , سعادت بيافريند , لذا آنها هم بايد احساس كنند كه در اينجا سعادت وجود دارد و اين از ضروريات انقلاب ماست . اينكه كاملا واضح است كه ما نبايد مزاحم زبان ارمني و ترك و كرد و ... باشيم . تازه در زبان فارسي هم لهجه هاي مختلف وجود دارد , از قبيل اصفهاني , يزدي , سبزواري , و امثالهم , و حتي دو روستاي مجاور هم نيز گاهي اوقات پيدا ميشوند كه زبان يكديگر را نمي فهمند. خوب اينكه ديگر جنجال ندارد.
حال چه ميگويند كساني كه دائما مساله مليت را مطرح مي كنند ! بياييد كاري نكنيم كه از ابتدا در ذهن بچه ها نقش ببندد كه ما نميتوانيم جنبه هاي مثبت مليت و وطن را حفظ كنيم , زيرا كه اين دروغ است ! آن مليتي كه ما خطر ميدانيم براي اسلام و انقلابمان , اين است كه كساني بخواهند بگويند ما در ايران يك انقلاب ملي داريم . چرا كه اين اصلا دروغ است . ما در ايران يك انقلاب اسلامي و مكتبي داريم .
همينطور هم كه روز اول گفتيم , الان هم مي گوئيم كه اي هموطن مسيحي , يهودي , زردشتي , شيعي , سني , لر , ترك , آذربايجاني , عرب , تركمن , بلوچ و ... اين را بدان كه نظام اسلامي , خود را در برابر سعادت تو و خانواده ات متعهد ميداند , با او همگام و همراه باش , و از سعادتي كه مي آفريند برخوردار شو , ضمن اينكه , در لهجه سخن گفتنت , زبانت , در كيفيت لباس پوشيدنت , و در معاشرتهايت تا حدي كه با اصول اسلام سازگار باشند آزادي كامل هم داري . و بدان كه تو با ديگران , وقتي مسلمان باشي , درست از همه حقوق مساوي برخورداري . وقتي هم مسلمان نباشي باز از حقوق غيرمسلمان شهروند جمهوري اسلامي , يكسان برخورداري . حال چه يك غير مسلمان عرب باشي , يا فارس و يا ... اينجا حكومت فارس بر غير فارس نيست , بلكه حكومت , حكومت اسلامي است .
اميدوارم , شما معلمين عزيز , در برخورد با همكارانتان , با شاگردهايتان , و نيز در برخورد با محيط زندگي و محلتان , بتوانيد عملا و قولا , فكرا و فعلا , در انديشه , رفتار و گفتار آن پيام روح بخش اسلام را همواره به محيطتان منتقل كنيد و مطمئن باشيد كه وقتي شما اين مسئوليتتان را قويا و مشتاقانه شناختيد و ايفا كرديد و آن را در پيوند با يك جريان عظيم و نيرومند قوي و پر جاذبه اسلامي , در اين مقطع از انقلاب قرار داديد , رابطه عبادتي بزرگي را پيشه خود كرده ايد كه خدا , خدمت انسانها را به خلق خدا , اما براي رضاي خدا , همواره بزرگ شمرده است .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
پاورقي ها :
3 ) ما در بعد اقتصادي خيلي مي توانستيم ظرف اين مدت كار بكنيم ولي انصافا خيلي كارها را هم هنوز انجام نداده ايم .
4 ) سوره بقره آيه 256
هر يك از ما در حوزه كار خاص خودش مي تواند جاذبه آفرين باشد , و نيز مي تواند خداي ناكرده نزديكان را از هرچه مسلمانيست دلزده وبيزار كند. بنابر اين تكيه روي جاذبه اين حركت است و اين كه حركت مي بايستي جريان نيرومند و جاذبه قوي داشته باشد.

راست قامتان جاودانه تاريخ


زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير ـ 2
شهيد علي اكبر سليمي جهرمي
دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور
در سال 1317 در جهرم زاده شد .
پس از اخذ ديپلم معلمي را آغاز كرد و كمي بعد ليسانس زبان انگليسي دانشگاه تهران را گرفت . در حين تحصيل به دزفول تبعيد شد در حاليكه ناگزير بود هفته اي سه بار براي حضور در كلاسها به تهران بيايد. در ادامه مبارزاتش با گروه شهيد رجائي و همفكرانش آشنا شد و در سال 57 براي زيارت حضرت امام به پاريس رفت .
بعد از پيروزي به عنوان مديركل آموزش و پرورش تهران و رياست سازمان پژوهش و برنامه ريزي شروع به خدمت كرد و بعد به عنوان دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور برگزيده شد.
او عاقبت در هفتم تيرماه شصت بال پرواز گشود و به باغهاي ملكوت راه يافت .
شهيدمهدي نصيري لاري
نماينده مردم لارستان
در سال 1312 در سيرجان متولد شد .
با از دست دادن پدر تحصيلات را به سختي دنبال كرد و از دانشسراي عالي تربيت معلم فارغ التحصيل شد.
با پايان تحصيلات به تعليم و تدريس در مساجد و مدارس پرداخت و مبارزاتش را از همان زمان آغاز كرد. رژيم او را به اصفهان تبعيد و از تدريس منع و عاقبت بازنشسته اش كرد.
پس از پيروزي انقلاب فرماندار سيرجان شد و اندكي بعد در انتخابات دوره اول مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي برگزيده شد.
نام اين عزيز اينك در صف شهداي هفتم تيرماه شصت ثبت است و در كاروانيان شهادت با اوليا محشور خواهد شد.
شهيد حجه الاسلام محمدحسين صادقي
نماينده مردم درود و ازنا
در سال 1302 در لرستان متولد شد .
در 18 سالگي به حوزه قم رفت و در قيام 15 خرداد فعالانه شركت داشت . فريادهاي « ما پيرو قرآنيم ـ رفراندوم نمي خواهيم » او و نطق پرشوري كه بر شانه هاي شهر ايراد كرد سبب شد همانروز دستگير و راهي زندان شود.
در پي آزادي از زندان پيامهاي امام را به روستاهاي اطراف برد و مجددا دستگير شد. با پيروزي انقلاب اسلامي مسووليت كميته هاي ازنا را بر عهده گرفت و به رياست دادگاه انقلاب انتخاب شد.
پس از مدتي به نمايندگي مردم ازنا به مجلس شوراي اسلامي راه يافت .
و تا روز شهادت يعني هفتم تيرماه شصت دست از خط سرخ آل محمد(ص ) و علي (ع ) برنداشت .
شهيد ميربهزاد شهرياري
نماينده مردم رودباران
در سال 1333 در بهشهر متولد شد .
در خانواده اي روحاني پرورش يافت تحصيلات عالي خود را در دانشگاه مشهد و در رشته الهيات و معارف اسلامي پي گرفت . همزمان در حوزه محضر اساتيدي چون حضرت آيت الله خامنه اي را درك كرد و به خدمت سربازي رفت او نقش ويژه اي در ارشاد افسران و سربازان داشت و همراه عده اي از پادگان فرار كرد و به قم رفت . در بازگشت به زادگاهش راهپيمائي عظيمي را ترتيب داد و همچنان در خدمت مردم ماند.
پس از پيروزي به آموزش و پرورش رفت و اندكي بعد به عنوان نماينده مردم رودباران به مجلس راه يافت .
او در هفتم تيرماه شصت در حاليكه هنوز بيست و هفت سال داشت آسماني شد و از دروازه هاي شهادت گذشت .
شهيد حجه الاسلام حسن سعادتي
در سال 1335 در نيشابور متولد شد .
در يك خانواده روحاني جسم و روحش را جلا داد و براي كسب علوم حوزوي ابتدا به مشهد و سپس به قم عزيمت كرد هنوز در مشهد بود كه با روحانيون جوان و مبارز همراز شد و در اعتراض به تعطيل كردن حوزه درسي حضرت آيت الله خامنه اي دستگير شد.
در روزهاي پيروزي , با رژيم نبرد جانانه اي كرد و از اعضا كميته استقبال حضرت امام بود . در تابستان 58 به حزب جمهوري پيوست و براي مدتي به مازندران رفت و در بهمن 59 به همراه هيئتي از ايران به كشورهاي فيليپين و مالزي سفر كرد و در بازگشت اندوخته اي از تجارب اين سفر را به همراه آورد.
كمي بعد در هفتم تيرماه شصت او نيز همسفر راهيان كربلاي ايران شد و به خدا رسيد.
شهيد جواد سرحدي
مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
درسال 1317 در سنقر كليائي متولدشد .
پدري كاسب وخانواده اي مذهبي داشت . او كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و پس از اخذ ديپلم مبارزاتش را عليه رژيم آغاز كرد. وقتي تحت تعقيب قرار گرفت به خارج از كشور رفت و در آنجا تهديد به مرگ شد , ساواك تمام اموال و دارائي اش را در داخل ضبط كرد. به سختي و در حاليكه به شدت محدود شده بود ليسانس اقتصاد را از دانشگاه هوستون آمريكا گرفت و پس از پيروزي , امين دولت جمهوري اسلامي در كنسولگري آنجا شد.
در مراجعت به ايران طي حكمي از سوي نخست وزير شهيد رجائي به سمت مديرعامل سازمان تعاون شهر و روستا منصوب گرديد و سرانجام در هفتم تيرماه شصت سوار بر اسب شهادت از خاكدان خاك گريخت .
شهيد حجه الاسلام سيدكاظم موسوي
معاون وزارت آموزش و پرورش
در سال 1314 در حسين آباد ميامي از توابع شاهرود به دنيا آمد.
نخستين دروس حوزه را نزد جدش آموخت و در 13 سالگي براي ادامه تحصيل به مشهد رفت و در محضر آيت الله ميلاني حضور يافت .
در 24 سالگي به تصحيح و تحشيه بهارالانوار و ارشاد شيخ مفيد و مقنيات الدور و ادب الغس و شواهد و مجمع البيان پرداخت .
از سال 42 مجلات « عربي آسان » براي طلاب و دانشجويان منتشر كرد و در سال 50 فوق ليسانس زبان و ادبيات عربي را گرفت و همانزمان مدرسه راهنمائي و دبيرستان دخترانه روشنگر را تاسيس كرد.
با پيروزي انقلاب نماينده امام در وزارت آموزش و پرورش و مشاور عالي اين وزارت خانه و عضو دادگاه تجديدنظر اداري شد و سرانجام به معاونت پژوهش وزارت آموزش و پرورش انتخاب گرديد.
او سرانجام در شامگاه هفتم تيرماه شصت به همراه شهيد مظلوم بهشتي به شهادت رسيد و جاودانه شد.