روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1383 صفحه عقيدتي

* راست قامتان جاودانه تاريخ
* نكاتي عميق و راهگشا به موضوع تعليم و تربيت
راست قامتان جاودانه تاريخ




زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
شهيد حجه الاسلام عمادالدين كريمي
نماينده مردم نوشهر
در سال 1311 در حوالي نوشهر به دنيا آمد .
پدرش روحاني بود و او پس از اخذ ديپلم به حوزه هاي مشهد و قم رفت و مدارج علوم اسلامي را به سرعت گذراند.
ارشاد و افشاگري هاي او مردم نوشهر را به اعتراض و شورش عليه رژيم ومفاسد آنها واداشت لذا ساواك او را تعقيب , دستگير و بازجوئي كرد. و او ناگزير شبانه از منطقه هجرت كرد.
در اوج انقلاب همراه مردم شهرش به ياري امام عزيز برخاست و در سرنگوني حكومت همت كرد.
بعد از پيروزي نهضت مردم او را به نمايندگي از خود به مجلس شوراي اسلامي فرستادند و عاقبت نام نيك او در صحيفه نوراني شهادت ثبت شد و همراه مردان هفتم تير ماه شصت به ملكوت رفت .
شهيد محمدحسين محمدعيني
در سال 1330 در قم متولد شد .
در خانواده اي كم معونه پرورش يافت و كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد تا اينكه ديپلم گرفت . تناقض سياست هاي جابرانه رژيم با روح متعالي او راه مبارزه را پيش رويش گذاشت و از خدمت در ادارات آن زمان پرهيزش داد.
دركميته استقبال از حضرت امام عضويت داشت و انتظامات بهشت زهرا را به عهده گرفت سپس حفاظت و نگهداري از انبارهاي اسلحه زمان انقلاب را به خوبي انجام داد.
با پيروزي انقلاب به استخدام سازمان گسترش صنايع و معادن درآمد و از آنجا به بخش اداري مجلس شوراي اسلامي مامور شد.
او عاقبت در شامگاه هفتم تير ماه شصت به خيل ملائك پيوست و در كاروان عاشورا ثبت نام كرد.
شهيد سيدمحمد جواد شرافت
نماينده مردم شوشتر
در سال 1306 در شوشتر زاده شد و در خانواده اي متدين پرورش يافت .
پس از تحصيل به معلمي و تدريس همت گماشت و به دنبال درگيري و مبارزه با رژيم به اهواز تبعيد شد.
در 15 خرداد 42 و در پي يك سخنراني دستگير و به تهران فرستاده شد.
او بعد از فراغت , وارد دانشگاه شد و با شهيد رجائي اعتصاب معلمين ايران را برنامه ريزي كرد و مجددا به تبعيد رفت .
يك بار ساواك نقشه قتل او را طرح ريزي كرد كه با بيماري او عقيم ماند.
پس از پيروزي انقلاب ابتدا مشاور وزير آموزش و پرورش و عضو هيئت رئيسه بنياد فرهنگي البرز و سپس از سوي مردم شوشتر به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.
دو كتاب « فاطمه (ع ) » و « مردگان با ما سخن مي گويند » از او به يادگار مانده است .
در حالي كه اينك اين عزيز همراه شهدا هفتم تير ماه شصت صدرنشين محضر حق تعالي شده است .
شهيد مهندس عباس شاهوي
معاون وزارت بازرگاني
در سال 1332 در محله قنات آباد تهران متولد شد .
با علاقه و استعداد فراواني تحصيل را پي گرفت . پس از ديپلم ابتدا مي خواست به حوزه هاي علميه برود اما بعد به دانشگاه رفت و سرانجام فوق ليسانس مديريت بازرگاني را از آمريكا اخذ كرد.
پس از پيروزي نهضت ابتدا در كميته هاي انقلاب و بعد مديريت گروه صنعتي فولاد ايران و نيز به عنوان مديرعامل مركز تهيه و توزيع فلزات , خدماتش را آغاز كرد.
كنترل شديد ارز و كمك به تحقق اصل 44 قانون اساسي از جمله خدمات ارزنده او بود.
اين عزيز در حالي همراه كاروانيان هفتم تيرماه شصت شد كه به عنوان معاون وزارت بازرگاني در خدمت مردم ايران بود.
شهيد ايرج شهسواري
معاون وزارت آموزش و پرورش
درسال 1325 در بيجار متولد شد .
معلم روزمزد روستاها بود و همزمان تحصيل را پي مي گرفت تا اينكه فوق ليسانس زبان ادبيات فارسي را از دانشگاه تهران اخذ كرد. معارف ديني را در زمان تحصيلاتش دردانشگاه آموخت و سپس كلاسهاي قرآن و اصول عقايد خود را داير كرد.
پس از پيروزي انقلاب و در شهريور 58 ابتدا معاون آموزش و پرورش منطقه 12 و سپس رئيس ناحيه 13 شد . اندكي بعد او به معاونت اداري مالي وزارت آموزش و پرورش منصوب شد.
و در تيرماه شصت با توفيق در كلاس شهادت به محضر باري تعالي شتافت .
شهيد مهندس توحيد رزمجومين
درسال 1330 در تهران متولد شد .
در حالي كه خانواده اش از نظر اقتصادي در تنگنا بود كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و در سال 56 به اخذ درجه ليسانس در رشته صنايع نائل شد.
به علت عقايد و مبارزاتي كه داشت به عنوان سرباز صفر به چهل دختر تبعيد شد و در دوران انقلاب از پادگان فرار كرد.
بعد از پيروزي انقلاب مدير داخلي شركت ساراول شد و به سمت عضويت در هيئت مديره گروه صنعتي ملي به آنجا رفت . بر اثر يك طرح از پيش تعيين شده توسط گروهكها به گروگان گرفته شد اما با دخالت كميته و سپاه آزاد گرديد.
او كه شكنجه هاي فراواني را در زندانهاي پهلوي تحمل كرده بود عاقبت در هفتم تيرماه شصت در حاليكه هنوز انتظارات زيادي از انقلاب اسلامي داشت به جهاني باقي پر گشود.
شهيد عباسعلي ناطق نوري
نماينده مردم نور
در سال 1314 متولد شد .
اگر چه مدتي از آموختن علم به دور بود اما عاقبت به علوم حوزوي و تحصيل در امور ديني رو آورد و مدرس قرآن شد.
با گروه هاي موتلفه و همراه شهيد بهشتي و استاد مطهري فعاليت سياسي اش را شروع كرد و با برادرش در راه اندازي شبكه هاي ده نفره نقش موثر داشت . بارها با اسم مستعار سخنراني كرد و عاقبت توسط ساواك دستگير و زنداني شد.
در سال 57 به يكي از مخفيگاههاي گروهي كه او با آنها كار مي كرد حمله كردند و عده اي از جمله فرزندش را به زندان بردند. اما او از زندان گريخته و رژيم حكم تيرش را صادر كرد.
با پيروزي انقلاب از سوي مردم نور به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و در هفتم تيرماه شصت مزد خدماتش را گرفت و به شهادت رسيد.

نكاتي عميق و راهگشا به موضوع تعليم و تربيت




قسمت اول
گفتاري از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
بحث ما پيرامون تعليم و تربيت است . قرآن اينطور به ما مي آموزد كه خدا پس از آفرينش زمين و آسمان , و گياهان و جانداران ديگر , خواست موجودي بيآفريند كه در اين عرصه پهناور , با انتخاب خويش , و با جهتي كه برميگزيند , حركت كرده و از نظر اين انتخاب و حركت ارادي , خداگونه باشد , كه بزرگترين خداگونگي انسان در همين بعدش مي باشد! خود مي شناسد , مي سنجد , برمي گزيند , ميسازد و مي آفريند. لذا خلاقيت بر اساس انتخاب خويشتن , بزرگترين و مهمترين بعد خداگونگي انسان است . و از آنجا كه جهت اصلي اين گزينش و انتخاب , سبيل الله است (يعني كه آدمي رو به خدا و در راه خدا حركت بكند) بنابراين , بر اساس يك گزينش آگاهانه و آزادانه خداجوي و پوينده راه خدا بشود.
و باين ترتيب پس از انتخاب آزادانه , خداگونگي دوم او (با خصلت هاي كمال و تعالي آراسته شدن ) تحقق پيدا مي كند و اين همه , تنها و تنها در پرتو تعليم و تربيت بوجود مي آيد.
سرمايه انسان , علم گسترده , و منش ها و روشهاي متعالي كسب شده اوست . و يك انقلاب بايد از همه راهها و امكانها و فرصتها , در مسير آگاهي دادن و ساختن و آگاه كردن تزكيه و تعليم و تعليم و تزكيه 1 استفاده كند .
لذا با آگاهي , خط پاك انديشي و پاك رفتاري را پيدا مي كند و با هر قدمي كه در اين راه بردارد , امكان آزادتر شدن بيشتري را بدست ميآورد.
نقش خودآگاهي در ايجاد حركت
ساختن انسانها بر فراز متعالي اسلام , راههاي گوناگون دارد! چگونه ميتوان انسانها را (از نسل نوجوان , كه آماده ترين نسل براي تعليم و تزكيه است , تا نسل سالخورده , كه قسمت معظم فرصتها را پشت سر گذاشته ) طي يك انقلاب , در مسير خودسازي آگاهانه , بر مبناي معيارهاي اصيل مكتب انقلاب آورد
موثرترين و پرتوانترين راه , ايجاد يك جريان نيرومند پرجاذبه معنوي مادي است كه افراد جامعه را بسوي خود جذب كرده و آنها را طوري با خود همراه كند كه اين حركتشان جبري نباشد , اما از حداكثر زمينه (زمينه مساعد) و امكان , برخوردارشان كند.
براي اينكه نسلهاي مختلف يك جامعه انقلاب كرده , در مسير انقلاب و با معيارهاي انقلاب , خودسازي آگاهانه داشته باشند , و تولدي دو باره بيابند , لازم است انقلاب , جريان پرتوان , نيرومند , و گسترده اي را بوجود آورد كه بتواند افراد جامعه را با خودش هماهنگ سازد , اما بشكلي كه آنها حركتشان , حركت آگاهانه و آزادانه باشد! نه حركت از روي جبر و تسليم , و اين خط اصلي تعليم و تربيت است كه بايد در همه نهادهاي انقلابي جامعه اسلامي ما باشد. حال شما برادران و خواهران ! روي اين نقطه نظر بينديشيد , نظر دهيد و اگر آن را صحيح و موجه يافتيد تلاش كنيد در ايجاد اين جريان كوشا باشيد.
پيوند با محيط , رمز سازندگي
اگر ما براي خودسازي انسانهاي يك جامعه انقلابي بخواهيم , با همان شيوه آگاهي دادنهاي فردي و حتي گروهي , و دعوت اشخاص بعمل صالح اكتفا كنيم , بدون آنكه به كل جريان بينديشيم و توجه كنيم , در يك چنين حالتي افراد به سمت مكتب مي آيند و از ايمان و عمل صالح هم در درجات مختلف برخوردار ميشوند , ولي حركتشان و آمدنشان همواره با موانع و مشكلات و ناهمسازيهاي فراوان روبروست ! بطوري كه فكر نمي كنند در يك نظام جديد قرار گرفته اند و حركت مي كنند. و چنين تصور مي كنند كه هنوز شرايط و شكل حركت چيزي است شبيه شرايط قبل از پيروزي انقلاب , يعني هنوز با محيط خويش بيگانه است و در يك محيط نامساعد , دارند با تمام نيرو تلاش مي كنند. و اين در خور حركت پس از پيروزي انقلاب نيست ! اگر امروز پسران , دختران , مردان و زنان مسلمان در جامعه ما , احساس كنند كه گوئي در يك محيط ناآشناي نامساعد دارند كار و تلاش مي كنند اگر آهنگ حركت و تلاش اجتماعي , در اين جهت قرار نگيرد , كه جوان و نوجوان ما , در درون خويش پيوند و آشنائي با محيط اجتماعي و نظام اجتماعي اش حس نكند , سرعت حركت و سازندگي حركت امت افت پيدا مي كند. ميشود شبيه ماهها و ساعتهاي عسرت چندين سال قبل از پيروزي انقلاب .
خوب شما در آن موقع چقدر توقع داشيد; كه حركت و كارتان سرعت و جهش داشته باشد چقدر انتظار داشتيد كه
افراد بسويتان جذب شوند بطور مثال در سالهاي 52 تا 55 انتظار « يدخلون في دين الله افواجا » 2 داشتيد در آن سالها اگر شما , شب و روز تلاش ميكرديد , و دو يار مسلمان , با ايمان و مبارز پيدا مي كرديد , كلي خوشحال بوديد! ولي حالا در آن شرايط و محيط , نيستيد; حالا شما ميخواهيد و انتظارتان اينست كه حركت طوري تنظيم شود , و آهنگ حركت طوري باشد كه بتواند , هر چه , سريعتر , در داخل مرزهاي ايران , اين سي و شش ميليون آدم را مسلمان متعهد كند. و لااقل آهنگ غالب , و مسلط بر جامعه را آهنگي اسلامي كند , و هر چه سريعتر , اين جامعه الگو , و اسوه نوساخته بتواند انقلاب را به تمام دنياي اسلام و حتي تمام دنياي انسانيت صادر كند
حالا در اين مقطع از انقلاب اگر كارها , صرفا موضعي باشند نميتواند پاسخگوي انتظارات همه ما و بخصوص نسل جوان باشد!
لذا اگر دقيقا روي احساس خودتان , برادرها و خواهرهاي قوم و خويشتان , شاگردهايتان و ... دقيق بشويد , مي بينيد , اينها در اين مقطع از زمان , انتظار يك جريان نيرومند را دارند و ديگر با اينجور موفقيتهاي نسبي , موضعي , اشباع نميشوند.
بنابراين , نيروها بايد طوري هدايت بشوند , و بگونه اي سامان پيدا كرده و سازمان دهي شوند كه به ايجاد يك جريان قوي و نيرومند , منتهي گردند. اينكه مي بينيد اين روزها , همه ميكوشند تا تشكل و سازمان يافتگي را بكوبند و حتي ضد اسلامي و قرآن معرفي كنند! بحثها , مقاله ها , عليه حزب و سازمان و تشكيلات مي گويند و مينويسند , براي اين است كه ميدانند اگر در اين مقطع از زمان , حركتها بصورت حركتهاي نيرومند , سازمان يافته و آفريننده جريانهاي قوي در نيايند , اشباع كننده و ارضاع كننده نخواهد بود و در نتيجه رو به افول خواهد گذاشت .
تشكل و انقلاب
ضرورت انكارناپذير اين مقطع انقلاب اين است كه تلاشها بجاي اينكه موضعي باشند , گسترده منسجم باشند , البته بحث بر سر اين نيست كه با چه نامي نيروهايي مومن مسلمان متشكل شوند , بنام حزب باشد , يا سازمان , انجمن باشد يا كانون . بحث بر سر اين است كه بايد نيروهاي مومن مسلمان , با هم متشكل شوند , و جرياني نيرومند بوجود آورند.
شما معلمان , بيائيد تلاش كنيد , يك كانون گسترده اسلامي در سطح كشور بوجود بياوريد , با هم متشكل , هماهنگ و همراه شويد , تا بتوانيد بصورت يك گروه گسترده در ميدان اصليتان , يعني مدارس , تلاش هماهنگ بكنيد , آنهم نه بريده و جداي از كل اجتماع .
امروز ما واحد غير سياسي نداريم اينها مال زمان شاه بود كه ما براي اينكه استتار داشته باشيم و بخواهيم فعاليتهايمان را زير يك پوششي برده و آنها را اغفال كنيم مي گفتيم اجتماع ما غيرسياسي است .
دين و سياست ما يكي است . مگر آن نكته قرآن و بيان امام را , از خاطر برده ايم كه , اسلام ديني است كه سياستش عبادت و عبادتش سياست است , ديني است كه معلميش , قضاوتش , سربازي و پاسداريش , طبابتش , صنعتش , كشاورزيش و ... عبادت و خدمت است و ميبايست در راه خدا بوده و همه اش بصورت اجزا منسجم يك جريان نيرومند سازنده در بيايد. مگر شما از اسلام , برداشتي غير از اين داريد
مي گويند , روحانيت برود كنار. روحانيت از سياست جداست ! در حاليكه هرگز چنين نيست ! ما يك اسلام و يك امت اسلامي داريم كه , منسجم , و همه اش با هم يكي است . آهنگ واقعي توحيد همين است . و حتي زندگي مادي و معنويمان با هم در آميخته . لذا ماديت بريده از معنويت و معنويت رها شده از ماديت براي ما مطرح نيست . ما نيازي هاي مادي داريم , نيازهاي معنوي داريم , خطمان خط خداست , آرمانمان آرمان معنوي است , ولي از بستر زندگي صحيح مادي حركت مي كنيم بسوي هدف متعالي معنوي , معنويت گرائي ما , معنويت گرائي رهبانيت و تصوف و زهد و پارسائي منفي صوفيانه نيست ! معنويت براي ما اين است كه , زندگي مادي براي ما منزلگاه نبوده و بيش از يك گذرگاه ارزش ندارد. و چون گذرگاه است , بيش از آنهم به آن بها نميدهيم لكن اين راهم نميگوئيم كه پلي بزن و از فراز ماديت عبور كن , چرا كه اين خط اسلام نيست .
نقش اتحاد در ايجاد جاذبه
شما معلمين مسلمان , يك سازمان نيرومند گسترده اي بوجود بياوريد كه بتواند , همه نيروهايتان را , در خط خدا و خط اسلام بسيج كرده و بكار بياندازد , و در عين حال اين قدرت را داشته باشد كه با مجموعه واحدهاي ديگر , يك سازمان گسترده هماهنگ ديني , سياسي , اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي بوجود آورد.
اين خط ما است و در گفتن اين خط هم شما هيچوقت تقيه نكنيد. زيرا ما در زماني هستيم كه بايد پوست كنده حرفه بزنيم و حركت كنيم بنابراين نداي من امروز اين است كه , معلمان جمهوري اسلامي ايران , معلمان مومن به خط انقلاب , متعهد و يكپارچه شويد , براي اينكه بتوانيد نقش خودتان را هماهنگ با جريان كل انقلاب , هر چه بيشتر , منسجم تر و سازنده تر ايفا كنيد و اين چيزيست كه ميتواند تعليم و تربيت را , در خور انقلاب , اسلام و امت پيروزمندمان نمايد لذا جريان انقلاب اسلاميتان بايد داراي يك جاذبه قوي بشود تا كه بتواند افراد اين جامعه را جذب خودش نمايد.
در اينجا بايد اعتراف كنم كه در اين چندين ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي عملا توفيق آنرا نيافتيم تا بآن صورت كه آرزو داشتيم , نظام اسلاميمان را داراي جاذبه نمائيم .
پاورقي ها :
1 ) در قرآن گاهي تزكيه بر تعليم و گاه تعليم بر تزكيه مقدم شده , چون هر دو صحيح است .
2 ) سوره نصر آيه 2
سرمايه انسان , علم گسترده و منش ها و روش هاي متعالي كسب شده اوست , و يك انقلاب بايد از همه راهها و امكان ها و فرصت ها در مسير آگاهي دادن و ساختن و آگاه كردن و تزكيه و تعليم استفاده كند.
ماديت بريده از معنويت , و معنويت رها شده از ماديت براي ما مطرح نيست .