روزنامه جمهوري اسلامي 01/04/1383 صفحه مقالات

* نقش سازمان تبليغات اسلامي , در فرايند جهاني شدن فرهنگها
شبحي از ديو بحران آموزش
* ثقل سامعه
نتيجه اعتماد به اربابان فتنه
نقش سازمان تبليغات اسلامي , در فرايند جهاني شدن فرهنگها




به بهانه اول تيرماه , روز تبليغ و سالروز تاسيس سازمان تبليغات اسلامي
با توسعه صنعت نرم افزاري و توليد و تكثير علوم گوناگون , شكل گيري مفاهيم اجتماعي و پديدار شدن تحولات فرهنگي , نگاه مخاطبين به پديده ها را نيز تغيير داده است .
« فرهنگ » , مفهومي است وسيع كه علم و اخلاق , آداب و رسوم , هنر و اعتقادات , فكر و انديشه و خلاقيت و توانايي انسانها را شكل داده و ترقي و پويايي هر ملتي را نيز تضمين مي نمايد.
مقوله جهاني شدن , فرآيندي است كه در دهه 1980 به صورت جدي مطرح و در سالهاي اخير با سرعت خيره كننده اي در حال پيشرفت و تسخير فضاي جهان است . كشف اختراعات و اكتشافات , توسعه فن آوري ارتباطات و ارائه افكار نوين , « جهاني شدن » را به سوي « جهاني سازي » سوق داده و در شئون سياسي , اقتصادي , فرهنگي و اجتماعي , خود را به جهان تحميل مي كند.
نظريه پردازان تز جهاني شدن , براي دستيابي به اهداف خود در ساير بخشها , جهاني شدن فرهنگ جوامع را برگزيده و براي اين هدف , سرمايه گذاري گسترده اي نموده اند.
فزون خواهان جهانخوار , در اين فكرند كه با استفاده از ابزارهاي نوين تبليغي مانند ماهواره , فيبرهاي نوري , فن آوري نوين اينترنت و تكيه بر قدرت رسانه اي خود , با قطع رابطه سعادت انسان با عبوديت , حذف عنصر دين از زندگي بشريت و جهت دهي و فتح انديشه هاي جهانيان , فرهنگ و تمدن غرب را به عنوان ناجي بشر معرفي و عملكرد و اقدامات نامشروع خود را نيز در جهت منافع بشر توجيه كنند. به عنوان نمونه مي توان به نقش شبكه هاي « سي .ان .ان » و « فكس نيوز » در توجيه تهاجم نظامي آمريكا به عراق و افغانستان اشاره نمود.
خبرگزاري هاي آسوشيتدپرس و يونايتدپرس نيز به عنوان دو بنگاه خبررساني شيطاني , نقش تخريب كننده اي در تغيير هنجارهاي اجتماعي و يكسان سازي فرهنگي به نفع صاحبان سرمايه و تضعيف فرهنگ اسلامي ايفا مي كنند.
آمريكا در تلاش براي سيطره بر افكار عمومي جهان , با استخدام 150 هزار كارشناس خبره در 5900 مركز اينترنتي در سراسر عالم , مشغول ترويج فرهنگ خود به عنوان انديشه نجات بخش در دنياست . (1 )
آنان با گماردن حاكمان بي كفايت بر مقدرات عالم و تطميع و تهديد , يك جنگ عظيم فرهنگي به گستردگي كره زمين بر بشريت بخصوص جهان اسلام تحميل و توانسته اند با تحقير مفاخر اسلامي , ترويج فرقه گرايي و تغيير در عقيده , خط و زبان , صدمات جبران ناپذيري به مواريث فرهنگي ديني وارد كنند.
گردانندگان دنياي به ظاهر متمدن و مدرن امروز , با ظاهري آراسته , جامعه بشريت را با افق هاي تازه اي آشنا كرده و با ايجاد جنگ افروزيهاي فرهنگي به منظور تحقق نظم نوين جهاني , با كمال گستاخي , ثبات ارزشهاي متعالي جوامع انساني را انكار مي كنند.
بنگاه هاي استكباري و صهيونيستي , با هدايت جريان اطلاع رساني , جذب نويسندگان و هنرمندان بي تعهد , تجهيز مراكز چاپ و نشر مجلات و به كارگيري سايت هاي مبتذل الحادي , ايجاد جاذبه در كليساها و زيباسازي اماكن منكراتي , مصمم اند تا چهره منور فرهنگ ديني را در اذهان مخاطبين , مكدر جلوه داده و براي رسيدن به اين هدف , حاضر است اعتبارات هنگفت از درآمد سرانه ملي خود را نيز هزينه نمايند.
پديده جهاني شدن فرهنگي با استفاده از اعجاز نهضت ارتباطات و تنوع زائقه هاي فكري , در قرن 21 , عالم را به نمايشگاهي تبديل كرده است كه فرهنگهاي گوناگون با ظاهري بزك شده و عوام فريب , در ويترين هاي آن جلوه نمايي مي كنند و بازاريابان خبره , مسلح به سلاح تزوير , ساكنان عالم را به سوي اين نمايشگاه زيبا فرا مي خوانند.
اهالي جهان از اديان مختلف با عبور آسان از مرزهاي جغرافيايي و بي توجه به رنگ و نژاد در اين بازار به سوداگري پرداخته و در كمال تجاهل , خوش خط و خالترين فرهنگ ها را انتخاب و سوار بر بال امواج , در اقصي نقاط عالم ترويج و تبليغ مي كنند.
در اين فرآيند ناميمون كه مستكبران عالم , فرعون وار , به مخالفت با خدا برخاسته و حاكميت آن را بر جهان هستي انكار مي كنند , نقش و رسالت نهادهاي فرهنگي و تبليغي , بخصوص سازمان تبليغات اسلامي چيست
اكنون كه به فرموده رهبر معظم انقلاب , دشمنان در تلاشند با استحاله فرهنگي و سياسي , تشديد فضاي جنگ رواني و سواستفاده از حربه دموكراسي , نداي عدالت خواهي انقلاب اسلامي ايران را در حلقوم ملت هاي جهان خفه نمايند , (2 ) وظيفه متوليات فرهنگي جامعه چه مي تواند باشد
در ادبيات سياسي از تبليغات به عنوان « نظام جادويي » نام برده مي شود كه قادر است اعجاز گونه , مس را به طلا تبديل كند.
در اين برهه حساس كه عفريت پير غرب , براي اشاعه ابتذال , تخريب فرهنگ ملي و فرسوده كردن هويت ديني , با تفكري گاليوري از طريق سرقت فكري و مسخ فرهنگي , استراتژي حذف اسلام سياسي از ژئوپلوتيك جهان را در سر مي پروراند , رسالت حافظان فرهنگ اسلام ناب محمدي حكم مي كند تا با كمان همت و شمشير غيرت به جنگ مهاجمان بي مروت رفت و عرصه را بر آنان تنگ كرد.
سازمان تبليغات اسلامي بايد با مجهز شدن به علوم و ابزار روز و تعامل با ساير متوليان اين امر خطير , با آمادگي كامل , خود را وارد اين دفاع فرهنگي كرده و رسالت ذاتي خويش را به نحو احسن ايفا نمايد.
در اين رقابت نابرابر فرهنگي كه متاسفانه به يك جنگ فرهنگي بيشتر شباهت دارد , بايد با تاسي از رهنمودهاي رهبري به توليد علم بر مبناي تفقه ديني و برابر نياز امروز انسانها و تزريق كارشناسانه آن به فرهنگهاي ديگر , به درستي از دين خدا در بعد ملي و جهاني دفاع كرد كه قطعا در اين دفاع مقدس , پيروزي با جبهه خدا محور است , زيرا خداي سبحان , خود فرمود « هر كس كه خدا را ياري نمايد , خداوند نيز آن را ياري خواهد كرد . » (3 )
اين نهاد فرهنگي بايد بتواند با ايجاد ارتباط بين تبليغات و فرهنگ , تبيين تز مردم سالاري ديني و بيان منطقي جذابيت هاي مكتب اسلام , غبار غربت را از چهره منور اين مكتب آسماني زدوده و مكاتب عوام فريب ليبراليسم غرب و ماركسيسم شرق را به انفعال بكشاند.
سازمان تبليغات اسلامي به عنوان يك تشكيلات فرهنگي بايد قادر باشد با مشاركت علما و اساتيد حوزه و دانشگاه , با تفكري فراملي و تنظيم يك طرح مهندسي فرهنگي , از طريق مناظرات علمي , ترجمه متون ديني , توسعه مراودات و تبادل نظر با نخبگان ايران و جهان و معرفي مفاخر مذهبي و شناساندن زواياي ناشناخته قرآن كريم , در قالب برنامه هاي جذاب , سيماي عدالت خواهانه و آزادي بخش اسلام و جمهوري اسلامي به عالميان , چهره فريب و رياكارانه شبكه هاي شيطاني جهان كفر را نيز افشا نمايد.
فرهنگ پويا و مقتدر اسلامي كه هم اكنون در سيماي انقلاب اسلامي ايران تبلور پيدا كرده است , در پي گسترش دانش , رشد علمي و شكوفا شدن نبوغ و استعدادهاي انساني و معرفت عمومي در جهان است .
سازمان تبليغات اسلامي با معاضدت ساير دستگاههاي مسئول بايد در يك جد بليغ و جهاد فرهنگي و همچنين تبيين و تبليغ انديشه هاي بلند و جهان شمول امام خميني (ره ) , فرهنگ اين نهضت عظيم الهي را به يك تفكر عالم گير تبديل و با ترويج روح ايثار و دشمن ستيزي , مهاجمان و متجاوزان به فرهنگ اصيل اسلامي را زمين گير و قدرت و مانائي آن را به رخ جهانيان بكشد.
امروز به يمن وجود انقلاب اسلامي و مجاهدت بنيان گذار اين نهضت خدايي , پرچم دينداري و مبارزه با ستم در اقصي نقاط عالم به اهتزاز در آمده و شعار بي ديني و معنويت زدايي جذابيت خود را از دست داده و گرايش بندگان خدا به سمت اسلام , سير صعودي پيدا كرده است . لذا بايد با همدلي و هماهنگي و تدبير , دورانديشي و آسيب شناسي فرهنگي بكوشيم با سلاح دانايي و منطق , از مواريث و افتخارات اسلام در مقابل حربه خطرناك جهاني شدن با شايستگي دفاع كنيم و در تبادل فرهنگ ها و تعاملات تمدن ها , جايگاه ممتاز خود را تثبيت نماييم كه درغير اينصورت , فرسنگها از زمانه خود عقب خواهيم افتاد و آيندگان در باره ما بد قضاوت خواهند كرد.
سازمان تبليغات اسلامي بايد در رقابت فرآيند جهاني شدن فرهنگ ها , ساختارهاي كهنه را شكسته و از پوسته كسالت كاري برون آيد و با دوري از تفكرات روزمرگي , جهاني فكر كند و گرنه براحتي از گردونه ي رقابت حذف خواهد شد.
اين نهاد روحاني براي پاسداري از آموزه هاي ديني و رويارويي با فرهنگ هاي مهاجم , بايد ضمن تثبيت جايگاه خود در درون نظام , به نقد عملكرد بيست و چند ساله ي خود بپردازد و با تقويت و علمي كردن ارتباط بين تبليغات مدرن و سنتي , انقلابي را در حوزه ماموريت و روشهاي عملياتي خود ايجاد نمايد.
به فرموده قرآن كريم و به اقرار اغلب نخبگان نقاد عالم , دين مبين اسلام افضل اديان و فرهنگ آن نيز جامع ترين و منعطف ترين فرهنگهاي عالم است و خداي قادر و متعال نيز وعده داده است تا از دين و كتاب خود پاسداري نمايد اما اين بدان معنا نيست كه متوليان امر از انجام رسالت ذاتي خود صرف نظر كنند.
پس بايد كمرها را محكم بست و با ساز و برگ نو و زبان منطق , اكسير عشق اسلامي را به سرزمين جان انسانهاي خفته فرستاد و در يك داد و ستد فكري , فرهنگهاي مبتذل دنيا را به چالشي ديدني كشيد.
پاورقي :
1 ـ روزنامه ي ايران 83,1,30
2 ـ نشريه ي موتلفه ي اسلامي 82,8,23
3 ـ سوره حج آيه 40
سيد حرمت الله موسوي مقدم

شبحي از ديو بحران آموزش


در پي اعتراف هوشمندانه و به حق دبير كل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان مبني بر اينكه « نظام آموزشي كشور بحران زده است » (1 ) و نيز « نظارت كاملي بر عملكرد آموزش و پرورش وجود ندارد و اين ضعف باعث شده تا نمره گرايي بر مدارس حاكم گردد و متوليان امر به ارائه درصد قبولي و ميزان رشد تحصيلي اكتفا كنند . » (2 ) بر آن شدم كه دغذغه ي ورم كرده و چركينم را كه مدتي است , نه تنها مرا , كه مجموعه آموزش كشورمان را مي رنجاند , بازگو كنم .
و آن دغدغه ي ورم كرده اين است كه مرض واگيردار تعيين درصد قبولي و ميزان رشد تحصيلي از طرف مديران جز و كل , با تمام ويروس هاي كشنده اش , از مقاطع ابتدايي و راهنمايي به مقطع متوسطه نيز سرايت كرده است . و چه سرايتي !
براي اينكه رعشه قلمم را كه بر عرشه قلبم سوار است احساس كنيد , دعوت مي كنم با دقت يك اديب و موشكافي يك جامعه شناس , نوشته زير را مطالعه بفرماييد. به اين اميد كه شايد متوليان امر با نگرشي تازه و رو به رشد , باران رويش و طراوت را در دل كويري آموزشمان , ببارانند.
مدتي است كه برق خيره كننده نمودار و درصد قبولي , كام جان عده اي از مديران آموزشي مقطع متوسطه كشورمان را شيرين كرده و گويي جاني تازه در كالبد مديريتشان دميده شده است و با سخاوت و گشاده دستي هرچه تمام تر , آمارهاي عريض و طويل و نمودارهاي آنچناني , چنانكه خودداني , ظاهرا با همه شرايط يك آمار مناسب ! به مديران جز و در نهايت به دبيران محترم ارائه مي دهند. احسن بر اينهمه تلاش و صد توفيق , بر اين همه تفكر و تدقيق و هزاران تحسين بر اين افكار رصين !
چه شده است كه بعد از فترتي خسته كننده و آزاردهنده به فكر بكر آمار و ارقام و نمودار قرون وسطايي (مي بخشيد , قرون نوزده و بيست ) افتاده اند. گويي خواسته اند برخي دبيران محترم مقطع متوسطه را , كه از هر جهت متوسط اند و شايد هم ... , به نان و نوايي برسانند , چرا كه بعيد است « كار بي حواله برآيد » (3 ) و از آن همه خير و بركتي كه معلمان زحمت كش مقاطع ابتدايي و راهنمايي از قبل آمار و ارقام و نمودار , نصيبشان شده است , آنها را (يعني دبيران عزيز متوسطه را) نيز بهره مند گردانند تا نكند خداي نكرده , اين طيف از معلمان , از فيض عظماي نظام هماهنگ بهره وري ـ حداقل بدين مجموعه آموزشي خودشان ـ بي بهره شوند. البته تصور نشود منظور بنده از نظام فرهنگ بهره وري , زبانم لال , نظام هماهنگ پرداخت حقوق است زيرا صحبت از آن , به قول قدما , آب در هاون كوفتن و خشت بر آب زدن و تكيه بر باد دادن است .
آري , با شما هستم اي معلمين زحمت كش و بي مزد و منت ! كه شايد در احوالات شريف شما , حافظ شيرين سخن گفته است :
بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كردم
يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت !(4 )
فكر كرديد كه مخدومين شما (حضرات وزارتي و به تخصيص , وزارت عريض و طويل آموزش و پرورش ) هيچ عنايتي به شما ندارند چرا! صبر كنيد و دندان روي جگر بگذاريد البته آنگونه كه جگرتان آب نشود , آنگاه ببينيد كه چه كراماتي از اين مجموعه به منصه ظهور پيوسته و مي پيوندد. نمونه خيلي كوچكش همين هماهنگي بين مقاطع در مسابقه بي سابقه ي آمار و ارقام و درصد قبولي محور آموزش كشورمان يعني دانش آموزان از گل نازكترمان است كه چه معجزه هاي ديگري از اين كرامت عجيبه ابوالعجائب آموزشمان ثبت و ضبط و كشف شده است و همچنان عده اي مشغول حفاري بقايا و زوايا و خباياي آن هستند , خدا خود بهتر مي داند.
آقاي محترم , چرا طفره برويم و فقط حرف بزنيم و از عمل دور بيفتيم كه داد عده اي را در بياوريم تا حسب حالي برايمان بنويسند و بگويند :
قالوا و ما فعلوا و اين هم
من معشر فعلوا و ما قالوا(5 )
فلاني ! از جمله كساني نباشيد كه گفتند و عمل نكردند و كجايند آنانكه عمل كردند و نگفتند.
راستي خوب شد از عمل كردن و اندر مذمت و قبح ذاتي سخن بي عمل , سخني رانده شد. مگر همين كه آقايان بوالعجب كار , طرح مسابقه خوش سابقه آمار و ارقام و درصد قبولي را از مقاطع ابتدايي به راهنمايي و از آنجا به دبيرستان كشانده اند. خود نوعي تعميم سبقت نيست و مگر سبقت و مسابقه اسب , تسلط و مهارت را در ميدان آموزش جهاندن (6 ) و گوي توجه و اقبال را از ديگران ربودن نيست و مگر همين اقدام , خود عمل به آيه شريفه ي « والسابقون السابقون اولئك المقربون » (7 ) به شمار نمي رود ! بنابراين , هركسي كه درصد قبوليش در نمودار كذايي و شايد هم فضايي , اوج فلك و شايد هم كلك را نشانه رفته است . آيا شايسته تقرب در درگاه بي مثال مديران محترم جز و كل نيست ! راستي چرا بعضي ها مثل خود من نمي توانند , بعضي از تدابير رمايه , اما فطير بعضي از مديران پرمايع ما را در امر آموزش و پرورش با ديده ي تحسين بنگرند به اين حكايت نه چندان دور از واقعيت توجه كنيد تا جواب معما را بي اگر و اما دريابيد.
گويند : در زمان هاي نه چندان دور , شخصي براي خر سواري اش به دنبال پالاني در خور بود. از كوردهش كه فرسنگ ها به شهر فاصله داشت , صبح علي الطلوع با يابوي معهودش , به راه افتاد. با هزار زحمت و مرارت , به شهر رسيد درحاليكه پرده شب همانند چادرشبي سياه , تمام شهر را در خود پيچيده بود. شب را در حجره يكي از دوستان گذراند. صبح را , راهي بازار راسته ابزار و يراق فروشان شد هرچه بيشتر مي گشت , كمتر مي يافت , مدت ها به همين منوال گذشت و نتيجه اين كه خرسواري اش همچنان بي پالان بود , و خر سوار همچنان نگران و نالان . القصه چند روزي ميهمان آن ميزبان بخت برگشته آسمان جل بوده تا اينكه يكي از روزهايي كه خرسوار بي پالان , زيركانه حجره هاي بازار را مي كاويد , ناگهان ستاره بختش را طالع يافت . آري به كفش كهنه و شلغم پخته مقصود خود در بيابان محنت دست يازيد. شادي و خرسندي از سرو روي او باريدن گرفت و پالان را همچون اطلسي ديبا ابتدا بر دوش خود , پس بر پشت خر مذكور گذاشت و پس از بيان عذر تقصير و وجه تاخير براي دوست بخت برگشته اش , از او خداحافظي و راهي ديار آشناي خود شد. نيمه هاي شب , خواب سنگيني او را در ربود و در منزلي پرمخاطره , دمي چند بياسود. از قضا گرگي گرسنه و دندان تيز كرده كه به جستجوي طعمه اي دندان گير بود , خري يافت غافل و سرگشته و صاحب خري به خواب فرو رفته . از دست دادن فرصت را مصلحت ندانست , في الفور پنجه اي كشيد و خر را به كام مرگ سپرد و خود , كامش را شيرين كرد. صاحب خر معهود پس از استراحتي طولاني و خواب نوشين بامدادي (8 ) , سر از رختخواب بيرون كشيد و با نگاه به اطراف , آهي از دل بركشيد. خايب و خاسر , سرخويش گرفت و راه مفارقت پيش (9 ) و اين بيت را مناسب حال خود زمزمه مي كرد .
آن يكي خر داشت , پالانش نبود
يافت پالان , گرگ خر را در ربود(10 )
آري , حكايت ما نيز چنين است , اميد آنكه مقصود ما از طرح اين حكايت دريافته باشيد.
« در خانه اگر كس است , يك حرف بس است » .
قم ـ علي اصغر احمدي
پي نوشت ها :
1 ـ روزنامه جمهوري , دوشنبه 18 خرداد .1383
2 ـ همان .
3 ـ ديوان حافظ , به اهتمام محمد قزويني و دكتر قاسم غني , انتشارات زوار , تهران , ص .158
كل اين بيت در غزل شماره 234 چنين آمده است :
به سعي خود نتوان برد پي به گوهر مفقود
خيال باشد كاين كار بي حواله برآيد
4 ـ همان كتاب , ص 65 , غزل .94
5 ـ ترجمه كليله و دمنه . ابوالمعاني نصرالله منشي , تصحيح و توضيح مجتبي مينوي تهراني , اميركبير , تهران , چاپ نهم , ص .115
6 ـ در باب هفتم گلستان سعدي به بخش جدال مدعي با سعدي , اين گونه آمده است :
... تيغ زبان بركشيد و اسب فصاحت در ميدان وقاحت جهانيد و بر من دوانيد و...
7 ـ قرآن كريم , سوره واقعه , آيات 10 و .11
8 ـ در ديباچه گلستان چنين آمده است :
خواب نوشين بامداد رحيل
باز دارد پياده را ز سبيل
9 ـ در ديباچه گلستان سعدي , اين عبارت , اين گونه آمده است : « تو نيز اگر تواني , سر خويش گير و راه مجانبت پيش . »
10 ـ مثنوي معنوي , جلال الدين محمد بلخي , به همت رينولد نيكلسون , انتشارات مولي , (دفتر اول , بيت 41 ) .

ثقل سامعه




اندرحكايت طي جو با طياره ي ايراني
ابوذر ابراهيمي
منقول است كه يكي از امرا , كرارا به صورت بليغ , رعيتي را صدا زد و آن رعيت بي اعتنا به امير , گذشت . امير امر كرد تا به قوه ي قهريه , جلبش كنند. ملازمين چنين كردند و به پيشگاه امير آوردندش .
امير گفت : به چه علت هرچه صدايت كردم پاسخ نگفتي آيا نشنيدي
رعيت كه اندامش را رعشه و تزلزل گرفته بود گفت : فدايت شوم صدايم فرموديد اتفاقا دو بار هم صدايم فرموديد ولي به سرتان قسم كه من نشنيدم !!
عادت به ثقل سامعه , بلاي جان همه شده است خصوص , اصاغر عمال كه اشتغال به كباير اعمال دارند. والا چه معني دارد كه آدم جيدالعمل به ثقل سامعه عادت كند.
هركه جعد و زلف مشكين باشدش
چون كلاهش رفت خوش ترآيدش


ايام سالفه كه وزارت ثقافي دولت چين از عده اي اهل فرهنگ و ثقافه در ايران وعده سفر به آن مملكت را گرفته بود , در معيت هيات فرهنگي مملكتمان قصد سفر به آن مملكت كرديم . لحظات عديده اي در داخل طياره جلوس كرديم , حرارت و عطش ضمير منير , همه زوار چين را تنگ آورده بود قريب به سه ربع ساعت بعد , طياره به طيران درآمد و اين ذره :
گهي كشيدم از سينه شعله ي آتش
گهي فشاندم از ديده دجله ها به كنار
تاسف هجوم آورد و حصار دل تسخير شد.
هيچ چيز اين طياره به قاعده نبود , نه طيرانش و نه نظافتش و نه لون و لعاب اندرونش . خدا پدر آن مخدره ميهماندار چشم بادامي اهل ژاپن را بيامرزد كه اگر او هم نبود , كسي آب به دست محتضر هم نمي داد. آن مخدره , علي الدوام از صدر طياره تاذيل آن در حركت بود و كار ميهمانداران وطني را كه در اطراف به محاوره و مجالست مشغول بودند , فردا وحيدا انجام مي داد.
مسافر جماعت , براي ركوب به طياره مملكت عزيزه , چند كرور وجه رايج مملكت را پرداخت كرده است كه اتفاقا طياره هاي اجنبي را كمتر از قيمت آن مي توان سوار شد. اقل انتظار آن است كه در اين چند ساعت طيران , اجحاف به انصاف بدل شود و تعدي به تخفيف .
مستشار مملكتمان در شهر پكن مي گفت : چند ماه قبل كه وزير فرهنگ چين عازم تهران بود مسافر طياره ي ايراني بود كه از چكه ي آب باران به روي سرش در داخل طياره شكوه مي كرد.
لدي الورود به مملكت چين , اوضاع تغيير حاصل كرد. چينيان , ميهمانان مدعو خود را دربرگرفتند و آنچه حكم كرامت و احترام بود به جا آوردند. دو روز بعد كه ما را به طياره چيني راكب كردند تا به يكي از بلاد آن مملكت برويم , همه چيز به وفق و قاعده بود. احترام و توجه به غايت , ميهمان نوازي به كمال و طياره به نظم و نظام . چينيان , بيش از اهل مملكتمان اكرام داشتند.
مي گويند : يكي از اهل كرامت و كشف در ميان عموم مردم محترم بود و مردم به او اعتقاد وافر داشتند تا حدي كه بازمانده ي استكان و كاسه ي او را به قصد استشفا به مرضاي خود مي خوراندند ولي وقتي به منزل مي آمد , متعلقه اش مي گفت به استكان دست نزن كه نجس شد !!

نتيجه اعتماد به اربابان فتنه


در عصري كه انواع فتنه هاي رنگارنگ در كمين ملتها خوابيده , بزرگترين اشتباهي كه باعث شكست ملتها در برابر فتنه ها مي شود , ساده لوحي آنها بويژه دربخش مديران و كارگزاران حكومتي است .
ساده لوحي و عدم دورانديشي مديران يك نظام در طول تاريخ چنان بلايايي بر سرملتها آورده كه برخي از آنها سرمايه ها و منافع يك ملت را به كلي برباد داده و براي هميشه آنها را به فراموشخانه هاي تاريك فرستاده است . اما ملتهاي بيدار , بواسطه ي تجربه هاي تاريخي متعدد , خاكريزهاي سياسي , فرهنگي و اقتصادي شان را چنان بالا مي سازند كه ديگران حتي جرات توطئه و فتنه را در مخيله شان نمي گذرانند , چه رسد به اينكه اجازه اجرا به ترفندهاي مختلف ديپلماسي و موذيانه دشمن را بدهند. اما گاهي در سايه تبليغات سنگين و مسموم , گرگها در لباس ميش به جان ملتها مي افتند و برخي ها عليرغم اينكه بارها و بارها در چنگال آنها گرفتار شده اند , چنان در جادوي غفلت , افسون مي شوند كه حتي گريه بر سرمايه از دست رفته شان را نيز سر نمي دهند و سرمست از اينكه دست دوستي به دشمن خويش داده اند!
امروزه بر خلاف آنچه بعضي ها تصور مي كنند كه هر قدرتي بهره مندي اش از ثروتهاي اقتصادي و نظامي افزونتر باشد , استحقاق ايستادن بر فراز قله تسلط را داراست , آنچه كه ملتها را از پيچ و خمهاي مسائل پيچيده امروزي به سلامت عبور داده و راههاي تسلط بيگانگان را مسدود مي كند آن است كه صاحبان اراده ي اجرايي و كارگزاران حكومتي , آنچنان دايره تفكر و تدبيرشان را وسيع تر بگيرند كه قدرت بازخواني افكار ديگران را داشته باشند و ايستادن در برابر توطئه هاي آنان نه با خام انديشي بلكه با خنثي كردن انديشه هاي سلطه گرايانه آنها ميسر است .
نيت خواني دشمنان , راهبردي ترين سياستي است كه همه حوزه هاي فرهنگي , سياسي , اقتصادي , نظامي و... يك كشور را در برابر هجوم بيگانگان مصون ساخته و راه مقابله با توطئه ها را هموار مي سازد. در طول دهه هاي اخير , مصائبي كه دامن ملتهايي همچون ملل مسلمان را گرفته , اغلب از آنجا ناشي شده كه كارگزاران اجرايي آنها در حوزه روابط خارجي بر مركب ساده انديشي سوار شده و از پي بردن به انديشه هاي سلطه جويان به بيگانگان و در راس آنها استعمارگران غربي ناتوان بوده اند.
اگر امروز اذهان بيدار جوامع به طرق مختلف نداي اعتراض و نفرتشان به اشغالگران بين المللي بلند است , جهت اصلي اين نفرتها متوجه آن سياست پيشگاني است كه با توهم و خام انديشي , ملتها را دام بلاها و فتنه ها رها ساخته اند. امروز جمهوري اسلامي ايران كه پس از ساليان سال و فراز و نشيبهاي متفاوت در طول تاريخ , با انقلاب شكوهمند خويش دگرگونيهاي عظيمي را در صحنه بين المللي بوجود آورده و بزرگترين ثمره آن بيداري ملل مختلف و شناساندن چهره هاي واقعي قدرتهاي پوشالي بودكه با نام ابرقدرت , زمام فكري , مادي و معنوي ملتها را در دست گرفته و به چپاولگري مي پردازند , بواسطه اينكه يگانه قدرتي است كه به نام اسلام در برابر آنان كه با واژگان موهومي چون مدرنيسم , حقوق بشر , دمكراسي و... دايره ارزشهاي انساني را تنگ تر و تنگ تر نموده و به ورطه پست تر از حيوانيت مي رسانند و با چنين مصيبتي مي خواهند پايان تاريخ را تحميل نمايند , ايستاده است , آماج فتنه هاي بي شماري است كه هرگونه انفعال در برابر آنها باعث مي شود تا سنگرهاي كليدي انقلاب به تصرف سازمانها و مهاجمان بين المللي درآيد.
آنان كه باتساهل و تسامح , دروازه هاي كشور را به روي دشمنان قسم خورده اين نظام گشودند بايد متوجه باشند كه انقلاب و دستاوردهاي آن بازيچه هاي كم بهاي عرصه قدرت و سياست نيستند كه روز به روز بي محابا به حراج گذاشته شوند و دريغ از يك لحظه توجه به عاقبت شومي كه خلع سلاح نمودن ملت در برابر بيگانگان دارد.
امروز نتيجه ي نرمشها و ساده انديشي آنهايي كه در برابر دنيايي از تهاجمات و قتل و غارت , سياست گفتگو و تنش زدايي را در پيش گرفته ودشمنان قسم خورده اين ملت را جري تر و گستاخ تر نمودند , شاهد هستيم . چگونه نمي خواهند كه صداي شليك سهمگين گلوله هاي جنگ تمدنها را بشنوند ! امروز گسترده شدن سفره ي دمكراسي را كه عده اي در كشور , شب و روز بر سرمان كوبيدند تا ما را به سوي آن بهشت موهوم رهنمون سازند , در زندانهاي عراق شاهد هستيم . اشغالگراني كه ما مي خواستيم در پاي ميز گفتگوي تمدنها انشاي صلح و سازش برايشان بخوانيم , چنان درسي را در همسايگان ما راه انداخته اند كه به يكباره , هست و نيست ملتي را به يغما مي برند و حلقه ي محاصره را روز به روز تنگ تر مي كنند و لخت نمودن زن و مرد عراقي در زندانها , همان آزاديي است كه وعده داده شده بود.
ما با كدامين زبان و با كدام منطق مي خواهيم با آنها گفتگو كنيم ! ما چگونه تنش زدايي كرديم كه امروز دولتهاي بزدل و مرعوبي كه تا ديروز جرات چپ نگاه كردن به ارزشها و سياسيت هايمان رانداشتند , چنان گستاخ شده اند كه هرچه جلوتر برويم برافراشته شدن پرچم جنگ شان را عليه مان بلندتر و بلندتر خواهيم ديد ! به چه قيمتي بايد در قبال مصالح ومنافع ملت كوتاه آمد !تاكي بايد با ساده انديشي و اعتماد بيجا به اربابان فتنه ها , ميراث گرانبهاي نظام را به حراج گذاشت !
امروز دولتهايي كه به گمان ما زبانشان زبان صلح و سازش , و منطق شان احترام گذاشتن به خواست و منافع ملتها بود , نتيجه اعتمادمان را به ما مي فهمانند و آن خلع سلاح كردن ما در عرصه بين المللي است . چگونه نمي خواهيم رودست خوردنمان را در مسئله هسته اي بپذيريم ! البته حافظه بيدار ملت هيچوقت فراموش نخواهد كرد كه چه دستهايي اسرار اين ملت را به يكباره به دشمنان فروختند و هنوز هم كه هنوز است , ملت را به تسليم شدن ذليلانه در برابر خواست ابر قدرتهافرا مي خوانند. آنهايي كه به نام خدمت به مردم , بزرگترين خيانتها را در به خطر انداختن استقلال اين ملت روا داشته و جاده هاي توطئه استعمارگران و مستكبران را عليه نظام هموارتر كردند بايد در مقابل ملت پاسخگو بوده و محاكمه شوند كه چرا با نرمش و سازش , آگاهانه و ناآگاهانه بر سر ارزشها و منافع مادي و معنوي نظام به معامله نشسته اند!
ع ـ ا