روزنامه جمهوري اسلامي 01/04/1383 صفحه سرمقاله
جهان بدون جنگ طلبان


بسم الله الرحمن الرحيم
شكست سنگين متحدين آمريكا در صحنه هاي انتخاباتي , يكي پس از ديگري در اروپا رقم مي خورد. پس از سقوط دولت اسپانيا , اكنون متحدين آمريكا در انتخابات پارلمان اروپا و انتخابات محلي در انگليس و ايتاليا نيز طعم تلخ همكاري با اشغالگران را در ذائقه خود احساس مي كنند.
نتايج حيرت انگيز انتخابات پارلمان اروپا , دولتها و رسانه ها را كاملا غافلگير كرد.
در اسپانيا , دولت متحد بوش كاملا از حاكميت حذف شد و اكنون دولت « زاپاته رو » كه در طول دوره تبليغات انتخاباتي وعده داده بود كه نيروهاي نظامي اسپانيا را از عراق خارج كند , زمام امور اين كشور را دردست دارد.
توني بلر نخست وزير شرور انگليس پس از مشاهده شكست سنگين حزب كارگر , بجاي درس گرفتن از اين شكست و ناكامي بزرگ , به همكارانش توصيه كرد كه بدون توجه به اين حادثه , به كار خود ادامه دهند.
حزب حاكم راستگراي ميانه « سيلويوبرلوسكني » هم در ايتاليا با تحمل يك شكست غيرمنتظره , بسياري از سمت هاي استاني , شهرداريها و شوراهاي محلي را به مخالفان جنگ واگذار كرد. اگرچه علل و عوامل موثر در شكست و ناكامي احزاب حاكم در كشورهاي مختلف اروپا متفاوتست ولي فصل مشترك اين شكست ها مي تواند مخالفت افكار عمومي اسپانيا , انگليس و ايتاليا با جنگ افروزي دولتمردان آنها در عراق و اشغال عراق از سوي جناح حاكم ارزيابي شود.
با در نظر گرفتن جو حاكم بر افكار عمومي در اروپا و آمريكا اين احتمال جدي وجود دارد كه چنين فرايندي در انتخابات قريب الوقوع رياست جمهوري آمريكا در آبانماه 83 و انتخابات انگليس در نيمه اول 84 نيز تكرار شود و به سقوط قطعي بوش كوچك و توني بلر منجر گردد .
بوش براي تاثيرگذاري برروند تحولات , سعي كرده است نزديكترين دستياران خود را قرباني كند و آنها را مسئول وخامت اوضاع در عراق معرفي نمايد. استعفاي اجباري « جرج تنت » رئيس سازمان سيا , نخستين مورد از اين نوع است واين احتمال جدي وجود دارد كه رقباي بوش و مخالفين سياستهاي وي , براي اعمال فشار بيشتر بمنظور كنار زدن « دونالد رامسفلد » وزير دفاع و « كاندا ليزا رايس » مشاور امنيت ملي وي وسوسه شوند.
« رايس » همان كسي است كه مراتب بي اعتنائي كاخ سفيد نسبت به اعتراضات مخالفين جنگ را صراحتا اعلام داشت و علنا به مخالفين سياستهاي جنگ طلبانه بوش , دهن كجي كرد.
بدين ترتيب , از اين پس خبرهاي مربوط به افول ستاره اقبال جنگ طلبان در اروپا و آمريكا , چندان غيرمنتظره نيست . اما درعين حال , تيم تبليغاتي بوش كوچك و بلر از اين به بعد , سعي خواهند كرد براي جنايات اشغالگران در عراق , توجيهات تازه اي پيدا كنند.
بوش كوچك اميدوار بود با انتشار خبر دستگيري صدام , از يك فرصت طلائي براي تبليغات بسود خود بهره مند شود ولي رقباي وي بلافاصله اين اميد بوش را به ياس مبدل كردند و با تجزيه و تحليل فيلم هاي خبري مربوط به صحنه دستگيري صدام ثابت كردند كه اين صحنه ها مربوط به ماهها قبل از زمان اعلام رسمي دستگيري صدام بوده و دقيقا به زماني مربوط مي شده كه هنوز درختهاي خرما بارور بوده اند و قاعدتا دستگيري صدام به ماههاي پاياني تابستان گذشته مربوط مي شده , و نه به ماههاي اوليه زمستان .
در واقع حتي تاخير در اعلام خبر دستگيري صدام هم « ضد تبليغ » شد و مراتب دروغ گوئي و فريبكاري بوش را به نمايش گذاشت و در واقع « نقض غرض » شد. افشاي گوشه اي از جنايات اشغالگران در زندان ابوغريب نيز لطمه حيثيتي بزرگي براي آمريكا بود و بعيد بنظر مي رسد كه بوش و دستيارانش بتوانند از عواقب داخلي و جهاني آن , به زودي خلاص شوند.
با اينهمه , با نزديكتر شدن تاريخ انتخابات , به نظر مي رسد مقامات سياسي , نظامي گذشته آمريكا به تدريج در مقياس وسيع تري وارد صحنه شوند و با صدور بيانيه هاي كوبنده خود , سياستهاي جنون آميز بوش كوچك را به زير سئوال ببرند . پس از انتشار بيانيه مشترك 52 ديپلمات ارشد آمريكا , 26 تن از مقامات سياسي و فرماندهان نظامي اسبق آمريكا ادعانامه اي عليه بوش كوچك صادر كرده و تصريح نمودند كه بوش كوچك , شيرازه سياست آمريكا را از هم پاشيده و آنرا در مسيري قرار داده است كه نتيجه اي جز انزواي سياسي آمريكا نخواهد داشت . نكته مهم در اين ميان , وجود چهره هاي صاحب نامي در اين فهرست است كه به اين تحليل , اهميت و اعتبار ويژه اي ميدهد. از جمله آنكه « اسنفيلدترنر » رئيس سابق سازمان سيا نيز از امضا كنندگان اين متن است . اين گروه از مردم آمريكا خواسته اند با امتناع از راي دادن به بوش از ادامه اين فاجعه براي آمريكا جلوگيري كنند.
بدين ترتيب , با سقوط و كنار رفتن دولتهاي جنگ طلب در آمريكا و اروپا , اين باور تقويت خواهد شد كه جهان بدون جنگ طلبان , جهان بهتري خواهد بود. زماني بوش در مرحله اعلام دستگيري صدام گفته بود كه دنياي بدون صدام , دنياي امن تري خواهد بود و امروز بايد گفت دنياي بدون بوش و بلر , داراي اين ويژگي خواهد بود , بشرط آنكه جنايتكاران ديگري با نامهاي ديگر , همين سياستهاي جنون آميز را ادامه ندهند.