روزنامه جمهوري اسلامي 30/03/1383 صفحه مقالات

نجواي قلم
چند سئوال درباره وام ازدواج شهرداري تهران
خشونت و موسيقي هاي تند و لجام گسيخته , ارمغان غرب براي جوانان
نجواي قلم


وقتي دل انسان شنوا باشد , زبان تملق گفتن او لال است .
وقتي چشم و گوش و زبان انسان معتاد گناه باشد , دل هم خواب آلود مي شود.
روي خوش , شاه كليد ارتباطات است .
اميد , قلب زندگي است كه وقتي رگهاي آن بگيرد , از كار مي افتد.
آن كس كه در دلش را در مقابل شيطان قفل نكند , در آسمان به رويش باز نمي شود.
زبان , دارالترجمه درون است .
نفس اماره , منشي شيطان است .
اشك چشم , مامور آتش نشاني دل سوزناك است .
دل بيدار , چشم انتظار آخرت است .
اميد و عشق , ستون فقرات زندگي اند.
حسين صنعت پوراميري

چند سئوال درباره وام ازدواج شهرداري تهران


شوراي شهر تهران در اوايل امسال طي مصوبه اي به شهرداري تهران اجازه داد از ابتداي خرداد ماه از طريق صندوقهاي قرض الحسنه طرف قرارداد با اين شهرداري , به جوانان تهراني وام ازدواج پرداخت نمايد. اين شورا همچنين مقرر كرد وام ازدواج كه مبلغ آن براي هر يك از زوجين 5 ميليون ريال است به افرادي پرداخت شود كه از ابتداي آذر سال 82 اقدام به ازدواج كرده باشند.
براساس اين مصوبه , مزدوجيني مشمول دريافت وام مي شوند كه يكي از آنها ساكن يا شاغل در محدوده مناطق 22 گانه شهرداري تهران باشند و يا مزدوجين و يا والدين آنها حداقل 5 سال قبل از تاريخ عقد ازدواج در تهران سكونت و يا اشتغال داشته باشند.
طبعا به نظر مي رسد كه شوراي شهر و شوراي شهر تهران براي ترويج بيش از پيش يكي از مهمترين سنت هاي الهي يعني ازدواج پيشقدم شده و اين خود جاي تقدير دارد. اينكه فرد يا دستگاهي , تمهيداتي براي تسريع در امر ازدواج جوانان فراهم كند , مستحق تشويق است و در اين مورد هيچ شبهه اي وجود ندارد ولي در اين زمينه سئوالاتي به ذهن مي رسد :
1 ـ آيا فقط جوانان تهراني ذيحق هستند كه براي آنها تمهيدات ازدواج فراهم شود آيا جواني كه در ساير استانها و شهرستانها بخصوص مناطق محروم زندگي مي كنند و سن ازدواج آنها نيز فرا رسيده , نبايد از اين تسهيلات استفاده كنند
2 ـ آيا بهتر نيست اين قبيل تسهيلات بطور يكجا در نهاد و يا سازماني كه مرتبط با امور جوانان است متمركز شود و با برنامه ريزي دقيق , آنرا به تمام جوانان ايراني كه نيازمند كمك براي ازدواج هستند , اختصاص داد
3 ـ اينكه همواره گفته مي شود تهران از جمعيت اشباع شده و به ساكنين شهرهاي ديگر توصيه مي شود كه به تهران مهاجرت نكنند , آيا اين قبيل اقدامات باعث نمي شود كه ساكنين ساير شهرها بويژه جوانان بخاطر بهره مندي از وام ازدواج ميليوني شهرداري تهران به اين شهر بي در و پيكر بيايند و خود و خانواده شان را آواره كنند
4 ـ آيا آن دانشجوي مستعد شهرستاني كه در تهران تحصيل مي كند , مي تواند به خود بقبولاند كه در كشور اسلامي ايران و در ام القراي اسلامي , تبعيض آشكار وجود ندارد آيا اگر او احساس كمبود و خود كم بيني كرد , بايد او را سرزنش كرد
5 ـ نكته ديگري كه در اين ميان به چشم مي خورد اينست كه آيا در چارچوب وظايف قانوني شهرداري ها , اين مورد هم آمده كه به جوانان وام بدهد آيا وظيفه اصلي شهرداريها اين نيست كه به امور شهري , بهداشتي و عمراني و... بپردازد آيا جايي ذكر شده كه شهرداري به جوانان آماده ازدواج , از محلي كه معلوم نيست سرمايه آنها از كجا تامين شده , وام قرض الحسنه بدهد
باز هم يادآور مي شويم اصل تسهيل امر ازدواج براي جوانان اقدام پسنديده اي است ولي چگونه آيا اگر اينكار سو تفاهم هايي را ايجاد نمايد و ذهنيت تبعيض را ايجاد كند , د باز هم كار خداپسندانه اي است عليرغم اينكه مسئولين شوراي شهر و شهرداري تهران در صدد كار و خدمت به مردم هستند ولي به نظر مي رسد كارشناسي دقيقي روي آن انجام نگرفته است .
6 ـ هنوز برخي افراد به ياد دارند كه در آستانه انتخابات مجلس هفتم , شهرداري تهران 2,5 ميليارد تومان بن شهروند را ميان كاركنان آموزش و پرورش شهر تهران توزيع كرد كه همان موقع بعضي ها شائبه سياسي بودن اين كار مطرح كردند حتي اگر از نظر وجدان كاري , مسئولين شهرداري نيت خالصانه داشته و براي رضاي خدا و كمك به قشر زحمتكش فرهنگي اين كار را انجام داده باشند , ولي توزيع بن در زماني اتفاق افتاد كه شائبه هاي زيادي را در اذهان ايجاد كرد. از اين رو فعاليتهاي خارج از حوزه مسئولين شهرداري مي تواند به شائبه سياسي بودن اين اقدامات دامن بزند.
رـ گ
جوان 24 ساله

خشونت و موسيقي هاي تند و لجام گسيخته , ارمغان غرب براي جوانان


نوجواني و جواني , مراحلي از زندگي يك انسان است كه دوران پر شور و شعف و پر فراز و نشيب لقب گرفته است . در عصر كنوني كه عصر ارتباطات جهاني و عصر الكترونيك بوده و قدرت انتقال اطلاعات بسيار بالا مي باشد , بطوري كه ظرف چند ثانيه مي توان به جديدترين اطلاعات جهان دست پيدا كرد , به موازات توسعه امر ارتباطات در جهان كنوني , معضلات و مشكلات فراواني نيز به تبع آن بوجود مي آيد كه يكي از مهمترين مشكلات , تهاجم فرهنگي و تاثير گروههاي ضد فرهنگي كشورهاي ديگر بويژه غربي بر كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه است . در اين كشورها كه در معرض تهاجم فرهنگي قرار مي گيرند نهادهاي سنتي توان مقابله فرهنگ بيگانه را نداشته و در نتيجه سيستم سياسي و يا فرهنگي جوابگوي نيازهاي نسل جوان ونوجوان اين كشورها نخواهد بود در نتيجه نوعي سرگشتگي يا بي هويتي را در اين مرحله در كشورهاي در حال توسعه مشاهده مي شود. بنابراين غربيها نيز از فرصت استفاده كرده و الگوهايي را براي مسخ فرهنگي به كشورهاي جهان سوم تزريق مي كند كه يكي از اين تهاجمات , رواج انديشه هاي دنياپرستانه در قالب گروههايي از ) و زير heavy metal قبيل گروه ضد فرهنگي هوي متال ( شاخه هاي آن است .
بايد عنوان كرد كه اصولا متال metal در مورد تعريف متال (موزيك متال ) نشان دهنده انعكاس عدم پذيرش اصالت شخص و تغيير مسير رفتار جوانان خارج از مرزهاي شناخته شده عرفي و اجتماعي و كنترل اجتماعي است .
در واقع متال شامل گروهي از جوانان است كه در مقابل گذشته شناخته شده و آينده نامشخص خود , طغيان كرده و درصدد بدست آوردن تعريف جديدي از موجوديت خود هستند. از ديدگاه اين گروه , تمامي فرهنگهاي گذشته مرده و باطل شده اند و اينان در صدد يافتن هويت جديدي در دنياي تكنولوژي جديد هستند.
با نگاه به تاريخ اجتماعي غرب به اين مسئله پي مي بريم كه تاريخ مغرب زمين پس از انقلاب صنعتي , نوعي طغيان و شورش عليه ارزشهاي مذهبي و الهي و رها كردن انسان از قيد و بند محدوديت بود. در واقع در ابتدا انقلاب صنعتي انسان را به نوعي كار جمعي و توليد انبوه هدايت كرد و اين اولين مرحله و قدم در راه « اجبار » بود.
در واقع پس از جنگ جهاني دوم كه تمامي نظم اجتماعي جوامع غربي منسوخ شده بود , جامعه به سوي يك سيستم تكنوكرات حركت داده شد كه كم كم زندگي انسان ها در حصار تكنولوژي قرار گرفت .
در واقع متال نوعي واكنش عليه نفي روابط ظالمانه موجود در جوامع استكباري بود اصولا متال نوعي واكنش سياسي و اعتراض آميز عليه سيستم اجتماعي دوران خود بود اما اينان راه صحيح رسيدن به اهداف آرمانخواهي خود را در گرايش به مسائل جنسي , اعتياد به موادمخدر و الكل , خشونت , مخالفت با والدين (به عنوان نماد گذشته و سنت گرايي ) , بدبيني نسبت به هستي و شيطان پرستي يافتند. اين گروه راه حل رسيدن به آرامش و آسايش و روش رسيدن به يك زندگي آرماني را در موسيقي يافتند , موسيقي منحط , بي معني , بي روح , تند و محركي كه هيچ گونه معنا و مفهومي نداشت و كم كم با حركت تند همراه گرديد. بي خطر شدن اين گروهها در جامعه آمريكا عاملي شد كه دولت آمريكا حداكثر بهره برداري را از اين گروه به عمل آورد. رواج مدهاي كاذب و ضد عرفي (حتي ضد عرف جامعه غرب ) , ارائه الگوهايي مثل هنرپيشه هاي بدنام هاليوود و رقاصه ها به عنوان الگوي جوانان و ارائه عكسها و تصاوير ورزشكاران با شكل و شمايل غير متعارف .
از ديدگاه فلسفي , انديشه متال به انديشه هاي اگزيستانسياليستي نيچه برمي گردد. از ديدگاه او , زندگي محدود و اغلب داراي خاستگاه پوچ گرايي است . از ديدگاه او مذهب و جامعه باعث محدود شدن شخص و در نتيجه اجبار شخص مي گردد. نيچه , فيلسوف و شاعر مورد علاقه هنرمندان سبك متال است . او به مباحثي همچون ناديده گرفتن خدا در مناسبات , بي ارزش شدن اخلاق و واژگوني ارزشها و پديدار شدن معاني و مفاهيم ارزشي جديد مي پرداخت , نيچه نگاهي تند , تلخ و بدبينانه به دنيا داشت .
موسيقيدانان سبك متال هم با پيروي از همان عقايد , در نوعي پوچ گرايي به سرمي برند .اينان در برابر خالي شدن غرب از معنويت به دو صورت و اكنش نشان دادند.
1 ـ بيان غمگين و آزرده و نااميدانه نسبت به جهان 2 ـ با استفاده از موادمخدر وانرژي زا نوعي انرژي وحشيانه (ديوماتسين ) و لجام گسيخته بهره مندند كه حسهاي هيجان و سرخوشي و عصبانيت را بين شنوندگان تشديد مي كند. تهيج انرژي هاي فروخفته جوانان و بيدار كردن غرايز در بسياري از آهنگهاي متاليكا مشهود است .
« هوي متال » نوعي واكنش عليه مرگ و نيستي است , مرگي كه سرانجامش پوچي و نابودي است . بنابراين براي فرار از ترس از مرگ بايد به لذايذ زندگي پرداخت . براي فرار از نابودي (كه بواسطه مرگ ايجاد مي شود) اينان معتقدند كه بايد به آغوش فلسفه « هيدونيسم » (يا فلسفه بهره گيري از لذايذ دنيوي ) و فلسفه نيهليسم يا پوچ گرايي پيوست تا از عذاب مرگ رهايي يافت .
بنابراين ما در فلسفه زيبايي شناسي موزيك متال خشونت را مشاهده مي كنيم كه همراه با لجام گسيختگي و بي معنايي است .
در واقع پس از جنگ جهاني دوم و در نتيجه از بين رفتن ايمان و عقيده , يك نوع شورشها و بي نظمي هايي در غرب بوجود آمد كه اين حركتهاي شورشي با تجارت در هم آميخته شد و فلسفه هيدونيسم را بوجود آورد.
قبل از شكل گيري متال , گروههاي ديگري چون هيپي ها بوجود آمدند. افرادي چون « بركسون » و « ژان پل ساتر » زندگي را مقهور حوادث و رويدادهايي مي دانستند كه بطور ناخواسته مسير اجتماعي زندگي انسان را متحول و اصلاح مي كند. اوج اين مسئله در دهه 1950 ظهور بيتل ها يا بيتليسم بود . اينان ضمن رهايي از قيود موسيقي سنتي به مقابله با آن مي پرداختند. بدنبال اينان گروههاي شكل گرفتند كه با پوشيدن لباسهاي كهنه , بي توجهي نسبت به بهداشت , زندگي بدون نزاكت اجتماعي , هيپي گري را رواج دادند. نسل هيپي ها در واقع نوعي تضاد و اعتراض به وضعيت جامعه آمريكا كه تلفيقي بود از زندگي نفساني همراه با ارزشهاي تجاري و منفعت طلبانه كه باعث ايجاد نوعي فرهنگ منحط و بي روح گرديد.
تمامي اين گروهها از جمله « هوي متال » , « بيكرزها » , « هيپي ها » و « برنت بيت نيكزها » گروههاي چپ افراطي بودند كه كم كم به پوچ گرايي و به انحطاط كشيده شدند
كلامي با پدران و مادران و مئسولين و معلمين
نوجواني و جواني از حساس ترين لحظات زندگي انساني است كه شالوده و پايه تمامي اعتقادات و افكار فرد در اين زمان ريخته مي شود. نوجوان و جوان داراي دلي پاك و صفاي باطن است و همچون مزرعه ايست كه هر گونه بذري در آن نشاندي همان ميوه را بار خواهد آورد.
اسلام و تعاليم حيات بخش آن كه به تمامي ابعاد زندگي بشري پرداخته , راه سعادت و خوشبختي را به انسان نشان داده و براي زندگي شرافتمندانه الگوي مناسبي ارائه مي دهد.
در حال حاضر تمامي امكانات خبري رسانه اي و پولي غرب بويژه آمريكا در صدد مسخ فرهنگي و استحاله كشورهاي در حال توسعه بويژه كشورهاي اسلامي هستند تا بتوانند بر فكرها تسلط يابند. و وقتي بر افكار تسلط پيدا كردند ديگر هيچ مقاومتي را مشاهده نخواهند كرد.
آنها با استفاده از احساسات خير خواهانه و پاك جوانان با طرح شعارهاي انسان دوستانه و مترقيانه , كار خود را شروع كرده و با دم زدن از مخالفت با تبعيض نژادي , جوانان را بسوي خود فراخوانده و آنگاه طي روندي استحاله گونه و بسيار تدريجي , جوانان را از طريق موسيقي به مباحثي همچون خشونت و بدبيني نسبت به گذشته و نسبت به زندگي انساني كشانده و آنان را به ورطه اعتياد به موادمخدر و سرانجام گرايش به مسائل جنسي و ابتلا به انواع بيماريهاي آميزشي سوق مي دهند. طي بررسيهاي بعمل آمده بسياري از والدين در جوامع غربي از بي هويتي , گرايش جوانان به امور جنسي , پرخاشگري و خودكشي گلايه مندند.
از ديدگاه انديشمندان غربي دو عامل نشان دهنده گرايش جوانان به اين گروههاست :
1 ـ آشفتگي ها و نابسامانيهاي خانوادگي
2 ـ مساعد بودن زمينه هاي اوليه براي علاقه به موسيقي هاي تند
بنابراين بياييم با هوشياري و مطالعه علمي با طرحهاي استعماري به مبارزه پرداخته و به تربيت نسلي سالم و مفيد و مقيد به تعاليم حياتبخش اسلام آينده خود و جامعه را تضمين نمائيم .
علي قادري