اشاره :
رونالد ريگان 93 ساله هفته گذشته جان سپرد . نام ريگان غالبا با
رويدادهايي چون مشاركت در توطئه چيني عليه كشورهاي اسلامي ,
بازگذاشتن دستان پليد صهيونيستها به ارتكاب جنايتهاي ناگوار در
فلسطين و كشتن زنان و كودكان مسلمان بي گناه در ليبي , لبنان , ايران و...
تداعي مي شود. مطلب زير عملكرد ريگان را در دوران حيات سياسي اش
به بحث گذاشته است .
رونالد ريگان پيش از آغاز فعاليت سياسي هنرپيشه اي بود كه براي
هاليوود كار مي كرد . در سال 1967 براي انتخابات رياست جمهوري
نامزد شد , اما در دو رقابت در دستيابي به كرسي رياست جمهوري در
كاخ سفيد ناكام ماند . وي در سال 1980 بار ديگر كانديداي انتخابات
رياست جمهوري شد و براي دو دوره منصب رياست جمهوري را به
چنگ گرفت . ريگان در سال 1981 از يك ترور جان سالم به در برد اما
اين ترور در انتخاب مجدد او براي رياست بر جامعه آمريكا در سالهاي
1984 ـ 1988 موثر بوده است .
رونالد ريگان چهلمين رئيس جمهور آمريكا از شخصيتهاي
بحث برانگيز تاريخ آمريكا بود. طرفدارانش او را يكي از بزرگترين
روساي جمهور آمريكا و كارهايش را ماندگار مي پندارند كه آمريكا را به
توسعه و رفاه سوق داد. اما همچنانكه مخالفانش نيز گفته اند ريگان در
ميان روساي جمهور آمريكا در اداره اين كشور بدترين بوده است زيرا
هنرپيشه اي بيش نيست و به اشتباه وارد عرصه سياسي شده است و در
دوران حكمراني اش جز فاجعه و مصيبت و گرفتاري گام مثبتي براي
مردم آمريكا برنداشته است .
فرانسوا ميتران رئيس جمهور اسبق فرانسه درباره او گفته است :
ريگان بي فرهنگ و مغزش تهي از انديشه است .
ميخائيل گورباچف كه ريگان سرسختانه و كينه توزانه با او برخورد
كرد قضاوتي متفاوت دارد او مي گويد : ريگان شخصيت بزرگي است كه
با جسم و روحش حق مي گفت .
در زمان حكومت ريگان رقابت تسليحاتي اتمي ميان ايالات متحده
واتحاد جماهير شوروي اوج گرفت او نخستين آمريكايي بود كه
خصومتش با روسها را با توصيف روسيه و هم پيمانانش به « اردوگاه
شر » آشكار كرد. ريگان در اين زمينه درباره روسها گفت : « شايسته نيست
اين مردم (روسها) را مهار كرد بلكه بايد آنان را شكست داد » . كه به
دنبال آن جنگ رواني و سياسي دو قدرت ايالات متحده و اتحادجماهير
شوروي در تداوم جنگ سرد شعله ور شد اين جنگ با ويراني ديوار
برلين كه آلمان را به دو بخش تجزيه مي كرده پايان گرفت . بعد از آن
اتحاد جماهير شوروي تجزيه شد و نقش آن به طور كلي متلاشي شد به
گونه اي كه عرصه را براي يكه تازي يك قدرت و يك قطب رها كرد.
قدرت بزرگي كه براي سلطه بر جهان و يكجانبه گرايي در تصميم گيري
درباره ملتهاي جهان , سلطه بر اقتصاد جهان و كنترل شاخصهاي رشد
و توسعه كشورها به نفع تامين رفاه جامعه آمريكا به تكاپو افتاد. پيش از
اين تا پايان جنگ دوم جهاني , ايالات متحده گسترش كمونيسم را آماج
حملات خود قرارداده بود و عمدتا اتحاد شوروي به عنوان حامي اصلي
كمونيسم در جهان را هدف قرار مي داد.
زماني كه ريگان در سال 1981 رئيس جمهور شد جنگ سرد در
اوج خود بود. در سالهاي آخر دهه هفتاد رويكرد غالب اين بود كه
ايالات متحده آمريكا در جبهه هاي متعددي جنگ سرد را مي بازد.
حيثيت آمريكا نه تنها بر اثر شكست در جنگ ويتنام بلكه به علت
و اقدامات CIA رسوايي هاي دستگاه اطلاعات مركزي آمريكا
محرمانه اش در حمايت از آشوبهاي داخلي كشورهاي مختلف برباد رفته
بود. اما سيا باز هم به حمايت از طرفداران سياستهاي آمريكا و با توسل
به روشهاي مختلف غيراخلاقي از جمله رشوه و زور ادامه داد.
همچنانكه به روشهاي ترور و كودتاهاي نظامي براي خلاص شدن از
دشمنانش روي آورد. اين شيوه ها به ويژه دركشورهاي جنوب كه به
اقتضاي اوضاع سياسي و اقتصادي اش از اتحادجماهير شوروي و
شعارهاي آرمانگرايانه اش جانبداري مي كرد با شدت بيشتري تداوم
داشت . اقدامات « سيا » در نامشروع جلوه يافتن فعاليتهاي آمريكاييها كه
به طور پنهاني انجام مي شد نقش عمده اي بازي كرد. همچنين جلسات
محرمانه اعضاي كنگره و مجلس نمايندگان به رهبري « فرانگ چارچ » و
« اوتيس پايك » و اطلاعاتي كه كميته راكفلر كشف كرد , در فاش شدن
بسياري از رسواييهاي دستگاه « سيا » كه نقض حقوق بين الملل و حتي
برخلاف قوانين داخلي آمريكا بود , نقش موثري داشت . از اين رو
شكست جيمي كارتر در برابر رونالد ريگان در انتخابات رياست
جمهوري سال 1980 نتيجه مستقيم ضعف و عجز دولت كارتر در
مقابله با نيروهاي بين المللي كمونيستي بود. همچنين شكست سخت
كارتر در آزادي گروگانهاي آمريكا كه به دست تعدادي از دانشجويان
ايراني در سفارت آمريكا در تهران در سال 1979 به گروگان گرفته شده
بودند را بايد اضافه كرد. از سويي عامل قبلي و پيروزي انقلاب اسلامي
در ايران كه هم پيمان نزديك آمريكا يعني محمدرضا شاه پهلوي را از
سلطنت برانداخت بايد به عوامل شكست كارتر در انتخابات سال
1980 اضافه شود .
آمريكا در دوران رياست جمهوري جيمي كارتر يكي از هم پيمانان
مورد اعتمادش يعني آناستا زيوسوموزا را از دست داد. آمريكاييها در
1936 سوموزا را به رياست كشور نيكاراگوئه تعيين كرده بودند . به همين
دليل با دستيابي جبهه ملي ساندينيستها به قدرت در سال 1979
سوموزا به ميامي (در آمريكا) گريخت . از ديگر ناكاميهاي كارتر انتقال
قدرت از اقليت سفيدپوست به اكثريت سياه پوست به رهبري رابرت
موگابه در سال 1979 در زيمبابوه بود . در اين دوران ميان آمريكا و
جمهوري خلق چين روابط ديپلماتيك كاملي برقرار شد و بدين طريق
ايالات متحده به طور يكجانبه به معاهده دفاع مشترك با تايوان پايان داد
و شناسايي ديپلماتيكش را از حكومت تايپه پس گرفت و در نتيجه
تايوان را بخش جدايي ناپذير از چين شناخت .
اما در اين ميان موضوع تجاوز شوروي به افغانستان در دسامبر سال
1979 باقي مي ماند و از ديدگاه محافظه كاران آمريكايي , اين كشور در
زمان حاكميت كارتر ضربه سنگيني ديد.
« روبرت هيت » رئيس پيشين دستگاه اطلاعاتي آمريكا در كتاب با
كه در سال 1996 به چاپ رسيده و نيز " From The Shadows " عنوان
برژينسكي مشاور جيمي كارتر در امنيت ملي در گفتگو با مجله « ناول
آبزرواتيو » در سال 1989 به خوبي توضيح داده اند كه چگونه دستگاه
اطلاعاتي مركزي آمريكا سيا عملا مسلح ساختن مجاهدين افغاني را
شش ماه پيش از تجاوز شوروي به افغانستان دقيقا در ژوئيه 1979 آغاز
كرد و به اين ترتيب به روش تعامل دولت كارتر تا اردوگاه شرقي به منافع
گسترده آمريكا در جهان زيان رساند. اين دقيقا همان عاملي است كه
راست گراهاي مخالف كمونيسم را به حمايت از حاكم اسبق ايالت
كاليفرنيا يعني رونالد ريگان واداشت تا رئيس جمهوري آمريكا شود.
اما رونالد ريگان بعد از گذشت مدتي از دوره رياست جمهوري اش
دريافت كه نمي تواند در حاليكه بر مبارزه با كمونيسم با ابزارهاي
مختلف اصرار مي ورزد اين مبارزه را به طور پنهاني ادامه دهد. بنابراين
به شيوه دخالت آشكار در امور داخلي كشورها روي آورد. او معتقد بود
اين روش براي حفظ منافع آمريكايي بهترين روش ممكن
است .
ريگان سخنراني اش در پارلمان انگليس در 1982,6,8 گفت : براي
مقابله با افسارگسيختگي كمونيسم اكنون وظيفه ماست كه از
ساختارهاي زيربنائي (تحقق ) دموكراسي حمايت كنيم و در شكل دهي
پايه هاي مطبوعات آزاد مشاركت كنيم و نيز از تاسيس اتحاديه ها و
احزاب سياسي و دانشگاهها كه به ملتها امكان مي دهد راهشان را خود
برگزينند و فرهنگشان را تحول بخشند و بالاخره اختلافاتشان را از
راههاي مسالمت آميز حل كنند پشتيباني نماييم . اما او در عين حال
هزينه هاي نظامي در آمريكا را به شكلي حيرت انگيز افزايش
داد.
دستهاي ريگان به خونهاي مسلمانان نيز آغشته شده بود. در سال
1981 وي دستور تهاجم نظاميان آمريكائي به خاك لبنان و روياروئي با
مردم مسلمان آن كشور را داد. هر چند كه مهاجمين در پي چند عمليات
شهادت طلبانه از جانب لبنانيها مجبور به فرار از اين كشور شدند. سپس
نظاميان آمريكا به دستور ريگان وارد جزيره گرانادا شدند تا حكومت
جديدي را كه در آن سرزمين به قدرت به رسيده بود براندازند. در سال
1986 هواپيماهاي آمريكايي به ليبي حمله كردند . در شب 14 آوريل
1986 هواپيماهاي آمريكايي و انگليسي به دو شهر بنغازي و طرابلس
حمله ور شدند كه بسياري از مردم ليبي از جمله كودكان و زنان در اين
تهاجم هوائي به قتل رسيدند.
در 1988 ريگان در حالي كه در ماههاي آخر حكومت خود بسر
مي برد دستور ساقط كردن هواپيماي ايرباس مسافري ايران بر فراز
خليج فارس را صادر كرد. در اين تعرض كه نشان دهنده حمايت آشكار
ريگان از صدام بود 300 مسافر بيگناه هواپيما در قعر آبهاي خليج فارس
جان باختند.
پرونده و كارنامه ريگان آكنده از جانبداري هاي كور وي به نفع
تثبيت اشغال سرزمين فلسطين به دست نظاميان رژيم اشغالگر قدس
است به طوري كه در زمان رياست جمهوري وي بيش از 20 قطعنامه
بين المللي به نفع اسرائيل صادر شده است . در 21 فوريه 1983 ريگان
از كشورهاي عربي بي هيچ ملاحظه اي خواست اسرائيل را به عنوان يك
واقعيت به رسمت بشناسند.
در 19 اكتبر 1983 ايالات متحده به رياست ريگان تهديد كرد در
صورتي كه مجمع عمومي سازمان ملل اعتبار نامه اسرائيل را در اين
مجمع رد كند از عضويت در سازمان ملل خارج مي شود و تمام كمكهاي
مالي اش به سازمان ملل را قطع خواهد كرد.
در همان روز دولت آمريكا اعلام كرد كه تصميم گرفته روابطش را با
اسرائيل گسترش دهد و عمق بيشتري بدان ببخشد و همچنين پرونده
تمام اختلافاتش با اسرائيل را درباره نقش (منفي ) اسرائيل در لبنان
ببندد . ريگان در 12 نوامبر 1983 اولين كسي بود كه تعهد تزلزل ناپذير
واشنگتن به امنيت اسرائيل را آشكارا اعلام كرد.
پيش از پايان سال 1983 ميلادي ريگان تاكيد كرد كه روابط
آمريكايي ـ اسرائيلي مستحكم تر و قدرتمندتر از گذشته است و متعهد
شد كه آمريكا در هر تهديدي كه امنيت اسرائيل را به خطر اندازد , در
كنار اسرائيل خواهد بود. همچنانكه تهديد كرد كه چنانچه اتحاديه
بين المللي پارلمانهاي جهان در بيانيه اش صهيونيسم را شكلي از اشكال
نژادپرستي قلمداد كند , از آن خارج مي شود.
در اوايل اكتبر سال 1984 زماني كه كميته فرعي روابط خارجي در
كنگره آمريكا با طرح انتقال سفارت آمريكا و مقر سفير آمريكا در
فلسطين اشغالي از تل آويو به قدس موافقت كرد , ريگان ضربه سختي به
فلسطينيها زد. وي به كنگره يهوديان آمريكايي تاكيد كرد كه اسرائيل
هم پيمان راهبردي و دوست نزديك آمريكاست و كساني را كه « زيبايي
صهيونيسم و زشتي نژادپرستي » را يكسان مي انگارند مورد انتقاد قرار
داد و افزود : با تشكيل اسرائيل يهوديان موفق شدند حاكميتشان را در
سرزمين تاريخي شان از سر گيرند.
در 15 مي 1985 وزير خارجه آمريكا بر ادامه مخالفت واشنگتن با
تشكيل دولت مستقل فلسطين تاكيد كرد و از تهاجم هوايي جنگنده هاي
صهيونيستي به مقر سازمان آزاديبخش فلسطين در تونس در 30
سپتامبر 1985 حمايت كرد و آن را اقدامي مشروع براي دفاع از خود در
برابر تروريسم خواند.
در فوريه 1986 دولت آمريكا با درخواست عرفات رئيس سازمان
آزاديبخش فلسطين مبني بر به رسميت شناختن حق بازگشت آوارگان
فلسطيني به سرزمين خود به شدت مخالفت كرد و در ابتداي سال
1987 قانوني را گذارند كه براساس آن اسرائيل مي تواند از مشابه
امتيازاتي كه كشورهاي عضو ناتو دارند بدون اينكه عضو پيمان باشد ,
برخوردار شود.
در مارس 1988 دولت آمريكا به رياست ريگان دستور داد كه مقر
هيات اعزامي سازمان آزاديبخش فلسطين در سازمان ملل از تاريخ 24
مارس آن سال بدون توجه به موافقتنامه هاي بين المللي بسته شود.
همچنين ريگان و وزير خارجه اش جورج شولتز در اواخر مي 1988 در
دو اطلاعيه مفصل اعلام كردند كه هرگونه راه حل مسالمت آميز براي
مساله فلسطين بايد بر مبناي زمين در برابر صلح متعهد باشد.
در 28 ژوئيه 1988 كنگره آمريكا با درخواست ريگان مبني بر
اصلاح طرحي براي اختصاص هزينه اي براي تاسيس دو ساختمان
سفارت آمريكا در فلسطين اشغالي در تل آويو و قدس ـ موافقت
كرد.
مولف : عادل محمد عبدالرحيم
مترجم : رحمان مياح
با اقتباس از : پايگاه « المحيط » ـ عربستان
ميتران : ريگان بي فرهنگ و مغزش تهي از انديشه است
ريگان در ميان روساي جمهوري آمريكا از نظر اداره
اين كشور « بد ترين » بوده است . زيرا هنرپيشه اي بيش
نيست و به اشتباه وارد عرصه سياست شده است . او در
دوران حكومتش جز فاجعه و مصيبت وگرفتاري گام مثبتي
براي مردم آمريكا به ارمغان نياورده است

|