يك نمايشنامه خواني ديگر!
با علاقه اي كه هنرمندان و دوستداران تئاتر به جلسات
نمايشنامهخواني نشان داده اند , فرهنگسراي نياوران نيز به صرافت
برگزاري دوره نمايشنامه خواني افتاده است !
از جمله دلايلي كه سبب شده تا اين برنامه ها مورد استقبال قرار
گيرد , كم بودن طول دوره تمرين و هزينه هاي آماده سازي براي اجراي
نمايشنامهخواني است در واقع , يك گروه تئاتري كه قرار است
نمايشنامه اي را آماده اجرا كند , با تسلط بر دورخواني نمايشنامه ,
مي تواند آن را به راحتي در معرض ديد تماشاگران قرار دهد.
نخستين تلاشها براي نمايشنامهخواني به طور گسترده و رسمي از
تئاتر شهر و سالن كافه ترياي آن شروع شد و در دوره هاي بعدي , بهترين
گروه ها نيز از سوي داوران معرفي شدند. يك موسسه كنكوري نيز
حمايت كننده دوره هايي ديگر از جلسات نمايشنامه خواني شد كه در
خانه هنرمندان برگزار مي شد. و اكنون يك دوره جديد قرار است در
فرهنگسراي نياوران برگزار شود. مسوول اين دوره , « كتايون حسين زاده »
عضو كانون ملي منتقدان تئاتر ايران است . وي دستي هم در ترجمه دارد
و دانش آموخته رشته تئاتر است . او اعلام كرده است كه در جلسات
نمايشنامه خواني فرهنگسراي نياوران , هنرمنداني چون « قطب الدين
صادقي » , گلاب آدينه , فرهاد آئيش و داود رشيدي حضور پيدا خواهند
كرد. وي همچنين توضيح داده است كه نمايشنامه هاي منتخب , بايد
براساس ادبيات كهن يا نو فارسي درامانيزه شده باشند ـ زمان برگزاري
اين نمايشنامه خواني , تير ماه تا پايان شهريور ماه سال جاري خواهد
بود. حداكثر اجراي نمايشنامه خواني در اين دوره , به گفته حسين زاده ,
هشت اجرا خواهد بود چرا كه از ميان حدود 60 متن رسيده به
فرهنگسراي نياوران , شايد پنج متن هم از ويژگي هاي لازم برخوردار
نباشند.
مسئول برگزاري جلسات نمايشنامه خواني نياوران مي افزايد : « در
پايان هر نمايشنامه خواني , جلسات نقد و بررسي برگزار خواهد شد در
اين جلسات تكنيك و چگونگي توليد نمايشنامه از متون كهن ادبيات
فارسي مورد بررسي قرار مي گيرد.
قرآن را دير شناخته ايم !
پري صابري نويسنده و كارگردان تئاتر كه در دوره دوم فعاليت هنري
خود رو به ادبيات كهن و عرفاني ايران آورده است , در گفت و گويي با
ايلنا , گفته است كه « قصص قرآن منبع بي نظير و بي انتهايي است كه
استفاده از مضامين آن , اطلاعات عميق فلسفي و قرآني مي خواهد. او
توضيح مي دهد : « قرآن كريم غني ترين منبع داستاني است , اما استفاده از
قابليت هاي نمايشي آن كار هر كسي نيست ; چرا كه اگر تنها به ظاهر
مساله توجه كنيد , حق مطلب به درستي ادا نخواهد شد. وي در ادامه با
تاكيد بر اينكه قصص قرآن از پرمعناترين قصه هاي دنياست , يادآور شد :
« اگر با مفاهيم عرفاني و مضامين پنهان قرآني آشنا باشيم و از طرفي در
تبديل اين آيات به نمايشنامه نيز تبحر كافي داشته باشيم , اين منبع
عظيم برايمان همچون چشمه اي خواهد بود كه سالهاي سال مي توان از
آن نوشيد و سيراب شد , ولي همان طور كه اشاره كردم ورود اين حوزه
به اشراف كافي نياز دارد و اطلاعات اندك ما هرگز نخواهد توانست حق
مطلب را ادا كند. »
لازم به ذكر است كه « پري صابري » كارگرداني يوسف و زليخا را به
عهده دارد و از اين كه خيلي دير به ويژگيهاي قرآن پي برده است , تاسف
مي خورد : « متاسفانه خيلي دير به گنجينه هايي كه در اختيار ماست پي
برده و قدر آن را مي دانيم و تازه وقتي به ارزش اين منابع عظيم پي
مي بريم كه زماني براي فعاليت باقي نمانده است . »
استعفاي بازرس !
« عباداله كريمي » بازرس منتخب خانه تئاتر كه در راي گيري
فروردين ماه 1383 با راي هنرمندان عضو انجمن هاي مختلف خانه
تئاتر , به سمت بازرسي پذيرفته شد , استعفا كرد و ظاهرا ترجيح داد كه
مدير اجرايي خانه تئاتر باشد. اما نكته اي كه از همان آغاز در خصوص
مديريت اجرايي يك بازرس مطرح بود , استعفاي كريمي , تعديل شده
اما يك مساله همچنان به قوت خود باقي است كه مكانيزم انتخاب مدير
اجرايي براي خانه تئاتر چگونه است مگر نه اينكه سمتهاي اجرايي
مي بايست از ميان منتخبين هيات مديره , تعيين شوند. « عبادالله كريمي »
منتخب هيات مديره نبوده است . و اكنون هيات مديره خانه تئاتر بايد
پاسخ بدهد كه بر چه اساسي كريمي را به عنوان مدير اجرايي انتخاب
كرده است . آيا با اين توجيه كه وي بازرس بوده است و يا عضوي عادي
كه براساس راي ديگران انتخاب شده است
استانيسلاوسكي , گروتوفسكي , دكتر خاكي و دكتر دلخواه در تئاتر مولوي !
قرار است يك دوره كارگاه بازيگري خلاق در تئاتر مولوي برگزار
شود. اين دوره را تئاتر مولوي با همكاري آموزش جهاد دانشگاهي
برگزار مي كند و طي دو ترم سه ماهه كه مجموعا 48 جلسه 3 ساعته
مي شود , روش هاي بازيگري با سيستم استانيسلاوسكي و گروتوفسكي
توسط دكتر محمدرضا خاكي و دكتر سعيد دلخواه , اعضاي هيات علمي
دانشگاه تربيت مدرس به شيوه كارگاهي , آموزش داده مي شود. مهلت
ثبت نام اين دوره بيست و پنجم امسال و اولويت با دانشجويان رشته هنر
است . كلاسهاي اين كارگاه نيز همه هفته صبح پنجشنبه و عصر شنبه
تشكيل مي شود.
آرتيگوشه و ادامه ماه
« آرتيگوشه » نوشته و كار « محمد ميرعلي اكبري » اولين نمايش اجرا
شده جشنواره تئاتر ماه بود كه اجراي آن چندي پيش در تئاتر مولوي به
پايان رسيد.
برگزاركننده جشنواره تئاتر ماه , حوزه هنري است كه يكي از
تعهداتش فراهم كردن اجراي عمومي براي نمايشهاي پذيرفته شده در
جشنواره است . پس از « پرومته در زنجير » دكتر صادقي كه در
تماشاخانه مهر حوزه هنري به اجرا درآمد , آرتيگوشه , نخستين نمايش
جشنواره بود كه در تئاتر مولوي اجرا شد. اما متاسفانه براي اين نمايش
تبليغات كافي صورت نگرفت و پوستر تبليغي نيز چاپ نشد و
تماشاگران بسياري , از اجراي آن با خبر نشدند.
اكنون , نمايش ديگري از جشنواره تئاتر ماه در تئاتر مولوي به
صحنه نرفته است و سالن بزرگ تئاتر مولوي خالي مانده است . هر چند
شنيده ها حاكي است كه دكتر خسرونشان رئيس مركز هنرهاي نمايشي در
حال مذاكره با مدير تئاتر مولوي است تا برخي از اجراهاي تحت تعهد
مركز هنرهاي نمايشي را در تئاتر مولوي به انجام رساند.
در حال حاضر , نمايش « كافه هملت » به كارگرداني « مارال ميزان » ,
از دانشجويان دانشگاه سوره , در سالن كوچك تئاتر مولوي همه روزه از
ساعت 17,45 دقيقه در حال اجراست .
از شهرستانها چه خبر
رئيس جديد مركز هنرهاي نمايشي كه خود برخاسته از شهرستان
است و آخرين سمتش مديركلي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان
بوده است , در آغاز فعاليت در پست رياست مركز هنرهاي نمايشي
وعده هايي در خصوص حمايت از تئاتر شهرستانها داده است . اما هنوز
اثري از آغاز حمايت ها ديده نمي شود. چندين بار در همين صفحه , در
خصوص انجمن هاي نمايش داد سخن داده شده است ! و يكي از بهترين
ابزارهاي گسترش تئاتر شهرستان ها , انجمن نمايش معرفي شده است ,
اما همچنان خبري از احيا و بازسازي سازمان اين بخش ها نيست . بايد
به رئيس جديد مركز هنرهاي نمايشي تذكر داد كه :
« عمر , برف است و آفتاب تموز
اندكي ماند و خواجه غره هنوز! »
از جشنواره هاي دو قلوي اصفهان چه خبر
هنوز خبرهاي دقيق و روشني از برگزاري جشنواره آتشكار اصفهان
منتشر نشده است : اين در حالي است كه قرار بود جشنواره تئاتر آتشكار
ارديبهشت ماه 83 توسط كارخانه ذوب آهن اصفهان , در اين استان
برگزار شود. حتي پارچه هاي تبليغاتي در سراسر شهر نصب شد. اما
بعدها خبر رسيد كه بنا به دلايلي , اين جشنواره به تعويق افتاده است .
در حال حاضر , چندين گروه در سراسر كشور , مشغول تمرين
هستند و نه روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي و نه امور جشنواره ,
اطلاع درستي از چگونگي برگزاري جشنواره آتشكار نمي دهد.
اگر مسوولي از مسوولان جشنواره تئاتر آتشكار , اين مطلب را
مي خواند , لطف كند و پاسخي , واكنشي , چيزي .... نشان دهد و تكليف
گروه هاي منتخب را روشن كند.
در خصوص جشنواره طنز اصفهان نيز همين بي خبري حاكم است .
اميدواريم در روزهاي آينده , اطلاعات دقيق و درستي منتشر
شود.
سعدي پولدار مي شود !
قرار است نمايش « سعدي هملت مي شود » به كارگرداني دكتر
« محمود عزيزي » تا آخر خرداد ماه در تالار سنگلج به روي صحنه باشد.
در اين نمايش « سعدي افشار » سياه معروف نمايشهاي سنتي نقش
محوري دارد. « سعدي افشار » در واقع آخرين بازمانده نسل سياه بازان
نمايشهاي سنتي است كه كاملا با روش سنتي اين نمايش تمرين كرده و
آماده اجرا مي شود. اين نمايش نيز در واقع بزرگداشتي است كه به او
فرصت هنرنمايي در سالهاي كهنسالي را مي دهد. سعدي اكنون توش و
توان و انرژي دوران درخشان خود را ندارد و به مدد ميكروفن هاي بي
سيم به روي صحنه مي رود. و با اين وجود تماشاگران بسياري را جذب
نمايش مي كند. بسياري از تماشاگران اين نمايش به خاطر يادآوري
خاطرات دوران گذشته به سالن سنگلج مي آيند و سعدي آنها را ياد
روزگار جواني مي اندازد!
اما اين هنرمند نيز مثل بسياري از هنرمندان ديگر با مشكلات مالي
دست و پنجه نرم مي كند و با اينكه افتخاراتي هم براي هنر نمايش اين
سرزمين آفريده و مثلا با همين نمايش در فرانسه حاضر شده و يكي از
بزرگترين هنرمندان تئاتر جهان از او تقدير كرده , اما تقديرها كمك
چنداني به بهبود وضعيت زندگي و معيشت او نكرده است .
مثلا هنوز قرارداد نمايش در حال اجراي او بسته نشده و خود
سعدي , هنوز دستمزدي دريافت نكرده است . به نحوي كه در يكي از
اجراهاي هفته گذشته , وقتي مسوول امور مالي مركز هنرهاي نمايشي
براي تماشاي نمايش به سالن سنگلج مي رود , سعدي و گروه بازيگران ,
در قسمتي از نمايش به شكل « بداهه » (كه از خصلت هاي نمايش سياه
بازي است ) به اين مسوول امور مالي گوشزد مي كنند كه زودتر
قراردادشان بسته شود و دستمزدشان را بدهند. اميد مي رود اين مسوول
مالي , خريدار حرف اين هنرمند مردمي و سالخورده باشد و بزودي
سعدي افشار و گروهش پولدار شوند!

|
تبارشناسي يك شورا!
|
يادداشتي به انگيزه انتخاب و معرفي اعضاي شوراي تئاتر شهر
علي ارسنجاني
سرانجام تكليف دو مديريت خالي مانده مركز هنرهاي نمايشي
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي روشن شد و با احكام صادره توسط
رئيس مركز هنرهاي نمايشي , « فرهاد مهندس پور » رئيس شوراي نظارت
بر نمايش شد و قرار بر اين شد كه مجموعه تئاتر شهر نيز به صورت
شورايي اداره شود و تركيب اين شورا نيز با احكام دكتر نشان به اين
ترتيب مشخص شد : « آتيلا پسياني » , « ايرج راد » « حسين پارسايي » ,
« فرهاد مهندس پور » و « خسرونشان »
به اين ترتيب به نظر مي رسد كه « فرهاد مهندس پور » نقش محوري
در تصميمات مركز هنرهاي نمايشي داشته باشد و ظاهرا همان تاثيري را
كه « حسين پاكدل » مدتي پيش در خط مشي و تئاتر كشور داشت ,
« مهندس پور » ـ البته با ديدگاه و روشي ديگر ـ داشته باشد.
« فرهاد مهندس پور » از هنرمندان نسل پس از انقلاب است . او با
تلاش در دو حيطه دانشگاه وتئاتر حرفه اي , توانست جايگاه مناسبي
براي خود به وجود آورده و خود را به عنوان هنرمندي داراي انديشه و
دغدغه مطرح كند.
او نمايشهايي را از نمايشنامه نويسان ايران و جهان كارگرداني كرده
و آثارش , عموما مورد استقبال و توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته
است .
از جمله آثاري كه او كارگرداني كرده مي توان به « ني لبك و بهمن »
(دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني ) , گاليله (برتولت برشت ) و روز رستاخيز
(بازخواني اثري خارجي از محمد چرم شير) اشاره كرد.
« مهندس پور » در گروه هنرمندان انقلابي و مسلمان قرار مي گيرد , او
دبير جشنواره تئاتر دفاع مقدس هم بوده و تا آخرين دوره نيز با اين
جشنواره همكاري داشته است .
مهندس پور اكنون عضو هيات علمي دانشكده هنر دانشگاه تربيت
مدرس است و در حال گذراندن دوره دكتري پژوهش هنر است . وي در
شوراي نظارت مركز هنرهاي نمايشي جانشين « حسين مسافر آستانه »
شده است .
او وظيفه دشواري را به عهده گرفته است . چرا كه بايد پاسخگوي
تعداد بسياري از گروه ها باشد كه كارهايشان در جشنواره تئاتر فجر سال
گذشته به اجرا درآمده و در نوبت اجرا قرار دارند. وي با پذيرش اين
مسئوليت , در واقع عمده كارهاي شوراي ساخت را نيز به عهده دارد و
طلبكاران بي شماري از صبح فرداي گرفتن حكمش , پشت در اتاقش به
صف مي ايستند تا طلبشان را بگيرند. همچنين او از اين لحظه به بعد بايد
پاسخگوي مسائل محتوايي آثاري كه به اجرا درمي آيند نيز باشد. زيرا
يكي از مسائل و مشكلات آثار اجرايي دوره قبلي , محتويات سخيف و
مبتذل آنها بوده و « مهندس پور » ناچار است به اين اوضاع نيز رسيدگي
كند.
به اين ترتيب « مهندس پور » با اوضاع و احوالي نسبتا بحراني
روبروست و گذر از اين بحران تدابير ويژه اي مي طلبد كه به نظر
مي رسد , مهندس پور بتواند از پس آن ها برآيد.
در شوراي مديريت تئاتر شهر « حسين پارسايي » هم حضور دارد ,
رفيق شفيق مهندس پور و نزديك به تفكرات او , هر چند , « حسين
پارسايي » به لحاظ تجربه و سرد و گرم چشيدن روزگار تئاتري در
مرتبه اي پائين تر از مهندس پور قرار مي گيرد. و اگر « مهندس پور »
توانسته است , دو وجه كاملا تئاتري و هنرمند مسلمان و انقلابي را در
كنار هم حفظ كرده و جلوه دهد , « پارسايي » بيشتر هنرمندي مسلمان و
معتقد نشان داده و در كارنامه آثار اجرايي اش , كارگرداني و بازي در
نمايشهاي ديني و دفاع مقدس بيش از ديگر آثار , خود نمايي مي كند.
پارسايي از تئاتر قم برآمده است و در « حوزه هنري » و « بچه هاي
مسجد » رشد كرده است . او همگام و همپاي تئاتري هاي دفاع مقدس
بوده و هست و هنرمندي متعهد شناخته مي شود. بي سبب نيست كه او و
مهندس پور در كنار ايرج راد و آتيلا پسياني قرار مي گيرند و اين تركيب
را متعادل جلوه مي دهند.
« ايرج راد » در اين تركيب , بازيگري پرسابقه و حرفه اي است كه
معمولا از هياهو و جنجال دور بوده و همواره نگاهي خوشبينانه به
وضعيت تئاتر داشته است . او بيشتر به فكر كار است تا حاشيه سازي .
وي هم در دوره اول و هم در دوره كنوني , عضو هيات مديره خانه تئاتر
شده است . در دوره نخست راي بالايي آورد و رياست خانه تئاتر را به
عهده گرفت و در دوره دوم با حضور انتظامي و سمندريان , در مراتبي
پائين تر قرار گرفت .
« ايرج راد » اگر هم نظر مخالفي داشته باشد , به صراحت آن را عنوان
نكرده و در بوق و كرنا نمي كند. وي تلاش بسياري مي كند تا خانه تئاتر را
به جايگاه واقعي اش برساند.
عضو ديگر اين تركيب « آتيلا پسياني » است كه تخصص اصلي اش
بازيگري و بعد كارگرداني است . او گاهي نمايشنامه هم مي نويسد و از
ياران محمد چرم شير است . شايد اگر « چرم شير » هم به تركيب اين
شورا اضافه مي شد. يك گروه همگن , هم انديشه , همراه و... به وجود
مي آمد و از طرفي , كمبود نمايشنامه نويس اين شورا نيز رفع مي گرديد.
البته امجد يا رحمانيان نيز مي توانستند , اين پيكره را كامل كنند و تئاتر
را با اعتقادات و افكار خود , راهبري كنند!
به هر صورت حضور « آتيلا پسياني » شايد به سختگيري ها در
اجراي نمايش در تئاتر شهر كمك كند و اعتبار ويژه اي به اين مجموعه
بدهد , اما خطري كه احساس مي شود و شورا بايد به شدت از آن دوري
كند , اعمال سليقه در انتخاب نمايشهاست . همان چيزي كه متاسفانه در
دوره قبلي رخ داد و سمت و سوي آثار اجرايي به سمت استفاده مكرر از
حركات نامناسب , كلمات ركيك و... سوق پيدا كرد. مثلا حسين پاكدل
حامي سفت و سخت اجراي آثاري چون « دندون طلا » و « عشق آباد » در
مهمترين مركز تئاتر كشور (سالن اصلي تئاتر شهر) بود. او جذب
تماشاگر را مهمترين عنصر اصلي تئاتر مي دانست و با عنايت به اين
وجه , از نكات ديگري غافل مي ماند.
نكته مهم ديگري كه اين شورا بايد در نظر بگيرد , اعتبار تئاتر شهر
است . به نظر مي رسد كه تئاتر شهر بايد مركز اجراي تئاترهايي باشد كه
عوامل اجرايي آن تجربيات فراوان و امتحان پس داده , داشته باشند.
مثلا سالن اصلي و چهار سوي تئاتر شهر از ديرباز به عنوان سالن هايي
ويژه آثار بزرگان بوده و سالن شماره 2 نيز محل تجربيات جوانان و گاه
نمايش هاي كودك بوده است .
ويژه كردن سالن هاي اين مجموعه , يكي از مهمترين كارهايي است
كه اين شورا مي تواند انجام دهد و تئاتر شهر را از اين تمركز گرايي
شديد نجات دهد.
اميد مي رود اين شورا كه قطعا با مطالعه و دقت فراوان شكل گرفته و
انتخاب شده , به وظايف خود به نحو احسن عمل كند.

| |