روزنامه جمهوري اسلامي 26/03/1383 صفحه سياسي

نگاهي به قطعنامه شوراي امنيت درباره عراق
* دوران حكومت بوش , عصر طلائي رژيم صهيونيستي
نگاهي به قطعنامه شوراي امنيت درباره عراق



اشاره :
هفته گذشته شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه اي را در مورد كشور اشغال شده عراق به تصويب رساند. پيش نويس اين قطعنامه كه مشتمل بر 32 بند مي باشد توسط آمريكا و انگليس نوشته شده و با اصلاحات اندكي به تاييد اعضاي شوراي امنيت رسيده است .
روح اصلي قطعنامه مشروعيت دادن به ادامه حضور اشغالگران در عراق مي باشد . هر چند طبق بند 2 قطعنامه از نيروهاي اشغالگر خواسته شده كه در زمان معيني از عراق عقب نشيني كنند , اما اين امر برعهده دولت منتخب آمريكا گذاشته شده است .
در بند دوازدهم قطعنامه , مسئوليت تجديدنظر و بررسي وضعيت نيروهاي اشغالگر به دولت عراق واگذار شده است , يعني اين موضوع كاملا به عهده دولتي گذاشته شده كه خود منتخب اشغالگران است . از اين رو اين امر « اشغالگري به روش دمكراتيك » محسوب مي شود.
متن كامل قطعنامه به شرح زير از نظر خوانندگان مي گذرد :
1 ـ اين قطعنامه از تشكيل دولت مستقل عراق كه روز اول ماه ژوئن سال 2004 (يازدهم خرداد ماه 1383 ) فعاليت خود را آغاز مي كند و تا پايان ماه ژوئن (يازدهم تيرماه 1383 ) كليه اختيارات و مسئوليت ها به اين دولت واگذار مي شود , استقبال مي كند. دولتي كه براي دوره محدودي يعني تا زمان انتخاب دولت جديد توسط مردم و روي كار آمدن اين دولت كه دربندهاي بعدي به آن اشاره شده , فعاليت خواهد كرد.
2 ـ روز سي ام ژوئن سال 2004 (10 تيرماه 1383 ) اشغال عراق به پايان مي رسد و نيروهاي ائتلاف (اشغالگران ) شروع به عقب نشيني مي كنند و عراق استقلال كامل خود را بازمي يابد.
3 ـ قطعنامه حق مردم عراق براي انتخاب آزادانه ساختار سياسي كشورشان و در اختيار داشتن قدرت كامل و منابع طبيعي سرزمينشان را محترم مي شمارد.
4 ـ از برنامه زماني تعيين شده براي انتقال قدرت سياسي و روي كار آمدن دولت دمكراتيك به شرح زير استقبال مي كند.
الف ) شكل گيري و فعاليت دولت موقت عراق كه پس از 30 ژوئن 2004 (دهم تيرماه 1383 ) كار خود را آغاز مي كند و اختيار و مسئوليت كامل دارد.
ب ) تشكيل يك كنفرانس ملي كه در آن از كليه گروههاي عراقي نمايندگاني حضور خواهند داشت و بر روند سياسي اين كشور تاثير مي گذارند.
ج ) در صورت امكان برگزاري انتخابات دمكراتيك مستقيم تا روز 31 دسامبر سال 2004 (دهم دي ماه 1383 ) و در صورتي كه چنين اقدامي ممكن نبود اين انتخابات حداكثر تا تاريخ 31 ژانويه (يازدهم بهمن ماه 1383 ) برگزار شود . به اين ترتيب كار انتخاب دولت انتقالي و تهيه پيش نويس قانون اساسي عراق بايد تا پايان ماه دسامبر سال 2005 (دهم دي ماه سال 1384 ) به پايان برسد.
5 ـ قطعنامه از دولت عراق دعوت مي كند تا موضوع برگزاري يك نشست بين المللي براي حمايت و پشتيباني از روند فوق را پيگيري كند و همچنين از برگزاري چنين نشستي براي حمايت از عراق در انتقال قدرت و بازسازي سياسي به نفع مردم عراق و در جهت تثبيت اوضاع منطقه استقبال مي كند.
6 ـ از تمام مردم عراق مي خواهد تا اين روند را در كمال آرامش و صلح پيش برند و آن را بپذيرند و همچنين از كشورها و سازمانهاي مرتبط مي خواهد از اين روند حمايت و پشتيباني كنند.
7 ـ نماينده ويژه دبير كل سازمان ملل به درخواست دولت عراق و در جهت منافع مردم اين كشور بايد :
الف ) نقش محوري در اجراي امور زير به عهده بگيرد
در پيشبرد و همياري روند شكل گيري يك كنفرانس ملي براي انتخاب شوراي مشورتي كه اين امر در ماه جولاي سال 2004 (تيرماه 1383 ) صورت خواهد گرفت .
مشورت و حمايت از كميسيون مستقل انتخاباتي عراق , همچون دولت انتقالي و مجمع ملي حكومت انتقالي , براي برگزاري انتخابات .
پيشبرد مذاكرات ملي براي تهيه پيش نويس قانون اساسي توسط مردم عراق
مشورت با دولت عراق براي توسعه و بهبود خدمات شهري و عمومي .
همياري در روند بازسازي و توسعه كشور.
تلاش در جهت دفاع از حقوق بشر , آشتي ملي , اصلاح ساختار قضايي و حقوقي عراق با هدف تحكيم و تقويت جايگاه قانون در اين كشور.
حمايت و مشورت با دولت عراق در تصميم گيري ها.
8 ـ استقبال و حمايت از تلاش هاي دولت در جهت گسترش نيروهاي امنيتي , از جمله نيروهاي مسلح عراق كه زير نظر مقامات دولت انتقالي و جانشينان آنها فعاليت مي كنند و نقش فزاينده و پررنگ تري در تثبيت اوضاع اين كشور و بر قراري امنيت برعهده دارند.
9 ـ يادآور ميشود كه نيروهاي چند مليتي به درخواست دولت موقت عراق به فعاليت خود در اين كشور ادامه مي دهند و اين نيروها براساس قطعنامه 1511 شوراي امنيت سازماندهي و مديريت مي شوند.
10 ـ نيروهاي چند مليتي اختيار اخذ كليه تصميمات ضروري در زمينه امنيت و ثبات عراق را دارا هستند. اين در حالي است كه در اظهار نظرها و در خواست هايي كه در مورد اين قطعنامه صورت گرفته به مسئله امنيت , تروريسم و... اشاره داشته و لزوم توجه به اين موضوعات از سوي نيروهاي چند مليتي را پررنگ تر كرده است .
11 ـ از هماهنگي و تعامل دولت انتقالي و نيروهاي چند مليتي حمايت مي كند. همچنين دولت عراق مي تواند نيروهاي امنيتي اين كشور را براي مشاركت در عمليات نيروهاي چند مليتي مديريت كند. بر اين اساس , همكاري اين دو در تصميم گيري پيرامون عمليات حساس تضمين مي شود.
12 ـ تجديد نظر و بررسي وضعيت نيروهاي چند مليتي در عراق بايد به درخواست دولت عراق يا 12 ماه پس از تصويب اين قطعنامه صورت بگيرد و حضور اين نيروها با تكميل روند سياسي عراق و براساس بند چهارم اين قطعنامه خاتمه مي يابد. گفتني است در صورت درخواست دولت عراق نيروهاي چند مليتي از اين كشور خارج مي شوند.
13 ـ خاطرنشان مي سازد كه طبق اظهارات وزير خارجه آمريكا نيروهاي چند مليتي كه فرماندهي واحد دارند براي تامين امنيت حضور سازمان ملل در عراق فعاليت خواهند كرد.
همچنين يادآور مي شود كه تامين امنيت كاركنان سازمان ملل در عراق نيازمند منابع قابل توجه است و از اعضاي عضو و سازمان هاي مرتبط مي خواهد كه در جهت تامين اين منابع تلاش كنند.
14 ـ يادآور ميشود كه نيروهاي چند مليتي علاوه بر فعاليت هاي ديگر به بازسازي نيروها و نهادهاي امنيتي عراق براساس برنامه تجديد قوا , آموزش , تجهيز و مديريت خواهند پرداخت .
15 ـ از اعضاي عضو , جامعه جهاني و سازمان هاي منطقه مي خواهد كه نيروهاي چند مليتي را با نيروهاي نظامي خود , با توافق دولت عراق و در جهت تامين نيازهاي امنيتي مردم اين كشور , حمايت كنند.
16 ـ بر اهميت توسعه و تقويت پليس كارآمد , نيروهاي مرزي , نيروهاي حفاظتي زير نظر وزارت كشور تاكيد مي كند و همچنين در مورد خدمات حفاظتي ديگر وزارتخانه هاي عراق براي قانونگذاري و ديگر امور مرتبط دخالت خواهند داشت . همچنين از كشورهاي عضو و سازمان هاي بين المللي درخواست مي شود كه در جهت ساخت اين نهادها تلاش كنند.
17 ـ كليه فعاليتهاي تروريستي در عراق را محكوم مي كند . برپايبندي كشورهاي عضو به قطعنامه هاي شماره 1373 (28 ژانويه 2001 ـ هشتم بهمن ماه 1380 ) , 1267 (15 اكتبر 1999 ـ 23 مهرماه 1378 ) , 1333 (19 دسامبر 2000 ـ 28 آذر ماه 1379 ) , 1390 (16 ژانويه 2002 ـ 26 ديماه 1381 ) , 1455 (17 ژانويه 2003 ـ 27 ديماه 1382 ) , و 1526 (30 ژانويه 2003 ـ دهم بهمن ماه 1382 ) و ديگر تعهدات و پيمان هاي بين المللي در مورد موضع گيري در قبال فعاليتهاي تروريستي عليه سرزمين و ملت عراق و رفت و آمد تروريست ها و نقل و انتقال تجهيزات نظامي آنها و همچنين فروش اسلحه و حمايت هاي مالي از اين گروه ها , تاكيد دارد. همچنين بر اهميت همكاري كشورهاي منطقه و مخصوصا همسايگان عراق در اين زمينه تاكيد مي كند.
18 ـ يادآوري مي كند كه دولت عراق در تعاملات بين المللي براي ياري رساندن به اين كشور نقش اصلي را ايفا مي كند.
19 ـ از تلاش هاي كشورهاي عضو و سازمان هاي بين المللي در جهت حمايت از دولت جديد در زمينه تامين نيازهاي تكنيكي و تخصصي براي بازسازي اين كشور استقبال مي كند.
20 ـ برخواست خود از كشورهاي عضو , نهادهاي مالي بين المللي و ديگر سازمان ها مبني بر تقويت تلاش هايشان براي كمك به مردم عراق به منظور بازسازي و توسعه اقتصاد اين كشور و همچنين تامين نيازهاي كارشناسي و منابع ضروري و برنامه جمع آوري كمك هاي بين المللي پافشاري مي كند.
21 ـ محدوديت ها و ممنوعيت هاي قانوني كه در مورد فروش و تامين اسلحه و تجهيزات نظامي براساس قطعنامه هاي پيشين وضع شده بود , در مورد تجهيزات مورد نياز دولت عراق و نيروهاي چند مليتي اجرا نخواهد شد. همچنين اين قطعنامه بر پايبندي كليه كشورها به اين موضوع تاكيد دارد و نقش حساس همسايگان عراق را يادآوري مي كند.
22 ـ يادآوري مي شود كه بند فوق منافاتي با تعهدات كشورهاي مندرج در بندهاي 8 تا 12 قطعنامه 678 سال 1991 (سال 1370 ) , بند 3 قطعنامه 707 ندارد . همچنين بر مورد توجه قرار گرفتن موضوع فعاليت نظارتي و مديريتي سازمان ملل , كميسيون كارشناسي و آژانس بين المللي انرژي اتمي تاكيد دارد.
23 ـ از كشورهاي عضو و سازمان هاي بين المللي مي خواهد تا درخواست هاي مبني بر تلاش براي بازگرداندن نظاميان و شبه نظاميان سابق به جامعه را پاسخ گويند.
24 ـ متذكر مي شود كه مديريت منابع مالي عراق در اختيار دولت اين كشور قرار خواهد گرفت . منابع مالي كه براي بازسازي و توسعه عراق فراهم شده بايد براساس برنامه اي شفاف و حساب شده همچون برنامه بودجه صرف شود. توليد و صادرات نفت عراق و استفاده از درآمد آن همچنان براساس قطعنامه 1483 سال 2003 (سال 1382 ) ادامه مي يابد و همچنين هيات نظارت بين المللي بر منابع مالي برنامه بازسازي نظارت خواهد داشت . بند 21 قطعنامه 1483 نيز در اين مورد كارآيي دارد.
25 ـ تجديدنظر و بررسي فعاليت هيات نظارت بين الملل به درخواست دولت انتقالي عراق يا 12 ماه پس از تصويب اين قطعنامه مي تواند صورت گيرد و فعاليت اين گروه پس از تكميل روند سياسي عراق متوقف مي شود.
26 ـ پس از پايان فعاليت مقامات ائتلاف در عراق مقامات دولت اين كشور و جانشينانشان بايد به كليه قوانين , تعهدات و مسئوليت هاي مرتبط با برنامه نفت در برابر غذا پايبند باشند. همچنين دولت انتقالي بايد ظرف مدت 120 روز پس از تصويب اين قطعنامه مسئوليت مديريت تبادلات براساس قراردادهاي گذشته را بپذيرد و تعهدات عراق را تقبل كند.
27 ـ بند 22 قطعنامه 1483 بايد همچنان اجرا شود . البته موضوع مصونيت كه در اين بند به آن اشاره شده اجرا نخواهد شد.
28 ـ از همكاري وام دهندگان , از جمله اعضاي باشگاه پاريس , مي خواهد تا در جهت كاهش بدهي هاي عراق تلاش كنند. همچنين از كشورهاي عضو مي خواهد تا از روند بازسازي عراق حمايت كنند و از نهادهاي مالي بين المللي نيز درخواست مي كند كه در جهت كمك به اين كشور از هيچ كمكي دريغ نكنند و تسهيلات مالي در اختيار آن قرار دهند.
29 ـ تعهدات كشورهاي عضو براي مسدود ساختن دارايي هاي دولت عراق طبق بندهاي 19 و 23 قطعنامه 1483 و 1518 سال 2003 (سال 1382 ) را لغو مي كند .
30 ـ از دبيركل سازمان ملل مي خواهد تا سه ماه پس از تصويب اين قطعنامه گزارشي در مورد فعاليت اين سازمان در عراق و روند بازسازي اين كشور و برگزاري انتخابات منتشر كند.
31 ـ از ايالات متحده آمريكا , به عنوان نماينده نيروهاي چندمليتي , مي خواهد كه ظرف سه ماه پس از تصويب اين قطعنامه در مورد فعاليت اين نيروها و وضعيت عراق به شوراي امنيت گزارش دهد.
32 ـ بر ادامه پيگيريها در مورد وضعيت عراق تاكيد مي كند.
در بند دوازدهم قطعنامه مسئوليت تجديدنظر و بررسي وضعيت نيروهاي اشغالگر عراق به دولت موقت اين كشور واگذار شده , همان دولتي كه خود منتخب اشغالگران است

دوران حكومت بوش , عصر طلائي رژيم صهيونيستي




مقدمه :
دوران حكومت بوش و محافظه كاران جديد دوراني طلايي براي رژيم صهيونيستي محسوب مي شود. شايد به جرئت بتوان گفت كه در طول تاريخ روابط دو كشور , اسرائيل تا اين حد از رابطه با آمريكا سود نبرده است . دليل اين مسئله , نه تنها پيامدهاي حادثه 20 شهريور 1380 , بلكه ديدگاه دولت بوش نسبت به اسرائيل است كه بر ارزشهاي مسيحي و اعتقادات بوش و دستيارانش مبتني مي باشد. وي در همان بدو ورود به كاخ سفيد , موضع گيري بسيار جانب دارانه خود را به سود رژيم اشغالگر قدس , آشكارا اعلام كرد :
« ترديد دارم كه عرفات به مذاكره صادقانه اي با اسرائيل براي اجراي گزارش جورج مايكل تمايل داشته باشد. وي بايد ثابت كند كه واقعا , به مذاكرات صلح و پايان دادن به خشونت معتقد است » .
بدين ترتيب , او دست اسرائيل را براي اجراي هرگونه اقدامي كه در مقابله با انتفاضه دوم صلاح مي داند , باز گذاشته است . از سوي ديگر , شكافي كه در روابط حسنه اسرئيل و آمريكا پيش آمد و با خوش بيني , تحت عنوان خردگرايي سياست خارجي آمريكا در قبال منازعه اعراب و اسرائيل از آن نام برده شد و در اصل سرابي بيش نبود , به سرعت ترميم شد.
شايد بتوان كمكهاي مداوم مالي و اقتصادي آمريكا را به اسرائيل مهم ترين بخش حمايتهاي واشنگتن از تل آويو طي نيم قرن گذشته دانست . رويه اي كه با كمترين ممانعت و با سهولت بيشتر در دروان بوش پسر همچنان ادامه يافته است . براي نمونه , در بودجه 1382 , دويست ميليون دلار به صندوق اضطراري امنيت اسرائيل به منظور تامين مسائل دفاعي و تسهيلات ضدتروريستي اختصاص يافت كه اعتراض كشورهاي عرب و گروههاي آمريكايي عرب را برانگيخت . افزون بر آن , مبلغ شصت ميليون دلار نيز براي اسكان مجدد يهوديان آواره در اسرائيل و ده ميليون دلار هم براي دولت لبنان به منظور كمك به برقراري امنيت در جنوب لبنان و كنترل حزب الله اختصاص داده شد.
همچنين , دولت بوش در اقدام كم سابقه اي اعطاي مبلغ هنگفت ده ميليارد دلار را براي كمك به اقتصاد اسرائيل وعده داده است .
از سوي ديگر , در بحث مربوط به بيت المقدس نيز , كنگره بر تعهد خود مبني بر انتقال سفارت آمريكا به بيت المقدس تاكيد و بر اساس قانون عمومي مصوب 1374 از بوش درخواست كرده است تا هرچه سريع تر , پروسه انتقال سفارت آمريكا به بيت المقدس را آغاز كند. اين در حالي است كه اين قانون و درخواست كنگره اصولا , با قطع نامه هاي سازمان ملل در مورد بيت المقدس , به ويژه قطع نامه 181 , قطع نامه تفكيك فلسطين , كه در آن , يك رژيم بين المللي براي فلسطين منظور شده است , تعارض دارد. به عبارت ديگر , ايالات متحده با اين عمل , آشكارا قطع نامه هاي سازمان ملل را نقض كرده است .
همچنين , ايالات متحده در دوران بوش كوشيد تا روابط كشورهاي جهان با اسرائيل را هرچه بيشتر بهبود بخشد. در اين زمينه , كنگره طي گزارشي اعلام كرد :
1 ) اسرائيل دوست و متحد ايالات متحده است و امنيت اين كشور براي ثبات منطقه و منافع ايالات متحده حياتي مي باشد.
2 ) اسرائيل هم اكنون با 160 كشور جهان روابط ديپلماتيك دارد و تنها حدود سي كشور با آن روابط ديپلماتيك ندارند.
3 ) اسرائيل به طور فعال در صدد برقراري روابط رسمي با تعدادي از كشورهايي است كه با اين كشور رابطه اي ندارد
4 ) ايالات متحده بايد به اين متحد خود (اسرائيل ) در راه تلاش براي گسترش روابط ديپلماتيك كمك و از آن حمايت كند.
5 ) بعد از گذشت بيش از پنجاه سال از موجوديت اسرائيل , اين كشور استحقاق دارد تا با او همانند ملتي برابر با ساير ملتها , از سوي همسايگان و جامعه جهاني رفتار شود.
كنگره در بخش ديگري از گزارش خود , شصت روز به وزارت خارجه آمريكا مهلت داد تا اقدامات لازم را در اين راستا انجام دهد. بدين ترتيب كه از كشورها در اين باره پرسش و

تقاضاي پاسخ مناسب كند. شايد تطميع پاكستان از سوي آمريكا و به دنبال آن , اظهارات اسلام آباد مبني بر آمادگي براي شناسايي اسرائيل و گسترش روابط ديپلماتيك با اين كشور , با توجه به اين گزارش و درخواست كنگره , قابل درك باشد.
اما شايد برداشتن مشكلي به نام حكومت صدام مهم ترين خدمت بوش پسر به اسرائيل بود كه حتي مي توان آن را بالاتر از خدمت كارتر در كمك به انعقاد پيمان صلح كمپ ديويد و رفع خطري به نام مصر , ارزيابي كرد. اسرائيل تنها زماني آسوده خاطر خواهد بود و در شهر بيت المقدس كه صهيونيستها آن را پايتخت سرزمين موعود به حساب مي آورند , استقرار خواهد يافت كه اثري از بغداد ـ كه آن را نماد و قدرت اعراب به حساب مي آورند ـ باقي نماند , زيرا , كيسينجر و همفكران او معتقد بودند كه عراق اسرائيل را بد خواب كرده است , به ويژه اينكه عراق برنامه هاي هسته اي را نيز دنبال مي كند و بدين ترتيب مي تواند امنيت اسرائيل را تهديد نمايد.
به اعتقاد پاتريك سيل , نويسنده انگليسي و صاحب نظر در مسائل خاورميانه , موقعيت عراق به عنوان تهديدكننده اسرائيل از آن زمان تثبيت شد كه رهبران عراق به خود جرئت دادند و در جريان جنگ سال 1369 با كويت , اسرائيل را هدف حملات موشكي قرار دادند. از همان زمان نيز , برداشتن صدام در صدر اولويتهاي استراتژيك نخبگان افراطي دستگاه سياست خارجي آمريكا و طرفداران صهيونيستها همچون ولفو ويتز قرار گرفت . كالين پاول پيش از جنگ با عراق , آشكارا اعلام كرد كه هدف از اين جنگ سرنگوني نظام حاكم بر عراق , تجديد ساختار نقشه خاورميانه و بسته شدن پرونده فلسطين است .
شائول موفاز , وزير دفاع اسرائيل , طي يك سخنراني در نشست روساي سازمانهاي يهودي اظهار كرد : « ما در تجديد ساختار خاورميانه در روزهاي پس از پايان جنگ نفع بزرگي داريم » . در نهايت , نيز به لطف بوش و تيم جنگي وي , اين آرزو براي اسرائيل به تحقق پيوست .
درباره هدف سوم , يعني بسته شدن پرونده فلسطين , بايد يادآور شد كه آمريكا با ارائه طرح صلح نقشه راه و اعمال فشار براي تحميل آن , در صدد تحقق عملي اين امر است . اين طرح سه مرحله اي كه چندي پيش , كميته چهارجانبه صلح خاورميانه متشكل از روسيه , سازمان ملل , آمريكا و اتحاديه اروپا آن را تصويب كرد , بر تشكيل كشور مستقل فلسطيني تا سال 1384 خلع سلاح گروههاي مبارز فلسطيني و عقب نشيني اسرائيل به مرزهاي پيش از سپتامبر سال 1379 , يعني زمان آغاز انتفاضه دوم (مسجدالاقصي ) , تاكيد دارد. در اين طرح , كه با ادعاي برقراري صلح در منطقه حساس و استراتژيك خاورميانه پايه ريزي شده است , بازگشت آوارگان فلسطيني و مسئله زمين به منزله مهم ترين خواسته ملت فلسطين , درنظر گرفته نشده است . اين طرح در سه مرحله پيش بيني شده و مهم ترين محورهاي هر مرحله عبارت اند از :
مرحله نخست (تا ماه ارديبهشت 1382 ) : پايان خشونت , عادي شدن زندگي فلسطينيان و اصلاح ساختار سياسي آنها , عقب نشيني اسرائيل و پايان شهرك سازي و برگزاري انتخابات فلسطين .
مرحله دوم (خرداد تا آذر 1383 ) : تشكيل يك دولت مستقل فلسطيني , برگزاري يك كنفرانس بين المللي براي ايجاد نظارت بر اجراي طرح صلح نقشه راه .
مرجله سوم از سال (1383 تا 1384 ) برگزاري دومين كنفرانس بين المللي , امضاي توافق نامه دايمي ميان دوطرف و پايان درگيري , توافق بر سر مرزهاي نهايي بيت المقدس , پناهندگان و شهركها و در نهايت , موافقت دولتهاي عرب براي صلح با اسرائيل .
هم اكنون , دولت بوش تمام فشار خود را در محيط جديد سياسي خاورميانه بر حكومت خودگردان اعمال مي كند تا فلسطينيان را به حداقل امتيازات راضي نمايد و امنيت را كه دغدغه نيم قرن اسرائيل بوده است , براي رژيم صهيونيستي به ارمغان آورد. به همين دليل , بوش براي فراهم كردن زمينه هاي موفقيت اين طرح در نخستين قدم اعلام كرد كه با عرفات مذاكره نمي كند و شرط دفاع او از طرح صلح اين است كه دولت جديدي دردولت فلسطينيان , ملت فلسطين را نمايندگي كند. بدين ترتيب , انتخاب محمود عباس به عنوان نخست وزيري كه قرار بود در مذاكرات صلح از طرف فلسطينيان شركت كند , دقيقا هدفمند و هم جهت با فشار دولت بوش بود. آمريكا , تنها به انتصاب محمودعباس به پست نخست وزيري بسنده نكرد و تغييرات بيشتري را در حكومت خودگردان خواهان بود , به طوري كه به فشار خود براي انتصاب محمود حلان به پست وزارت كشور ادامه داد. موضوعي كه عرفات با آن مخالف بود و در نهايت , در اثر فشار آمريكا , محمود عباس وي را برخلاف ميل عرفات با لطايف الحيل به اين پست رسانيد. در همين راستا , دولت بوش هيچ گاه كتمان نكرد كه قصد دارد عرفات را از صحنه كنار بگذارد , مسئله اي كه در دولتهاي پيشين ايالات متحده سابقه نداشت . درواقع , اقدام آمريكاييان در پس گرفتن شناسايي ياسرعرفات به عنوان رهبر و سمبل مبارزات فلسطينيان , آخرين ترفندي بود كه با هماهنگي اسرائيل به مرحله اجرا درآمد. در اين ارستا , آمريكاييان توهين و تحقير رسمي نسبت به رهبر فلسطينيان را آغاز كردند و اسرائيليها نيز مقر رهبر دولت خودمختار را هدف قرار دادند و آن را ويران كردند. در واقع , با موافقت ضمني ايالات متحده , رژيم صهيونيستي به خود اجازه داد رهبر دولت خودگردان فلسطين را در مقر حكومت محاصره كند. نكته جالب و در خور تامل اينكه , از نظر افراط گرايان دولت بوش , اين طرح (نقشه راه ) به دليل آنكه كمتر از حد توقع آنان , منافع صهيونيستها را درنظر گرفته است , مناسب نيست . درواقع , بيشتر نگراني آنها اين است كه نقشه راه , امنيت اسرائيل را به خطر مي اندازد , به طوري كه گفته مي شود آنها مي كوشند آن را متوقف كنند.
كانداليزا رايس , مشاور امنيت ملي بوش , اخيرا , در يك سخنراني , نقشه راه را طرح خوبي براي مذاكره ندانست , چرا كه از نظر وي , اين امر اسرائيل را مقيد مي كند تا هم زمان با اقدامات مثبت فلسطينيان , دست به اقدامات مشابهي بزند. نه تنها به عقيده خانم رايس , بلكه به باور تعداد زيادي از نمايندگان كنگره آمريكا , اين فلسطينيان هستند كه بايد نخست , امتيازات متعددي به اسرائيل بدهند تا مذاكرات صلح بر مبناي نقشه راه آغاز شود. در نامه اي كه در همين ارتباط با امضاي 87 نفر از 100 نماينده مجلس سنا و 297 نفر از 345 نمايندگان كنگره آمريكا رسيده , به دولت بوش هشدار داده شده است كه از هرگونه اعمال فشار به اسرائيل كه هدف آن امتيازدهي اوليه و متقابل دولت شارون به فلسطينيان باشد , دوري كند.
بنابراين , با توجه به شواهد موجود , به نظر مي رسد كه در راستاي اجراي اين طرح , دولت بوش تمام فشار خود را تنها بر دولت خودگردان فلسطين عرفات و مردم فلسطين وارد خواهد آورد و تنها اعمال فشار ممكن بر رژيم صهيونيستي تهديد به تعويق در تحويل وام ده ميليارد دلاري است كه البته , آن هم عملي نخواهد شد.
به نقل از نشريه نگاه ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
برداشتن مشكلي به نام « حكومت صدام » مهم ترين خدمت بوش پسر به اسرائيل بود كه حتي مي توان آن را بالاتر از خدمت كارتر در كمك به انعقاد پيمان كمپ ديويد و رفع خطر مصر براي رژيم صهيونيستي ارزيابي كرد.
طرح « نقشه راه » به دليل آنكه كمتر از حد توقع كنگره و دولت آمريكا , منافع صهيونيستها را درنظر گرفته است مناسب تشخيص داده نشده و آنها مي كوشند كه طرح متوقف شود
آمريكا در دوران بوش پسر كوشيده است تا روابط كشورهاي جهان با اسرائيل را هرچه بيشتر بهبود بخشد
كمكهاي مداوم مالي و اقتصادي آمريكا به اسرائيل , مهم ترين بخش حمايتهاي واشنگتن از تل آويو طي نيم قرن گذشته است