روزنامه جمهوري اسلامي 26/03/1383 صفحه مقالات
نظارت و ارزيابي , حلقه مفقوده بهره وري


دكتر محسن رسوليان
قسمت دوم و پاياني
اشاره
اول خرداد هر سال را روز بهره وري نام نهاده اند. چند سالي است كه در اين ايام شاخصهاي بهره وري سازمانهاي مختلف در ايران مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد. اگر چه تدوين شاخص ها و اندازه گيري آنها , به عنوان گامهاي اوليه چرخه بهره وري ضروري است , اما بهبود مستمر آن در گرو اعمال نظارت و ارزيابي است . در اين مقاله نظارت و ارزيابي از ديدگاه اسلام به صورت فشرده مورد بحث قرار گرفته است . از آنجا كه نظارت و ارزيابي از ديدگاههاي گوناگون مورد توجه و علاقه بوده است , مكاتب مختلف مديريت بر اعمال آن اتفاق نظر دارند. در چارچوب اين بحث , مفاهيم كلي نظارت و ارزيابي در قرآن , نظارت و ارزيابي در سيره پيامبر اسلام (ص ) و ساير پيامبران , نظارت و ارزيابي در سيره اميرالمومنين علي (ع ) و قانون اساسي جمهوري اسلامي به عنوان الگوهاي اساسي رفتار و عملكرد مديران اسلامي مورد توجه قرار گرفته است .
انتظار مردم ازعملكرد مديران در نظام جمهوري اسلامي و لزوم مديريت مجموعه ها و سازمانها به گونه اي كه با دستورات شرع مقدس اسلام منافات نداشته باشد , ضرورت بحث در اين چارچوب را مضاعف نموده است .
نظارت و ارزيابي در سيره علي (ع )
بعد از رحلت حضرت محمد(ص ) و در دوران خلافت امير مومنان , الگوهاي نظارتي جالب توجهي در سيره حضرت علي (ع ) وجود دارد كه حائز اهميت است . در اين قسمت برداشتهايي از اين نمونه ذكر مي گردد.
الف ) دلايل لزوم نظارت
1 ـ شريك بودن مسئولين بالاتر در اعمال زير دستان
حضرت علي (ع ) در نامه اي به عبدلله بن عباس حاكم بصره مي نويسد :
و قد بلغني تنمرك لبني تميم و غلظتك عليهم ... فاربع اباالعباس رحمك الله في ماجري علي لسانك و يدك من خير و شر فانا شريكان في ذالك « مرا گفتند كه با بني تميم بدخويي آغاز نهاده و درباره آنها دشمني روا داشته اي . پس پسر عبدالله خدايت بيامرزد. سختي عنان , باز كش كه آنچه از نيك و بد كه به دلت و به مردم مي رود , ما نيز در آن شريكيم (21 ) .
ونيز خطاب به يكي از عمالش فرمودند :
اما بعد فاني كنت اشركتك في اماناتي و جعلتك شعاري وبطاعتي و لم ... و لاالامانه اديت « پس از ستايش خدا و سلام بر حضرت مصطفي , من تو را در امانت خويش شريك گرداندم و بسان آستر جامه ام گردانيدم . هيچكدام از خويشان و بستگانم در درستكاري و امانت داري در نزد من مانند توامين نبودند. پس تو همين كه ديدي روزگار بر عموزاده ات تنگ آمد و دشمن بر او خشمناك شد , امانت مردم تباه گشت و اين قوم گستاخ و پراكنده شدند. به پسر عمويت پشت نمودي و همراه دوري كنندگان او از من دوري نمودي و به ياري خائنان در حق من خيانت ورزيدي . پس نه به پسر عمويت همراهي كردي و نه امانت را ادا نمودي (22 ) » .
2 ـ تصميم گيري در خصوص واگذاري مجدد مسئوليت
چنانچه مسئوليتي به شخصي واگذار شد , لازم است درباره ادامه مسئوليت توسط همان فرد و يا واگذاري آن به شخص ديگر , نظارت و ارزيابي مستمر انجام شود. حضرت علي (ع ) در ادامه همان نامه به عبدالله ابن عباس چنين مي نويسد :
و كن عند صالح ظني بك , و لا يفيلن رايي فيك (23 ) « خويش را نزد گمان شايسته من نسبت به خودت درآر و عقيده مرا درباره ات سست منماي » .
3 ـ جلوگيري از خيانت و ظلم به اسلام و مردم
از نظر حضرت علي (ع ) شايد بهترين دليل اعمال نظارت و ارزيابي , جلوگيري از تعدي مديران جامعه نسبت به مردم قلمداد شده , زيرا در بسياري از نامه هايي كه به واليان و حكام بلاد نوشته شده است سرلوحه آنان تذكر و برائت جستن مديران از ظلم و خيانت قرار گرفته است . در اينجا به برخي از اين نامه ها اشاره مي كنيم .
و من استهان بالامانه و رتع في الخيانه و لم ينزه نفسه و دينه عنها فقد احل بنفسه في الد نيا الخزي و هو في الآخره اذل و اخزي و ان اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش الائمه « و هر آنكه امانت را خوار شمرد و خيانت را چراگاه خودش قرار داد , خودش و دينش را از آن خيانت پاكيزه ننمود. بديهي است چنين كسي رسوايي جهان را به خودش راه داده و اين كس در آن جهان خوارتر و رسواتر است . به راستي كه بزرگترين خيانت , خيانت امت است و زشت ترين غشها و آميختگيها , غش و چشم پوشي پيشوايان است (24 ) » .
و اني اقسم بالله قسما صادقا لئن بلغني انك خنت من في المسلمين شيئا صغيرا او كبيرا لاشدن عليك ... « من به خدا سوگند مي خورم , سوگندي درست و راست كه اگر بشنوم كه تو در مال و خراج مسلمين به چيزي كوچك يا بزرگ خيانت روا داشته اي البته بر تو حمله برده و سخت خواهم گرفت (25 ) » .
و ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه و انت مسترعي لمن فوقك . ليس لك ان تفتات في رعيه و لا تخاطر الابوثيقه « اگر تو در محيط فرمانداري هستي معنايش آن نخواهد بود كه ديده طمع در ثروت مردم بدوزي , بلكه سفارت آن ديار به سان امانت و سپرده اي در گردن توست كه بايد در حمايت و حراستش ايمن باشي . تو در مقابل مافوق خويش پاسدار و نگهباني بيش نخواهي بود. پس در اين صورت سزاوار نيست كه بدون مشورت مافوق خود در كار رعيت خودسرانه اقدام به كار بنمايي . تو نبايد دست به كاري مهم كه شايان توجه است بزني مگر اينكه به فرماني كه دريافت داري استناد كني (26 ) » .
وكانك لم تكن الله تريد بجهادك و كانك لم ... الي اهلك تراثك من ابيك و امك « و گويا تو با كوشش خود , خدا را از نظر دور داشتي و گويا تو به پروردگارت بر حجت و دليلي نبودي و مثل آن ماند كه تو با اين مردم , حيله بكار مي بردي و قصد داشتي آنان را از جهت دارائيشان فريب دهي . اما به محض آنكه در اين خيانت كارت بالا گرفت , شتابزده از جاي بلند شدي و آنچه كه آنها براي بيوه زنان و يتيمانشان پس انداز كرده بودند بسان گرگي تند پا كه ران زنيمه جاني را در يك لحظه بربايد , ثروت و دارايي آنان را ربودي و آنگاه با شادي آن مكنت را با سينه اي باز و گردني افراخته به حجاز بردي و از اين گناه هيچ شرمت نيامد. اف بر تو. مگر ثروت مردم ميراث پدر و مادرت بود كه خويش را موظف دانستي آن را بستاني و نزد خويشان و خانواده خويش ببري (27 ) » .
4 ـ انجام دقيق كارها و اطمينان از آن
در اين خصوص ديدگاه حضرت علي (ع ) در زمينه تقسيم كار و اطمينان از انجام صحيح آن كه با نظارت تحقق مي يابد به طرز جالبي خطاب به امام حسن (ع ) بيان شده است .
واجعل لكل انسان من خدمك عمدا تاخذه به فانه احري ان لا يتواكلوا في خدمتك « براي هر يك از خدمتكارانات كاري معين كن كه از آن كارش بازپرسي و مواخذه كني چانچه سزد خدمتت را هر يك به ديگري بازنگذارند(28 ) » .
ب ) روش ارزيابي و نظارت در سيره اميرالمومنين
در بررسي سيره علوي در زمينه ارزيابي و نظارت مي توان استنباط نمود كه آن حضرت در چارچوب ذيل عمل مي نموده است :
1 ) كسب خبر : چنانكه در برخي نامه ها اين موضوع قيد شده است . حضرت علي (ع ) در نامه اي خطاب به يكي از كاركنانش مي فرمايد : اما بعد فقد بلغني ... و اكلت ما تحت يديك « پس از ستايش خداوند عالم و پيغمبر خاتم , مرا از تو خبري رسيده است كه اگر تو انجام داده باشي , البته پروردگارت را خشمگين ساخته و پيشوايت را نافرماني كرده اي . امانتت را خوار پنداشته اي و(آن خبر اين است كه ) به من رسيده كه تو زمين را برهنه ساخته و هر چه زير پاي و دو دستت بوده , گرفته و خورده اي (29 ) » .
در نامه اي ديگر خطاب به يكي از فرمانداران مي نويسند : بلغني انك ا مر ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و اغضبت امامك « به من خبري داده اند كه اگر راست باشد و تو آنچنان باشي كه به من گفته اند , همين خشم خداوند را عليه خويش برانگيخته اي و هم پيشواي خويش را برآشفته نموده اي (30 ) » .
آنچه را كه در نامه ديگري به « عثمان بن حنيف انصاري » نوشته اند , نمايانگر روش نظارتي حضرت علي (ع ) مي باشد. فقدبلغني ان رجلا من فتيه ... وجوهه فنل منه « اي پسر حنيف , به من خبر داده اند كه يكي از جوانهاي اهل بصره تو را به شام و شب عروسي خود دعوت كرده است . تو با شتاب و مشتاق بدان سور و مهماني رو كرده اي . شنيدم كه سفره الوان گسترده و خورشهاي زيادي با قدحهاي شراب گوارا برايت آراسته بودند. در صورتيكه من فكر مي كردم تو ازمهماني و جشن مردمي كه ثروتمندان و توانگرانشان , نيازمند و فقير را از خويش با خواري دور مي سازند نمي روي (31 ) » .
2 ) نظارت پنهان
در رابطه با نظارت پنهان نيز در نامه خود به مالك اشترفرمايد : ثم تفقد اعها لهم و ابعث .... و الرفق بالرعيه « سپس با فرستادن ماموران مخفي , راستگو و با وفا كارهاي آنان را زير نظر بگير , زيرا بازرسي مداوم و پنهاني سبب مي شود كه آنها به امانت داري و مدارا كردن به زيردستان ترغيب شوند(32 ) » .
همچنين در جاي ديگر مي فرمايد : فان احد منهم بسط ... عارالتهمه « اگر يكي از آنها دست به خيانت زد و ماموران سري تو متفقا چنين گزارشي را دادند , به همين مقدار از شهادت قناعت كن و او را زير تازيانه كيفر بگير و به مقدار خيانتي كه انجام داده او را كيفر بنما. سپس وي را در مقام خواري ومذلت بنشان و نشانه خيانت را بر او بنه و گردنبند ننگ و تهمت را گردنش بيفكن و او را به جامعه معرفي كن (33 ) » .
3 ) ارزيابي و تصميم گيري
ارزيابي و تصميم گيري توسط آن حضرت به يكي از طريق ذيل انجام مي پذيرفته است :
ارزيابي و تذكر به خداترسي :
يادآوري احكام الهي و حساب كشي در آخرت و سپس اعمال نظارت مجدد. اما تومن بالمعاد او مالله الا دخل النار. « و عجبا , مگر تو به معاد ايمان نداري و از گير و دار حساب آن روز بازپرسي نمي ترسي با تو سخن مي گويم , با تويي كه در نزد ما از خردمندان به شمار مي آمدي . چگونه خوردن و آشاميدن آن مال را جايز و گوارا داني با اينكه مي داني حرام مي خوري و حرام مي آشامي .... پس از خدا بترس و مالهاي اين گروه را به خود آنان بازگردان و اگر چنين نكني , خدا مرا به تو مسلط سازد. دستم به تو رسد با همان شمشيري كه بر تن هر كسي فرود آمد در آتش مرگ سوخت . در يك لحظه بند از بندت جدا سازم (34 ) » .
و انظر الي ما اجتمع عندك من مال الله « به آنچه كه در نزدت گرد آوري مي گردد با دقت نظارت كن » .
و در نامه اي خطاب به ابن حنيف مي نويسد : فاتق الله يابن حنيف و التكفك اقراصك ليكون من النار خلاصك « پس اي پسر حنيف , از خدا بترس , شكمراني نكن و با چند قرص نان حلال خود بساز تا از آتش دوزخ رهايي يابي (35 ) » . در سخن ديگري مي فرمايد : « هر كس سرپرستي گروهي را به عهده گيرد و در كار آنها به امانت و نصيحت رفتار نكند , رحمت خدا كه شامل همه چيز است به او نمي رسد(36 ) » .
ان شر وزرائك من كان للاشرار قبلك وزيرا و من شركهم في الاثام فلا يكونن لك بطانه « اي مالك بدترين وزيران تو آن وزيري است كه در دستگاه اشرار پيش از تو وزرات داشته و در زشت كاريها با آنان شركت ورزيده اند. نكند كه چنين كس از جانب تو مصدر امري گردد(37 ) » .
ارزيابي و حساب كشي و مواخذه :
در مورد حساب كشي و مواخذه از زير دستان مي فرمايد : فارفع الي حسابك و الم ان حساب الله اعظم من حساب الناس « حساب خود را براي من بفرست و بدان كه حساب كشيدن خدا از حساب كشيدن مردم بزرگتر است (38 ) » .
ارزيابي و توبيخ در حد تخلف در صورت احراز تخلف
اما بعد فا ن تضييع المر ما ولي و تكلفه ما كفي لعجز حاضر وراي متبر و ان تعاطيك الغاره علي اهل قرقيسيا « اين چه كار خلافي مي باشد كه تو در پيش گرفته اي سرحداتي را كه من به تو سپرده ام بدون آنكه پاسداري بر آن نقاط گماري كه دشمن را دور كند , رها ساخته و خويش را براي حمله به مردم قرقيسا مهيا مي سازي (39 ) » . و خطاب به منذر مي فرمايد : ولئن كان ما بلغني عنك ... كتابي هذا ان شا الله « اي منذر اگر اين حرفها كه از تو به من رسيده است راست باشد البته شتر خانواده ات و بند كفشت از تو بهتر است . تو و همچون تو كس , درخور آن نيست كه با او رخنه اي بسته شود و كاري انجام گردد يا رتبه اي از او بالا ببرند يا در امانتش شركت دهند يا براي گرفتن خراجش بگمارند. بنا بر اين همين كه اين نامه مرا دريافت كردي به خواست خدا نزد من حاضر باشد(40 ) » .
آنچه را كه مديريت امروز در زمينه تشويق و تنبيه بيان مي كند , به طرز جالبي در دوران حكومت حضرت علي (ع ) اعمال شده است كه مي توان به شرح ذيل بيان كرد :
1 ـ به موقع بودن (41 )
2 ـ سطوح عاطفي هر فرد را در نظر گرفتن (42 )
3 ـ به نوع عملكرد نا مطلوب تاكيد كردن (43 )
4 ـ صراحت لهجه داشتن (44 )
5 ـ چشم پوشي كردن (45 )
6 ـ محرمانه گفتن (46 )
7 ـ با افراد بر اساس اينكه حالا چگونه كار مي كنند برخورد كردن (47 )
8 ـ حفظ خونسردي در برخوردها(48 )
ارزيابي و تشويق , ترفيع , تعويض , تنزل و عزل مقام :
حضرت علي (ع ) در زمينه تعويض , پس از ارزيابي و سنجش كارآيي فرد , تصميم به نوع استفاده از شخص مي گرفت : ولا يكون المحسن و المسي عندك بمنزله سوا فان في ذالك تزهيدا لاهل الاحسان في الاحسان و تدريبا لاهل الاساعه علي الاساعه والزم كلا منهم ما الزم نفسه « نكند كه نيكو كار و بد كار به نزد تو يكسان باشند , چرا كه اينكار نكو كاران را دلسرد سازد و بدكاران را بيشتر به زشت كاري برانگيزد و هر يك از آنها را به فراخور حالش جزا داده » . در اين روايت حتي اينكه الزام به تشويق شده است مي توان استنباط نمود كه تشويق افراد نيكو كار باعث دلگرمي آنان و موجب تنبيه افراد خطاكار مي شود و همچنين عدم تشويق نيكو كاران خود موجب تشويق خطاكاران مي گردد. در جاي ديگر نيز حضرت علي (ع )فرمايد : اجزالمسي بثواب المحسنين « خطا كار را بوسيله پاداش دادن به نيكوكار مجازات كن (49 ) » .
در خصوص تنزل مقام نيز مي فرمايد : انك تقسم في المسلمين الذي .... عندي ميزانا « من شنيده ام كه تو اموال مسلماناني را كه با نيزه ها و با جانبازي در راه خدا و گروگان نهادن خونشان فراهم آورده اند در بين اقوام عرب خويش كه تو را انتخاب كرده اند قسمت مي نمايي . اين را بدان به همان خداوندي كه دانه شكافته و انسان را آفريده است قسم كه اگر اين كار تو راست باشد تو را بي مقدار و خوار خواهم نمود و به مراتب پائين ترين تنزلت مي دهم (50 ) » .
عفو و بخشش خطاهاي غير عمدي :
هر كه به زير دستان خود رحم نكند , خداوند بهشت را بر او حرام كند(51 ) و در جايي ديگر خطاب به مالك اشترفرمايد : و اشعر قلبك الرحمه ... من عفوك و صفحك . « اي مالك دلت را براي رعيت كانون مهر و محبت ساز و با آنان مدارا باش . زنهار! نكند كه بر آنان درنده خونخوار باشي و همچون گرگي كه خوراك گوسفند را غنيمت مي شمارد با رخت و چوب شباني , خوراك آنان را مغتنم شماري . زيرا كه آنان دو دسته اند , يا برادر ديني تواند و يا نظير تو در خلقتند. از آنها هم لغزشها سر مي زند و علتها برايشان رخ مي دهد و به عمد و سهو , زشتيها بر دستشان جاري مي گردد. پس تو بايد از عفو و اغماض خويش برخوردار داري (52 ) » . حضرت علي (ع ) فرمايند : و يفرط منهم الزلل ... والله فوق من ولاك « گاه ار آنها لغزش و خطا سر مي زند , ناراحتيهايي به آنان عارض مي گردد. به دست آنان عمدا يا بطور اشتباه كارهايي انجام مي شود. در اين صورت از عفو و گذشت خود آن مقدار به اينها عطا كن كه دوست داري خداوند از عفوش به تو عنايت كند , زيرا تو مافوق آنها و پيشوايت مافوق تو. خداوند مافوق كسي است كه تو را زمامدار قرار داده است (53 ) » .
صداقت در برخورد با زير دستان :
و نيز مي فرمايد هر كه با زيردستان خود به نيرنگ رفتار كند اهل جهنم است (54 ) .
ج ) انجام كارها به استناد دستور حضرت علي (ع ) در نامه اي كه به « اشعث ابن قيس » , والي آذربايجان مي نويسد بر اين نكته تاكيد مي نمايد كه انجام امور توسط زير دستان بايد به استناد دستور صريح مافوق باشد و گرنه تخلف محسوب مي شود. وان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه و انت مسترعي لمن فوقك . ليس لك ان تفتات في رعيه و لا تخاطر الابوثيقه « اگر در محيط , فرمانداري , معنايش آن نخواهد بود كه ديده طمع در ثروت مردم بدوزي , بلكه سفارت آن ديار به سان امانت و سپرده اي در گردن توست كه بايد در حمايت و حراستش ايمن باشي . تو در مقابل مافوق خويش پاسدار و نگهباني بيش نخواهي بود. پس در اينصورت سزاوار نيست كه بدون مشورت مافوق خود , در كار رعيت خودسرانه اقدام به كاري بنمايي . تو نبايد دست به كاري مهم كه شايان توجه است بزني , مگر اينكه به فرماني كه دريافت مي داري استناد كني (55 ) .
مقوله نظارت و ارزيابي در قانون اساسي
در بسياري از اصول , قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به مساله نظارت و ارزيابي تاكيد شده است كه ذيلا اشاره مي شود.
اصل 99 : انتخابات رئيس جمهوري و مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آرا عمومي و همه پرسي تحت نظارت شوراي نگهبان انجام مي پذيرد.
اصل 101 : بمنظور جلوگيري از تبعيض و جلب همكاري در تهيه برنامه هاي عمراني استانها , شوراي عالي استانها مركب از نمايندگان شوراهاي شهرها , نظارت بر اجراي هماهنگ برنامه ها را بر عهده دارند.
اصل 142 : دارايي رهبر , رئيس جمهور , معاونان رئيس جمهور , هيئت وزيران , همسران و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت توسط رئيس قوه قضائيه رسيدگي مي شود كه بر خلاف حق افزايش نيافته باشد.
اصل 156 : نظارت بر حسن اجراي قوانين يكي از وظايف قوه قضائيه است .
اصل 174 : بر اساس حق نظارت , قوه قضائيه نسبت به حسن اجراي امور و اجراي صحيح قوانين در دستگاههاي اداري , سازماني بنام « بازرسي كل كشور » زير نظر رئيس قوه قضائيه تشكيل مي گردد.
اصل 57 : قواي حاكم در جمهوري اسلامي , سه قوه مقننه , مجريه , قضائيه است كه تحت نظارت ولايت فقيه مي باشند.
اصل 161 : ديوان عالي كشور بمنظور نظارت بر اجراي صحيح قوانين بر محاكم و ايجاد وحدت رويه قضايي و انجام مسئوليتهايي كه طبق قانون به آن محول مي شود تشكيل گردد.
اصل 75 : در رسانه هاي گروهي (راديو و تلويزيون ) آزادي انتشارات و تبليغات طبق موازين اسلامي بايد تدوين شود. اين رسانه ها زير نظر مشترك قواي سه گانه اداره خواهند شد و عزل و نصب رئيس سازمان بر عهده مقام رهبري است .
نتيجه گيري
از مطالب اشاره شده در اين مقاله , مي توان دريافت كه وظيفه نظارت و ارزيابي در مديريت چيزي نيست كه در قرن هجدهم ميلادي و پس از آن توسط مكاتب مديريت غرب ابداع شده باشد بلكه از دوران خلقت انسان , توسط خداوند متعال , انبيا الهي , بويژه پيامبر اسلام و ائمه معصومين به نحوي بسيار دقيق اعمال مي شده است . اگر چه ابزارهاي كنترل و نظارت در اوضاع كنوني پيشرفته و در قالب كمي قابل اندازه گيري گرديده , اما ريشه و اساس آن در اسلام به نحو جالبي وجود داشته و به ظهور رسيده است . بعلاوه از طريق نظارت و ارزيابي ضمن تضمين سلامت رفتار دستگاههاي اجرايي مي توان به استمرار بهبود بهره وري در كشور كمك نمود. انشاالله شاهد روزگاري باشيم كه به پيشتازي ساير كشورها در زمينه بهره وري غبطه نخوريم زيرا ما داراي زير بناي بسيار قوي در مفاهيم بهره وري در اسلام هستيم كه با داشتن تمامي اجزا چرخه بهره وري و با اعمال نظارت و ارزيابي خواهيم توانست در قله بهره ورترين كشورهاي جهان قرار گيريم .
پاورقي :
21 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 951 نامه 18
22 ـ نهج البلاغه , همان ماخذ , ص 1057 , نامه 41
23 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 950 , نامه 18
24 ـ همان ماخذ , ص 970 , نامه 26
25 ـ همان ماخذ , ص 953 , نامه 20
26 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 925 , نامه 27 ـ همان ماخذ , ص 1057 , نامه 41
28 ـ همان ماخذ , ص 1014 , نامه 31
29 ـ همان ماخذ , ص 1053 , نامه 40
30 ـ همان ماخذ , ص 1063 , نامه 43
31 ـ همان ماخذ , ص 1066 , نامه 45
32 ـ همان ماخذ , ص 1110 , نامه 53
33 ـ نهج البلاغه , فيض الاسلام , نامه شماره 53
34 ـ همان ماخذ , نامه 41
5
35 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , نامه شماره 50 , 1071
36 ـ نهج الفصاحه , ابوالقاسمپائيزه , سخن 1038 , ص 206
37 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , نامه شماره 53 , ص 1129
38 ـ همان ماخذ , ص 1053 , نامه 40
39 ـ همان ماخذ , ص 1165 , نامه 61
40 ـ همان ماخذ , ص 1197 , نامه 71
Time Lienss 41 ـ
Wring the Emotional Level 42 ـ
Focus on Performance 43 ـ
B . Specific 44 ـ
Ectinction 45 ـ
Keep it Periate 46 ـ
Treat People Where They are Presently 47 ـ Keep the Cool 48 ـ
49 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص
1153 , نامه شماره 53 Performance
50 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 1063 , نامه شماره 43
51 ـ نهج الفصاحه , سخن 1025
52 ـ نهج البلاغه , ص 1126 , نامه شماره 53
53 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 1099 , نامه شماره 53
54 ـ نهج الفصاحه , ص 206 , سخن 1027
55 ـ نهج البلاغه , سيد نبي الدين اوليايي , ص 925 , نامه شماره 5