بسم الله الرحمن الرحيم
محمد البرادعي , با قرائت گزارشي كه آمريكائي ها براي او
و بنام او تنظيم كرده اند , باقيمانده حيثيت جهاني آژانس
بين المللي انرژي اتمي را هم برباد داد و ثابت كرد كه اين
سازمان , ابزاري دردست قدرتهاي شيطاني است تا اهداف و
برنامه هاي خود را از طريق آن پيگيري كنند.
پيش از اين , آمريكا و زائده شرم آورش انگليس , تلاش
كرده بودند از ناتواني ها و ضعف البرادعي براي تامين اهداف
خاص خود در عراق , بهره بگيرند و از حيثيت جهاني آژانس
براي جاانداختن دروغ هاي خود درباره عراق سواستفاده كنند
ولي بعدا معلوم شد كه همه آنچه آمريكا و انگليس و آژانس
درباره عراق گفته بودند , كاملا دروغ است و از اساس , صحت
ندارد. اكنون البرادعي و آژانس بين المللي انرژي اتمي براي
اجراي نقش مشابهي درباره ايران , به همان دروغ ها و
شگردهاي تكراري شيادان بين المللي كمك مي كنند و اين قابل
تحمل نيست .
واقعيت اينست كه اشغالگران عراق در باتلاق حوادثي كه
خود آغازگر آن بوده اند , دست و پا مي زنند ولي بجاي آنكه از
خطاهاي عمدي خود درس عبرت بگيرند , سعي دارند با
« انتقال كانون بحران » , شانس خود را در جاي ديگري
بيازمايند. شكست سنگين حزب حاكم انگليس در انتخابات
اخير , دولت لرزان « توني بلر » را در آستانه سقوط قريب الوقوع
قرار داده است . از سوي ديگر فشار مجلس عوام انگليس براي
كنكاش درباره دروغ گوئي هاي مستمر « بلر » و دستيارانش و
بررسي ابعاد پنهانكاريها , ارائه اطلاعات غلط و گمراه كننده
درباره جنايات ارتش انگليس در عراق , رشد فزاينده اي داشته
است .
وضع بوش كوچك هم در آمريكا بهتر از « توني بلر » نيست .
فشار افكار عمومي و افشاگريهاي رقباي بوش كوچك در
آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا , موقعيت داخلي و
جهاني وي را بشدت متزلزل كرده است . بوش كوچك براي
نجات خود از مهلكه , نزديكترين دستياران خود را هم قرباني
كرده و مي كند. استعفاي اجباري « جرج تنت » رئيس سازمان
جاسوسي « سيا » نخستين مورد از اين نوع است كه بنظر
مي رسد با سقوط « دونالد رامسفلد » وزير دفاع شرور آمريكا و
همچنين « كانداليزا رايس » مشاور امنيت ملي بوش , حلقه
قربانيان تكميل شود.
اشغالگران عراق , با تلخكامي احساس مي كنند كه عليرغم
اينهمه جنايت و كشتار و اقدامات ضدانساني و غيرقانوني در
عراق , به هيچ يك از اهداف خود نرسيده اند و زمينه تحقق هيچ
يك از اهداف آنها نيز , حتي در يك چشم انداز خوشبينانه هم ,
فراهم نشده است . اشغالگران عراق نه تنها نتوانستند خود را
« فرشته نجات » معرفي كنند و نه تنها مردم عراق , آنها را
« ناجي » خود نمي دانند بلكه امروزه مقامات رسمي آمريكا هم
اعتراف مي كنند كه آمريكا در اوج نفرت قرار دارد و ملت ها
شديدا از رفتار غيرانساني و قلدرمآبانه آمريكا احساس خشم و
تنفر مي كنند و در هر فرصت ممكن , مراتب اعتراض و مخالفت
خود را عليه سياستهاي جنگ طلبانه و ضدانساني واشنگتن
بنمايش مي گذارند.
در چنين شرايطي , طراحان سياسي آمريكا , يعني همان
كساني كه آمريكا را به اين ورطه فلاكت و بدبختي كشانيده اند ,
اميدوارند كه با انتقال كانون بحران از عراق به ايران و
خليج فارس , قدري از فشارهاي كنوني عليه اشغالگران كاسته
شود و افكار عمومي جهان بسوي ديگر منحرف
گردد.
تصادفي نيست كه اين روزها در آبهاي خليج فارس , شاهد
رفتار جسارت آميز عمان , امارات و قطر عليه شناورهاي
غيرنظامي ايران و حتي قتل تعدادي از اتباع ايراني در اين
شناورها هستيم . روشن است كه شيخ نشين هاي كوچك در
حاشيه جنوبي خليج فارس در حد و قواره اي نيستند كه
بالاستقلال و به اراده خود , بخواهند در برابر جمهوري اسلامي
ايران عرض اندام كنند. چرا كه آنها در ميدان عمل , فاقد اراده و
استقلال راي و استقلال عمل لازم هستند كه بدانند
خيره سريهاي آنها چه معني و مفهومي دارد و به چه پيامدهاي
شومي براي خودشان و براي منطقه مي انجامد. آنها چشم و
گوش به اربابشان دوخته اند و آنچه ارباب درمانده شان
دستوري دهد. كوركورانه اجرا مي كنند و نمي دانند كه تيشه به
ريشه خودشان مي زنند كه در كاخهاي شيشه اي شيوخ نادان ,
شروع سنگ پراني و عربده جوئي از جانب آنها عين حماقت
است ولي دستور اربابشان اين چنين است كه آبهاي منطقه ,
ناامن جلوه كند و...
چرا براي آنكه نظرها از بحران اشغالگران در عراق بسوي
ديگري منحرف شود و بر ناكامي و ناتواني اشغالگراني كه در
باتلاق خودساخته دست و پا مي زنند , سرپوش گذاشته شود.
آنچه اين روزها در « وين » در مركز سازمان بين المللي
انرژي اتمي مي گذرد , با آنچه در آبهاي خليج فارس رخ مي دهد
و شيوخ عرب , دشنه بر دست به آدمكشي و شرارت مامور
شده اند , رابطه تنگاتنگي با ناكامي اشغالگران در عراق دارد و
آنها مايل نيستند خفت و خواري ناشي از افشاي شكست و
سرافكندگي اشغالگران , در برابر دوربين هاي تلويزيوني و
ماهواره ها , بيش از اين بنمايش گذاشته شود و افسانه
شكست ناپذيري اشغالگران شرور , باطل گردد.
به راستي كه بوش نه تنها به دنياي معاصر و به انسانيت و به
ملت عراق و به دنياي اسلام كه حتي به مردم آمريكا خيانت
كرد. كيست كه نداند امروزه آمريكا ضربه پذيرتر از ديروز
است كيست كه نداند امروزه نفرت ملتها از آمريكا تحت هيچ
شرايطي قابل مقايسه با ديروز نيست كيست كه نداند امروزه
آمريكا و آمريكائي بيشتر از ديروز احساس ناامني مي كند و
كيست كه نداند آمريكا و زائده شرم آورش انگليس و برخي
رژيم هاي مفلوكي كه بخاطر پول و امتياز و منافع شخصي سران
مزدورشان شريك جرم آمريكا در عراق شده اند , محور واقعي
شرارت و جنايت در دنياي معاصر هستند و اين را در عمل و در
برابر دوربين هائي كه بعضا متعلق به خود آنها بوده , به دنيا ثابت
كردند
اين حقايق تكاندهنده را چه كسي مي توانست با چنين
ابعاد حيرت انگيزي به دنياي معاصر ثابت كند
چه كسي مي توانست با ميلياردها دلار هزينه , ابعاد جنايات
شرم آور آمريكا و انگليس را در رسانه هاي آمريكائي و انگليسي
بنمايش بگذارد و ببران مفلوك آمريكا و انگليس را اين چنين در
موضع انفعالي قرار دهد كه براي نجات خود , حتي نزديكترين
دستياران خود را هم قرباني كنند
اينها همگي , از آثار و تبعات جناياتي است كه اشغالگران با
احساس يكه تازي در عراق مرتكب شدند و حتي شكنجه گران
آمريكائي در برابر دوربين ها , عكس يادگاري
گرفتند.
ضرب المثل معروفي است كه مي گويد : آدم غرق شده به هر
خار و خاشاكي براي نجات خود متوسل مي شود. اشغالگران
عراق , امروزه در حال ايفاي همين نقش هستند. تلاش
اشغالگران براي بحران سازي عليه ايران در « وين » , در مقر
سازمان بين المللي انرژي اتمي و واداركردن شيوخ حقير به
آدمكشي و ارعاب در آبهاي خليج فارس تنها از اين زاويه است
كه معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. ترديدي نيست كه
آمريكا و انگليس , دشمني آشكار خود را در طول اين ربع قرن
اخير , همچون گذشته سياه استعمار روسياه , ثابت كرده اند و
نشان داده اند كه هميشه عليه ملت و انقلاب و اسلام هستند و
خواهند بود. اما تا آنجا كه بما مربوط مي شود , ما نيز تجربه هاي
ارزشمندي براي ناكام ساختن دشمنان خود اندوخته ايم . ما
مي توانيم و بايستي بتوانيم از اين عقبه سخت و سرنوشت ساز
هم عبور كنيم . اراده ملتي كه بارها و بارها پوزه دشمنان
انسانيت را به خاك ماليده , يكبار ديگر بر اين تعلق گرفته است
كه سربلندي و عزت و اقتدار اسلام و انقلاب و ايران را به
دوست و دشمن ثابت كند. دوستان و دشمنان ما بدانند كه ملت
بزرگ و سلحشور ما با همان اراده اي كه پوزه دو ابرقدرت شرق
و غرب را بخاك ماليد , براي اين مسائل نيز راهكار پندآموزي
را در پيش خواهد گرفت از عبرت هاي بزرگ تاريخ اينكه آمريكا
با تحريك صدام اميدوار بود طومار انقلاب اسلامي را 3 روزه
درهم بپيچد ولي امروزه پس از قريب يك ربع قرن در حاليكه
از سردار نگون بخت قادسيه در سلول زندان به فلاكت
بسرمي برد , آمريكا در همان كشور در باتلاق دست وپا مي زند. و
اين درس بزرگي براي دوستان و دشمنان اسلام و انقلاب و
ايران است كه سنت هميشگي و تغييرناپذير تاريخ را باز هم
شاهد باشند و آن پيروزي حق بر باطل است . انشاالله

|