كتاب « يهود بين الملل » كه مولف آن هنري فورد است ,
توسط علي آرش ترجمه شده و موسسه فرهنگي پژوهشي ضيا
انديشه آن را در 272 صفحه منتشر كرده است . برخي از عناوين
موجود در فهرست كتاب مذكور چنين است : تاريخچه يهود در
ايالات متحده , ابعاد نفوذ يهود در ايالات متحده , كليسا و
يهوديت , نيروي كار و يهوديت , برنامه سياسي يهود , مقدمه اي
بر پروتكل هاي يهود , يهود و تسلط بر مطبوعات , شيوه يهود در
استفاده از قدرت , نفوذ يهود در سياست آمريكا , يهوديان و
رسوايي داد و ستد زنان فاحشه , بولشويسم و صهيونيسم ,
پيوندهاي كمونيستي يهود , فراز و نشيب قدرت مالي يهود و
عناوين متعدد ديگر.
در بخشي از مقدمه اي كه مترجم بر اين كتاب نوشته است ,
چنين مي خوانيم :
« مساله يهود » در دنياي امروز خصوصا به شكلي كه در
آمريكا و اسرائيل جلوه گر شده , مساله تازه اي نيست و سوابق
ديرينه اي دارد. شكي نيست كه اين مساله در دوران ما ابعاد بسيار
وسيعي يافته و به اشكال بي سابقه و متنوعي ظاهر شده است , اما
ريشه ها و علل بروز آن در تصويري كه قرآن كريم از قوم يهود
ارائه مي دهد قابل جستجوست . بسياري از خصايص و
ويژگي هايي كه قرآن به قوم يهود نسبت مي دهد در جهان امروز به
صورت مكاتب گوناگون فكري , فلسفي , سياسي و اقتصادي
درآمده و در قالب نظام هاي حكومتي و نهادها و سازمان هاي ملي
و بين المللي استقرار يافته است . شرايع الهي و تعاليم انبيا
عليهم السلام در دوران كنوني يا مسخ و تحريف شده و يا بكلي
نفي و تكذيب گرديده است و دنياپرستي و ماديگرايي , در اشكال
مختلف سيانتيسم , كاپيتاليسم , سوسياليسم , اومانيسم ,
ليبراليسم و هزاران ايسم ديگر , جايگزين آن شده است . نظام
فاسد سرمايه داري با استفاده از موسسات بانكي و تراست هاي
عظيم بين المللي كنترل شريان هاي اقتصادي و به تبع آن نظام هاي
سياسي و حكومتي را در كشورهاي مختلف به دست گرفته و
جهان را به سوي مقاصد استكباري خود سوق
مي دهد...
همان گونه كه ويراستار متن انگليسي « يهود بين الملل » در
مقدمه خود متذكر مي شود , « هنري فورد » فصول مختلف اين
كتاب را در اوايل دهه 1920 ميلادي به صورت سلسله مقالاتي
در روزنامه اي كه به خود او تعلق داشت به چاپ رساند. هدف او
اين بود كه ملت آمريكا را از خطر شكل گيري امپراتوري يهود در
اين كشور آگاه سازد. فورد « پروتكل هاي علماي ارشد صهيون » را
برنامه اصلي يهود براي تسلط بر جهان مي داند و هشدار مي دهد
كه يهود به حكومت آمريكا اكتفا نكرده و در صدد برپايي
حكومت جهاني است .
اكنون بيش از هشتاد سال از نگارش مقالات فوق مي گذرد و
بسياري از پيش بيني ها و هشدارهاي فورد جامه عمل پوشيده
است . روابط آمريكا و اسرائيل طي چند دهه اي كه از زمان
تاسيس اين حكومت نامشروع در فلسطين سپري شده بيانگر
سرسپردگي و انقياد اين « ابرقدرت » در برابر اسرائيل مي باشد ,
به گونه اي كه مي توان گفت حكومت آمريكا اينك كاملا تحت
سلطه يهود قرار دارد و نقش اصلي را در اجراي توطئه جهاني
يهود ايفا مي نمايد.
فورد با تيزبيني خاصي اظهار مي دارد كه مساله يهود در
آمريكا به قلمرو سياست و اقتصاد محدود نمي شود بلكه فرهنگ ,
هنر و رسانه هاي جمعي را نيز دربرمي گيرد. مطالعه فصول مربوط
به موسيقي , تئاتر و سينماي آمريكا در اين كتاب مي تواند براي
اهل فرهنگ و هنر بسيار مفيد و آموزنده باشد. فورد سينماي
آمريكا را ماهيتا يهودي مي داند و آن را مهم ترين و موثرترين
رسانه تبليغي يهود معرفي مي نمايد. بررسي محتوايي فيلم هايي
كه در تاريخ سينماي آمريكا به دريافت جوايز اسكار نائل شده اند
احتمالا در اين زمينه نكات بسياري را روشن خواهد كرد.
در صفحاتي از كتاب « يهود بين الملل » نيز چنين آمده است :
بجز تعداد قليلي از سخنگويان كه حقيقتا بر انديشه يهوديان
حاكم نيستند بلكه صرفا براي تاثير نهادن بر تفكر غيريهود درنظر
گرفته شده اند , اكنون هيچ كس منكر اين واقعيت نمي شود كه
عناصر تفرقه افكن از نظر اجتماعي و اقتصادي در جهان امروز نه
تنها توسط يهود اداره مي شوند بلكه از لحاظ مالي نيز به وسيله
آنها تامين مي گردند. اين واقعيت به دليل تكذيب شديد يهوديان
و بي اطلاعي موسسات تبليغاتي كه عموما براي كسب اطلاعات
به آنها مراجعه مي شود , مدتها در پرده ابهام مانده بود. اما اكنون
واقعيت ها آشكار مي شوند. صدق سخنان هرتسل اينك اثبات
مي شود : « ما هنگام سقوط به يك پرولتارياي انقلابي مبدل
مي شويم و در مقام ماموران جز حزب انقلابي انجام وظيفه
مي كنيم . » اين سخنان نخست در سال 1896 به زبان انگليسي
انتشار يافتند!
تعداد كمونيست ها در ايالات متحده بيش از روسيه شوروي
است . هدف و شخصيت نژادي آنان در هر دو كشور يكسان است .
اگر آنها نتوانسته اند در آمريكا همان كاري را كه در روسيه و
اروپاي شرقي انجام داده اند به انجام رسانند به اين علت است كه
پخش اطلاعات , ميزان هوشياري , و خصوصا عدم تمركز و
پراكندگي سازمان هاي دولتي در آمريكا بيشتر و گسترده تر از آن
است كه در روسيه و اروپاي شرقي سابقه داشته است . نيروي
محرك قدرت و تبليغات كمونيستي در ايالات متحده در
اتحاديه هاي صنفي يهود نهفته است كه تقريبا بدون استثنا , در
زمينه صنايع و در خصوص كل كشور , از يك برنامه بولشويك
پيروي مي كنند. اين واقعيت غالبا رهبران يهودي احزاب سياسي
شناخته شده را بيش از هر كس آشفته و شرمسار مي سازد. اينكه
بولشويسم روسي , يعني كمونيسم , عمدتا يهودي است به حد
كافي زشت هست , ولي روبرو شدن با همين وضعيت در ايالات
متحده مساله اي است كه رهبران يهودي بايد ذكاوت و حيله گري
فراواني را براي توجيه يا طفره رفتن از آن به كار گيرند. با اين
همه , يهود بين الملل آمريكا را نمي توان از تحمل بار مسئوليت
انحصاري آن تبرئه كرد. بولشويسم روسي از بخش شرقي
نيويورك سرچشمه گرفت . در آنجا رهبران يهودي بولشويسم را
با تشويق و حمايت مذهبي , اخلاقي و مالي پرورش داده و ترويج
كردند.
« لئون تروتسكي » (براونشتاين ) از اهالي همين بخش شرقي
بود. نيروهايي كه افكار و اهداف او را ترويج نمودند در كهيله و
كميته يهوديان آمريكا متمركز بودند. هر دو به كاري كه او به
انجام آن مبادرت ورزيد , يعني برانداختن يك حكومت مستقر و
باثبات از ميان متفقين ايالات متحده در جنگ جهاني اول ,
علاقمند بودند. ثروت يهود و بي خبري و سستي شهروندان
غيريهودي ايالات متحده , كه عواقب سو بي خبري و غفلتشان
كمتر از اقدامات بولشويك ها نيست , بولشويسم روسي را در
مسير هدفش ياري داده است ....
وقتي ارتش انگليس با تصرف تاريخي اورشيلم در سال
1917 وارد اين شهر شد . پروتكل ها نيز همراه آن وارد شدند .
دايره اي رمزي به اين نحو بسته شد , البته نه به صورتي كه
نگارندگان پروتكل ها انتظار داشتند. كسي كه پروتكل ها را به
اورشيلم مي برد مي دانست معنايشان چيست ; پروتكل ها نه به
نشانه پيروزي بلكه به عنوان توطئه دشمنان آزادي جهاني به اين
شهر انتقال يافتند.
صهيونيسم از تمامي فعاليت هاي كنوني يهود مشهورتر است
و بيشتر از آنچه افراد عادي تصور مي كنند بر وقايع جهان تاثير
نهاده است . صهيونيسم در ابعاد رومانتيك تر خود علاوه بر يهود
به مسيحيان نيز توسل مي جويد...
روش هاي اتخاذ شده براي ربودن سرزمين فلسطين از چنگ
اعراب در اوايل تهاجم صهيونيستي چنان بود كه اگر روزي به
جهان اجازه داده شود كه از آنچه گذشته آگاه شود , از خشم
لبريز خواهد شد...
بسياري از مردم حيران مانده اند كه انبوه آهنگ هاي
احساساتي و احمقانه كه خانه هاي پاك و محجوب را اشغال
كرده و جوانان را به تقليد از ياوه سرايي يك مشت عقب مانده
ذهني واداشته است ازكجا سرچشمه مي گيرد. موسيقي عاميانه
يك منوپلي يهودي است . موسيقي جاز آفريده يهود است .
احساسات افراطي و احمقانه , وسوسه هاي شيطنت آميز ,
نفسانيت و لذت پرستي نهفته در نت هاي گمراه كننده , همه منشا
يهودي دارند.
كلمات وسوسه انگيز , جيغ و فرياد حيوانات جنگلي و آه و
ناله و صداهاي شهواني , با چند نت احساساتي استتار شده و
وارد خانه هاي مي شوند , حال آنكه اگر همين چيزها , بدون اينكه
توسط « موسيقي مصرفي » استتار شده باشد وارد مي شد , با
نفرت بيرون انداخته مي شد. « اشعار » موسيقي عباراتي را فاش
مي سازد كه مستقيما از مستراح هاي پايتخت هاي جديد اخذ
شده اند تا زبان روزمره و زمزمه هاي نسنجيده دختران و پسران
محصل را شكل دهند.
آيا عجيب نيست كه به هر طرفي مي چرخيد تا منشا
جريان هاي فاسد و مخرب جاري در جامعه را رديابي كنيد , با
گروهي از يهوديان مواجه مي شويد در فساد و انحطاط بازي
« بيس بال » ـ يك گروه از يهوديان , در استثمار مالي ـ يك گروه از
يهوديان , در فساد نمايشي ـ گروهي از يهود. در تبليغ مشروبات
الكلي ـ گروهي از يهود. در كنترل سياست هاي نظامي كشور ـ
گروهي يهودي . در كنترل مطبوعات از طريق اعمال فشار تجاري
و مالي ـ گروهي يهودي . سوداگران جنگ ـ 80 درصد يهودي .
سازمان دهندگان مقابله فعال با قوانين و آداب و رسوم مسيحي ـ
يهوديان . در اين جو مسموم موسيقي عاميانه كذايي كه ضعف
روحي و فكري را با انواع هرزگي درهم مي آميزد ـ باز هم
يهوديان .
كساني كه از نفوذ و غلبه يهود بر موسيقي آمريكا اطلاعي
دارند , بدون شك آن را جدي و خطرناك مي دانند. نه فقط
يهودي شدن اركسترهاي بزرگ و معدود ما با اعتراض روزافزوني
روبروست , بلكه واكنش شديدي عليه تباني نژادي اي كه سكوي
اجراي كنسرت ها و ساير سكوهاي مورد علاقه مردم را به بهاي
حذف همه هنرمندان غيريهود با يهوديان پر مي كند , وجود دارد.
اگر آنان هنرمندان برتري بودند , حرفي نبود , ولي آنها صرفا در
محافل موسيقي يهود مشهورترند و به لحاظ نژادي حمايت
مي شوند.
يكي از همين موسيقدان ها مي گفت : « بگذاريد من آهنگ هاي
يك قوم را بسازم , ديگر برايم فرقي نمي كند چه كسي قوانين را
وضع مي كند. » در اين كشور يهوديان در هر دو زمينه نقش بزرگ
داشته اند. هدف از نگارش اين مقاله اين است كه مردم را با
حقيقت موسيقي ابلهانه اي كه روز و شب بنا بر عادت زمزمه
مي كنند و مي خوانند و فرياد مي كشند آشنا نمايد و در صورت
امكان , به آنان كمك كند تا چماق نامرئي يهود را كه براي مقاصد
مالي و تبليغي بر فراز سر آنها تاب مي خورد مشاهده كنند.
همچنان كه تئاتر و سينماي آمريكا تحت سلطه يهوديان و
سوداگري و منفعت جويي هنر برانداز آنان قرار گرفته , اداره
« آهنگ هاي عاميانه » نيز به يك صنعت « ييديش » تبديل شده
است . يهودياني كه در نخستين روزهاي بهره برداري اين حرفه را
در اختيار گرفتند عمدتا متولد روسيه بودند و سابقه شخصي
برخي از آنها به اندازه سابقه بسياري از رهبران يهودي تئاتر و
سينما ناخوشايند و نفرت انگيز بود...
يهوديان آهنگ عاميانه نساختند بلكه آن را به ابتذال
كشيدند. دقيقا زماني كه يهود كنترل آهنگ هاي عاميانه و مورد
علاقه مردم را به دست گرفت . جنبه معنوي و اخلاقي اين گونه
آهنگ ها رو به انحطاط گذاشت . موسيقي « عاميانه » بيش از آنكه
به صنعتي يهودي تبديل شود حقيقتا عاميانه و مردمي بود. مردم
آن را ترنم مي كردند و دليلي نمي ديدند كه پنهانش كنند. اما
موسيقي عاميانه امروز اغلب آن قدر مشكوك و سوال برانگيز
است كه مجريان آن , به خصوص اگر نشاني از نجابت و پاكيزگي
در وجودشان باشد , بايد مستمعين را پيش از اجرا ارزيابي
نمايند...
اگر چه زوال و انحطاط موسيقي عاميانه به تدريج و به
صورتي نامحسوس آغاز شد. اما در آهنگ هاي مبتذل يكي دو
دهه اخير به سهولت قابل تشخيص است . عاطفه و احساس
جاي خود را به وسوسه هاي شهواني داده است . ماجراي عاطفي
و عاشقانه به تحريكات جنسي تبديل شده است . موسيقي
موزون و خوش نواي عاميانه پس از عبور از مرحله آهنگ هاي
ضربي و ريتميك , اكنون به آه و ناله و موسيقي جاز بدل گشته
است . مضمون اشعار موسيقي نيز متنزل شده و جاي خود را به
لجن هاي برآمده از عمق پست ترين طبقات جامعه واگذار كرده
است .
نخستين « سلطان جاز » تقلبي يك يهودي به نام « فريسكو »
بود. مديران اصلي اين روند رو به تباهي همه يهودي بوده اند.
فقط قدري زيركي و موذيگري لازم بود تا اين كثافت ضد اخلاق
و معنويت را از نظرها بپوشاند و آن را از جايگاه طبيعي اش , كه
جز بيزاري و تنفر حس ديگري در انسان برنمي انگيزد , برتر جلوه
دهد.
يهوديان در كار توليد آهنگ هاي مردمي طبق معمول ابتكاري
از خود نشان نداده و صرفا به « اقتباس » پرداخته اندـ تعبير
مودبانه كه به جاي « سرقت هنر و انديشه ديگران » استفاده
مي شود. يهوديان چيزي را به وجود نمي آورند , آنان آنچه را كه
ديگران به وجود آورده اند با زيركي تحريف كرده و از آن
سواستفاده مي كنند...
به دليل سلطه مطلق يهود بر بازار موسيقي , چه در زمينه نشر
و توزيع و چه در اجراي نمايشي , تقريبا غيرممكن است كه
چيزي به جز آهنگ هاي يهودي در ايالات متحده منتشر شود , يا
در صورت انتشار شنونده داشته باشد. اين واقعيت كه تراست
يهود كل تجارت موسيقي را در تملك خود داشته و آهنگ هاي به
اصطلاح موفق همه نام هاي يهودي دارند مويد اين مدعاست ...
در كنار دعوي اخلاقي عليه موسيقي به اصطلاح « مردمي »
اين دعوي نيز قابل طرح مي باشد كه اساس اين نوع موسيقي
« مردمي » و مورد علاقه جامعه نيست . هيچ چيز خود به خود
مورد پسند عامه قرار نمي گيرد چرا كه ذوق و سليقه عامه داراي
اين حد از بصيرت نيست . اين علاقه به صورت كاذب و به ياري
تبليغات مستمر حاصل مي شود , يعني نوعي كوفتن مكانيكي
محض بر اذهان مردم . هر فيلم و نمايشي به ذوق و سليقه مردم
شكل مي دهد. پوسترهاي خيره كننده , صفحات گرامافون ,
گروه هاي رقص و آواز و راديوها روز و شب به تبليغ مشغولند و
فلان آهنگ به صرف تكرار و به ضرب القا و وسوسه گل مي كندـ
تا زماني كه آهنگ ديگري جانشين آن شود. همان بازي قديمي
تغيير سبك براي جلب مشتري و شتاب بخشيدن به بازار داد و
ستد. هيچ چيز در بازي يهود دوام نمي يابد. نه سبك لباس
پوشيدن , نه فيلم و نه موسيقي . همواره چيز « تازه » اي ارائه
مي شود تا جريان پول را از جيب مردم به سوي صندوق
توليدكنندگان ابله و عقب افتاده يهودي تسريع كند.
ماجراي تجارت مشروبات الكلي يكي از مصاديق اجراي
اين سياست قديمي يهود بود : « تفرقه بيفكن , حكومت كن , نابود
كن » ! يهود فرايند « تقطير » را از « تركيب » جدا كرد , تقطير را كنار
گذاشت و نهايتا داد و ستد مشروب را به عنوان يك حق قانوني
از ميان برد و راه را براي گروه هاي سازمان يافته قاچاقچي و
گانگستر , و بي قانوني و هرج و مرجي كه دنياي پليد امروز را
پديد آورد گشود.
مساله فوق العاده ساده است , آن قدر ساده كه معمولا ناديده
گرفته مي شود « تفرقه بيفكن و حكومت كن » فرمولي است كه
رهبران يهود يافته اند و در پروتكل ها نيز آمده است . مردم دائما
به وسيله ظاهري پيچيده و بغرنج فريب داده مي شوند , ولي
مساله واقعا پيچيده نيست . هنگامي كه پشه حامل (ويروس ) تب
زرد را مي يابيد , اين بيماري ديگر يك معما نخواهد بود. جامعه اي
كه در برابر آداب و رسوم يهودي , آن گونه كه رهبران يهود تبيين
كرده اند , تسليم مي شود شايد استحقاق فرو ريختن و سقوط را
داشته باشد. عامل اين ويراني در همان زمينه پذيرش آداب و
رسوم يهودي نهفته است .
تبليغات يهود ميخواري و ميخوارگي را در ميان مردم رواج
مي دهد. حتي يك گفتگوي ساده در صحنه تئاتر يا پرده سينما
بدون اشاره به اصطلاحات خاص مشروبخواران بين بازيگران رد
و بدل نمي شود. انديشه سو استفاده از مشروبات الكلي تا زماني
كه كسي عليه آن برنخيزد و ماهيت خيانت بار و فتنه انگيزش را
برملا ننمايد. همچنان توسط تئاتر , موسيقي جاز و نمايش هاي
مضحك يهودي ترويج خواهد شد...
نخستين واكنش غريزي يهوديان در پاسخ به انتقاد يك غير
يهود به نژاد آنان , تهديد يا اعمال خشونت است . صدها هزار تن
از اتباع ايالات متحده كه شواهدي بر حقانيت اين مدعا را به
گوش خود شنيده و به راي العين ديده اند بر آن صحه مي گذارند.
اگر تصادفا پژوهشگر منصف مساله يهود در كار تجارت
باشد.
« تحريم اقتصادي » او اولين واكنشي است كه به ذهن
يهوديان خطور مي كند. چه يك روزنامه باشد يا يك موسسه
بازرگاني , چه يك هتل باشد يا نوعي فعاليت توليد , اجمالا تهيه
و توليد هر كالايي كه سازنده آن اين خط مشي را پذيرفته باشد
كه « كالاي من فروشي است نه اصول و اعتقاداتم » .تفاوتي
نمي كند , نخستين « واكنش » يهوديان در برابر پژوهشگر مساله
يهود « تحريم تجاري و اقتصادي » است .
روش كار از اين قرار است : حركت با « موجي از شايعات »
آغاز مي شود.انبوهي از شايعات ناراحت كننده سريعا منتشر
مي گردد. « ببينيد چطور او را گرفتار مي كنيم » اين سخني است كه
دائما رد و بدل مي شود. يهودياني كه متصدي سرويس هاي
خبري هستند شعار « روزي يك شايعه » را اختيار مي كنند. همه
آژانس هاي مهم خبري در آمريكا توسط يهود كنترل مي شوند.
يهوديان مسئول روزنامه ها خط مشي « روزي يك تيتر درشت
رسوايي آفرين » را در پيش مي گيرند. يهوديان متصدي
روزنامه فروشي ها (دلال هاي يهودي در همه امور كوچه و بازار
حق تقدم دارند و فقط به عوامل خودشان اجازه خريد و فروش
مي دهند) سفارش مي كنند كه بر خبرهاي خاصي تاكيد كرده و
آنها را جار بزنند « روزي يك فرياد جديد عليه او. » كل مبارزه
عليه منتقد يهوديت بر محور اين تهديد هماهنگ مي شود :
« ببينيد چگونه او را گرفتار مي سازيم . »
« شايعه سازي » و « تحريم تجاري » واكنش هاي اصلي
يهودند. اس و اساس آن حالت ذهني در غير يهود كه به عنوان
« ترس از يهوديان » شناخته شده در اينجا قابل
جستجوست ...
روزنامه نگاري نوعي حرفه تجاري است . پاره اي مسائل
وجود دارند كه يك روزنامه جز با پذيرفتن خطر نابودي
نمي تواند به آنها بپردازد. بخصوص آنكه عامه مردم ديگر
پشتوانه اصلي روزنامه ها نيستند بلكه آگهي دهندگان آنها را از
نظر مالي تامين مي كنند. پولي كه خواننده براي خريد روزنامه
مي دهد حتي مخارج تهيه كاغذ سفيد آن را نيز جبران نمي كند. به
اين ترتيب , همان طور كه از كارخانه توليد كاغذ نمي توان
صرف نظر كرد آگهي دهندگان را نيز نمي توان ناديده گرفت . از
آنجا كه عمده ترين آگهي دهندگان در نيويورك فروشگاه هاي
بزرگ بوده و هستند. و از آنجا كه اكثر فروشگاه هاي بزرگ در
تملك يهود قرار داشته و دارند , بنابر اين به طور منطقي مي توان
چنين نتيجه گرفت كه يهوديان غالبا بر سياست هاي خبري
روزنامه هاي طرف معامله خود تاثير مي نهند....
حكومت جهاني يهود در وضعي نيست كه ارتش و نيروي
دريايي دائمي داشته باشد. ساير كشورها اينها را برايش تامين
مي كنند. براي نمونه ناوگان بريتانيا بود كه اجازه نداد بر سر راه
پيشرفت اقتصاد جهاني يهود , يا بخشي از آن كه به دريا مربوط
مي شد , مانعي ايجاد شود. در مقابل , حكومت جهاني يهود
حاكميت سياسي و منطقه اي بي درد سر و توام با آرامشي را براي
بريتانيا تضمين نمود.
سپس نيويورك جانشين لندن شد. جريان آهسته مهاجرت
يهوديان در قرن نوزدهم , بعد از جنگ جهاني اول به صورت
سيلي عظيم شتاب پيدا كرد و ايالات متحده را به مقر قدرت و
نفوذ يهود تبديل نمود. « آمريكا » با ناوگان ها , ارتش و اتباعش به
عنوان « فرمانرواي جهان » جايگزين بريتانيا شد. معناي اين
سخن صرفا آن است كه يهوديت از امپراتوري بريتانيا به قاره
آمريكا نقل مكان كرد.
از نظر حكومت جهاني يهود مانعي ندارد كه حاكميت
قطعات مختلف دنيا به دولت هاي ناسيوناليستي واگذار شود ,
فقط مي خواهد اين دولت ها تحت كنترلش باشند. يهوديت با
شور و حرارت از استمرار و ابقاي تقسيمات ناسيوناليستي در
جهان غير يهود طرفداري مي كند. خود يهوديان هرگز با هيچ
ملتي تشابه و اتحاد پيدا نكرده اند. آنها همواره ملتي مجزا بوده و
خواهند بود.
حكومت جهاني يهود تنها زماني با يك كشور اختلاف پيدا
مي كند كه آن كشور كنترل منافع صنعتي و مالي خود را براي يهود
ناممكن ساخته و يا در اين زمينه تلاش كند. حكومت جهاني
يهود مي تواند جنگ به راه اندازد و صلح ايجاد كند , در صورتي
كه با عدم انعطاف روبرو شود قادر است هرج ومرج و بي قانوني
را حاكم سازد , و نيز مي تواند نظم و انضباط را اعاده نمايد. تار و
پود قدرت جهاني را در اختيار دارد و قدرت را به گونه اي در
ميان كشورها تقسيم مي كند كه به نحو احسن مويد برنامه يهود
باشد.
از آنجا كه حكومت جهاني يهود منابع خبري دنيا را كنترل
مي كند همواره قادر است اذهان مردم را براي حركت بعدي خود
آماده نمايد. مهمترين مساله اي كه در آينده بايد افشا شود اين
است كه اخبار چگونه جعل مي گردند و ذهن همه ملل جهان
چگونه در مسير خاصي هدايت مي شود.
وقتي سرانجام ردپاي يهود قدرتمند پيدا شده و مشت او باز
مي شود , فرياد « شكنجه و آزار » بلند شده و در مطبوعات جهان
طنين مي اندازد. مسبب واقعي شكنجه و آزار (يعني آزار و اذيت
مردم به واسطه روش ها و فعاليت هاي مالي يهوديان ) هرگز معرفي
نمي شود.
حكومت جهاني يهود در هر پايتختي يك حكومت به نيابت
از خود دارد. وقتي انتقامش را از آلمان بگيرد رهسپار فتح ساير
كشورها خواهد شد. بريتانيا هم اينك در يد قدرت اوست .
فرانسه و روسيه را مدت هاست كه در اختيار دارد...
بسياري از خصايص و ويژگي هايي كه قرآن كريم به
قوم يهود نسبت مي دهد , در جهان امروز به صورت
مكاتب گوناگون فكري , فلسفي , سياسي و اقتصادي
در آمده و در قالب نظام هاي حكومتي و نهادها و
سازمان هاي ملي و بين المللي استقرار يافته است .
شرايع الهي و تعاليم انبيا عليهم السلام در دوران
كنوني يا مسخ و تحريف شده و يا به كلي نفي و تكذيب
گرديده است و دنياپرستي و مادي گرايي , در اشكال
مختلف سيانتيسم , كاپيتاليسم , سوسياليسم , اومانيسم ,
ليبراليسم و ايسم هاي ديگر , جاي گزين آن شده
است .
روش ربودن و غصب سرزمين فلسطين از چنگ
اعراب در دوره تهاجم صهيونيستي , چنان است كه اگر
روزي مردم جهان متوجه شوند , لبريز از خشم و
نفرت نسبت به يهود و صهيونيسم خواهند شد.
روش يهوديان در اين جمله و شعار نهفته است :
« تفرقه بيفكن , حكومت كن , نابودكن . »

|