روزنامه جمهوري اسلامي 25/03/1383 صفحه مقالات

* نظارت و ارزيابي , حلقه مفقوده بهره وري
* شيعه و اينترنت
زلزله ـ قيامت ـ اعمال
آقايان مسئولين به داد مردم برسيد!
علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد
نظارت و ارزيابي , حلقه مفقوده بهره وري




قسمت اول
دكتر محسن رسوليان
اشاره
اول خرداد هر سال را روز بهره وري نام نهاده اند. چند سالي است كه در اين ايام شاخصهاي بهره وري سازمانهاي مختلف در ايران مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد. اگر چه تدوين شاخص ها و اندازه گيري آنها , به عنوان گامهاي اوليه چرخه بهره وري ضروري است , اما بهبود مستمر آن در گرو اعمال نظارت و ارزيابي است . در اين مقاله نظارت و ارزيابي از ديدگاه اسلام به صورت فشرده مورد بحث قرار گرفته است . از آنجا كه نظارت و ارزيابي از ديدگاههاي گوناگون مورد توجه و علاقه بوده است , مكاتب مختلف مديريت بر اعمال آن اتفاق نظر دارند. در چارچوب اين بحث , مفاهيم كلي نظارت و ارزيابي در قرآن , نظارت و ارزيابي در سيره پيامبر اسلام (ص ) و ساير پيامبران , نظارت و ارزيابي در سيره اميرالمومنين علي (ع ) و قانون اساسي جمهوري اسلامي به عنوان الگوهاي اساسي رفتار و عملكرد مديران اسلامي مورد توجه قرار گرفته است .
انتظار مردم ازعملكرد مديران در نظام جمهوري اسلامي و لزوم مديريت مجموعه ها و سازمانها به گونه اي كه با دستورات شرع مقدس اسلام منافات نداشته باشد , ضرورت بحث در اين چارچوب را مضاعف نموده است .
شايد بتوان گفت كه پايين بودن ضريب بهره وري در ايران به سه عامل اساسي مربوط است . اول به روشهاي غلط انجام كار , دوم به عدم اعمال شيوه هاي نظارتي درست وسوم فرهنگ نادرست حاكم بر كار در ميان مردم . در اين مقاله به چگونگي اعمال موضوع نظارت پرداخته مي شود.
تعريف نظارت
نظارت از ريشه عربي « نظر » به معناي نگريستن , مشاهده كردن و در معناي اخص خود مشاهده همراه با تدبير و نفكر است (1 ) . نظارت را مي توان به مجموعه سياستها , مراقبتها و عملكردهاي مديران كه بمنظور مقايسه فعاليتهاي انجام شده با اصول مدون و همچنين اعمال اصلاحات لازم در جهت كاهش انحرافات احتمالي از اهداف تعيين شده اطلاق نمود.
تعريف ارزيابي
ارزيابي اگر چه نزديك به مفهوم نظارت است , اما بطور دقيق تر مي توان به آن دسته از فرآيندهايي اطلاق نمود كه نحوه عملكرد مديريت را از خوب به بد درجه بندي مي نمايد و در نهايت منجر به تصميم گيري مديران عالي رتبه نسبت به اوضاع و احوال كلي مديران و كاركنان تحت مديريت خودگردد. اين تصميم ها ممكن است شامل بهبود عملكرد مديران و كاركنان موجود , ترفيع , تعويض يا تشويق و تنبيه آنان باشد.
نظارت و كنترل عبارت از فرآيندي است كه مدير از طريق آن ميزان تطابق عمليات انجام شده را با فعاليتهاي برنامه ريزي مي سنجد. بنابر اين مي توان گفت نظارت و كنترل , مقايسه اي بين بايدها و هست هاست (2 ) .
مجموعه فرآيندهاي نظارت و ارزيابي در قرآن مجيد , سيره نبوي و سيره علوي به نحوي بسيار عالي تر از آنچه تصوررود وجود داشته كه اندكي از آن به صورت مكتوب در دسترس باشد.
نظارت و ارزيابي در قرآن مجيد
كلمه نظارت به اشكال مختلف حدود 60 بار در سوره مختلف قرآن مجيد(3 ) ذكر شده است كه در برخي آيات به معناي نگاه كردن و عبرت گرفتن و در برخي به معناي تحت نظر قرار دادن و در حقيقت همان معناي نظارت و ارزيابي از آنها مستفاد مي شود. در اين مقوله بيشتر نظارت الهي بر بندگان و جهانيان مورد توجه است . برخي از آيات مذكور در ذيل آورده مي شود :
1 ـ سوره 10 (يونس ) آيه 14 :
ثم جعلنا كم خلائف في الارض من بعدهم لننظر كيف تعلمون « سپس ما بعد از هلاك آنها , شما را در زمين جانشين كرديم تا بيازمائيم و بنگريم كه تا چه عمل خواهيد كرد » . در اين آيه نوعي نظارت الهي بر عملكرد بشر در روي زمين مورد تاكيد است .
2 ـ سوره 27 (النمل ) آيه 27 :
قال سننظر اصدقت ام كنت من الكاذبين « حضرت سليمان به هد هد گفت : بايد تحقيق كنم تا صدق و كذب سخن تو را دريابم » . اين آيه به تحقيق قبل از ارزيابي , تاكيد دارد.
3 ـ سوره 59 (الحشر) آيه 18 :
يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و لتنظر نفس ما قدمت لغذ , واتقوالله ان الله خبير بما تعملون « اي اهل ايمان , خدا ترس شويد و در كار دنياي خود بنگريد تا چه عملي براي فرداي قيامت خود پيش فرستيد و از خدا بترسيد كه او به همه نيك و بد كردار آنان به خوبي آگاه است » .
4 ـ سوره بقره (3 ) آيه 104 :
يا ايها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا واسمعوا وللكافرين عذاب اليم « اي اهل ايمان هنگام تكلم با رسول خدا مگوئيد ما را رعايت كن بلكه بگوئيد ناظر احوال ما باش و سخن خدا را بشنويد كه براي كافرين عذاب دردناك مهياست » . 5 ـ سوره نسا(3 ) آيه 46 :
من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه ويقولون سمعنا و عصينا و اسمع غير مسمع و راعنا ليا بالسنتهم و طعنا في الدين , و لو انهم قالوا سمعنا و اطعنا وسمع وانظرنا لكان خيرالهم و اقوم و لاكن لعنهم الله بكفرهم فلا يومنون الا قليلا « گروهي از يهود كلمات خدا را از جاي خود تغيير داده , گويند فرمان خدا را شنيده و از آن سرپيچي مي كنيم (و به زبان جسارت با تو خطاب مي كنند) گويند بشنو , كاش شنوا باشي و گويند ما را رعايت كن و گفتارشان زبان بازي و تمسخر به دين است و اگر به احترام گفتند كه ما فرمان حق را شنيده و تو را اطاعت كنيم و تو سخن ما بشنو و حال ما بنگر , آنان را نيكوتر بود به ثواب نزديكتر و خدا آنها را چون كافر شدند لعنت كرد , كه به جز اندكي از آنها(لايق رحمت خدا نيستند) و ايمان نمي آورند » .
6 ـ سوره 7 (اعراف ) آيه 129 :
قالوا اذينا من قبل ان تاتينا و من بعد ما جئتنا , قال عسي ربكم , ان يهلك عدوكم ويستخلفكم في الارض فينظر كيف تعلمون « (قوم موسي به او) گفتند , كه ما هم پيش از آمدن تو به رسالت و هم بعد از آن به رنج و شكنجه بوده ايم . موسي گفت , غم مخوريد , اميد است خدا , دشمن شما را هلاك نمايد و شما را در زمين جانشين او كند. آنگاه در مقام امتحان به شما نظاره كند تا ببيند كه شما چه خواهيد كرد » .
فرد مسلمان بر اساس اعتقادات ديني , عالم را محضر خداداند و پروردگار را بر كليه اعمال و حركات خويش بينا و شنوا. بر مبناي اين دينداري و اعتقاد كه خدا را حاكم مطلق مي داند , سايه پر رنگ نظارت و كنترل الهي را بر اعمال و رفتار خويش احساس مي نمايد و او مي داند كه خداوند مي فرمايد :
7 ـ سوره ق آيه 18 :
ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد « سخني جاري نمي شود مگر اينكه رقيب و عتيد مي نويسند » .
8 ـ سوره زلزله آيات 7 و 8 :
فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره « پس هر كس انجام دهد ذره اي نيكي , پاداش آن را مي گيرد و هر كس ذره اي بدي كند جزاي آن را مي بيند » .
خداوند نظارت مطلق بر كليه اعمال و حركات فرد و اجزا دارد و هر مسلماني قبل از هر چيز و هر كس بر اين اعتقاد كه رفتار و اعمال و حتي نيت او در زير ذره بين نظارت قرار دارد و كوچكترين خطا يا ثواب او ثبت و ضبط مي گردد و چنانچه در اين جهان پاداش يا مجازات اعمال فرا نرسد , در سراي باقي و ابدي كليه اعمال او چه گناه و چه ثواب مورد رسيدگي قرارگيرد و هر كس به سزاي اعمال خود مي رسد(4 ) .
نظارت الهي حتي بر پيامبران نيز اعمال مي شود. در جايي از قرآن مجيد نظارت خداوند نسبت به نحوه انتقال مطالب و تاثير صحت گفتار پيامبر آمده است :
9 ـ ولو تقول علينا بعض الا قاويل , لاخذنامنه باليمين . ثم لقطعنا منه الوتين فما منكم من احد عنه حاجزين (5 ) و اگر پيامبر حتي يك كلمه از پيش خود جعل كند و به ما نسبت دهد , با دست تواناي خود او را مي گيريم و سپس او را هلاك مي كنيم . پس هيچ يك از شما بازدارنده (عذاب ) از او نيست .
خداوند در قبال عملكرد پيامبرش اينگونه حسابرسي و كنترل مي نمايد كه در صورت عملكرد خلاف او را به عذابي بزرگ و حتي هلاك نمودن وي خبر مي دهد.
10 ـ فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين (6 ) « و هر آئينه احوالشان را بر آنان از روي دانش خود بر مي گوئيم و ما از ايشان غايب نبوده ايم » .
مختصر آيات الهي فوق الاشاره , نشان دهنده نظارت خداوند بر تمامي اعمال و رفتار انسانهاست . به بيان ديگر , هر عملي از انسان سر بزند تحت نظارت الهي است و انسان هر گاه بخواهد به انجام كاري دست بزند , قبل از انجام بايد انديشه كند و همواره اين اصل را به خاطر داشته باشد كه هر لحظه در محضر خداوند است و همه كارهايش چه آشكار و چه نهان تحت نظر است .
حضرت علي (ع ) در بيان اين نوع نظارت مي فرمايد : فاتقوالله الذي انتم بعينه و نواصيكم بيده و تقلبكم في قبضته ان اسررتم علمه و ان اعلنتم كتبه قد و كل بذالك حفظه كرامالا يسقطون حقا و لا يثبتون باطلا(7 ) « بترسيد از مخالفت با فرامين خداوندي كه در پيشگاه او حاضر هستيد و زمام امور شما به دست اوست و حركات و سكنات شما در يد قدرت اوست . اگر شما اعمالي را پنهاني انجام دهيد او مي داند و اگر آشكارا بدست آوريد او مي نويسد , نگاهبانان بزرگواري را گماشته تا هيچ حقي ضايع نگردد و بيهوده ثبت نكنند » .
در همين زمينه حضرت علي (ع ) مي فرمايد : فيقام الرسل في سالون عن تاديه الرسالات التي حملووها الي اممهم , فاخبروا انهم ادوا ذلك الي اممهم (8 ) « فرستادگان (الهي ) را نگاه مي دارند و از آنان پرسش مي كنند كه آيا رسالت خود را نسبت به امت هايتان انجام داده ايد. آنان پاسخ مي دهند كه اين وظيفه را انجام داده اند » .
نظارت و ارزيابي در سيره انبيا الهي
با مطالعه و بررسي زندگاني انبيا الهي در مي يابيم كه آنان در رسالت نبوي خود مقوله ارزيابي و نظارت را در سر لوحه اعمال خود قرار داده اند كه ذيلا به مواردي چند از پيامبران الهي و علي الخصوص پيامبر اسلام اشاره مي شود.
الف ) حضرت موسي عليه السلام
از جمله مواردي كه از سيره انبيا در قرآن مجيد در باب نظارت و ارزيابي نقل شده است موضوع حضرت موسي , قرآن مي فرمايد : و واعدنا موسي ثلاثين ليله واتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليله و قال موسي لاخيه هارون اخلفني في قومي واصلح و لا تتبع سبيل المفسدين (9 ) .
و با موسي سي شب وعده نهاديم و آن را به ده شب ديگر كامل كرديم . بدين ترتيب ميعاد پروردگارش با او به چهل شب تمام شد. و موسي به برادرش هارون گفت : جانشين من در ميان قومم باش و در اصلاح آنان بكوش و راه تبهكاران را پيروي مكن .
حضرت موسي (ع ) مسئوليت قومش را به برادرش سپرد و او را موظف به اصلاح قومش و عدم اطاعت از راه تبهكاران نمود , لكن وقتي از ميقات بازگشت انحراف در قومش پديد آمده بود.
حضرت موسي با عكس العمل شديدي , هارون را به سختي مواخذه نمود , و زماني كه هارون توضيح داد كه مسئوليت محوله را نيك انجام داده است , اما به دليل اينكه مبادا فتنه اي در قوم موسي رخ دهد , اقدام خشونت آميزي نكرده است , لذا حضرت موسي پس از شنيدن مطالب فوق كمي آرام شد.
و لما رجع موسي الي قومه غضبان اسفا , قال : بما خلفتموني من بعدي اعجلتم امر ربكم والقي الالواح و اخذ براس اخيه يجره اليه قال ابن ام ان القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني فلا تشمت بي الاعدا و لا تجعلني مع القوم الظالمين (10 ) . « و چون موسي خشمگين و اندوهناك به قوم خود بازگشت , گفت : پس از من بد جانشيناني برايم بوديد(و آئين مرا ضايع كرديد) آيا در فرمان پروردگارتان (و تمديد مدت ميعاد او در قضاوت ) عجله نموديد پس الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت و با عصبانيت به سوي خود كشيد. او(هارون ) گفت : فرزند مادرم , اين قوم مرا در فشار گذاردند و نزديك بود مرا به قتل برسانند. بنابراين كاري نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده » .
حضرت موسي هارون را بازخواست مي نمايد كه چه چيزي باعث شد كه از دستورات من پيروي نكني و او را مورد سئوال قرار داد :
قال يا هارون , ما منعك اذ رايتهم ضلوا الا تتبعن افعصيت امري قال يابن ام لا تاخذ بلحيتي و لا براسي , اني خشيت ان تقول فرقت بين بني اسرائيل و لم ترقب قولي (11 ) « و موسي گفت : اي هارون , چون آنها را ديدي كه گمراه شدند چه چيز تو را از اينكه (از دستورات من ) مرا پيروي كني باز داشت آيا از دستور من سرپيچي نمودي هارون گفت : اي فرزند مادرم , ريش و سر مرا نگير , من ترسيدم كه بگويي ميان بني اسرائيل تفرقه انداختي و سفارش مرا به كار نبستي » .
از مطالب فوق الذكر به خوبي مي توان دريافت كه چگونه حضرت موسي از نحوه انجام وظايف سپرده شده به هارون , سئوال مي كند و برادرش چه مودبانه پاسخ مي دهد و موضوع گمراهي قوم موسي را به جهت جهالت مردم مي داند. هارون وظايف محوله را به خوبي انجام داده بود. زيرا قرآن درباره او مي گويد :
و لقد قال لهم هارون من قبل يا قوم انما فتنتم به و ان ربكم الرحمن فاتبعوني و اطيعوا امري (12 ) « و هر آئينه هارون پيش از آن به آنها گفته بود كه اي قوم , همانا شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفتيد و پروردگار شما خداوند رحمان است . پس مرا پيروي كنيد و از دستورات من اطاعت كنيد » .
ب ) حضرت سليمان
قرآن در خصوص نظارت و ارزيابي حضرت سليمان نيز اشاراتي به شرح ذيل ارائه مي دهد :
1 ـ قال سننظر اصدقت ام كنت من الكاذبين (13 ) « حضرت سليمان به هدهد گفت : بايد تحقيق كنيم تا صدق و كذب سخنت را دريابم » .
2 ) و اني مرسله اليهم بهديه فناظره بم يرجع المرسلون (14 ) . فلما جا سليمن قال اتمدونن بمال فما آتنني الله خير مما اتكم بل انتم بهديتكم تفرحون (15 ) « بلقيس خطاب به رجال كشورش مي گويد : صلاح در اين است كه حالا من هديه اي براي آنان (سليمان و سپاهش ) بفرستم تا ببينم فرستادگانم از جانب سليمان چگونه پاسخ مي آورند. چون فرستادگان بلقيس به حضور سليمان رسيدند(او به هديه آنان اعتنايي نكرد). گفت شما مي خواهيد كه مرا به مال دنيا مدد كنيد آنچه خدا به من داده است بهتر از اين مختصر هديه شماست . آري شما مردم دنيا به اين هدايا , خود شاد شويد » .
ج ) پيامبر اسلام (ص )
بررسي و تحليل زندگاني پيامبر اكرم (ص ) , نشانگر فرازهايي است كه مقوله نظارت و ارزيابي را به خوبي روشن مي نمايد.
1 ـ دقت در انجام وظايف
امام صادق (ع ) در خصوص درست انجام دادن وظايف محوله و اعمال نظارت بر كارها توسط پيامبر اسلام به نكته ظريفي اشاره مي كند :
لما مات ابراهيم بن رسول الله (ص ) راي النبي (ص ) في قبره خللا فسواه بيده ثم قال : اذا عمل احدكم عملا فليتقن ... (16 ) « امام صادق (ع ) مي فرمايد : زمانيكه ابراهيم فرزند رسول خدا از دنيا رحلت كرد و او را در قبر نهادند , حضرت رسول (ص ) شكافي در روي قبر مشاهده كردند. سپس با دست مبارك خود آن را ترميم كردند و فرمودند : اگر شخصي از شما كاري انجام مي دهد بايد محكم كاري كند » .
2 ـ نظارت پنهان
پيامبر اسلام (ص ) در مورد بازرسي و نظارت پنهاني نيز اقداماتي انجام داده است . حضرت رضا(ع ) در زمينه رسول خدا مي فرمايد : كان رسول الله (ص ) اذا بعث جيشافاتهم اميرابعث معه من ثقاته من يتجسس له خبره (17 ) « پيامبر اسلام هنگاميكه لشكريان اسلام را براي جنگ اعزام نمودند و به آن امير اطمينان نداشتند , فردي مورد اطمينان به همراه او مي فرستادند كه از او براي حضرت خبر برساند » .
3 ـ عدم توجيه تخلفات زير دستان
پيامبر اكرم (ص ) پس از فتح مكه , خالدبن وليد را جهت دعوت مردم اطراف مكه اعزام نمود. او پس از مواجه شدن با قبيله بني حذيمه از آنان خواست كه به اسلام بگروند. آنان در پاسخ گفتند : ما مسلمانيم , خالد گفت : پس چرا مسلح شده ايد گفتند ميان ما و قومي از اعراب دشمني افتاده است , ترسيديم شما از ايشان باشيد. خالد گفت بايد آنان خلع سلاح شوند و به اسارت درآيند. صبح روز بعد آنان درخواست گشودن بند دستهايشان براي اقامه نماز كردند , اما خالد دستور داد كه اسيران را گردن بزنند. گروهي از همراهان خالد اسيران خود را كشتند اما همراهاني كه مهاجر و انصار بودند زير بار دستور خالد نرفتند. چون خبر جنايت خالد به پيامبر رسيد , دستهاي خود را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : اللهم اني ابرااليك مماصنع خالدبن وليد. پس از مراجعت خالد , پيامبر بر او خشمگين شد و بلافاصله به حضرت علي (ع ) دستور داد كه به نزد آن طايفه برود و خسارتهاي مالي و جاني آنان را جبران كند و پس از مراجعت حضرت علي (ع ) و اخذ گزارش عملكرد حضرت علي (ع ) در رابطه با جبران خسارتها فرمود :
من به خالد دستور جنگ نداده بودم بلكه به او فرمان داده بودم كه آنها را به اسلام فرا خواند(18 ) .
3 ـ حساب كشي
پيامبر اسلام (ص ) كسي را براي جمع آوري صدقات فرستاد. او پس از بازگشت از ماموريت خدمت پيامبر رسيد و رسول خدا از او حسابخواهي كرد(19 ) .
4 ـ نظر خواهي از زير دستان در رابطه با عملكرد مدير
پيامبر اسلام , سپاهي را به يكي از مناطق اعزام كرد و در آن سپاه حضرت علي (ع ) را به عنوان فرمانده برگزيد. پس از انجام ماموريت و بازگشت سپاه , پيامبر كارها را پيگيري نمود و در مورد چگونگي نحوه فرماندهي حضرت علي (ع ) سئوالاتي از اين قبيل فرمود : نحوه عمل و رفتار وي با زير دستان , نحوه مديريت فرمانده چگونه بوده است . سپاهيان پاسخ دادند كه همه اعمال و رفتا حضرت علي خوب بوده و به كارها رسيدگي و آنها را اداره مي كرده , جز اينكه در هر نمازي سوره توحيد را مي خوانده است . حضرت علي در جواب اين سئوال به پيامبر فرمود : كه چون اين سوره توحيد را دوست دارم (20 ) . پيامبر اسلام تمامي فعاليتها را بررسي نموده و چنانچه افراد نيز اشكالي در كارها مي ديدند آن را بيان مي كردند.
پاورقي :
1 ـ در فرهنگ عميد صفحه 1163 نظارت به معناي مراقبت در اجراي امري , و در فرهنگ دهخدا , جلد 48 صفحه 586 به معناي مراقبت و در تحت نظر و ديده باني داشتن كاري , بيان شده است .
2 ـ كتاب مديريت علمي مكتبي از ديدگاه اسلام , نوشته عباسعلي اختري ـ ص 238
3 ـ سوره 2 آيات 55 , 50 , 295 , 104 , 69 , 280 , سوره 3 آيات : 77 , 137 , 143 , سوره 4 آيه 46 , سوره 6 آيات 99 , 11 , سوره 7 آيات 15 , 14 , 86 , 108 , 143 , 129 , 185 و 195 , سوره 8 آيه 6 , سوره 9 آيه 127 , سوره 10 آيات 14 , 43 , 71 , 101 , سوره 11 آيه 55 , سوره 15 آيه 8 , 16 , 26 و 37 , سوره 16 آيه 36 , سوره 18 آيه 19 , سوره 20 آيه 97 , سوره 22 آيه 15 , سوره 26 آيات 33 و 203 , سوره 27 آيات 27 , 33 , 34 , 41 و 69 , سوره 29 آيه 20 , سوره 30 آيه 42 , سوره 23 آيه 53 , سوره 37 آيه 88 , سوره 38 آيات 15 , 79 و 80 , سوره 44 آيه 29 , سوره 47 آيه 20 , سوره 50 آيه 6 , سوره 56 آيه 84 , سوره 57 آيه 13 , سوره 59 آيه 18 , سوره 74 آيه 21 , سوره 75 آيه 23 , سوره 78 آيه 40 , سوره 80 آيه 24 , سوره 86 آيه .50
4 ـ جاسبي , عبدلله , مقاله نظارت و كنترل در مديريت اسلامي , ص 3 , مجله اقتصاد و مديريت , شماره 2
5 ـ قرآن , سوره حاقه , آيه هاي 44 تا 47
6 ـ قرآن مجيد , سوره اعراف , آيه 7
7 ـ سوره 181 نهج البلاغه , ترجمه سيد نبي الدين اوليايي , ص 657 و 658
8 ـ تفسير نورالثقلين , جلد 2 ص 4 , نوشته الحريزي , عبدالله بن ج العروسي , ترجمه هاشم رسولي محلاتي , دارالكتب علميه قم
9 ـ قرآن , سوره اعراف , آيه 142
10 ـ قرآن , سوره اعراف , آيه 150
11 ـ قرآن , سوره طه , آيات 92 و 93
12 ـ قرآن , سوره طه , آيه 90
13 ـ سوره النمل , آيه 27
14 ـ سوره النمل , آيه 35
15 ـ سوره النمل , آيه 36
16 ـ وسايل الشيعه , شيخ محمد حسن حر عاملي , انتشارات اسلاميه , جلد 2 , ص 883
17 ـ وسايل الشيعه , شيخ محمد حسن حر عاملي , جلد 11 , ص 44
18 ـ بحارالانوار , جلد 11 , ص 139 تا 142
19 ـ صحيح مسلم , جلد 12 , ص 220 تا 221 , تحقيق و تعليق موسي شاهين لايش و...
20 ـ تفسير مجمع البيان . جلد 5 ص 567

شيعه و اينترنت




غرب با تمام تبليغاتي كه عليه اسلام و تحت عناوين مختلف از قبيل مبارزه با تروريسم در قرن حاضر به راه انداخته , نتوانسته است جلوي رشد فزاينده اسلام , آن هم در دل كشورهاي خود را بگيرد.
بكارگيري انواع مختلف رسانه ها در عصر ارتباطات از سوي دشمنان اسلام و تبليغ مسيحيت به وسيله مبلغان و مسيونرها در كشورهاي فقير اسلامي گرچه دين اسلام را تهديد مي كند اما با وجود تمام ابزارهاي تبليغاتي موجود در دست دشمن , اسلام در حال گسترش و انتشار ميان انسانهاي حقيقت جو در غرب است .
براي تاييد اين مطلب كافي است سري به اينترنت بزنيم و وارد چت روم هاي دين اسلام شويم تا ببينيم چه خبر است . وقتي جهان تبديل به يك دهكده مي شود و اين دهكده در كامپيوتر شما جا مي گيرد , شما خود را در ميان اقيانوسي از انديشه هاي متفاوت مي بينيد كه اگر خود صاحب انديشه قوي و محكم نباشيد , امواج متلاطم اين اقيانوس شما را به هر كجا كه بخواهد با خود خواهد برد.
چت روم هاي دين اسلام كه معمولا مشحون از مسلمانان سراسر جهان است گاهي هم مشتاقاني را از اديان مختلف كه غالبا مسيحي هستند در خود جاي مي دهد. گرچه اين چت روم ها به مكاني براي تبادل نظر , مناظره و گاهي مجادله لفظي ميان مسلمانان و مسيحيان تندرو در مي آيد اما گاهي نيز به محلي براي هدايت حقيقت جوياني از ديگر اديان به دين مبين اسلام در مي آيد.
حضور مستمر مسلمانان داراي تسلط كافي بر زبان انگليسي و معلومات ديني و اشراف كافي آنان بر سايت هاي موثر اسلامي در اين روم ها بسيار حائز اهميت است , چرا كه گاهي آنها مي توانند به شبهاتي كه از سوي مسيحيان و يا پيروان ديگر اديان مطرح مي شود پاسخ بدهند كه اگر اين پاسخها از استدلال قوي و منطق مناسب برخوردار باشد , هدايت شيفتگان حقيقت به گرويدن به دين مبين اسلام را آسان تر مي كند.
حوزه هاي علميه و سازمان تبليغات اسلامي كه عمده نيروي خود را در ماه هاي محرم و صفر و ماه مبارك رمضان بر اعزام مبلغ به نقاط مختلف كشور , در قالب طرح هجرت متمركز مي كند , به همين اندازه نيز نسبت به فعاليتهاي موثر اينترنتي تامل بيشتري كند , چرا كه جاي خالي مبلغان شيعي ـ مسلط به زبان هاي عربي و انگليسي ـ در روم هاي دين اسلام بسيار محسوس است .
تبليغات منفي عليه اسلام و به ويژه تبليغات بسيار مخرب عليه شيعيان به صورت پخش تصاوير نامناسب از مراسم قمه زني و... در ذهن غربي ها نقش بسته است و افرادي كه مشتاق گرايش به دين اسلام هستند با مشاهده اين صحنه ها تمايلي به شناخت بيشتر نسبت به مذهب تشيع از خودنشان نمي دهند.
سلفي ها و اهل سنت در اين زمينه حساب شده تر عمل مي كنند و با راه اندازي روم هاي متنوع صيد خود را از ميان مردم جهان شكار مي كنند , حتي وهابي ها كه متهم به تحجر و واپسگرايي هستند دروس ديني مكتب خود را از طريق همين چت روم ها به طلبه هاي خود در سراسر دنيا به طور زنده ارائه مي كنند.
بكارگيري تبليغات زنده و رو در روي اينترنتي به شكل صوتي تصويري و مكتوب توسط روحانيون زبده و توانمند از سوي حوزه هاي علميه و سازمان تبليغات اسلامي در راستاي همان نهضت نرم افزاري است كه رهبر معظم انقلاب به آن اشاره كردند , كه اميد است مسئولان محترم اين مساله را جدي گرفته و درباره آن تصميم گيري نمايند.
سيد محمود جوادي

زلزله ـ قيامت ـ اعمال


زلزله تهران بهانه اي شد تا نگاهي اجمالي به آن داشته باشيم . در آيات قرآن هر كجا بحث زلزله آمده , بلافاصله موضوع قيامت و اعمال انسانها مورد بحث قرار گرفته است . در بعضي موارد , نظير آيه اول سوره حج از حادثه قطعي قيامت به زلزله تعبير شده است :
« يا ايهاالناس اتقوا ربكم ان زلزله الساعه شي عظيم . »
اي مردمان از خدا پرهيز كنيد كه زلزله روز قيامت اتفاق بزرگي است .
همين سوره و برخي ديگر از سوره ها مي فرمايد زمانيكه قيامت فرارسيد , مردم دهشت زده به هر سو مي دوند , از سرمايه هاي دنيايي بي بهره اند , هراسان هستند و همچون افراد مست , بدون پوشش حاضر مي شوند. شدت ترس قيامت آنقدر عميق است كه زنان حامله فرزندانشان را سقط مي كنند و مادران مهربان , بچه هاي شيري خود را كه پاره تنشان است مي اندازند و فرار مي كنند. پدر و مادر , فرزند و همسر , دوست و رفيق از يكديگر مي گريزند تا مبادا ناچار شوند باري از آنان به دوش بكشند. عجب روزي است !
در دنيا , شبيه ترين حادثه روز قيامت همين زلزله است . كساني كه چند زلزله را ديده باشند مي توانند بگويند در لحظه حادثه افراد فقط سعي مي كنند خود را نجات دهند , اگرچه نجات آنها موجب مرگ ديگران شود! وقتي خود را نجات دادند به خود مي آيند كه ظاهرا به فرزند و پدر و مادر و عزيزانشان كمك كنند.
نماز آيات در اين حادثه و حوادث طبيعي ديگر نظير خسوف و كسوف از آن جهت است .
روز قيامت پرده ها و حجابها از بين مي رود. اعضا و جوارح انسان گواهي مي دهد كه چه كرده است . زبانها بسته مي شوند. بجاي آن پا و دست و زبان , چشم و گوش بر اعمال شهادت مي دهند. با يك نگاه , آدمي تا عمق پرونده خود را مي خواند. كساني كه توشه اي با خود به همراه ندارند چيزي در كفه ترازو نمي بينند و كساني كه اندوخته هايي دارند به اندوخته خود چشم مي دوزند. لحظه زلزله اكثر افراد , مروري بر زندگي خود دارند. اين مرور همزمان است با فرار و هراس و ترس , اما خيلي سريع . انسان قاضي رفتار خود مي شود. براي لحظاتي تصميم مي گيرد و با خداي خود پيمان مي بندد كه پس از نجات از اين صحنه مسير خود را عوض مي كند. به اوليا خدا استغاثه مي كند و با فرياد , خداوند را صدا مي زند. فرصت داده مي شود اما مجددا غفلت و فراموشي او را احاطه مي كند.
گرچه به بيان سوره مباركه « تكاثر » , اصحاب يقين در همه حالات علاوه بر اينكه اعمال خود را مي بينند , بهشت و جهنم را نيز نظاره مي كنند , اما در زلزله آدمي فقط خود را مي بيند , ترس و وحشت حاصل نوع رفتار ماست .
افراد خوش خيال فكر مي كنند كه زمان براي توبه وجود دارد و مي توانند در زمان مناسب حقوق مردم را پرداخت نمايند و با خيالي راحت اين دنيا را ترك كنند , اما زلزله به ما مي گويد كه شما بايد خانه را محكم بنا كنيد. در زمان رفتن و كيفيت آن نمي شود تصرف كرد. بياييم قبل از فرارسيدن « زلزله الساعه » خانه دل را محكم كنيم , حقوق مردم را پرداخت نماييم , از عناد و لجاجت دست برداريم , غرق در رحمت خداوند شويم و تا وقت هست , لذت خدمت و محبت به يكديگر را از دست ندهيم .
طاهريان

آقايان مسئولين به داد مردم برسيد!


در صف طولاني اتوبوس به انتظار ايستاده بودم چنانكه افتد و داني . پيرمردي لب به سخن گشود و شكوه ها آغاز كرد. از نكات جالب و برجسته حرفهاي او كه قابل تعمق است اين بود كه مي گفت ... « مسئولين امور دائما گوشزد مي كنند بايد طوري عمل كنيم كه اصولا مستضعفي در جامعه ما وجود نداشته باشد , ولي ...
پيرمرد آنگاه به تعبير و تفسير اين ادعا پرداخت واظهار داشت : « آري راست مي گويند! در حال حاضر با اين گراني سرسام آور كه در كشور بيداد مي كند , ديگر طبقه مستضعف قدرت خريد وادامه زندگي را نخواهد داشت واين زندگي بخور و نمير را نيز از دست خواهد داد و خواه ناخواه به تدريج از بين خواهد رفت و مستضعفي وجود نخواهد داشت ... »
اين كلام او در عين سادگي , بسيار پرمعني بود كه واقعا جاي تامل و انديشه دارد. خوبست فرمايشات مكرر رهبر راحلمان را به ياد آوريم كه مي فرمود : « ما و شما را , اين كوخ نشينان و مستضعفين سركار آوردند. »
مايحتاج اوليه و روزمره مردم با نرخهاي سرسام آور عرضه مي گردد. غافلين از خدا و وجدان , دمار از روزگار محرومين و مستضعفين در مي آورند و آنها را از هستي ساقط مي كنند. قدرت خريد واستفاده از مواهب و نعمتهاي خدادادي در انحصار عده اي سودجو قرار گرفته است كه زالو صفت , خون محرومين و بيچارگان را مي مكند و عامل به وجود آمدن وضع موجود مي باشند. با تظاهر و ريا و نيرنگ و تزوير به اسلام و انقلاب لطمه زده وبا لطايف الحيل جيب خود را پر كرده و از آب گل آلود ماهي مي گيرند. خون شهدا را پايمال كرده و به زراندوزي واندوختن ثروت مشغولند و اهداف عالي شهدا را فداي اميال و هوسهاي پست و شيطاني خويش مي نمايند. در اين دوران وانفسا نه تنها از نظارت دولت بر نرخها خبري نيست بلكه در بعضي موارد , خود دولت آتش گراني را دامن مي زند. هر سال قيمت بنزين طبق تصميم دولت افزايش يافته و تاثير مستقيم در گراني ساير اجناس به جا مي گذارد. وزارتخانه ها براي خودكفا شدن , مسابقه گذاشته اند وبه نرخ خدمات خويش مي افزايند. نرخ اتوبوس , آب , برق , گاز , تلفن و پست سال به سال افزايش مي يابد به مصداق :
اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي
برآورند غلامان او درخت از بيخ
جايي كه بعضي از مسئولين با مردم اينگونه رفتار مي كنند , معلوم است كه سودجويان مكار و بي وجدان چه به روزگار مردم محروم و بدبخت خواهند آورد.
آقايان متصديان امور , خود انصاف دهيد كه طبقات ضعيف و كارمند , خصوصا كارمندان بازنشسته چگونه اين هزينه هاي كمرشكن را تامين كنند و تاب تحمل اين همه مشكلات را داشته باشند آيا اين اعمال , آب به آسياب دشمن نمي ريزد آيا اين فشارهاي اقتصادي , خود منشا وسرچشمه مفاسد و بي تقوائي ها و جذب شدن به سوي تهاجم فرهنگي غرب واستكبار و سبب بي ايمانيها نمي باشد آيا مردم بعد از سپري شدن سالها از انقلاب , چنين انتظاري دارند آيا اينست دستمزد مردمي كه همه چيز خود را در طبق اخلاص نهادند و با خون هزاران شهيد , شماها را قبول نمودند تا حقوق از دست رفته و پايمال شده خود را به دست آورند و دست استعمارگران و عمال داخلي آنها را از مملكت كوتاه گردانند.
اما عليرغم همه اين مشكلات , استعمارگران و ايادي آنها بدانند كه اين بار هم اشتباه مي كنند و نمي توانند به نام دلسوزي و در پوشش بشردوستي و با استفاده از احساسات پاك مردم , ذخاير اين كشور را به غارت ببرند و در تحميق توده ها بكوشند زيرا پيروان راستين تشيع و وطن دوستان واقعي هميشه بيدارند و در برابر ظلم و ستم سكوت نخواهند كرد.
آقايان مسئولين امور كه پيروي از مولا علي عليه السلام را داريد و مي خواهيد با قسط وعدالت حكومت كنيد , آيا با اين جريانات , دانسته يا ندانسته بهانه به دست دشمنان و استكبار و استعمار داده نمي شود. رضاي خدا را در نظر بگيريد تا دير نشده شر اين بلاي خانمان سوز تورم و گراني و اعتياد و ساير مفاسد اجتماعي را از سر اين ملت كوتاه نمائيد تا از اين طريق در مسير حق و حقيقت قرار گرفته و كشور را از اين گرفتاريها نجات دهيد.
ابوالفضل خلخالي زنجاني ـ بازنشسته

علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد


از آنجا كه بيشترين مناطق ايران بر روي بستر گسل هاي زلزله خيز قرار دارد و هنوز مراكز تحقيقاتي دنيا و تجربيات نتوانسته است وقوع زلزله را معين كند , به نظر مي رسد اقداماتي هر چند ابتدايي قبل از به وقوع پيوستن آن بتواند از فجايع بيشتر جلوگيري كند.
تجربيات تلخ زلزله طبس در سالهاي دور , زلزله هاي رودبار , بم و بلده در سالهاي اخير هنوز از يادها زدوده نشده و ويرانه هاي بجاي مانده از آن و هزاران بي خانمان كه اگر امروز فقط به لحاظ اقامت , در مكاني به اسم خانه سكني گرفته اند. هنوز نتوانسته اند برغم از دست دادن عزيزان و مسائل و مشكلات روحي و رواني حاصله فائق آيند.
بايد به اين واقعيت روانشناختي اشاره كنيم كه انسان در ضمير ناخودآگاه خويش به لحاظ صحت ساحت معنوي و روان خود به حفظ و حراست يادها و خاطرات مي پردازد. متاسفانه غم مصيبت از دست دادن عزيزان و كاشانه اي كه روزي محل امن و قرار و آسايش بوده , بسيار فراتر از دست دادن مشتي آجر و خاك است .
دورنگري و مطرح كردن طرحهايي از قبيل : بازسازي بافتهاي فرسوده , ايجاد يك اطاق آهني در خانه , تخريب و نوسازي , ساخت و ساز عمارتها و برجها بر روي ريل كه برگرفته از معماري ژاپن است , مسدود كردن چندين شاهراه و خيابان اصلي در زمان وقوع به صورت خودكار (جهت تردد نيروهاي امداد و آتش نشاني ) , بسيار سازنده و پرواضح است كه بحثهاي تخصصي , تجزيه و تحليل و تحقيق در خصوص مسائل و مشكلات , لازمه اصلاحات و پيشرفت است ولي زلزله , اين بلاي طبيعي , بدون خبر و در زمان نامعلوم و در يك لحظه اتفاق مي افتد و قدرت هر گونه فكر و تصميم گيري صحيح را از انسان مي گيرد. پس بهتر است براي حفظ جان عزيزان , بستگان , همسايگان و تمامي آناني كه به نوعي با آنها وابسته و نسبت به آنان احساس مسئوليت مي كنيم تمهيداتي از قبل بيانديشيم تا در صورت وقوع زلزله , حتي الامكان از خسارات غيرقابل جبران اوليه و غافلگيرانه آن جلوگيري نموده و به مسئولين نيز فرصت كافي جهت كمك رساني بعدي را بدهيم تا در اسرع وقت بتوانند به كمك آسيب ديدگان بشتابند.
بنابراين لازم است به موارد ذيل توجه كافي مبذول شود :
1 ـ ابتدا بايد در منزل محل امني را از قبل تعيين كرده و به اطلاع همه ساكنان برسانيم . تجربيات نشان مي دهد زير چهارچوب درها و آنجايي كه از شيشه ها و پنجره ها دور و به درب خروجي و راه فرار نزديك تر است , محل امن تر و مناسب تري است .
2 ـ بايد ساك و يا جعبه اي كوچك متشكل از : يك عدد راديوي دستي , چراغ قوه , باطري اضافه , سوت , وسايل كمكهاي اوليه , داروهاي ضروري افرادي را كه به بيماريهاي خاص از قبيل ديابت , بيماريهاي قلبي و يا آسم مبتلا هستند , كپي از مدارك شناسايي , كمي پول نقد , آب آشاميدني در بطريهاي پلاستيك دربسته , مقداري خشكبار از قبيل خرما , گردو , پسته و فندق , مقداري بيسكويت و تعدادي كيسه پلاستيك براي مواقع لزوم قرار دهيم و هر شش ماه يكبار محتواي آن را در چند دقيقه تعويض كنيم .
اين ساك يا جعبه كه فضاي زيادي را به خود اشغال نمي كند , هميشه بايد نزديك به همان محل امن از قبل پيش بيني شده قرار دهيم و به اعضاي خانواده يادآور شويم كه در عوض ترس و وحشت و تجمع در راهروها , آسانسورها و يا گريختن به كوچه و خيابان كه خطر فرو ريزي عمارتها و افتادن و قطع كابلهاي فشار قوي برق را مي تواند در پي داشته باشد , بهتر است كه در زمان زلزله بر اعصاب خود مسلط شده و بلافاصله خودمان را به محل امن تعيين شده در منزل برسانيم تا ثانيه هاي اوليه بحران بگذرد و با وضعيت و موقعيت جديد به حكم انسانيت بر يكايك ما واجب است كه با اشراف بر سكنه اطراف محل زندگيمان اگر سالخوردگان و يا افرادي كه از قدرت شنوايي و نعمت كلام برخوردار نيستند , آنان را از قبل شناسايي كرده و پس از پشت سر گذاردن بحران به كمك آنان بشتابيم .
فرشته نايبي