روزنامه جمهوري اسلامي 24/03/1383 صفحه سياسي
جنگ آمريكا در عراق ; اهداف اعلام شده , اهداف اعلام نشده , نتايج حاصله




مقدمه
15 ماه از شروع جنگ آمريكا عليه عراق مي گذرد . در جريان اين جنگ , رژيم 24 ساله صدام و حكومت 35 ساله حزب بعث منهدم شد , زير ساختهاي اقتصادي عراق بخاطر بمبارانهاي آمريكا خسارات فراوان ديد و خونهاي بسياري به زمين ريخته شد.
مردم جهان در مورد علت وقوع اين جنگ يك رشته اهداف را از زبان مقامات و منابع خبري و سياسي آمريكا شنيده اند ويك رشته اهداف نيز وجود دارد كه اعلام نشده اند. بنابر اين نظاميگري 15 ماهه آمريكا در عراق از سه منظر قابل بررسي است .
1 ـ اهداف اعلام شده براي وقوع جنگ
2 ـ اهداف اعلام نشده براي وقوع جنگ
3 ـ نتايج حاصل از جنگ
مقاله زير كه با استفاده از منابع خبري و مطبوعاتي تهيه و تدوين شده , شرحي بر اين سه منظر است .
وقتي كه در نوزدهمين روز فروردين ماه سال 82 ژنرال جي گارنر آمريكائي رسما حكومت غيرنظامي موقت در عراق را اعلام كرد , نقشه اشغال نظامي اين كشور تكميل شده بود. اشغال كامل عراق با انتصاب اين ژنرال بازنشسته آمريكايي پس از 21 روز بمباران و گلوله باران شهرها و تاسيسات زيربنايي عراق و براساس يك توافق ميان آمريكائيها و تعدادي از سران حزب بعث عراق و دادن وعده و وعيدهاي بسيار به گروههاي معارض عراقي انجام شد.
اين جنگ نابرابر نشان داد كه سازمان ملل ديگر براي حل و فصل مناقشات بين المللي كارايي ندارد. آمريكا و هم پيمانانش بدون مجوز اين سازمان وارد جنگي شدند كه هيچ اجماع بين المللي درباره آن صورت نگرفته بود زيرا اهداف اعلام شده آمريكا براي جنگ در عراق مورد قبول هيچ كشور آزاد و سازمان مستقل جهاني واقع نشده بود.
اين جنگ مخالفين زيادي در سراسر جهان داشته و دارد. براساس يك نظرسنجي كه در كشورهاي مختلف جهان از جنوب اقيانوس آرام تا سواحل آتلانتيك شمالي راجع به جنگ عراق صورت گرفته , حداقل 73 درصد مردم جهان مخالف اين جنگ بودند . (1 )
اهداف اعلام شده آمريكا در جنگ عليه عراق
جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا روز 31 شهريورماه سال 1381 درست 6 ماه قبل از اينكه دستور شليك اولين موشكهاي خود را به سمت عراق صادر كند در گزارشي به شوراي امنيت سازمان ملل گفت به سه دليل عمده , عراق بايد مورد حمله قرار گيرد :
1 ـ دولت عراق 16 قطعنامه سازمان ملل را از زمان جنگ اول خليج فارس زيرپا گذاشته است
2 ـ عراق داراي سلاحهاي كشتارجمعي است
3 ـ دولت عراق اصول حقوق بشر را رعايت نمي كند
وي بعدها اهداف ديگري را براي حمله به عراق از جمله ارتباط صدام با القاعده و نيز تلاش براي اعطاي آزادي و دمكراسي به مردم اين كشور , به فهرست اهداف اعلام شده خود اضافه كرد.
شوراي امنيت سازمان ملل براساس اتهامات آمريكا در 17 آبان 1381 قطعنامه 1441 خود مبني بر بازرسي همه جانبه براي خلع سلاح كامل عراق را به اتفاق آرا تصويب كرد و با اينكه صدام اين قطعنامه را سريعا پذيرفت و سازمان ملل نيز بازرسان خود را به عراق اعزام كرد , اما واشنگتن كه اهداف ديگري را از اين بهانه جوئيها دنبال مي كرد زياد منتظر نتايج اقدامات و گزارشات بازرسان سازمان ملل نماند و نيروهاي خود را به منطقه اعزام كرد.
از جمله دلايلي كه بوش براي حمله به عراق اعلام كرد زيرپا گذاشتن قطعنامه هاي سازمان ملل توسط صدام بود كه اين موضوع به هيچ عنوان مورد پذيرش جهانيان واقع نشد زيرا نقض قطعنامه هاي اين سازمان توسط هر كشوري مستلزم تصميم گيري از سوي خود سازمان ملل است و اگر اين سازمان را يك نهاد مستقل به حساب آوريم نبايد هيچ كشوري خود را قيم يا بازوي اجرايي اين سازمان به حساب آورد. ضمن آنكه سازمان ملل و دبيركل آن هيچ گاه عملكرد عراق را ناقض قطعنامه هاي سازمان ملل ندانسته و هيچگاه نيز حمله يكجانبه به عراق را تاييد نكرده اند. در همان زمانها بود كه « اندوود كارد » رئيس كاركنان كاخ سفيد با ناديده گرفتن وظايف سازمان ملل گفت كه آمريكا براي حمله به عراق نيازي به اجازه سازمان ملل ندارد(2 ) و كوفي عنان هم هيچگاه نپذيرفت كه سازمان ملل به صورت تابعي از ايالات متحده عمل كند . (3 ) حتي 6 ماه پس از اشغال عراق پاول وزير امور خارجه آمريكا با صراحت تمام گفت كه آمريكا , عراق را به سازمان ملل نخواهد داد(4 ) پس مطمئنا حمله آمريكا به عراق به خاطر اجراي قطعنامه هاي نقض شده سازمان ملل نبوده است . دولتي كه خود كاملا بي اعتنا به سازمان ملل است هيچگاه براي قطعنامه هاي نقض شده آن توسط ديگر كشورها دلسوزي نمي كند و سازمان مزبور در آغاز حمله به عراق , با واشنگتن بيشتر مشكل داشت تا با عراق . آمريكا بيشتر متهم به رعايت نكردن ديدگاههاي سازمان ملل بود تا عراق .
دومين بهانه اي كه بوش براي حمله به عراق آورد , داشتن سلاحهاي كشتارجمعي صدام بود.
بوش براي حمله به عراق افكار عمومي جهان را فريب داد. وي با اعلام گزارشات بي پايه و اساس از سلاحهاي كشتارجمعي عراق قصد رسيدن به اهداف ديگري در عراق را داشت .
تهاجم نظامي آمريكا به عراق , با تبليغات پرحجم در مورد ضرورت نابودي سلاحهاي كشتارجمعي عراق به مرحله اجرا درآمد ولي اكنون بيش از يك سال از سقوط رژيم صدام مي گذرد اما كمترين نشاني از زرادخانه هاي سلاحهاي كشتارجمعي ادعائي عراق بدست نيامده است .
در آخرين روزهاي پيش از آغاز حمله وقتي صدام راضي به انهدام موشكهاي « الصمود ـ2 » شد , آمريكائيها آن را نپذيرفتند و اعلام كردند كه ديگر دير شده است و اين نشان مي داد كه حمله به عراق يك تصميم ازپيش تعيين شده بود. نشريات آمريكايي با انتشار اخبار جعلي حتي پس از اشغال عراق قصد داشتند اين موضوع را به جامعه جهاني القا كنند كه عراق داراي تاسيسات هسته اي است .
روزنامه نيويورك پست طي گزارشي جعلي و براي توجيه رسوائي كاخ سفيد نوشت كه غارتگران عراقي هفت پايگاه هسته اي عراق را كه حاوي مواد هسته اي مرگبار , زباله هاي راديواكتيو و مواد خطرناك ميكروبي بود به سرقت برده اند. مضحك تر از همه اين بود كه همين روزنامه نوشت : روستائيان محروم بشكه هايي را كه با زباله هاي راديواكتيو پر شده بود براي ذخيره كردن آب آشاميدني با خود بردند . (5 ) اين ادعاهاي واهي هيچگاه به اثبات نرسيد. بارها هانس بليكس رئيس بازرسان سازمان ملل گفته بود كه عراق هيچ نوع سلاح كشتارجمعي ندارد. آمريكائيها حتي تمامي كاخهاي صدام را زير و رو كردند و به تمامي مراكز نظامي و اقتصادي عراق سر زدند اما واقعا چيزي نيافتند. تبليغات آمريكائيها در زمينه سلاحهاي كشتارجمعي عراق بقدري شديد بود كه وقتي هانس بليكس پس از بازرسي و تجسس كامل در عراق اعلام كرد كه هيچ سلاح غيرمجازي نيافتيم (6 ) باز آمريكائيها حرف او را نپذيرفتند و جالب اين بود كه آريل شارون به كمك آنها آمد و گفت : اين سلاحها به سوريه منتقل شده اند(7 ) كارشناسان اتمي آمريكا در ادامه اين حركت حتي « هرا صالح مهدي » يك دانشمند زن عراقي را پس از اشغال عراق دستگير كردند(8 ) و او را تحت شديدترين فشارها قرار دادند تا شايد گزارشي از فعاليتهاي هسته اي عراق بدست آوردند اما او نيز چيزي نگفت زيرا كه واقعا چيزي دربين نبود.
بالاخره كاخ سفيد با انتشار يك بيانيه اعلام كرد كه سخنان بوش درباره تلاش عراق براي دستيابي به اورانيوم براساس اطلاعات جعلي بوده است (9 ) در نطق هشتم بهمن 1381 بوش كه با استناد به گزارش دولت انگليس تهيه شده بود آمده بود كه صدام مقادير زيادي اورانيوم از طريق آفريقا به دست آورده است . بعدها جسد مفقود شده « ديويد كلي » افشاگر دستكاري اطلاعات تسليحاتي عراق در آخرين روزهاي تيرماه سال گذشته در لندن در نزديكي منزلش توسط پليس انگليس پيدا شد. وزارت دفاع انگليس دكتر كلي را به عنوان منبع احتمالي خبر مربوط به دستكاري دولت در گزارش تسليحات كشتارجمعي معرفي كرده بود(10 ) در حالي كه زنده بودن او مي توانست افشاگر طرحهاي آمريكا و انگليس عليه عراق و از جمله جعلي بودن گزارش مربوط به سلاحهاي كشتارجمعي اين كشور باشد.
سومين بهانه بوش براي حمله به عراق عدم رعايت حقوق بشر در اين كشور بود كه به اين موضوع در گزارش خود به سازمان ملل اشاره كرده بود.
بايد گفت اين موضوع همچون بهانه هاي قبلي دليل قانع كننده اي براي حمله و اشغال نظامي يك كشور نمي تواند باشد. چرا كه اگر به صرف عدم رعايت حقوق بشر در كشوري قرار باشد آن كشور مورد تهاجم واقع شود كشورهاي بسياري در منطقه و جهان هستند كه ازدوستان نزديك آمريكائيها محسوب مي شوند و آنها نيز هيچگاه اين موضوع را رعايت نكرده و نمي كنند و جالب اين است كه آمريكا خود يكي از كشورهايي است كه همه ساله از طريق مجامع حقوق بشري مورد سئوال واقع مي شود و موارد متعددي از نقض حقوق بشر در اين كشور به وقوع مي پيوندد.
مسئله ارتباط عراق با القاعده هم از پايه و اساس سست و بي بنيان بود زيرا آمريكائيها همواره براي انكار كردن وجود مخالفين خود , هر حركت ضدآمريكائي را به القاعده نسبت مي دهند. القا ارتباط ميان صدام با القاعده , ابزاري براي انحراف افكار عمومي از وجود كانونهاي متعدد ضدآمريكائي در جاي جاي عراق و نزد مليتها و مذاهب مختلف اين كشور است . ضمن آنكه نمي توان فراموش كرد كه آمريكا خود پايه گذار اين سازمان در افغانستان بوده و كمكهاي مالي و نظامي بسياري را در جنگهاي داخلي اين كشور زماني كه تحت اشغال ارتش سرخ شوروي سابق بود , به اين سازمان نمود.
اهداف اعلام نشده آمريكا در جنگ عليه عراق
روزي كه حمله آمريكا به عراق آغاز شد كسي باور نمي كرد كه اهداف اعلام شده بوش براي اين جنگ خونين صرفا همانهايي باشد كه دستگاههاي تبليغاتي آمريكا به نقل از بوش و ساير منابع سياسي اين كشور ادعا كرده بودند. در نتيجه تحليل گران و مفسران سياسي اهداف ديگري را براي اين حمله بيان داشته اند كه مي توان به چند مورد آن اشاره كرد.
1 ـ تسلط بر منابع نفتي عراق
2 ـ ايجاد حاشيه امنيتي براي اسرائيل
3 ـ اردو زدن در پشت مرزهاي غربي ايران و سلطه نظامي بيشتر بر منطقه خليج فارس
الف ـ تسلط بر منابع نفتي عراق
براساس اسناد كشف شده در آمريكا دولت اين كشور دو سال قبل از جنگ نقشه تسلط بر نفت عراق را طراحي كرده بود. يك مركز بازرسي خصوصي در آمريكا اسنادي را كه متعلق به گروه انرژي ديك چني معاون وقت رئيس جمهور آمريكا بود كشف كرده كه در آنها جزئيات نقشه چاههاي نفتي , بنادر و خطوط لوله نفتي عراق وجود داشت .
اين اسناد در فروردين ماه سال 1380 درست دو ماه قبل از اينكه ديك چني گزارشي از نيازهاي انرژي آمريكا و راهكارهايي براي اقدامات آينده تامين انرژي اين كشور ارائه دهد , تنظيم شده بود . (11 )
از سوئي ساختار اجتماعي آمريكا به شدت اقتصادي شده است و هرگاه قيمت كالا و انرژي تغيير مي كند اين ساختار از آن تاثيرمي پذيرد. همين امر موجب شده كه آمريكا از نظر اقتصادي آسيب پذير شود . اگرچه آمريكا با توليد روزانه 7 ميليون بشكه نفت در صدر توليدكنندگان نفت جهان قرار دارد اما مصرف روزانه 21 ميليون بشكه نفت نيز اين كشور را در صدر مصرف كنندگان جهان قرار داده است . اين كشور مجبور است 14 ميليون بشكه نفت وارد كند تا عرضه و تقاضا به تعادل برسد بنابراين آمريكا براي تامين انرژي آينده خود نياز شديدي به نفت خاورميانه دارد.
طبق برآوردهاي به عمل آمده توسط كارشناسان , ذخاير نفتي عراق بيش از يكصد ميليارد بشكه تخمين زده مي شود و همين نيز بهترين دليل براي اشغال عراق توسط آمريكا محسوب مي شود.
به نظر مي رسد هيچيك از انگيزه هاي آمريكا براي حمله به عراق به اندازه ذخاير نفتي و موقعيت استراتژيك اين كشور در منطقه براي اين عمليات گسترده موثر نبوده است . زيرا براي كشورهاي صنعتي و پيشرفته و بويژه آمريكا , خليج فارس « نبض حيات » محسوب مي شود و براي آمريكا در دست گرفتن شريان نفتي جهان كه عراق يكي از مهمترين عناصر اين شريان است بالاترين هدف مي باشد.
از سويي آمريكا با تسلط بر منابع نفتي عراق در جهت شكستن قيمت نفت در جهان تلاش مي كند. بوش مي كوشد از طريق صدور نفت اين كشور بدون وارد كردن آن به اوپك , اقتدار هميشگي اين سازمان را در قيمت گذاريها و ميزان توليد بشكند. آمريكائيها در صدد ايجاد مشكل براي كشورهاي عضو اوپك هستند آنها درنظر دارند با صدور روزانه 3 تا 7 ميليون بشكه نفت و عرضه آزاد آن در بازارهاي جهاني خارج از كنترل اوپك به بي نظمي در ارائه انرژي و بالاخره فروپاشي اين سازمان اقتصادي كمك كنند تا از اين طريق شاهرگ اقتصادي و حياتي منطقه و غرب را بدست آورند.
آمريكا كه از ابتدا چشم به ميلياردها بشكه نفت عراق داشت در اولين هفته پس از سقوط صدام شروع به انعقاد قراردادهاي كلان به بهانه « بازسازي عراق » با شركتهاي وابسته به دولتمردان آمريكايي كرد و تاكنون چندين قرارداد كه مبلغ آنها به ميلياردها دلار مي رسد با حمايت وزارت دفاع اين كشور (پنتاگون ) به امضا رسانده است تنها يك نمونه آن امضاي قرارداد 680 ميليون دلاري با شركت آمريكايي بچل كه ديك چني , جورج شولتز و واينبرگر اعضاي هيات مديره آن هستند , مي باشد. تقسيم غنايم جنگي ميان شركتهاي آمريكايي بدون برگزاري هرگونه تشريفات مناقصه اي انجام مي گيرد.
روزنامه نيويورك تايمز در شماره 82,1,30 خود با انتقاد از امضا قرارداد با شركت « بچل » مي نويسد : اين انتخاب پيام تاسف باري براي جهانيان است . امضاي اين قرارداد فقط اين احساس را كه آمريكا در پي سواستفاده از جنگ در عراق است را تقويت مي كند. گرچه « جان مارشال » سخنگوي اين شركت آمريكايي با كمال وقاحت مي گويد : اگر بچل در بازسازي خسارات وارده ـ خساراتي كه خود آمريكائيها با بمبارانهاي پياپي بوجود آورده اند ـ كمك مي كند , بايد از آن تجليل هم بشود.
يك شركت آمريكايي ديگر كه قراردادهاي بزرگي را در زمينه هاي نفتي و اقتصادي عراق به امضا رسانده , شركت بزرگ هاليبرتون مي باشد. رقباي اين شركت معتقدند كه شركت فوق كليه امور نفتي عراق را به دست گرفته اند . (12 )
آمريكا در يك قطعنامه 25 ماده اي تحت پوشش « لغو تحريمهاي اقتصادي عراق » از شوراي امنيت خواسته است كه به آمريكا و انگليس اجازه داده شود حداقل به مدت يك سال كنترل منابع مالي و اقتصادي عراق را به عهده بگيرند. اين قطعنامه با شماره 1483 در اول خرداد ماه سال گذشته به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل رسيد و طبق آن اشغالگران تمامي منابع و درآمدهاي نفتي عراق را به كنترل خود درآورند. براساس اين قطعنامه كه روند غارت و چپاول عراق توسط اشغالگران را تاييد كرد , درآمدهاي نفتي عراق وارد صندوقي مي شود كه در اختيار اشغالگران مي باشد.
آمريكائيها كه براي اشغال عراق به قول خودشان متحمل صورتحسابهاي سنگيني شده اند , با تصويب قطعنامه 1483 قصد بازپرداخت اين صورتحساب را از جيب مردم عراق را دارند.
رامسفلد به اين صورتحساب سنگين اشاره مي كند و مي گويد ما براي اشغال عراق در ماه 3,9 ميليارد دلار و تقريبا يك ميليارد دلار در هفته هزينه پرداخت كرده ايم كه اين كار سختي است .
ب ـ ايجاد حاشيه امنيتي براي اسرائيل
در چهارمين شب اسفند ماه سال 1369 وقتي كه پس از به صدا درآمدن آژيرهاي حمله هوايي در سراسر فلسطين اشغالي يك فروند موشك اسكادبي عراقي با صداي مهيبي در خاك اسرائيل منفجر شد , خطر صدام براي اسرائيل كاملا مسجل گرديد . (14 )
پس از آن بود كه صهيونيستها به تلاشهاي خود براي نابودي رژيم عراق افزودند و بالابي هاي پيدا و پنهان خود در ميان سران آمريكا به دنبال چاره گشتند.
بعد از جنگ اول خليج فارس كه چند روزي بيشتر طول نكشيد , صهيونيستها براي از بين بردن رژيم صدام تلاش بسياري كردند ولي شرايط آن روز براي آمريكائيها بگونه اي نبود كه بخواهند وي را بركنار كنند . هر چند اين فرايند 12 سال به طول انجاميد ولي امروز صهيونيستها حداقل از دست كشوري كه سياست مشخصي در دوستي يا دشمني با آنها نداشت , راحت شده اند.
آمريكائيها پس از سرنگوني صدام انتظار دارند بقيه كشورهايي كه به ادعاي آنها مرتبط با تروريسم هستند از اين حادثه درس عبرت بگيرند , كشورهايي كه به نوعي تهديد براي اسرائيل محسوب مي شوند. در واقع تغيير رژيم در عراق از ديدگاه كاخ سفيد پيامي به ديگر كشورهاي دشمن و مخالف اسرائيل بود كه در اعمال و رفتار خود تغييراتي نسبت به اين رژيم ايجاد كنند.
دونالد رامسفلد وزير جنگ آمريكا 20 روز پس از پايان اشغال نظامي عراق و بعد از يك گشت و گذار در منطقه خاورميانه گفته بود ما انتظار داريم كه برخي كشورها از تجربه عراق درس بگيرند و دست به تغييراتي در رفتار خود بزنند (15 )
امروزه ناظران سياسي معتقدند فشار وارده بر كشورهاي سوريه و ايران تحت عناوين مختلف دقيقا تلاشي در راستاي ايجاد حاشيه امنيتي براي اسرائيل محسوب مي شود.
فهمي هويدي نويسنده معروف مصري در اين زمينه مي گويد : چند تن از مقامات پنتاگون در اسفند ماه سال 1381 درست چند روز پيش از آغاز حمله آمريكا به عراق از بوش خواستند كه حكومت صدام را براي دفاع از امنيت اسرائيل براندازد. در اين نامه از بوش خواسته شده بود در اين براندازي به گونه اي عمل كند كه مردم دنيا تصور نكنند كه يك ستون پنجم صهيونيستي عقل رئيس جمهور آمريكا را ربوده است .
از ديگر منافع اسرائيل در طرح اشغال عراق , سهيم شدن در منابع نفتي اين كشور است . آمريكا در اولين قدم براي چپاول نفت عراق و سهيم كردن اسرائيل در اين سفره گشوده شده , با گماردن شخصي به نام « فيليپ كارول » به عنوان مسئول صدور نفت عراق اقدام به بازسازي و راه اندازي مسير لوله نفتي عراق كه از كركوك به سوي حيفا در فلسطين اشغالي مي رود , نمود.
بنجامين نتانياهو وزير دارايي اسرائيل فقط سه ماه بعد از اشغال عراق در جمع تعدادي از سرمايه داران يهودي در لندن اطمينان داد كه لوله نفت عراق به زودي به روي اسرائيل گشوده خواهد شد و ديري نخواهد گذشت كه شما شاهد انتقال نفت عراق به حيفا خواهيد بود . (16 )
اين خط لوله كه نفت عراق را از شمال كشور از طريق اردن به بندر حيفا مي رساند , طي اولين جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1327 بسته شد و ديگر هرگز مورد استفاده قرار نگرفت .
پايگاه اينترنتي گاردين در اواخر فروردين ماه 82 به نقل از هفته نامه آبزرور در تاييد اين موضوع مي نويسد , طرحهايي براي ساخت يك خط لوله در عراق جهت انتقال نفت اين كشور به اسرائيل وجود دارد. اين طرح بازسازي يك خط لوله قديمي را كه از زمان پايان حاكميت انگليس در سال 1327 بدون استفاده مانده پيش بيني مي كند.


باز شدن پاي يهوديان به عراق و تلاش آنها براي خريد املاك و اراضي مردم اين كشور پس از اشغال نظامي , بلايي بود كه پيشتر , صهيونيستها بر سر مردم فلسطين آورده بودند.
در همين رابطه گروهي از علماي شيعه و سني عراق سال گذشته ضمن احساس خطر نسبت به اين موضوع با صدور فتوايي به مردم اين كشور درباره تلاش يهوديان براي تسلط بر سرزمينهاي عراق هشدار دادند. آنها اعلام كردند كه يهوديان از طريق خريد املاك و اراضي با قيمتهاي بسيار مناسب قصد تسلط بر سرزمينهاي عراق را دارند . (17 )
از ديگر منافع رژيم صهيونيستي در عراق پس از صدام , سود بردن از بازار 26 ميليون نفري اين كشور مي باشد . بازار بكري كه صهيونيستها هيچگاه خواب آن را نيز نمي ديدند. يك مسئول وزارت بازرگاني شوراي حكومت انتقالي عراق مي گويد : اسرائيل تنها در تير ماه سال گذشته معادل 50 ميليون دلار كالا به عراق صادر كرده است . (18 )
ج ـ اردو زدن پشت مرزهاي غربي جمهوري اسلامي
از جمله اهداف اعلام نشده آمريكا در اشغال نظامي عراق , اردو زدن در پشت مرزهاي غربي جمهوري اسلامي ايران بوده است . فكر محاصره نظامي جمهوري اسلامي ايران به عنوان مركز عمده اي كه آمريكائيها آن را كانون اصلي تهديد منافع منطقه اي خود مي شمارند , پس از حادثه 20 شهريور 1380 ذهن سران و برنامه ريزان پنتاگون را به مراتب بيشتر از گذشته به خود مشغول كرد. اشغال نظامي دو كشور افغانستان و عراق , همسايگان شرقي و غربي ايران و افزايش حضور نظامي آمريكا در خليج فارس از يكسو اين مهم را از نظر طراحان جنگي آمريكا برآورده مي ساخت و از جانب ديگر , قدرت تاثيرگذاري آمريكا بر فعل و انفعالات خليج فارس را بخاطر افزايش حضور نظامي آن كشور در منطقه بيشتر مي كرد. از سوي ديگر آمريكائيها اين اعتقاد را دارند كه براي كاستن از قدرت بازدارندگي جمهوري اسلامي ايران در مسير طرح موسوم به « صلح خاورميانه » , واداشتن مقامات جمهوري اسلامي به دست كشيدن از فعاليتهاي هسته اي و متوقف كردن حمايت ايران از آنچه كه واشنگتن از آن به عنوان « تروريسم » ياد مي كند , طرح محاصره نظامي جمهوري اسلامي ايران , ضروري است .
نتايج حاصله از اشغال نظامي عراق
اشغال نظامي عراق همانگونه كه اهداف اعلام شده و اعلام نشده اي را در خود داشته , نتايج غيرقابل انكاري را نيز در پي داشته است . نتايجي كه غالبا خارج از اراده آمريكا و برخلاف ميل آن كشور بوجود آمده است . مهمترين اين نتايج عبارتند از :
1 ـ افزايش تنفر ملتهاي جهان از جنگ افروزيها و جنايات آمريكا
2 ـ رسوا شدن آمريكا و بي آبرويي آن كشور بخاطر مسائلي مانند رويدادهاي زندان ابوغريب
3 ـ تبديل شدن چهره اصلي آمريكا نزد ملت عراق از « ناجي » به « اشغالگر »
4 ـ بوجود آمدن موجي از هرج و مرج و ناامني و خونريزي در عراق
5 ـ تبديل شدن عراق به باتلاقي براي آمريكائيها بطوري كه آنان را به جستجو براي خلاصي از اين باتلاق از جمله تلاش براي يافتن شريك جرم سوق داده است .
6 ـ بالا رفتن آمار تلفات نظاميان آمريكائي به ميزان قريب به 800 نفر در فاصله 13 ماه (2 نفر در هر روز) (19 )
آمريكائيها پيش از اشغال عراق چنين تصور مي كردند كه به محض ورود نيروهاي آمريكايي و انگليسي مردم عراق با گل و شيريني به استقبال آنها خواهند رفت و آنها را « نيروهاي آزادي بخش » خواهند خواند. اما وقايع بعدي عراق خلاف اين تصور را نشان داد آمريكائيها نه براي آزادي مردم عراق و نه براي ايجاد دمكراسي به اين كشور وارد شده بودند. طبيعي است كه از نظر مردم عراق عملكرد آمريكا , جامعه اين كشور را از چاله صدام به چاه آمريكا افكنده است .
روزنامه انگليسي زبان ديلي ميل سه ماه پس از اشغال عراق فاش كرد كه مردم عراق به جاي گل با گلوله از آمريكائيها استقبال كردند . (20 ) بوش رئيس جمهور آمريكا چهار ماه پس از ادعاي پيروزي در اشغال نظامي عراق و خاتمه عمليات اصلي جنگ , اعتراف كرد كه آن كشور به يك صحنه نبرد ضداشغالگري تبديل شده است . (21 )
آمريكائيها كه خود را عاجز از ايجاد امنيت در داخل عراق ديدند , براي توجيه شكستهاي خود , كشورهاي ايران و سوريه را به دخالت در امور داخلي اين كشور متهم كردند. رامسفلد وزير دفاع آمريكا , ايران را به دخالت در امور داخلي عراق متهم كرد . (22 ) و بوش از تاثيرات جمهوري اسلامي ايران بر آينده عراق اظهار نگراني كرد . (23 )
بوش براي حمله به افغانستان و عراق حتي به اين موعظه پاپ هم گوش نكرده بود كه گفت : « اين جنگ پيامدهاي وخيمي را براي اشغالگران به دنبال خواهد داشت . » (24 )
درست 20 روز پس از اشغال كامل عراق بود كه برژينسكي مشاور امنيتي جيمي كارتر اعتراف كرد كه تاوان حضور نظامي در عراق براي ما بسيار سنگين خواهد بود. وي مي گويد : هزينه هاي سياسي اين حمله كه به معناي خطري براي اعتبار و اعتماد و مشروعيت آمريكاست مرا نگران كرده است . (25 )
جورج بوش ده روز پس از استقرار جي گارنر در عراق در ديدار با عراقيهاي مقيم آمريكا قول داد كه در اين كشور يك حكومت دمكراتيك كه نماينده گروههاي مختلف قومي و مذهبي اين كشور باشد , برقرار شود و زندگي مردم عراق نيز روز به روز بهتر شود . (26 )
يكي از وعده هايي كه بوش به مردم عراق پيش از اشغال نظامي اين كشور داده بود وعده آزادي و دمكراسي بود كه امروز هيچ كدام از اين دو محقق نشده است و هيچگاه نيز محقق نخواهد شد زيرا دمكراسي و آزادي با توپ و تانك هرگز محقق نمي شود. مردم عراق نه به اشغالگران و نه به نظام سياسي مورد نظر آنان براي عراق اعتمادي ندارند روزنامه واشنگتن پست به نقل از خبرنگار خود در عراق مي نويسد : امروز مردم عراق به دنبال حكومت اسلامي هستند و آنها به حرف هيچ كس جز روحانيون گوش نمي دهند . (27 )
آمريكائيها بارها گفته اند كه اجازه ايجاد حكومت اسلامي در عراق را نخواهند داد. وزير دفاع آمريكا دو هفته بعد از چاپ گزارش روزنامه واشنگتن پست گفت : اگر مي خواهيد نظر ما را در مورد حكومت اسلامي در عراق بدانيد بايد بگويم كه اين امر هرگز اتفاق نخواهد افتاد . (28 ) در همين راستا بود كه سيد عبدالعزيز حكيم عضو شوراي حكومتي عراق سال گذشته به حق وتوي آمريكا كه در تعارض علني با اصول دمكراسي است , در اين شورا اعتراض كرد . (29 )
كمترين معناي دمكراسي , آزادي مردم در گزينش نمايندگان مورد علاقه خود به عنوان وزير و وكيل و رئيس جمهور و نخست وزير و غيره است , ولي آنچه كه امروز در عراق شاهد هستيم , مهره چيني آمريكائيها و تحميل عناصري صد در صد وابسته به كاخ سفيد در مناصب فوق است . آنهم عناصري كه يا متحد « سيا » هستند يا سر در آخور سازمان جاسوسي انگليس دارند , يا از نوكران پيشين حزب بعث هستند و يالله
....و اين دردي است كه جامعه عراق بخاطر قيموميت آمريكا بر اين كشور با خود حمل مي كند.
پاورقي :
1 ـ 81,12,24 خبرگزاري فرانسه
2 ـ 81,8,21 جمهوري اسلامي
3 ـ 82,1,29 جمهوري اسلامي
4 ـ 82,6,22 جمهوري اسلامي
5 ـ 82,2,16 جمهوري اسلامي
6 ـ 81,10,21 خبرگزاري رويترز
7 ـ 81,10,5 خبرگزاري دانشجويان به نقل از روزنامه صهيونيستي هاآرتص
8 ـ 82,2,6 كيهان
9 ـ 82,4,18 همشهري
10 ـ 82,4,28 اطلاعات
11 ـ 82,4,30 جمهوري اسلامي به نقل از آسوشيتدپرس
12 ـ 82,5,18 جمهوري اسلامي به نقل از نيويورك تايمز
13 ـ 82,5,1 دنياي اقتصاد
14 ـ 69,12,5 جمهوري اسلامي
15 ـ 82,2,16 كار و كارگر
16 ـ 82,4,1 جام جم
17 ـ 82,4,7 جمهوري اسلامي
18 ـ 82,6,3 حمايت
19 ـ 83,2,20 جمهوري اسلامي
20 ـ 82,4,4 كيهان
21 ـ 82,6,2 جمهوري اسلامي
22 ـ 82,4,21 واشنگتن پست
23 ـ 82,2,5 كيهان
24 ـ 81,2,27 جمهوري اسلامي
25 ـ 82,2,8 كيهان به نقل از روزنامه دي ولت آلمان
26 ـ 82,2,1 راديو واشنگتن
27 ـ 82,1,25 واشنگتن پست
28 ـ 82,2,6 خبرگزاري آسوشيتدپرس
29 ـ 82,5,7 جمهوري اسلامي
يكي از دلائل حمله نظامي آمريكا به عراق , اتهام بوش مبني بر بي اعتنايي صدام به قطعنامه هاي سازمان ملل بود. در حالي كه اصل حمله به عراق نيز در بي اعتنايي مطلق به سازمان ملل صورت گرفت و اين سازمان هنگام شروع جنگ با آمريكا بيشتر مسئله داشت تا عراق
القا ارتباط ميان صدام باالقاعده پوششي براي انحراف افكار عمومي از وجود كانونهاي متعدد ضد آمريكايي در جاي جاي عراق و ترد مليتها و مذاهب مختلف اين كشور است
افزايش تنفر ملتها از جنگ افروزيهاي آمريكا , بي آبرو شدن كاخ سفيد بخاطر جناياتي مانند حوادث « ابوغريب » , تبديل شدن چهره آمريكا از « ناجي » به « اشغالگر » و تشديد هرج و مرج و خونريزي در عراق از جمله نتايج جنگ 15 ماهه آمريكا در عراق است
از نظر مردم عراق , عملكرد آمريكا , جامعه اين كشور را از چاله صدام به چاه آمريكا افكنده است
بوش چهار ماه پيش از ادعاي پيروزي در اشغال نظامي عراق اعتراف كرد كه اين كشور به يك صحنه نبرد عليه اشغالگري تبديل شده است
آزادي و دمكراسي ادعايي بوش از نظر مردم عراق هرگز تحقق نخواهد يافت زيرا دمكراسي و آزادي پديده اي نيست كه با توپ و تانك محقق شود