
سرانجام پس از گذشت يكسال از ساقط شدن صدام و
اشغال نظامي عراق , اعضاي دولت موقت اين كشور زير فشار
ژنرال هاي آمريكايي انتخاب و معرفي شدند. قرار است دولت
موقت عراق در دهم تير ماه سال جاري رسما كار خود را آغاز
كند. فراهم نمودن شرايط جهت برگزاري انتخابات عمومي در
عراق تا اواخر ژانويه 2005 (اوايل بهمن ماه سالجاري ) و
همكاري با دولت هاي اشغالگر در زمينه خاتمه دادن به
مقاومت هاي مردمي و رسميت بخشيدن به اقدامات اشغالگران
در زمينه هاي سياسي , امنيتي , اقتصادي و اجتماعي از عمده
وظايف دولت موقت عراق اعلام شده است .
اعضاي دولت موقت عراق كه بنابر اعتراف تيم ويژه سازمان
ملل در عراق قبل از معرفي از فيلتر نيروهاي اشغالگر عبور
كرده اند , از ميان اقوام و اديان مختلف و نيز فعالان آندسته از
گروه هاي سياسي اين كشور كه در سقوط رژيم صدام نقش ايفا
كرده اند , برگزيده شده اند. برخي از اين افراد در شوراي حكومتي
منتخب آمريكا عضويت داشته و درباره برخي ديگر از آنها
گزارشهائي در زمينه عضويتشان در حزب بعث عراق وجود دارد.
اين دولت كه حاصل تلاش و رايزني هاي فشرده و چهار
ماهه « اخضر ابراهيمي » نماينده ويژه سازمان ملل در عراق و تيم
تحت نظر وي مي باشد , با موانع داخلي بسيار مواجه شده و هنوز
نتوانسته است مشروعيت كافي را كسب كند. ريشه اين عدم
مشروعيت , اولويت دادن به منافع اشغالگران بجاي مصالح و
منافع مردم عراق در گزينش اعضاي دولت بوده است . به عبارت
ديگر تصور اكثر مردم و نخبگان سياسي عراق اين است كه دولت
انتقالي , بر آيند اراده آمريكاست , نه خواست قلبي مردم و اين
پروژه اي است كه اخضر ابراهيمي نقش بسزائي در اجراي آن
داشته است .
نقش فوق العاده تاثيرگذار اخضر ابراهيمي تحت عنوان
نماينده ويژه سازمان ملل در كمك به عملياتي شدن استراتژي
امريكا در عراق بسيار پراهميت تلقي مي شود چرا كه آن بخش از
برنامه هاي طراحي شده آمريكائيها در عراق كه بواسطه اقدامات
نظامي اشغالگران قابل دستيابي نيست توسط رايزني هاي اخضر
ابراهيمي هم اكنون در حال پيگيري و تحقق است .
رايزني ها و فعاليت هاي ديپلماتيك ابراهيمي را مي توان به
مثابه تيغه يك قيچي تصور كرد كه تيغه دوم آن را برخوردهاي
نظامي خشن سربازان آمريكايي , تشكيل مي دهد. در واقع او
كاري را محقق مي سازد كه « پل برمر » حاكم غيرنظامي آمريكا در
عراق از به سرانجام رساندن آن عاجز مانده است .
اخضر ابراهيمي در سال 1934 (1313 ) در الجزاير متولد
شد. او زماني وارد دنياي سياست شد كه كشورش براي رهايي از
اشغال نظاميان فرانسوي يكپارچه شده بود. اخضر ابراهيمي
سالها پس از دستيابي الجزاير به استقلال وزارت خارجه اين
كشور را عهده دار شد و براي مدت ها دستگاه ديپلماسي الجزاير
را در دوران پس از استقلال هدايت كرد. روابط دوستانه وي با
متحدان منطقه اي آمريكا همچون سران اردن , مصر و برخي
اعضاي شوراي همكاري خليج فارس , توان ديپلماتيك وي را
افزون كرده است . شايد ازدواج اخير دختر اخضر ابراهيمي با
يكي از پسران حسين پادشاه سابق اردن در همين رابطه قابل
تامل باشد . (1 )
محافل سياسي منطقه نيز از وي به عنوان يك سياستمدار
مجرب , زيرك و نزديك به غرب ياد مي كنند كه عمدتا در
بحران هاي خاورميانه بكار گرفته مي شود. او به علت اشتراكات
سياسي و اعتقادي كه با نظريه پردازان آمريكايي دارد , تاكنون
منشا خدمات فراوان در چارچوب طرح ها و اهداف آنان بوده
است . وجود سه ويژگي ديگر يعني عرب بودن , مسلمان بودن و
آسيايي بودن او سبب شده تا در مقايسه با ساير ديپلمات هاي
سازمان ملل بعنوان گزينه برتر تلقي شده و نمايندگي ويژه اين
سازمان را در عراق بر عهده اش بگذارند. او خود را فقط مامور
اجراي نيات سازمان ملل مي داند و هرگونه پيشداوري محافل
سياسي منطقه كه وي را متهم به پياده كردن نيات غرب در
خاورميانه كرده اند رد مي كند و توفيقاتش در حل بحران ها را
مديون روابط عمومي قوي , دقت در شناسايي عوامل موثر در
بحران ها و.... مي داند.
بحران عراق سومين تجربه اخضر ابراهيمي در منطقه
خاورميانه پس از لبنان و افغانستان محسوب مي شود. وي پيش
از اين در سال هاي دهه 1360 بعنوان نماينده ويژه سازمان ملل با
فراهم ساختن امكان توافقنامه « طائف » به خاتمه يافتن
طولاني ترين جنگ داخلي در لبنان كمك كرد. تلاشي كه نهايتا
توانست زمينه تامين منافع پنهاني آمريكا و رژيم صهيونيستي در
لبنان را فراهم آورد او همچنين از 1376 به مدت دو سال در
نقش نماينده ويژه كوفي عنان دبيركل كنوني سازمان ملل در
افغانستان , نخست در فرآيندي طولاني با ارائه طرح « 2 +6 » پس
از سقوط دولت كمونيست نجيب الله در كابل و سپس با فراهم
نمودن زمينه برگزاري كنگره افغاني موسوم به « لويه جرگه » پس
از سقوط طالبان , آمريكايي ها را در انتخاب دولت موقت اين
كشور و رسميت بخشيدن به دولت كرزاي , ياري بخشيد و توان
ديپلماتيك خود را به نمايش گذاشت .
« اخضر ابراهيمي » كه تا اواخر ديماه سال گذشته مشاور
« كوفي عنان » دبيركل سازمان ملل بوده است , ماموريت خود را
در عراق از بهمن سال 82 بدنبال ناكامي آمريكائيها در اداره
عراق آغاز كرد. روزنامه عربي « الشرق الاوسط » درباره علت
كشيده شدن پاي سازمان ملل در بحران عراق مي نويسد : جنگ
دوم آمريكا عليه عراق با هدف خلع صدام و برقراري دمكراسي
در عراق آغاز شد اين جنگ برخلاف جنگ اول كه همراهي 33
كشور جهان و قطعنامه هاي مكرر سازمان ملل را با خود داشت ,
نه تنها از سوي متحدان اروپايي حمايت نشد بلكه سازمان ملل
نيز از صدور قطعنامه براي تهاجم نظامي به عراق خودداري
كرده بود.
به نوشته اين روزنامه عربي چاپ لندن , اگر هدف جنگ اول
بيرون راندن سربازان عراقي از كويت و حمايت از حكومت هاي
منطقه بود , در جنگ دوم عراق , امريكائيها بدنبال عملياتي كردن
برنامه هاي زمانبندي شده خود تحت عنوان « خاورميانه بزرگ »
از طريق تضعيف حكومت هاي منطقه هستند. جنگ دوم عراق
اگرچه در ابتدا بدليل ساقط شدن رژيم آشوب طلب منطقه با
استقبال افكار عمومي جهان و منطقه توام بود اما بتدريج با
افشاي نيات واقعي و تداوم اشغالگري عراق و نيز برخوردهاي
خشونت آميز آمريكائيها با مخالفت هاي ضداشغالگري جهانيان
مواجه گرديد و بيش از پيش موجب نگراني حكومت هاي منطقه
و افكار عمومي مسلمانان شد.
علاوه بر اين تداوم اين وضعيت شمار معتقدان به دمكراسي
غربي را به شدت تحليل داد. بنابر نظرسنجي هاي صورت گرفته
توسط موسسات مختلف غربي , ميزان حمايت مردم آمريكا و
اروپا از ادامه اشغال عراق هم اكنون به زير 40 درصد رسيده
است .
« الشرق الاوسط » در گزارش خود تصريح مي كند : پديد آمدن
چنين شرايطي سبب شد تا « پل برمر » حاكم غيرنظامي آمريكا در
عراق در اقدامي هماهنگ با « جرمي گرنيساك » نماينده
تام الاختيار انگليس در اين كشور و نيز شوراي حكومتي عراق
اوايل بهمن 1382 از سازمان ملل درخواست كنند تا گروهي را
براي بررسي امكان برگزاري انتخابات زودرس يا اقدامي
جايگزين براي انتخاب حكومت جديد عراق به اين كشور اعزام
كند . (2 )
ناظران سياسي بر اين اعتقادند كه درخواست پل برمر از
سازمان ملل دو دليل اساسي داشت :
الف : برمر احساس مي كرد آمريكا در سايه تشكيل يك
« دولت مورد اعتماد » راحت تر مي تواند طرحهاي درازمدت خود
را در عراق به انجام برساند. زيرا پيگيري هر طرحي بدون حضور
دولت بومي صرفا ماهيت چپاولگرانه آمريكائيها را كه نزد مردم
عراق به شدت متهم به اشغالگري هستند برملا مي سازد ولي
حضور يك دولت , به طرحها و برنامه ها , هويت بومي مي بخشد.
ب : برمر براي برگزاري انتخابات زودرس در عراق تحت
فشار مراجع شيعه از جمله آيت الله سيستاني بوده است .
مشاراليه برخلاف برمر از زودهنگام بودن انتخابات دفاع مي كرد.
ولي از ديد برمر سازمان ملل پوشش مناسبي براي رد نظريه
طرفداران انتخابات زودرس مي باشد.
از اين رو درخواست برمر به سازمان ملل سبب شد اخضر
ابراهيمي توسط كوفي عنان به عنوان نماينده ايشان در حل بحران
عراق معرفي شود. وي در چهارچوب اين ماموريت وارد عراق
شد و پس از بحث و تبادل نظر جداگانه با برمر و آيت الله
سيستاني به آمريكا بازگشت و طي يك كنفرانس خبري در محل
سازمان ملل تصريح كرد كه برگزاري انتخابات زودرس در عراق
ممكن نيست . (3 ) اين اظهارنظر از جمله مواردي بود كه نشانگر
حركت سياسي جانبدارانه اخضر ابراهيمي در حمايت از
اشغالگران و عليه مواضع مراجع شيعه عراق بود.
« اخضر ابراهيمي » 70 ساله كه خود اعتقاد دارد براي ايجاد
ثبات و آرامش در عراق پاي به اين ماموريت گذارده از عملكرد
خود دفاع مي كند و بعضي انتقادها كه وي را به تحكيم و رسميت
دادن اشغالگري در عراق متهم مي كنند , تبليغات رسانه اي
مي خواند و بشدت در مقابل آن موضع مي گيرد. اما وي در گفتگو
با شبكه تلويزيوني الجزيره به صراحت اقرار مي كند كه
« ماموريت ما در عراق , كمك به امريكائيهاست (4 ) وي در جاي
ديگر « ماموريت خود را شناسايي سياستمداران مناسب براي
عضويت در دولت موقت عراق اعلام مي كند. »
« اخضر ابراهيمي » كه اظهاراتش توسط آسوشيتدپرس
مخابره شد يك روز پس از معرفي اعضاي دولت انتقالي در يك
كنفرانس خبري به انتقادها در خصوص نقش آمريكا در تعيين
اعضاي دولت موقت پاسخ داد. وي اعتراف كرد در تلاش براي
تعيين اعضاي دولت موقت عراق تحت فشار « پل برمر » بوده
است . وي تصريح كرد نبايد فراموش كنيم كه آمريكائيها هنوز هم
نيروي غالب در عراق هستند به همين دليل ديدگاه و خواست
آنها مورد توجه قرار گرفته است . او با اظهار اين جمله كه تصور
نمي كنم پل برمر از اين حرف من كه « برمر ديكتاتور عراق است ,
او پول و قدرت دارد » ناراحت شود , بر تحت فشار بودن خود در
تعيين اعضاي دولت موقت عراق , صحه گذاشت . (5 )
در اين گفتگو نماينده ويژه سازمان ملل در عين حالي كه
دولت موقت عراق را فاقد مشروعيت تام داخلي , منطقه اي و
بين المللي مي داند اما توصيه مي كند مردم عراق آن را بپذيرند و
همراهيش كنند چرا كه تمام راه هاي ديگر را بدليل شرايط بحراني
عراق و حضور نيروهاي اشغالگر , مسدود شده مي بيند . (6 ) اما او
حاضر نشد به اين سوال پاسخ دهد كه چه شباهتي ميان دولت
موقت عراق و حكومت فرانسه تحت اشغال نازي ها وجود دارد.
« اخضر ابراهيمي » پيش از اين در 83,2,9 در گزارشي به
شوراي امنيت سازمان ملل اعلام كرده بود از نظر مردم عراق
انتخاباتي كه براي ژانويه 2005 برنامه ريزي شده مهمترين اقدام
براي حل بحران عراق محسوب مي شود و تا آن زمان هر نهاد
ديگر عراقي منتخب و مورد قبول مردم اين كشور نخواهد بود.
بنابراين هيچ جايگزيني براي مشروعيتي كه از انتخابات آزاد
حاصل مي شود , وجود ندارد و دولت منتخب مردم عراق فقط
پس از ژانويه 2005 اعلام موجوديت مي كند . (7 )
« احمد فوزي » سخنگوي اخضر ابراهيمي در گفتگو با شبكه
تلويزيوني « بي بي سي » تلاش كرده ابراهيمي را از اين اتهام كه
تلاش هايش در عراق در چارچوب برنامه هاي آمريكا صورت
گرفته , مبرا سازد. وي مي گويد : « ابراهيمي » تاكنون براي حل هيچ
مناقشه اي تا اين حد فعاليت نكرده بود. وظيفه او , شناسايي و
معرفي افراد مناسب براي بدست گرفتن امور عراق تا زمان
برگزاري انتخابات عمومي بود و بديهي است كه اين انتخاب ها با
مشورت و توصيه هاي نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق و
شوراي حكومت انتقالي (كه اعضاي آن پس از سقوط صدام
توسط آمريكائيها برگزيده شده بودند) بوده است . » (8 )
در اظهارات اخضر ابراهيمي و سخنگويش احمد فوزي
چنانچه روشن است تلاش شده دولت موقت عراق را حاصل
تفاهم جمعي و تنها گزينه موجود , معرفي و نقش آمريكا در
انتخاب اعضاي دولت موقت را كمرنگ جلوه دهند , اما اين
درحالي است كه حتي مدت ها پيش از اين , كاخ سفيد خشنودي
خود را از اقدامات صورت گرفته توسط تيم سازمان ملل در
عراق پنهان نساخته بود. « كالين پاول » وزير خارجه آمريكا يك
ماه قبل از معرفي دولت موقت در اظهاراتي كه شبكه تلويزيوني
« بي بي سي » آنرا منتشر ساخت , تصريح كرد « طرح آقاي
ابراهيمي كه مراحل نهايي خود را مي گذراند , از نظر ما بسيار
منطقي است . وي اضافه مي كند در اين طرح سازمان ملل مسئول
انتصاب اعضاي دولت موقت عراق خواهد بود اما سهم امريكا
در روند انتخاب يك دولت تازه عراقي اساسي خواهد بود . » (9 )
نكته حائز اهميت اينجاست كه حمايت علني آمريكا از
سازمان ملل و نماينده اعزاميش در شرائطي صورت مي گيرد كه
آمريكائيها اصل حمله خود به عراق را بدون جلب رضايت اين
سازمان و با كنار زدن آن و بي اعتنائي مطلق به اركان سازمان ملل
عملي ساخت . دليل آن بي اعتنائي و اين اعتناي افراطي نيز روشن
است . آنجا منافع آمريكا در بي اعتنائي به سازمان ملل تامين
مي شد و اينجا تداوم همين منافع , حمايت از سازمان ملل و
نماينده اش را مي طلبد. اين حمايت چنان شديد و غير قابل باور
شده كه آمريكائيها علنا طرح ارتقا مقام بين المللي اخضر
ابراهيمي را دنبال مي كنند.
در اين باره هفته نامه سوري « المحرر العربي » در شماره هفته
گذشته نوشت كه واشنگتن « الاخضر الابراهيمي » نماينده
الجزايري كوفي عنان دبيركل سازمان ملل متحد در عراق را براي
تصدي دبيركلي اتحاديه عرب و بعنوان جايگزين « عمرو موسي »
در نظر دارد.اين هفته نامه از يك منبع ديپلماتيك عرب در
واشنگتن نقل مي كند كه دولت آمريكا و دبيركل سازمان ملل
متحد , اين منصب را بعنوان پاداش براي الابراهيمي در قبال
تلاش هاي بي وقفه اش در عراق , افغانستان و ديگر نقاط مختلف
جهان , در نظر گرفته اند.اين منبع كه « المحرر العربي » به نامش
اشاره نكرده , به نقل از يكي از اعضاي هيات نمايندگي آمريكا در
سازمان ملل متحد خاطرنشان كرد : سن بالاي الابراهيمي كه
اكنون بيش از 70 سال است , مانع نامزد شدن وي براي جانشيني
كوفي عنان بعنوان دبيركل سازمان ملل متحد مي باشد.
وي تصريح كرد : آمريكا اميدوار است بتواند همپيمانان عرب
خود در خاورميانه را براي قرار گرفتن الابراهيمي بجاي « عمرو
موسي » پس از پايان دوره اش در سمت دبيركلي اتحاديه عرب ,
متقاعد سازد . (10 )
منابع :
1 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي ـ شماره 201 مورخ
82,3,17
2 ـ « الشرق الاوسط » چاپ لندن
3 ـ تلكس واحد مركزي خبر شماره 110 مورخ 83,3,13
4 ـ تلكس واحد مركزي خبر شماره 24 مورخ
83,3,15
5 ـ تلكس واحد مركزي خبر مورخ 83,3,13
6 ـ تلكس واحد مركزي خبر شماره 110 مورخ 83,3,13
7 ـ روزنامه شرق ـ ص 6 ـ مورخ 83,2,10
8 ـ تلكس واحد مركزي خبر شماره 8 مورخ
83,3,13
9 ـ سايت فارسي بي بي سي 27 فروردين 1383
10 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 201 مورخ
83,3,17
اخضر ابراهيمي به علت اشتراكات سياسي و
اعتقادي كه با نظريه پردازان آمريكائي دارد تاكنون
منشا خدمات فراواني به آمريكا بوده است
تصور نمي كنم اين حرف من كه گفته ام « برمر
ديكتاتور عراق است » , او را ناراحت كند
وزيرخارجه آمريكا : در طرح اخضر ابراهيمي ,
سازمان ملل مسئول انتخاب اعضاي دولت موقت
عراق است و سهم آمريكا در اين انتخاب , اساسي
است

|