روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1383 صفحه عقيدتي
قيام نجف و حيله هاي انگليس




قسمت اول
علي معصومي (وزوايي )
در كشاكش و جنگ طولاني جهان اسلام با استعمار و استكبار غرب , همواره مهاجمان غربي از نيروهاي داخلي جهان اسلام براي رسيدن به اهداف شوم خود نهايت استفاده را به عمل آورده اند. اين استفاده در حدي گسترده و كارساز بوده است كه به يقين مي توان گفت كه در همه تهاجمات استعماري و استكباري به جهان اسلام , اگر عاملي به نام بهره گيري از نيروها داخلي جهان اسلام نبود , استعمار و استكبار هرگز توفيقي به دست نمي آورد و گوشه و كنار جهان اسلام به راحتي در دست استعمارگران و مستكبران غربي نمي افتاد و اين همه فجايع به بار نمي آمد. به عبارت ديگر , تقريبا مي توان چنين بيان كرد كه در هر معركه و ماجرايي كه بين جهان اسلام و مستكبران و مهاجمان غربي به وقوع پيوسته است , نيروهاي داخلي جهان اسلام بيش از سربازان و عساكر مهاجم استكباري به غربي ها در تسخير سرزمين هاي اسلامي كمك كرده اند. ولي اگر در جايي و سرزميني از سرزمين هاي جهان اسلام , نيروهاي مهاجم غربي نتوانسته اند از نيروهاي داخلي به نوعي بهره برداري كنند , اين ناكامي به اين دليل بوده است كه يا اصولا توفيق نيافته اند و يا اين كه با توفيقي بسيار زودگذر و موقتي مواجه شده اند.
نيروهاي داخلي مورد بهره برداري دشمن , به طور عمده شامل اين دسته از افراد و گروه ها مي باشند : خائنان و آن هايي كه آگاهانه عامل دشمن مي شوند; جاهلان و ساده لوحاني كه فريب دشمن را مي خورند; عافيت طلبان و آن هايي كه به دليل داشتن روحيه رخوت آميز و سكون طلب و چسبيدن به زندگي روزمره از هر تحرك و پويايي و مقابله با دشمن گريزانند; ترسويان و آن هايي كه شجاعت برخورد با دشمن و غيرت مقابله با متجاوزان را ندارند; مصلحت انديشان ناداني كه براي گريز از انجام دادن تكاليف جهادي , بهانه هاي كودكانه و به اصطلاح دلايل مصلحت جويانه براي سكوت و يا سازش خود مي آورند; قدرت طلباني كه براي رسيدن به قدرت , راه مزدوري را برگزيده اند و... در طول تاريخ , مهاجمان استكباري و استعماري به منظور دستيابي به پيروزي , از هر يك از گروه ها و دسته هاي مذكور به نوعي بهره برده اند تا جدول عناصر پيروزي بر سرزمين مورد نظر را تكميل كنند.
لازم نيست براي آنچه گفته شد , نمونه بياوريم , زيرا تمام عرصه ها و دوره هايي كه جهان اسلام با جهان استعمار و استكبار تقابل و ستيز جدي داشته است , خود يك نمونه اند. به عبارت ديگر , در هر زماني و در هر سرزميني كه اسلام با استعمارگران درگير شده . اين مسائل نيز به طور روشن خودنمايي داشته است .
در اين جا از همه رويارويي هاي عمومي و منطقه اي و محلي كه جهان اسلام با مهاجمان استعمارگر داشته است , فقط در باره يك نمونه از آن ها , بيشتر سخن مي گوييم , زيرا با موضوع بسيار مهم روز كه تهاجم آمريكا و انگليس به عتبات مقدس عراق (نجف , كربلا , مسجد سهله و...) است , مناسبت و هم خواني دارد. اين نمونه , مربوط به قيام نجف اشرف در جمادي الثاني و رجب 1336 هـ . ق (1297 شمسي و 1918 ميلادي ) است . اين قيام كه عليه اشغال گران و متجاوزان انگليس بود , يكي از افتخارات تاريخ تشيع و روحانيت شيعه و از قله هاي شكوهمند تاريخ نجف اشرف است . قيام مردم مسلمان نجف اشرف در پي تجاوز سربازان انگليس به اين شهر مقدس صورت گرفت و حدود پنجاه روز ادامه يافت . تجاوز انگليس به شهر نجف اشرف در خلال جنگ جهاني اول , به خاطر انتقام گيري از اين شهر مقدس بود , زيرا در ابتداي اين جنگ كه عراق هدف هجوم متجاوزان انگليسي قرار گرفت , نجف اشرف از پايگاه هاي بسيار مهمي بود كه با تجاوز انگليس درگير شد و مبارزان در اين شهر مقدس تحت رهبري علما و مراجع شيعه , سازماندهي مي شدند و سپس به جبهه هاي نبرد اعزام مي گرديدند. چون متجاوزان انگليسي احساس كردند شهر مقدس نجف از تكاپو و مبارزه با استعمار باز نمي ايستد , درصدد برآمدند آن جا را تحت سلطه مستقيم خود درآورند. در پي اين ماجرا , روزهاي پرحماسه نجف اشرف آغاز شد و مردم با رهبري و تدابير علما و مراجعي مثل آيت الله العظمي سيدمحمد كاظم طباطبايي يزدي , آيت الله سيدمحمد علي بحرالعلوم , آيت الله شيخ علي كاشف الغطا , آيت الله شيخ جواد جواهري , آيت الله شيخ سيدمحمدجواد جزايري و ده ها عالم مبارز ديگر , به مبارزه با اشغالگران پرداختند و فصل افتخارآميزي بر كتاب قطور مبارزات ضداستعماري مسلمانان افزودند : قيام نجف اشرف زمينه را براي انقلاب سراسري سال 1299 هـ . ش و استقلال عراق كاملا مهيا كرد . بنابراين , قيام نجف اشرف در سال 1297 هـ . ش را سنگ بناي انقلاب اسلامي 1299 و گام اساسي براي استقلال و نجات عراق از چنگال متجاوزان انگليسي است .
حماسه آفرينان قيام نجف اشرف با 40 نفر شهيد , ضربه بسيار مهلكي بر متجاوزان انگليس زدند و توانستند حدود 700 نفر از آن ها را به خاك هلاكت بيفكنند. اگر خيانت خائنان و سستي هاي عافيت طلبان و مزدوري اهل ذلت و طمع و... نبود , قيام نجف اشرف بسيار زودتر به نتيجه مي رسيد و در جريان همان قيام , عراق از چنگال متجاوزان نجات مي يافت و با فرار اشغال گران , استقلال نصيب عراقي ها مي شد , ولي خيانت ها و سازش ها و سستي ها و... سبب شد كه اين قيام راه پرپيچ و خم تري را براي رسيدن به اهداف خود طي كند.
يكي از اولين ضربه هايي كه به قيام نجف اشرف وارد شد , از سوي افراد ساده لوح و جاهلاني بود كه فريب انگليسي ها را خوردند و از همان ابتدا صف خود از صف مبارزان و انقلابيوني كه قصد داشتند با استعمار انگليس درگير شوند , جدا كردند. دستگاه تبليغاتي متجاوزان انگليس در آن زمان به دروغ اعلام مي كردند كه در عراق هدفي غير از آزادساختن مردم , ايجاد رفاه و آسايش و... ندارند و حتي مي خواهند به توسعه امور ديني نيز بپردازند و چنين و چنان كنند. متجاوزان به منظور فريب دادن افراد ساده لوح به چند حركت نمايشي نيز دست زدند. اين حركت هاي مزورانه و نمايشي , قلب و روح ساده لوحان و جاهلان را چنان تسخير كرد كه حتي نسبت به بزرگان دين احساس بدبيني پيدا كردند , ولي برعكس , انگليس استعمارگر را به عنوان ناجي و حامي ميهن و دين ستودند!
به عنوان مثال , يكي از حركت هاي نمايشي انگليس براي فريب دادن ساده لوحان و جاهلان اين بود كه وجوه مربوط به موقوفات , خمس و زكات و... را كه به طور مستمر از طرف مسلمانان هندوستان براي مراجع و علماي بزرگ نجف اشرف ارسال مي شد , توقيف كرد و به منظور فريب دادن ساده لوحان , بخشي از آن را بين آن ها تقسيم نمود و آن گاه چنين تبليغ كرد كه مراجع اين وجوهات را كه سهم فقرا و بينوايان است , به درستي بين آن ها تقسيم نمي كنند و پيش خود نگه مي دارند , ولي اشغالگران انگليس درصدد برآمده اند تا اين اموال را عادلانه تقسيم نمايند!
متجاوزان انگليس با همين حركت نمايشي به ظاهرساده و مضحك , چندين هدف بزرگ و مهلك را دنبال مي كردند. اولا مي خواستند ساده لوحان و جاهلان را فريب دهند و آن ها را از صفوف مسلمانان و مبارزان جدا كنند و تحت نفوذ فكري و فرهنگي و در نهايت تحت نفوذ سياسي خود بگيرند , ثانيا مي خواستند با ايجاد تضييقات مالي براي مراجع و تصرف وجوه موقوفات و خمس و زكات مسلمانان هندوستان , دست علما و مبارزان را از سازماندهي مبارزه و تهيه امكانات براي جنگ با دشمن كوتاه نمايند و...
آقاي نجفي قوچاني در كتاب « سياحت شرق » به اين نيرنگ انگليس و فريب خوردن ساده لوحان و جاهلان به شكل جالبي اشاره كرده است . آقاي نجفي قوچاني ماجراي برخورد و گفت وگوي خودش را با يكي از جاهلان و فريب خوردگان آن زمان با كنايه و طنز چنين نقل مي كند :
وازجمله حيله هاي انگليس كه جلب قلوب ساده لوحان و خرمقدسين را نمود و پشت اسلام را شكست , اين بود كه در اين اواخر , محصول موقوفه كه ماهي بيست و چهار هزار روپيه مي شد و از هند جهت خصوص مجتهدين تقسيم ميشد در نجف و كربلا , آن را نصف كرد. به اين بهانه كه مجتهدين بفقرا و طلاب نميدهند و من بدست خود تقسيم ميكنم . اداره اي باز نمود مخصوص تقسيم اين دوازده هزار روپيه و آنهائي كه محض چهار شاهي مال دنيا دين فروشي مي كنند , رفتند و اسامي خود را در دفتر مالك دوزخ (انگليس ) ثبت نمودند و به يك ذلت مالاكلامي در هر ماهي ميرفتند و اين دراهم معدود را از او ميگرفتند و ادعيه خالصانه خود را حضورا و غيابا تقديم ميداشتند!
خرمقدسين و جاهلان , بلكه كافرين بلكه منافقين بلكه ميكروب و حشرات الارض ديدند انگليس عجب مقدس است ! دست بالاي دست بسيار است و اين يقينا از اهل رحمت است و عثماني ملعون كه دين نداشت تا بمقدسي چه رسد به يك :


لااله الالله !
خشك و خالي ميخواست خود را بجرگه مسلمين داخل كند , اما جناب انگليس ملتفت است پول خرج ميكند.
جهات اسلاميه ما را كه خراب شده بود و كسي بفكر نبود دارد تعمير و ترميم ميكنند , شب و روز كانه در فكر اسلام است از تعميرات زواياي مسجد كوفه و سهله و سوخت و خدمه آنجا را موظف داشتن و ترويج مجالس روضه حتي نفت سياه دادن جهت مشاعل سينه زنها و اجانها (پاسبان ها) را واداشت كه تا صبح همراه دسته ها گرديدن , خدا لعنت كند عثمانيها را بلكه طلاب مشروطه و دموكرات را كه متصل مذمت از انگليس ميكردند و ما را بشبهه انداخته بودند! الحمدلله از شبهه بيرون شديم حرف آنان را بعد از اين گوش نميدهيم و غيبت او را حرام ميدانيم خدا سايه اش را بر ضعفا مستدام بدارد!
برادر اين را فكر نميكنيد كه ماهي بيست و چهار هزار روپيه بمجتهدين اينجا ميرسيده نيم روپيه او را يك فقيري نميديد حال هر ماهي دوازده هزار روپيه را بدست خودش بفقرا و طلاب كه نان خشك هم نداشتند ميرساند كه اقلاماهي صد هزار گرسنه سير ميشود كه در سالي متجاوز از يك ميليون گرسنه را سير ميكند و پيغمبر فرمود كسي كه يك گرسنه را سير كند بهشت بر او واجب ميشود و مامورين مباشرين هم پله پله مافوق دارند كه بامر آن مافوق اين عمل را ميكنند تا منتهي شود بآن مافوق كل كه تصويب اين راي در پار لمنت باشد كه آن حديث پيغمبر در همه اين مراتب صادق آيد كه ترس آن است كه تمام بهشت نيز داخل مستعمرات انگليس گردد و جائي نماند جهت مسلمين كه استقلال داشته باشند چنانكه در دنيا نزديك شده است كه ممالك اسلامي جزو مستعمرات انگليس گردد. در اين هنگام , عصباني شدم طاقت نياوردم . پس چنين گفتم :
اي بدتر از انگليس , اي نهرواني شكم پرست و كوته نظر , خدا تو را با انگليس محشور كند , بهر طرف كه دنيا بچرخد امثال تو چون گل آفتاب گردان آنطرف را قبله سازي و سر فرود آري و پيشاني بزمين گذاري .
فهو عبدلها و لمن في يده شيئي منها.
در مقابل امير چنين كفريات روا نباشد بلكه اين حرفهاي تو از آن شمشيرهاي نهروان كه به روي علي كشيده شد بدتر است اي كافر كي باشد كه بكشته تو اشاره شود :
امن هو قانت انا...الخ .
خر شكم خوار ديد كه هيبت كلمه حق ابهت ساحرانه دولت انگليس را كه اين ضعيف العقل در او تحصن اختيار نموده چون تار عنكبوت از هم پاشيد , اركانش متزلزل گشته از ميدان مقاومت پشت نموده فرار نمود...
خلاصه اين كه ساده لوحان و جاهلاني كه به سادگي فريب نيرنگ هاي انگليس را خورده بودند , از جهات مختلف موجب تقويت جبهه متجاوزان و اهل باطل و تضعيف جبهه مبارزان و اهل حق شده بودند. خروج عملي اين افراد از جرگه مسلمانان مبارز , دل خوش شدن و پشت گرم شدن متجاوزان به بي تحركي اين گروه , تاييد پنهان و آشكار اقدامات متجاوزانه انگليس از طرف افراد مذكور و... , همگي سبب شد كه متجاوزان از قبل آن ها تقويت همه جانبه گردند و به همان ميزان , مدافعان نيز از نظر روحي و رواني و كميت افراد تضعيف مي شدند.
دومين گروه از نيروهاي داخلي كه بر قيام نجف اشرف از درون ضربه زدند , مجموعه اي از خائنان و مزدوران و جاسوسان و عوامل بيگانه بودند كه در ظاهر اهل عراق و مسلمان ! و... محسوب مي شدند , ولي واقعيت اين بود كه آن ها سرباز بيگانگان بودند ولي لباس عراقي و مسلماناني به تن كرده بودند. گرچه عمل و برآيند رفتار گروه اول و گروه اخير هر دو به نفع متجاوزان و استعمارگران انگليس و به زيان مسلمانان اصيل و مبارزان تمام مي شد , ولي واقعيت اين است كه ماهيت دو گروه مذكور با هم تفاوت داشت ; زيرا گروه اول به دليل ساده لوحي , ناداني و نقض بينش و عقل و عدم بصيرت , ابزار و آلت دست استعمارگران و متجاوزان شده بودند , ولي گروه دوم آگاهانه و براي رسيدن به اغراض مادي و شيطاني و انگيزه هاي دنيايي به طرف متجاوزان مايل شده بودند.
حميد خان كه نماينده انگليس در نجف اشرف محسوب مي شد و نظارت بر مديريت شهر به او سپرده شده بود , يكي از عوامل مهم و موثر انگليس به حساب مي آمد. اين شخص در قيام نجف اشرف كمك هاي بسيار كارسازي به متجاوزان نمود و سركوب كردن قيام گران و مدافعان شهر از برنامه هاي اساسي او بود. حميدخان كه اسماعيلي مذهب و پسرعمه آقاخان (رهبر فرقه اسماعيليه در هند) محسوب مي شد , در نجف اشرف اقامت داشت و در ظاهر خود را مسلمان مي دانست و گويا از مدت ها قبل به دستور انگليس در نجف اشرف ساكن شده بود تا در موقع لازم از او به عنوان يك مقيم و ساكن نجف اشرف , بهره برداري شود. بخش بزرگ و قابل توجهي از برنامه هاي و سياست هاي انگليس در نجف اشرف از طريق همين شخص اعمال و اجرا مي شد.
يكي از اولين ضربه هايي كه به قيام نجف اشرف وارد شده از سوي افراد ساده لوح و جاهلاني بود كه فريب انگليسي ها را خوردند و از همان ابتدا , صف خود را از صف مبارزان و انقلابيون كه قصد داشتند با استعمار انگليس درگير شوند , جدا كردند و با اين كار موجب تقويت جبهه باطل شدند.
دومين گروهي كه از درون بر قيام نجف اشرف ضربه زد , مجموعه اي از خائنان و مزدوران و جاسوسان و عوامل بيگانه بودند كه در ظاهر اهل عراق و مسلمان ! محسوب مي شدند , اما واقعيت اين بود كه آن ها سرباز بيگانگان بودند ولي لباس عراقي و مسلماني به تن داشتند.
در همه تهاجمات استعماري و استكباري به جهان اسلام , اگر عاملي به نام بهره گيري از نيروهاي داخلي جهان اسلام نبود , استعمار و استكبار هرگز توفيقي به دست نمي آورد و گوشه و كنار جهان اسلام به راحتي دردست استعمارگران و مستكبران غربي نمي افتاد و اين همه فجايع به بار نمي آمد.