روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1383 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
در هفته جاري مجلس هفتم با تاييد اعتبارنامه حدود دوسوم از منتخبين مردم رسميت يافت و با تعيين هيات رئيسه دائم , دوران فعاليت تقنيني و نظارتي خود را آغاز كرد. هر چند مجلس شوراي اسلامي به عنوان عصاره ملت و خلاصه آمال مردم همواره از جايگاه ويژه اي در مجموعه نظام برخوردار بوده و لكن امروز خصوصيات زماني و شرايط جهاني اين اهميت را دوچندان ساخته است .
مجلس هفتم به عنوان وارث عملكرد 6 دوره قبلي قوه مقننه گرچه هنوز كار قانونگذاري خود را آغاز نكرده ولي خواسته يا ناخواسته كارنامه قطوري از كاركردهاي مثبت و منفي مجالس و نمايندگان قبلي را به دنبال خود دارد. بنابراين نمايندگان مجلس هفتم بايد با شناخت نقاط ضعف و قوت مجالس پيشين , خود را براي خدمت به مردم و آرمانهاي انقلاب آماده كرده و تلخكامي هاي بسياري را كه مردم از فرصت سوزي هاي مجلس ششم در ذائقه دارند با اقدامات مثبت خويش به شيريني مبدل سازد.
واقعيت تلخي كه مردم در چهار سال گذشته آنرا تحمل كرده و سرانجام با آرا خود در انتخابات اول اسفند 82 تغيير دادند , اين بود كه مجلس ششم به مطالبات واقعي مردم بي توجهي كرد و حتي در حوزه اصلي فعاليت خود يعني قانونگذاري و نظارت , كاملا سياسي و جناحي عمل كرد. بي توجهي به مطالباتي از قبيل ايجاد عدالت اجتماعي , حذف شكاف طبقاتي , كاهش نرخ تورم , ايجاد اشتغال و هنجارهاي فرهنگي از مقولاتي بودكه مردم را به شدت آزرد و در عوض كارنامه مجلس ششم را مشحون از برخوردهاي سياسي و جناحي و نگاه به خارج از مرزها و كنارگذاشتن قانون اساسي در فصول اقتصادي نمود. هر چند بيان اين جمله خوشايند نيست ولي بايد پذيرفت كه مجلس ششم به انقلاب و مردم جفا كرد و با فرصت سوزي و باندبازي , موقعيتهاي اساسي در خدمت به ملت و انقلاب را از دست داد. بنابراين مجلس هفتم بايد به گونه اي عمل كند كه پس از چهار سال , مردم آنرا ارزشي ترين و كارگشاترين مجلس تاريخ انقلاب ارزيابي كنند , به همين دليل لازم است نمايندگان مجلس جديد از همه مجالس گذشته فعالتر و پوياتر عمل كرده و جبران فرصت هاي از دست رفته درمجلس ششم را نيز بنمايند.
نمايندگان مجلس هفتم نيز طبعا اين نكته را دريافته اند كه بايد پاسخي روشن , مثبت و اميدواركننده به اعتماد مردمي كه آنها را از پشت ديوار فراموشي و عزلت به صحنه خدمت آوردند , بدهند و قدر اين اعتماد را بدانند. تركيب جديد مجلس بايد با صداقت و شهامت به اصلاح امور و ايجاد تغييرات زيربنايي در مسائل فرهنگي و اقتصادي بپردازد و حل مشكلات اجتماعي و معيشتي مردم را از اولويت هاي اساسي خود قرار دهد. مردم صبور و انقلابي هم از مجلس هفتم انتظار دارند كه گامهاي موثري در جهت گشايش افق هاي تازه در اقتصاد و فرهنگ جامعه بردارد و به سوي ايجاد يك مجلس مقتدر , مردمي و انقلابي به پيش برود.
بنابراين مجلس هفتم بايد در نحوه رفتار و عملكرد خود به اين نكته مهم توجه داشته باشد كه مردم از جناحي شدن مجلس و جناحي عمل كردن نمايندگان به شدت منزجرند و از ايجاد تنش توسط مجلسي ها به تنگ آمده و هزينه زيادي را هم در چهار سال گذشته براي خاتمه دادن به اين مباحث و كاركردها پرداخته اند. بنابراين نمايندگان دوره هفتم مجلس از همين روزهاي آغازين فعاليت 4 ساله خود بايد با مشخص كردن اهداف و برنامه هاي كاري خود از ايجاد تنش در جامعه پرهيز كرده و در عوض با كمال قدرت در مقابل زياده خواهي دشمنان انقلاب ايستادگي كنند و راه نظام را براي پيمودن مسير ناهموار در عرصه داخلي و خارجي , هموار سازند.
در هفته جاري اقدام سياسي و نظامي همزمان شيوخ اماراتي عليه جمهوري اسلامي ايران از مسائل قابل توجه و برانگيزاننده افكار عمومي ملت ايران بود. اين روزها تكرار ادعاهاي سياسي امارات بر سر جزاير سه گانه ايراني از طريق بيانيه سران عرب و وزراي خارجه كشورهاي عضو شوراي همكاري و سپس تجاوز ناو جنگي امارات در اطراف جزيره ابوموسي به يك لنج ماهيگيري ايراني و دستگيري خدمه آن , ملت ايران را به سمت پايان دوران خويشتنداري و اتخاذ سياست عدم تحمل گستاخي سوق مي دهد. متاسفانه رژيم امارات سالهاست كه براساس تبعيت از سياست پليد انگليسي ها بر طبل اختلافات ارضي با جمهوري اسلامي ايران مي كوبد و در محافل مختلف و نشست هاي گوناگون بين المللي به خوش رقصي بر سر جزاير سه گانه ايراني مي پردازد , اما بنظر مي رسد اخيرا اين حركتهاي كودكانه و يا به عبارتي « ابلهانه » , به مرحله اقدامات كينه توزانه عملي وارد شده و اماراتي ها از صبر پدرانه و خويشتنداري كريمانه مسئولين نظام جمهوري اسلامي سو استفاده كرده و در راه آتش افروزي گام برمي دارند.
شيوخ امارات به خاطر خويشتنداري و تحملي كه تاكنون از سوي همسايه بزرگ شمالي خود مشاهده كرده اند به سمت اين گرداب خطرناك سوق داده شده اند و تلاش دارند تا با اقدامات كودكانه به ستيز با حاكميت ملي يك كشور قدرتمند بپردازند. اماراتي ها بايد به اين نكته توجه كنند كه در اين ميان حمايت متحدين غربي حتي يك گام آنها را در ادعاهاي بي پايه و اساس شان به جلو نخواهد برد زيرا جمهوري اسلامي ايران در عمل ثابت كرده كه بر سر يك وجب از خاك خود با هيچ كشوري معامله نخواهد كرد و آناني را كه پيش از اين با همه حمايتهاي مالي و نظامي كشورهاي غربي و عربي به ستيز با تماميت ارضي و حاكميت ملي اين كشور برخاستند , به ذلت و تباهي كشاند.
مقامات اماراتي بايد بدانند جمهوري اسلامي ايران همانگونه كه در دوستي و حسن همجواري با كشورها پيشقدم است , در برابر هر ادعاي ارضي و هركس كه به حاكميت ملي چشم طمع دوخته باشد , استوار ايستاده و دست و زبان طمعكاران را خواهد سوزاند. طبعا اگر اماراتي ها بخواهند ادعاهاي لفظي و كودكانه خود را وارد قلمروهاي ديگري سازند , قطعا اين بازي براي آنها سنگين تمام خواهد شد و طبعا كسي مي تواند پيروز از اين ميدان خارج شود كه در مراحل پيشين بحران خليج فارس سربلند بيرون آمده است .
در هفته اي كه پشت سرمي گذاريم , گام هاي بلندتري به سوي تشكيل يك دولت انتقالي موقت و دست نشانده در عراق برداشته شد. دولتي كه براساس طرح آمريكائي اخضر ابراهيمي و در راستاي اهداف اعلام نشده برمر حاكم آمريكائي عراق تعيين شده است . معرفي چنين دولتي طبعا با ديدگاههاي مراجع شيعه عراق مبانيت آشكار دارد. در اين هفته آيت الله سيستاني طي دو هشدار اساسي راجع به دولت سرسپرده آمريكا در عراق , افكار عمومي مردم را نسبت به توطئه اشغالگران براي بسط سلطه خويش بر اين كشور اسلامي آگاه ساخت . هشدار اول كه در آغاز هفته اعلام شد , تاكيد مشاراليه بر عدم مشروعيت سياسي و انتخاباتي دولت عراق و هشدار دوم به شوراي امنيت سازمان ملل راجع به متن پيش نويس قانون اساسي موردنظر آمريكاو انگليس براي جامعه عراق بود. اين هشدارها نقش موثري در بالابردن ميزان شناخت افكار عمومي مردم عراق راجع به ماهيت اشغالگران و جنايات و توطئه هايشان در اين كشور دارد. در اين هفته نظاميان آمريكائي با حمله موشكي به مسجد كوفه و بارگاه مسلم بن عقيل در بغداد , حلقه ديگري را بر زنجيره جنايات خود در عراق افزودند و بيش از پيش ماهيت خود و فلسفه حضور نظامي خويش را بر مردم عراق آشكار ساختند. قدر مسلم اين است كه هر چه زمان مي گذرد و ابعاد تازه تري از رسوايي هاي پنهان سياست آمريكا راجع به عراق اشغال شده آشكار مي شود , بر ميزان نفرت مردم عراق از اشغالگران نيز افزوده مي گردد. آمريكائيها از سال گذشته كه سرزمين عراق را به اشغال نظامي خود درآوردند , همواره به اين سرزمين به عنوان پايگاهي براي تحقق بخشيدن به طرح استعماري و توسعه طلبانه خود موسوم به « خاورميانه بزرگ » مي نگريستند , طرحي كه توسط صهيونيستهاي پرنفوذ و پشت صحنه آمريكا تدارك ديده و جهت اجرا به رئيس جمهور اين كشور ارائه شده است . اين طرح قرار است در اجلاس سران گروه 8 كشور صنعتي موسوم به « جي 8 » كه از ديروز كار خود را در ايالت جورجياي آمريكا آغاز كرده , مورد بررسي قرار گيرد. به همين خاطر جورج بوش از بعضي از رهبران سرسپرده عرب براي حضور در اين اجلاس به منظور آگاه ساختن آنان از ابعاد و كم و كيف اين طرح كه بيانگر شرائط مورد انتظار آمريكا و اسرائيل جهت توسعه قلمرو نفوذ سياسي , فرهنگي , اجتماعي و اقتصادي در كشورهاي خاورميانه است دعوت كرده است . بعضي رهبران عرب از بيم واكنش افكار عمومي كشورهاي خود اين دعوت را رد كرده و بعضي ديگر نيز راهي آمريكا شده اند. در هر حال آن دوره اي كه آمريكائيها هر اقدام خود را در پوشش دمكراسي و آزادي توجيه مي كردند سپري شده و امروزه هر حركت آنان گامي براي بسط نفوذ و سلطه غيرقانوني و مبتني بر زور در قلمرو كشورهاي اسلامي است , سلطه اي كه اگر با واكنش جدي ملتها مواجه نشود , مرحله به مرحله منطقه بحران خيز خاورميانه را در مسير اهداف و مقاصد استكباري شيطان بزرگ قرباني خواهد كرد.
در هفته اي كه پشت سرمي گذاريم رژيم غاصب صهيونيستي براي كاستن از فشار قيام اسلامي انتفاضه ملت فلسطين بطور جدي طرح فرار از غزه را مورد بررسي قرار داد. اين طرح كه به موجب آن صهيونيستها 21 شهرك يهودي در منطقه غزه را تا پايان سال 2005 ميلادي (دي ماه سال آينده ) برخواهند چيد , بحراني را در درون حاكميت رژيم صهيونيستي ايجاد كرده است . كابينه اين رژيم روز يكشنبه هفته جاري با هدف بررسي اين طرح به ميدان تعرض اعضاي حزب ليكود و ساير احزاب ائتلافي كابينه شارون نسبت به يكديگر تبديل شده بود. موافقت و مخالفت بر سر اجراي اين طرح سبب اخراج دو وزير از كابينه شارون و 7 راي منفي به طرح وي در ازاي 14 راي مثبت به آن گرديد و در نتيجه طرح جنجالي نخست وزير رژيم صهيونيستي در مورد خروج از غزه به تصويب كابينه اسرائيل رسيد. اگرچه اين طرح بر خروج اشغالگران از منطقه فلسطيني غزه دلالت دارد و لي صهيونيستها در ازاي ترك اين منطقه قصد دارند اراضي حاصلخيز بيشتري را در كرانه باختري رود اردن , جائي كه براساس پيمان اسلو منعقده در 1372 به عرفات و تشكيلات خودگردان وي تعلق دارد , به اشغال خود درآورند و اين اشغالگري را با كشاندن ديوار حائل به دور آن تكميل سازند. با اين همه دستگاههاي ارتباط جمعي اسرائيل تلاش كرده اند تا اين خروج را به عنوان گامي در همسوئي رژيم صهيونيستي با افكار عمومي جهان قلمداد كنند و از اين طريق افكار عمومي را فريب دهند ولي ناظران سياسي معتقدند خروج صهيونيستها از غزه با هر توجيهي كه صورت پذيرد مفهومي جز اظهار عجز و ذلت صهيونيستها در برابر قيام اسلامي انتفاضه كه غزه يكي از خاستگاههاي اساسي آن مي باشد , ندارد. غزه پايگاه اصلي جنبش حماس و كانون اصلي خيزش قيام اسلامي ملت فلسطين عليه غاصبين مي باشد و خروج نظاميان اسرائيلي از اين منطقه جز فرار خفت بار از گزند اراده ملت فلسطين مفهوم ديگري ندارد.