روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1383 صفحه حوزه

* اقسام و احكام « نوآوري »
* معرفي كتاب
* معرفي كتاب
اقسام و احكام « نوآوري »




گفتاري از آيت الله مصباح يزدي
كلمه « نوآوري » و « نوانديشي » داراي مفاهيم و معاني گوناگوني است كه خيرخواهان و نيك انديشان معناي مثبت و سازنده آن را اراده مي كنند ولي كج فهمان معاني باطله را قصد مي كنند.
برخي در جهان اسلام داراي فكري منجمد و متحجر مي باشند و بر هر چيز جديدي كه سابقه اي در زمان پيامبر(ص ) و صحابه نداشته باشد , نام بدعت مي گذارند. از همين زاويه كساني عقائد و آداب شيعه را رمي به بدعت مي كنند در حالي كه يكي از مفومات مكتب تشيع مبارزه با بدعت است و اين امر از مشخصات تشيع مي باشد.
سلفي ها روي همين نگاهي كه دارند با اكثريت مسلمانان مخالفت مي كنند و بخشي از رفتار ديني آنان را بدعت مي پندارند. اين يك نوع كج انديشي مي باشد.
در مقابل , يك افراط در نوآوري وجود دارد كه خود انحراف در جهت افراط مي باشد. اما در ميان اين تفريط و افراط يك حد متعادلي وجود دارد و افتخار فكر و فقه و فرهنگ شيعه نوآوري در اعصار مختلف مي باشد كه مجددين همواره ابتكاراتي داشتند. در عرصه فقه نگاه به كارنامه علمي و ميراث برجاي مانده فقها از شيخ مفيد و شيخ طوسي و ابن ادريس تا شيخ انصاري و فقها پس از او پويايي و رشد مكتب را نشان مي دهد.
نگاه افراطي در زمينه نوآوري مي گويد هر نوع نوآوري مطلوب است !
اينان در يكي دو دهه اخير اصرار دارند كه بدعت را در معاني خوب بكار ببرند و آن بار منفي كه اين واژه در ادبيات شرعي دارد , از بين برود تا ديگر مقاومتي در مقابل بدعت گذاران و بدعت گذاري نشود و حتي كار آنها مثبت تلقي گردد.
ولي نتيجه اين افراط نسخ شريعت است . زيرا اين مسئله كه بعد روانشناختي دارد و اصولا طبع انسانها , بويژه جوانها , نوپسند مي باشد به گونه اي كه در ادبيات جهان جديد انگ « كهنه بودن » فكرها و فرهنگ ها را به حاشيه مي داند و حتي در تاريخ ادبيات انساني اين مسئله سابقه ديرينه دارد. قبل از انقلاب كهنه پرستي و ارتجاعي , رنگي بود كه به مذهبي ها مي زدند. مشركين هم وقتي با پيام الهي مواجه مي شدند مي گفتند : « ان هي الا اساطيرالاولين » و وحي را كهنه و كهنه پرستي مي ناميدند. يعني در نگاه اينان نو بودن ارزش بود و كهنگي ضدارزش . در حالي كه حق و باطل بايد معيار قرار گيرد , چرا كه صرف كهنه بودن كه ارزش يك حق را از بين نمي برد.
اما بايد ديد كه آيا نوآوري يك ارزش است . يا نه و آيا ما بايد بدنبالش باشيم يا نه معيار مطلوب بين اين افراط و تفريط چيست بين افراط و تفريط يك حد وسطي هست ; ملاك آن چيست
در پاسخ مي گوييم : نوآوري در چند زمينه تصور مي شود :
1 ـ نوآوري در ابزارهاي زندگي
اختراع ابزارهاي نو و توليد مصنوعات نو و جديد چيز خوبي است و نعمت خداوند است و بايد از آن استفاده كرد و بدان نظر مثبت داشت . سواستفاده از اين مصنوعات جديد نيز موجب تحريم آن نمي شود چون هميشه از نعمت خدا سو استفاده مي شود ولي از ارزش آنها كاسته نمي شود. استفاده از اين ابزار صرفه جويي در عمر مي باشد و بايد از آنها براي سرعت در كارها و نيز رفاه و راحتي زندگي بهره برد.
2 ـ نوآوري در رفتارها
بايد توجه داشت كه رفتارها دوگونه است , رفتارهايي كه بار ارزشي دارند و رفتارهايي كه اينگونه نمي باشند. استفاده از ادبيات و اصطلاحات و لغات جديد بار ارزشي ندارد اما رفتاري مانند لباس پوشيدني كه تبعيت از دشمنان اسلام و مشابهت به آنان باشد و جنبه شعار داشته باشد , بار ارزشي منفي خواهد داشت و در اين موارد نوآوري مطلوب نيست . استقلال در آداب و رسوم كه نشانه هويت يك ملت است مطلوب مي باشد. امروزه هندي ها و پاكستاني ها با همان لباس ملي خودشان زندگي مي كنند و طرح لباس ملت هاي ديگر را نپذيرفتند و با همان لباس رسمي خودشان در چشم جهانيان مستقل تر جلوه مي كنند.
3 ـ نوآوري در علوم از جمله علوم اسلامي
بايد ديد آيا نوآوري در علوم بصورت مطلق مطلوب است يا نه و در درجه بعد اين مسئله در علوم اسلامي چگونه است . گاهي و در مواردي براي اثبات يك مسئله از روش ها و يا دلايل جديدي استفاده مي شود , بويژه در علوم عقلي كه اقامه براهين جديد و تازه مرسوم است ; مانند برهان صديقين سينوي و صدرائي , اين كار نوآوري مي باشد و رشد و بالندگي مي آورد و خيلي خوب است و بر اتقان و
ثبات مسئله مي افزايد و در واقع اين كار افزودن ارزشي بر ارزش هاي پيشين است .
گاهي وقت ها نوآوري اصلاح يك روش و بيان سابق است كه نقطه ضعفي داشته و با نوآوري ضعف و كمبود آن جبران مي شود. اين نوع نوآوري هم چيز خوبي است و بايد از آن استقبال نمود.
اما يك نوع نوآوري وجود دارد كه از نظر دين و در بيان پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) مذموم است و علما اسلام براساس ادله ديني از آن نهي و جلوگيري مي كنند. اين نوآوري همان « بدعت » است كه « ادخال ماليس من الذين في الدين » است و يا آنچه از دين است از دين خارج كردن , مي باشد. اين قسم از نوآوري در حد كفر و شرك است . اينكه برخي از احكام دين را با اين پندار كه تاريخ مصرفش گذشته است , از دين خارج كنند , اين همان بدعت مذموم است .
در اسلام و بويژه در مكتب اهل بيت زياد و شديد از اين نوع نوآوري نهي شده و با آن برخورد صورت گرفته است . مذهب شيعه همواره مذهب مخالف قياس و راي و بدعت بوده است .
البته اگر فهم جديد و روشمند و مطابق اصول عقلايي از آيات و روايات انجام گيرد و عرضه شود مطلوب است . در علم اصول باب وسيع استصحاب از چند حديث تغذيه گرديد و اين نوآوري و ابتكار شيخ انصاري (ره ) بود كه اين همه بركت به ارمغان آورد.
در روايات هم وارد شده كه « رب حامل فقه الي من هو افقه منه » علما موشكاف و ژرف نگر از احاديثي كه سابقين نقل كردند , مطالب جديد فهميدند. فقط بايد به اين نكته توجه داشت كه نوآوري نبايد دلبخواهي باشد بلكه بايد متديك و روشمند و عقلايي باشد. اگر اينطور نباشد انسان را به سوي كفر و شرك سوق مي دهد. البته مقصود شرك تشريعي است , چرا كه توحيد در ربوبيت تشريعي اقتضا مي كند كه انسان در امر و نهي و مسئله قانون تابع فرمان خدا باشد.
پس اقامه برهان جديد , فهم جديد از يك مطلب , تصحيح نظرات پيشينيان و اضافه كردن كمي معلومي بر معلومات گذشتگان مطلوب است .
علامه طباطبائي (ره ) مي فرمودند ميراث فلسفي يونان 200 مسئله بود اما وقتي به عالم اسلام آمد و علما و فلاسفه اسلامي روي آن كار كردند به 700 مسئله رسيد و تازه اينها مسائل بنيادين است والا فروع مسائل كه بيشتر است . فيلسوفان اسلامي نظرات يونانيان را فقط شرح و توضيح ندادند , بلكه با الهام از كتاب و سنت مسائلي را بر مسائل پيشين افزودند و البته در اين توليد و نوآوري علاوه بر الهام از كتاب و سنت , عقل آدمي زاد و ذوق انساني نيز دخالت داشت .
در فقه هم مسئله همينطور است . مرحوم آيت الله بروجردي فقه اوليه را به « فقه بقچه پيچيده » تعبير مي كردند. « مقنع » مرحوم صدوق همان متن روايات است كه به صورت فتوي بيان گرديد ولي « مقنعه » مرحوم شيخ مفيد به گونه اي ديگر است و اجتهاد و نوآوري در آن وجود دارد ـ لذا اخباري ها با شيخ مفيد مخالف بودند ـ بعدها به مبسوط شيخ طوسي (ره ) مي رسيم و همينطور كتب فقهي بعدي كه افزايش و توليد و نوآوري را در آنها مشاهده مي كنيم و مي بينيم فقها از يك روايت چقدر استفاده مي كنند.
به هر حال مواظب باشيم چيزي را با راي و دلخواه خودمان به دين نسبت ندهيم و بدون دليل شرعي چيزي را جز دين ندانيم .
كلمه « نوآوري » و « نوانديشي » داراي مفاهيم و معاني گوناگوني است كه خيرخواهان و نيك انديشان معناي مثبت و سازنده آن را اراده مي كنند ولي كج فهمان معاني باطله را قصد مي كنند

معرفي كتاب




از شرايط متن اخلاقي بويژه براي حوزه ها آن است كه مولف خود اهل معنا و سير و سلوك باشد و اين راه را پيموده باشد و ثبوتا و اثباتا موقعيت مطلوب ومقبولي داشته باشد. زيرا علاوه بر آنكه سخنش بايد پذيرفته و تصديق شود لازم است واجد صداقت , مقبوليت و اعتباري باشد كه سخنش بر دل نشيند. از همين رو يكي از مهم ترين صفات پيامبر (ص ) كه در قرآن كريم تنها آمده است « منذر » است . انذار شرايطي دارد تا مخاطب را تحت تاثير قرار دهد. تنها كساني واجد اين شرايط اند كه خداخواهي و خداترسي آنان پس از عمري مجاهدت به اثبات رسيده باشد. حضرات آيات بهاالديني , شهيد مدني , شهيد دستغيب از شهداي محراب در عصر ما چنين بودند. آثار اخلاقي در حد سخنراني يا نويسندگي نيست كه از هر فردي برآيد. كسي كه ناطق يا نويسنده خوبي است اگر خود اهل معنا نباشد يا اثباتا ناشناخته باشد تاثيرگذار نخواهد بود. از اين رو اين مركز به گزينش آثار اخلاقي امام خميني قدس سره و تحرير جامع السعادات مرحوم نراقي و منيه المريد شهيد اقدام كرد و اخلاق (1 ) نيز عمدتا نصوص و روايات است . در فصل چهارم اخلاق (3 ) مي خوانيم : « ... نكته مهم در اينجا اين است كه اين مرد بزرگ از همه ميدانها سرافراز بيرون آمد و به خوبي از عهده امتحان برآمد و آنچه را سالها پيش گفته و نوشته بود در مقام عمل نشان داد و عملا مهر تاييدي بر صحت آموزه هاي اخلاقي خويش نهاد. هر چند پس از پيروزي انقلاب با در اختيار داشتن همه امكانات , شخصا براي نشر آثار خود اقدامي نكرد , كه اين خود حاكي از وارستگي فوق العاده اوست , آنچه مهم تر و حاكي از نهايت وارستگي اين مرد بزرگ است اينكه در دوران تبعيد به نجف اشرف , كه طبعا رژيم شاه براي تحقير علمي و كوچك جلوه دادن او در حوزه نجف , فعاليت زيادي مي كرد , وي براي نشر آثار خود كه سالها پيش در قم تاليف كرده بود ـ مانند مناهج الاصول و انوارالهدايه ـ هيچ اقدامي نكرد. آثاري كه مي توانست به شدت مرجعيت و موقعيت علمي ايشان را در نجف اشرف تثبيت كند. آري , هيچ وقت به آثار علمي اي نباليد وبه رخ ديگران نكشيد در حاليكه هر كس طبعا مايل است آثار علمي اش هر چه زودتر منتشر شوند و در دسترس ديگران قرار گيرند. گفتن ونوشتن اين گونه مطالب آسان , ولي عمل به آنها بسيار طاقت فرساست ...
با توجه به اين نكات , و اينكه عمدتا مخاطب مولف بزرگوار در اين آثار روحانيان هستند و اين آثار دواي دردها و نابسامانيهاي روزگارماست و اينكه كار آمد بودن آنها در ميدان عمل ثابت شده است , حيف است كه اين آثار , كتاب درسي اخلاق در حوزه نباشند و دانش پژوهان حوزه از اين خوان نعمت استفاده نكنند : از سوي ديگر شكل فعلي آنها به دلائل ذيل متناسب با درسنامه نيست . 1 ـ حجم زياد ... 2 ـ همه مطالب در يك سطح نيست ... 3 ـ برخي ازمطالب به مباحث پيچيده معارفي اختصاص دارد و با اخلاق مرتبط نيست ... »
اخلاق (3 ) مشتمل بر يك مقدمه 32 صفحه اي و سه بخش است :
بخش اول : تقريرات دروس اخلاق . اين بخش گزيده كتاب جهاد اكبر يا مبارزه با نفس است . حضرت امام ـ قدس سره ـ در دوران تبعيد در نجف اشرف , گهگاه به مناسبت هاي مختلف ـ مانند آغاز و انجام سال تحصيلي و پيش از ماه مبارك رمضان ـ بيانات اخلاقي و تذكرات تنبه دهنده اي داشته اند. حجه الاسلام جناب آقاي سيدحميد روحاني بخشي از اين مواعظ اخلاقي را همان زمان تقرير كرد كه با نام جهاد اكبر يا مبارزه با نفس همراه با دروس امام درباره ولايت فقيه ـ وگاه جداگانه ـ سالها پيش از پيروزي انقلاب در خارج از ايران و سپس بارها در ايران منتشر شد.
بخش دوم : آداب الصلاه : اين بخش كه گزيده كتاب آداب الصلاه است شامل يك مقدمه , « صورت ملكوتي و آداب قلبي نماز » يك خاتمه , « بعضي از امور داخله و خارجه نماز » و سه مقاله با عناوين ذيل است : « آدابي كه در تمام عبادات ضرور است » : « مقدمات نماز و بعض آداب قبيله آن » : و « مقارنات نماز » .
بخش سوم : شرح حديث جنود عقل و جهل . تلخيص اين اثر در يك مقدمه و سه مقاله سامان يافته است : مقدمه : « مقصد اصلي قرآن و حديث و چگونگي كتب اخلاق » , و مقالات : « نقل لفظ حديث شريف تيمنا و تبركا , « شرح اجمالي بعضي الفاظ حديث شريف » , « شرح جنود عقل و جهل از بعضي وجوه » .

معرفي كتاب






كتاب حاضر به منظور تدريس در پايه چهارم تدوين شده است , چگونگي آثار اخلاقي امام ـ قدس سره ـ و گزينش مركز متون به تفضيل در مقدمه اخلاق (3 ) بيان شده است . شرح اربعين مبسوط ترين اثر اخلاقي امام قدس سره است كه نگارش آن در عصر روز جمعه چهارم محرم 1358 پايان يافته است . اين كتاب شرح چهل حديث شريف از احاديث خاندان رسالت (عليهم آلاف التحيه و الثنا) است كه به اقتضاي سنت « اربعين » نويسي در بين علماي اسلام تاليف شده و 29 حديث آن اخلاقي و 7 حديث آخر و نيز حديث 11 , 28 , 31 , 32 در باب اعتقادات و معارف است . هرچند ذيل حديث 28 , 32 و 34 مباحث اخلاقي نيز مطرح شده است .