دست هاي پشت پرده استعمار و
ضرورت هشياري مداحان متعهد و
دردآشنا
آخرين قسمت
رخنه تحريف , جعل , خرافه واسطوره در مدايح و مراثي را
نبايد فقط مولود جهل و جمود و تسامح و قصور در كسب
شناخت هاي تاريخي نسبت به نهضت عاشورا دانست , بلكه در
كنار اين عامل كه « داخلي » است و بسيار هم حائز اهميت و
فراگير و گسترده مي باشد , عامل « خارجي » نيز نقش آفريني
مخرب دارد و در به بيراهه كشاندن فلسفه ها و انگيزه هاي اصلي
مديحه سرايي ها و مرثيه خواني ها تاثيرگذار مي باشد و به همين
دليل در آسيب شناسي مدايح و مراثي نبايد از اين واقعيت
غفلت ورزيم كه قدرتهاي استعماري كه بنابر شواهد و
مستندات عيني و تاريخي همواره معارضه با « اسلام » وتعاليم و
قوانين جامع و حياتبخش اين دين مبين را در دستوركار خود
قرار مي دهند , نسبت به تقابل و مبارزه با فرهنگ عاشورا و
مدايح و مراثي صحيح و سازنده و حركت زا نيز حساس
مي باشند و در كند و كاو براي يافتن شيوه هاي خنثي كردن اين
عوامل مستحكم و حركت ساز به سر مي برند. استعمار خارجي
تماميت اسلام را نشانه رفته است و طبيعي است در اين
استراتژي , همه ابعاد و جلوه هاي تعاليم و ارزشها و قوانين و
تاريخ پربار اين دين الهي كه « عاشورا » مهم ترين مقطع آن
مي باشد و خود يك فرهنگ غني را در دل خود جاي داده است ,
در معرض تهاجم بيشتر دشمنان اسلام قرار خواهد گرفت .
وقتي سخن از دست هاي پشت پرده استعمار براي نفوذ در
محافل مدح و مرثيه و ترويج خرافه در ميان مداحان و مرثيه
خوانان به ميان مي آوريم ترديدي وجود ندارد كه مقصود
حضور عيني ومشهود استعمارگران در مجالس مرثيه خواني و
ارتباط مستقيم آنان با برخي از مديحه سرايان و مرثيه خوانان
نيست , كه مدعايي است باطل و خلاف عقل و خرد , و امري
است محال و ناممكن كه هيچ كس آن را مطرح نمي كند و برآن
اصرار نمي ورزد. بلكه مقصود اصلي , حركت هاي خزنده و
پنهان قدرت هاي استعماري براي نفوذ در محافل عزاداري و
ترويج خرافه و اسطوره در ميان بعضي از مرثيه خوانان و
برنامه هاي آنان مي باشد. طبيعي است كه در اين حركت خزنده
و نامرئي , چهره هاي اصلي استعمار خارجي , مخفي و پنهان
مي باشند و اين عوامل و مهره هاي داخلي و ستون پنجم فكري
و فرهنگي استعمار هستند كه به « جلو » رانده مي شوند و با
جاذبه هاي خاص « دلارهاي آمريكايي » اهداف و برنامه هاي
مخرب فرهنگي دنياي غرب را جامه عمل مي پوشانند , همچنان
كه همين « دين به دنيا فروشان » با تطميع هاي اقتصادي , به
انجام دقيق ماموريت هاي محوله سياسي از جانب قدرت هاي
استعماري مي پردازند و « استقلال » سرزمين خود را به معامله با
بيگانگان مي گذارند.
در اين توطئه بزرگ فرهنگي , مداحان و مرثيه خوانان فاقد
دانش وتعهد , بدون آنكه خود بفهمند و متوجه شوند تحت
تاثير القائات عوامل داخلي وابسته به استعمار قرار مي گيرند و
از آنجا كه در اين القائات مسموم همواره ظواهر مذهبي
موضوعات و مفاهيم موردنظر حفظ مي شود و جاذبه هاي
اقتصادي نيز به تحريك و دلربايي مي پردازد , برنامه هاي
استعماري به اهداف و نتايج مورد نظر نزديك مي شود و آنچه
نبايد اتفاق بيفتد و تحقق آن از هر راه و روش ديگر صعب و
دشوار مي نمايد , چهره ظاهر مي سازد وخرافه ها و جعل و
تحريف ها به جاي حقايق و واقعيت هاي قطعي تاريخي , در
محافل مرثيه خواني رونق مي يابد!
براي نشان دادن دست هاي پشت پرده استعمار بايد يك
« پل ارتباطي » بين « ديروز » و « امروز » برقرار كنيم تا اولا سابقه
ديرينه اين تحركات و توطئه هاي فرهنگي مشخص شود و عمق
عملكردهاي ضد اسلامي قدرتهاي استعماري عليه نهضت
مقدس عاشورا و ارزشهاي والاي نهفته در تار و پود آن
نمايانده شود. ثانيا پيوند و ارتباط دقيق بين تحركات
استعماري ديروز و امروز و استراتژي و خط مشي و شيوه هاي
واحدي كه در مقاطع تاريخي گذشته و حال دنبال مي شده و
مي شود , بينش هاي متقن و مستحكم را براي « نسل امروز » به
وجود بياورد و به صورت يك ذخيره ارزشمند فكري و
فرهنگي , آنان را در برابر بسياري از توطئه ها آگاه و مقاوم سازد.
براي ايجاد پل ارتباطي بين ديروز و امروز , با دو چهره از
استعمار مواجه مي شويم كه وقتي نيك بنگريم و عميق
بينديشيم , يك « چهره » بيشتر نيستند و يك « هدف » را دنبال
مي نمايند و داراي يك « خط مشي » واحد مي باشند!
چهره اول , « استعمار انگليس » است .
در مقاطع تاريخي گذشته , استعمار پير انگليس را بسيار
فعال مي يابيم . او قدرت مطرح جهان و محور اصلي همه
استعمارگري ها و سيطره ها وتعدي ها محسوب مي شود و با
روش هاي استعمار كهنه (كلنياليسم ) و استعمار نو
(نئوكلنياليسم ) كشورهاي جهان را به بند مي كشد و مردم
جوامع مختلف به ويژه نسل هاي جوان و پر انرژي و پشتوانه
استقلال سرزمين ها را به انحراف و انحطاط و تباهي مي افكند.
استعمارگران انگليسي در دوران سيطره كامل بر جهان ,
براي اسلام و سرزمين هاي اسلامي خواب هاي بسياري ديدند
كه اغلب آنها نيز به تعبير رسيد و در عالم واقع تحقق يافت !
يكي از برنامه هاي منظم و جدي و دقيق استعمار انگليس
تخصيص بودجه هاي لازم براي اعزام « جاسوس » هاي ماهر و
كارآمد به كشورهاي اسلامي و مطالعه و تحقيق جامع براي به
دست آوردن راهكارهاي موثر و نتيجه بخش به منظور مهار
« اسلام » و ضربه زدن به « اتحاد اسلامي » و ايجاد تفرقه و تشتت
و جنگ و نزاع در ميان مذاهب شيعه و سني بود. اين جاسوسها
از مدتها قبل خود را به معلومات و بينش هاي ديني و مطالعه در
ابعاد گوناگون تعاليم و قوانين اسلام و آموختن زبان عربي و
قرآن مجهز مي ساختند و با اين تمهيدات لازم و موثر اوليه ,
سهل و آسان نفوذ مي كردند و با تثبيت القائات استعماري ,
بسترساز تحقق اهداف كشور متبوع خود مي شدند.
وزارت مستعمرات انگليس گروهي از جاسوسان مبرز خود
از جمله « همفر » را به كشورهاي اسلامي گسيل مي دارد تا
نقشه هاي خود را توسط آنان به ظهور و عينيت برساند. در اين
ماموريت كتابي را به نام « چگونه اسلام را نابود كنيم » به دست
همفر مي دهند تا در آن نقاط قوت و عزت مسلمانان را مطالعه
كند و روشهاي مقابله با اين اقتدار و توانمندي را نيز بياموزد.
در اين كتاب موارد مختلفي از اقتدار مسلمين مطرح شده است
كه از آن جمله است : وحدت شيعه و سني و دوري آنان از
تعصبات قومي و نژادي , دلبستگي و علاقه شديد به عالمان
دين بر بنيان عقيده و ايمان , بر پا داشتن مراسم عزاداري امام
حسين و تشكيل اجتماعات و ايراد خطابه و تاثيرات
انكارناپذير آنها بر رفتار مردم 1.
وزارت مستعمرات انگليس پس از بررسي نقاط اقتدار
مسلمين در سه موضوع ياد شده , براي مقابله با آنها
دستورالعمل هاي ذيل را به جاسوسان خود صادر مي نمايد :
بايد به اختلافات مذهبي با ايجاد حس بدگماني و سوظن در
ميان مسلمين شيعه و سني و نگارش مطالبي اهانت آميز و
تهمت انگيز از سوي هر گروه نسبت به گروه ديگر , دامن زده
شود2.
بر هم زدن رابطه دوستي آميخته با احترام بين عالمان دين و
مردم , وظيفه اي است كه هيچ مامور انگليسي نبايد فراموش
كند. در اين راه بايد نخست به دو كار عمده پرداخت : الف ـ
برچسب زدن و تهمت وارد ساختن به علما و مراجع ب ـ وارد
ساختن بعضي از عالم نمايان وابسته به وزارت مستعمرات در
سلك علماي دين . 3
مراكز عزاداري امام حسين يا تكايا بايد نابود شوند و به
ويرانه هايي مبدل گردند... بايد با تمام وسايل بكوشيم تا مردم
از رفتن به تكايا و عزاداري براي امام حسين خودداري كنند و
تدريجا اين گونه كارها متروك گردد4.
اين سه مصداق و نمود , از چهره اول استعمار و متعلق به
مقاطع تاريخي گذشته مي باشد5.
چهره دوم استعمار , آمريكاي جهانخوار است كه در
عرصه هاي حيات سياسي و فرهنگي و اجتماعي امروز , تداوم
بخش اهداف استعماري انگليس براي گسترش سيطره جهنمي
خود بر جهان اسلام و معارضه با ميراثهاي فرهنگي و تاريخي
شيعه از جمله حماسه حسيني و فرهنگ شهادت و به انحطاط
كشاندن محافل مرثيه خواني مي باشد.
تازه ترين فعاليت مخرب استعمار آمريكا عليه مراجع ديني
و وحدت تشيع و تسنن و مراسم مديحه سرايي و مرثيه خواني
حضرت امام حسين (ع ) با انتشار كتابي به نام « نقشه اي براي
جدايي مكاتب الهي » به ظهور مي رسد.
اين كتاب كه اخيرا در آمريكا منتشر شده است , حاوي
مطالبي از جمله گفتگو با دكتر « مايكل برانت » يكي از معاونان
سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) مي باشد. او در
اين گفتگو به طرحهايي اشاره مي كند كه براي مقابله با مذهب
شيعه و فرهنگ شهادت و مدايح و مراثي آماده شده است .
مايكل برانت سخنان تكان دهنده اي را مطرح مي نمايد كه
به گزيده اي از آنها اشاره مي كنيم :
« با وقوع انقلاب اسلامي و كنار رفتن شاه , ما فكر مي كرديم
كه مي توانيم به مرور افراد مطلوب خود را روي كار بياوريم و
سياستهاي خود را در ايران تداوم بخشيم . اما با گذشت زمان و
گسترش فرهنگ اسلامي در كشورهاي منطقه , به خصوص در
عراق , پاكستان , لبنان , كويت و ديگر كشورها , متوجه شديم كه
در تحليل هاي خود اشتباه كرده ايم .
در يك گرد هم آيي كه با حضور مقامات سازمان اطلاعات
مركزي آمريكا (سيا) برگزار شد و در آن نماينده اي از سرويس
اطلاعاتي انگليس (به علت تجارب زياد اين كشور در جوامع
اسلامي ) نيز حضور داشت , به اين نتيجه رسيديم كه پيروزي
انقلاب اسلامي ايران فقط نتيجه سياست هاي اشتباه شاه در
مقابله با اين انقلاب نبوده است , بلكه عوامل ديگر مانند قدرت
رهبر مذهبي آن و استفاده از فرهنگ شهادت دخيل بودند كه
اين فرهنگ از هزار و چهار صد سال پيش توسط نوه پيامبر
اسلام (امام حسين ) به وجود آمده و هر ساله با عزاداري در
ايام محرم اين فرهنگ ترويج و گسترش مي يابد. ما همچنين به
اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب
اسلامي , فعال و پويا هستند.
در اين گردهمايي تصويب شد كه روي مذهب شيعه
تحقيقات بيشتري صورت گيرد و طبق اين تحقيقات
برنامه ريزي هايي داشته باشيم . به همين منظور چهل ميليون
دلار بودجه براي آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه
مرحله به ترتيب زير انجام شد :
1 ـ جمع آوري اطلاعات و آمار
2 ـ اجراي اهداف كوتاه مدت با انجام تبليغات عليه شيعيان و
راه اندازي اختلافات مذهبي ميان شيعيان با ديگر مذاهب
اسلامي 6
3 ـ اجراي اهداف بلندمدت جهت از بين بردن اين مذهب 7
براي تحقق مرحله اول اين پروژه آمريكايي , محققان
گزينش شده به سراسر جهان اعزام مي گردند تا به ميزان نفوذ
شيعيان در هر منطقه , چگونگي تحريك تضادهاي داخلي ,
نحوه ايجاد اختلاف بين تشيع و تسنن و شيوه بهره برداري از
آن , مطلع گردند. پس از انجام تحقيقات , نتايج ذيل به دست
مي آيد :
ما متوجه شديم كه قدرت مذهب شيعه در دست مراجع و
روحانيت مي باشد. آنها در هر زمان از اين مذهب صيانت و
پاسداري مي كنند.
به طور مستقيم نمي توان با مذهب شيعه رو در رو شد و امكان
پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم .
بايد به حمايت از افرادي كه با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند
بپردازيم .
بايد تبليغات گسترده اي را عليه مراجع و رهبران ديني شيعه
صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود را در ميان مردم از دست
بدهند.
بايد فرهنگ شهادت طلبي را سست كنيم و توسط مداحان
سودجو و شهرت طلب مسائل انحرافي و خرافي را ترويج
كنيم 8.
با اين كه موارد پنجگانه مزبور با يكديگر مرتبط و پيوند
خورده مي باشند و داراي رابطه همگون و مكمل هستند , لكن
بند آخر با اين مبحث كه نماياندن دست استعمار خارجي در
ايجاد آفات و آسيب ها در مدايح و مراثي مي باشد , بيشتر
ارتباط پيدا مي كند , اگرچه بدون مطرح نمودن اصل توطئه
شكل يافته در گردهم آيي ماموران سازمانهاي جاسوسي آمريكا
و انگليس , عمق خطر طرحي كه براي گسترش تحريف و خرافه
در محافل مرثيه خواني تدارك ديده اند نمايانده نمي شود.
به دليل اهميت موضوع , متن آخرين بند از توطئه فرهنگي
آمريكا عليه اسلام را از نظر مي گذرانيم :
« يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار مي كرديم ,
موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي بود كه هر ساله شيعيان
با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگاه مي دارند. ما
تصميم گرفتيم با حمايتهاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان
و برگزار كنندگان اصلي اينگونه مراسم كه افرادي سودجو و
شهرت طلب هستند , عقايد و بنيانهاي شيعه و فرهنگ شهادت
طلبي را سست و متزلزل كنيم و مسائلي انحرافي در آن به وجود
آوريم , به گونه اي كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتي در نظر
آيد . » 9
اين عبارات و مطالب , به صراحت و وضوح از عمق
حركت شيطاني و خزنده اي كه براي نفوذ در مراسم
مديحه سرايي و مرثيه خواني تدارك ديده شده است , خبر
مي دهد. اين حركت نامرئي و خزنده كه توسط شيطان بزرگ
آمريكاي جهانخوار صورت مي گيرد , هيچ نمود و نشانه اي از
خود باقي نمي گذارد كه سريع و صريح كشف و شناسايي و با آن
مواجهه و مقابله شود. زيرا كساني به ميدان مي آيند كه خود
« مداح » و « مرثيه خوان » و « گوينده » يا « برگزار كننده اصلي
مجالس » مي باشند. اينان به نوبه خود توسط كساني در معرض
القائات اغواگرانه قرار مي گيرند كه نه به نام استعمارگر خارجي
و آمريكا و انگليس و دشمن اسلام و فرهنگ عاشورا و شهادت ,
كه با « ظاهر مذهبي » و در پوشش « دوست » و « آشنا » و « دلسوز »
و « طرفدار سينه چاك امام حسين (ع ) » به شرارت و تحريك و
وسوسه گري مي پردازند و فضاهاي باطل به وجود مي آورند و
آرام آرام اهداف اربابان استعمارگرشان را جامه عمل
مي پوشانند.
در سخنان مامور سازمان اطلاعاتي آمريكا عبارتهايي
چون « حمايت هاي مالي » از مداحان و مرثيه خوانان
« سودجو » و « شهرت طلب » , بسيار تامل برانگيز مي باشد. اين
افراد كساني هستند كه نمونه هاي آنان را به وضوح در عرصه ها
و صحنه هاي فعاليتهاي مرتبط با محافل مداحي و عزاداري
مي توان نشان نمود.
ترديدي وجود ندارد كه جاذبه هاي اقتصادي نامشروع و
سودجويي هاي بدون پشتوانه هاي عقلي و شرعي در كنار
تمايلات نفساني ناشي از حس « شهرت طلبي » , از دامگاه هاي
بزرگ شيطان مي باشد و افراد ضعيف الايمان را كه از درجات و
مراتب بالاي « تقوا » بي بهره مي باشند و در « خودسازي » و
« جهاد با نفس » در گامهاي اوليه مانده اند , فريب مي دهد و
اسير مي سازد و تا آنجا در اين فريبكاري و اغواگري پيش
مي تازد كه « دين خدا » به « دنياي استعمارگران » فروخته مي شود
و زندگي چند روزه « دنيا » با حيات جاودان و جامع و
سعادتمند « آخرت » معامله مي گردد!
كم نيستند مداحان و مرثيه خوانان و برگزاركنندگان
محافلي كه به دليل فقدان يا كمبود « اخلاص » و « صداقت » در
عزاداري براي حضرت ابا عبدالله الحسين (ع ) , زمينه ساز
اصلي نفوذ خرافه ها و اسطوره هاي القا شده استعماري
مي شوند و بسيار سهل و سريع وقايع قطعي تاريخ عاشوراي
حسيني را واژگون مي نمايند و به قيمت به دست آوردن چرب
و شيرين اين سراي فاني , يك فرهنگ عظيم و يك حماسه
سترگ و يك آموزشگاه جاودان و حاوي درسهاي ايمان و
شرف و عزت و آزادزيستي و ظلم ستيزي براي همه اعصار و
دوره هاي حيات جوامع انساني را با « تحريف » و « جعل » و
« جمود » مواجه مي سازند و دامنه اين « خيانت » را تا نسلهاي
آينده بشر تداوم مي دهند. همچنان كه به موازات اين « دين به
دنيا فروشان » , مداحان پاك و وارسته و مرثيه سرايان آگاه و
دلسوخته و متعهد را مي يابيم كه با خداي خويش عهد بسته اند
كه دين الهي را همچون مقتدايشان حضرت حسين بن علي (ع )
صيانت و پاسداري كنند و اهداف و انگيزه هاي قيام عاشورا و
ارزشهاي والا و مقدس نهفته در اين نهضت بزرگ و جاودانه را
با فرهنگ سازي هاي سالم تبيين نمايند و نسلهاي جوان تشنه
حقايق الهي را از آبشخور زلال معارف عاشوراي حسيني
سيراب سازند , و اگر نبود عشق و شور اين دلسوختگان و
دردمندان و دلدادگان راه حسين (ع ) , هم اينك آنچه از دانش و
بينش و تعهد و مسئوليت در مدايح و مراثي راه گشا به سوي
حقيقت نهضت عاشورا مشاهده مي كنيم و ناله ها و عزاداري ها
و گريستن هاي سرچشمه يافته از « معرفت » و « خلوص » كه به
ديده مي نگريم , وجود نداشت , و خوشا به حال آنان كه چنين
مي زيند و لحظات زندگي دنيا را با دينداري اصيل و جامع و
فكورانه و عزاداري آگاهانه و مسئولانه و عاشقانه سپري
مي سازند.
آنچه امروز به شدت به آن محتاجيم اين است كه عالمان
فرهيخته و واعظان آگاه و مسئول و مداحان بصير و دانا و
مرثيه خوانان دلسوخته و آشنا به معارف و تاريخ عاشورا , در
تمام صحنه ها و عرصه هاي فعاليتهاي مرتبط با « حماسه
حسيني » همواره « حاضر » و « ناظر » باشند و همه بيراهه هاي
تحريف گري و جعل و خرافه را مسدود سازند و تمام فرصت ها
را براي تلاشهاي مخرب واعظان و مداحان و مرثيه خوانان
فاقد دانش و وارستگي و دلسوختگي و احساس تعهد ضيق و
تنگ نمايند و روزنه ها و مجاري نفوذ استعمار خارجي را ـ كه
محل تجمع سودجويان و شهرت طلبان و بردگان زر و سيم و
چرب و شيرين دنياي آلوده ستمگران مي باشد ـ مسدود سازند.
افق هاي آينده , روشن و اميدبخش مي باشند و رشد و
اعتلا و بالندگي مدايح و مراثي و مديحه سرايان و
مرثيه خوانان اين مرز و بوم را نويد مي دهند.
پاورقي :
1 ـ خاطرات همفر , جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي ,
ترجمه دكتر محسن مويدي , انتشارات اميركبير , ص 75 ـ
73
2 ـ مدرك پيشين , ص 75
3 ـ مدرك پيشين , ص 81
4 ـ مدرك پيشين , ص 86
5 ـ وقتي از « انگليس » به عنوان « چهره اول استعمار » و فعال در
مقاطع تاريخي گذشته نام مي بريم , نمي خواهيم نافي فعاليتهاي
مخرب و جنايت بار اين كشور استعماري در شرايط امروز
جهان باشيم , كه واقعيتهاي عيني و انكار ناپذيري كه براي همه
جهانيان ملموس و مشهود مي باشد نشانگر تداوم توطئه هاي
انگليس از ديروز تا امروز و از گذشته تا حال است و نمونه
روشن و عريان آن اتحاد و همپيماني شوم روباهان مكار
انگليسي با شيطانهاي آمريكايي در حمله به دو كشور اسلامي
« افغانستان » و « عراق » و كشتار فجيع مردم بي گناه و غارت
ثروتهاي سرشار آنان م ي باشد. بلكه مقصود اين است كه در
مقاطعي از تاريخ گذشته جهان , انگليس قدرت برتر و فائق
استعمار بود و همانند شرايط امروز آمريكاي جنايتكار , محور
همه شرارتها و عامل اوليه تمام تعدي ها و سيطره ها عليه جهان
اسلام محسوب مي شد.
6 ـ متاسفانه توطئه آمريكاي جنايتكار براي ايجاد اختلاف و
تفرقه بين تشيع و تسنن موثر واقع شده است و امروز
جلوه هاي شوم اين تحرك استعماري را در مناطق غرب كشور
مشاهده مي كنيم . اين توطئه آمريكايي ابتدا با چاپ كتابي به نام
« حقيقت وحدت در دين و حكمت عيد الزهرا » عليه تسنن آغاز
شد و فضاي مسمومي ايجاد نمود. سپس با انتشار كتابي به نام
« حقيقت تشيع در دين » در پاسخ به كتاب اول و عليه شيعه
ادامه يافت ! مي بينيم كه چسان بخشي از بودجه چهل ميليون
دلاري سازمان جاسوسي آمريكا به فعاليتهاي فرهنگي شيطاني
عليه « وحدت شيعه و سني » اختصاص مي يابد و ابرهاي تيره و
ظلماني تفرقه و تشتت در آسمان پاك اخوت و اتحاد اسلامي
ظاهر مي شود. نكته بسيار مهم و قابل تامل و توجه اين است كه
محتواي اين دو كتاب استعماري با نوع فعاليت مداحان و مرثيه
خوانان ما ارتباط پيدا مي كند و به همين دليل بايد آگاهان و
مسئوليت شناسان و درد آشنايان اين گروه شيفته مكتب امام
حسين (ع ) و پيرو انديشه هاي پاك بنيانگذار نظام جمهوري
اسلامي ـ كه « وحدت شيعه و سني » و نقش بنيادين و حياتي آن
در ايجاد جبهه متحد سياسي عليه دنياي كفر و الحاد و استكبار
از محوري ترين آنهاست ـ با هشياري و تحركات سازنده و
وحدت آفرين خود مانع شكل گيري نطفه اختلاف و تفرقه بين
برادران شيعه و سني و تحقق اهداف شيطاني قدرتهاي
استعماري گردند.
7 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , شماره 7203 , 83,3,5
8 ـ همان منبع
9 ـ همان منبع
ايجاد پيوند و ارتباط دقيق بين تحركات
استعماري « ديروز » و « امروز » و استراتژي و
خط مشي و شيوه هاي واحدي كه در مقاطع تاريخي
گذشته و حال دنبال مي شده و مي شود , بينش هاي
متقن و مستحكمي براي « نسل امروز » به وجود
مي آورد و به صورت يك ذخيره ارزشمند فكري و
فرهنگي , آنان را در برابر بسياري از توطئه ها آگاه
و مقاوم مي سازد.
مداحان و مرثيه خوانان فكور و دلسوخته و
متعهد بايد تمام فرصت ها را براي تلاش هاي مخرب
مديحه سرايان و مرثيه خوانان فاقد دانش و
وارستگي ضيق و تنگ نمايند و مجاري نفوذ استعمار
خارجي را ـ كه محل تجمع سودجويان و
شهرت طلبان و بردگان زر و سيم و چرب و شيرين
دنياي آلوده ستمگران مي باشد ـ مسدود سازند.

|