داوران دوازدهمين جشنواره توليدات راديويي و تلويزيوني
معرفي شدند
هيات هاي داوري دو بخش « برنامه هاي تلويزيوني » و
« برنامه هاي راديويي » دوازدهمين جشنواره توليدات راديويي و
تلويزيوني مراكز استانها معرفي شدند.
امور رسانه اي جشنواره با اعلام اين خبر اعضاي هيات
داوري آثار راديويي و تلويزيوني را به اين ترتيب اعلام كرد :
مجيد انتظامي , محمد بزرگ نيا , محمد مهدي عسگرپور , اصغر
فهيمي فر , حسن بشكوفه , مسعود دشتبان , سعيد نيكپور و محمود
داوودي .
برپايه اين خبر , اين تركيب هشت نفره كميته داوران 157 اثر
راه يافته به بخش مسابقه آثار تلويزيوني جشنواره را ارزيابي و
داوري مي كنند. اين تعداد آثار در بخشهاي مستند , عروسكي ,
تركيبي , انيميشن , نماهنگ , نمايش و فيلم هاي داستاني بلند و
كوتاه تلويزيوني و سريال به بخش مسابقه راه پيدا كرده
است .
همچنين هفت تن از كارشناسان و متخصصان صدا وسيما
آثار راديويي راه يافته به بخش مسابقه را داوري
مي كنند.
اسامي هيئت داوري بخش آثار راديويي به اين ترتيب است :
احمد سروري , ايرج برخوردار , محمدحسين نورشاهي , علي
صفادل , جواد پتگر , علي اصغر فواديان و شهرام
گيل آبادي .
اين كميته 64 اثر راه يافته بخش آثار راديويي جشنواره را
بررسي مي كنند.
دوازدهمين جشنواره سراسري توليدات راديويي و
تلويزيوني مراكز استانها در پنج بخش : خبر , صدا , سيما ,
تحقيقات و موسيقي با حضور بيش از هزار و دويست تن از
هنرمندان , نويسندگان , برنامه سازان , تهيه كنندگان و چهره هاي
شاخص عرصه فرهنگ و هنر به مدت سه روز (25 الي 28
خردادماه ) در استان يزد برگزار مي شود.
اسامي نمايشهاي منطقه دو تئاتر دفاع مقدس اعلام شد
اسامي نمايشهاي منطقه دو تئاتر دفاع مقدس كه از چهارم تا
هفتم تيرماه سال جاري در استان كرمان برگزار مي شود , اعلام
شد.
نه گروه نمايشي از شهرهاي اهواز , خرمشهر , زاهدان ,
مشهد و بوشهر به مدت چهار روز آثارشان را در سالنهاي
نمايش شهر كرمان به صحنه مي برند.
وي افزود : اين نه گروه از ميان دهها گروه شركت كننده در
جشنواره توسط هيات بازبيني مركب از آقايان محمدرضا الوند ,
حسين پارسايي , اتابك نادري , مسعود عابدين نژاد , مهدي
مكاري , افشين خورشيدباختري , محمد حيدري , حسين راضي ,
حسين پرستار , حميدرضا نعمتي , داود فتحعلي بيگي , جمشيد
خانيان و رحمت اميني براي رقابت در منطقه دو تئاتر دفاع
مقدس انتخاب شدند.
روابط عمومي جشنواره تئاتر دفاع مقدس اسامي نمايشهاي
پذيرفته شده براي منطقه دو را به اين ترتيب اعلام كرد : يزرا ـ
سيدسعيد فاضلي از اهواز , نقش پنهان ـ حسين محمدي از
اهواز , يك روز رنگي ـ حميدرضا سالاروند از خرمشهر , معلمي
به نام نصر ـ عليرضا ارجوني از زاهدان , روحي ـ علي كيخواه
شهري از زاهدان , پوتين هاي پايه دار ـ محمد الهي از مشهد ,
لبخند عشق , نمك گير شود بعد برو ـ اسماعيل بالگي از مشهد.
جشنواره منطقه اي تئاتر دفاع مقدس كرمان از چهارم تا
هفتم تيرماه سال جاري در استان كرمان برگزار مي شود.
براي اولين بار نمايش جهاني سينماي انيميشن آلمان در سينما تك
موزه هنرهاي معاصر تهران
بيش از 15 اثر مطرح از سينماي انيميشن آلمان از روز 17
تا 19 خرداد ماه سال جاري با همكاري موزه هنرهاي معاصر
تهران و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در سالن
سينماتك موزه هنرهاي معاصر تهران به نمايش در
مي آيد.
بنابر گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر تهران :
نمايش اين فيلم ها در تهران , اولين حركت سال 2004 موسسه
ايفاگالري در نمايش و معرفي انيميشن هاي آلمان است . در مدت
برگزاري اين برنامه نمايشگاهي از تجهيزات فيلم سازي سينماي
انيميشن نيز برگزار خواهد شد و همچنين يك كارگاه آموزشي با
حضور متخصصان انيميشن ايران و آلمان همچون پروفسور
« آده » از انيماتورهاي مشهور آلمان و نورالدين زرين كلك رئيس
آسيفاي بين الملل (انجمن بين المللي انيميشن سازان جهان ) برپا
خواهد شد.
بنابر همين گزارش : در اين برنامه چند انيميشن آلماني كه
كانديد جوايز اسكار شده اند نيز حضور دارند.
نمايشگاه آثار نقاشان نوگراي كرمان و مروري بر آثار استاد ايرج
يزدانپناه در مركز فرهنگي صبا
نمايشگاه 19 تن از آثار نقاشان نوگراي كرمان و مروري بر
آثار استاد ايرج يزدانپناه , در مركز فرهنگي ـ هنري صبا برگزار
مي شود.
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر در اين نمايشگاه كه
با همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كرمان و
هنرستان هنرهاي زيباي كرمان برگزار مي شود , آثار هنرمنداني
چون مژگان ارباب زاده , ندا اغماضي , رضا اكبرزاده , سمانه
احمدي , كريم الله خاني , محمدرضا هاشمي نژاد , شاهرخ
غلامپور , مريم معروفي و... در معرض ديد عموم قرار خواهد
گرفت .
مراسم افتتاح اين نمايشگاه ساعت 18 روز دوشنبه 11
خرداد ماه در مركز فرهنگي ـ هنري صبا برگزار گرديد و تا 20
خرداد ماه همه روزه از ساعت 10 الي 20 به جز ايام تعطيل
پذيراي علاقه مندان خواهد بود.
مركز فرهنگي ـ هنري صبا در ميدان فلسطين , جنب سينما
فلسطين , خيابان شهيد مظفر , پلاك 53 واقع شده است .

|
باطن « مارمولك » بدتر از ظاهر آن است
|
ث محسن قنبريان
اشاره
جنجال نمايش فيلم مارمولك با توقف نمايش آن قدري
فروكش كرده است , هر چند نوارهاي سي دي آن با قيمتي ارزان
در دسترس همگان قرار گرفته و شايعاتي نيز در مورد تصميم
وزارت ارشاد براي توزيع سراسري فيلم از طريق شبكه ويديويي
به گوش مي رسد كه همه اينها نشان از وجود اراده اي پنهان براي
تبليغ و گسترش و تعميم اهداف و انگيزه هاي توليد كنندگان ,
سرمايه گذاران و عرضه كنندگان اين فيلم مرموز دربردارد.
اينكه چرا در اوج استيصال دست اندركاران نمايش فيلم ,
وزير محترم ارشاد طي مصاحبه اي مطبوعاتي به حمايت از آنان
برمي خيزد و يا اين همه تلاش و تبليغات براي دريافت تاييديه
برخي روحانيون چه انگيزه هايي را دربردارد , از جمله
پرسشهايي است كه به مرور زمان پاسخ خود را خواهند يافت .
در شرايطي كه يك فيلمساز آمريكايي با ساخت فيلمي مستند و
نمايش آن در مهمترين جشنواره سينمايي جهان تمامي نگاه ها را
به اهداف واقعي آمريكا از اشغال افغانستان و عراق و روابط
پشت پرده با بن لادن و حضور در منطقه معطوف مي كند و با ابزار
هنر خلاقانه روحيه تجاوزگرانه سياستمداران آمريكايي را به
تصوير مي كشد , تا انجا كه حكومت آمريكا نمايش اين فيلم را در
آمريكا ممنوع اعلام مي كند , آيا شايسته است مسئولين و
فيلمسازان انقلابي ما همزمان فيلمي را به نمايش درآورند كه
چهره سردمداران مبارزه با آمريكا را تخريب كند و در كوچه و
برزن توسط عده اي بي فرهنگ با عنوان اين فيلم مورد خطاب
قرار گيرند ايكاش اين آقايان لااقل به اندازه مايكل مور
آمريكايي متعهد بودند. در مطلب حاضر ـ به نقل از سايت
بازتاب ـ نويسنده به تحليل و بررسي دوباره اي از فيلم مارمولك
پرداخته و به گونه اي مستدل , لايه هاي پنهان فيلم را شكافته و
عيان ساخته است .
به بررسي كوتاهي درباره فيلم مارمولك , از جهت مذهبي ـ
و نه سياسي ـ مي پردازيم .
1 ـ ما هم مثل كارگردان فيلم , معتقديم كه فيلم يك « لايه
ظاهري » دارد و در زير , « لايه هاي باطني » است , اما هرگز
لايه هاي باطني را بهتر (اگر نگوييم بدتر) از لايه ظاهري فيلم
نمي دانيم . لايه ظاهري فيلم , همان چيزي است كه طنز بودن فيلم
را ضمانت مي كند , يعني بازي با ادبيات و لباس روحانيون و...
اما لايه باطني فيلم , اصلا شوخي نيست و كاملا جدي است .
اگر لايه ظاهري و قالبي و شكلي فيلم , تعرضاتي گزنده به
« دينداران » (مثل احمق نشان دادن خيل متدينان , طعنه به
اختلاف فتاوا و بازي با احكام شرع و...) دارد , لايه باطني و
محتوايي فيلم , تعرضاتي تحريفي به « اصل دينداري » دارد كه
متاسفانه از چشم بسياري ـ حتي مخالفان ـ مخفي مانده است .
ما در اينجا تنها لايه باطني و محتوايي را مورد نظر قرار مي دهيم .
2 ـ فيلم در دو قسمت نامساوي , دو نحوه تلقي از دينداري
ودعوت به دينداري را ترسيم مي كند كه دومي را جانشين
مناسب و مطلوب براي اولي قرار مي دهد و مخاطب را با آن
همراه و بدان متقاعد مي كند. حال آنكه به گمان ما هر دو تلقي
غلط است و متاسفانه تلقي و رويكرد درست تحريف شده و هيچ
دفاع و اشاره اي از آن در فيلم وجود ندارد. چنانچه در لايه
ظاهري و قالبي فيلم , توهين به متدينان را بيشتر از توهين به
روحانيت مي دانيم , اشكال لايه باطني و محتوايي فيلم را هم
عميق تر و خطرناك تر از اشكالات لايه ظاهري فيلم مي شماريم .
3 ـ رويكرد اولي كه نسبت به دينداري و هدايت در فيلم
ترسيم مي شود , در 15 دقيقه اول فيلم (فضاي زندان ) و سپس با
حضور يك نماينده از اين تلقي (حاج فضلي ) در متن تابلوي
ترسيم شده از تلقي دوم ـ كه مطلوب سازندگان است ـ طرح
مي شود. اين رويكرد متصلبانه و خشن نسبت به دينداري و
هدايت است كه با امكانات صوتي و تصويري (تاريكي , فضا ,
جلوه ها و...) به شدت تنفرآميز نمايش داده مي شود. مختصات
اين رويكرد مثل « متجسسانه بودن » , « همه يا هيچ نبودن » ,
« مجبورانه بودن » , « به گوش بودن و حرف نزدن » و... است كه از
هيچ يك فروگذار نشده است .
« زندان كلينيك روحي است » , « شما را مي فرستم به بهشت
ولو به زور » , (در ديالوگ هاي رييس زندان ) , انفرادي رفتن براي
خنده در مسجد حتي هنگام حاضر شدن به نماز , انفرادي براي
كار ثواب (نجات كبوتر) به خاطر مقدمه كار (از ديوار بالا رفتن )
, « فشار حاج فضلي براي طلبه شدن و حافظ شدن فرزند » و حتي
ترجيح آن بر كار خير و كمك رساني به مستضعفان و...
نمونه هايي از تصوير كردن اين رويكرد غلط است .
4 ـ به موازاتي كه تماشاگر از اين رويكرد به دينداري و
هدايت به مرور متنفر مي شود , به آرامي رويكرد جايگزين در
فضاهايي روشن , ديالوگ هاي شاد و حركات خوشمزه جانشين
مي شود كه تا انتهاي فيلم ادامه دارد و تماشاگر , به رغم علم به
مجرم و دزد بودن شخصيت اصلي فيلم و علم به عدم توبه او , با
آن رابطه قلبي برقرار كرده , او را همراهي مي كند. اين رويكرد
جايگزين كه از لباس روحاني پوشيدن مارمولك شروع مي شود ,
رويكرد متساهلانه است . شاه بيت اين قسمت ماجرا مضمون
حديث « الطرق الي الله بعدد انفس الخلائق » است كه از يك
روحاني در بيمارستان شنيده مي شود , ولي نه از آن تفسير
صحيح و كاملي مي شود و نه بقيه فيلم ـ كه مخاطب آن را تفسير
درست اين حديث مي پندارد ـ تفسير صحيح اين كلام است . در
اين رويكرد جايگزين , فقط راه ها متفاوت نمي شود , بلكه
مقصدها هم متفاوت مي شود. با بدها فقط مدارا و رفق نمي شود ,
بلكه به بدي آنان جواز داده مي شود و صراحتا اذعان مي كند كه
دزدي هم يكي از راههاي رسيدن به خداست . اين « نحوه برخورد
با آواز بعد از شام » (چه اشكالي دارد حالتان را بكنيد); « نحوه
برخورد با دختر و پسر جوان در پارك » (بلند نشويد , مشغول
باشيد); روابط بي اشكال بين دختر و پسر (پس از بحث مضحك
فضانوردي ) در حالي كه صيغه موقت را براي آن پيرمرد هم
قطاري با جملات زشت و با تاكيد حرام اعلام كرده , نحوه
برخورد با دختربازي آن طلبه (من به عنوان نماينده تام الاختيار
خدا در اين محل و آن محل مي گويم , خدا شما را بخشيده است ,
برويد حالتان رابكنيد , اما اسراف نكنيد) و يا در پاسخ در مورد
نماز خواندن با زخم دست مي گويد : « اصلا به اين حرف ها
نيست , آدم بايد ذاتش درست باشد » و ده ها مورد ديگر از
ديالوگ ها و صحنه ها نمايشگر مطلوب سازي رويكرد تساهل
اذهان براي مخاطب است ; مجرم مي تواند با جرم خود هم به
خدا برسد!
ترجمان اين رويكرد است كه در سراسر فيلم موج
مي زند.
5 ـ اين رويكرد متساهلانه , جايگزين آن رويكرد متصلبانه
مي شود. فيلم با نمايش ضمني كاركرد دنيوي اين دو رويكرد ,
ترجيح و برتري رويكرد دوم را به مخاطب مي قبولاند. نماز
جماعت در حين سفر و گزارش خلوتي و تعداد كم نمازگزاران از
سوي مسوول قطار , خلوتي مسجد به امام جماعتي حاج فضلي
(نماينده منفرد تلقي اول در متن رويكرد دوم ) در كنار شلوغي
مسجد با رويكرد دوم از سوي « رضا مارمولك » به طوري كه
بعضي از برادران اراذل و اوباش هم (به تعبير خود او) به آغوش
اسلام پيوسته اند يا « توبه عذرا خانم » جاعل اسناد , به آساني
يك نان و خرما كه به بيان خود « مارمولك » كار علاف ها است ,
همه به مخاطب مي فهماند كه اين رويكرد دوم (تساهل و
تولرانس ) اصيل است و جواب مي دهد. اما به اين هم بسنده
نشده و در ضمن ديالوگي بر سر منبر تصريح مي كند كه « امشب
عده كثيري از اهالي آمده اند , فكر مي كنم تاثير همان جمله
معروف راه هاي رسيدن به خداست » !
6 ـ براي اينكه اين رويكرد متساهلانه در ذوق مخاطب ـ به
خصوص ـ كمي تا اندكي مذهبي ـ نزند , نماينده اصلي اين تلقي
(مارمولك ) به رغم خلاف بودن و سابقه بدش و عدم توبه و تنبه
از سابقه اش , در هنگام ايفاي اين نقش اهل نفاق نيست . او تا
پيش از آمدن به روستا حتي با همين لباس هم دزدي مي كند (زدن
كيف راننده پژو) اما در مدت اقامت در روستا با وجود زمينه
خلاف , نه دزدي مي كند و نه خلاف عفت (براي نمونه هنگام
دعوت فائزه از او براي « خوردن چاي در بالاي خانه » مي گويد :
لعنت بر نفس اماره ! و دل انگيز را همراه او مي فرستد) اگر چهره
او منافق طراحي مي شد , هرگز نمي توانست رويكرد تساهل را به
مخاطب بقبولاند , اما اين عدم نفاق به معناي سلامت شرعي او
نيست , او هم به زنان مردم نگاه مي كند و هم متلك مي اندازد و
هم براي آنان دست تكان مي دهد , در واقع اينها تخلف نيست ! و
اسراف بيش از اين تخلف است ! يعني همان ديدگاه
تولرانسي .
7 ـ دو شخصيت هم در فيلم مقداري از بار داستان را گردن
مي گيرند , يكي روحاني در بيمارستان و ديگري پسركي كه با
نگاه هاي معنادار و مشكوك در چند پلان , مارمولك را مي پايد ,
اما هيچ يك از اين شخصيت ها هم تعرضي به رويكرد غلط دعوت
متساهلانه به دين نمي كند. حضور روحاني بيمارستان هم در
فيلم , اين قدر مجمل و مبهم است كه مخاطب از خود او هيچ
نمي فهمد و كاركرد رضا مارمولك را تفسير شيوه او (كه روحاني
اصيل تلقي شده است ) مي گيرد. مثلا وقتي مارمولك از معني
جمله « به اندازه آدم ها راه به سوي خدا هست » مي پرسد ,
روحاني جواب مي دهد : « يعني خدا همه راه ها را بر بنده اش
نمي بندد! » كه ابهامي را باز نمي كند , بلكه بر اجمال
مي افزايد.
همچنين جملات نقل شده از كتاب « شازده كوچولو » مبني بر
اهلي كردن و... مارمولك اصلا از او تاثيري نگرفته است , آن
روحاني به اين كه شغلش گچبري است نه آخوندي , ستوده
مي شود , حال آنكه مارمولك از پول مردم ارتزاق مي كند , آن هم
براي فرار از كشور و جعل اسناد. ظاهرا اين آخوند براي لباسش
مورد نياز قصه پرداز بوده است !
پسر بچه نيز بار خاصي در داستان بر گردن دارد , زيرا در بين
همه عقلا , تنها او متوجه قلابي بودن اين روحاني شده ـ كه در
جاي خود , بسيار تامل برانگيز است و به داستان « خياطان
دروغين » كريستين اندرسون مي ماند. اما او هم تعرضي به شيوه
دعوت مارمولك به دين و اهلي كردن او ندارد. هديه لباس در
شب نيمه شعبان با آن همه شلوغي حاصل از اين كاركرد , پيامي
سترگ دارد كه : « اگر من قلابي بودم اين روش درست است , تو
واقعي باش و اين روش را ادامه بده ! » سكانس آخر و
روبرگرندادن جمعيت به سوي در نيز اين پيام را موكد مي كند ـ
كه تنها با اين نحوه دينداري و هدايت است كه قاطبه مردم به
دين مي پيوندند!
8 ـ اما آيا واقعا چنين است بين رويكرد متصلبانه و زشت به
دينداري و هدايت و رويكرد متساهلانه و مداهنانه به دين , راه
سومي نيست آيا ما از جانب خود حق داريم « دين الله » را با بي
ديني بياميزيم و آن را مطابق اهواي آدميان قرار دهيم تا آنان به
« دين خود ساخته » بگروند ! و آيا اين گرويدن اگر ممكن باشد
ارزشي دارد آيا تنها قسم انواع مواجهه با دين و دعوت به
دينداري , به زور بهشت بردن و عدم اغماض و مدارا و تحمل
است نمي شود جرم را مدارا كرد , اما جرمش را جرم دانست و
به او قبولاند نمي شود جوان را با رفق و نرمي به سوي خير و
صلاح هدايت كرد نبايد تمام راه هاي منتهي به خدا كه به عدد
نفوس آدميان است , منطبق بر يك راه كلي به نام صراط مستقيم
باشد !
آيا راه هاي به « تعداد آدميان » غير از تقديرات شخصي هر
فرد است كه تا يوم لقا ادامه دارد , اما هر كس در كوچه و
راهروي خويش با سلسله خوبي ها و بدي هاي مشترك روبرو
است كه مواجهه با همان ها , تكليف نهايي او را تعيين مي كند تو
از يك پدر و مادر در يك محيط خاص با يك رفيق خاص و يك
شغل و يك زبان و فرهنگي خاص و يك حوادث يوميه خاص
مي روي و من به گونه اي ديگر , اما هيچ كسي با دزدي , خيانت ,
دروغ و... به مقصد نمي رسد و فقط راستي , امانت و وفا (يعني
صراط مستقيم ) به مقصد مي رساند. اين همان راهي است كه
انبيا و اوليا و بزرگان و علماي دين به آن دعوت كرده اند. چه
خوب گفت پيامبر (ص ) عزيزمان كه : « اسلام غريب شروع شد و
به زودي به غربت مي افتد » (كنزل الاعمال ) جلد2 , ص .119

| |