
براي خرمشهر قهرمان , شهر مقاومت و پيروزي
محمد نبودي ببيني , شهر آزاد گشته , خون شهيدانت پر ثمر
گشته .
آن روز كه دشمن با تانك و مسلسل به شهر آمده بود
محمد به اتفاق دوستان اندكش
و با سلاحهاي سبك به جنگ دشمن رفت .
صلابت و مردانگي در چهره خسته اش موج مي زد ,
او همچون شير غران به هر سمت حمله مي برد.
ولوله اي از عرصه نبرد مجاهدان بر پا گشته بود.
جوانمردان شهادت طلب با ماشين جنگي
دشمن به نبرد برخاسته بودند.
و هر كدام مظلومانه در گوشه اي از كوچه و پس كوچه هاي
شهر
بر زمين مي افتادند.
دشمن وارد شهر شده بود.
مقاومت تعدادي پياده با سلاح سبك در
مقابل يورش خيل عظيم دشمن بي ثمر بود.
محمد نااميد شهر را ترك نمود.
وداعي سخت و جانكاه .
هوا كم كم به تاريكي مي گرائيد ,
فرمانده جوان خسته و نااميد كشان كشان از شهر خارج
شد.
خرمشهر در اشغال دشمن قرار گرفت
از آن پس محمد حال و روز خوشي نداشت .
دائما در حسرت خرمشهر در بند اسارت مي سوخت .
محمد در يك معامله عاشقانه بسوي معبود خويش
پر گشود و در جوار رحمت حق آرام گرفت .
578 روز از اشغال مي گذشت .
عمليات طوفاني و دشمن شكن بيت المقدس آغاز
شد.
قرارگاه هاي قدس , نصر و فتح تحت رهبري قرارگاه
عملياتي مشترك سپاه و ارتش در مكانهاي مورد نظر
متمركز مي شوند.
چند نقطه از رود كارون براي نصب پل در نظر گرفته
ميشود.
سرانجام عمليات بصورت گسترده و غير كلاسيك پيش بيني
مي شود.
خطوط جنگي ايران زيباترين اوقات خود را مي گذراند
شبهاي فراموش نشدني منطقه آواي مناجات و دعاهاي توسل
و كميل زاهدان شب را تجربه مي كند , رزمندگان بي صبرانه
منتظر شنيدن رمز عمليات هستند منطقه اي به وسعت 5400
كيلومتر جهت جولان طوفاني رزمندگان اسلام مشخص
مي شود. دشمن شهر بندري خرمشهر را بمدت يكسال و نيم
اشغال بصورت يكي از محكم ترين مواضع پدافندي خود
درآورد. و با تخريب قسمت اعظم شهر و ايجاد ميدان مين و
كانالهاي زيرزميني , خود را براي يك جنگ شهري آماده كرده
بود . مرحله اول عمليات بيت المقدس در ساعت 90 دقيقه
بامداد مورخه 61,2,10 با رمز مبارك يا علي بن ابيطالب (ع )
از قرارگاه كربلا آغاز شد.
رزمندگان اسلام كه از روزهاي قبل با استتار كامل در چند
كيلومتري كارون موضع گرفته بودند از كارون عبور و با گرفتن
هشتصد كيلومتر مربع سر پل , قدم پا بر جولانگاه بعثيان
مي گذارند بدنبال آنان نيروهاي زرهي از روي جاده هايي كه از
قبل توسط واحد مهندسي سپاه , جهاد و ارتش احداث شده
بود از مخفيگاهها خارج و در يك ابتكار و شاهكار جنگي از
روي پل هاي شناور كه همزمان با شروع عمليات نصب شده بود
عبور مي كنند. به خاطر گستردگي عمليات ژنرال هاي گيج شده و
تنها پيامشان اين بود كه مقاومت كنيد. با انهدام موانع مقدماتي
پياده هاي جان بر كف در حاليكه به شدت از طرف يگانهاي
زرهي حمايت مي شوند با يك خيز بلند خود را به قسمتهايي از
جاده , اهواز ـ خرمشهر مي رساندند.
با آغاز عمليات بيت المقدس راديو بغداد طبق معمول دم از
پيروزي زده و مدعي مي شود كه منطقه عملياتي انباشته از
اجساد و مملو از جنگ افزارهاي ايرانيان است .
اين در حالي بود كه تعداد زيادي از بعثيان كشته , زخمي و
اسير شده و تعداد زيادي از ادوات زرهي آنان نيز منهدم و به
غنيمت درآمده بود و رزمندگان اسلام با نصب پل از شرق به
غرب كارون انتقال يافته و در اطراف جاده خرمشهر در حال
تثبيت موضع آماده مي شدند.
دومين مرحله از عمليات بيت المقدس در تاريخ
61,2,16 با رمز مبارك يا علي بن ابيطالب (ع ) آغاز مي شود
رزمندگان محور فتح از جنوب و محور نصر از شمال منطقه با
هجومي گسترده خود را به مواضع دشمن مي رسانند , حفظ
جاده خرمشهر , اهواز براي دشمن بسيار مهم و حياتي بود
بنابراين جنگ شديدي در اين منطقه آغاز مي شود. با هجوم
رزمندگان اسلام و با همكاري نيروي هوايي و هوانيروز , منطقه
سه راه حسينيه , همچنين پادگان حميد و جفير آزاد ميشوند ,
نيروهاي عمل كننده در شمال خرمشهر پس از نبردي سنگين
خود رابه خطوط مرزي مي رسانند , راديو بغداد با پخش مارش
نظامي دم از پيروزي مي زند. رزمندگان اسلام در مورخه
61,2,19 وارد شهر هويزه مي شوند , با انتشار خبر فتح هويزه
صدام همچون دفعات قبل , فرار از هويزه را هم جزو پيروزيهاي
درخشان خود به حساب مي آورد و سرانجام اعلام مي كند كه
ارتش عراق براي محاصره ايرانيها , اقدام به عقب نشيني
تاكتيكي از هويزه كرده است , سرانجام مرحله سوم عمليات
بيت المقدس با رمز مبارك يا محمد بن عبداله (ص ) در ساعت
12,30 دقيقه روز شنبه مورخه 1361,3,1 با هدف
آزادسازي خرمشهر آغاز مي شود.
چهار لشكر خط شكن ايران هجمه خود را به مواضع
دشمن شروع مي كنند. رزمندگان اسلام براي محاصره دشمن
راه اروند را در پيش گرفته تا از عكس العمل مناسب دشمن كم
كنندو نيز بر پلهاي تداركاتي آنها تسلط يابند.
قسمت اعظم قواي اسلام به كناره هاي اروند مي رسند و
بدين ترتيب محاصره خرمشهر كامل مي شود.
در آستانه ورود قواي ايران به خرمشهر , بخش فارسي
راديو بغداد مكرر اعلام مي كند. دفاع از خرمشهر به معني دفاع
از بصره است آبروي امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است .
راديو بغداد در ادامه تبليغات خود با التماس از بعثيان
مي خواهد كه مانع ورود ايرانيان به خرمشهر شوند رسوايي اين
راديو به جايي مي رسد كه به نيروهاي محاصره شده و وحشت
زده خود طرز مبارزه و انهدام نيروهاي ايراني را ياد داده و از
آنان مي خواهند با شناسايي دقيق از مواضع ايرانيان و بستن
راههاي نفوذ و يورش بي امان آنها , درس تلخي به بسيجيان و
ديگر نيروهاي رزمنده ايراني بياموزند و جهنمي فراموش
نشدني برايشان پديد آورند. رزمندگان اسلام از جمله تيپ امام
حسين (ع ) سپاه پلهاي تداركاتي روي اروند را تصرف و منهدم
مي كنند. سرهنگ زيدان فرمانده نيروهاي دشمن در خرمشهر
در اولين تماس با صدام اعلام مي كند , قربان ! ايرانيان آمدند.
در گرما گرم جنگ قرارگاه نصر سپاه به تعقيب پس مانده
دشمن مي پردازد , نيروي هوايي ايران نيز با بمبارانهاي مكرر
عقبه و پشتيباني دشمن را در حالي كه تعداد زيادي
هواپيماهاي دشمن در آسمان منطقه عملياتي توسط
هواپيماهاي شكاري و ضد هوايي ايران هدف قرار گرفته و
درميان تكبير همگان سقوط مي كنند.
با پيكار و ايثارگريهاي نيروي زميني و هوايي ايران لحظه
به لحظه حلقه محاصره تنگ تر و خرمشهر در يك قدمي آزادي
قرار مي گيرد. به هنگام ظهر اولين درگيري براي ورود به شهر
انجام مي شود در اين ميان تعدادي از بعثيان سرسختانه
مقاومت مي كنند. اما اين مقاومت ها در برابر حملات و فشار
سنگين نيروهاي اسلام ناچيز جلوه مي كند و نبض خرمشهر بي
صبرانه در انتظار قدوم رزمندگان اسلام با آهنگي موزون
مي تپد.
راديو ايران با پخش پيروزهاي نبرد همه را به وجد
مي آورد , تمامي خبرها حاكي از آن است كه رزمندگان اسلام در
مبادي ورودي شهر مشغول انهدام نيروها و تجهيزات دشمن
متجاوز هستند پاسداران شهادت طلب , بسيجيان جان بر كف ,
سربازان غيور ارتش , خرمشهر شما را مي خواند از شيران
بيشه هاي خوزستان , اي رهروان شهيد فهميده به دشمن يورش
بريد و نگذاريد خرمشهر بيش از اين در اشغال
بماند.
حلقه محاصره لحظه به لحظه تنگتر مي شود و نيروهاي
دشمن ديوانه وار از دستورات فرماندهي سرباز زده و راه گريز از
طريق اروند رود و ديگر نقاط را در پيش مي گيرند.
با حمايت همه جانبه هوانيروز و نيروي هوايي در حاليكه
دشمن از ابتدا احتمال حمله ايران را از جنوب خرمشهر
(آبادان ) مي داد در ساعت 13 رزمندگان اسلام از طريق جاده
اهواز ـ خرمشهر , راه آهن و گمرك و عبور از ميدانهاي مين و
موانع متعدد و ضد چترباز و...آخرين مقاومتهاي بعثيان را در
هم كوبيده و با چشمان گريان در حاليكه گنبد و گلدسته هاي
ويران شده مسجد جامع , اين پايگاه مقاومت 34 روزه مردمي
آنان را ندا مي داد قدم بر خاك مطهر خرمشهر مي گذارند.
در تداوم پاكسازي شهر مجموعا 12000 نفر از سربازان
بعث به اسارت درمي آيند. سرانجام خرمشهر قهرمان كه طي
34 روز نبرد سراسري توانسته بود با دست خالي و تنها با
كوكتل مولوتف , ژ 3 و .... جانفشاني مدافعان مظلوم دو لشكر
عراق را پشت دروازه هاي شهر نگه بدارند پس از 25 روز نبرد
سنگين در سوم خرداد , زمانيكه عقربه ساعت روي 13,50
قرارگرفت پس از 578 روز در حاليكه از بي سيم كليه يگانهاي
عمل كننده خبر مبارك خرمشهر آزاد شد قلب امام شاد شد. به
گوش مي رسد به مام وطن باز مي گردد و در ساعت 5,4 بعد از
ظهر راديو جمهوري اسلامي ايران اين خبر را اعلان مي كند كه
شنوندگان عزيز توجه فرمائيد خرمشهر , شهر خون آزاد شد.
الله اكبر الله اكبر.
خبر آزادي خرمشهر امت مسلمان و مقاوم را به خيابانها
كشيده و ايران عرق در شادي و سرور مي شود. مردم با شيريني
اين پيروزي را به هم تبريك مي گويند. ماشينهابا چراغ روشن و
بوق ابراز شادماني مي كنند. رزمندگان اسلام پس از پاكسازي
شهر به تعقيب دشمن پرداخته و آنان را تا محور شلمچه و
بصره وادار به فرار مي كنند در اين تعقيب و گريز تعداد ديگري
از تانكهاي دشمن هدف قرار گرفته و منهدم مي شوند پس از
رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده نيروهاي ظفرمند اسلام به
تثبيت موضع پرداخته و براي حفظ موقعيت شهر و زير آتش
گرفتن دشمن تعداد قابل توجهي آتشبار سنگين به كنار اروند
رود آورده مي شود سرانجام عمليات بيت المقدس كه از تاريخ
61,2,10 آغاز شده بود پس از 25 روز نبرد فراموش نشدني با
پاكسازي دشمن از قسمت اعظم خاك جنوب و در نهايت
خرمشهر به پايان رسيد و ترنم اين سرود غم انگيز در سراسر
كشور طنين انداز شد كه : محمد نبودي ببيني شهر آزاد گشته ,
خون شهيدان پر ثمر گشته , آه واويلا ـ كو جهان آرا , نور
چشمان تر ما
معاونت روابط عمومي و انتشارات
نيروي زميني سپاه
در آستانه ورود قواي ايران به خرمشهر , بخش
فارسي راديو بغداد مكرر اعلام مي كند. دفاع از
خرمشهر به معني دفاع از بصره است , آبروي امت
عرب در گرو دفاع از خرمشهر است . راديو بغداد
در ادامه تبليغات خود با التماس از بعثيان
مي خواهد كه مانع ورود ايرانيان به خرمشهر
شوند
رزمندگان اسلام از جمله تيپ امام حسين (ع )
سپاه پل هاي تداركاتي روي اروند را تصرف و
منهدم مي كنند. سرهنگ زيدان فرمانده نيروهاي
دشمن در خرمشهر در اولين تماس با صدام اعلام
مي كند , قربان ! ايرانيان آمدند

|
سيره سرداران شهيد
|
شهامت و دليري
شهيد عباس تابنده
در شجاعت و شهامت نظير نداشت . آنروز هليكوپتر
دشمن مستقيما به سوي بچه ها مي آمد تا آنها را هدف قرار
دهد.
هر كس به دنبال سرپناهي بود تا از تيررس آن در امان
باشد . در اين حال او با يك قبضه تيربار ژـ 3 وارد عمل شد
بدون ترس و واهمه با رشادت تمام رو در روي هليكوپتر
ايستاده و با رگبار ممتد آن را در هوا منفجر كرده و بدين صورت
با سقوط هليكوپتر بچه ها نجات يافتند و اين ميسر نمي شد اگر
نبود دلاوري و رشادت او.
راوي : همرزم شهيد
وداع آخر
شهيد محمدرضا حسينيان مقدم
محمد بي سيم چي گروهان بود و من بي سيم چي گردان . در
عمليات كربلاي پنج دائما در تماس بوديم . عمليات شدت
گرفته بود. رگبار گلوله و انفجار و دود و آتش همه جا را تيره و
تار ساخته بود. براي لحظه اي ديدمش . دست بر دستش نهادم ,
دست همديگر را فشرديم و از هم جدا شديم . مدتي كه گذشت
متوجه شدم صدايش از پشت بي سيم نمي آيد و كس ديگري به
جاي او تماس مي گيرد. با رمز , حال محمد را پرسيدم . گفته شد
به كار ديگري مشغول است .
در تاريكي به جلو مي رفتيم كه مجروحي را ديدم بر روي
زمين افتاده و به واسطه تاريكي چهره اش قابل شناسايي نبود.
نامش را پرسيدم ديگري گفت مقدم . بدون آنكه متوجه او شوم
به حركتم ادامه دادم . يك لحظه به خود آمدم ... مقدم !
به سرعت برگشتم و به سراغش رفتم . زير لب ذكر مي گفت
شدت جراحات به قدري بود كه ديگر نمي شد برايش كاري
كرد. او را در آغوش كشيدم . پس از چند لحظه مرغ روحش از
قفس تن رها شده و در آغوشم جان داد. و من با غمي سنگين بر
دل جسم نازنينش را رها كرده و به دنبال فرمانده خود راه
افتادم .
صنمي لشكريم غارت دل كرد و برفت
آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم (حافظ )
راوي : برادر شهيد
راز كميل
شهيد غلامحسين ساجدي
شب سختي بود. در منطقه عملياتي بوديم . غلامحسين پس
از عمليات دچار تب شديدي شده بود. تنش به گلوله اي از
آتش مي ماند.
دعاي كميل را از حفظ بود و در همان حال آنرا زير لب
زمزمه مي كرد « اللهم ارحم ضعف بدني » . گويي نواي كميل آبي
بود بر آتش سوزان تنش و دارويي شفابخش كه درد و تب را از
او دور مي ساخت . آنقدر كميل را زمزمه كرد تا آرام و قرار
گرفت و خوابيد.
گرچه تب استخوان من كرد ز مهر گرم و رفت
همچو بتم نمي رود آتش مهر از استخوان (حافظ )
راوي : همرزم شهيد

|
|