روزنامه جمهوري اسلامي 18/03/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* قيام 15 خرداد به روايت اسناد(آزادي )
* قيام 15 خرداد به روايت اسناد (تبعيد)
قيام 15 خرداد به روايت اسناد(آزادي )




جلد پنجم از مجموعه قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك كه حاوي اسناد 1343,1,18 تا 1343,3,16 است , توسط مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات منتشر شده است . در مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
از سال 1341 ش به بعد پهلوي دوم با نام « خميني » به مبارزه برخاسته بود. اين مبارزه شيوه هاي مختلفي را مي طلبيد; از حمله به مدرسه فيضيه تا دستگيري امام (ره ) و از زندان تا حصر.
امام (ره ) در همه اين مقاطع از خود صبوري نشان داد و رژيم بيش از پيش مستاصل شد. تصميم هاي مختلف حكومت درباره ايشان اين استيصال را به خوبي نشان مي دهد.
رژيم گاهي چنگ و دندان نشان مي داد و هرازگاهي نيز از در آشتي برمي آمد. همه اين اقدامات از آن سو بود كه نمي دانست با موضوع نهضت « خميني » چگونه بايستي رفتار كند. از سويي ژست دمكراسي مي گرفت و از سوي ديگر به اعمالي دست مي زد كه از مدتها پيش در بسياري از جوامع بشري منسوخ شده بود.
اين سردرگمي , پس از دستگيري حضرت امام (ره ) فزوني يافت . رژيم نه قادر به نگاهداشتن ايشان در زندان بود و نه جرات مي كرد وي را آزاد بگذارد. بر اين اساس از 1342,5,11 از امام در حصر ـ منزلي در تهران ـ مراقبت مي كرد و همواره سعي در آرام كردن جامعه داشت . هدف رژيم در اين دوره بازگرداندن آرامش به محيط بود كه مي توانست نشان توافقات بين روحانيت ; به ويژه امام (ره ); با حكومت قلمداد شود.
حكومت در 1343,1,15 , در اوايل سال جديد كه اوضاع را آرام يافت , محدوديت هاي امام را كاست . عمده ترين اين محدوديت حصر امام در تهران بود. ايشان در هجدهم فروردين 43 اجازه يافت تا به قم بازگردد . دولت نيز خواست از اين رفع محدوديت , حداكثر بهره برداري را ببرد و در همان روز; روزنامه اطلاعات مقاله اي مبني بر رفع سوتفاهم امام با حكومت و همگامي جامعه روحانيت و مردم در اجراي برنامه انقلاب « شاه و مردم » منتشر كرد. ورود حضرت امام (ره ) به قم شادماني و شادابي را به اين شهر بازگرداند و چراغها و تزئينات را در سرتاسر اين شهر نشاند.


دو روز بعد از ورود امام در بين ملاقاتهاي فراوان مردمي , ايشان با; جواد صدر ـ وزير كشور ـ نيز در قم با امام ديدار كرد. ديدارها و ملاقاتهاي عوامل رژيم براي جلب نظر امام و اخذ حداقل رضايت وي براي سكوت بود , اما حوادث روزهاي بعد چنين اميدي را از رژيم گرفت .
امام خبر روزنامه اطلاعات را بر نتافت و سه روز پس از ورود به قم و در ديدار خود با جمعي از مردم و دانشجويان ; به اين مقاله اعتراض كرده و پرده از دروغگويي هاي حكومت برداشت . ايشان در اين باره چنين گفتند :
« در اين روزنامه كثيف اطلاعات تحت عنوان اتحاد مقدس , در روزنامه نوشته بودند كه با روحانيت تفاهم شده و روحانيون با انقلاب سفيد شاه و ملت موافق هستند. كدام انقلاب كدام ملت اين انقلاب مربوط به روحانيت و مردم نيست . آقايان كه در دانشگاه هستيد به همه برسانيد كه روحانيت با اين انقلاب موافق نيست . ما كه وسيله انتشاراتي نداريم ... اگر روزنامه اطلاعات جبران نكند , با عكس العمل شديد ما مواجه خواهد شد. خميني را اگر دار هم بزنند تفاهم نخواهد كرد ... »
اين سخنان باز رژيم را در موضع انفعالي قرار داد. در روز 1343,1,21 ; مردم در قطعنامه جشني كه به مناسبت آزادي و ورود امام به قم برگزار شد; خواستار اجراي قوانين اسلامي به صورت كامل , احياي سنت هاي ترك شده ديني , انحلال مجلسين غيرقانوني , قطع ايادي استعمار و عمال صهيونيست از مملكت و جلوگيري از ظلم و فساد شدند.
چند روز بعد , امام در سخناني در مسجد اعظم قم ; ضمن انتقاد شديد از دولت ; تصميم شاه را در مورد تشكيل دانشگاه اسلامي ; نوعي فريب و خدعه دانست . امام (ره ) در واقع با اين سخنان آب پاكي را روي دست رژيم ريخت و رژيم را از آشتي با خود نااميد ساخت .
امام (ره ) در بخشي از اين سخنراني چنين گفت : « اين دانشگاه اسلامي كه مي خواهند درست كنند , نه اينكه خيال كنند با اسلام آشتي كرده اند , بلكه قضيه , قرآني است كه در مقابل اميرالمومنين سلام الله عليه سرنيزه كردند. معاويه با حربه قرآن اميرالمومنين را شكست داد. ... غلط مي كند آن وزارت فرهنگي كه در امر ديانت و اسلام دخالت كند. مگر ما مي گذاريم اين مطالب بشود ... »


اوضاع و احوال اين دوره , به ويژه سخنان امام و نزديك شدن به ماه محرم كه با تجلي احساسات مذهبي مردم همواره براي حكومت خطرآفرين مي نمود; همچنين نزديك شدن به سالگرد واقعه 15 خرداد 1342 ; رژيم را نگران مي ساخت . اين نگراني از اخبار آن روز; به ويژه در ستاد به جاي مانده از نهاد امنيتي حكومت ـ ساواك ـ بسيار گوياست . عمده مراقبت مامورين ساواك از امام و پيرامون او بود. آنها مي دانستند كه كانون اين فعاليتها ايشان است . دستورات و بخشنامه هاي صادره از سوي شهرباني كل كشور مبني بر كسب اجازه قبلي براي برگزاري مراسم عزاداري و ممنوعيت اعمالي چون تعزيه خواني نيز از اين دست اقدامات است .
فرارسيدن محرم سال 1384 ق . و عزاداري ها و نوحه ها مردم را براي ادامه قيام مصمم مي ساخت . اعلاميه اي هم كه در آستانه اين ماه انتشار يافت بر التهاب اين دوره افزود. اين اعلاميه پس از تاييد و امضا چند تن از مراجع وقت منتشر شد. در اين اعلاميه ها روزهاي پانزدهم خرداد , مصادف با دوازدهم محرم « روز عزاي ملي » اعلام شد. در بخش هايي از اين اعلاميه كه به امضا روح الله الموسوي الخميني , محمدهادي الحسيني ميلاني , شهاب الدين النجفي المرعشي و حسن طباطبائي القمي » رسيده بود چنين مي خوانيم ;
« ... واقعه پانزده خرداد ننگ بزرگي براي هيات حاكمه به بار آورد. اين واقعه فراموش شدني نيست ; تاريخ آن را ضبط خواهد كرد ... تبليغات ديني و بيان قانون شكني ها , ارتجاع سياه شناخته شده و ممنوع گرديد ... دستجات عزاداري بر حضرت سيدالشهدا ـ عليه صلوه والسلام ـ بايد محدود و ممنوع باشد!
آيا براي مملكت كهنسالي مثل ايران ننگ نيست كه دولت اسرائيل بگويد , ما حمايت از ايران مي كنيم . ايران بزرگ تحت الحمايه اسرائيل است ... ما روز دوازدهم محرم را عزاي ملي اعلام مي كنيم , بگذار ما را مرتجع بخوانند , كهنه پرست بدانند ... ما در موقع خود , به خواست خداي تعالي از هيچ گونه فداكاري دريغ نمي كنيم ... »
با انتشار اين اعلاميه , اطلاعيه هاي متعددي توسط گروهها و افراد مختلف در حمايت از آن و حركت امام (ره ) منتشر شد. مراسم عزاداري محرم با نوحه هاي انقلابي همراه شد و مردم در دوازدهم محرم به راهپيمايي و تظاهرات دعوت شدند.
در تهران عده اي در مقابل مجلس شوراي ملي ـ بهارستان گردآمدند و پس از آن به سمت دانشگاه تهران حركت كردند. نيروهاي پليس ويژه « شهرباني و تعدادي از نيروهاي رژيم در لباس غيرنظامي , مردم را محاصره و سركوب كردند. اين درگيري مدتي به طول انجاميد و با دستگيري و جراحت عده اي از مردم به پايان رسيد. در چند شهر ديگر نيز چنين اقداماتي رخ داد. »
سالگرد واقعه 15 خرداد , نشان از آشتي ناپذيري « خميني » داشت و رژيم را مترصد فرصتي ساخت تا با دورساختن وي از ايران مقدمات فراموشي نام او را فراهم سازد.
خوابي كه پريشان بود و هيچگاه تعبير نيافت .

قيام 15 خرداد به روايت اسناد (تبعيد)




جلد ششم از مجموعه قيام 15 خرداد به روايت اسناد ساواك را كه مربوط به دوره تبعيد امام خميني مي باشد , توسط مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات منتشر شده است . در مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
اولين سالگرد واقعه 15 خرداد 1342 به مثابه زنگ خطري بزرگ در گوش حكومت پهلوي به صدا درآمد. اساس دين با ظلم و ستم شاهنشاهي همخواني نداشت ; بر اين اساس « خميني » نيز آشتي ناپذير مي نمود. وقايع پس از سالگرد واقعه ; به ويژه بازتاب اعلاميه صادر شده توسط امام و تني چند از مراجع , رژيم را به تصميم قاطع تري واداشت . وقايع بيرون از كشور; به ويژه تغييرات حاصله در كرسي حكومت ايالات متحده امريكا , در اتخاذ تصميم از سوي حكومت پهلوي دوم كه دربست در اختيار آنان بود , نقش به سزايي داشت .
ترور جان اف كندي و ورود ليندون جانسون به كاخ سفيد روابط ايران و ايالات متحده را وارد مرحله تازه اي كرد. تغيير در هيئت حاكمه امريكا و كنار رفتن كندي از صحنه سياست اين كشور , فشارهاي وارده بر ايران را از سوي دمكراتها به شدت كاهش داد و راه را براي شدت عمل هر چه بيشتر از سوي محمدرضا پهلوي هموار ساخت . جانسون به بهانه جلوگيري از نفوذ كمونيسم در كشورهاي حيطه غرب , هر گونه شدت عملي را جايز مي شمرد و همين امر باعث شد تا محمدرضا پهلوي پس از سفرش به ايالات متحده در چهارده خرداد 1343 كه به همراه همسر سومش (فرح ديبا) انجام مي گرفت ; راه در پيش گرفته عليه روحانيت و دين را بيش از پيش شدت بخشيد.
در مقابل حكومت كه با شمشير از روبسته وارد ميدان شده بود; امام و مردم نيز لحظه اي آرام ننشستند. كشمكشها ادامه داشت تا در 21 مهر 1343 ماده واحده منضم به قرارداد وين در يك جلسه پر سر و صداي مجلس شوراي ملي سرانجام به تصويب رسيد. با تصويب اين قانون مستشاران نظامي امريكا در ايران از مصونيت ها و معافيت هاي قرارداد وين استفاده خواهند كرد; اين جلسه مجلس شوراي ملي تا نيمه هاي شب به درازا كشيد.
دولت ايالات متحده امريكا از اوايل نخست وزيري اسدالله علم ; ادامه حضور نيروهاي نظامي امريكايي ـ مستشاران ـ و اعضاي خانواده آنها را مشروط بر معافيت از شمول قوانين قضايي ايران كرده بود و قبول اين درخواست يعني احياي كاپيتولاسيون .
لايحه مصونيت مستشاران و ديگر افراد تبعه امريكا در ايران ; 13 مهر 1342 در كابينه علم تهيه و مردادماه 1343 در مجلس سنا و 21 مهر 1343 در مجلس شوراي ملي به تصويب رسيد.
كويلر يونگ , استاد دانشگاه پرينسون امريكا , در مقاله اي كه در آوريل 1965 م . در نشريه دانشگاهي هاروارد انتشار يافت . در مورد واكنش مردم ايران پس از انتشار خبر تصويب قرارداد در مجلسين نوشت « براي درك عمق نارضايتي ايرانيان , بايد چند هفته پس از آن , از ايران ديدن مي كرديد. » اين نوشته اشاره به وضعيت ايران پس از تصويب لايحه دارد.
يازده روز پس از تصويب اين قانون , وام دويست ميليون دلاري يك بانك امريكايي به تضمين دولت ايالات متحده و به نشانه سپاسگزاري از حكومت پهلوي , به ايران اختصاص يافت .


در چهارم آبان 1343 ; يك روز پس از تصويب وام امريكا به ايران , امام (ره ) كه در منزل مسكوني اش در قم نيز تحت نظر شديد امنيتي قرار داشت , طي يك سخنراني تاريخي , به مخالفت با اين قانون برخاست . در اين سخنراني , شاه مورد انتقاد و حمله مستقيم امام بود; همچنين دولت و مجلس نيز فاسد و دست نشانده امريكا و اسراييل و دشمن مردم ايران و اسلام معرفي شدند.
اين سخنراني در تاريخ معاصر ايران , اهميت به سزايي يافت و از اهميت آن حتي در روزهاي پاياني عمر رژيم پهلوي كاسته نشد. نسل نو به پا خاسته به فرمان امام , اين سخنراني را دست به دست , سينه به سينه و نوار به نوار براي ديگران نقل كرده و از آن بهره ها گرفتند.
چهره امام در سخنراني برافروخته و متاثر بود. اين سخنراني با « انالله و انا اليه راجعون » آغاز شد و گريه همه حاضرين را در پي داشت . جملات و عبارات امام (ره ) بسيار كليدي بود.
بعضي از عبارتها چنين بود :
من تاثرات قلبي خود را نمي توانم اظهار كنم , قلب من در من با تاثرات قلبي روز شماري مي كنم , چه ]...[فشار است وقت مرگ پيش بيايد. ايران ديگر عيد ندارد. عيد ايران را عزا كردند. عزا كردند و چراغاني كردند , عزا كردند و دسته جمعي رقصيدند , ما را فروختند , استقلال ما را فروختند و باز هم عزت ما پايكوب شد , ]...[چراغاني كردند. پايكوبي كردند عظمت ايران از بين رفت , عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند اگر يك خادم امريكايي , يا يك آشپز امريكايي مرجع تقليد]...[ شما را در وسط بازار ترور كند , زير پاي خود منكوب كند , ]...[پليس ايران حق ندارد جلو او را بگيرد
معلوم مي شود براي ما]...[آقايان اعلام خطر مي كنم خوابهايي ديده اند از اين بهتر چه خواهند كرد والله گناهكار است كسي كه داد نزند , والله مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نزند , اي سران اسلام به داد اسلام برسيد اي علماي نجف به داد اسلام برسيد , اي علماي قم به داد اسلام برسيد , رفت به داد ما برسيد. اي ]...[اسلام . اي ملل اسلام ! اي سران ملل ]...[شاه ايران ! به داد خودت برس !
متن سخنان امام , و اعلاميه شديداللحني را كه امام به همين مناسبت منتشر كرده بودند مخفيانه چاپ شده و در تهران و شهرستانها پخش گرديد و مردم با ديده شگفت و تحسين بدان نگريستند. در پي اين سخنان , روز نهم آبان 1343 , منصور ـ نخست وزير ـ در مجلس سنا به آن پاسخ داد . وي اين سخنان را تحريك آميز و تاسف انگيز دانست و از قانون مصونيت سياسي مستشاران نظامي و ديگر امريكاييان مامور خدمت در ايران دفاع كرد.
پس از سخنان منصور , در سيزدهم آبان 1343 ; نخستين دقايق بامداد; عده اي كماندو چترباز به خانه امام در قم حمله كرده و ايشان را با اتومبيل , مستقيما به فرودگاه تهران انتقال دادند. امام (ره ) قبل از طلوع آفتاب , به همراه يك مامور امنيتي به تركيه تبعيد شد. آيت الله مصطفي خميني نيز كه در منزل آيت الله العظمي مرعشي نجفي به سر مي برد , دستگير شده و به زندان قزل قلعه اعزام گرديد. در پي تبعيد حضرت امام (ره ) كشور به حالت نيمه تعطيل در آمد; درس هاي حوزه علميه , نمازهاي جماعت , بسياري از مراكز تجاري و بازار به حالت تعطيل در آمده و حدود يك ماه به طول انجاميد. ساواك , طي اطلاعيه اي , علت تبعيد امام را در راديو چنين برشمرد : « طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل كافي , چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه بر عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد , لذا از تاريخ 13 آبان ماه 1343 از ايران تبعيد گرديد . سازمان اطلاعات و امنيت كشور »
با تبعيد امام , فصل ديگري از مبارزات مردم آغاز شد; فصلي كه با فراز و نشيب هاي فراوان , پس از حدود 15 سال , در 12 بهمن 1357 به بار نشسته و شكوفه داد .