روزنامه جمهوري اسلامي 18/03/1383 صفحه ويژه شهرستان

درختان معابر و پاركهاي سنندج آفت زدايي مي شود
افزايش بهره وري تضمين كننده توسعه پايدار است
همايش « وفاق اجتماعي , زيربناي فرهنگي واجتماعي توسعه » در يزد برگزار مي شود
عرض حال
« 25 سال به ياد دارالعباده »

161 نفر از ايتام تحت پوشش كميته امداد منطقه 2 يزد در طرح اكرام قرار گرفتند
احيا حوزه هاي علميه استان يزد
تفكر بسيجي ضامن حفظ و بقاي كشور است
درختان معابر و پاركهاي سنندج آفت زدايي مي شود


سنندج ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : به منظور كنترل آفات و بيماريهاي درختي , معابر و پاركهاي سنندج تا پايان خرداد ماه آفت زدايي مي شود.
مدير عامل سازمان پاركها و فضاي سبز شهرداري سنندج با اعلام اين مطلب گفت : ساعت آفت زدايي درختان از 12 شب شروع و تا 5 صبح به مدت 15 روز ادامه مي يابد . آقاي اردلان با اشاره به اينكه آفات درختان بعد از خرداد ماه با مهاجرت از درختان , تمامي سطح شهر را مي گيرد خاطرنشان كرد : به منظور مبارزه با اين امر و جلوگيري از پخش آفات در سطح شهر , كار سمپاشي درختان هر ساله در فصل بهار تا پايان خرداد ماه انجام مي شود.

افزايش بهره وري تضمين كننده توسعه پايدار است


زنجان ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : دبير كميته ملي انرژي گفت : توسعه پايدار بدون افزايش بهره وري امكان پذير نيست .
احمدي نژاد در حاشيه برگزاري همايش بهره وري در نظام اداري طي گفتگويي با خبرنگار ما تصريح نمود : بهره وري يكي از مولفه هاي توسعه است و افزايش شاخص بهره وري تضمين كننده حركت به جلو و توسعه پايدار است .
وي با بيان اينكه اگر توسعه , پايدار نباشد در زمان بسيار كوتاهي مستهلك مي شود و ممكن است به حركت هاي ضد توسعه تبديل شود , افزود : براي افزايش بهره وري بايد ضمن انجام كارهاي فرهنگي , طوري رفتار كرد كه آثار عملي آن براي مردم تبيين شود.
احمدي نژاد خاطرنشان ساخت : هيچ توسعه اي بدون رفاه اجتماعي مردم ميسر نيست و بايد مردم از تمام مولفه هاي رفاه بهره مند شوند كه انرژي نيز يكي از اين مولفه ها است .
بگفته وي ما نبايد بخاطر مصرف انرژي كم , خطوط توليد را كم كنيم و بايد تلاش كرد مصرف انرژي در بخش مولد افزايش يابد تابتوانيم با ايجاد ارزش افزوده بيشتر و اشتغال , درآمد عمومي را افزايش دهيم .
دبير كميته ملي انرژي , تهيه الگوهاي صحيح مصرف را در كشور بعنوان يك ضرورت مورد تاكيد قرار داد و افزود : هدف از بهره وري استفاده صحيح از امكانات موجود است و برخي ها تصورشان از بهره وري مصرف نكردن است .
وي نيروي انساني را ركن اصلي هر حركتي در جوامع توصيف كرد و اظهار داشت : نيروي انساني ساز و كار هر حركتي است كه اين موضوع در آموزه هاي ديني ما به آن تاكيد شده است .
وي با بيان اينكه براي داشتن يك جامعه متحول به انسانهاي متحول نياز است , اضافه كرد نشان دادن افق هاي حركتي توسط مسئولين و احساس مسئوليت آحاد مردم مي تواند درايجاد سامانه تحول بسيار مهم باشد.
بگفته احمدي نژاد براي ارتقا بهره وري بايستي همه مردم احساس مسئوليت كنند و همچنين تغيير ساختار و استفاده از تكنولوژي و فن آوريهاي جديد مي تواند در افزايش بهره وري بسيار موثر باشد.
وي خاطرنشان ساخت : كميته ملي انرژي مطالبات ساختاري را در دستوركار خود قرار داده است و با برگزاري همايش ها و اطلاع رساني , مردم را از ابعاد مصرف انرژي در بخشهاي مختلف آشنا سازد.

همايش « وفاق اجتماعي , زيربناي فرهنگي واجتماعي توسعه » در يزد برگزار مي شود


يزد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : بيست و يكم خردادماه همايش « وفاق اجتماعي ـ زيربناي فرهنگي و اجتماعي توسعه » در استان يزد برگزار مي شود. اين همايش كه با حضور جمعي از مسئولين استان و اساتيد دانشگاه در سالن شهيد عباسپور شركت برق منطقه اي يزد برگزار مي شود , اهداف ذيل را دنبال مي كند.
فراهم آوردن تمهيداتي به منظور آشنايي مخاطبان با موضوع وفاق اجتماعي از ديدگاههاي مختلف
تلاش در جهت نهادينه سازي منطق گفتگو براي حل اختلافات محلي
تلاش براي ايجاد تفاهم اجتماعي بر مبناي احترام گذاردن به حقوق يكديگر
تبيين نقش برگزيدگان و معتمدين محلي در ترويج فرهنگ وفاق اجتماعي
بررسي نقش بازدارنده اختلافات محلي در فرآيند توسعه و آباداني مناطق مختلف استان
تلاش براي ترويج روحيه فعاليت جمعي به جاي تك روي و خودمحوري
تبيين نقش و جايگاه وفاق اجتماعي و بررسي ضرورتهاي آن براي توسعه در دنياي امروز
در اين همايش دستاوردهاي تجربي , علمي و تحقيقاتي با موضوعات جايگاه وفاق اجتماعي و كتب و سنت , نقش تعليم و تربيت در حصول وفاق و همدلي اجتماعي , وفاق و همدلي ضرورت توسعه در دنياي امروز , آسيب وفاق اجتماعي از ديدگاه جامعه شناسي , نقش نخبگان سياسي در وفاق اجتماعي و اختلافات محلي و قومي مانع اصلي توسعه ارائه گرديده و زمينه امكان طرح ديدگاههاي مخاطبان و پاسخگويي به پرسشهاي آنها , نظرسنجي از مخاطبان به منظور برنامه ريزي مدون در راستاي تحقق اهداف همايش و جمع بندي مباحث مطروحه و ارائه منشور نهايي به عنوان ميثاق مورد توافق در استان فراهم مي گردد.

عرض حال
« 25 سال به ياد دارالعباده »


مدتي است , مسائل فرهنگي , اجتماعي استان باعث دل نگراني مردم و از جمله بنده حقير گرديده است . بسياري از مسائل را يا مستقيما خود مشاهده كرده و يا از دوستان و آشنايان و مردم كوچه و بازار مي شنوم , اما , حرفهاي يك نفر غير يزدي مرا بر آن داشت تا چند جمله اي در اين خصوص بنويسم .
در يكي از روزهاي دل انگيز بهاري (خرداد 83 ) پس از مراسمي از مسجد بيرون آمدم . فردي مرا صدا زد , پس از سلام و احوالپرسي , گفت : « من اهل خرم آباد لرستان هستم و براي مسافرت دو سه روزه , بنا به دلايلي به يزد آمدم . به يزديها علاقه وافري پيدا كرده بودم , چرا كه از دوستان و آشنايان بويژه پدرم , اوصاف خوبيها و سختكوشي مردم اين خطه را بارها و بارها شنيده بودم و خلاصه مدت 25 سال به ياد دارالعباده زندگي كردم . تصور من نسبت به يزد و مردمان آن , تصور مدينه فاضله اي بود كه هنگام بلند شدن صداي اذان , مغازه ها تعطيل و همه به مسجد مي روند. حجاب اسلامي با تمام و كمال رعايت مي شود. جوانان پر تلاش بدنبال فعاليت و در جوش و خروشند , اساتيد و دانشجويان , با وقار و سنگيني تمام به تعليم و تعلم مشغولند , بازاريان با مسائل شرعي خريد و فروش آشنا و مراعات ضعيفان را مي نمايند. يزديها همانهايي هستند كه با اراده پولادين خود بر طبيعت سركش كويري چيره و از اعماق زمين آب گوارا را بسوي شهرها و روستاها روانه مي سازند و ...
اما برخي از مسائل اجتماعي و فرهنگي را كه ديدم ناخودآگاه غم عالم تمام وجودم را فرا گرفت و در گوشه اي نشسته و مدتي گريستم . چون نتوانستم طاقت بياورم , تصورات من با واقعيات موجود كه در اين دو سه روز ديدم تفاوت زيادي داشت .
او با ذكر نمونه هايي كه بنده نمي خواهم بدان بپردازم مطالب خود را ادامه مي داد , تا اينكه بالاخره حرف او را قطع كردم و گفتم : نمي خواهم حرفهاي شما را تصديق يا رد كنم , اما ببينيد متاسفانه از طرفي تهاجم فرهنگي دشمن در كشور از جمله يزد اثرات خود را گذاشته است .
ماهوارها , سي دي هاي مبتذل , موادمخدر , مدهاي مختلف , نويسندگان بي تعهد و ... و از طرف ديگر مشكلات اقتصادي بويژه بيكاري كه بدنبال آن فقر و فساد را در جامعه ببار مي آورد , تبعيضهاي ناروا و ... همه دست بدست هم داده تا شاهد اينگونه مسائل در جامعه باشيم و خلاصه , پس از توضيحاتي كه ظاهرا قانع هم نشده بود , اين هموطن خداحافظي كرد و رفت ... و اما چند نكته :
1 ـ خودمان هستيم , برخي مسائل در دارالعباده اتفاق مي افتد كه مي توان با سر انگشت تدبير مسئولين و خانواده ها حل و فصل و از بروز آنها جلوگيري كرد. از شما چه پنهان , بنده نيز از وضع ظاهري و باطني يزد بشدت ناراحتم , وضعيت پاركها , سينماها , حجاب زنان بويژه دختران معصوم , وضعيت بازار و دانشگاهها , مواد مخدر و ... كه رمز اصلاح همه در يك نكته نهفته است و آن فراموش شدن فريضه واجب امر به معروف و نهي از منكر است كه در مرحله اول بايستي علما و روحانيت معزز و مسئولين به مردم روش صحيح آنرا آموخته و در مرحله بعد بر اجراي دقيق و صريح آن تاكيد و اصرار ورزند , كه اگر اينگونه شود , طبق آيات و روايات اسلامي , بسياري از مشكلات جامعه اسلامي حل خواهد شد.
از قديم گفته اند : « در مثل مناقشه نيست » بعنوان نمونه , نقل شده است : در زمان پهلوي براي ترويج بدحجابي , دستور داده شده بود كه در فروشگاههاي بزرگ , سينماها و مراكز عمده دولتي افراد با حجاب را راه ندهند , آنها براي ترويج افكار باطل خود آنگونه عمل كردند و ما براي كار حق خود كه حفظ حجاب است و حجاب با فطرت انسانها موافق است و بفرموده شهيد مطهري (ره ) « حجاب مصونيت است نه محدوديت » اينگونه عمل مي كنيم !!!
2 ـ بازنگري در بيانات , فرامين و دستورات حضرت امام خميني (ره ) كليد حل مشكلات است , زيرا آن پير فرزانه درباره تمام موضوعات روز جامعه به اندازه كافي مطالب را بيان فرموده اند , بويژه وصيت نامه سياسي ـ الهي آن عزيز سفر كرده مي تواند چراغ راه همه مسئولين و مردم باشد.
3 ـ بكار بستن دستورات و فرمايشات مقام معظم رهبري در طول سالهاي گذشته و بويژه پيام نوروزي سال 83 آن حضرت , چراغ نوراني ديگري است كه نه تنها مي تواند روشن كننده راه مردم استان و كشور , بلكه مي تواند هدايتگر مسلمين جهان باشد.
4 ـ انتقال فرهنگ اصيل اسلامي و يزدي به مهاجرين كه در قالب سرباز , دانشجو , كارمند و ... وارد يزد مي شوند. يكي ديگر از راهكارهاي مناسب براي حل معضلات اجتماعي است كه بايستي با شيوه هاي بديع و نو , صورت گيرد , نه آنكه خداي نكرده بر عكس , آنان بر فرهنگ محلي يزديها تاثيرگذار باشند.
5 ـ نكته آخر اينكه هميشه بايد نيمه پر ليوان را ديد نه نيمه خالي آنرا , و بحمدالله وقتي از اين زاويه به يزد نگاه كنيم , هنوز مساجد پر از مومنين نمازگزار و خصوصا جوانان است . جوانان متفكر , خلاق و سخت كوش كه حاضرند براي دفاع از اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي جان خود را فدا كنند. اما مشكلات موجود را نيز بايستي با وسواس خاص و تدبير و تدبر پيگيري نمود. تا انشاالله چهره منور يزديها كه حاصل تلاش طاقت فرساي نياكان ماست , همچنان نوراني بماند و استان يزد كه در برنامه چشم انداز 20 ساله (از سال 1384 تا 1404 ش ) يكي از استانهاي مطرح و موردنظر مسئولين است بتواند به قله رفيع پيشرفت در ابعاد مختلف فرهنگي ـ اجتماعي ـ اقتصادي ـ سياسي گام بردارد.
محمدتقي حيدري خوريزي

161 نفر از ايتام تحت پوشش كميته امداد منطقه 2 يزد در طرح اكرام قرار گرفتند


يزد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : از ابتداي سال 82 تاكنون تعداد 138 نفر از حاميان خير 161 نفر از ايتام تحت پوشش كميته امداد خميني (ره ) منطقه 2 يزد را در قالب طرح اكرام مورد حمايت قرار داده اند.
آقاي كفيل الناس ضمن اعلام اين خبر افزود : هر ماهه مبالغي توسط حاميان طرح اكرام به حساب ايتام واريز مي شود و از ابتداي سال گذشته تاكنون نيز مبلغ 347 ميليون ريال و 495 هزار ريال در اين زمينه به حساب ايتام واريز شده است .
وي اظهار داشت : همچنين در سال گذشته علاوه بر پرداخت هزينه هاي درماني بيمه شدگان تحت حمايت , مبلغ 124 ميليون ريال در بخش خدمات موردي , ويژه و نيز خسارات متفرقه به نيازمندان پرداخت شد.
آقاي كفيل الناس تعداد دانش آموزان تحت پوشش اين اداره را 612 نفر و مبلغ هزينه شده در بخش خدمات فرهنگي و آموزشي به اين عزيزان را 125 ميليون ريال اعلام نمود .

احيا حوزه هاي علميه استان يزد


(قسمت هشتم )
حجت الاسلام والمسلمين مناقب :
طلبه ها در گذشته طالب علوم بودند وبا تنگدستي ادامه تحصيل مي دادند
اشاره :
« احياي حوزه هاي علميه استان يزد » عنوان سلسله گزارش هايي است كه طي آن حوزه هاي علميه استان و تاريخچه شكل گيري آنها معرفي مي شود. در اين گزارش ها همچنين به معرفي مدرسين و احوالات خاص روحاني آنان پرداخته و خوانندگان را با افكار وشيوه هاي آنان در انتقال اندوخته ها و مفاهيم علمي و معنوي خويش به طلبه هاي جوان آشنا مي سازد. در اين شماره حجت الاسلام والمسلمين مناقب طلبه هاي جوان را به پيش گرفتن قناعت و پرهيز از زخارف دنيا و نيز عمق بخشيدن به تحصيل علوم ديني توصيه مي نمايد. با هم پي مي گيريم :
ضمن معرفي خود , اجمالي از دوران تحصيل و فعاليتهاي علمي خود را بيان كنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين , پدر من بازاري بود ولي جد مادري من روحاني و از وعاظ معروف استان يزد بود. ايشان مرا براي تحصيل دروس حوزوي , تشويق كرد و من هم پذيرفتم و خدا را شاكرم كه اين نصيحت را گوش دادم و دراين وادي گام نهادم .
ابتدا به مكتب خانه رفتم و در آنجا خواندن ونوشتن و قرآن را آموختم . سپس رسما به حوزه وارد شدم در آنجا , ابتدا نصاب الصبيان را خواندم و چند سال در يزد به فراگيري دروس مقدمات و سطح حوزه پرداختم و از محضر اساتيد حوزه علميه يزد بهره بردم . عوامل ملا محسن را نزد شيخ علي بمان مكبر خواندم كه هم روحاني بود و هم بازاري و زاهد زمان و سلمان عصر. ايشان در علم تجويد هم قوي بود و صبحهاي پنج شنبه , جلسه اي داشت و تجويد و سبك قرائت را به ما ياد مي داد.
سيوطي و جامي و بخشي از مغني را نزد شيخ عبدالحسين عجمي خواندم كه از خوبان و معاريف يزد بود. حاشيه ملاعبدالله را خدمت آيت الله سيد عليرضا مدرسي خواندم , ايشان در حوزه علميه نجف تحصيل كرده بوده و از شاگردان مرحوم آقا ضيا الدين اراكي بود. بخش زيادي از مطول را خدمت آيت الله شيخ احمد علومي خواندم و ايشان حق بزرگي بر من دارد.
پس از آن به اتفاق يازده نفر از دوستان براي ادامه تحصيل راهي قم شديم در حوزه علميه قم منظومه مرحوم سبزواري را خدمت آيت الله فكور يزدي خواندم , ايشان بيان و قلم خوبي داشت و از محسنات معنوي خوبي برخوردار بود و انسان بسيار پاك و زاهدي بود و بزرگان به او ارادت داشتند.
شرح منظومه را خدمت آيت الله حاج آقا رضا صدر فرا گرفتم و قوانين را نزد آيت الله شيخ حسين نوري همداني و آيت الله سيد عبدالكريم اردبيلي خواندم . مكاسب را از محضر مرحوم آيت الله شيخ مرتضي حائري بهره بردم , ايشان خيلي اهل مطالعه و قوي بود. درس ايشان خيلي سنگين و ملا پرور بود. همچنين بخشي از مكاسب را خدمت آيت الله مرعشي نجفي و آيت الله سلطاني آموختم و رسائل را هم نزد آيت الله منتظري و آيت الله مشكيني خواندم . آيت الله مشكيني هر روز در آغاز درس , يك حديث اخلاقي مي خواند و سپس درس را شروع مي كرد و اين به توصيه آيت الله بروجردي بود كه پس از ورود به قم به مدرسين حوزه توصيه كردند كه در شروع درس , يك حديث اخلاقي بخوانند.
بخش عمده كفايه را خدمت مرحوم آقا ميرزا عبدالجواد سده اي اصفهاني خواندم , ايشان زاهد و متبحر در درس بود. درس خارج فقه را از محضر آيت الله بروجردي بهره بردم و در درس خارج اصول امام خميني هم شركت كردم خاطره اي از جلسه درس امام كه در مسجد سلماسي بود , دارم كه باتوجه به اينكه محل درس كوچك و تعداد شاگردان روز به روز اضافه مي شدند , يكي از شاگردان امام نامه اي به آقاي شريعتمداري كه محل درسش مسجد نو بود , نوشت كه چون شاگردان شما كم و محل تدريستان بزرگ است و شاگردان حاج آقا روح الله زياد و محل تدريس كوچك است , لذا محل تدريس را عوض كنيد. آقاي شريعتمداري از اين نامه ناراحت شد و آنرا در جلسه اي به امام نشان داده بود. امام از اين نامه ناراحت شدند يك روز , بحث فقهي خود را تعطيل كردند و بحث آن روز را به مباحث اخلاقي اختصاص دادند و خيلي با عصبانيت سخن گفتند و فرمودند : « آقايان , ما علاوه بر اينكه يك سلسله مراتب طولي داريم , بايد يك سلسله مراتب عرضي را طي كنيم كه انسانيت و اخلاق است . » و در ادامه با اشاره به نامه مذكور فرمود : « شخصي كه چنين نامه اي را نوشته , برود عذرخواهي كند و از اين ببعد , نبايد كسي در اين امور دخالت كند. »
علامه طباطبايي هم روزهاي پنج شنبه و جمعه , درس تفسير مي گفت , چند سال در درس ايشان شركت كردم , واقعا درس پر محتوي و خوبي بود. همچنين يك سال هم در درس اسفار ايشان حاضر شدم .
در ايام تعطيل هم شهيد مطهري , كتاب كشف المراد را هنگام ابتداي طلوع آفتاب در مدرسه فيضيه تدريس مي كرد با اينكه زمستان بود , عده اي بيرون حجره هم مي نشستند.
وضعيت تحصيل و حوزه ها در آن زمان چگونه بود
من پس از رفتن رضاخان و پس از شهريور 1320 و فترتي كه در حوزه ها ايجاد شده بود , وارد حوزه شدم و تا حدي از اوضاع سخت و فشار استبداد و سختگيري بر حوزه ها و روحانيت كاسته شده بود و حوزه و مدارس علميه يزد در حال بازسازي و آماده شدن براي پذيرش طلبه بود.
يزد در گذشته داراي مدارس متعدد و خوبي بوده است و من در « مدرسه خان » درس مي خواندم كه داراي دو بخش , خان بزرگ و خان كوچك بود و هر بخش آن از دو طبقه تشكيل مي شد. بخش سومي هم به عنوان زمين باير بود كه مرحوم حائري زاده قصد ساخت آنرا داشت , ولي نيمه كاره باقي ماند تا آنكه آيت الله صدوقي آنرا تكميل كردند.
مدارس زيادي در يزد وجود داشته كه نام آنها در كتاب تاريخ مستوفي بافقي و تاريخ مفيدي , موجود است , ولي متاسفانه از بين رفته است . در آنزمان به همت آيت الله شيخ غلامرضا يزدي خراساني و با كمك جمعي از علماي منطقه همچون حضرات آيات سيد علي مدرسي , ميرزا محمد سريزدي , شيخ احمد علومي و مرحوم وزيري مدارس بسياري بازسازي واحيا شد و تعدادي طلبه به تحصيل مشغول شدند.
وضعيت حوزه در گذشته به گونه اي بود كه طلبه ها تنها براي خدا و خدمت به اسلام به حوزه مي آمدند و به هيچ عنوان مسائل مالي و مادي ميان آنها مطرح نبود و در آن عصر تاريك و ظلماني و مخالفت با روحانيت و در حالي كه طلاب و روحانيون را مورد استهزا قرار مي دادند , عده اي به حوزه ها مي آمدند و حقيقتا افراد خوبي بودند كه تعدادي از آنها به رحمت خدا رفتند و گروهي هم خالصانه براي خدا گام برداشتند و در تحصيل جدي بودند و موفقيتهاي خوبي هم به دست آوردند و سبك طلبگي آنها هم محفوظ بود و برنامه اي هم نبود كه بايد از اين مكتب به مكتب ديگري رفت و امتحان داد بلكه با آزادي در هر روز 3 يا 4 يا 5 درس مي گرفتند و روي آن كار مي كردند .
روش تحصيلي ما در آن زمان اينگونه بود كه در درس استاد شركت مي كرديم و پس از آن مطالعه و مباحثه مي كرديم وحتي مطالب گذشته را هم دوره و مباحثه مي كرديم آنها كه استعداد خوبي داشتند و جوهره اي در آنها بود , خيلي خوب موفق شدند. يكي از هم دوره اي هاي من , مرحوم آيت الله سيد عباس خاتم بود كه سيدي بزرگوار و جليل القدر و بسيار خوش استعداد و پر كار بود. ايشان عاشق تحصيل بود و در درس خستگي ناپذير بود. و از نظر مالي , طلبه ها وضعيت بسيار دشواري داشتند مدارس علميه تجهيزات و امكانات ضروري نداشتند , حتي آب براي تطهير نبود و فرش و چراغ هم نداشتند. البته منزل پدري من نزديك بود , ولي كساني كه از اطراف مي آمدند و در مدرسه سكونت داشتند , شرائط خيلي براي آنها سخت بود ولي تحمل مي كردند مرحوم آيت الله شيخ غلامرضا فقيه يزدي خراساني در هر 40 تا 45 روز يكبار فقط مبلغ ده تومان به عنوان شهريه مي داد.
يكي از طلبه ها كه اهل روستا بود , پدرش مقداري نان خشك براي او مي آورد , كه او نانها را در آب مي زد تا نرم شود و سپس مي خورد , صبحانه و نهار او همين بود. يكي ديگر از دوستان طلبه كه اهل مهريز بود , آب كشي مي كرد و از اين راه مبلغي به دست مي آورد و به تحصيل مي پرداخت . برخي ديگر با روزه و نماز استيجاري مخارج خود را تامين مي كردند. ولي حسن مساله اين بود كه روح , روح نوراني بود و واقعا طالب علوم ديني بودند و با سختيها مبارزه مي كردند و با گرسنگي و عسرت ادامه تحصيل مي دادند.
پس از برگشت به يزد , به چه فعاليتهايي مشغول بوديد
پس از مراجعت به شهرستان يزد , فعاليت اصلي من منبر شد و حدود چهل سال هم , روزي يك ساعت از وقتم را در اختيار طلبه ها قرار مي دهم . و هر كتابي كه نياز بوده همچون مغني , مطول , حاشيه را تدريس كردم و چند سالي هم به تدريس لمعه در مدرسه عبدالرحيم خان اشتغال دارم . در كنار منبر و تدريس , به اقامه جماعت هم اشتغال دارم البته در يزد غالبا منبري ها , امامت جماعت را به عهده ندارند.
چه فعاليتهايي سياسي در دوران نهضت اسلامي داشتيد
پس از فوت آيت الله حكيم , سخنراني مفصلي در مسجد مصلي صفدرخان داشتم و در آن سخنراني , امام خميني را به عنوان مرجع تقليد معرفي كردم پس از اين سخنراني رژيم مرا احضار كرد , پس از بازجويي و نصيحت , مرا ممنوع المنبر كردند. از آن زمان بود كه اهالي مسجد اعظم خيابان نعيم آباد از من دعوت كردند تا امامت جماعت مسجد را بعهده بگيرم و از سال 1354 تاكنون در اين مسجد اقامه جماعت مي كنم .
با توجه به اينكه وضعيت حوزه ها را قبل و بعد از انقلاب از نزديك شاهد بوديد , مقايسه نمائيد وبفرمائيد آيا فرقي كرده است
بله , فرقهاي زيادي وجود دارد , از لحاظ مادي تفاوت زيادي ايجاد شده , طلبه ها در گذشته با سختي هاي مادي زيادي روبه رو بودند. مجموع شهريه ما نه تومان بود , البته پدرم به من كمك مي كرد ولي دوستان با روزه استيجاري و..... زندگي خود را تامين مي كردند ولي امروزه شهريه , نسبتا بهتر است و امكانات بيشتر شده است و قابل مقايسه با قبل نيست علماي بزرگ مانند آيت الله فكور , خانه خيلي محقر با دو اطاق داشت ولي قناعت تام و كاملي داشت .
بعد از انقلاب متاسفانه , به طور كلي روحانيت اعم از منبري , ائمه جماعات , طلبه ها , در زمينه معنويت و روحانيت دچار ضعف و تزلزل شده اند. آن روح توكل , ايمان و تقوي كه در علماي گذشته بود , كمتر وجود دارد و نمي دانم چه بايد كرد از نظر علمي هم فكر نمي كنم به تاليف و تحقيقات چهل سال پيش برسد.
وضعيت فعلي طلاب يزد چگونه است و چه مشكلاتي وجود دارد
مشكلاتي كه من در اينجا احساس كردم يكي اينكه , متاسفانه روح طلبگي و درس خواندن مانند گذشته نيست . اكنون در برخي حوزه ها هم و غم برخي طلبه ها اين است كه درس هاي مقرر را امتحان بدهند و خلاص شوند. با آنكه مقرر شد پس از انقلاب , حوزه و دانشگاه را بهم ملحق كنيم و روح تحقيق در حوزه ها را به دانشگاه انتقال دهيم , ولي نه تنها تحقيق حوزه به دانشگاه نرفت , بلكه سطحيت دانشگاه به حوزه آمد.
در پايان از تجربيات خود براي استفاده طلاب بگوئيد و همچنين اگر توصيه هايي داريد , بيان كنيد
من , خودم , نياز به موعظه و پند و اندرز ديگران دارم , اما آنچه در زندگي شخصي خود به دست آوردم و البته در متون مذهبي هم وجود دارد , اينكه اگر روحاني استغنا طبع داشته باشد و از لحاظ مالي خود را بي نياز از مردم بداند و براي امور مادي كرنش نكند , خدا ياريش مي كند و مردم به سمت او كشيده مي شوند و از او حمايت مي كنند. كارها بايد با قصد قربت و براي خدا و خالصانه باشد كه در اين صورت نياز انسان هم بهتر تامين مي شود. اميرمومنان فرمايشي درباره دنيا دارد كه « كسي كه به طرف دنيا برود , دنيا از او مي گريزد و كسي كه از دنيا دست بكشد , دنيا به طرفش مي رود. اين روايت نزد آيت الله صدوقي مطرح شد , ايشان به من فرمودند : « فلاني مردم هم دنيا هستند اگر به طرف آنها رفتي , از تو مي گريزند و اگر به آنها بي اعتنائي كردي به طرف تو مي آيند » البته بي اعتنايي به معناي , بي توجهي به مردم نيست , بلكه منظور اينكه نبايد به دست مردم نگاه كرد بايد استغنا طبع داشت , اگر داشت , بخورد و اگر ندارد , قناعت كند. صبر و تحمل بكند و خدا تنهايش نمي گذارد و اين سيب مي شود كه در كارش هم موفق بشود. در بعضي از بزرگان روحيه اسغنا طبع واقعا قوي و ارزنده بود و چقدر قانع بودند.
در كشكول شيخ بهائي آمده است كه :
خدايا ز خواني كه از بهر خاصان كشيدي
نصيب من بي نوا كو
اگر مي فروشي , بهايش گدا ده
وگر بي بها مي دهي , بخش ماكو
انشاالله خداوند از آن كرامات معنوي و صفات حسنه اي كه به انبيا و اوليا داده سهمي به همه بدهد و خداوند مشكلات را حل و گرفتاري ما را برطرف كند تا بتوان كاري براي حوزه ها از نظر كيفي و معنوي و علمي انجام داد.

تفكر بسيجي ضامن حفظ و بقاي كشور است


يزد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : شهردار يزد گفت : تا مادامي كه تفكر و روحيه بسيجي در كشور حاكم باشد كشور ما از همه بلايا مصون خواهد بود.
مهندس آرامون كه در جلسه تقدير از 60 ايثارگر شهرداري يزد كه در نمازخانه شهرداري مركز سخن مي گفت ادامه داد : اگر ما قدردان ايثارگري ايثارگران باشيم آمريكا تصور اينكه بتواند روزي در اين مردم نفوذ كند را هرگز به مخيله اش راه نخواهد داد.
وي با يادآوري اينكه نظام اسلامي ايران مديون ايثارگري ايثارگران و خون شهدا مي باشد روحيات رزمندگان را در دوران دفاع مقدس عامل تزلزل دشمن معرفي كرد.
مهندس آرامون خاطرنشان كرد : در دوران انقلاب , مردم بي توجه به همه چيز , گوش به فرمان امام و رهبري بودند و همين امر باعث شد كه حضرت امام (ره ) براي حفظ اين روحيه فرمان تشكيل بسيج را صادر فرمايند.
شهردار يزد از وجود تعداد كثيري از ايثارگران در شهرداري ابراز خشنودي كرد و گفت : مردم در مراجعات خود به شهرداري با افرادي مواجه مي شوند كه در ساختار نظام سرمايه گذاري بزرگي انجام داده اند.