نهضت عاشورا يك جنبش و حركت بزرگ « اصلاحي »
است كه از سوي حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) با خط مشي و
اهداف و انگيزه هاي مشخص و اعلام شده آغاز شد و از ابتداي
شكل گيري اولين گامها تا طي مراحل مختلف و در نهايت
رسيدن به مقصد نهايي , با درايت و هوشمندي و رهبري هاي
جامع و انديشمندانه امام حسين (ع ) تداوم يافت و به نتيجه و
ثمر رسيد.
نهضت عاشورا از سه زاويه و دريچه روشن , جنبه
اصلاحي خود را مي نماياند و دلايل متقن و مستندات انكار
ناپذيرش را مطرح و تثبيت مي كند :
1 ـ حضرت امام حسين (ع ) به هنگام خروج از مدينه و
آغاز حركت اصلاحي خود وصيت نامه خويش را به برادرش
محمد حنفيه مي سپرد و سپس از مدينه به قصد كعبه خارج
مي شود. اين حركت با اصرار و فشار عوامل و ماموران يزيد
براي گرفتن بيعت از امام (ع ) و به تسليم و اطاعت در آوردن او
و تاييد حكومت اموي و عنصر فاسدي همچون پسر معاويه و
امتناع و خودداري آن پيشواي الهي از بيعت , آغاز
گشت .
حضرت امام حسين (ع ) در وصيت نامه خويش به
صراحت اعلام مي نمايد كه قصد و انگيزه اصلي من از اين
نهضت و حركت , اصلاح امور جامعه از طريق استقرار قانون
الهي « امر به معروف و نهي از منكر » و عمل دقيق به تمام
جوانب و جلوه هاي اعتقادي , فرهنگي , سياسي , اجتماعي ,
اخلاقي و تربيتي اين اصل مقدس و جامع مي باشد :
و اني لم اخرج اشرا ولابطرا و لامفسدا و لاظالما , و انما
خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي , اريد ان آمر بالمعروف و
انهي عن المنكر , و اسير بسيره جدي و ابي علي
بن ابن طالب » (1 )
« و من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه
براي فساد و ستمگري از مدينه خارج مي گردم , بلكه انگيزه و
هدف من از اين حركت , امر به معروف و نهي از منكر است , و
خواسته ام اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و
روش و سيره جدم رسول خدا(ص ) و پدرم علي بن
ابي طالب (ع ) است . »
وضوح و صراحت درباره اهداف و انگيزه هاي اصلي
نهضت عاشورا در اين وصيت نامه موج مي زند و عبارتهاي
« لطلب الاصلاح في امه جدي » و « اريد ان آمر بالمعروف و
انهي عن المنكر » , حركت مقدس امام حسين (ع ) را ايجاد
تحول و دگرگوني اساسي در جامعه اسلامي و زنده كردن احكام
و قوانين و ارزشهاي فراموش شده اسلام و جلوگيري از
گسترش بدعت هايي كه توسط بني اميه در دين بنيان گذاشته
شده بود , معرفي مي نمايد.
2 ـ حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) علاوه بر آنچه به طور
مكتوب و به صورت وصيت نامه درباره حركت اصلاحي خود
و اهداف و انگيزه هاي اصلي قيام و نهضت خويش باقي
گذاشت , در اظهارات خويش چه به صورت اشارات كلامي
كوتاه و چه به صورت خطبه هايي كه در مناسبت هاي مختلف
بيان فرمودند , اهداف الهي خود براي ايجاد اصلاح و دگرگوني
در جامعه و انهدام نظام سياسي و حكومتي غير اسلامي و
تحميل شده بر مردم را توضيح مي دهند.
نمونه بسيار روشني را كه حضرت امام حسين (ع ) به
معرفي اهداف قيام خويش مي پردازد , در سخناني كه عين آن
توسط حضرت علي بن ابيطالب (ع ) نيز بيان گرديده ـ و اين
نشان مي دهد كه ائمه اطهار عليه السلام داراي هدف و خط
مشي « واحد » براي ايجاد تحول و دگرگوني در جامعه براساس
مباني و قوانين و احكام الهي مي باشندـ مشاهده مي نمائيم .
حضرت امام حسين (ع ) در اين بيانات ضمن دعا و راز و نياز با
حضرت پروردگار , انگيزه هاي حركت و قيام خويش را از ميان
برداشتن بدعتها و استقرار احكام قرآن و مبارزه با ستمگران و
رها ساختن مظلومان و اصلاح امور جامعه معرفي مي نمايد.
در سخنان حضرت امام حسين عليه السلام براي معرفي
اهداف حركت الهي اش چهار محور مورد توجه دقيق قرار
گرفته است .
محور اول از ميان برداشتن بدعتها و بستر سازي براي
بازگشت به تعاليم و قوانين اصيل اسلام و از بين بردن تمام
باورها و برداشتهاي باطل كه نظام جور بني اميه در اثر تبليغات
وسيع و حركت هاي مخرب فرهنگي در اذهان و افكار توده هاي
مردم به وجود آورده بود :
« نرد المعالم من دينك » : نشانه هاي محو شده دينت
بازگردانده شود و تعاليم اصيل آن احيا گردد.
محور دوم ايجاد اصلاحات اساسي و مبتني بر قوانين
جامع اسلام اصيل در شهرها و بلاد مسلمين و ظاهر كردن
جلوه هاي مختلف حيات سالم و پرنشاط « مادي » و « معنوي »
در ميان مردم مسلمان :
« نظهر الاصلاح في بلادك » : در بلاد و شهرهاي سرزمين
اسلامي اصلاح و تحول اساسي به وجود آيد.
محور سوم نجات و رهايي مظلومان جامعه از سيطره
مرگبار ستمگران و ايجاد محيط امن براي زندگي سالم با تقابل
با ظالمان و مسدود ساختن همه مجاري تعدي و ستم گستري
آنان :
« يامن المظلومون من عبادك » : بندگان در محاصره ظلم در
آمده ات به امنيت و آرامش برسند.
محور چهارم احياي مجدد فرايض الهي و احكام و قوانين
اسلامي و سنت و روش ها و ارزشهاي معنوي براي شكل گيري
و تداوم زندگي و حيات اجتماعي سرچشمه يافته از نظام
جامع و مترقي سياسي و اجتماعي اسلام :
« يعمل بفرائضك و سنتك و احكامك » : فرائض و سنت ها و
احكام و قوانين و مقررات تعطيل شده ات استقرار يابد . (2 )
3 ـ پس از امتناع حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) از بيعت با
يزيد و هجرت از مدينه به مكه معظمه , مردم كوفه با اطلاع از
مخالفت امام (ع ) با حكومت و خلافت يزيد و شكل گيري
حركت اصلاحي او به منظور سامان دهي به جامعه رو به
انحطاط , نامه ها و دعوت نامه هايي توسط بزرگان كوفه به نزد
امام حسين (ع ) ارسال داشتند و آن حضرت را به پيشوايي و
امامت فرا خواندند.
عريضه مردم كوفه با اين مضمون به دست مبارك حضرت
اباعبدالله الحسين (ع )
رسيد :
بسم الله الرحمن الرحيم
اين نامه اي است به سوي حسين بن علي از جانب سليمان
بن صرد خزاعي و مسيب بن نجيه و رفاعه بن شداد بجلي و
حبيب بن مظاهر و ساير شيعيان او از مومنان و مسلمانان اهل
كوفه , سلام خدا بر تو باد , و حمد مي كنيم خدا را بر نعمت هاي
كامله او برما , و شكر مي كنيم او را بر آن كه هلاك كرد دشمن
جبار و معاند تو را كه بدون رضاي امت بر آنان والي شد و به
جور و قهر بر آنان حاكم گرديد , و اموالشان را به ناحق تصرف
نمود , ونيكان را به قتل رسانيد , و بدان را برنيكان مسلط
گردانيد , او اموال خدا را ميان مالداران و جباران تقسيم نمود ,
پس خدا او را لعنت كند , چنان كه قوم ثمود را لعنت كرد.
آگاه باش كه ما در اين زمان امام و پيشوايي نداريم . به
سوي ما توجه نما و به شهر ما قدم رنجه فرما , كه ما همگي
مطيع تو هستيم , شايد حق تعالي حق را به بركت تو بر ما ظاهر
گرداند , نعمان بن بشير حاكم كوفه در نهايت مذلت در قصر
الاماره نشسته است . ما به جمعه او حاضر نمي شويم و عيد با
او بيرون نمي رويم . چون خبر رسد كه شما روي به سوي ما
آورده ايد , او را از كوفه بيرون مي كنيم تا به اهل شام ملحق
گردد . والسلام (3 )
بزرگان كوفه در اين مكتوب « معاويه » را دشمن سرسخت
امام حسين (ع ) مي نامند و جور و ستم بر مردم و غارت اموال
آنان و به قتل رساندن نيكان و مسلط نمودن اشرار بر جامعه را
از جمله عملكردهاي زشت و باطل او معرفي مي نمايند و از اين
كه به هلاكت رسيده و فساد و جنايتش قطع گرديده است ,
اظهار مسرت مي كنند. سپس از امام (ع ) مي خواهند كه به كوفه
بيايد و « حكومت » تشكيل دهد و رهبري آنان و اداره جامعه را
به عهده بگيرد.
مضمون اين نامه به وضوح نشان ميدهد كه مردم كوفه امام
حسين (ع ) را براي به دست گرفتن حكومت و بيرون راندن
حاكم منصوب يزيد به شام و به نظم و سامان رساندن امور
جامعه دعوت كردند.
پاسخ حضرت امام حسين (ع ) نيز به روشني و صراحت
مي رساند كه امام (ع ) به قصد تشكيل حكومت و مركز قرار دادن
كوفه براي تداوم حركت اصلاحي خود به سمت اين شهر
هجرت مي نمايد و اين هدف , يكي از انگيزه ها و اهداف نهضت
مقدس او به شمار مي رود.
امام حسين (ع ) پس از دريافت نامه هاي مكرر از مردم
كوفه , نامه ذيل را براي آنان ارسال مي دارد :
بسم الله الرحمن الرحيم
اين نامه اي است از حسين بن علي به سوي گروه مومنان و
مسلمانان و شيعيان . اما بعد , به درستي كه هاني و سعيد نامه اي
از شما آوردند بعد از رسولان و فرستادگان بي شمار كه از شما
به من رسيده بود , و بر مضامين همه اطلاع به هم رسانيدم . در
جميع نامه ها نوشته بوديد كه ما امامي نداريم , بزودي نزد ما
روي نما , شايد حق تعالي ما را به بركت تو برحق و هدايت
مجتمع گرداند. اينك برادر و پسر عم و فرد مورد اعتماد خود
پسر عقيل را به سوي شما مي فرستم . پس چنانچه او گزارش
دهد كه راي عقلا و دانايان و بزرگان شما بر آنچه در نامه ها درج
كرده بوديد مجتمع شده است انشاالله بزودي به سوي شما
حركت مي كنم . به جان خود سوگند ياد مي كنم كه امام و
پيشوايي نيست مگر كسي كه حكم كند در ميان مردم به كتاب
خدا , و قيام نمايد در ميان مردم به عدالت , و قدم از جاده
شريعت مقدسه بيرون نگذارد , و مردم را بر دين حق مستقيم
بدارد . والسلام (4 )
اگر در متن نامه حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) تعمق
ورزيم , به وضوح درمي يابيم كه آن پيشواي الهي در پاسخ به
درخواست مردم كوفه , ضمن پذيرش دعوت آنان براي حركت
به سوي اين شهر به منظور به دست گرفتن زمام امور مردم و
حكمفرمايي الهي بر آنان , به چند مشخصه امامت و رهبري
اشاره مي نمايد و بدين ترتيب خود را موظف مي داند كه پس از
حضور در ميان مردم كوفه , در استقرار و اجراي آنها بكوشد تا
اصلاحات مبتني بر قوانين اسلام در جامعه تحقق يابد. « حكم
به قوانين كتاب خدا » و « قيام به قسط و عدالت در ميان مردم »
از جمله مشخصه هايي است كه امام حسين (ع ) براي امامت و
خلافت مسلمين برمي شمرد و حكومت تشكيل شده بر اساس
اين دو « اصل » مهم و زيربنايي را راهگشا به سوي سعادت
مي داند.
به براهين و مستندات تاريخي مزبور درباره اهداف
حضرت امام حسين (ع ) از قيام مقدس خويش , استدلال هاي
حضرت امام خميني را درباره انگيزه هاي الهي حضرت
اباعبدالله الحسين (ع ) از نهضت عاشورا اضافه مي كنيم تا اين
بررسي از اتقان و صراحت و روشني بيشتر برخوردار گردد :
تمام انبيا براي اصلاح جامعه آمده اند... سيد الشهدا
روي همين ميزان خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا
كرد . (5 )
زندگي سيدالشهدا , زندگي حضرت صاحب سلام الله عليه ,
زندگي همه انبيا عالم , همه انبيا از اول , از آدم تا حالا ,
همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل جور , « حكومت عدل »
را مي خواستند درست كنند . (6 )
آن حضرت در فكر آينده اسلام و مسلمين بود , به خاطر اين
كه اسلام در آينده و در نتيجه جهاد مقدس و فداكاري او در
ميان انسان ها نشر پيدا كند و نظام سياسي و نظام اجتماعي آن
در جامعه ما برقرار شود , مخالفت نمود , مبارزه كرد و فداكاري
كرد . (7 )
آنهايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيد الشهدا براي
حكومت نيامده , خير , اين ها براي « حكومت » آمدند , براي اين
كه بايد حكومت دست مثل سيد الشهدا باشد , مثل كساني كه
شيعه سيدالشهدا هستند باشد . (8 )
اين نكته قابل تامل و توجه است كه حركت امام
حسين (ع ) براي تشكيل و به دست گرفتن حكومت اسلامي ,
تبعيت از نظام سياسي اسلام و سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) و
ائمه اطهار(ع ) براي اجراي احكام و قوانين جامع اسلام در
قالب حكومت و با تشكيل سازمان ها و مراكز قدرت سياسي و
اقتصادي و قضايي و نظامي مي باشد. زيرا نبايد فراموش كنيم
كه « حكومت كه شعبه اي از ولايت مطلقه رسول الله صلي الله
عليه و آله وسلم است , يكي از احكام اوليه اسلام است و مقدم
بر تمام احكام فرعيه حتي نماز و روزه و حج است » . (9 ) و بر
همين مبناست كه « پيغمبر اكرم (ص ) مامور اجراي احكام و
برقراري نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم
مسلمين قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است » (10 ) و
طبيعي است كه اين وظيفه و مسئوليت پس از پيامبر اكرم (ص )
براي امير مومنان (ع ) و امام حسن مجتبي (ع ) و پس از او براي
حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) تثبيت شده است , همچنان كه
پس از امام حسين (ع ) نيز اين نصب الهي براي ساير ائمه
اطهار(ع ) ثابت مي باشد.
براساس آنچه درباره ماهيت حركت اصلاحي امام
حسين (ع ) و اهداف و انگيزه هاي نهضت الهي او مطرح كرديم ,
مشخص مي شود كه حضرت اباعبدالله (ع ) به منظور امر به
معروف و نهي از منكر و اصلاح مفاسد امت و جامعه اسلامي و
مبارزه با ظلم و جور و تشكيل حكومت اسلامي اين قيام
مقدس را آغاز نمود و اينها انگيزه هاي اصلي نهضت پرشور
عاشورا هستند , نه آنچه مديحه سرايان و مرثيه خوانان فاقد
دانش و بينش و آگاهي نسبت به ماهيت قيام كربلا و وقايع و
رخدادهاي تاريخي اين حركت اصلاحي بزرگ ابراز مي دارند.
يعني نهضت عاشورا هرگز در دام برداشت هاي جهالت آميز
محصور نمي شود و به بيراهه هاي جهل و جمود سقوط
نمي كند. اين حركت مقدس براساس آنچه مرثيه خوانان ناآگاه
مي گويند نه يك امر « خصوصي » بين خدا و پيامبر(ص ) و امام
حسين (ع ) است كه هيچ كس از آن مطلع نباشد و ماهيت و
اهداف اصلي اش را نشناسد و اجازه تامل و تعمق و شناسايي
انگيزه ها و ارزشها و تعاليمش را نداشته باشد , و نه نهضتي
است كه بنيان آن بر كشته شدن امام حسين (ع ) براي « كفاره
گناهان امت » گذاشته شده باشد! و نه جنبش كوري است كه
موجب به « هدر » رفتن خون امام حسين (ع ) و بي حاصل و
بي نتيجه ماندن همه تلاش ها و مجاهدتها باشد! بلكه اين قيام و
انقلاب سترگ و عظيم داراي ماهيت اصيل و الهي و اهداف و
انگيزه هاي مشخص و روشن و آشكار مي باشد و همين اهداف و
انگيزه هاست كه زنده ماندن و تداوم آرمان هاي مقدس آن را
تضمين مي نمايد.
طبيعي است كه مرثيه خوانان بايد معرفي اهداف قيام
عاشورا و آرمان هاي متعالي شهيدان كربلا را از جمله وظايف و
برنامه هاي مهم و حياتي خود تلقي نمايند و علاوه بر پيوند
زدن عواطف و احساسات پاك مردم با عشق و محبت حسين
بن علي (ع ) و گرياندن مردم با روضه هاي صحيح و حركت زا ,
روشنگري نسبت به اهداف و انگيزه هاي انقلاب كربلا را نيز
همراه باساير جلوه هاي مدايح و مراثي به منصه ظهور برسانند.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در آسيب شناسي
مدايح و مراثي , به نقص و كاستي و كمبودي كه مجالس و
محافل عزاداري امام حسين (ع ) را رنجه مي دارد و مردم
مسلمان را از وقوف و آگاهي هاي لازم و مكرر نسبت به اهداف
و انگيزه هاي قيام كربلا محروم مي نمايد , اشاره مي كند و ضمن
ابراز تاثر و تاسف از اين نقيصه و آسيب , مرثيه خوانان را به
احساس تعهد و وظيفه مندي نسبت به آگاهي آفريني هاي لازم
سياسي درباره اهداف قيام عاشورا ترغيب مي نمايد :
« بايد كساني كه مرثيه خواني مي كنند , توجه داشته باشند
به فلسفه قيام سيدالشهدا و به فلسفه دستوراتي كه ائمه اطهار
درباره عزاداري داده اند. بي جهت دستوري نداده اند. بايد
فلسفه قيام سيدالشهدا و هم فلسفه عزاداري آن حضرت را به
مردم بگويند و مردم را آگاه كنند. بايد مكرر اين مطلب را
بگويند , نه يك بار و دوبار و ده بار و صدبار , هميشه بايد به
گوش مردم خوانده شود . » (11 )
آيت الله استاد مرتضي مطهري سپس به اين نكته عميق و
ژرف اشاره مي كند كه با توجه به اين كه تقابل و تعارض « حق »
و « باطل » هميشه و در همه عصرها وجود دارد و نهضت عاشورا
يك حركت عظيم سرشار از ارزش ها و درس ها و آموزش هاي
جامع اصلاحي براي تمام ادوار حيات دنيايي مي باشد , بايد
فلسفه اين قيام مطرح شود و احساسات و عواطف مردم
همچنان زنده و تاثيرگذار باقي بماند و بهره برداري هاي
گوناگون سياسي و اجتماعي از اين نهضت مقدس در بستر
زمان تداوم يابد :
« بايد فلسفه قيام حسيني مكرر در منابر گفته شود , فلسفه
عزداري ها گفته شود. همان اثر و منظور حاصل شود كه امام
زين العابدين و امام باقر و امام صادق و امام كاظم توصيه
مي كردند و كميت ها و دعبل خزاعي ها به وجود مي آمد و آثاري
بر مرثيه گويي آنها مترتب بود. نبايد كاري كرد كه احساسات
مردم در اين زمينه خاموش شود , بايد تندتر و تيزتر كرد , بايد
كاري كرد كه احساسات مردم و عشق و علاقه مردم نسبت به
« حق » تيزتر شود و نسبت به « باطل » مطلقا " احساسات ,
نفرت آميز باشد. مبارزه حق و باطل هميشه در دنيا بوده و
هست ... هميشه حق و باطل در برابر يكديگر هستند. جامعه
هميشه بر سر دوراهي حق و باطل است . » (12 )
استاد مطهري سپس به جلوه و نمودهايي از آسيب هاي راه
يافته به مراثي و وعظ ها و قصور و كوتاهي وعاظ و
مرثيه خوانان در آگاهي آفريني هاي مربوط به اهداف و
انگيزه هاي قيام حسيني اشاره مي نمايد و اين گونه بر اين بي
تعهدي ها و غفلت ها و بيراهه روي ها فرياد مي زند :
« بايد گويندگان بصيري باشند تا بتوانند حقايق نهضت
حسيني را بگويند , نه اين كه ... ماخذ و مدركشان به اصطلاح
خود اهل منبرـ لسان الذاكرين و صدرالواعظين باشد ,
حرف هايي باشد كه از يكديگر شنيده اند. مي گويند فلاني اين
مطلب را از كجا نقل مي كرد جواب مي دهند : از لسان الذاكرين
يا از صدرالواعظين . مقصودشان اين است كه در كتابي نديده از
زبان اين و آن شنيده است . داستان ها در اين زمينه هست ... يك
دروغ كه يك نفر در يكجا جعل كرده به سرعت رواج گرفته واز
اين به آن رسيده و كم كم از شهري به شهري و از منطقه اي به
منطقه اي رفته است . » (13 )
با توجه به آنچه مورد برسي و تامل قرار داديم بايد اذعان
كنيم كه نهضت بزرگ و تاريخي عاشورا با تمام جلوه هاي
زيباي ارزشي و آموزشي خود همچون ستم ستيزي و حمايت
از مظلومان و ستمديدگان , پايداري و استقامت , ايثار و
فداكاري , عزت و كرامت نفس , آزادانديشي و آزاد زيستي ,
مروت و جوانمردي , صلابت و استواري , خلوص و يكرنگي ,
صداقت و راستي , شجاعت و دلاوري , عشق و پرستش ,
اخلاق و عرفان و تقدس و پاكي , شايسته بازشناسي دقيق و
حركت و تلاش فرهنگي مستمر به منظور معرفي آن به نسل
حاضر مي باشد. اين بازشناسي و معرفي كامل و مبتني بر
تحليل ها و تبيين هاي جامع از طرف خطيبان دانشور و بصير از
يكسو , و متناسب با محافل مديحه سرايي و مرثيه خواني و
منطبق با ميزان گنجايش و شيوه و روش ارائه برنامه ها توسط
مداحان و مرثيه خوانان از سوي ديگر , بسترهاي لازم را براي
رشد سطح آگاهي هاي نسل جوان نسبت به فلسفه قيام عاشورا
و اهداف و انگيزه هاي اين نهضت الهي فراهم مي آورد.
با كمال تاسف بايد اعتراف كنيم كه در شرايط كنوني , اكثر
محافل و مجالس مديحه سرايي و مرثيه خواني ما از اين وظيفه
و مسئوليت حياتي شانه خالي مي كنند و با افراط گري در ارائه
مدايح و مراثي يكسويه و فاقد جامعيت لازم در محتواي اشعار
و مديحه ها و مرثيه ها , عملا در معرفي فلسفه و اهداف قيام
عاشورا به نسل حاضر قصور و تسامح روا مي دارند.
نمي توان از اين « واقعيت تلخ » چشم پوشيد كه فلسفه و
اهداف و انگيزه هاي نهضت سترگ عاشورا تحت الشعاع مدايح
و مراثي و برنامه هاي محافل و مجالس مديحه سرايي و
مرثيه خواني قرار گرفته است و آرام آرام به بيراهه هايي ره
مي سپريم كه به طور كامل هرگونه انديشه گرايي و سخنوري و
تبيين و تحليل مبتني بر شناساندن اهداف اين قيام مقدس به
توده هاي مردم به ويژه نسل جوان به كاهش وضعف مي گرايد و
محتواي اصلي اين محافل را مدايح و مراثي تهي از بينش
آفريني هاي لازم سياسي و اجتماعي و فرهنگي درباره قيام امام
حسين (ع ) تشكيل مي دهد.
آيا نبايد چاره اي براي رفع اين نقيصه انديشيد و حركتي
سازنده آغازيد و تحولي بنيادين ايجاد نمود
راستي چه كساني بر محتواي مدايح و مراثي و عملكرد
مداحان و مرثيه خوانان و محافل و مجالس بزرگداشت نهضت
عاشورا و شهيدان كربلا نظارت مي كنند
نقش مراكز فقاهت و حوزه هاي علميه چيست و فقيهان و
عالمان و روحانيون آگاه و بصير چه سهمي از تعمق در مضمون
و محتواي مدايح و مراثي را به عهده گرفته اند
سازمان هاي مختلف فرهنگي و تبليغي ـ كه تعدادشان اندك
نيست و از تمام امكانات و ابزار و اهرم هاي لازم براي نظارت و
آسيب شناسي و ايجاد تحول اساسي در مدايح و مراثي و
محافل و مجالس بزرگداشت نهضت عاشورا برخوردار
مي باشندـ چه تحركي از خود نشان مي دهند و چه عملكرد
صحيح و قابل توجه اي را در پرونده فعاليت هاي خود به ثبت
رسانده اند
پاورقي :
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع ) محمد دشتي , موسسه
انتشارات مشهور , ص 570
2 ـ تحف العقول , ابي محمد الحسن الحراني , انتشارات
اسلاميه , ص 243
3 ـ جلا العيون , علامه مجلسي , انتشارات سرور , باب پنجم ,
ص 604 و605
4 ـ همان مدرك , باب پنجم , ص 605 و 606
5 ـ تبيان , آثار موضوعي حضرت امام خميني , دفتر سوم : قيام
عاشورا در كلام و پيام امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم
و نشر آثار حضرت امام خميني , ص 37
6 ـ همان مدرك , دفتر سوم , ص 38
7 ـ همان مدرك , دفتر سوم , ص 40 و 41
8 ـ همان مدرك , دفتر سوم , ص 39
9 ـ آئين انقلاب اسلامي , گزيده آرا و انديشه حضرت امام
خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ,
ص 152
10 ـ همان مدرك , ص 151
11 ـ ده گفتار , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات
صدرا , ص 221
12 ـ همان مدرك , ص 222 و 223
13 ـ همان مدرك , ص 220 و 221
نبايد اهداف و انگيزه هاي نهضت سترگ عاشورا
تحت الشعاع برنامه هاي محافل مديحه سرايي و
مرثيه خواني قرار گيرند و هرگونه انديشه گرايي و
سخنوري و تبيين و تحليل مبتني بر شناساندن
اهداف اين قيام مقدس به توده هاي مردم به ويژه
نسل جوان به كاهش و ضعف بگرايد
مراكز فقاهت و حوزه هاي علميه و سازمان هاي
مختلف فرهنگي و تبليغي چه سهمي از تعمق در
مضمون و محتواي مدايح و مراثي را به عهده
گرفته اند و چه عملكرد قابل توجه اي را نسبت به
ايجاد تحول اساسي در محافل مديحه سرايي و
مرثيه خواني در پرونده فعاليت هاي خود به ثبت
رسانده اند

|