بسم الله الرحمن الرحيم
« جرج تنت » رئيس سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) و
همچنين معاون سرويس عمليات جاسوسي اين سازمان استعفا داده اند.
اگرچه در ظاهر قضايا « تنت » شخصا استعفا داده ولي شواهد و قرائن
موجود نشان مي دهد كه وي براي كناره گيري از قدرت , تحت فشار بوده
و ناچار به استعفا شده است .
« نيويورك تايمز » , گزارش انتقادي 400 صفحه كميسيون اطلاعاتي
سناي آمريكا را عامل اصلي كناره گيري اجباري رئيس سيا مي داند و
شبكه اطلاعاتي آمريكا تحت مديريت « جرج تنت » را در موارد زير متهم
مي كند :
1 ـ با ارائه اطلاعات غلط و محاسبات پراشتباه , زمينه هاي
پرخطائي را براي تصميم سازيها فراهم ساخته است .
2 ـ ارتكاب طيف وسيعي از قصورها و تقصيرات شامل جمع آوري
اطلاعات ناكافي و ناكارآمد قبل از جنگ توسط جاسوسان و
ماهواره هاي آمريكائي .
3 ـ تجزيه و تحليل هاي غيردقيق و سرهم بندي شده مبتني بر
اطلاعات غيرموثق و نادرست .
انتشار چنين اطلاعات و اخباري درباره عملكرد « جرج تنت » , آنهم
در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا نشانگر از هم پاشيدگي تيم
همكاران بوش و ناتواني بوش كوچك براي تحمل انتقادات سهمگين
مخالفين است . در واقع رئيس سيا بخاطر مسائلي كه 15 ماه پيش رخ
داده و بوش تاكنون سعي داشته با دفع الوقت , راه گريزي پيدا كند تا مانع
افشاي ابعاد آن بشود كنار رفته است , ولي امروزه بوش و همكارانش
احساس مي كنند كه نبايستي بيش از اين , براي سرپوش گذاشتن برروي
بحران ناكارآمدي تيم عملياتي بوش در عراق , اصرار نمايند چون بنظر
مي رسد كه ستاره اقبال بوش در انتخابات رياست جمهوري مرتبا
درحال افول است .
پذيرش استعفاي « جرج تنت » توسط بوش بدين معني است كه حتي
بوش هم در مورد ناتواني او به قطعيت رسيده است . بدين ترتيب رئيس
سيا , قرباني اول تلقي مي شود و بايستي در انتظار قربانيان بعدي باشيم
كه قاعدتا « دونالد رامسفلد » و كانداليزار رايس خواهند بود. كناره گيري
اين هر 3 همكار بوش را مخالفين وي بارها در سطوح بالاي سياسي
كشور خواستار شده اند. « ال گور » رقيب قبلي بوش كه معاون رئيس
جمهور دوران كلينتون نيز بود , هفته گذشته تصريح كرد بحران عراق
بدست افراد ناتوان , هرگز به پايان نمي رسد و سپس خواستار كنار زدن
تنت , رامسفلد و « رايس » شد. طبعا استعفاي « تنت » بر شدت و دامنه
اعتراض مخالفين اثر مي گذارد و آنها با فريادهاي مطمئن تري خواستار
بركناري 2 همكار ديگر بوش و دستيارانش خواهند شد . اما آيا بوش به
اين خواسته ها و اعتراضات اهميت مي دهد البته تا آنجا كه به بوش و
دستيارانش مربوط مي شود , آنها ترجيح مي دهند كه اين خواسته ها را
ناديده بگيرند. « رايس » در روزهاي قبل از شروع تهاجم ارتش آمريكا به
عراق , صراحتا بي اعتنائي كاخ سفيد به اعتراضات خياباني و
مخالفت هاي ضد جنگ را اعلام كرد. اما اگر قرار باشد اين
بي اعتنائي هاي بوش برروي سرنوشت انتخابات رياست جمهوري
آمريكا اثر بگذارد , چطور آيا باز هم بوش به مخالفت ها بي اعتنا خواهد
بود موافقت بوش با استعفاي « تنت » نشان مي دهد پاسخ اين سئوال
منفي است و اين نقطه آغاز سراشيبي در سياست هاي كاخ سفيد مي باشد
كه حاضر است براي بقاي بوش دركاخ سفيد , نزديكترين همكارانش را
هم قرباني كند. پس قرباني بعدي كيست
رامسفلد در سفرهاي اخير , كرارا توسط معترضين خارجي , « هو »
شده است . او حتي در آمريكا هم اعتبار چنداني ندارد. اخيرا حتي
مشاورين رسمي هيئت حاكمه فعلي هم , عليه او زبان به اعتراض
گشوده اند. چنين اعتراضاتي در عرف ديپلماتيك آمريكا سابقه نداشته
است و رسم بر اين بوده كه « مردان رئيس جمهور » بعنوان يك مجموعه
منسجم و يكپارچه معرفي شوند. ولي امروزه حتي بوش پدر هم گاهي از
موضع منتقدين علني سخن مي گويد و مايل نيست حامي اشتباهات
فرزند نابكارش به حساب آيد.
اكنون لازم است قدري به عقب برگرديم و حوادث هفته هاي اخير را
مرور كنيم . اين حوادث امروزه بهتر معني مي دهند. فراموش نكنيم كه
افشاي عكس هاي مربوط به شكنجه زندانيان ابوغريب , با چراغ سبز
« سيا » صورت گرفت . سيا در طول 2 هفته اخير , معارضه با پنتاگون را
علني تر كرده تا بلكه از سقوط رئيس خود جلوگيري كند و پوست خربزه
را زير پاي « رامسفلد » بيندازد. سيا تلاش كرد از « احمد چلبي » از
چهره هاي مورد حمايت پنتاگون در عراق هم يك سوژه استفاده كند تا
ناكاميها و سردرگمي خود در عراق را توجيه نمايد و بر آنهمه بي كفايتي
و دروغ پردازي سرپوش بگذارد. اما حتي جاسوس معرفي كردن عضو
شوراي حكومتي عراق هم چيزي را بنفع « سيا » تغيير نداد و امروزه
بوش كوچك ناچار است سقوط تنت را بپذيرد و به فكر قرباني بعدي
باشد.
« تنت » مدعي بود كه آمريكا حمله به عراق را صرفا براساس
ادعاهاي « چلبي » انجام داده است . حتي اگر اين ادعاي رئيس سيا را
بپذيريم , در واقع به اعماق ابهت پوشالي « سيا » پي برده ايم كه بزرگترين
امپراطوري اطلاعاتي جهان , توسط يك عنصر خارجي به بازي گرفته
مي شود و تا سرحد نابودي اعتبار و حيثيت خود , درگير ماجرائي
مي شود كه حتي كودكان دبستاني و سياستمداران آماتور هم , درباره
نتايج آن پيش بيني هاي نسبتا درستي را ارائه داده اند. اينها ديگر مسائلي
مربوط به گذشته است چون بوش و دستيارانش بانگراني به آينده
مي نگرند و فقط به سرنوشت انتخابات رياست جمهوري آمريكا فكر
مي كنند. از ديدگاه آنها حتي كنار زدن رامسفلد و « رايس » هم اگر
ضروري باشد بايستي در اين باره اقدام كرد.
اما آيا بوش مي تواند حتي با كنار گذاشتن رامسفلد و « رايس » به
انتخابات مجدد بعنوان رئيس جمهور آينده آمريكا اميدوار باشد براي
يافتن پاسخ اين سئوال نيازي به مشاهده نتايج نظرسنجي هاي اخير
آمريكا هم نيست كه از كاهش شديد سطح محبوبيت بوش خبر مي دهند
بلكه حتي تصميمات عجولانه اشغالگران در عراق هم ثابت مي كند كه
آنها در اوج سردرگمي , بلاتكليفي و انفعال قرار دارند. از اين ديدگاه ,
طرحها و برنامه هاي بوش در عراق , كاملا شكست خورده است و بعيد
بنظر مي رسد كه مردم آمريكا باز هم به بوش كوچك , فرصت جديدي
بدهند كه شانس خود را يكبار ديگر امتحان كند. اين بدان معني است كه
قرباني بعدي سياستهاي جنون آميز بوش , خود اوست .

|