
به بهانه سالگرد اشغال نظامي خاك لبنان توسط صهيونيستها و
نقش موثر حزب الله در بيرون راندن آنان
شانزده خرداد بيست و دومين سالروز حمله گسترده رژيم
صهيونيستي به خاك لبنان است . سحرگاه شانزدهم خرداد سال
1361 ارتش اسرائيل متشكل از صدها تانك , جنگنده و
هلي كوپتر مرزهاي لبنان را درنورديد و تهاجم گسترده اي را از
زمين , هوا و دريا به لبنان آغاز كرد و بدون اينكه با مقاومت
موثري مواجه شود تا بيروت پيشروي كرد و در بخشي از نقاط
به داخل اين شهر نيز نفوذ كرد و حتي تا پشت كاخ رياست
جمهوري « الياس سركيس » پيش رفت .
اين حمله به بهانه انتقامگيري از حمله اي بود كه 3 روز
پيش از آن عليه جان سفير اسرائيل در لندن صورت گرفت .
« شلوموآرگو » در 13 خرداد همان سال با شليك گلوله
فلسطيني ها در لندن زخمي شد ولي به هلاكت نرسيد. به
روشني پيدا بود كه تعرض همه جانبه به خاك لبنان و كشتار
مردم بي دفاع آن سرزمين رويدادي بود كه صهيونيستها مدتها
در انتظار بهانه اي براي آن بودند.
هدف اعلام شده اسرائيل از اين تهاجم , اخراج رزمندگان
فلسطيني از لبنان بود اما هدف اصلي اسرائيل در اين تجاوز
نظامي , روي كار آوردن يك رئيس جمهور هم پيمان و طرفدار
اسرائيل در لبنان و كاستن از قدرت نظامي و سياسي سوريه در
صحنه لبنان بود.
« پاتريك سيل » در كتاب خود كه درباره « حافظ اسد »
نوشته , چنين آورده است : « شارون (وزير دفاع وقت اسرائيل و
طراح حمله نظامي به لبنان ) به دنبال اين بود كه بشير جميل را
رئيس جمهور لبنان كند , زيرا اين فئوال ماروني آمادگي امضاي
پيمان صلح با اسرائيل را داشت . » بدين ترتيب , اسرائيل به
دنبال اين هدف بود كه با تجاوز نظامي خود , لبنان پس از مصر
دومين كشوري گردد كه پيمان صلح با اسرائيل را امضا
مي نمايد.
ارتش اسرائيل تقريبا دو سوم نيروهاي نظامي خود اعم از
ارتش و نيروهاي شبه نظامي را وارد لبنان نمود. شش لشكر از
ده لشكر اسرائيل وارد لبنان گرديد و در روز اول عمليات , بيش
از 300 فروند هواپيماي بمب افكن اسرائيل اقدام به بمباران
لبنان نمودند.
سه روز بعد از شروع تجاوز اسرائيل , ارتش اين كشور به
دروازه هاي بيروت رسيد بدون اينكه مقاومتي از سوي
نيروهاي فلسطيني و يا جنبش امل ديده شود. عقب نشيني
سريع فلسطيني ها و بي تفاوتي نيروهاي امل باعث گرديد كه
مجموعه هاي كوچك گروه هاي اسلامي نتوانند در جنوب لبنان
با اسرائيليها مقابله كنند , اما اين مقابله را در دروازه جنوبي
بيروت انجام دادند. عقب نشيني نيروهاي فلسطيني به حدي
سريع بود كه مجموعه فعالان اسلامي مجبور شدند , قسمتي از
نيروهاي خود را از راه دريا از جنوب به بيروت منتقل كنند زيرا
كليه راههاي مواصلاتي به تصرف ارتش اسرائيل درآمده بود.
اولين مقاومت عمده در منطقه « خلده » كه مدخل ورودي
بيروت در جنوب اين شهر مي باشد , صورت پذيرفت . عده اي
از جوانان مذهبي شيعه با اسلحه سبك و با شعار « الله اكبر »
توانستند , راه را بر اسرائيلي ها ببندند. اين گروه در مصاحبه با
خبرنگاراني كه جهت اطلاع از هويت آنان به منطقه خلده رفته
بودند , اعلام كردند كه از « پيروان امام خميني » هستند. اين
گروه كه عمدتا از گروه هاي تشكيل يافته در مساجد بودند ,
منطقه خلده و دانشكده علوم را سنگري براي مقاومت
برگزيدند و موفق شدند ضمن وارد آوردن تلفات سنگين به
سربازان اسرائيلي , چندين تانك و نفربر را به تصرف خود
درآورده و آنها را در خيابانهاي بيروت به تماشاي عموم
بگذارند.
موفقيت اين گروه كوچك در متوقف كردن ارتش اسرائيل
در پشت دروازه جنوبي بيروت , باعث گرديد كه رزمندگان
فلسطيني مستقر در بيروت و گروه هاي چپ گراي لبنان نيز
جرات تهاجم عليه ارتش اسرائيل را پيدا كنند.
مقاومت در درون بيروت و حومه جنوبي آن (معروف به
« ضاحيه » كه عمدتا شيعه نشين است ) براي مدت 42 روز ادامه
پيدا كرد.
تجاوز نظامي يك ماه و نيمه اسرائيل از زمين , هوا و دريا
به لبنان خسارتها و تلفات سنگيني را به شرح زير به بار
آورد :
19085 كشته از شهروندان غيرنظامي ;
980 ميليون لير لبناني خسارت به ساختمانها , تاسيسات و
ادارات دولتي ;
160 ميليون لير لبناني خسارت به بخش كشاورزي ;
24 ميليون لير لبناني خسارت به بخش دامداري .
بنا به اظهارات مقامات اسرائيلي , تلفات نيروهاي نظامي
اين كشور در اين عمليات كه به نام « صلح براي الجليل » را داده
بودند , 500 نفر اعلام گردد . در اين ميان رژيم صهيونيستي
مدعي شد , 61 ميگ سوريه را نيز در لبنان سرنگون كرده است .
در پي اين تحولات , ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا « فيليپ
حبيب » يك مسيحي عرب تبار را براي ميانجيگري فرستاد.
نتيجه اين مذاكرات , پذيرش طرح « حبيب » بود. به موجب
اين طرح مقرر گرديد تا آتش بس برقرار شده و مبارزان
فلسطيني در سيزده مرحله از 30 مرداد تا 12 شهريور 1361
لبنان را ترك كنند.
اين توافقات سازشكارانه اعتراضات گسترده اي را در ميان
مسلمانان در پي داشت . در پي اين توافق اولين گروه فلسطيني
در اول شهريور 1361 از بيروت خارج و وارد قبرس شدند و
عرفات نيز روز دهم شهريور لبنان را ترك كرد.
حكومت بشير جميل
يكي از دستاوردهاي مهم تعرض نظامي رژيم صهيونيستي
به لبنان تغيير حكومت اين كشور بود. طي يك سالي كه
نيروهاي اسرائيلي تا حومه بيروت را در اشغال خود داشتند ,
لبنان آشفته ترين مقاطع تاريخ حيات خود را سپري كرد. در اين
دوره شاهد به قدرت رسيدن روساي جمهور طرفدار اسرائيل
بوديم , روسائي كه بدون اعتنا به آرا مردم با اعمال نفوذ و
اراده صهيونيستها به قدرت مي رسيدند. در دوم شهريور
1361 بشير جميل در سايه تانكهاي اسرائيلي كه تا پشت
ديوارهاي كاخ رياست جمهوري لبنان پيشروي كرده بودند
توسط نمايندگان مرعوب مجلس لبنان به رياست جمهوري
رسيد . اما وي تنها 21 روز حاكم بود و در 23 شهريور در
جريان انفجار بمبي كه در مقر حزب وي در شرق بيروت
كارگذارده شده بود , همراه با تني چند از اعضاي كابينه اش به
هلاكت رسيد.
فاجعه صبرا وشتيلا
پس از ترور جميل , ماروني هاي هوادار او به خونخواهي
وي دو هزار نفر از غيرنظاميان فلسطيني را در اردوگاههاي
صبرا و شتيلا در لبنان قتل عام كردند ماروني ها ناتوان از
شناسائي قاتلان جميل , 4 روز پس از مرگ او با برخورداري از
حمايت نظامي اسرائيل و شخص شارون وزير دفاع وقت اين
رژيم عمليات خود را در اردوگاههاي ياد شده به انجام
رساندند و برگي سياه به پرونده قطور ترور و جنايت اسرائيل و
گروههاي دست آموزش در لبنان افزودند.
حكومت امين جميل
يك هفته پس از كشته شدن بشير جميل , برادرش امين
جميل كه تا اين زمان نماينده مجلس لبنان بود با حمايت
اسرائيل و آرا نمايندگان تهديد شده مجلس لبنان به رياست
جمهوري رسيد. امين بخاطر بيم از حادثه اي كه براي برادرش
پيش آمد , نيروهاي چند مليتي غرب را به معركه لبنان دعوت
كرد . اين نيروها در پائيز و زمستان سال 1361 از آمريكا ,
فرانسه , انگلستان و ايتاليا وارد بيروت شدند اما نتوانستند در
اين كشور دوام آورند زيرا يك رشته انفجارهاي عظيم عليه مقر
تفنگداران و سفارتخانه هاي آنان به وقوع پيوست و آنان ناگزير
از فرار شدند. امين جميل در يكي از ناامن ترين دوره هاي تاريخ
لبنان به حكومت رسيد و خود نيز با سياستي كه در پيش گرفت
به اين آشوب و خشونت افزود و هنگام كناره گيري از حكومت
در شهريور 1366 نيز با انتصاب ميشل عون رئيس ستاد ارتش
لبنان به نخست وزيري كشور در شرائطي كه سليم الحص
مسلمان نخست وزير قانوني لبنان بود , دور تازه اي از كشتار و
جنايت مسيحيان ماروني عليه مسلمانان را دامن زد.
ظهور حزب الله
تشكيلات شيعه اي كه به مقاومت در برابر هجوم ارتش
اسرائيل برخاسته بود و در واقع هسته اوليه تشكيل جنبش
حزب الله به شمار مي رفت تا مدتها , به صورت گمنام عمل
مي كرد و هيچ بيانيه رسمي در مورد عمليات نظامي خود عليه
ارتش اسرائيل صادر نمي كرد. اشغال بخش وسيعي از خاك
لبنان توسط اسرائيل , حضور نيروهاي چندمليتي , وجود موانع
بازدارنده اي همچون ارتش لبنان و نيروهاي شبه نظامي مسيحي
و حضور رقيبي همچون جنبش امل , باعث گرديده بود كه
حزب الله براي اجتناب از ضربه پذيري و نابودي زودرس , نه از
نظر سياسي و نه از نظر نظامي اعلام موجوديت نكند و
فعاليتهاي رزمندگان خود را تحت چتر « جبهه مقاومت ملي »
انجام دهد. به همين خاطر , بسياري از گروه هاي چپ گراي
لبنان و همچنين جنبش امل , بسياري از موفقيتهاي نظامي
حزب الله در جنگ با اسرائيل را به نام خود ثبت مي كردند.
نمونه بارز اين مطلب , موضوع عمليات شهادت طلبانه
« احمد قصير » در سال 1361 عليه مقر فرماندهي نظامي
اسرائيل در شهر صور مي باشد. حزب الله تا مدتها هويت آن را
اعلام ننمود و مسئوليت آن را برعهده نگرفت . البته اين عدم
اعلام , نقش تعيين كننده اي در لو نرفتن مجموعه هاي نظامي در
جنوب لبنان داشت و اسرائيل را دچار سردرگمي كرده بود. به
همين خاطر , در ماههاي اوليه مقاومت نيروهاي اسرائيل در
مناطق اشغالي به دنبال يافتن نيروهاي فلسطيني و چپ بودند
نه فعالان مسلمان , زيرا از شكل گيري يك نيروي جديد ,
بي اطلاع بودند.
به تدريج , عنوان « مقاومت اسلامي » با هدف قرار گرفتن
پايگاههاي حزب الله به وسيله هواپيماهاي اسرائيل و يا
استفاده مزدوران اسرائيل از اتومبيلهاي بمب گذاري شده در
بعلبك , به صورت غيررسمي بر سر زبانها افتاد. حمله هوايي
اسرائيل به پايگاه حزب الله در بقاع (پايگاه جنتا) در اين
خصوص , بسيار تاثيرگذار بود زيرا اين حمله پس از حملات
شهادت طلبانه به نيروهاي چندمليتي و اسرائيل در 1362
صورت گرفت و اسرائيل رسما اعلام نمود كه دليل اين حمله
هوايي به جنتا اين بوده كه « اين پادگان , محلي براي آموزش
وعمليات عليه ارتش اسرائيل بوده و مسئوليت قتل سربازان
اسرائيل در صور به عهده آنان است » .
بتدريج كه تشكيلات و سازماندهي حزب الله و مقاومت
(شاخه نظامي آن ) , قوام لازم را پيدا كرد , حزب الله دريافت كه
بايد هويت مقاومت اسلامي را اعلام نمايد زيرا كتمان اين
مسئله در واقع يك شمشير دولبه بود. اگرچه مقاومت و
حزب الله را از ضربات اسرائيل حفظ مي كرد اما از نظر
دستاوردهاي سياسي , حزب را در حاشيه قرار مي داد و عملا
گروه هاي ديگر در معادلات سياسي نقش ايفا مي كردند. لذا
براي اولين بار به طور رسمي يك بيانيه نظامي در شانزدهم
دي ماه 1362 با امضاي « مقاومت اسلامي » منتشر
گرديد.
اعلام موجوديت « مقاومت اسلامي » باعث گرديد كه
حزب الله بدون واهمه اي از « لو رفتن » حجم عمليات نظامي در
منطقه اشغال شده جنوب لبنان را عليه ارتش اسرائيل گسترش
دهد. سرانجام فشارهاي نظامي مقاومت اسلامي بر ارتش
اسرائيل كارساز شد . كابينه ائتلافي اسرائيل در 24 دي ماه
1363 تصميم به عقب نشيني گرفت . اين عقب نشيني تا منطقه
همجوار مرزهاي فلسطين اشغالي ادامه يافت و رژيم
صهيونيستي نام منطقه باقيمانده تحت اشغال خود را كمربند
امنيتي نهاد.
« رابين رايت » روزنامه نگار آمريكايي در همان زمان
مي گويد : « در طول تاريخ كشور يهودي , اين اولين بار بود كه
دولت يهودي تحت فشار دشمن تن به عقب نشيني
داد. »
شارون , طراح حمله نظامي به لبنان نيز در مصاحبه اي با
« يديعوت احارونوت » اعتراف كرد : اسرائيل براي اولين بار در
تاريخش اقدام به عقب نشيني كرد. »
اوجگيري اقتدار حزب الله
به اذعان خود صهيونيستها حمله نظامي اسرائيل به لبنان
اگرچه باعث اخراج رزمندگان فلسطيني از لبنان گرديد , ولي
نيرويي به مراتب خطرناك تر و مبارزتر جايگزين آن كرد. ژنرال
« اور » از مقامات بلندپايه نظامي اسرائيل در اين خصوص
گفت : « خطرها وجود دارند و واقعيت دارند. جناح افراطي و
راديكال شيعه دارد مي آيد و ما تا مدتها در شمال اسرائيل با آن
درگير خواهيم بود » . اسحاق رابين , وزير دفاع وقت اسرائيل نيز
در اين خصوص مي گويد : « حمله نظامي اسرائيل باعث گرديد
تا غول شيعه از بطري خارج شود. من معتقدم كه از بين تمام
فاجعه ها , اين فاجعه خطرناك ترين مي باشد زيرا جنگ با
شيعيان , نيروهاي آنان را آزاد ساخته و وضع بدتر شده است .
هيچكس اين را پيش بيني نمي كرد و من در گزارشهاي محرمانه
ماموران مخفي چنين چيزي نديده ام ... اگر ما به عنوان يكي از
نتايج جنگ , راديكاليسم شيعه را جايگزين راديكاليسم
فلسطيني كنيم , بدترين اقدام را انجام داده ايم . در بيست سال
گذشته , هيچگاه يك مبارز فلسطيني خود را تبديل به يك
« بمب جاندار » نكرده است . من معتقدم كه شيعيان براي نوعي
راديكاليسم , تواناييهايي دارند كه ما هنوز آن را نشناخته ايم » .
در واقع شكست در جنوب لبنان تنها نگراني مقامات
اسرائيل نبود , بلكه پيش بيني مي كردند كه روش مبارزاتي
حزب الله , بر مسلمانان نوار غزه و كرانه غربي رود اردن نيز
تاثير خواهد گذاشت و اين يك پيش بيني درست
بود.
عقب نشيني رژيم صهيونيستي تا منطقه به اصطلاح كمربند
امنيتي را بايد بزرگترين پيروزي سياسي و نظامي حزب الله تا
آن زمان دانست . هرچند بسياري از گروه هاي چپ گرا ادعا
داشتند در اين عقب نشيني موثر بودند ولي همانگونه كه
« ماگنوس رانستروپ » پژوهشگر خاورميانه اي نروژي مي گويد :
« حزب الله نوك پيكان حملات مسلحانه عليه اسرائيل را
تشكيل مي داد كه به عقب نشيني اسرائيل منجر شد. »
نقش حزب الله در زمين گير ساختن و عقب نشاندن ارتش
صهيونيستي موجب شد تا صهيونيستها با هماهنگي آمريكا در
اقداماتي مشترك با شناسايي مسئولين حزب الله و ربودن يا
ترور آنها , در صدد توقف عمليات مقاومت برآيند. در مدت
طولاني اشغال , بسياري از رهبران حزب الله , هدف ترورهاي
موفق يا ناموفق قرار گرفته اند و چند تن از آنان نيز بوسيله
ارتش اسرائيل ربوده شده و در زندانهاي داخل اسرائيل ,
زنداني شده اند. شيخ راغب حرب و سيد عباس موسوي
بنيانگذار و دبيركل حزب الله از مهمترين كساني بودند كه در
اين سالها توسط صهيونيستها به شهادت رسيدند.
در تيرماه 1368 , يگانهاي ويژه ارتش اسرائيل , شيخ
عبدالكريم عبيد يكي از روحانيون شيعه جنوب لبنان را كه
مدتي مسئول منطقه جنوب در حزب الله بود , شبانه از درون
خانه اش ربودند . در اول خرداد 1373 نيز نظاميان اسرائيلي ,
طي يك عمليات تروريستي , « مصطفي ديراني » مسئول
« مقاومت مومنه » كه از جنبش امل انشعاب كرده بود. از
خانه اش در يكي از شهركهاي جنوب لبنان ربودند.
علي رغم اين ترورها و آدم ربايي ها , به علت وجود ثبات در
ساختار حزب الله و قدرت تشكيلاتي آن , اين حزب توانست
كه اين ضربه هاي مهم را به خوبي پشت سر گذارد. در سال
1374 در سومين كنگره حزب الله , سيد حسن نصرالله به
رهبري اين جنبش انتخاب شد.
سالهاي 1375 تا 1377 , دوره اوج گيري حزب الله در
صحنه سياسي داخلي و منطقه اي به شمار مي آيد. پيروزي
حزب الله در جنگ شانزده روزه سال 1375 سرآغاز تبديل
موضوع « مقاومت » به يك آرمان و خواسته ملي در ميان كليه
طوائف مذهبي لبنان بود. چند ماه پس از اين پيروزي , ضربه
سهمگين ديگري به ارتش اسرائيل وارد گرديد. دو هليكوپتر
نظامي اسرائيل كه حامل 73 كماندوي اسرائيل از يكي از
زبده ترين واحدهاي كماندويي اين ارتش بودند , در يك
ماموريت شبانه وارد خاك لبنان گرديدند. هدف از اين
ماموريت , عملياتي بسيار محرمانه بود اما به هنگام عبور از
مرز , اين دو هليكوپتر با يكديگر برخورد كردند , و كليه
سرنشينان آنها كشته شدند. بعد از اين حادثه بود كه مناقشه
پيرامون ادامه حضور اسرائيل در لبنان در جامعه اسرائيل بالا
گرفت و افكار عمومي را به موضوع هزينه هايي كه اسرائيل بابت
سياستهايش در لبنان مي پردازد , جلب نمود.
شكست بسيار مهم ديگري كه ارتش اسرائيل در سال
1376 متحمل شد , « عمليات انصاريه » بود . ارتش اسرائيل در
يك عمليات بسيار مهم و محرمانه در چهاردهم شهريور
1376 يك واحد كماندويي از بهترين كماندوهاي خود را كه به
واحد « ايگور » معروف است , مامور ربودن يكي از فرماندهان
نظامي حزب الله در شهرك انصاريه در جنوب لبنان نمود. اين
واحد كماندويي از راه دريا وارد جنوب لبنان گرديد و با نفوذ
در عمق خاك لبنان , خود را به شهرك انصاريه رساند اما در
اين محل در تله مين گذاري شده حزب الله افتاد كه منجر به
كشته شدن 12 نفر و زخمي شدن 4 نفر ديگر از كماندوهاي
اسرائيلي گرديد. باقيمانده اين گروه كماندويي بدون انجام
ماموريت , كشته شدگان و مجروحين را به اسرائيل منتقل كرد
اما باقيمانده جسد يكي از كشته شدگان در محل حادثه باقي
ماند.
پيروزي هاي حزب الله لبنان رفته رفته به كسب مشروعيت
بين المللي توسط اين جنبش منجر شد.
شكست نهايي
به دنبال شكست هاي پياپي سياسي و نظامي رژيم
صهيونيستي در صحنه درگيري لبنان , در پانزدهم اسفندماه
1378 كابينه اين رژيم رسما طرح عقب نشيني ارتش اين كشور
از جنوب لبنان را تصويب كرد. بدين ترتيب , موضوع
عقب نشيني اسرائيل از لبنان از يك وعده انتخاباتي توسط
مقامات رژيم صهيونيستي به يك تصميم رسمي تبديل گرديد.
« ايهود باراك » نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي اعلام
نمود ارتش اين رژيم در 17 تيرماه 1379 به صورت يكجانبه
اقدام به ترك خاك لبنان خواهد نمود. با اينحال وخامت
اوضاع براي اسرائيلي ها باعث شد كه ارتش اين رژيم حتي قبل
از فرارسيدن تاريخ فوق شروع به تخليه تدريجي و مرحله اي
كرد و در تا تاريخ پنجم خرداد 1379 اين عقب نشيني نهايي
شد تا اين رخداد عنوان يك شكست بزرگ در تاريخ موجوديت
رژيم صهيونيستي براي اين رژيم ثبت گردد. در اين زمينه
روزنامه صهيونيستي « معاريو » از قول يكي از افسران ارشد
ارتش اين كشور نوشت : « ما در امتحان لبنان روسياه شديم و
شكست خورديم . چرا كه هميشه خواستيم با زور مشكلات را
حل كنيم ولي ورق برگشت و لبناني ها در جنگ پيروز شدند.
آنان روحيه نيروهاي ما را در هم شكستند و افسران عبري كه
چشم اميد به آنان دوخته بوديم , تبديل به افرادي خشك مغز و
شكم گنده شدند كه فقط به فكر فرار هستند. جنوب لبنان به
ويتنام كوچك و سرزمين اشك تبديل شده است . »
« آلكس ويشمن » از روزنامه نگاران مشهور بين المللي نيز
نوشت : « نظاميان اسرائيل نمي دانند تجهيزات را چگونه مورد
استفاده قرار دهند. در حالي كه افراد حزب الله از كوچكترين
ابزارها به بهترين شكل بهره برداري كرده اند. به راستي جنگ
ميان حزب الله و ارتش اسرائيل , تبديل به جنگ ميان افرادي
آرمانگرا با سربازاني خسته , مايوس , بي هدف و ترسو شده
است » .
« يهو شفاط مركابي » محقق معروف يهودي درباره
جنگهاي اعراب و اسرائيل نيز اينگونه اظهارنظر كرد :
« جنگهاي اعراب و اسرائيل از سال 1327 تا 1352 به نفع ما
بود و هر چه كه خواستيم به دست آورديم . اما جنگ 1361 به
ضرر ما تمام شد و فقط روحيه شهادت و مقاومت را در نسل
جوان لبنان پديد آورد و انتفاضه مردم فلسطين را در پي
داشت . سربازان هم كه دائما در حال فرار از خدمت هستند. »
نمونه اين گفته ها و اظهارنظرها از سران سياسي و نظامي
اسرائيل بسيار زياد مي باشد اما شايد جالب ترين مطالب ,
نامه اي باشد كه يكي از سربازان اسرائيلي چند روز قبل از كشته
شدنش در جنوب لبنان خطاب به باراك نوشته است , در اين
نامه كه متن آن در روزنامه « معاريو » چاپ شده , چنين آمده
است : « جناب نخست وزير , با كمال تاسف خبر كشته شدنم را
قبل از پايان جنگ لبنان به اطلاع شما مي رسانم . يك رزمنده
حزب الله با دقتي فوق العاده , موشكي از نوع تاو را به طرف
سنگري كه من در آن نشسته بودم , شليك كرد و به اين ترتيب .
روحم از بدن جدا شد. حالا دارم همه چيز را مي بينم , خاخام
دعا مي خواند و هم قطارانم به ياد من تير هوايي شليك
مي كنند. حتي فرمانده ام كه هميشه با او درگيري داشتم , از من
به نيكي ياد كرد : سربازي شجاع , محبوب و دوست داشتني , ما
ياد او را هميشه زنده نگه مي داريم ... چند دقيقه بعد مرا در
نزديكي قبر يكي از دوستانم كه ديروز كشته شده بود. دفن
كردند. ولي آقاي نخست وزير , يك موضوع هنوز برايم سوال
برانگيز است . چرا من بايد مي مردم شما هميشه مي گفتيد ما
قوي ترين ارتش جهان هستيم و هيچ وقت شكست نمي خوريم
ولي حالا همه مي دانند كه ما خيلي وقت است كه در جنگ
شكست خورده ايم . ارتش بزرگ اسرائيل با آن همه تيپ زرهي ,
اسكادران هوايي و ناوچه دريايي , در حال عقب نشيني است و
آن هم با سرافكندگي و خجالت زدگي , آقاي نخست وزير , شما
چطور موضوعي را كه سربازان عادي هم آن را مي دانستند ,
نفهميديد. جنگ ما در لبنان , نبر داوود با جالوت بود. اما
لبناني ها داوود بودند و ما جالوت . آنان مانند داوود ما را
شكست دادند , اما شما فقط گفتيد ما در زمان و مكان مناسب
به لبنان پاسخ خواهيم داد و انتقام خواهيم گرفت . آخر كدام
انتقام , كدام پاسخ , ديگر از اين حرفها خنده ام مي گيرد. دشمن
ما را تكه تكه كرد ولي شما فقط به تاسيسات برق و پل ها حمله
كرديد , به شهرداري بيروت حمله كرديد يا باغ وحش بيروت را
بمباران كرديد , آخر اين هم شد تلافي افراد حزب الله مانند
ويت كنگ ها ما را خرد كردند . اگر يادتان باشد در ويتنام 56
هزار سرباز آمريكايي كشته شدند و آخرش هم شكست خورده
فرار كردند. ما هم همين بلا بر سرمان آمد. دلم مي خواهد با
صداي بلند فرياد بزنم و به شما و تمام نخست وزيران قبلي
بگويم : اگر چند سال قبل از جنوب لبنان عقب نشيني مي كرديد ,
من و دوستانم كه در جنگ كشته شديم , حالا زنده بوديم ... اما
افسوس كه كار از كار گذشته چرا كه من ديگر مرده ام » .
منابع :
از مقاومت تا پيروزي ـ دكتر مسعود اسداللهي ـ موسسه
نشر و تحقيقات ذكر
نداي مقاومت ـ ارگان حزب الله لبنان ـ شماره 23
تاريخ معاصر جهان ـ جان باومن ـ انتشارات هيرمند
ديدگاهها و تحليل ها ـ ماهنامه دفتر مطالعات وزارت
خارجه
آرشيو مطبوعات كثيرالانتشار
بشير جميل اولين رئيس جمهوري كه در سايه
تانكهاي اسرائيل در بيروت به قدرت رسيد تنها
21 روز دوام آورد و در انفجار مهيبي كه نشان از
خشم ملت لبنان داشت به هلاكت رسيد
فاجعه كشتار هزاران غيرنظامي فلسطيني در
اردوگاههاي صبرا وشتيلا كه با هدايت شارون
صورت گرفت , از جمله نتايج حضور نظامي
اسرائيل در خاك لبنان بود
مقاومت طولاني و موثر حزب الله در برابر
تجاوزات نظامي صهيونيستها به لبنان عاملي بود
كه علاوه بر پشتوانه مردمي , با مشروعيت
بين المللي همراه بود
يك ژنرال اسرائيلي : ما در امتحان لبنان
روسياه شديم وشكست خورديم . چرا كه هميشه
خواستيم با زور مشكلاتمان را حل كنيم . لبنانيها
روحيه ما رادر هم شكستند و افسران ما هم به
افرادي خشك مغز و شكم گنده كه فقط به فكر
فرار هستند تبديل شدند...
يك محقق نروژي : حزب الله لبنان همواره
نوك پيكان حملات مسلحانه عليه اسرائيل بوده
و فقط همين عامل بود كه اسرائيل را به عقب
نشيني از خاك لبنان وادار كرد

|