
اشاره
چندين قرن از دوران پرشكوه تمدن اسلامي كه قرون
طلايي اعتلا و برجستگي جهاني مسلمانان بود , مي گذرد. در
طول اين قرون , امت اسلامي در اثر عوامل گوناگون , سيري
نزولي را طي كرد و سرانجام با قدرت يافتن « تمدن غرب » و
شكل گيري پديده « استعمار » , مغلوب دنياي غرب شد. اما اين
غفلت و خواب طولاني با پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران
در هم ريخت و ملتهاي اسلامي بار ديگر بيدار شدند و عزم
كردند تا به « هويت اصيل اسلامي » خويش باز گردند و زمينه
صعود و اعتلاي مجدد خود را فراهم سازند.
در چند دهه اخير , خيزش ها و جنبش هاي فرهنگي ,
اجتماعي و سياسي فراواني در ميان ملتهاي اسلامي شكل
گرفته كه غالبا از نهضت و انقلاب اسلامي ايران الگو گرفته اند.
حتي برخي از آنها نيز به نتايج مهم و قابل توجهي دست
يافته اند و سنگرهايي را فتح كرده اند.
در اين مقاله , ايده « بيداري اسلامي » از منظر امام راحل
تبيين مي شود و تاثيرهاي آن بر جريانها و جنبش هاي ملتهاي
اسلامي مورد تامل قرار مي گيرد. افزون بر اين , وضع ايران در
زمان وقوع انقلاب و جايگاه انقلاب اسلامي مردم ايران در
شكل گيري و تداوم نهضت بيداري اسلامي روشن شده است .
وقوع انقلاب امام خميني (ره ) در نيمه دوم قرن بيستم و در
هنگام حاكميت مكاتب مادي و الحادي , جهان شرق و غرب را
غافلگير و متحير ساخت و وقوع اين انقلاب منشا آثار و
تحولات شگرف در داخل ايران و فراسوي مرزها
شد.
مهمترين آثار و نتيجه قيام امام خميني (ره ) و پيروان آن
در ايران اسلامي , احياي بيداري اسلامي و امواج خروشان
آگاهي اسلامي در دهه هاي پاياني قرن بيستم (قرن دين ستيزي
مكاتب الحادي , مادي و دو ابرقدرت بزرگ مادي جهان يعني
شوروي پيشين و آمريكا) بود. « فاروق احمد لغاري » رئيس
جمهوري سابق پاكستان در اين خصوص مي گويد :
« امام خميني (ره ) تنها يك مجاهد انقلابي نبود , بلكه
احياگر دنياي اسلام است كه تاثير حركت ايشان به روشني
مشهود است » . (1 )
نهضت امام خميني (ره ) موجب بيداري اسلامي و بازيابي
اقتدار و عظمت مجدد اسلام و بالتبع مسلمانان جهان شد. از
اينرو بخشي از حملات نظام استكباري به جمهوري اسلامي با
هدف مهار كانون خيزش و بيداري اسلامي صورت
مي گيرد.
وضعيت سياسي جهان اسلام در دوران معاصر
انقلاب اسلامي ايران در شرايطي به وقوع پيوست كه
مكاتب مادي و الحادي و انواع ايسم هاي مادي و غيرخدايي
تلاش بسيار گسترده اي را براي از هم پاشيدن صفوف واحد
اسلامي و شكاف در ميان كشورهاي اسلامي و عرب انجام داده
بودند. علاوه بر اين در نيمه دوم قرن بيستم شاهد رفتارهاي
ذلت بار جهان اسلام در قبال غرب بوديم . اين وضعيت باعث
شده بود كه دولتهاي اسلامي و عرب , بازيچه جهان غرب و
شرق شوند و استقلال هر يك از اين كشورها از بلوك كمونيسم
و يا ليبراليسم متصور و امري نشدني جلوه كند.
وضعيت سياسي جهان اسلام در اين دوران و قبل از
پيروزي انقلاب اسلامي تاسف برانگيز بود و بلوك جهان اسلام
با وجود برخورداري از جمعيت زياد , منابع و امكانات بالقوه و
بالفعل انرژي و منابع معدني و نيز قرار داشتن در موقعيت و
شرايط خاص و ويژه در خاورميانه و شمال آفريقا , در معادلات
سياسي بين المللي موثر و صاحب نقش نبود. اما پيروزي
انقلاب اسلامي اين وضعيت و روابط نابرابر را تغيير داد و به
رفتارهاي ذلت بار جهان اسلام در قبال غرب پايان داد , رفتاري
كه براي دو قرن بر اين كشورها مسلط بود. انقلاب اسلامي اين
نظر كه دين نمي تواند نيروي مهمي در جهان مدرن باشد را
منسوخ كرد و ثابت نمود كه اسلام توانايي بالقوه زيادي براي
بسيج توده ها دارد . (2 )
علاوه بر اين امام خميني (ره ) در گفتار و كردار خود , محور
وحدت بخشي در ميان مسلمانان جهان بود. امام با بينش عميق
سياسي و فكري خود , اين نياز اساسي امت اسلامي را به خوبي
درك كرده بود و بر اتحاد جهان اسلام و وحدت امت اسلامي
تاكيد مي ورزيد. پروفسور « الهدي » استاد علوم سياسي
دانشگاه وين در اتريش نيز بر همين عقيده است : « پيروزي
انقلاب اسلامي ايران پيوند امت اسلامي شده است . آنكه اين
پيوند را به وجود آورد , امام خميني (ره ) بود » . (3 )
امروز جهان غرب ديگر نمي تواند جهان اسلام را ناديده
بگيرد , هر چند ضعف ها و كاستي هايي در پيكره بلوك جهان
اسلام وجود دارد , اما با اين حال جهان اسلام و امت اسلامي
به لحاظ سياسي و فرهنگي در محيط سياسي بين الملل
تاثيرگذار و موثر مي باشند. اگرچه غرب و به ويژه آمريكا و
صهيونيسم جهاني سعي دارند با استفاده از رسانه ها و جنگ
رواني , اين نقش را ناچيز و كم اهميت جلوه دهند.
الف ـ وضعيت جهان اسلام از نظر منابع
جهان اسلام از نظر منابع و امكانات بالقوه و بالفعل
اقتصادي , انساني و جغرافيايي از موقعيت ويژه اي در نظام
كنوني بين الملل برخوردار است . به علاوه ويژگي مشترك ديني
در دنياي اسلام , موقعيت ويژه و اعتبار خاصي به اين بلوك
بخشيده است . دنياي اسلام اكنون بيش از يك ميليارد و 200
ميليون نفر جمعيت را در خود جاي داده است . جهان اسلام از
اتحاديه اروپا با 371 ميليون نفر جمعيت , اتحاديه تجارت آزاد
آمريكاي شمالي (نفت ) با 378 ميليون نفر جمعيت و اتحاديه
كشورهاي جنوب شرق آسيا (آ سه آن ) با 482 ميليون نفر
جمعيت بسيار بزرگتر است . (4 )
اما با وجود اهميت قابل توجه دنياي اسلام از نظر منابع
نفت و گاز , جمعيت , وسعت و جغرافيا , با توليد ناخالص
سالانه اي بيش از 1000 ميليارد دلار , فقط 4 درصد از توليد
ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است كه قابل مقايسه
با سهم « اپك » , « اتحاديه اروپا » و « نفتا » نيست .
علاوه بر اين , شاخص هاي پيشرفت اجتماعي در
كشورهاي اسلامي و عربي , سطوح بسيار متفاوتي از
دستاوردهاي آموزشي , بهداشتي و اجتماعي را در ميان آنها
نشان مي دهد. از نظر توسعه اقتصادي كشورهاي اسلامي و
عرب عمدتا در رديف كشورهاي جهان سوم قرار مي گيرند.
البته در ميان اين كشورها , كشورهايي چون مالزي از سطوح
بالاتر اقتصادي برخوردارند و كشورهاي تركيه و جمهوري
اسلامي ايران نيز گامهاي جدي را در اين راستا برداشته اند.
ب ـ وضعيت جهان اسلام در كلام امام (ره )
« مسلمين قريب يك ميليارد جمعيت دارند و مخازن
بزرگ در اختيار آنها است و صحراهاي بسيار وسيع در اختيار
آنها است » .
« اگر ممالك اسلامي با جمعيتي كه يك ميليارد تقريبا هست ,
مخازن بزرگي كه دارند , اينها اگر چنانچه به يك , نحو اتحادي
با هم پيدا بكنند بزرگترين قدرت هستند » .
« شما مسلمين قدرت اسلام داريد كه بالاترين چيزها
است , بالاترين سلاحها است و شما مسلمين صحراها و
درياهاي وسيع و كشورهاي بسيار وسيع داريد و غني هستيد.
در عين حال كه شما از حيث همه چيز غني هستيد مع ذلك
بيشتر مستمندان شما به حال فقر دارند زندگي مي كنند , اين
براي اين است كه شما به اسلام عمل نمي كنيد » .
« اهميت استراتژيكي منطقه غير از اهميتي است كه براي
كساني كه چشم طمع به منطقه دوخته اند , دارد. ما بر اساس
حفظ آزادي و استقلال بدون قبول نقش ژاندارمي , با ساير
مردم منطقه امنيت آن را حفظ خواهيم كرد و مانع نفوذ
ابرقدرتها خواهيم شد. »
ج ـ وضع ايران در زمان وقوع انقلاب
تنها جوامعي مستعد انقلابند كه قدرت سياسي حاكم بر آن
جوامع , از مردم و اقشار جامعه فاصله گرفته و فاقد پايگاه
اجتماعي باشد , به طوري كه شرايط دو قطبي بر جامعه
حكمفرما گردد. ايران قبل از وقوع انقلاب نيز با چنين شرايطي
روبرو بوده است . به اين معنا كه قدرت سياسي از محبوبيت و
مقبوليت اجتماعي برخوردار نبود.
به طور كلي روشي كه شاه در سلطنت در پيش گرفته بود او
را عملا از جامعه منزوي ساخته بود و او را در حلقه اي از افراد
مطيع , ضعيف . ترسو و صاحب قدرت و جاه و مقام محصور
ساخت . شاه تصور مي كرد با تعيين يك دولت مطيع و مورد
اعتماد و طرح انقلاب سفيد , پشتيباني اكثريت مردم و مهمتر از
همه , حمايت آمريكايي ها را كه مهمترين عامل متنفذ خارجي
در ايران شده بودند به طرف خود جلب كرده است . شاه خود را
در اوج قدرت و حكمراني بلامنازع مي ديد. با افزايش كمكهاي
نظامي آمريكا و تقويت ارتش , مخالفان سياسي شاه به كلي
خنثي و بلااثر شده بودند . (6 )
شاه كه خود را در اين زمان يكه تاز ميدان مي ديد و ديگر
كسي را مانع خود تصور نمي كرد , از اين تاريخ به بعد , به تدريج
تمام قوا را در سلطه خود گرفت و به يك مستبد و مطلق العنان
تمام عيار مبدل گرديد و با اتكاي روزافزون خود به آمريكا , به
خصوص در دوران رياست جمهوري جانسون و نيكسون , كه با
او روابط نزديك و صميمانه داشتند , توانست پايه هاي قدرت
خود را محكم تر سازد.
علاوه بر اين , شاه اوايل دهه 1970 ميلادي بيشتر سرگرم
كارهاي نمايشي بود. مراسم پرخرج و با شكوه دو هزار و
پانصدمين سالگرد تاسيس نظام شاهنشاهي در ايران (كه به
منظور پيوند دادن هر چه بيشتر تاريخ ايران به دوران باستاني
پيش از اسلام برگزار مي شد) نمايانگر تفكر شاه در اين دوره
است . قدرت و امكانات دولت و مشاغل حساس و كليدي در
انحصار عده معيني از گروه هاي خاص , از جمله شبكه
فراماسونري , بهايي ها , هزار فاميل و بستگان آنها قرار داشت .
اين امكانات نه بر اساس استعداد و لياقت , بلكه بيشتر بر مبناي
روابط و وابستگي ها به اشخاص واگذار شد. گاهي چهره هاي
تازه اي هم خود را وارد اين حلقه مي كردند , ولي ارجاع مشاغل
مهم به آنها بيشتر به توانايي ها آنها در ايجاد ارتباط با متنفذان
و صاحبان قدرت بستگي داشت تا به استعداد و لياقت آنها.
سرانجام نيز تبعيض , بي عدالتي و فساد و رشوه خواري در
دستگاههاي دولتي و وجود بيماري هزار فاميل در بدنه ساختار
اقتصادي و سياسي دوران محمدرضا شاه پهلوي منجر به
تحول سياسي ـ اجتماعي منتهي به انقلاب اسلامي شد.
انقلاب اسلامي و حمايت از جنبش هاي اسلامي
سيره و انديشه امام خميني (ره ) صحيفه ارزشمندي
فراروي مبارزان و آزاديخواهان جهان و نهضت هاي
آزاديبخش , اعم از اسلامي و غيراسلامي , نهاده است . امام
(ره ) در دهه هاي پاياني قرن بيستم , الگويي نوين از مبارزه ارائه
نمود كه بسيار ارزشمند و برگرفته از مكتب انسان ساز اسلام
بود. امام (ره ) اين الگوي نوين را مطرح نمود و مهمتر از طرح
آن , اينكه به صورت عملي كارآمدي و تاثير آن را در صحنه هاي
ملي و بين المللي به ثبوت رساند.
پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان نقطه اميد , موجبات
تجديد حيات جنبش هاي اسلامي در اقصي نقاط جهان اسلام
و به ويژه در فلسطين , لبنان و بعضا شمال آفريقا را فراهم كرده
است . انديشه صدور انقلاب , دفاع از جنبش هاي رهايي بخش و
نهضت هاي اسلامي در مقابله با استبداد و استعمار و
اشغالگري بود و حمايت از آزادي و استقلال ملت ها در قبال
ابرقدرتها و ... همگي عناصري بودند كه موجب جذب
وجدانهاي بيدار در سراسر جهان شد. كلام امام , نور اميدي در
جنبش هاي اسلامي و رهايي بخش بود و به همان نسبت در ميان
ملتهاي اسلامي نيز نفوذ و جذبه داشت .
جنبش هاي اسلامي در منطقه با تاسي به انقلاب ايران , به
عنوان يكي از نيروهاي تعيين كننده در سرنوشت منطقه تبديل
شدند و اين نيروها با مقاومت و ايستادگي , بسياري از طرحها و
نقشه هاي استعماري و صهيونيستي را در خاورميانه و به ويژه
در فلسطين و لبنان ناكام گذاشته و به شكست
كشاندند.
مقاومت و پيروزي حزب الله لبنان , پايداري جنبش
حماس و جهاد اسلامي با وجود ترور رهبران اين جنبش ها از
جمله ترور « شيخ ياسين » و « عبدالعزيز الرنتيسي » در مقابل
ماشين جنگي اسراييل و ديپلماسي جانبدارانه آمريكا از
تروريسم دولتي رژيم صهيونيستي حاصل نفوذ معنوي و
سياسي انقلاب اسلامي و تاثيرپذيري اين جنبش ها از اين
انقلاب است . حركت مردمي و انقلاب ايران در سال 1357 در
بحرين , عراق , لبنان , فلسطين , الجزاير , مصر , تركيه و ... موثر
بوده و آثار سياسي و معنوي خود را در اين كشورها بر جاي
گذشته است . علاوه بر اين , تاثير انقلاب ايران به جهان عرب ,
خاورميانه و همسايگان ايران محدود نماند. در شرق دور ,
غرب آمريكا , و حتي در ميان مسلمانان ساكن آمريكا و اروپا
نيز مي توان نشانه هاي بارزي از دلبستگي مسلمانان را به اين
حركت پيدا كرد.
« سيد حسن نصرالله » (رهبر جنبش انقلاب حزب الله
لبنان ) تاثير افكار امام (ره ) در احياي جهاد و مقاومت و
استقلال لبنان را اينگونه توصيف مي كند : « امام خميني (ره )
نشان داد انتظار منفي تنها به خمودگي و عقب ماندگي و تسليم
در برابر دشمن مي انجامد. تاثير افكار امام خميني (ره ) در
احياي جهاد و مقاومت در لبنان و مقابله با اشغالگري و
استكبار , امري نيست كه بتوان آن را ناديده گرفت و وحدت
ملي لبنان و حاكميت آن مديون انديشه هاي امام (ره ) است » (7 )
« نلسون ماندلا » (مبارز بزرگ آفريقايي و چهره شاخص
مبارزات مردم آفريقا در مورد انقلاب اسلامي و نقش آن در
بيداري و تجديد جنبش رهايي بخش گفت : « امام خميني نه
تنها رهبري بزرگ براي ايران بود , بلكه رهبري براي تمامي
نهضت هاي آزادي بخش جهان به شمار مي رفت » . وي همچنين
امام خميني را به عنوان يك شخصيت مبارز و آزاديخواه
تاثيرگذار در جهان و جنبش هاي آزادبخش ياد كرد و گفت : « ما
خود را مديون انقلاب اسلامي مي دانيم و مراتب تقدير و تشكر
خود را از رهبر انقلاب و ملت و دولت ايران اعلام مي كنيم » .
(8 )
الف ـ حمايت از جنبش هاي اسلامي در كلام امام
« ما طرفدار مظلوم هستيم , هر كسي در هر قطبي كه مظلوم
باشد , ما طرفدار آنها هستيم و فلسطيني ها مظلوم هستند و
اسرائيلي ها به آنها ظلم كرده اند , از اين جهت ما طرفدار آنها
هستيم » . (9 )
« من از مردم مسلمان و شيعيان جنوب لبنان كه در راه
استقلال و آزادي كشور خود و در دفاع از ملت مظلوم فلسطين
كوشش مي كنند و با تظاهرات خود در روز تاسوعا همبستگي
خود را با ملت مسلمان و ستمديده ايران اعلام نمودند , تشكر
مي كنم , عظمت اسلام و مسلمين را از خداوند تعالي خواستار
و قطع ايادي اجانب را اميدوارم » . (10 )
« كشورهاي اسلامي بايد از سازمان هاي آزادي بخش
سراسر جهان دفاع كنند. ما توطئه مصر و آمريكا و اسرائيل را
براي در هم كوبيدن نهضت بزرگ مردم مبارز فلسطين شديدا
محكوم مي كنيم . » (11 )
« ملت آزاده ايران هم اكنون از ملت هاي مستضعف جهان
در مقابل آنان كه منطقشان توپ و تانك و شعارشان , سرنيزه
است كاملا پشتيباني مي نمايد. ما از تمام نهضت هاي
آزادي بخش در سراسر جهان كه در راه خدا و حق و حقيقت و
آزادي مبارزه مي كنند , پشتيباني مي كنيم . » (12 )
« از جانب من و همه ملت ايران به همه مسلمانان
اطمينان بدهيد كه جمهوري اسلامي ايران پشتيبان شما و
حامي مبارزات و برنامه هاي اسلامي شما است و در هر سنگري
عليه متجاوزان در كنار شما ايستاده است . و به آنان بگوييد كه
اقتدار و اعتبار جمهوري اسلامي ايران متعلق به همه ملت هاي
اسلامي است و دفاع از ملت قهرمان و دلاور ايران در حقيقت
دفاع از همه ملت هاي تحت ستم است . » (13 )
انقلاب اسلامي و بيداري امت اسلامي
انقلاب اسلامي ايران بدون ترديد يكي از بزرگترين
انقلاب ها و حوادث جهان در نيمه قرن بيستم محسوب
مي گردد. انقلاب اسلامي خلق شگفتي ها و عجايب و به تعبير
امام (ره ) « معجزه قرن » است , واقعيتي كه دوست و دشمن به
آن معترفند.
پيروزي اين انقلاب انعكاس زيادي در وراي مرزهاي ايران
داشت و در بيداري , اميد و اعتماد به نفس مسلمانان بدون
توجه به مليت يا تمايلات سياسي ملت ها نقش بسزايي ايفا
كرد. پيروزي انقلاب اسلامي در حكم پيروزي اسلام بود و
توانايي ايدئولوژي اسلام را براي رهبري مردم سركوب شده
جهت مقابله با رژيم هاي فاسد و تحت سلطه خارجي آشكار
نمود. اين انقلاب به عنوان نقطه عطف احيا تفكر اسلامي و
تحقق عيني آن به شمار مي رود. در حالي كه قرن بيستم با افول
قدرت امت اسلامي و مسلمانان و در پي ضعف و سپس
اضمحلال و فروپاشي اپراتوري عثماني و ضعف شديد ساير
كشورهاي اسلامي آغاز شد , پيروزي انقلاب اسلامي ايران در
دهه هاي پاياني قرن بيستم , آغاز عصر جديدي از عظمت اسلام
را نويد داد.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سراسر جهان اسلام از
مراكش در غرب عالم اسلامي گرفته تا اندونزي و فيليپين در
شرق , و حتي در برخي كشورهاي اروپايي مانند بوسني و
جمهوريهاي مسلمان اتحاد جماهير شوروي سابق , جنبش
مردمي ـ اسلامي نضج گرفت . (14 )
انقلاب اسلامي ايران پس از قرن ها , به مسلمانان اميد و
تحرك بخشيد و ضمن ايجاد تحول عميق فكري و فرهنگي ,
اسلام را دوباره زنده كرد , موضوعي كه بسياري از انديشمندان
و شخصيت هاي سياسي , علمي و فرهنگي جهان نيز به آن
اشاره كردند.
« محمدالامين خليفه » رئيس مجلس ملي وقت سودان در
همين خصوص گفته بود : « انقلاب اسلامي ايران پرچمدار
تجديد حيات اسلامي در اين قرن است . ملت سودان با الهام از
ملت ايران قيام نمود و بعد از ده سال از انقلاب اسلامي ايران بر
نداي دعوت امام خميني لبيك گفت و پرچمدار دفاع از اسلام
در قاره ستمديده آفريقا شد » (15 )
دكتر « فهيمي الهويدي » استاد معروف مصري و آگاه به
مسايل ايران نيز گفت : « انقلاب اسلامي ايران از مهمترين
اتفاقات اواخر قرن بيستم بود , چون اين انقلاب به جوامع
اسلامي , روحيه قوي و اعتماد به نفس بالايي هديه داد و بر
موفقيت طرحهاي مشابه در منطقه تاكيد كرد. »
در مورد تاثير و كارآمدي انقلاب اسلامي حتي
صهيونيست ها نيز اعتراف به اين امر كردند. « ديويد مناشري »
نويسنده صهيونيست در مقاله اي در كتابي با عنوان « انقلاب
اسلامي و جهان اسلام » نوشت : « انقلاب ايران در افتخار و
اعتماد به نفس مسلمانان چه سني و چه شيعه , بدون توجه به
مليت يا تمايلات سياسي آنها نقش داشته است . (16 )
الف ـ بيداري امت اسلامي در كلام امام
« اگر مسلمانان جهان از خواب برخيزند و با ياري
خداوند دست اتحاد ايماني به هم دهند هيچ قدرتي نمي تواند
آنها را تهديد كند و مقامات ايراني آنان را بر برادري و اتحاد در
هر مقطع دعوت كرده اند . » (17 )
« اسلام واقعي را بشناسند و بشناسانند , ملت اسلام را
بيدار و آگاه ساخته , تباين اسلام پيغمبر خدا و اولياي او را از
اسلام ساختگي امثال معاويه و حكومت هاي غاصب و ساير
دولت هاي دست نشانده استعمار كه از تلويزيونها و راديوها و
وزارتخانه ها به خورد مردم مي دهند , به آنان برسانند و به دنيا
بفهمانند اين اسلامي كه دولت هاي دست نشانده از آن دم
مي زنند و كنفرانس باصطلاح وحدت اسلامي تشكيل مي دهند ,
اسلام ساخته و پرداخته سلاطين اموي و عباسي مي باشد كه
در برابر قرآن و آيين مقدس پيامبر بزرگ اسلام درست شده
است و ... » (18 )
« در سالهاي طولاني . تبليغات دامنه دار دولت هاي شرق
و غرب موجب اين شد كه ملت هاي مسلم از آنان ياري
بخواهند و گمان كنند كه ترقيات اين كشورهاي ضعيف , در
گرايش به يكي از اين دو ابرقدرت است , لكن به هر طرف كه
تمايل پيدا كردند , بعد از مدتي فهميدند كه آنها جز اسير كردن
اينها و بردن خزاين و غارت كردن مخازن آنها كار ديگري
نمي كنند. در عصر ما ملت دريافت كه شاه ..... جنايات
فوق العاده اي كه مرتكب مي شود به واسطه پيوندي است كه
شاه با ابرقدرت ها دارد , از اين جهت ملت ما به پاخواست و
ساير ممالك از جمله ممالك اسلامي نيز به اين حقيقت تلخ
توجه پيدا كردند و با مطالعه تاريخشان درك كردند كه تمام
گرفتاريهايي كه ملت ها پيدا كردند , از دست اين ابرقدرت ها
است . مسلمين بعد از سالهاي طولاني كه در غفلت بودند , حالا
مقداري رو به بيداري گذاشتند و مقداري توجه به اسلام پيدا
كردند و اميد اين هست كه توجه آنها به اسلام بيشتر شود و
اسلام را آنطور كه هست بشناسند . » (19 )
انقلاب اسلامي , الگوي مستضعفان جهان
از ويژگيهاي بارز انقلاب اسلامي امام خميني اين بود كه
اين انقلاب , انقلاب مستضعفين و براي دفاع از حقوق و
پاسداري از حريم آنها بود. تاريخ به ما ثابت كرده است كه
جامعه بشري معمولا به دو گروه مرفه و گروه محروم تقسيم
شده است . گروه محرومان كه در فقر و فلاكت و بدون هيچ يار و
پشتيبان بوده و زندگي خوار و بردگي واري داشته اند و گروه
دوم مبتكران و زراندوزان بي درد بوده كه از تمام مواهب و
نعمات برخوردار بوده و آنچه را كه بخواهند براي آنان مهيا
است .
براي جلوگيري از ظلم و ستم و طغيان مبعوث شده اند و
آخرين و امين آنها نيز محمد(ص ) بود كه قاطعانه با ظلم و ستم
مبارزه كرد و از مظلوم و محرومان حمايت نمود. اين مهم را نيز
امام خميني با نقش و شخصيت اجتهادي و روشنگري خويش
به انجام رساند. امام (ره ) به مسئوليت خويش عمل نمود و در
نوع خود بهترين احياگر بود و سنت محمدي (ص ) را احيا كرد.
انديشه ديني نجات محرومان و مبارزه با مستكبران , پيام و
رسالت خاتم انبيا محمد(ص ) بود و امام خميني (ره )
تجديدكننده آن . (20 ) استراتژي امام خميني (ره ) , حمايت از
مظلومان و مستضعفان جهان بود و ايشان خود را شريك غم
همه مظلومان و مستضعفان مي دانستند و در اين راه از هيچ
حمايت و كمك امكان پذير دريغ ننمودند. حضرت امام (ره ) با
انقلاب شكوهمند خود به مستضعفان ثابت كرد كه در صورت
طي طريق , بر قدرت هاي بين المللي ـ هر چقدر هم كه قدرت و
ثروت در اختيار داشته باشند ـ پيروز خواهند شد.
پروفسور « عبدالسلام خالص » (رئيس مركز اسلامي
دانشگاه پيشاور پاكستان ) بر اين اعتقاد است كه : « انقلاب
اسلامي ايران نه تنها براي مسلمانان , بلكه براي تمام
مستضعفان و انسان هاي در بند و مظلوم جهان برپا شد , و
اهداف آن در جهت نجات مستضعفان عالم بوده است . » (21 )
« علي حسن موويني » رئيس جمهور وقت تانزانيا اظهار داشت :
« امام خميني معمار و مشخصه انقلاب ايران بود كه در زمان ما
پيروزي و قدرت مستضعفان بر مستكبران را به منطقه ظهور
رساند . » (22 ) « اسقف كاپوچي » (اسقف اعظم بيت المقدس ) نيز
گفته است : « امام خميني (ره ) پدر مستضعفان جهان بود و از
دست دادن ايشان , غم بزرگي براي تمامي محرومان دنيا
است . » (23 )
الف ـ حمايت از مستضعفان جهان در كلام امام
« بايد دست جنايتكاران از ممالك اسلامي و از عموم
مستضعفين قطع شود , و وعده الهي به همت اقشار ملت هاي
اسلامي تحقق يابد . » (24 )
« شما بايد بدانيد كه ملت ها , حتي آن ملت هايي كه الهي
هم نيستند , اينها همه شان كه جزو مستضعفان جهان هستند , و
هميشه در تحت سلطه مستكبران بوده اند اميد دوخته اند به اين
نهضتي كه در ايران حاصل شده است . » (25 )
« من اميدوارم شما موفق باشيد و مطمئن باشيد كه موفق
مي شويد. جمهوري اسلامي ايران هم در كنار شما و در كنار
همه مسلمانان , بلكه در كنار همه مستضعفان جهان خواهد
بود . » (26 )
« اي مسلمانان جهان و اي مستضعفان عالم ; دست به
دست هم دهيد و به خداي بزرگ رو آوريد و به اسلام پناهنده
شويد , و عليه مستكبران و متجاوزان به حقوق ملت ها پرخاش
كنيد . » (27 )
« هان اي پدران كليسا و روحانيون تابع حضرت عيسي
بپاخيزيد و از مظلومين جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال
متكبران پشتيباني كنيد و براي رضاي خدا و پيروي دستور
حضرت مسيح يك بار ناقوس ها را در معابدتان به نفع مظلومان
ايران و محكوم نمودن ستمگران به صدا
درآوريد . » (28 )
نتيجه آن كه انقلاب اسلامي , براي نسل حاضر و حتي
مسلمانان جهان , تنها يك رخداد تاريخي و يك حادثه نيست ,
بلكه هويت امت اسلامي را تشكيل داده و بخش مهم و
پراهميت تاريخ در جهان اسلام مي باشد. امام خميني (ره ) با
انقلاب اسلامي و بيداري امت اسلامي , روزنه هاي اميد و مسير
رهايي مسلمانان را از ظلم , استبداد و استعمار نشان دادند و
موجبات افتخار و عزت امت اسلامي را در عرصه روابط
بين المللي فراهم ساختند. امروز نظام سلطه در استيلا بر منابع
و سرزمين كشورهاي اسلامي از جمله عراق و فلسطين با مشكل
روبرو است . مشكلات روزافزون دنياي سلطه در اين مناطق
حاصل و نتيجه انقلاب اسلامي , روشنگري امام خميني و
بيداري امت اسلامي است . مسلمانان جهان و ملت هاي
اسلامي ديگر شرايط نابرابر و ناعادلانه را قبول ندارند و حاضر
به تسليم در برابر ماشين و قدرت نظامي ابرقدرت ها نيستند.
آمريكا هر چند توانست بعضا برخي سران كشورهاي اسلامي و
عربي را در سركوب مسلمانان و امت اسلامي با خود همراه
سازد , اما افكار عمومي جهان اسلام به دليل هويت يابي ناشي
از انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام خميني (ره ) حاضر به
سازش و تسليم در برابر قدرت هاي استعماري و سلطه گريست .
نظريه بازگشت به خويشتن به طور عملي در قيام امام
خميني (ره ) نمودار شد و امت اسلامي هويت و ارزش و منزلت
اسلامي خود را در اين قيام پيدا كرد.
معاونت پژوهش و برنامه ريزي
شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي
پينوشت ها :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , 20 شهريور 1378 , ش
4426 , ص .3
2 ـ جميله كديور , رويارويي انقلاب اسلامي ايران و
آمريكا , (تهران : انتشارات اطلاعات , 1372 ) , ص .101
3 ـ حضرت امام خميني و انقلاب اسلامي ; روايتي
جهاني , (تهران : سازمان عقيدتي سياسي ناجا , 1379 ) , ص
.71
4 ـ علي قاسمي , بررسي موانع و راهكارهاي تقويت
جايگاه سازمان كنفرانس اسلامي در نظام بين الملل كنوني ,
پايان نامه مقطع كارشناسي ارشد , (دانشكده روابط بين الملل
وزارت امور خارجه , 1381 ) , ص .79
5 ـ براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به : جهان اسلام از
ديدگاه امام خميني (ره ) , (تهران : موسسه نشر آثار امام
خميني , 1378 ) , ص 6 ـ.3
6 ـ منوچهر محمدي , انقلاب اسلامي و زمينه ها و پيامدها ,
(تهران : دفتر نشر و پخش معارف , 1380 ) , ص 81
7 ـ اخبار شبكه پيام صداي جمهوري اسلامي ايران ,
1378,9,3 , بخش بندي ساعت .3
8 ـ روزنامه كيهان , 1378,7,26 , ش 16636 , ص .14
9 ـ صحيفه نور , جلد 4 , ص .3
10 ـ صحيفه نور , جلد 22 , ص .19
11 ـ همان , جلد 10 , ص .79
12 ـ همان , جلد 11 , ص .259
13 ـ همان , جلد 20 , ص .132
14 ـ احمد اميدوار و حسين يكتا , حضرت امام
خميني (ره ) و انقلاب اسلامي , ص .262
15 ـ روزنامه جمهوري اسلامي , 1372,8,25 , ص 15 ,
ش . .419
16 - David menashri , the Iranian
, 10 renolution and the muslem world , newyork :
westiew press , 1990 P .
17 ـ صحيفه نور , جلد 16 , ص .181
18 ـ همان , جلد 1 , ص .195
19 ـ صحيفه نور , جلد 4 , ص 184 ـ.183
20 ـ امام خميني و بازسازي تفكر اسلامي , (تهران :
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره ) , 1380 ) , ص
196 ـ.194
21 ـ واحد برون مرزي صدا و سيما , مصاحبه با پروفسور
عبدالسلام خالص , .1378,6,31
22 ـ امام خميني (ره ) , اسوه جاودانه , ص .16
23 ـ همان , ص .14 روزنامه كيهان , 6 مهر . 1378 , ص .6
24 ـ صحيفه نور , جلد 7 , ص .1
25 ـ همان , جلد 16 , ص .288
26 ـ صحيفه نور , جلد 20 , ص .184
27 ـ همان , جلد 10 , ص .222
28 ـ همان , جلد 11 , ص .43

|
زلزله ; پديده اي طبيعي يا قهر خداوند
|
پس از بروز فاجعه دردناك زمين لرزه بم و مرگ دهها هزار
نفر از هم وطنانمان , صحبتهايي در ميان مردم مطرح شد كه آيا
اين زمين لرزه ناشي از غضب خداوند و در واقع عذاب او بوده
است , يا تنها حادثه اي طبيعي و اجتناب ناپذير مي باشد. با بروز
زمين لرزه هاي پس از آن , علي الخصوص زمين لرزه عصر روز
جمعه در استان مازندران و قزوين , كه متاسفانه به مرگ چندين
نفر از هم وطنانمان منجر شد , پرداختن به اين بحث ضرورت
بيشتري مي يابد.
اول آنكه بر كسي پوشيده نيست كه تمام وقايع و حوادث
جهان هستي , تابع قانون عليت است ; به اين معني كه براي ظهور
و وقع هر پديده يا حادثه اي , علتي وجود دارد و در واقع هر
پديده اي , معلول پديده يا علتي ديگر است . اين اصل (اصل
عليت ) , اصلي است كه انسان , به طور فطري , قائل به
جهانشمول بودن آنست و شك و ترديدي در آن راه ندارد. اساس
تلاش انسان براي گسترش علوم مختلف تجربي , به همين
معناست ; به عبارت ديگر , علوم تجربي سعي در كشف علل وقوع
حوادث و پديده ها دارند و اين , خود , برپايه اصل عليت استوار
است . از سوي ديگر , انسان به طور غريزي , كنجكاو بوده و با
مشاهده هر پديده , به دنبال علت وقوع آن مي گردد. همينطور با
مشاهده ظهور يك علت , ظهور و حدوث معلول را پيش بيني
مي كند. براي مثال , انسان با شنيدن يك صداي بلند , به طرف
صدا برگشته و بدنبال علت ايجاد آن صدا مي گردد. همينطور
انسان با مشاهده ابرهاي تيره در آسمان , بارش باران را پيش بيني
مي كند. مجموعه اين امور , حاكي از آنست كه انسان , به طور
فطري به اصل عليت قائل بوده و وقوع هر پديده اي را معلول
علتي مي داند.
به اين ترتيب , واضح است كه تمامي پديده هاي جهان
هستي , براثر دليلي به وقوع مي پيوندند. برهمين اساس , علوم
تجربي با مطالعه پيرامون علت پديده ها , سعي در شناخت و
پيش بيني آنها دارد. در همين زمينه نيز مطالعات زمين شناسي ,
علت بروز « پديده زلزله » را فعل و انفعالات دروني زمين مي دانند
كه با ايجاد حركت در صفحات پوسته زمين , موجب ايجاد لرزش
در سطح زمين مي گردد. به اين ترتيب , قوانيني طبيعي پيدا
مي شوند كه مي توانند وقوع پديده هاي مختلف را توجيه كنند.
طبق يكي از اين قوانين , در منطقه اي كه گسل قرار دارد , هميشه
امكان بروز زلزله وجود دارد و به اين شكل , زلزله امري طبيعي
خواهد بود.
از سوي ديگر , در تعاليم اسلامي , مكررا به پديده هايي چون
زلزله , طوفان و سيل , صاعقه و... اشاره شده است كه در نتيجه
نافرماني مردم از احكام دين خداوند و در نتيجه غضب و انتقام
الهي بوده است . براي مثال حوادثي كه بر اقوام پيامبران خدا
(صلوات الله عليهم اجمعين ) مانند قوم نوح (ع ) , قوم صالح (ع ) ,
قوم هود(ع ) , قوم لوط (ع ) , قوم موسي (ع ) و...نازل گشته است و
در قرآن نيز صريحا به آنها اشاره شده است . براي نمونه , در آيه
او را تكذيب كردند , ] چون [ 64 سوره اعراف مي خوانيم : « پس
پس او كساني كه با وي در كشتي بودند را نجات بخشيديم و آنان
را كه آيات ما را تكذيب كردند غرق نموديم ... » و در آيه 78
همين سوره مي خوانيم : « پس زلزله اي برآنان آغاز گرديد تا آنكه
همه در خانه خود از پاي درآمدند . » و نيز در آيه 84 همين سوره ,
باراني از ] قوم [ خداوند درباره قوم لوط مي فرمايد : « و بر آن
سنگ ريزه فرو فرستاديم , بنگر كه عاقبت كار بدكاران چيست . »
اين آيات و بسياري از آيات ديگر قرآن كريم , بيانگر سرگذشت
اقوامي است كه با تكذيب آيات خداوند و روي آوردن به گناه , به
غضب الهي گرفتار شده و نابود گشتند.
آنچه واضح است , آنست كه تمام پديده ها و اشيا , همگي
تحت قدرت و اراده مطلق خداوند هستند , و هيچ پديده اي
خارج از اراده خداوند نيست ; همچنانكه در آيه 57 سوره مباركه
] باران [ اعراف مي فرمايد : « و او خوائيست كه بادها را بر بشارت
رحمت خويش در پيش مي فرستد تا چون ابرهاي سنگين را
مرده است ] از بي آبي [ بردارند ما آنها را به شهر و دياري كه
برانيم و بدان سبب , باران فرو فرستيم تاهرگونه ثمر و حاصل از
آن برآريم ; هم اينگونه مردگان را هم از خاك برانگيزيم باشد كه
متذكر گرديد. »
به اين ترتيب , روشن است كه تمام پديده هاو حوادث جهان
هستي , به فرمان بي واسطه خداوند و تحت نظارت و اراده او
صورت مي گيرند. براي مثال , اينكه بادها بوزند , و اينكه ابرها را
با خود حمل كنند , و نيز اينكه به سمت چه شهر و دياري بوزند ,
و هم اينكه ابرها بر زمين باران فرو ريزند , و باز اينكه از اين
باران , از زمين , دانه ها رويانيده شود , همگي و در هر مرحله , به
فرمان و اراده خدا انجام مي گيرد. درعين حال , انسانها با مطالعه
علوم تجربي و چگونگي كار طبيعت , قوانيني مي يابند كه مراحل
مذكور را بيان كرده و پديده هاي طبيعي را توجيه مي كند. به اين
ترتيب , اين نتيجه حاصل مي شود كه خداوند , اراده خود را
توسط ابزارهاي طبيعي و با اسباب و وسائل به انجام مي رساند.
براي مثال , خداوند براي رويانيدن دانه , كافيست به زمين فرمان
دهد كه دانه بروياند , و ديگر نيازي به باد و ابر و باران نيست ; اما
اينكه خداوند تمام اين اسباب را با اين هماهنگي به كار گرفته
است تا پديده اي مثل روييدن دانه از زمين صورت پذيرد , سنت
الهي است كه براي انجام امور , از اسباب استفاده گردد. و اساسا
فرمان اسلام به مسلمانان براي تدبر و تامل در كار طبيعت و
مطالعه آن و فراگيري علوم , همگي به همين معناست كه در
طبيعت , قوانيني وجود دارند كه پديده هاي طبيعي , از آنها تبعيت
مي كنند و اين در تضاد و مخالفت با اراده مطلقه خداوند نيست ,
بلكه اساسا اراده خداوند براين است كه كار طبيعت برحسب نظم
و حساب انجام پذيرد.
لذا مي توان گفت كه هنگامي كه خداوند , عذابي را بر قومي
نازل مي كند , قوانين طبيعي نقض نمي شوند و كاري خلاف عادت
طبيعت انجام نمي شود , بلكه اين اراده خداوند است كه از طريق
اسباب و قوانين طبيعت , عذاب را بر قومي نازل
مي كند.
معجزات همچنين به اين شكل , وقوع معجزات پيامبران نيز
نقض قانون عليت نخواهد بود; چرا كه علم بشري محدود است
و وقوع حادثه اي كه از حيطه علم بشر خارج باشد , به معناي
مخالفت با عادت طبيعت نيست . براي مثال , خارج شدن شتر از
كوه به دعاي حضرت صالح (ع ) , هرچند با قوانيني كه ما تاكنون
از طبيعت شناخته ايم , سازگاري ندارد , اما خلاف عادت طبيعت
و نقض قانون عليت نيست ; چرا كه مشكل , از محدود بودن علم
ما است ; زيرا وقوع يك پديده , لزوما محصور به يك علت
نيست بلكه ممكن است دهها علت مختلف , موجب وقوع يك
پديده واحد شوند. براي مثال , انواع بيماريها , ضربه و تصادف ,
و بسياري از اسباب و علل ديگر , همگي باعث مرگ انسان
مي شوند. به همين شكل , يك پديده مادي مي تواند نتيجه يك
علت مادي يا يك علت معنوي باشد. براي مثال , مرگ انسان ,
ناشي از از كار افتادن اعضاي حياتي بدن انسان و نابودي
هماهنگي بين آنهاست اين چيزي است كه علم زيست شناسي ,
بعنوان مرگ معرفي مي كند. از سوي ديگر , شكي نيست كه مرگ
انسان , در نتيجه قبض روح انسان توسط حضرت
ملك الموت (س ) يا ديگر فرشتگان و به دستور حضرت حق
انجام مي گيرد و چه بسا افرادي كه از نظر علم زيست شناسي ,
مرگ آنها قطعي بود , اما به دليل اراده خداوند و عدم تحقق علت
غيرمادي , مرگ براي آنها حاصل نشد; و چه بسا افرادي كه بدون
دليل واضح زيست شناسي , جهان را ترك گفتند.
لذا عدم توانايي علوم تجربي در توجيه يك پديده , به آن
معنا نيست كه آن پديده , قانون عليت يا عادت طبيعت را نقض
كرده است , بلكه هر پديده , براثر علت يا عللي به وجود مي آيد ,
خواه , اين علت يا علتها در حيطه درك علمي انسان باشند و
خواه نباشند.
با نتيجه گيري از مباحث فوق , اين مطلب حاصل مي شود كه
اولا همه پديده ها , ناشي از اراده مطلق خداوند هستند; ثانيا
اراده خداوند مي تواند توسط اسباب طبيعي صورت گيرد , و
اينكه يك پديده طبيعي مي تواند هم دليل مادي داشته باشد و هم
دليل يا دلايل غيرمادي .
به اين ترتيب , مي توان گفت وقوع حوادثي مثل سيل , زلزله
و... هر چند حوادثي طبيعي و با علل و قوانين طبيعي هستند , اما
تحت اراده مطلق خداوند بوده و مي توانند حاصل عذاب
خداوند باشند . همانگونه كه خداوند در آيات « 96 » تا « 98 »
سوره مباركه اعراف مي فرمايد : « و چنانچه مردم شهر و ديار همه
ايمان آورده و پرهيزكار مي شدند همانا ما درهاي بركات آسمانها
آيات و [ و زمين را بر روي آنها مي گشوديم , وليكن چون
تكذيب كردند , ما هم آنها را به كيفر كردار ] پيغمبران ما را
كه به اعمال زشت [ زشتشان رسانديم . و آيا اهل شهر و ديار
از آن ايمنند كه شبانگاه كه در خوابند عذاب ما آنها را ] مشغولند
فرا گيرد; و آيا اهل شهر و ديار از آن ايمنند كه به روز كه سرگرم
بازيچه دنيا هستند , عذاب ما آنان را فرا رسد »
توجه به اين نكته نيز لازم است كه لزوما هر كس كه در نتيجه
حادثه اي كشته يا زخمي مي شود , مورد عذاب خداوند نبوده و
شايد اين حادثه اساسا مايه رحمت براي او باشد; چرا كه
خداوند , تنها عالم به همه حقايق است و ممكن است رحمت او
براي يك نفر , كشته شدن در اثر يك حادثه طبيعي باشد. لذا
شكي نيست كه اگر به مصداق آيه 96 سوره مباركه اعراف , همه
مردم , با ايمان و پرهيزكار گردند و به طاعت الهي همت گمارند ,
رحمت الهي بر آنان نازل مي شود و اگر از طاعت حق روي گردان
شوند و به اعمال زشت و ناپسند و نافرماني خدا مشغول شوند ,
عذاب و غضب الهي بر آنها نازل مي گردد , و بركت يا غضب
خداوند هم براي تمام اقوام به يك شكل نخواهد بود; شايد
حوادثي مثل زلزله , سيل و... براي قومي رحمت الهي باشند , در
حالي كه انسانها درك نمي كنند ـ « وعسي ان تكرهوا شيئا و
هوخيرلكم » , « چه بسيار اموري كه از آنان كراهت داريد و حال
آنكه براي شما خير هستند » ـ و غضب خدا نيز براي قومي در
قالب بهره مندي آنان از بازيچه دنيا و زيبائي هاي آن و عمر بيشتر
آنان , و در نتيجه ارتكاب معاصي بيشتر باشد ـ « و عسي ان تحبوا
شيئا و هوشرلكم » , « چه بسيارند اموري كه آنها را دوست
مي داريد و حال آنكه براي شما شر هستند » ـ چندان كه
بهره مندي از متاع دنيا و طول عمر , براي بسياري مايه گناه و
ضلالت بيشتر و كسب عذاب و عقاب افزونتر خواهد بود.
در قرآن كريم نيز در آيه 155 از سوره مباركه اعراف
مي خوانيم : « ... پس چون صاعقه آنان را در گرفت موسي (ع )
گفت : پروردگارا اگر مي خواستي كه همه آنان و مرا نيز هلاك كني
مي كردي ; آيا ما را به فعل سفيهان ما هلاك خواهي كرد اين كار
جز امتحان تو نيست و در اين امتحان هر كه را خواهي گمراه و هر
كه را خواهي هدايت مي كني ; تو مولا و سرپرست مايي پس بر ما
ببخش و ترحم كن كه تو بهترين آمرزندگاني . » اين آيه و نيز اشاره
به نجات مومنان از عذاب الهي در بسياري از آيات ديگر قرآن
كريم , مبين اين واقعيت است كه خداوند هرچند بر گنه كاران
عذاب نازل كند , مومنان را بدان گرفتار نخواهد كرد; بلكه آن
واقعه , آزمايش براي آنها خواهد بود تا خداوند آنكه را كه
مي خواهد گمراه و آنكه را مي خواهد هدايت فرمايد; همانطور كه
در آيه « 94 » همين سوره مي خوانيم : « ما هيچ پيغمبري به هيچ
شهر و دياري نفرستاديم مگر آنكه اهلش را به شدائد و محن
تضرع و زاري كنند; ] به درگاه خداوند [ مبتلا ساختيم , باشد كه
سپس آن سختيها را به آساني و خوشي تبديل كرديم , چندان كه
فراموش كرده و گفتند : « آن رنج و محن به پدران ما ] آنان آنرا [
رسيد » , ما هم به ناگاه آنان را به كفر اعمالشان عقاب كرديم
درحالي كه از توجه به آن غافل بودند. » از اين آيه شريفه
درمي يابيم كه نزول سختي ها و محنت ها از سوي خداوند , اول
بار براي هشيار ساختن مردم است تا به درگاه الهي باز گشته و
تضرع و زاري كنند , اما پس از آن , چون مردم از آن عذاب غافل
آنرا [ شده و آنرا فراموش كردند و خود را از آن دور ديدند
, باز به گناه روي مي آورند , و در ] مخصوص پدرانشان يافتند
نتيجه در همان حال غفلت به عذاب و عقاب الهي گرفتار
مي گردند. به اين ترتيب , اگر مردم با نزول بلاياي آسماني , به
سمت خداوند بازگشته و به درگاه او تضرع نمودند , بلا و محنت
بر آنها به خوشي و آساني تبديل مي شود و اگر از عذاب خداوند
غافل گشتند (و به كارهاي ناپسند روي آوردند) , مورد عقاب
خداوند قرار خواهند گرفت .
از مجموع سخنان فوق , اين نتيجه به دست مي آيد كه وقوع
حوادثي مثل سيل , زلزله و... هم مي توانند ناشي از عذاب
خداوند باشند و هم رحمت او و هم حتي جمع اين دو , به
صورتي كه براي عده اي رحمت و براي عده اي غضب و عذاب
باشد. لذا اولا نبايد با اتكا به علوم تجربي و طبيعي انگاشتن اين
پديده ها با از وجه غيرمادي اين پديده ها و عذاب خداوند و
طاعت او غافل ماند و ثانيا نبايد با فوق طبيعي دانستن اين
پديده ها , در شناخت علمي و طبيعي آنها و تلاش براي
پيش بيني , و مقابله با خطرات آنها سستي و كوتاهي كرد.

|
به ياد مرحوم « مسعود امامي » استاندار فقيد
قزوين
|

1 ـ « مسعود امامي » از آن دسته آدم هايي نبود كه مرگ او را بتوان
راحت پذيرفت . روح باصفا و صميمي او آنچنان با ديگران آميختگي و
پيوند ايجاد مي كرد كه ديگران حتي با يك ملاقات كوتاه , شيفته رفتار او
مي شدند و امروز براي من بعد از 25 سال رفاقت , شنيدن خبر مرگ او ,
در غربت و دور از وطن آنچنان تاثيري داشت كه گويي پاره اي از وجودم
را گم كرده ام .
همه ما در دوران عمر خويش , دوستي هاي زيادي را تجربه كرده ايم
و از دوستان خود خاطرات تلخ و شيريني داريم . از ميان آنان , فردي را
براي بخشي از صفات خويش مي ستائيم و براي بخشي از خلق و خوي
او بنظر ما ناپسند مي آيد , نكوهش مي كنيم . در فقدان چنين دوستاني
اگرچه در مجموع داغداريم , اما براي آن كس كه هرچه از او بياد
مي آوريم , دوست داشتني و افتخارآميز است , اين داغ جگرسوزتر
است . با خود مي گفتم , اي كاش اندكي غرور و تكبر , پاره اي مكر و
خدعه يا ذره اي عدول از مواضع انقلابي و ارزشي در تو سراغ داشتم . تا
يادآوري آن , حداقل مصيبت را آسان تر سازد. اما اينجا در خيابانهاي
شهري كه مردم آن بسرعت از يكديگر مي گريزند و هركس فقط به خود
فكر مي كند , در كنار باجه تلفن و در مقابل چشم هاي بي حالتي كه گويي
هرگز نگريسته اند , هاي هاي مي گريم و به هر سو كه مي روم , امواج
پرخروش خاطرات ساليان دراز بر اين ساحل تنها مي كوبد.
2 ـ « مسعود امامي » وقتي برجسته تر مي شود كه در عرصه
مسئوليتهاي اجرايي و سياسي , بويژه در شرايط خاص سالهاي اخير ,
توانست صفات خوب و آرمانهاي بزرگ خويش را حفظ كند و هرگز
حاضر نشد در اين آشفته بازار سياسي , متاع پرارزش خويش را براي
غيرخدا و به خاطر خوشامد اين و آن معامله نمايد. او « استاندار » بود
اما روح بزرگش به اين منصب ارزش مي داد. در اخلاق فردي همچنان
متواضع و فروتن , در رفتار اجتماعي هموار عاشق مردم و در ميان آنان و
در عرصه دفاع از انقلاب و دستاوردهاي بزرگ آن هميشه آماده و حاضر
بود. همواره دلي پردرد داشت از كساني كه راحت به گذشته خويش
پشت كرده اند و همه ارزش هاي خوب سالهاي انقلاب و جنگ را پايمال
نموده اند تا روزهايي كوتاه از متاعي پست لذت ببرند.
3 ـ در روزگاري كه چگونه مردن , دغدغه بزرگ نسل ماست , مرگ او
اگرچه دردناك اما شهادت گونه بود. سوختن در راه خدمت به مردم
دروازه بهشت جاوداني است كه خداوند جايگاه او قرار داده است .
براي همسر فداكار و همراه و متدين او و فرزندان شايسته و برومندش
صبر و اجر آرزومندم .
خدايش رحمت و با دوستان شهيدش محشور فرمايد.
احمد حسيني ـ ژنو ـ 83,3,12

| |
|