روزنامه جمهوري اسلامي 13/03/1383 صفحه عقيدتي

* 15 خرداد و مطبوعات وابسته
* مبارزات علمي و عملي آيت الله احسانبخش
15 خرداد و مطبوعات وابسته




« مطبوعات ما كثيف است ... چرا بايد مطبوعات اين قدر بي حيثيت باشند.... افسوس كه دست ما از عالم كوتاه است , افسوس كه صداي ما به عالم نمي رسد , افسوس كه گريه هاي اين مادرهاي بچه مرده نمي رسد به دنيا. ما را كهنه پرست معرفي مي كنند , ما را مرتجع معرفي مي كنند.... جرايد خارج از ايران , آن هايي كه با بودجه هاي گزاف براي كوبيدن ما مهيا شده اند , در خارج , ما را مخالف اصلاحات كه اسلام در راس اصلاحات واقع شده است , معرفي مي كنند , مخالف ترقي معرفي مي كنند.... »
آنچه خوانديد , بخشي از سخنان امام خميني قدس سره الشريف درباره ماهيت و عملكرد مطبوعات داخلي و خارجي در زمان وقوع قيام گسترده و شكوهمند 15 خرداد 1342 است .
قيام 15 خرداد از بنيادي ترين , اصيل ترين و مردمي ترين قيام هاي بزرگ و عميق اسلامي در تاريخ معاصر است . قيامي كه حفظ استقلال ميهن , مبارزه با استكبار و استعمار و صهيونيسم , ستيز با استبداد داخلي , دفاع از مستضعفان و كرامت انسان و به طور كلي اجراي احكام و تكاليف اسلامي در صدر اهداف و برنامه هايش قرار داشت . مسلما قيامي با چنين ماهيت و با چنين اهداف بلند , نمي توانست با كينه توزي هاي شديد سياسي , نظامي , فرهنگي و تبليغي دشمنان داخلي و خارجي اسلام و ميهن اسلامي ما مواجه نشود. دشمني و كينه توزي نسبت به قيام 15 خرداد , در هر يك از عرصه هاي مذكور ابعاد گسترده داشت و بحث مفصل لازم است تا اين ابعاد به طور كامل روشن و نمايانده شوند. بنابراين , در اين جا فقط به اختصار از كينه توزي ها , دشمني ها و تحريف ها و جنگ تبليغي مطبوعات آن زمان نسبت به قيام 15 خرداد سخن مي گوييم .
در آن زمان , مطبوعات به منظور مقابله با قيام 15 خرداد و پيامدهاي آن , چندين شيوه در پيش گرفتند و كينه توزي ها را از طريق مختلف نشان دادند. اولين شيوه اين بود كه مطبوعات تا مي توانستند قيام 15 خرداد و اهداف و وقايع آن را قرنطينه و محاصره خبري كردند و سعي نمودند در اين باره هيچ نوع اطلاعاتي به مردم ندهند. در اجراي اين شيوه , همه مطبوعات آن زمان با يكديگر همدست و متحد بودند و هر يك با امتناع از منعكس كردن مسائل مربوط به قيام 15 خرداد , در صدد بودند نزد سران رژيم پهلوي خوش رقصي نشان دهند. اما زماني كه مسائل و حوادث مربوط به قيام 15 خرداد , آشكارتر از آن شد كه بتوان به آن بي اعتنايي نشان داد , گروهي از مطبوعات رژيم شاه به منظور تحريف وقايع و مسائل قيام , به صحنه آمدند و با گستاخي و پستي چندش آور به تحريف و دروغ پردازي پرداختند.
تحريف و تهمت زدن به نهضت , مردم و رهبري نهضت چنان گسترده و بيشرمانه بود كه مطبوعات وابسته هر چيزي به ذهن پليد دست اندركاران آن ها مي رسيد , در ننگين نامه هاي خود منتشر مي كردند. در آن روزها , صفحات مختلف مطبوعات وابسته به طور كلي انباشته از اين نوع مطالب بود : عده اي وابسته به بيگانه در كشور دست به اغتشاش و شورش زدند; افراد وابسته به مالكان و زمين داران , انتقام خود را از اصول مترقي انقلاب شاه و ملت گرفتند و به خاطر ضديت با اصلاحات ارضي به ماجراجويي پرداختند; ائتلاف ارتجاع سرخ و سياه با سواستفاده از مذهب , دست به شورش زدند; بخش هاي ارتجاعي جامعه در مخالفت با توسعه حقوق اجتماعي و ضديت با آزادي زنان , شورش به پا كردند; افراد دوره گرد و فريب خورده , هر يك با گرفتن 25 ريال , آشوب و بلوا به راه انداختند و....
مطبوعات وابسته به رژيم پهلوي مي خواستند چنين وانمود كنند كه قيامگران 15 خرداد , مخالف ترقي و مخالف علم و دانش هستد و به مظاهر تمدن روي خوش نشان نمي دهند. به همين دليل بود كه يكي از اين روزنامه هاي وابسته , اين دروغ را در صفحات خود درج كرد و به اصطلاح به تفسير و تحليل آن پرداخت : « ارتجاع سياه كتابخانه پارك شهر را آتش زد , يعني علم و دانش به درد او نمي خورد. ارتجاع سياه به كارخانه برق حمله كرد تا كارخانجات ايران متوقف بماند و كارگران از زندگي و كار كردن محروم بشوند... »
همچنان كه اشاره شد , علم كردن اين اتهام كثيف كه قيام 15 خرداد به تحريك و تشويق بيگانگان و با پول و هزينه مالي آن ها برپا شده است . از ديگر محورهاي جنگ رواني و تبليغات دروغين و سراسر تهمت و افترايي بود كه مطبوعات وابسته به رژيم پهلوي و وابسته به حاميان جهاني اين رژيم آن را در برنامه هاي روزانه خود قرار داده بودند و هر روز مطلبي در اين زمينه منتشر مي كردند و به دروغ اعلام مي نمودند كه در اين زمينه مداركي دارند و به اصطلاح , مقامات امنيتي به مداركي در اين موضوع دست يافته اند. مدارك و اسناد موهومي كه هرگز حتي يك كلمه از آن در طول سلطه رژيم شاه منتشر نشد; زيرا اساسا مداركي وجود نداشت و همه آنچه در ننگين نامه هاي زمان شاه نوشته مي شد , چيزي غير از مجموعه اي دروغ براي تحريف مسائل و منحرف كردن افكار عمومي نبود.
به عنوان نمونه , در برخي از مطبوعات آن زمان چنين مي خوانيم : اسناد و مداركي كه به دست ما افتاده است , دال بر اين است كه وجوه هنگفتي از خارج به اين مملكت براي ايجاد بلوا رسيده است ... براي ما باور نكردني است كه پيشوايان مذهبي ما آلت سياست بيگانگان گرديده و با صدور اعلاميه هاي تند و خشن و سراسر ناسزا , هموطنان خود را به قيام بر ضد دولت و مقامات عاليه مملكت برانگيزند....
چون رژيم شاه و عوامل آن در داخل و حاميانش در خارج , به شدت از قيام 15 خرداد در هراس افتاده بودند , در تهمت زدن و دروغ بافتن به هيچ حد و مرزي اكتفا نمي كردند. آن ها در دروغ گويي و دروغ نويسي و ايراد اتهام , مثل كسي كه در حال غرق شدن است , به هر چيزي دست مي زدند. به همين دليل بود كه از يك سو قيام مردم را نتيجه تحريكات بيگانگان اعلام مي كردند و از سوي ديگر به منظور تحت تاثير قرار دادن مردم و منحرف كردن اذهان عمومي از ماهيت واقعي قيام , چنين تهمت مي زدند كه پشت سر واقعه قيام 15 خرداد , فئودال ها و مالكان و زمينداران قرار گرفته اند و مردم را تحريك مي كنند. به عنوان نمونه در يكي مطبوعات وابسته آن زمان مي خوانيم : درد اين جاست كه به نام دين مي خواهند از مالكين بزرگ كه جز غارت دسترنج هزاران دهقان ستمديده در اين كشور , وظيفه ديگري براي خود تشخيص نمي دهند , حمايت كنند. به نام دين مي خواهند تفنگ را در دست افراد ايلات , آن هم افرادي از ايلات كه جز دزدي و غارت گري پيشه ديگري ندارند باقي بگذارند تا هرگز اين مملكت روي امن و آسايش نبيند... از مدت ها پيش از نقاط مختلف كشور , متنفذين , ملاكين و فئودال ها خيالات شوم و شيطاني خودشان را به آقاياني تلقين نمودند و صحنه اي به وجود آوردند تا بين دولت و علما شكاف ايجاد كنند. در نتيجه , تني چند از شخصيت هاي روحاني بدون توجه به حيله هاي فئودال ها , با آن ها هماهنگ شدند و....
مطبوعات خارجي كه تحت سلطه حاميان استكباري رژيم شاه قرار داشتند نيز عموما به همين نحو با قيام 15 خرداد برخورد كردند و درست مثل مطبوعات داخلي به دروغ نويسي , تهمت زني و تناقض گويي هاي عجيب و غريب پرداختند تا ماهيت ناب و هويت اصيل ديني و ميهني و ضد استكباري نهضت 15 خرداد را بپوشانند . به همين دليل بود كه امام خميني قدس سره الشريف , مطبوعات وابسته داخلي را كثيف و بي حيثيت ناميدند , همچنان كه مطبوعات خارجي تحت سلطه استكبار و صهيونيسم را نيز به عنوان دشمن اسلام و جوامع اسلامي معرفي كردند.
خطي كه مطبوعات استكباري و صهيونيستي و همچنين مطبوعات وابسته به عوامل استكبار و محافل روشنفكر نمايان وابسته از آغاز قيام 15 خرداد دنبال كردند , همان خطي است كه اين دسته از مطبوعات نسبت به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي از آغاز تاكنون دنبال نموده اند. به عبارت ديگر آن خط كثيف و بي شرمانه , بيش از چهل سال است دنبال مي شود تا سيماي نوراني اسلام ناب در اذهان جهانيان مخدوش گردد. در طول اين چهل سال , با اين كه بخش بزرگي از قدرت مالي استكبار و صهيونيسم صرف اين كار شده است , ولي صهيونيست ها و مستكبران هنوز در ناكامي به سر مي برند و يقينا پس از اين نيز ناكام تر از گذشته خواهند بود.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز برخي مطبوعات , آگاهانه يا ناآگاهانه خطي را دنبال كرده و مي كنند كه در نهايت به نفع صهيونيسم و استكبار ختم مي شود. اين دسته از مطبوعات به جاي اين كه در بزنگاه نبرد جهان اسلام با استكبار و صهيونيسم جهاني به وظيفه خود عمل كنند و با تهاجم تبليغي و مطبوعاتي به دشمن , خود را در برابر آن ها قرار دهند , با انواع روش هاي پيدا و پنهان , انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران را تضعيف مي نمايند. در چنين اوضاع و احوالي كه نبرد عظيم , همه جانبه و سرنوشت ساز بين جهان اسلام و جهان استكبار و صهيونيسم در جريان است , سكوت رسانه اي و مطبوعاتي به خودي خود كاري ناپسند , غير متعهدانه و غير مسولانه و حتي خيانت آميز است تا چه رسد به اين كه در اين معركه سرنوشت , برخي مطبوعات به گونه اي رفتار كنند و به نوعي بنويسند كه به نفع دشمن تمام شود. يقينا چنين رفتاري بالاتر از خيانت و جنايت مطبوعاتي است .
علي معصومي (وزوايي )
امام خميني : مطبوعات ما كثيف است .... چرا بايد مطبوعات اين قدر بي حيثيت باشند.... افسوس كه دست ما از عالم كوتاه است , افسوس كه صداي ما به عالم نمي رسد , افسوس كه گريه هاي اين مادرهاي بچه مرده نمي رسد به دنيا : ما را كهنه پرست معرفي مي كنند , ما را مرتجع معرفي مي كنند... جرايد خارج از ايران , آن هايي كه با بودجه هاي گزاف براي كوبيدن ما مهيا شده اند , در خارج , ما را مخالف اصلاحات كه اسلام در راس اصلاحات واقع شده است , معرفي مي كنند , مخالف ترقي معرفي مي كنند...
خطي كه مطبوعات استكباري و صهيونيستي و همچنين مطبوعات وابسته به عوامل استكبار و محافل روشنفكر نمايان وابسته از آغاز قيام 15 خرداد دنبال كردند , همان خطي است كه اين دسته از مطبوعات نسبت به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي از آغاز تاكنون دنبال نموده اند. به عبارت ديگر آن خط كثيف و بي شرمانه , بيش از چهل سال است دنبال مي شود تا سيماي نوراني اسلام ناب در اذهان جهانيان مخدوش گردد.

مبارزات علمي و عملي آيت الله احسانبخش




چهاردهم خرداد ماه مصادف است با سومين سالگرد عروج عارفانه و ملكوتي عالم رباني و مجاهد نستوه حضرت آيت الله احسانبخش نماينده معظم ولي فقيه در گيلان و امام جمعه محترم رشت . شخصيت وارسته اي كه عمري را در مبارزه عملي و قلمي در صحنه هاي مختلف گذراند و در كنار مبارزات خود با رژيم سفاك پهلوي با تحقيق و مطالعه و نگارش كتب مختلف شمع روشنگر امت قهرمان ايران و بويژه استان گيلان بود و پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي با تلاشي خستگي ناپذير همانند پدري مهربان براي مردم گيلان منشا خدمات و بركات فراواني بوده و در اين راه تا آخرين لحظات عمر پربركت خويش لحظه اي را فرو نگذارد.
عزيزي كه رهبر معظم انقلاب از او بعنوان خدمتگزاري پرتلاش نام برده و در پي ارتحال جانسوزش در پيام تسليتي فرمودند :
« اين روحاني بزرگوار و پرتوان محور مجاهدتها و تلاشهاي مردم غيور و مومن رشت و استان گيلان و منشا خدمات فراواني در سراسر آن منطقه بود و تحرك شبانه روزي و خستگي ناپذير او نمونه اي كم نظير محسوب مي شد. »
آيت اله حاج شيخ صادق احسانبخش رحمت الله عليه فرزند غلامرضا در سال 1309 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در روستاي ليف شاگرد از بخش تولمات شهرستان صومعه سرا ديده به جهان گشود. او تحصيلات خود را درعلوم پايه در مكتب و كلاس ششم را در تولم شهر به پايان برد و پس از آن در سال 1322 وارد حوزه علميه رشت شد . آيت اله احسانبخش (ره ) پس از گذراندن دوره مقدمات و سطح در اين حوزه زير نظر اساتيدي چون آيت اله ضيابري , عرباني , بحرالعلوم و مدرس براي ادامه تحصيل در 1327 وارد حوزه علميه شهر مقدس قم شد و دروس خارج , فقه و اصول را در اين حوزه زير نظر اساتيدي چون حضرت امام خميني (ره ) و آيات عظام بروجردي , گلپايگاني , صدوقي , مجاهد تبريزي , لاكاني , نوري همداني , طباطبائي , مرتضوي , لنگرودي و ساير اساتيد فراگرفت . ايشان همچنين با دريافت مدرك ليسانس در رشته الهيات و حقوق قضايي و تاسيس چند مدرسه در رشت شاگردان زيادي را در اين مدارس تعليم داد. وي سابقه زيادي در مبارزه با طاغوت داشت , بطوري كه بارها توسط ساواك دستگير و مورد بازجويي قرار گرفت و از سال 1343 بمدت سه سال ممنوع المنبر و ممنوع الخروج از كشور گرديد و در اين مدت بطور مخفيانه به مبارزات خود ادامه مي داد و نقش زيادي در حركت مردم بويژه نسل جوان در برپايي راهپيمايي ها در شهرهاي مختلف گيلان داشت .
آيت الله احسانبخش در سال 1358 از سوي حضرت امام خميني (ره ) كنترل سفارت خانه ها و كنسولگريهاي ايران در پاكستان , هند و بنگلادش را برعهده گرفت و در پائيز 1359 با حكم صادره از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به عنوان نماينده حضرت امام در گيلان و امام جمعه رشت منصوب شد وي در 26 فروردين 61 به هنگام اقامه نماز در مسجد كاسه فروشان رشت در محراب عبادت توسط عوامل مزدور و منافق ترور و دچار مصدوميت شديد گرديد كه « شهيد زنده محراب » لقب گرفت و عليرغم بيش از 70 درصد جانبازي همچنان در سنگر خطابت جمعه به ارشاد و هدايت مردم پرداخت و به اين هم اكتفا نكرد و در سنگر نويسندگي با نوشتن دهها كتاب همچنان به خدمت براي پيشبرد اهداف متعالي اسلام ادامه داد.
آيت الله احسانبخش سرانجام در ساعت 30 : 15 دقيقه روز دوشنبه چهاردهم خرداد ماه 1380 همزمان با دوازدهمين سالروز ارتحال معشوق و مقتدايش رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره ) پس از گذشت 26 روز از بستري شدن در بيمارستان خاتم الانبيا تهران به دليل بيماري و نارسايي كليوي در سن 71 سالگي دعوت حق را لبيك و به سوي معبود خود شتافت .