روزنامه جمهوري اسلامي 12/03/1383 صفحه ويژه شهرستان

معرفي برترين هاي چهارمين جشنواره موسيقي كردي
« بانه » ويرانه كرا بومباران
* بانه , قهرمان ايستادگي و شجاعت
* ياد شهيد
شهردار سنندج :
يك شهر نبايد 100 تا مدير داشته باشد

اولين شعبه تعزيرات حكومتي ويژه بانوان در كردستان تاسيس شد
بانه , مقدمه اي براي حلبچه
پيام مدير كل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان كردستان به مناسبت حادثه بمباران 15 خرداد ماه سال 1363 شهرستان بانه
هنوز ايستاده ام
معرفي برترين هاي چهارمين جشنواره موسيقي كردي



سنندج ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : مراسم افتتاحيه چهارمين جشنواره كردي با حضور استاندار , مديران كل سازمانها و ادارات و بيش از 500 نفر از هنرمندان رشته هاي مختلف هنري در محل مجتمع فرهنگي و هنري فجر سنندج برگزار شد.
در اين مراسم استاندار كردستان ضمن اظهار خوشحالي از نحوه برگزاري جشنواره آنرا گامي مهم در حوزه فرهنگ و هنر دانست .
دكتر رازاني گفت : صاحب نظران معتقدند كه مشكل توسعه در بخش فرهنگ نهفته است . زيرا ما كشوري هستيم كه پيشرفت را دوست داريم و به شدت به رفتار ملل ديگر نگاه مي كنيم تا ياد بگيريم .
وي افزود : براساس نظريه برخي از دانشمندان , ايرانيان لذت متنوع را نمي شناسند و فقط از امور محدود لذت مي برند و لذا موسيقي بعنوان ابزاري كه مي تواند لذت را به زندگي انسانها هديه نمايد , نقش مستقيم در توسعه دارد.
وي خاطر نشان كرد : برگزاري جشنواره هاي فرهنگي و هنري به ويژه جشنواره موسيقي نقش مهمي در ايجاد وحدت بين اقوام و بروز خلاقيت ها و ايجاد همدلي دارد.
قبل از سخنان استاندار , مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كردستان و دبير چهارمين جشنواره موسيقي كردي نيز گفت : هر سال كه از عمر جشنواره مي گذرد , پوياتر و پربارتر مي شود و همين انگيزه سبب انديشيدن به جشنواره هاي بعدي است تا بار ديگر گردهم آييم و دوستي و دانسته هايمان را تجربه كنيم .
آقاي مهاجري افزود : بطور يقين نمي توان نقش نهادهاي فرهنگي را در به وجود آوردن ارزشها در يك جامعه ناديده گرفت . در زماني كه تكنولوژي ارتباطات قادر است در گوشه اي كوچك از دنياي پهناور دريچه اي جهاني بر رويمان بگشايد و ضد ارزشها را از ارزش بنماياند , برپايي جشنواره وظيفه اي است بسيار خطير و حساس چرا كه مي تواند در مقابل آن بايستد و جوانان را با ارزشها و اصالتهاي واقعي آشنا سازد تا بدانند كه داراي چه پيشينه گرانبهايي هستند.
دبير چهارمين جشنواره موسيقي كردي افزود : در بخش تك نوازي 150 اثر به دبيرخانه جشنواره رسيد كه 125 اثر توسط شوراي فني , بررسي و به جشنواره راه يافتند كه تعداد 100 اثر آن مربوط به استانهاي ايلام , كرمانشاه , آذربايجان غربي , لرستان و خراسان بود و در بخش گروه نوازي 28 اثر به دبيرخانه رسيد كه 8 گروه به جشنواره راه يافتند .
در ادامه مراسم ضمن معرفي نفرات و گروههاي برتر شركت كننده در بخش مسابقه جشنواره از 7 نفر پيش كسوت در زمينه موسيقي تجليل بعمل آمد.

« بانه » ويرانه كرا بومباران


بانه ويرانه , جگه ر بريانه
له ش سره , دل پره , چاو گريانه
به م به هاره گولي وي په ر په ر بوو
وا به ده ردي خه زه لي پايز چوو
جه رگي ميلاقه له داخان ره ش بوون
نه شكي شلليره وه رين و گه ش بوون
« پير سوله يمان » خه مي ديكه نابا
سيسه دارو ده وه ني « ناربابا »
نه وي شين ماوه ته وه شين گيره
هه ر گه لايه كي هه زاران ديره
ميك و ميراژي به هاوكاري يه ك
چوونه سه ر خه لكي هه ژاري بي چه ك
زور به رق تر له قه راري جاران
بانه ويرانه كرا بومباران
هه رچي خانوو بوو له نزم و به رزي
وه ك دلي عه سكه ري به عسي له رزي
هه ر به زار سوو كه ده لين شه ش سه دكه س
يا نه ما , يا نه , به حال ماويه نه فه س
ميشكه پر ژاوه له نيو خول و خاك
له ت و په ت بوو , له ش و نه ندامي پاك
چو له مه , ديزه له , نه ژنو ده ر چوون
مال نه ما , يا نه رما , نا سه ر چوون
ده س په ري , مووره شكا , سينه ش چاك
ژني پاك رويي , برا پياوي چاك
باش بزانه گه لي دور ناسي ورد
نه وه يه , هه رحه قي نه فله ق بو كورد
نه وه ي هاوسه نگه ر و پشت و پالمه
دياري دادياري بره ي ناپالمه
شه ر فروش به عيسي يه , نه ي نيراني
شه ر فروش چي گه ره كه ويراني
شه ر فروش مووشه ك و بومي داوي
شه رفروش راحه تي نيمه ي ناوي
چ « نه هاوه ند » بي چ بانه و « ديزفوول »
به عسي ويرانگه ره نيستا مه سئوول
ز گي ناسوتي به حالي نيمه
دلي كورده له رقي نه و كيمه
تي ده گا خه لكي مه گه ر ميشكي رزيو
چ ده كا به عسي به كوردي نه وديو
نه م « قه لادزه » ي به شه هيد مه شهووره
هه ر به ناپالمي به عس خاپووره
گه وزي له م شاره له نيو خوبن و خور
به سه دان پير و منال , كيژ و كور
گونده كاني هه موولي روو خاندن
ره زه كاني هه موو لي سووتاندن
كاني يه كاني به سميت دارشتن
ياني سه ر چاوه ي ژياني ناشتن
داي له سيداره نه وي بيناسم
چه ند هه زاري وه كوو « له يلا قاسم »
به زه يي كوا له دلي به ردي دا
شمري ناگاتي له نامه ردي دا
به قسه ي نه و , نه وي خيره سه ربي
ده يكوژي با كوري پيغه مبه ربي
نه و كه سه گيژه فريوي وي خوارد
خوي له ريبازي مسولماني بوارد
« ماموستا هيمن »

بانه , قهرمان ايستادگي و شجاعت




به بهانه سالگرد بمباران شهرستان بانه توسط رژيم عراق در 15 خرداد 1363
شهرستان بانه منطقه اي است كوهستاني و جنگلي , جزو استان كردستان كه از طرف شرق و شمال به ارتفاعات سقز و مهاباد و ازطرف جنوب به دره شلير در كردستان عراق و از طرف مغرب به عراق محدود است . مساحت بانه مجموعا حدود 794 كيلومتر مربع است . بانه داراي زمستان سرد و تابستان معتدل است . تمامي ارتفاعات بانه پوشيده از جنگل طبيعي است كه به جنگل هاي سردشت و مريوان مي پيوندد مردم منطقه با كشاورزي ودامپروري و برخي صنايع دستي مثل بافتن شال , جانماز , جاجيم , گليم , قالي , گيوه و جوراب پشمي و نمد مالي و... امرار معاش مي كنند. به علت سستي خاك , آثار تاريخي و باستاني كم , در شهر و مناطق بانه بر جاي مانده است زيرا خاك آن در مقابل برودت و رطوبت بسيار كم مقاومت است اما جنگل هاي انبوه و طبيعت سبز با كوههايي كه شهر را محصور كرده است منظره اي زيبا و دل انگيز از بانه ساخته است كه رنج سفر را از تن مسافر به در مي كند و او را به خود مي خواند. درباره وجه تسميه اين شهر دو نظر هست : يكي آنكه مي گويند بانه به معني اردوست چنانچه در كلمات بانه مر و بانه مازو هنوز رايج است , بانه مر چنين بوده است كه گروههايي متشكل از مردان و زنان در ماه دوم بهار احشام و گوسفندان را براي چرا به مراتع و ارتفاعات مي برده اند. بانه مازو هم آن بوده كه در پانزدهم مرداد كه فصل چيدن مازو است زنان و مردان دسته جمعي آبادي را ترك مي كردند و چند روز در كوه مي ماندند و مازو مي چيدند. ديدگاه دوم معتقد است كه واژه بانه ازبان گرفته شده است علت اين تسميه ارتفاع زياد شهراز سطح درياست . بان ساختي ديگر از واژه بام در فارسي است كه به معني بام خانه است البته بان در فارسي قديم رايج بوده است هنوز نيز در واژه نردبان رايج است . بانه اين ديار پاكان و سرزمين خداوند يكي از اولين شهرهايي بود كه در طول دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران بارها مورد هجوم ددمنشانه رژيم بعث عراق قرار گرفت .


روز پانزدهم خرداد سال 1363 اقشار مختلف مردم بانه در پارك شهر جمع شده بودند تا با شركت درمراسم بزرگداشت پانزده خرداد 1342 ياد وخاطره آن روزرا گرامي بدارند در حين مراسم ناگهان جنگنده بمب افكن هاي بعثي سر رسيدند و انبوه مردم را هدف قرار دادند همچون برگ درخت بمب ريختند و ناگفته پيداست كه با مردم چه كردند. آنان كه ماندند و آنان كه ديدند يا شنيدند حيران بودند كه چرا رژيم بعث مردم را بمباران مي كند مگر اينكه روا نمي دارد كه مردمان وقتي آب گوارايي مي نوشند سر به سپاس سوي آسمان كنند.
زيرا آب را خداوند با باران رحمت خويش از آسمان بر ما فرستاده است اما اين باربلايي از آسمان فرو مي آمد كه آسمان را بد جلوه مي داد و آن را پرخطر وناهنجار مي ساخت . دشمنان اين مردم مي خواستند خاطرات خوش خرداد را ناخوش و تلخ سازند , ياد پيروزي هايي نظير آزادسازي خرمشهر را از خاطرها بزدايند. دشمن اززمين اميدش به ياس تبديل شده بود مي خواست خود را نيرويي آسماني جلوه دهد و همچون سنگي آسماني بر مردم فرود آيد.


تمام انديشه حزب بعث عراق آن بود كه مقاومت مردم بانه را بشكند و آنان را از ادامه راه بازدارد دشمن مي دانست بازنده خرداد نقطه عطف انقلاب اسلامي است مي خواست مردم را از ريشه جدا كند از اين روي بود كه وقتي جاسوسان خبر داده بودند كه اجتماع مردم براي حفظ خاطره پانزده خرداد (درپاركي به همين نام ) در بانه جلوه و نمود بسيار دارد فضاي موجود رامناسب آرزو و اميال شيطاني خويش ديد و دستور حمله هوائي را به اين شهر صادركرد و بسياري را به شهادت رساند.
امروز اسباب و علت ها بر همگان روشن شده است همه مي دانند چرا نيروهاي بعثي شهر بانه را بمباران كردند. درميان جمع انبوه مردم بانه افراد مختلف با دانش و انديشه و مدت عمر مختلف وجود داشتند. آنها به رغم آنكه در طيف هاي مختلف قرار داشتند هر يك درزمينه كار و هدف خويش براي رژيم بعث و به وجهي براي فرماندهي اصلي زشتكاران و پليدان زيان بخش بودند روحانيان و معلمان روشنگراني بودند كه مانع به مقصود رسيدن دشمنان از طريق گروهكهاي شيطان صفتي بودند كه در قالب هاي مختلف در پي راهزني و گمراه ساختن مردم بودند و مي خواستند آرامش و امنيتي كه در سايه نظام اسلامي ايجادشده بود را بر هم بزنند , همچنين در ميان انبوه مردم شركت كننده در مراسم 15 خرداد شيرزناني بودند كه با تربيت كودكاني آگاه و هشيار , آينده كشور و نظام اسلامي را تضمين كنند و از جامعه مصرفي و مدگرا و غرب انديش دور شوند. دشمن اين را نمي پسنديد مي خواست چنين افرادي نباشند , در آن جمع كودكاني بودند كه دست پدر ومادر خويش را در دست داشتند دشمن مي خواست اين كودكان از پدر و مادر خود چيزي نياموزند چشم ديدن مردان فردا و مادران پاك و دلسوز آينده را نداشتند. برخي از آن جمع انبوه فرماندهان و دلاوراني بودند كه دشمن نتوانسته بود با نبرد روياروي بر آنها غلبه كند اما راه را در آن ديده بود كه وقتي آرام در پارك نشسته اند و فارغ از دغدغه هاي نظامي دمي به ياد خاطرات بيست سال پيش بيانديشند آنها را غافلگير كند اما خود غافل بود كه شهيدان زنده اند دشمن تنها قفس قالبي را كه داشته اند شكسته است آنان را از دام تن آزاد ساخته تا به شهر آرماني خود , ملكوت اعلي بپيوندند. چه نادان و كور و تنگدست است دشمن كه عاشق مي كشد , در مدرسه ها ما با شعر سعدي زندگي و آن را در جمع و خلوت خود بارها زمزمه كرده ايم كه :
سعدي غم نيستي نداردجان دادن عاشقان نجات است
بخشي از نامه يكي ازفرماندهان حاضر در جمع مردم در پارك پانزده خرداد بانه را عينا نقل مي كنيم تا روشن شود كه كشتن چنين كسي كه داراي فكري بلند وانديشه اي ماورائي است جز خنده بر خويشتن و رسوا ساختن خود حاصلي ندارد.
بعد از سلام و امتنان فراوان از خداوند منان پيروزي حق را بر باطل و وسوسه ها و فكرهاي شيطاني , و نيز تعالي اسلام و مسلمين را زير لواي قرآن مجيد خواستارم . تحقق مدينه فاضله اسلامي و مسلمين را زيرتمام موانع شر و كفر و الحاد ميسر نمي شود جز با جهاد اكبر و جهاد اصغر , لذا اينجانب كه يك فرد كرد و عراقي الاصل هستم هنگام پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در سرزمين ايران , خود را موظف دانسته ام كه در جهاد معنوي و عملي شركت كنم « خوش آنكه بر در ميخانه بركشم علمي » عمل حزب بعث در بمباران مذكور نشان داد كه عمليات هاي ضد انساني و هولناك كه دور از شان آدميزاداست و باور كردنش دشوار است همگي از يك فرماندهي هدايت مي شوند وقتي حوادث 15 خرداد 1342 را در ذهن مرور مي كنيم مي بينيم مردم بي دفاع اند , مظلوم و دست خالي در مقابل دژخيمان پهلوي با نثار جان خويش ايستادگي مي كنند شاه نيز همچون شتري مست است كه سركشي مي كند و عربده مي كشد اما مهاري در بيني دارد كه در دست مهارگردان است كه به هر سوي بخواهد او را مي كشاند مهار صدام نيز در دست همان مهارگردان است . منتهي اين بار نوع سلاح راتغيير داده است و شكل و اندازه مهارتغيير كرده است قدر اهرم هاي فشار در سطح بين المللي وجود داشت اما هيچيك حتي دريك حركت صوري فعال نشد آيا وقتي مردم بانه در پارك شهر جمع شده بودند تا ياد و خاطره پانزده خرداد بيست سال قبل را در ذهن خود مرور كنند به كجاي جهان برمي خورد و كدام خطر را موجب مي شد كه شيطان بزرگ , اشتر مست ديگري را به ساز و برگ بسيار زين كند تا كودكان و معصومان بي پناه و زنان مظلوم و مردان پير عصا به دست را قتل عام كند. اين شيطان فقط يك هدف داشت و آن هم اين بود كه ياد پانزده خرداد و اساسا ياد بهار را از خاطر مردم دور سازد , رعب در دل مردم اندازد كه دست از كار بردارند خموش و بي نشاط شوند تا كافران فرصت بيابند و امتيازهاي از دست داده را بازيابند. آري انقلاب اسلامي آنها را از تكتازي و غارت بازداشته بود و زخم زده بود مي خواستند جبران كنند اما خداوند متعال به ما صبرداد. والله مع الصابرين

ياد شهيد




نام شهيد : ملامحمود محمدي
محل شهادت : بانه , پارك 15 خرداد
مدفن : گلزار شهداي بانه
ماموستا ملامحمود محمدي بيستم تير ماه 1296 در روستاي آرمرده شهر بانه به دنيا آمد. پدرش ملاعلي محمدي به او در كودكي قرائت قرآن كريم آموخت , محمود برخي مقدمات تحصيل را در آرمرده فراگرفت سپس براي ادامه تحصيل علوم ديني به نقاط مختلف منطقه كردستان سفر كرد مدتي نيز در كشور عراق تحصيل كرد و به جواز افتا در مذهب شافعي دست يافت . گواهي مذكور توسط وزارت آموزش و پرورش در سال 1353 تاييد شده است پس از كسب جواز افتا به موطن خويش بازگشت و ازدواج كرد. در روستاي « بلركه » و « چمپار او » امام جماعت بود و به نشر معارف اسلامي مي پرداخت و معيشت خانواده اش را از طريق كشاورزي فراهم مي كرد. پس از انجام قانون اصلاحات ارضي از روستا به شهر هجرت كرد و براي امرار معاش به بزازي پرداخت اما همچنان به مطالعه و نشر معارف اسلامي در ميان مردم مشغول بود. مردم روستاي « سليمان بك » نيز از ايشان خواستند امامت جماعت آن ها را برعهده بگيرد و وي اجابت كرد. ملامحمود علاوه بر انجام مراسم و امور مذهبي و تعليمات ديني به ارشاد سياسي و روشنگري اذهان مردم مشغول بود.
پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي مردم را به حفظ و نگهداري انقلاب تشويق كرد و به مقابله با اشرار و گروهكها پرداخت . بدين سبب به مدت 6 ماه در حبس و شكنجه گروهكها از جمله كومله گرفتار آمد تا اينكه تحت فشار مردم مجبور شدند وي را آزاد كنند.
ملامحمود محمدي مدتي نيز امام جمعه شهرستان مرزي بانه بود كه روز 1363,3,15 به هنگام شركت در مراسم بزرگداشت پانزده خرداد , بر اثر بمباران هواپيماهاي عراقي در پارك شهر بانه كه هم اكنون بنام پارك 15 خرداد نامگذاري شده به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
خصوصيات اخلاقي و اجتماعي
اين شهيد بزرگوار از هوش و پشتكار سرشاري برخوردار بود زماني هم كه براي امرار معاش خود مجبور بود در روستا به كشاورزي و دامپروري بپردازد از مطالعه غافل نبود و در كنار كارهاي خود به مطالعه و تحقيق ادامه داد , كتاب نوشت و به تربيت شاگردان پرداخت .
بيشتر اوقات خود را در مسجد مي گذراند. غرور و كبر نداشت و نسبت به مردم تواضع مي كرد وجودش لبريز از محبت و خلوص بود , هرگاه مشكلي براي اهل محل پيش مي آمد تكيه گاه و اميدشان بود. كودكان نيز از لطف و محبت او بهره مند بودند به آنها مجال مي داد تا سخن بگويند تمريني بود تا شخصيت مناسب بيابند.
در برابر سختي ها صبر و شجاعت مي ورزيد و از گفتن حق , و تكذيب باطل پرهيز نداشت , وقتي افراد گروهك كومله وي را دستگير كردند هر چه شكنجه و آزارش كردند تا دست از مبارزه و روشنگري بردارد ناكام ماندند. بخاطر حفظ جان و منافع دنيا , دين خود را نفروخت نسبت به تحصيل زنان نظر موافق داشت در دوره اي كه تحصيل دختران رايج نبود خانواده ها را تشويق مي كرد جهت امر تحصيل , دختران خود را به مدرسه بفرستند.
آثار و افكار
يادداشت هايي در حاشيه كتابها يا به صورت برگه هاي متفرقه لاي كتابها از شهيد محمدي باقي مانده است كه با بلندنظري و همت خويش آنها را استخراج و طبقه بندي كرد علاوه بر آنها , چند كتاب و رساله از ايشان باقي مانده است كه در خور چاپ و نشر است , ضمنا كتابي به رشته تحرير درآورده تحت عنوان « ريشه هاي انقلاب اسلامي » كه عوامل و زمينه هاي پيدايش انقلاب اسلامي را با تحليل منطقي بررسي كرده است و در فصل آخر كتاب به بررسي افكار بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره ) و مباني فكري حكومت اسلامي پرداخته است . همچنين در رساله اي به نقد فكر و فلسفه ماركسيستي پرداخته است , شهيد ملامحمود محمدي علاقه بسيار به مطالعات تاريخي و حوادث اجتماعي داشت از اين روي در دو كتاب جداگانه به نقد و بررسي دو فرقه بابيت و بهائيت پرداخته است و نقش استعمار غرب خصوصا بريتانيا را در پيدايش اين فرقه ها تبيين كرده است . شايان ذكر است رساله اي نيز درباب مسائل ارث در فقه امام شافعي نوشته است .
روحش شاد و راهش مستدام باد

شهردار سنندج :
يك شهر نبايد 100 تا مدير داشته باشد


سنندج ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : به گفته شهردار سنندج ماده 136 قانون برنامه سوم در زمينه بحث مديريت واحد شهري بايد اجرا شود و شهر فقط يك مدير داشته باشد.
وي افزود : يك شهر نبايد 100 تا صاحب داشته باشد و هر كدام سليقه اي و بطور خودسرانه هر چه دلشان خواست تصميم گيري كنند.
مهندس سنندجي يكي از معضلات اين شهرداري را وجود تيرهاي برق در مسير كارهاي عمراني عنوان كرد و اظهار داشت : اداره برق براي جابجايي تيرهاي برق هزينه هاي چند ميليوني از شهرداري طلب مي كند.
وي خاطرنشان كرد : كار احداث و تعريض چند پل هوايي , فضاي سبز و ميدان به علت وجود تيرهاي برق و درخواست پولهاي هنگفت توسط اداره برق , متوقف شده است .
شهردار سنندج تصريح كرد : در گذشته هر جا كه ميلشان بوده تاسيسات توسط ادارات و سازمانهاي مختلف در اين شهر ايجاد شده است .
وي گفت : هم اكنون در شهر سنندج براي اجراي يك پروژه بايد چندين مصوبه و اجازه نامه گرفت و هفت خوان رستم را طي كنيم .
وي افزود : سالهاست در اين شهر اشخاص حقيقي و حقوقي و سازمانهاي دست اندركار پول از مردم مي گيرند و زمين به آنان واگذار مي كنند ولي كار آماده سازي را درست به انجام نمي رساند و مردم هم شهردار را مقصر مي دانند و اين در حالي است كه طبق ماده 21 و 22 قانون , آماده سازي بعهده سازمانها و اشخاصي كه اين زمينها را واگذار مي كنند , است .
شهردار سنندج با اشاره به اين مطلب كه بعد از سالها در اين شهر مالكاني پيدا شده اند و مدعي مالكيت ترمينال بزرگ شهر , برخي از اماكن عمومي , فضاي سبز و پاركهاي سطح شهر را دارند و اين مالكين با طرح دعوي در دادگستري مشكلات عديده اي را براي شهرداري موجب شده اند.
وي گفت : شهرداري سنندج به موجب احكام صادره در اين خصوص متحمل ميلياردها ريال خسارت شده است كه بودجه هاي جاري شهرداري كفاف اين جريمه ها را نمي كند.
وي افزود : در صورتيكه اين روند ادامه يابد تمام اعتبارات و دارائيهاي شهرداري به مالكين از راه رسيده واگذار شود.
وي يادآور شد : اعتبارات شهرداري در سال 81 سه ميليارد و 500 ميليون تومان بوده و در دو سال اخير اين رقم به 10 ميليارد و 500 ميليون تومان افزايش يافته است .
مهندس سنندجي , مهمترين پروژه هاي سالجاري شهرداري سنندج را احداث ترمينال سقز و جاده ساحلي و كمربندي جنب بيمارستان قدس و احداث دو زيرگذر و دو پاركينگ طبقاتي ذكر كرد.

اولين شعبه تعزيرات حكومتي ويژه بانوان در كردستان تاسيس شد


سنندج ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : در راستاي سياستهاي سازمان تعزيرات حكومتي در خصوص تكريم ارباب رجوع و تداوم و استمرار نهضت خدمت رساني به مردم , اولين شعبه رسيدگي به امور بانوان در سنندج شروع بكار كرد.
به گزارش روابط عمومي تعزيرات حكومتي استان كردستان اين شعبه به تصدي يكي از بانوان فارغ التحصيل رشته حقوق قضايي نسبت به رسيدگي و صدور حكم مقتضي به پرونده هايي كه متهم و يا احيانا شاكي آنها از جمعيت نسوان بوده و يا به نوعي تخلفات گزارش شده در ارتباط با بانوان مي باشد , اقدام خواهد نمود.

بانه , مقدمه اي براي حلبچه


من سال 63 شهردار بانه بودم از صبح 15 خرداد به همراه ساير كاركنان شهرداري خود را براي راهپيمايي آماده كرده بوديم . پس از راه پيمايي در خيابان هاي اصلي شهر به پارك شهر رفتيم تا در آنجا پس از سخنراني شخصيت هاي مختلف قطع نامه راهپيمايي قرائت شود. من يكي دو نفر از دوستان كنار يكي از استخرهاي پارك نشسته بوديم و به سخنراني مرحوم ملاعبدالله سوري گوش مي داديم كه به ناگاه غرش هواپيما را شنيدم . تنها كاري كه توانستم بكنم آن بودكه همان جا دراز بكشم . بنا به وظيفه اي كه داشتم به محض شنيدن صداي هواپيما فرياد زدم همه دراز بكشيد. پس از چند ثانيه صداي انفجار بمب و گلوله به گوش رسيد كه يكي از آنها بسيار شديد بود. بمباران و گلوله باران بيش از يك دقيقه طول كشيد. همان گونه كه دراز كشيده بودم صداي شكستن درختان و پاشيدن شدن خاك و گل را بر بدنم احساس كردم وقتي صداي دور شدن هواپيماها را شنيدم سرم را بلند كردم , از آن چه ديدم وحشت زده شدم . دور تا دور جنازه شهدا بود براي چند لحظه گيج شدم در هيچ كتابي , در هيچ عكسي , در هيچ جا آن همه جنازه نديده بودم . پس از چند لحظه به خود آمدم و به سراغ جنازه ها و مجروحين رفتم . صدها نفر مجروح بودند كه بسياري از آنها خود بلند شده بدون پا و بدون دست از پارك خارج مي شدند. به يكي , دو نفر از كاركنان شهرداري كه زنده وسالم بودند گفتم بلافاصله ماشين هاي شهرداري را جهت حمل شهدا و مجروحين به پارك 15 خرداد بياوريد . بسياري از جنازه ها بدون سر و بدون دست وپا افتاده بودند. چندي طول نكشيد كه با تمام تجهيزات شهرداري حتي با لودر شروع به تخليه مجروحين كرديم . صدها مجروح را جابجا كرديم وقتي به بيمارستان رسيديم آنجا عجيب تر بود بيمارستان كوچك بانه ظرفيت آن همه مجروح را نداشت . وقتي كه اولين بار رفتيم متوجه شديم نقاط ديگري از شهر نيز بمباران شده و صدها مجروح از طريق هوا به شهرهاي تبريز و سنندج و تهران منتقل شدند. در بيمارستان باخبر شدم كه خيابان شهيد ابراهيمي بمباران شده , خانه برادرم آنجا بود وقتي آنجا رفتم برادرزاده ام مجروح شده و ده ها نفر شهيد شده بودند تنها در يك نقطه كه كودكان آنجا بازي مي كردند 11 كودك دختر هفت هشت ساله جان باخته بودند. در نقاط ديگر نيز ده ها نفر جان باخته بودند شايد بانه مقدمه اي بود براي استمرار جنايت هايي كه صدام بعدها در حلبچه مرتكب شد. تعداد شهداي آن روز به حدي زياد بود كه نمي شد براي هر كدام جداگانه گور بكنند. ناچار گورهاي دسته جمعي مانند كانال زده شد حتي غسل و دفن آن همه شهيد مشكل بود. بسياري از شهدا نه در مسجد كه در خانه ها غسل داده شدند. دفن شهدا تا پاسي از شب ادامه يافت . آن روز هر كدام از ما 45 مجروح را روي دوش حمل كرديم و به مراكز درماني برديم . خاطره آن روز هيچ گاه از ذهن مردم محو نخواهد شد. براي همين وقتي مردم بانه جنايت صدام در حلبچه را شنيدند , چنان تعجب نكردند.
صالح زاده ـ شهردار وقت

پيام مدير كل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان كردستان به مناسبت حادثه بمباران 15 خرداد ماه سال 1363 شهرستان بانه


شهادت كمال انسانيت و آغاز زندگي جاويد است .
حضرت امام (ره )
با درود بيكران به پيشگاه مطهر شهيدان والامقام و سلام بر ساحت ملكوتي بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره ) كه اساس و ركن انقلاب شكوهمند اسلامي ايران را از نهضت خونين قيام پانزدهم خرداد ماه سال 1342 بنيان نهاده و با فداكاري دلاورانه ملت غيور ايران در بهمن ماه 1357 به ثمر رسانيد , حركتي عظيم در راستاي اعتلا و تثبيت شعار استقلال , آزادي , جمهوري اسلامي كه تنها انگيزه آن قرب الي الله و سلاح آن ايثار و از خود گذشتگي مردمي جان نثار و جان بر كف بود تا ريشه ظلم و ستم و پليدي را براندازند. ياد و خاطره هميشه جاودان شهداي گرانقدر بمباران خونين مردم شريف شهرستان مرزي بانه را در پانزدهم خرداد ماه سال 1363 گرامي داشته و بر انفاس قدسي اين عزيزان اداي احترام و ادب مي نمايم . حماسه اي خونبار كه در مسير تداوم خط سرخ شهادت حاصل گرديد و براي تمامي نسلهاي بعدي ماندگار شد , شوري پايدار از مردمي غيور كه با تقديم 210 تن از بهترين عزيزان خود در زير آماج بمبهاي آمريكايي رژيم بعثي ـ افلقي عراق تداوم پويايي , استقامت و ايثار را به جهانيان اعلام نموده و مظلوميت خويش را بر همگان آشكار ساختند. با دلي سرشار از تكريم و ستايش ياد آن اسوه هاي زرين هميشه جاويد را گرامي داشته و از خانواده هاي مكرم و معظم آنان و جانبازان صبور و مقاوم اين روز تجليل بعمل مي آورم . اميدوارم خداوند متعال ارواح طيبه شهيدان اين فاجعه را با شهداي صدر اسلام محشور و به بازماندگان آنان سلامت , بهروزي و توفيق عنايت فرمايد.
در جريان بمباران اجتماع مردم غيور بانه , صدها نفر از شهروندان مظلوم اما مقاوم اين شهرستان به خاك و خون كشيده شدند و حماسه اي جاويد آفريدند.

هنوز ايستاده ام


صبح 15 خرداد به همراه چند تن از دوستان آقاي عمر محمدي فرزند شهيد حاج ملا محمود محمدي و جلال عثماني فرزند شهيد فرج بيگ عثماني به كارگاه آلومينيوم سازي يكي از دوستان به اسم آقاي هدايت رفعتي رفتيم . قرار بود از آنجا راهي پارك شهر و راهپيمايي شويم . وقتي خواستيم خارج شويم آقاي رفعتي گفت : بچه ها به دلم برات شده كه امروز بمباران در پيشه , همين جا بمانيد همين حرف باعث شد چند دقيقه اي بايستيم و چند لحظه اي را به شوخي بگذرانيم . پس از نيم ساعت با وي خداحافظي كرديم و خواستيم كه از كارگاه خارج شويم هنوز پايمان را بيرون نگذاشته بوديم كه صداي غرش شديد هواپيما را شنيديم از غرش آنها مشخص بود هفت هشت هواپيما بودند بلافاصله بمباران شروع شد يك , دو , سه , چهار ... همچنان ادامه داشت . به پشت كارگاه كه حالتي پناه گاه داشت پناه برديم . بمباران طول كشيد پس از اين كه صداي هواپيما و غرش ضد هوايي ها فروكش كردند از كارگاه خارج شديم . وقتي خوب نگاه كرديم از پارك شهر و آن طرف تر نزديكي هاي شركت نفت و چندين نقطه ديگر دود و آتش و گرد و خاك به آسمان بلند شده بود.هر كدام به طرفي دويديم . من با ديدن دود و گردو خاك اطراف خانه پدرم ابتدا به آنجا رفتم , وقتي رسيدم سر خيابان ده ها جنازه افتاده و شهيد شده بودند. زن و مرد و كودك و جوان از هر سني . به خانه پدرم رفتم چون خانواده ام از شب قبل آنجا بودند. به خيابان طالقاني رفتم خانه خودمان آنجا بود. آنجا هم تعدادي شهيد و زخمي بودند. شهيده « عظيمه خاكي » كه باردار نيز بود , درست جلو در افتاده و غرق در خون بود. صحنه اي بسيار دلخراش بود. پايين تر نيز چندين جنازه افتاده بود. زير سايه جلوي در منزل , يكي از خواهران فرهنگي به نام خانم فوزيه فرجي از ناحيه سينه زخمي شده و خونريزي شديد بود اما ايشان خيلي شجاع بودند انگار چيزي نشده و به حال همكار و دوستش شهيد عظيمه خاكي و ديگران تاسف مي خورد. پس از چندي آنجا را ترك كردم و به پارك شهر رفتم , گفته بودند آنجا همه شهيد شده اند. سر راه مجددا از خيابان ساحلي گذشتم كه خانه پدرم آنجا بود. و جنازه ها هنوز آنجا بودند. مردي داخل كمپرسي داشت مي سوخت . فقط كفش هاي كتانيش با رنگ سفيد معلوم بود. جنازه آتش گرفته بود و مي سوخت ماشين هم مي سوخت وعده اي در حال خاموش كردن بودند. يكي ديگراز همسايه ها بالاي سر جنازه پسر پنج شش ساله اش نشسته بود و گريه مي كرد.عده اي دورش را گرفته بودند و مي خواستند جنازه را منتقل كنند. تا پارك راه زيادي نبود با اينكه حدود نيم ساعت از بمباران گذشته بود وقتي به آنجا رسيدم , خشكم زد. بغض گلويم را گرفته بود بوي گوشت سوخته فضا را پر كرده بود. عده اي كفن پوش كه در راهپيمايي شركت كرده بودند در ضلع جنوبي پارك افتاده و همه شهيد شده بودند. بعضي فقط تنه شان مانده بود , تنه بي سر , تنه بي دست پالله من از روي كفش فقط يك نفر را شناختم . شهيد عبدالله فرجي , صدها جنازه ديگر در اطراف افتاده بود عده اي همان گونه كه به درخت تكيه داده بودند شهيد شده بودند آن روز در پارك دو صحنه تكان دهنده ديدم برادري را ديدم كه يك پايش از بالاي زانو قطع شده بود و استخوان هاي رانش بيرون زده بود و دستش هم زخمي بود. دو نفر زير بغلش را گرفته بودند تا او را به بيمارستان ببرند. ناگاه اين برادر فرياد زد : « به من كاري نداشته باشيد من حالم خوبه من هنوز يك پا دارم برويد به آنهاي ديگر برسيد , به ديگران كمك كنيد. من هنوز ايستاده ام , جاي شگفتي بود چه بسا از شدت خونريزي بعدها شهيد شده باشد. اما آنجا هم به فكر ديگران بود. واقعه ديگري كه شاهد بودم برادري بود كه كيسه اي نايلوني در دست گرفته بود و آن چه را اين طرف و آن طرف افتاده بود مثل ساعت , تسبيح , پول و غيره را در حالي كه گريه مي كرد , جمع مي نمود و در كيسه مي انداخت تا به صاحبانش برگرداند. تعداد شهدا مشخص نبود و مردم مي گفتند بيش از هزار نفر شهيد شده اند . ظهر راديو تهران آمار اوليه را بيش از 600 تن اعلام كرد .
ظهر شنيدم كه حاج ملا محمود محمدي پدر آقاي عمر محمدي و فرج بيگ عثماني پدر جلال عثماني كه صبح با هم بوديم هر دو شهيد شده اند.
علي يونسي ـ معلم