
عناصر دولت مهدي پور حسين
پديده دولت برخاسته از وجود جامعه سياسي است كه از
اجتماع انسانهاي نيازمند تشكيل يافته است . ضرورت ايجاد
نظم و امنيت داخلي جامعه , وضع قوانين و مقررات اجتماعي
و تصدي اجراي آن , رفع اختلاف ها در بين شهروندان و لزوم
دفاع در برابر دشمنان خارجي , انسانها را به سوي تشكيل
حكومت سوق داده است . بنابر اين حكومت و دولت از شكلي
بسيط تا پيچيده خود , سابقه اي به درازاي زندگي اجتماعي
انسان دارد و در طول تاريخ ادوار مختلفي را طي كرده است .
آنچه واقعيت دارد اين است كه امروزه كره زمين به بيش از صد
و پنجاه كشور تقسيم شده و هر كشور داراي حكومتي مستقل و
هويت ملي متمايز و عناصر مشخص است . در اين شرايط
دولت در معني اعم خود عبارت است از :
« يك قدرت عالي كه داراي شخصيت حقوقي داخلي و
بين المللي است و در قلمرويي مشخص كه مجموعه اي از افراد
را نيز در برمي گيرد حكومت مي كند » (1 ) .
با اين تعريف دولت داراي سه ركن اساسي است :
1 ـ جمعيت , يعني گروهي از افراد بشر كه با يك رابطه
حقوقي و سياسي و به نام تابعيت با يكديگر متحد شده و به
كشوري مربوط مي گردند.
2 ـ قلمرو , يعني سرزميني معين و محدود كه دولت در
محدوده آن اعمال قدرت مي كند.
3 ـ قدرت عالي , يعني قدرتي كه فوق همه قدرتهاي
موجود در قلمرو مشخص با جمعيت معين , حق فرمانروايي
دارد. لذا « حكومت به عنوان عاليترين مرجع اقتدار مدعي
سلطه انحصاري در درون قلمرو خويش است و به اين معنا
واجد حاكميت است » (2 )
تقسيم بندي جامعه جهاني به كشورهاي متعدد با عناصر
فوق واقعيتي است كه جهان امروز آن را به رسميت شناخته و
مردم دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه بايد مرزهاي كشورها را
محترم شمرده , حكومت ها سعي نمايند با احترام به حاكميت
ساير كشورها منافع خود را دنبال نمايند. البته پذيرش اين امر
لزوما به معناي قبول مباني تقسيم بندي موجود نيست چرا كه
معمولا آنچه مرزهاي جغرافيايي موجود را رقم زده است
« قدرت سلاح » و گاه توطئه زورمداران عالم براي دست يابي به
مقاصد شوم بوده است حضرت امام در اين زمينه مي فرمايند :
« وقتي اينها (ابرقدرتها) غلبه كردند : ... , عثماني را تكه تكه
كردند , شايد قريب پانزده تا كشور كردند و هر كدام (را) يك
نوكري از خودشان بالا سرش گذاشتند ومع الاسف , آنهايي كه
اساس مطلب را مطلع نبودند , آنها هم اين مسائل را اهميتي به
آن نمي دادند و الان هم نمي دهند . » (3 )
امروز پذيرش مرزهاي جغرافيايي براي پرهيز از جنگ و
خونريزي در بين ملتها و دولتها است .
ملاك تعدد كشورها
مهمترين سئوالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه
چه عواملي موجب پيدايش مرزها , كشورها و ملتها شده است
ملاك وحدت و تعدد كشورها كدام است و معيار هويت ملي
چيست براي پاسخ گويي به اين پرسش عده اي كه عمدتا از
آبشخور مكتب ليبراليسم تغذيه مي كنند به نظريه « مليت »
متوسل شده اند(4 ) . اين نظريه دو ركن جمعيت و قلمرو در شكل
گيري كشور را مبناي خود قرار داده , معتقد است مردمي كه در
خون , نژاد , زبان , فرهنگ و سرزمين , مشترك باشند داراي
هويت واحدند. در اين نظريه وطن پرستي يا تعلق قومي و
نژادي از جايگاه نيرومندي برخوردار گرديده تا جايي كه
موجب پيدايش پديده ناسيوناليسم در غرب و سپس بعنوان
يك كالاي وارداتي در شرق شده است .
اين نظريه ضمن اينكه با يكي از اصولي ترين بنيانهاي
ليبراليسم يعني اصالت فرد در تعارض بوده واز خودگذشتگي
براي وطن را غير قابل توجيه كرده است .
حضرت امام ملي گرايي را مخالف اساس دعوت پيامبران
دانسته و مي فرمايند : « اين ملي گرايي كه به اين معناست كه هر
كشوري , هر زباني بخواهد مقابل كشور ديگر و زبان ديگر
بايستد , اين آن امري است كه اساس دعوت پيغمبرها را به هم
مي زند. پيغمبرها كه از اول تا ختمشان آمده اند , مردم را به
برادري , به دوستي , به اخوت دعوت كرده اند(5 ) . « ملي گرايي در
مقابل ملتهاي مسلمان ديگر , مسئله ديگري است كه اسلام و
قرآن كريم و دستور نبي اكرم (ص ) برخلاف آن است » (6 ) و با
دعوت اهل قلم و بيان براي تبيين ديدگاه اسلام در اين زمينه
اظهار مي دارند : « كساني كه اهل قلم و بيان هستند , بايد اين
مسائل را براي مردم توضيح دهند و اسلام را به مردم معرفي
كنند , و بگويند كه اسلام براي مليت خاصي نيست و ترك ,
فارس , عرب و عجم ندارد. اسلام متعلق به همه است و نژاد و
رنگ , قبيله و زبان در اين نظام ارزش ندارد. قرآن كتاب همه
است . » (7 ) نگاه جديد در مغرب زمين به نظم واحد و دهكده
جهاني نيز نشان دهنده كم رنگ شدن قوميت گرايي و
ملي گرايي در آنجا است . جهاني سازي كه در دهه اخير مورد
توجه جدي سردمداران كشورهاي قدرتمند به ويژه امريكا قرار
گرفته بر اين عقيده است كه ارزشهاي مكتب ليبراليسم بايد به
هر وسيله ممكن در سرتاسر جهان حكمفرما گردد. اين ايده
مرزهاي جغرافيايي را در نورديده به دنياي تك قطبي
باارزشهاي واحد برخاسته از مغرب زمين مي انديشد.
امام خميني و امت اسلامي
در نگاه حضرت امام : « اسلام در عين حالي كه وطن را ـ
آنجايي كه زادگاه است ـ احترام مي گذارد , لكن مقابل اسلام
قرار نمي دهد . اساس , اسلام است . اينها بقيه اش فرعند » (8 )
« اسلام آمده است تا تمام ملل دنيا را , عرب را , عجم را ,
ترك را , فارس را همه را با هم متحد كند و يك امت بزرگ به نام
امت اسلام در دنيا برقرار كند تا كساني كه مي خواهند سلطه بر
اين دولتهاي اسلامي و مراكز اسلام پيدا بكنند , نتوانند به
واسطه اجتماع بزرگي كه مسلمين از هر طايفه (دارند)...تمام
مسلمين با هم برادرند و برابرند , و هيچ يك از آنها از ديگري
جدا نيستند , و همه آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد
بايد باشند »
بنابراين جامعه اسلامي از افرادي به وجود مي آيد كه با
اختيار و انتخاب خود , اسلام را پذيرفته و ملتزم به قوانين
اجتماعي , قضايي و سياسي آن باشند و سرزميني كه چنين
جامعه اي در آن زندگي مي كنند كشور اسلامي است . لذا عامل
اصلي در وحدت امت اسلامي , وحدت دو عقيده است (10 )
امت واحده در قرآن
اصل ايده « امت اسلامي ـ ريشه قرآني دارد كه همه مومنين
را برادر هم ناميده است : انما المومنون اخوه (11 ) , در چند جاي
قرآن مسئله « امت اسلامي » و وحدت آن مطرح شده است . از
جمله تعبير : « ان هذه امتكم امه واحده » (12 ) در دو جاي كتاب
الهي وارد شده كه مي گويد : امت شما « امت واحدي است » و يا
در جاي ديگر خطاب به مسلمانان مي فرمايد : « شما را « امت »
ميانه اي قرار داده ايم » : كذالك جعلناكم امه وسطا » (13 ) در
روايات نيز مسئله وحدت امت اسلامي با صراحت بيشتري
مطرح شده است . از قول پيامبر اسلام نقل شده است كه « ان
المسلمين يد واحده علي من سواهم » (14 ) و ياالمسلمون اخوه
تتكافا دماوهم ... هم يد علي من سواهم » (15 ) مسلمانان برادرند
و ارزش خونهايشان مساوي است ... آنها در مقابل امم ديگر يد
واحدند »
در اين منطق , تمام مسلمانان در هر كجا كه باشند با هر
نژاد , خون , و زبان در چارچوب مسئوليت مشترك و متقابل
قرار ميگيرند و هيچ چيز حتي نوع حكومتها نمي تواند
مسلمانان را از شمول دايره امت اسلام بيرون ببردـ لذا همه
سرزمينهاي مسلمانان با عنوان دارالسلام و همه جمعيت آن ها
بعنوان امت اسلامي در حمايت آحاد مردم مسلمان و حكومت
اسلامي قرار مي گيرند. حضرت امام با همين نگاه مي فرمايند :
« ما براي دفاع از اسلام و ممالك اسلامي و استقلال
ممالك اسلامي در هر حال مهيا هستيم برنامه ما برنامه اسلام
است , وحدت كلمه مسلمين است , اتحاد ممالك اسلامي
است » (16 )
وحدت يك هدف راهبردي از تشكيل حكومت
روشن شد كه ملاك وحدت و تعدد امتها , مجموعه عقايد ,
ارزشها , بينش و گرايش آنان است كه بين آنان پيوند واقعي
ايجاد كرده , مسئوليت مشترك ببار مي آورد. همه مسلمانان نيز
براساس عمق باورهاي ديني خود اين وظيفه ديني را احساس
مي كنند و خود را در غم و شادي ديگر مسلمانان شريك
مي دانند. اما آنچه كه امروزه سرزمينهاي اسلامي و امت واحد
اسلام را تكه و پاره نشان مي دهد انواع مختلف حكومتهايي
است كه براي مناطق حكمراني مي كنند. حضرت امام با نگاه
عميق به نقش حكومت در ايجاد وحدت اسلامي اساس تشكيل
حكومت را حفظ نظام و وحدت مسلمين مي دانند : « ما براي
اين كه وحدت امت اسلام را تامين كنيم , براي اين كه وطن
اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاي دست
نشانده آنها خارج و آزاد كنيم , راهي نداريم جز اين كه تشكيل
حكومت بدهيم ...
تشكيل حكومت براي حفظ نظام و وحدت مسلمين است ,
چنانكه حضرت زهراـ سلام الله عليهاـ در خطبه خود
مي فرمايد كه « امامت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين
به اتحاد است » (17 )
بنابراين حكومت زماني حكومت اسلامي ناميده مي شود
كه اين هدف را مورد نظر داشته , افتراق مسلمانان را به اتحاد و
توان تمامي مسلمانان و امكانات آنان را براي اعلاي كلمه الله
بكار گيرد ماهيت حكومت و مشروعيت حكومت اسلامي در
ديدگاه اسلام نيز در همين راستا طراحي شده است . بطوري كه
خودبخود هدف مقدس وحدت امت اسلامي و مسئوليت
مشترك را ايجاب مي كند.
فقهاي اسلام در تقسيم بندي سرزمينها از جهت نوع
حكومتي كه بر آن تسلط دارد , آن را به دارالاسلام و دارالكفر
تقسيم كرده و شق سومي براي آن در نظر نگرفته اند. از نظر آنان
دارالاسلام جايي است كه قانون اسلام در آن اجرا مي شود و
حضور كافران در آنجا براساس معاهده اي خاص امكان پذير
است :
« المراد بدارالاسلام ـ كمافي الدروس ـ ماينفذ فيها حكم
الاسلام , فلايكون بها كافرا الامعاهدا » (18 ) وحدت دارالاسلام
نيز بخاطر ماهيت حكومتي است كه در آن تشكيل مي شود.
از نگاه شيعيان كمال مطلوب در حكومت اين است كه
تمامي دارالاسلام تحت سرپرستي و امامت امام معصوم قرار
گيرد و تعدد امامان معصوم در زمان واحد نيز امكان پذير
نيست لذا در صورتي كه امام معصوم حاكم باشد تعدد
كشورهاي اسلامي مفهومي نخواهد داشت اما از آن جا كه
امكان بهره مندي از حكومت معصوم (ع ) در تمام زمانها براي
انسانها مقدور نيست , مسلمانان در دوره غيبت به حكم عقل و
برحسب روايات متعدد , موظف به مراجعه به فقهاي جامعه
الشرائط و صاحبان علم الهي و عدالتند . (19 ) از اين رو ماهيت
حكومت اسلامي الهي است و تمام ويژگيهاي آن نيز بايد از
ماهيت آن سرچشمه گيرد و مساله مرزها نيز از اين امر مستثنا
نيست . اگر امروزه دولتهاي اسلامي مدعي اسلام نسبت به
سرنوشت امت اسلامي وظيفه اي احساس نكرده و خود را در
منافع ملي در چارچوب مرزهاي جغرافياي محصور كرده اند
بخاطر اين تصور باطل است كه ديگر مسلمانان را از حوزه
مسئوليت خويش خارج مي دانند. و حال آنكه در اين صورت
اصل مشروعيت چنين حكومتهايي بنام حكومت اسلامي زير
سئوال است .
اين سخن بدين معنانيست كه تمامي مرزهاي جغرافياي
ناديد گرفته شده و كشور گشايي در دستور كار قرار گيرد چرا كه
مصلحت پيش گفته در محترم شمردن مرزها پابرجا و حكومت
اسلامي در پايبندي به معاهدات بين المللي و رعايت قاعده
عدم مداخله در امور ديگر كشورها , اولي است اما بدين معنا
نيز نيست كه هيچ مسئوليتي نسبت به امت اسلامي احساس
نشود.
حضرت امام در عين اينكه معتقدند : « روابط ما (جمهوري
اسلامي ) باتمام كشورها براساس احترام متقابل به طوري كه نه
به آنها ظلم مي كنيم و نه به آنها اجازه ظلم را مي دهيم » (21 )
است با اين حال دفاع از تمامي مسلمانان را وظيفه جمهوري
اسلامي بعنوان يك دولت اسلامي مي دانند :
« از جانب من و همه ملت ايران به همه مسلمانان اطمينان
بدهيد كه جمهوري اسلامي ايران پشتيبان شما وحامي
مبارزات و برنامه هاي اسلامي شما است و در هر سنگري عليه
متجاوزان در كنار شما ايستاده است و از حقوق گذشته و امروز
و آينده شما انشاالله دفاع خواهد كرد و به آنان بگوييد كه
اقتدار و اعتبار جمهوري اسلامي ايران متعلق به همه ملتهاي
اسلامي است » (22 ) و با قاطعيت تمام اعلام كرده اند : « من به
صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود
براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان
سرمايه گذاري مي كند. و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را
به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و
جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را
نگيرد. ما بايد براي پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران
برنامه ريزي كنيم . ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به
مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و
محرومان باتمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول
سياست خارجي خود بدانيم ما اعلام مي كنيم كه جمهوري
اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاد
جهان است » (23 )
نظام جمهوري اسلامي نيز كه برخاسته از افكار و
انديشه هاي حضرت امام با الهام از انديشه ناب ديني است در
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اين هدف و رسالت
جهاني را مورد توجه ويژه قرار داده در مقدمه قانون اساسي
اشعار مي دارد :
« قانون اساسي باتوجه به محتواي انقلاب اسلامي ايران كه
حركتي براي پيروزي تمامي مستضعفين بر مستكبرين بود زمينه
تداوم اين انقلاب را در داخل و خارج كشور فراهم مي كند , به
ويژه در گسترش روابط بين الملل با ديگر جنبشهاي اسلامي و
مردمي مي كوشد تا راه تشكيل امت واحد جهاني را فراهم كند
و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامي
جهان قوام يابد » و در تاييد اين هدف در اصل 11 آمده است :
« به حكم آيه « ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم
فاعبدون » همه مسلمانان يك امتند و دولت جمهوري اسلامي
موظف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل
اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آورد تا وحدت
سياسي , اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد » و يا
در اصل چهاردهم « دفاع از حقوق همه مسلمانان » را يكي از
اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برشمرده
است . لذا پيروي از افكار و انديشه هاي اسلامي ايجاب مي كند
دولت اسلامي تمام توان خود را براي حمايت از مسلمانان
مظلوم در اقصي نقاط عالم بويژه در شرايط فعلي نسبت به مردم
ستمديده عراق بكار گرفته , دين خود را به حضرت امام ادا كند.
پي نوشت ها :
1 ـ مدني سيد جلال الدين , حقوق اساسي در جمهوري
اسلامي ج 5 ص .28
2 ـ همان , ص 61
3 ـ صحيفه امام , ج 13 , ص 88
4 ـ ر . ك لاريجاني , محمد جواد , مجله حكومت اسلامي شماره
2 ص 37
5 ـ صحيفه امام , ج 15 , ص 471
6 ـ همان , ج 13 , ص 209
7 ـ همان , ج 5 ص 187
8 ـ همان , ج 13 , ص 168
9 ـ همان , ص 443
10 ـ ر . ك مصباح يزدي , مجله حكومت اسلامي , شماره اول ,
ص 81
11 ـ حجرات 10,
12 ـ انبيا 92 و مومنون 52
13 ـ بقره , 143
14 ـ بحارالانوار , ج 28 , ص 104
15 ـ همان , ج 27 , ص 67
16 ـ صحيفه امام , ج 1 ص 336
17 ـ ولايت فقيه , ص 42
18 ـ جواهر الكلام , ج 38 , ص 181
19 ـ در اين زمينه رجوع كنيد به ولايت فقيه امام .
20 ـ صحيفه امام , ج 5 , ص 240
21 ـ همان , ج 20 , ص 345
22 ـ همان , ج 21 , ص 91
جامعه اسلامي از افرادي به وجود مي آيد كه با
اختيار و انتخاب خود , اسلام را پذيرفته , و ملتزم به
قوانين آن باشند و سرزميني كه چنين مجموعه اي
در آن زندگي مي كنند كشور اسلامي است لذا عامل
اصلي در وحدت امت اسلامي , وحدت در عقيده
است
امام خميني :
از جانب من و همه ملت ايران به همه مسلمانان
اطمينان بدهيد كه جمهوري اسلامي ايران پشتيبان
شما و حامي مبارزات و برنامه هاي اسلامي شما
است و در هر سنگري عليه متجاوزان در كنار شما
ايستاده است
در مناطق اسلام , تمام مسلمانان در هر كجا كه
باشند با هر نژاد , خون و زبان در چارچوب مسئوليت
مشترك و متقابل قرار مي گيرند و هيچ چيز حتي نوع
حكومتها نمي تواند مسلمانان را از شمول دايره امت
اسلام بيرون ببرد

|