
محمود لطيفي
اين قلم و بسياري چون بنده ناتوان تر از آن است كه
توانايي ترسيم جامعي از سيره عملي حضرت امام در دفاع از
مكتب اسلام و ارزشهاي اسلامي آن را داشته باشد. وضع
امروز افغانستان و عراق و فلسطين و حتي روسيه و آسياي
ميانه دليل روشني بر اين ادعاست كه پيروزي انقلاب اسلامي
ايران در بيست و پنج سال پيش و تداوم آن تا به امروز
معجزه اي بزرگ بود كه دست روح اللهي حضرت امام و روش و
رفتار او در مقابله با استكبار فرعوني حاكم بر جهان آفريد.
فروغ هايي از سيره دفاعي حضرت امام را مي توان در اصول زير
برشمرد.
1 ـ تاكيد بر استقلال اسلام در سياست دفاعي خود ,
حضرت امام مصمم بود تا بدون ذره اي ترديد و شك نظام
دفاعي مبتني بر عدالت را كه برگرفته از نظام جامع سياسي
اسلام و هماهنگ با مباني اعتقادي و اخلاقي اسلام است موبمو
اجرا نمايد. او معتقد بود آنچه بايد در صلاحيت و صحت خود
ترديد نموده و به اصلاح و احيا خود بپردازد نه مباني و اصول
وحياني دين كه روابط كفر و شرك و ظلم حاكم برجهان است .
حضرت امام در پاسخ به خبرنگار گستاخ هفته نامه تايم كه
از او پرسيد : شما زندگي منزوي داشته و از اقتصاد جديد و
حقوق و روابط بين المللي اطلاعي نداريد و... فرمود :
« ما معادله جهاني و معيارهاي اجتماعي و سياسي اي كه تا
بحال به واسطه آن تمام مسائل جان سنجيده مي شده است را
شكسته ايم . ما خود چارچوب جديدي ساخته ايم كه در آن
عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفته ايم . از هر عادلي
دفاع مي كنيم و بر هر ظالمي مي تازيم . حال شما اسمش را هر
چه مي خواهيد بگذاريد. ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت ...
آري با ضوابط شما من هيچ نمي دانم و بهتر است كه ندانم » (1 )
بواقع حضرت امام در پي گذاشتن سنگ بناي جديدي در
روابط و حقوق بين الملل بود و اگر سياست مداران ما به اين
واقعيت و حقيقت در سياست خارجي و بين الملل اسلامي
رسيده بودند كه ما :
« در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه
جهانخواران بوده و هستيم . حال اگر نوكران آمريكا نام اين
سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ
مي گذارند. از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم . ما در صدد
خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم , سرمايه داري و
كمونيزم در جهان هستيم . ما تصميم گرفته ايم , به لطف و
عنايت خداوند بزرگ نظامهايي را كه بر اين سه پايه استوار
گرديده اند نابود كنيم , و نظام اسلام رسول الله صلي الله عليه و
اله و سلم را در جهان استكبار ترويج نمائيم . » (2 )
و به ملاك ها و شاخص هاي جعلي استعمارگران دلي
نمي بستيم , طرح نظم نوين و دهكده با ثبات ! جهاني در جهت
حفظ منافع مستكبران و با شعار دروغين صلح و مردم سالاري
و دمكراسي و حقوق بشر , رنگ مي باخت و امروزه مدعيان
منافق بشر دوستي و مردم سالاري بدترين نوع جنايت را در
تاريخ بشر مرتكب نمي شدند و نام آن را تمرين دمكراسي و
آزادي نمي گذاشتند. ماجراي دردناك فلسطين و افغانستان و
بويژه عراق نمونه هاي زنده اين نفاق شرم آور است .
2 ـ انديشه دفاعي حضرت امام منحصر به شيوه هاي دفاع
نظامي و يا در مقياس هاي ملي نيست , زيرا دشمن مهاجم ـ
بويژه در تاريخ معاصر ـ تنها به محدوده مرزهاي جغرافيايي
اكتفا نمي كند , او تلاش مي كند در هر نقطه از جهان سياست و
فرهنگ و اقتصاد و حتي تاريخ اسلام را مورد تعرض قرار دهد.
او سالهاست اين معنا را دريافته است كه در ميدان تهاجم
نظامي شكست خورده است , فشار سياسي , اقتصادي , تحريم
تكنولوژي و از همه خطرناك تر هجوم به ارزشهاي اعتقادي و
فكري ابزارها و گسترده هايي است كه دشمن از بكارگيري آنها
غفلت نكرده و نمي كند. به راستي :
« دشمنان , و جهانخواران تاكي و تا كجا ما را تحمل
مي كنند تا چه مرزي استقلال و آزادي , را قبول دارند به يقين
آنان مرزي جز عدول از همه هويتها و ارزشهاي معنوي و
الهي مان نمي شناسند . » (3 )
براي حضرت امام دفاع از منافع جهان اسلام و عظمت و
اقتدار آن اصل بود و عزت و اقتدار , تماميت ارضي
جمهوري اسلامي ايران را نيز از آن منظر ملاحظه مي كرد و
محصور كردن حركت هاي دفاعي و نهضت هاي اسلامي در
مرزهاي قومي و ملي را سياستي استعماري براي كنترل و
سيطره و نهايتا دفن اين نهضتها ارزيابي مي نمود و همين
موضوع نقطه افتراق انديشه هاي دفاعي ملي گرايان كشورهاي
اسلامي با روش و انديشه حضرت امام بود. آنان تحت تاثير
آموزه هاي استعماري منافع ملي را اصل قرار مي دادند و از آن
منظر به ساير منافع مي نگريستند و حضرت امام منافع عربي ,
ايران , فلسطين و... را تابعي از منافع جهان اسلام مي دانست .
حضرت امام در رد ملي گرايي عربي كه تلاش مي نمود موضوع
فلسطين را قضيه اي عربي بداند و رژيم صهيونيستي را از
رويارويي با يك ميليارد مسلمان به دور نگه دارد مي فرمود :
اگر دولتهاي اسلامي به خود بيايند و گرايش كنند به اسلام
و از عروبت برگردند به اسلاميت و از تركيت برگردند به
اسلاميت , حل مي شود مسائل ... , تا به اسلام برنگرديم , اسلام
رسول الله صلي الله عليه و اله , تا به اسلام رسول اله برنگرديم ,
مشكلاتمان سر جاي خودش هست . نه مي توانيم قضيه
فلسطين را حل كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را . » (4 )
3 ـ در فرهنگ اسلامي اساس زندگي اجتماعي بر صلح و
سلم است , اما اين اصل اساسي بمعناي تسامح و مدارا و
ملاطفت با متعديان و متجاوزان نيست , از ويژگيهاي بارز سيره
دفاعي حضرت امام سياست تهاجمي ايشان در دفاع از فرهنگ
اسلامي بود. او هيچگاه منتظر نمي ماند تا دشمن متجاوز
ابتكارعمل را به دست بگيرد. حضرت امام در سياست هاي
دفاعي خود آنچنان چابك و زمان شناس بود كه فرصت تفكر و
انديشه را از دشمن سلب مي كرد. پيام برائت حضرت امام پر
است از موضعگيري هاي تهاجمي . او باور نموده بود كه طبيعت
ستمگر مانند سگ درنده است , اگر در مقابل سگ درنده
بايستي و دست بلند كني كه جا مي خورد و اگر به او تهاجم كني
پا به فرار مي گذارد ولي اگر جاخالي كني و خود را ببازي , او
هجوم مي كند . (5 ) و اين سخن وجه او را فراموش نمي كنيم كه
فرمود :
« من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر
جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند , ما در مقابل
همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي آنان از پاي
نخواهيم نشست . (6 )
و اي كاش بعضي از سياستمداران منفعل و خودباخته ,
ماهي يك بار و يا حداقل سالي يك بار پيام استقامت حضرت
امام را براي بيداري از انفعال مي خواندند و مي انديشيدند.
4 ـ حضرت امام در تمامي ابعاد زندگي خود و از جمله در
سيره دفاعي خود تنها به نام خدا و براي خدا و با توكل به خدا
اقدام مي نمود و در اثر كمال اخلاصي كه داشت گويا جز خدا
هيچ نمي شناخت و نمي ديد و به ديگران توصيه
مي كرد :
« قيام براي خداست كه خاتم النيين صلي الله علي و اله را
يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بتها را از
خانه خدا برانداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را
گذاشت . » (7 )
و مي فرمود : البته دفاع بر هر مسلمي , بر هر انساني دفاع
واجب است و ما به حسب امر خدا دفاع كرديم از خودمان و
دفاع از اسلام , نه دفاع از كشور و خودمان فقط . (8 )
در نگرش امام خميني وقتي انسان توكل به خداوند داشته
باشد و در مشكلات به او اعتماد كند ياس و نااميدي او را فرا
مي گيرد و چون پيروزي ها را از خداوند مي داند , گرفتار عجب
و غرور نمي شود و نيز :
من از اول كه ديدم يك همچو وحدتي پيدا شده است ...
من اميدوار شدم و لهذا هيچ وقت سستي در كارم نبوده براي
اينكه من اميد داشتم كه خدا اين كار را انجام مي دهد . » (9 )
5 ـ حضرت امام دفاع خود و يارانش را در تمامي ابعاد آن
دفاع از حق در برابر باطل مي دانست و مبارزه حق و باطل در
آموزه هاي ديني مبارزه اي پايان ناپذير و تكليفي هميشگي است .
وقتي نيكسون سياستمدار كهنه كار آمريكايي مي گويد : براي
دوستان , تهديدات ايران انقلابي بسيار خطرناك تر از خطر
شوروي است . لذا ما بايد آنان را مطمئن سازيم كه مساله ايران
مجددا تكرار نخواهد شد . (10 ) و مبارزه را فراتر از يك ملت و
يك كشور مي شمرد. چرا ما خود را در بند اهدافي محدود و
محصور سازيم .
« نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه
بگوئيم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و يا
شهرهاي ديگر آزاد شد. تمامي اينها خيالات باطل
ملي گراهاست , ما هدفمان بالاتر از آن است ملي گراها تصور
نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين المللي اسلامي در
جهان فقر و گرسنگي است . ما مي گوييم تا شرك و كفر هست
مبارزه هست و تا مبارزه هست , ما هستيم , ما بر سر شهر و
مملكت با كسي دعوا نداريم , ما تصميم داريم پرچم « لا اله الا
الله » را بر قله رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم . (11 )
« جنگ امروز ما , جنگ با عراق و اسرائيل نيست , جنگ
مالله جنگ با ابرقدرتهاي شرق و غرب نيست , جنگ ما , جنگ
مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور , جنگ ما , جنگ اسلام
عليه تمامي نابرابري هاي دنياي سرمايه داري و كمونيسم . جنگ
ما جنگ پابرهنگي عليه خوشگذرانيهاي مرفهين و حاكمان بي
درد كشورهاي اسلامي است . اين جنگ سلاح نمي شناسد , اين
جنگ محصور در مرز و بوم نيست ... جنگ ما جنگ قداست ,
عزت و شرف و استقامت عليه نامردميهاست . (12 )
6 ـ حضرت امام اصرار بر اين داشتند تا در هدايتگري هاي
مسلمانان را از معامله گري و داد و ستد بازاري در رابطه با
واجبات ديني به عبوديت و بندگي و انجام تكليف بدون هيچ
چشم داشتي , سوق بدهند و براي خود ايشان هيچ امري
شيرين تر از انجام تكليف بندگي نبود و بارها بر اين نكته تاكيد
مي ورزيد كه :
« ما نبايد در ادا وظايف منتظر نتيجه قطعي باشيم . اگر در
محضر مقدس حق تعالي عامل به وظيفه معرفي شويم , همين
نتيجه است » (13 )
« ما يك تكليفي داريم , ادا مي كنيم , به شرط غلبه قيام
نمي كنيم , ما مي خواهيم يك تكليفي ادا بكنيم . اگر غالب شديم
كه نتيجه هم به دست آمده است ... (14 )
حضرت امام بر همين اساس گفته هاي ديگران را ارزيابي
مي كرد و مي فرمود :
« تكليف ما اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم
اسلام را. كشته بشويم تكليف را عمل كرده ايم , بكشيم هم
تكليف را عمل كرده ايم . (15 )
و در پيام به روحانيت بر اين نكته تاكيد مي فرمايد كه ما در
جنگ يك لحظه هم پشيمان نيستيم زيرا كه ما براي اداي
تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است , همه ما مامور به
اداي تكليف و وظيفه ايم نه مامور به نتيجه . (16 )
7 ـ توجه به اهداف كوتاه مدت در عين تاكيد بر مقاصد
عالي و نهايي سيره دفاعي حضرت امام را به نحوي جهت داده
بود كه نه خود احساس خستگي مي كرد و نه پيروانش به بن
بست مي رسيدند. حضرت امام علي رغم اينكه موقع شناسي
ماهر و زمان شناسي آگاه به زمان بود و لحظه اي فرصت را از
دست نمي داد , اما هيچگاه در دستيابي به نتايج عجله نمي كرد.
مبارزه اي پيگير و مداوم در عين رعايت تدريج و مراتب زماني
و مراحل اجرايي را مد نظر مي گرفت و رهبري مي كرد و بر
اساس آموزه هاي اعتقادي خود در پي زمينه سازي ظهور منجي
كل عجل اله فرجه الشريف گام بر مي داشت . حضرت امام در
پيام برائت مي فرمايد :
« ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را
در كشورهاي اسلامي مي شكنيم و با صدور انقلابمان كه در
حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي
صلي اله عليه و اله است به سيطره سلطه و ظلم جهانخواران
خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي مصلح
و كل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار
مي كنيم . » (17 )
8 ـ حضرت امام در سيره دفاعي خود امتياز ويژه اي در
زمينه اطلاع رساني و انتقال تجربيات داشت او اصرار داشت تا
هر موضوعي جزيي و كلي در رابطه با نهضت را هر چه سريع تر
به اطلاع مردم برساند و اين خود يكي عوامل همراهي مردم و
پيروي آنان از رهبري حضرت امام بود. « در گذشته در ميان
روحانيون رسم بر اين بود كه سر حد امكان از بازگو كردن
موضع گيري و مخالفتها با مقامات دولتي در ميان مردم
خودداري مي شد تا جايي كه گاهي مردم تصور مي كردند رابطه
روحانيون با اعضاي حكومت رابطه حسنه است . لكن حضرت
امام از آغاز نهضت در سال 41 در نشستي كه با علماي قم
داشتند پيشنهاد دادند كه بايد تلگرامهايي كه به دربار مي شود و
پيامهايي كه ميان علما و رژيم رد و بدل مي شود چاپ شود و
در اختيار مردم قرار گيرد. تا جايي كه حضرت امام روش خود
را به كلي تغيير داد و به جاي اينكه اعضاي حكومت را مورد
خطاب قرار دهد سخنان خود را بصورت پيام هايي به ملت به
گوش رژيم مي رسانيد(18 ) و در ضمن فرياد برائت مي فرمايد :
« ما به تمام جهان تجربه هايمان را صادر مي كنيم و نتيجه
مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچك ترين چشمداشتي , به
مبارزان راه حق انتقال مي دهيم و مسلما محصول صدور اين
تجربه ها جز شكوفه هايي پيروزي و استقلال و پياده شدن
احكام اسلام براي ملتهاي دربند نيست » (19 )
9 ـ تحقير رواني دشمن يكي ديگر از فرازهاي برجسته در
سيره دفاعي حضرت امام بود. او باور كرده بود كه : « الفره لله و
رسوله و للمومنين » و به همين جهت هنرمندانه ترين و
شكننده ترين شيوه هاي تحقير را نسبت به كفرجهاني به كار
مي گرفت . هيچگاه شيريني برخورد حضرت امام با فرستاده
گورباچف از ذائقه ملت انقلابي ما پاك نمي شود و مخصوصا
پيامي كه در رد ملاقات با نماينده كارتر صادر نمود و باعث شد
تا هواپيماي او در آسمان تركيه دنده عقب ! بزند و برگردد :
« از قرار اطلاع , نمايندگان ويژه كارتر. در راه ايران هستند
و تصميم دارند به قم آمده و با اين جانب ملاقات نمايند لهذا
لازم مي دانم متذكر شوم : دولت آمريكا كه با نگهداري شاه
اعلام مخالفت آشكار با ايران نموده است ... لذا ملاقات با من
به هيچ وجه براي نمايندگان ويژه ممكن نيست و علاوه بر اين :
1 ـ اعضاي شوراي انقلاب اسلامي به هيچ وجه نبايد با
آنان ملاقات نمايند.
2 ـ هيچ يك از مقامات مسئول , حق ملاقات با آنان را
ندارند . (20 )
10 ـ جرات خطر كردن يكي از عوامل موفقيت حضرت
امام در سيره دفاعي خود بود. وضعيتي كه در كردستان پيش
آمده بود و ضد انقلاب براي تصرف پاوه و حتي سنندج لحظه
شماري مي نمود و در پشت صحنه نيز صهيونيسم تجاوزگر
منتظر پياده نمودن نيرو در آن منطقه بود و ارتش نيز به تازگي
فرمانده خود قره باغي را از دست داده بود و با همه اين احوال
شهيد بزرگوار انقلاب اسلامي دكتر چمران در مصاحبه خود
مي گويد : پيام امام معجزه اي بود كه سامريان و فرعونيان را در
هم شكست .
حضرت امام در رابطه با ورود ناوهاي آمريكايي به منطقه
خليج فارس براي حمايت از شيوخ منطقه و در واقع براي
حمايت از صدام مي فرمايد : اگر من بودم , با ورود اولين ناو
آمريكايي به خليج فارس آن را هدف قرار مي دادم . (21 ) و باز در
اين زمينه خوب است مروري بر دو پيام برائت و استقامت
داشته باشيم .
« من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران
با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر
جهان سرمايه گذاري مي كند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان
جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت
نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و
فريب را نگيرد . » (22 )
11 ـ حضرت امام در سياست دفاعي خود اصل را بر
دشمني با كفر اسلام قرار داده بود و به ديگران نيز متذكر مي شد
كه :
« ملتهاي مسمان بايد اصل را بر دشمني و فريب ابرقدرتها
با خود بگذارند مگر اينكه خلاف عيني و عملي آن را مشاهده و
لمس و باور نمايند. ما به حبل ولايت خدا و پيامبر و ائمه
معصومين عليهم السلام چنگ زده ايم و جدا بايد از هر آنچه
غير رضايت آنان است متنفر و بيگانه باشيم و از اين بيگانگي
هم بر خود فخر و مباهات كنيم . (23 )
و در پيامي در آستانه سالگرد بسيج در خطاب به مردم
مي فرمايد :
« من مجددا به همه ملت بزرگوار ايران و مسئولين عرض
مي كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترين ساده انديشي اين
است كه تصور كنيم جهانخواران خصوصا امريكا و شوروي از
ما و اسلام عزيز دست برداشته اند , لحظه اي نبايد از كيد
دشمنان غافل بمانيم . در نهاد و سرشت آمريكا و شوروي كينه
و دشمني با اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و اله و سلم موج
مي زند . (24 )
12 ـ احساس خستگي ننمودن در پاي تا آخرين لحظه گل
شادابي و نشاط را در همه نيروهاي عاشق و شيفته او بر چهره
مي نشاند و در اين زمينه نيز به فرازهاي بسياري مي توان
استشهاد نمود براي پايان دادن به اين نوشته يك خاطره را به
ياد مي آورم . خواهري طي يك نامه پرسشهايي را از امام
مي پرسد و درخواست كه پاسخها عميق و كامل باشد يكي از
سئوالها اين است : آيا در زندگي احساس خستگي كرده ايد اگر
كرده ايد چه موقع و پاسخ حضرت امام يك كلمه است : يادم
نيست !
1 ـ صحيفه امام ج 11 : .160
2 ـ صحيفه امام ج 21 : .81
3 ـ صحيفه امام ج 21 : .90
4 ـ صحيفه امام ج 13 : 88
5 ـ رك در سايه آفتاب , رحيميان , ص 89
6 ـ صحيفه امام ج 20 : .325
7 ـ صحيفه امام ج 1 : .21
8 ـ صحيفه امام ج 12 : .341
9 ـ امام به روايت امام : .21
10 ـ روزنامه اطلاعات , شماره : 18457 به نقل از كتاب 1999
پيروزي بدون جنگ .
11 ـ صحيفه امام : ج 21 .88
12 ـ صحيفه امام : ج 21 : .68
13 ـ صحيفه نور ج 1 : .88
14 ـ صحيفه امام ج 13 : 138
15 ـ صحيفه امام ج 13 : .251
16 ـ صحيفه امام ج 21 : .284
17 ـ صحيفه امام ج 20 : .345
18 ـ برداشتهايي از سيره امام خميني , غلامعلي رجايي , ج 1 :
.124
19 ـ صحيفه امام ج 20 : 325
20 ـ صحيفه نور ج 10 : .158
21 ـ برداشتهايي از سيره امام خميني , ج 2 : .306
22 ـ صحيفه امام ج 21 : 91
23 ـ صحيفه امام ج 21 : 121
24 ـ صحيفه امام ج 21 : 195
حضرت امام در تمامي ابعاد زندگي خود و از
جمله در سيره دفاعي خود تنها به نام خدا و براي
خدا و با توكل به خدا اقدام مي نمود و در اثر كمال
اخلاصي كه داشت گويا جز خدا هيچ نمي شناخت و
نمي ديد
امام خميني : تكليف ما اين است كه از اسلام
صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را. كشته بشويم
تكليف را عمل كرده ايم , بكشيم هم تكليف را عمل
كرده ايم
امام خميني : ملتهاي مسلمان بايد اصل را بر
دشمني و فريب ابرقدرتها با خود بگذارند مگر اينكه
خلاف عيني و عملي آن را مشاهده و لمس و باور
نمايند
امام خميني : ما در صدد گسترش نفوذ اسلام در
جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم
حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را
توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ
مي گذارند , از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم .
ما در صدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم ,
سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم

|