حسين صنعت پور اميري
ايمان , ستون فقرات زندگي است .
قبرستان , دست انداز عبرت در جاده زندگي است .
بي برنامگي و بي نظمي , موريانه ايست كه پايه هاي زندگي را
سست مي كند.
قيامت , روز توزيع كارنامه انسان است .
غفلت , شاهراه جهنم است .
وقتي اجل رسيد , عمر انسان به هيچ قيمتي تمديد
نمي شود.
گرانترين معامله زندگي , ارزان از دست دادن عمر است .
نماز , شاهراه ورود به بهشت است .
قرص غفلت , از سمي ترين قرصهاي خواب آور است كه اگر
انسان به آن معتاد شود , از بين مي رود.
بايد به خيلي ها جهت از دست دادن زمان و فرصت , تسليت
گفت .

|
واپسگرايي دراكولا
|
در برهه اي از تاريخ , جناياتي انجام مي شود كه تحت هيچ
شرايطي براي ذهن قابل درك نيست , زيرا آنقدر عميق و
وحشتناك است كه حداقل ذهن هاي انساني , اجازه فكر كردن
به آن را ندارند , زيرا فكر كردن يك ذهن فرشته به ابعاد پيچيده
جنايت منجر به مرگ انسان نيك سرشت مي گردد. در اين راستا
حضرت علي (ع ) فرمود : « اگر گوشواره اي از گوش زني كشيده
شود و مردي از اين غصه بميرد , سزاوار سرزنش نيست . » با اين
اوصاف اين سئوال مطرح است , به راستي چرا سران دولتها
اقدام به اين جنايات تكان دهنده مي كنند و كك شان هم
نمي گزد !
جواب اينست كه آنها انسان نيستند , زيرا هيچ انساني
تحت هيچ شرايطي حق شكنجه و آزار انساني ديگر را ندارد.
اما اينكه در چه زمان فاتحه انسانيت خوانده شد , بايد به سراغ
پيشينه مردم اروپا رفت كه متاسفانه امروزه بكلي فراموش شده
است .
در اين راستا دراكولا يكي از پايه گذاران جنايت هاي باور
نكردني است . دانشمندان عقيده دارند انسان ها در جوامع
مختلف , تحت تاثير فرهنگ هاي گوناگون , رفتارهاي متفاوتي از
خود بروز مي دهند و اين يك رويكرد علمي رواني است واضح
است كه رفتار هر نسل , متاثر از نسل قبلي است كه با گذر زمان
ابعاد متفاوتي مي يابد و با شيوه هاي بعضا مدرن , نوع آن تغيير
مي كند , اما در هر حال تفاوت چنداني در ماهيت رفتارها
بوجود نمي آيد , زيرا ريشه اينگونه رفتارها , همواره از يك
آبشخور تغذيه مي كند. البته موقعيت اين عملكردها متفاوت
است . به عنوان مثال هيچ اقدامي در حد قتل نفس مذموم و
كريه نيست زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد : « هر كس يك نفر را
بكشد گويي همه انسان ها را به قتل رسانده است . » زيرا قتل ,
نوعي رفتار پليد و شيطاني است , و كل افراد بشر را به خطر
مي اندازد , اما آنچه در مقوله كشتن نفس قابل كنكاش است ,
نقش مجرم اصلي است !
همه آگاهند در پس پرده تمام جنايات بشر , شيطان ايفاگر
نقش اصلي است , اما از ياد نبريم كه شخص مجرم نيز
هم سويي فكري با شيطان داشته كه به راحتي اقدام به كشتن و
جنايت كرده است . چرا دنياي غرب سرشار از جرم هاي
فيزيكي و رواني است انسان در جامعه غرب به نوعي عروسك
فاقد روح و احساس تبديل شده است , موجودي كه همواره با
سرانگشتان شيطان , عروسك وار تن به بازي هاي خطرناك
مي سپارد و رفتارهاي جنايتكارانه را متحول مي كند!
البته اين شيوه هاي رفتاري گاهي فردي و زماني جمعي و
سازمان يافته طراحي شده است . در اين ميان , عملكرد
« دراكولا » از همه قابل توجه تر است .
او سمبل گرايش هاي منحرف و كژ خويي هاي جامعه غرب
است . موجودي بي اختيار كه ذائقه انساني خود را از دست داده
و شيفته زندگي لجام گسيخته و نابسامان است . در حقيقت
دراكولا , به نوعي نماد كلي جامعه غرب است كه نيمه انساني
خود را از دست داده و با نيمه حيواني زيست مي كند و از آنجا
كه خود را حاكم جهان مي داند , بالاجبار دو سونگر است . از
يك سو در سايه تبليغات زيبا و فريبنده انساني , افسونگري
مدرن است و از سويي زير نقاب دفاع از حق بشر جنايتكاري
حق به جانب !
اما شكنجه ! طبق نظر روانشناسان , شكنجه گرها دچار يك
بيماري خطرناك به نام « ساديسم » هستند. بطور مثال بسيار
ديده شده يك شكنجه گر از روي نياز حتي اقدام به شكنجه
عزيزترين افراد خود كرده است زيرا اساس شكنجه او بر لذت
نفس بيمار او قرار دارد و لذا اگر شكنجه گري از آزار دادن طعمه
خود لذت نبرد , از نظر اهل فن قابل اطمينان نخواهد بود. به
همين دليل شكنجه گرها در زمان عمليات بر پيكر بي دفاع طعمه
دست و پا بسته خود عربده مستانه سر مي دهند اما در عين حال
سيستماتيك و خونسرد رفتار مي كنند زيرا از كودكي با تفكر
دراكولايي تربيت شده اند. رسيدن به اوج جنايت آنان را شارژ
مي كند.
دراكولا كيست
ماجراي هراسناك « دراكولا » معروف به خون آشام , اولين
بار به قلم « برام استوكر » نويسنده ايرلندي نوشته شده و در
سال 1931 فيلم آن در سينما به نمايش درآمد . اولين نقش
دراكولا را هنرپيشه مجارستاني « بلالوگوس » ايفا كرد. اين مرد
بي نوا چنان خود را در قالب نقش دراكولا فرو برد كه در
سال هاي آخر عمر عقل از سرش پريد و در خانه اي متروك و
وحشتناك درون يك تابوت به سراي باقي شتافت .
اما دراكولاي واقعي بسيار فراتر از افسانه استوكر بود. او
پادشاهي بود كه در قرن 15 ميلادي در « والاشي » حاكم بود .
قلمرو حكومت اين آدمكش سفاك در سفلاي دانوب در
محدوده كشور روماني و مجارستان قرار داشت . اين شاه
اروپايي به درجه اي از سفاكي رسيد كه به او لقب « وامپير » يا
خون آشام دادند , در پيشينه دراكولا جنايات و فجايع
وحشتناكي ثبت شده است . در تاريخ آمده : دراكولا از زجر و
شكنجه مسلمانان لذت مي برد. او كه به بيماري خوفناك
« ساديسم » دچار بود , اسيران را به طريقي ديوانه وار زجر و
شكنجه ميكرد , شيوه او در شكنجه , شيوه اي خاص بوده
است ...
طبق اسناد موجود دراكولا مثل شكنجه گران امروزي ,
روشي اعمال مي كرده است كه قرباني بيشتر زجر بكشد و ديرتر
بميرد. از معروفترين جنايات او , قتل عام شهر « برازف » است .
اين جنايت در آوريل 1459 انجام شد و طي آن دراكولا ,
دستور داد تمام مردم شهر را در ميداني جمع كرده و به
سيخ هاي آهني بكشند , عملي كه امروزه در زندان هاي غرب
انجام مي دهند.
او در كنار قربانيان خود با خونسردي به غذا خوردن
مشغول مي شد و بعد از هر لقمه اي كه مي بلعيد , دستور ميداد
اسيري را كنار ميز غذايش شكنجه كنند تا او لذت
ببرد!
جنايات ددمنشانه دراكولا ادامه يافت تا اينكه در سال
1462 محمد فاتح , خود فرماندهي لشكري عظيم را به عهده
گرفت و تا شهر « تارگو ويسته » دراكولا را دنبال كرد و اين جلاد
وحشي را به دام انداخت . در تاريخ آمده است محمد فاتح پس
از ديدن پيكرهاي شكنجه شده مردم شهر به دست دراكولا
بيهوش شد!
از نظر علم روانشناسي , دراكولا منحرفي بيمار , با افكاري
شيطاني بوده است كه امروزه فرزندان جنايتكار او راهش را
تداوم مي بخشند و كارخانه هاي پديد آورنده ابزار شكنجه ,
بردستان خونين دراكولا , قدرتي مضاعف بخشيده
است .
سردمداران قبيله دراكولا , انتقام خداوند را از ياد برده اند
و در برابر حديث انساني , نيشخند شيطاني مي زنند. با اين
اوصاف براي پاكسازي از اين وحشت جهاني چه بايد كرد
براستي در جامعه اي كه به نام علم , نمايشگاه جهان كالبدها
مي گذراند آيا وحشت از زندگي انسان ها كم خواهد شد ! آيا
مي توان ادعا كرد اشخاصي كه از ديدن چشمان از حدقه
درآمده زني و يا پوست كنده شده مرد جواني لذت مي برند ,
داراي عواطف انساني اند
قبول كنيد كه فرهنگ غرب مردم را به سوي بيماري
ماليخوليا سوق مي دهد و سعي در گسترش فرهنگ وحشت به
تمام جهان را دارد.
و تفكر ساديسمي باقي مانده از دراكولا , موقعيت خون
آشامان امروز را محكم مي كند. با اين وجود دراكولاهاي معاصر
بدانند ماسك هاي چهره هايشان كمك چنداني به آنها نخواهد
كرد زيرا در طبيعت , نيروهايي وجود دارند كه همواره به دنبال
چنگ زدن بر ماسك هاي دروغين اند همان نيروهايي كه قوم
قدرتمند , ثمود را درون دژهاي محكم خود تبديل به علف
پودر شده آغل گوسفندان كرد.
با اين وجود از ياد نبريم كه قرباني هاي دراكولا , مردم
جوامع منفعل و خود باخته اند , هر چه قرباني ضعيف تر نشان
بدهد , خون آشام , هارتر و جلادتر خواهد شد. نكته ديگر اينكه
دراكولا , متناسب با موقعيتهاي بوجود آمده , اقدام به
ترفندهاي پيچيده مي كند و نمايش هايش متنوع و غير قابل
پيش بيني است , اما با اين وجود طي سالها بر همه ثابت شده
است او همواره با طرح شعارهاي جديد , دروغ هاي گذشته را
از ذهن افكار عمومي پاك مي كند اما آنچه كه اين روزها همه را
دچار حيرت كرد. واپس گرايي عملكرد دراكولا است , او كه
همواره شعار نوگرايي مي داد طي اقدامي يك آمريكايي را سر
بريد. اين واپسگرايي نشان از به تنگنا افتادن خون آشامان دارد
و از اين رو بايد پرندگان آسماني بيش از پيش پرواز بسوي
مبدا نور را بياموزند و مطمئن باشند جهان بر پايه نيروي
مطلق خداوند استوار شده و در نهايت , همگي در پيشگاه اراده
خداوند سر تعظيم فرود خواهند آورد. و بزودي خداوند
دروازه اسفل السافلين را به روي دراكولاهاي تاريخ خواهد
گشود.
زهرا خراساني

|
امان از تفرقه !
|
چرا امروز واژه هايي چون « يقين » و « وحدت » موهوم شده اند و
حرف همديگر را نمي فهميم و دست بيگانه را بهتر و محكمتر
مي فشاريم !
چرا امروز آنقدر در زير بار ذلت خميده ايم كه حيواني ترين
شكنجه ها را به روي ما مي آزمايند و شرمسارانه نظاره گريم
براي فردايمان چه انديشيده ايم آيا تاريخ از جمعيت
ميلياردي مان , لوحي رنگين از خروش غرور آفرين مان در خويش ثبت
خواهد كرد يا در يكي از منزلگاههاي آن , نفسمان مي برد و مي مانيم و در
تاريخ گم مي شويم
آيا با تاريخ تا آخرين منزلگاه هستي كه « نجعلهم ائمه و نجعلم
الوارثين » است مي مانيم و سرفراز در « اذا وقعت الواقعه » و يا به حكم
« لايغير بقوم حتي يغيروا بانفسهم » تمام غرور و شرف و هويتمان را به
خونخواران خواهيم باخت !
آري اي مسلمان ! من و تو امت خاتمميم و امروز حجتها را ما بايد
به ساير ملتها بقبولانيم نه اينكه آنها , راه و تكليف و هدف مان را به
غارت ببرند. امروز مرهم زخمهاي سينه هامان همان لااله الا الله است
اگر با هم و به قوت ندا دردهيم .
امروز آنچه كه حلقوم مظلومين عراق و فلسطين و... را از چنگال
اهريمن ها رها مي كند , « واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا » است .
امروز خيلي از بلاها را به دست خويش بر سرمان مي آورند و تاوان
نكرده هاي ديروزمان را , امروز مي پردازيم . پس تا امروزمان بدتر از
ديروزمان نشده , به خود بياييم كه اگر چنين كنيم تا وادي « وارثين » ,
راهها هموار است .
جهان تاريك است , اما روشني بخش آن هست و گرنه نعوذ بالله از
غفلت و تفرقه , كه بدعقوبتي خواهد داشت .
ع ـ ا

|
قم و حضرت معصومه (س ) در اخبار
آسماني
|
در عصر زندگي نبي اكرم (ص ) خبرهاي آسماني , كه به
« خبرهاي غيبي » هم ياد شده , بسيار حائز اهميت بود. اين
اخبار توسط فرشته وحي به پيامبر اكرم (ص ) مي رسيد و آن
حضرت نيز در پاره اي موارد , مردم را با خبر مي ساخت . و جود
اخبار آسماني يكي از ويژگيهاي عصر نبوت است .
در اعتقاد شيعه , پس از وجود پيامبر (ص ) اهل بيت او كه
در « زيارت جامعه » چنين ياد شده اند : « السلام عليكم يا اهل
بيت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائكه و مهبط
الوحي ... » (1 ) آگاه به علم غيب هستند , آنان نيز گاهي اخبار
غيبي را براي مردم بازگو نموده اند , از جمله پيشگويي ها ,
موقعيت قم و تشريف فرمايي حضرت معصومه (س ) به اين
سرزمين مقدس است . يك روز گروهي از اهل ري خدمت امام
صادق (ع ) مي رسند , يكي از سخنان آسماني و ارزشمند امام
(ع ) اين بشارت است كه « ان لله حرما و هو مكه و ان لرسول
حرما و هوالمدينه و ان لاميرالمومنين حرما و هوالمدينه و
ان لاميرالمومنين حرما و هوالكوفه و ان لنا حرما و هو قم و
ستدفن فيها امراه من اولادي تسمي فاطمه , من زارها وجبت
له الجنته » (2 ) بدرستي كه براي خداوند حرمي است و آن مكه
است و حقيقتا براي رسول او حرمي است و آن , مدينه است و
به تحقيق براي اميرمومنان حرمي است و آن , كوفه است و
براي ما(اهل بيت ) حرمي است و آن , قم است و به زودي
بانويي از فرزندانم در آنجا دفن مي شود كه نامش فاطمه است ,
پس هركس زيارتش نمايد , بهشت برايش واجب مي شود. اين
وجود پاكيزه كه جد بزرگوارش پاداش زيارت او را , « بهشت »
اعلام نموده , در ذي قعده , 173 هجري در مدينه منوره به دنيا
آمد . (3 ) وي در دوران عمر با بركت خود از محضر پدر بزرگوار
و برادرش امام رضا(ع ) و نيز مادر بزرگوارش , نجمه خاتون ,
كسب كمالات نمود. در عصر امامت حضرت رضا(ع ) كه ايشان
به اجبار ولايتعهدي ماموران را پذيرفت و راهي سرزمين ايران
شد , حضرت معصومه سلام الله عليها براي ديدار برادر و در
جهت غبار زدايي از چهره امامت ـ كه به واسطه عدم درك
صحيح از مقام امام صورت گرفته بودـ همراه جمعي از محارم
خود , راهي سرزمين ايران شد. كاروان حضرت معصومه (س )
در نزديكي ساوه مورد هجوم اشراري كه توسط حكومت ,
مامور شده بودند , واقع شد. در اين هجوم , جمعي از همراهان
حضرت به شهادت رسيدند. به نظر مي رسد در اين اثنا , شايعه
شهادت امام رضا عليه السلام در زماني كه ايشان زنده بودند ,
براي كاروان بسيار شكننده بوده است . در اين احوال كه
حضرت معصومه عليهاالسلام همراهان خود را از دست داده ـ
بنابر نقلي او را مسموم نموده اندـ و اميدي براي رفته به مرو
نداشت , سراغ « قم » را مي گيرد. ايشان پس از ورود به قم ـ در
ربيع الاول سال 201 هجري ـ به مدت هفده روز در اين
سرزمين به نيايش با پروردگار و مدارا با بيماري خود
مي گذراند , اما سرانجام در دهم يا دوازدهم ربيع الثاني وفات
مي نمايد.
تربت قم , قبله عشق و وفاست
شهر علم , شهر ايمان و صفاست
مرقد « معصومه » چشم شهر ما
مهر او جانهاي ما را كهربا
دختري از اهل بيت آفتاب
وارث در حيا , گنج حجاب
در حريمش مرغ دل پر مي زند
هر گرفتار آمده , در مي زند(4 )
پاورقي :
1 ـ مفاتيح الجنان , زيارت جامعه كبيره
2 ـ بحارالانوار , ج 60 , ص 213
3 ـ فروغي از كوثر , ص 32
4 ـ شعر از حجه الاسلام جواد محدثي

| | | |