بسم الله الرحمن الرحيم
زلزله بار ديگر بخش هائي از ايران را لرزاند و همه يكبار ديگر
در معرض امتحان الهي قرار گرفتند. مصيبت ديدگان باصبر و پناه
بردن به رحمت الهي مي توانند از اين امتحان سربلند خارج
شوند و مسئولان و ساير مردم نيز با همدلي و همراهي و انجام
وظايفي كه در قبال مردم دارند اين آزمايش را با موفقيت پشت
سر بگذارند.
هرچند درباره ابعاد اين زلزله مطالب زيادي از رسانه ها
منتشر نشد و مسئولان مربوطه هنوز جمع بندي كاملي از آن ارائه
نداده اند , اما وسعت كانون زلزله (بلده نور تا رودبار الموت ) و
خسارات زيادي كه در جاده چالوس به جان و مال و منازل و
وسائل نقليه مردم وارد آمد و جان باختگان و مال باختگان و
مجروحين كلاردشت و الموت , تا حدودي عظمت حادثه را
نشان ميدهند. در مورد تلفات جاده چالوس البته به دليل آنكه
تعدادي از اتومبيل ها به قعر دره ها افتاده اند هنوز آمار دقيقي
دردست نيست و گذشت زمان ميتواند اين آمار را تكميل
كند.
واقعيت اينست كه مردم حادثه ديده درعين حال كه صبور و
مقاومند و از بد اين حادثه به لطف و رحمت الهي پناه مي برند ,
به مهر و همراهي بندگان خدا نيز نيازمند هستند. مردم ايران
بحمدالله از اين ويژگي برخوردارند كه در وقت حادثه به كمك
هموطنان خود مي شتابند و حتي به ساير ملت ها نيز هرگاه
ضروري باشد ياري مي رسانند. انتظار بيشتر از مسئولان است كه
بايد اولا همواره در آمادگي كامل براي ياري رساندن به حادثه
ديدگان در چنين مواردي باشند و ثانيا به هنگام حادثه از سرعت
عمل لازم براي به فعليت درآوردن آمادگي هاي خود برخوردار
باشند.
اظهارات مسئولين ارگان ها و نهادهاي امدادي و پزشكي و
خدماتي همواره حكايت از آمادگي كامل آنها دارد , اما در مرحله
عمل تاخيرهائي مشاهده مي شود كه درست عمل كردن در مرحله
به فعليت رساندن اين آمادگي ها را زير سئوال مي برد. آنچه در بم
مشاهده شد , درعين حال كه جلوه اي از عظمت روح نوازشگر
مردم بود , كوتاهي هائي را نيز از ناحيه مسئولين به نمايش
ميگذاشت . شايد اين كوتاهي ها تا حدود زيادي غيرارادي باشد
ولي بهرحال از كمبود يك عنصر فعال كننده در مجموعه حكايت
دارد كه شايد بتوان نام آنرا « مديريت » گذاشت . در زلزله مناطق
شمالي كشور كه روز جمعه گذشته شاهد آن بوديم نيز همين
كمبود كاملا محسوس بوده و هنوز هم محسوس
است .
جالب است كه قدرت سخن گفتن , تبليغات , وعده دادن و
همه چيز را حل شده نشان دادن در مسئولين بخشهاي مختلف
امدادي و خدماتي بسيار زياد است . از همان لحظات اول حادثه ,
راديو , تلويزيون و ساير رسانه ها در اختيار حضرات قرار ميگيرد
و آنان در زمينه امدادساني آنچنان سخن ميگويند كه گوئي هيچ
مشكلي وجود ندارد و در همان لحظات اول بر سر همه
مصيبت ديدگان دست نوازش كشيده شده , همه نيازها برآورده
شده و همه زخم ها التيام يافته است ! اما هنگامي كه به صحنه
ميروي و با واقعيت ها از نزديك آشنا ميشوي به اين نتيجه
ميرسي كه ميان آنچه گفته ميشود و آنچه صورت ميگيرد فاصله
زيادي وجود دارد. بهيچوجه قصد ناديده گرفتن خدمات و
زحمات مسئولين را نداريم , سخن بر سر اينست كه مسئولين در
گفتار بسيار جلوتر از عمل حركت مي كنند و اين دوگانگي ,
تاثيرات منفي زيادي برجاي ميگذارد.
در اين ميان , رسانه ها بويژه راديو و تلويزيون , در عين حال
كه وظيفه مهمي در زمينه روحيه دادن به مصيبت ديدگان دارند ,
نبايد به ابزاري براي بزرگ نمائي كارهاي انجام شده يا انجام شده
جلوه دادن كارهاي انجام نشده تبديل شوند. عيبي ندارد كه
مسئولان هرچه ميخواهند بگويند و رسانه ها هم منتشر كنند ولي
گزارشگران نيز بايد عاملي براي روشن ساختن ميزان صحت
ادعاهاي مسئولان باشند. اين امر ميتواند راه را بر تبليغات
نادرست ببندد و زمينه رابراي انطباق گفتار و عمل مسئولان مهيا
سازد , چيزي كه جاي خالي آن بشدت احساس مي شود.

|