
محمود لطيفي
« ما مظلومين هميشه تاريخ , محرومان و پابرهنگانيم , ما غير از خدا
كسي را نداريم و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظلم
برنمي داريم » .
1 ـ از تمايلات بسيار نيرومند در سرشت انسان نيروي خشم و غضب
است . در كتابهاي روانشناسي و اخلاق اسلامي به جايگاه اين نيرو و
نقش آن در زندگي انسان و تعامل آن با ديگر تمايلات رواني انسان بسيار
سخن گفته شده است . و البته بيشتر در مورد نقش تخريبي آن بهنگام
افراط ـ پرخاشگري ـ و يا تفريط ـ زبوني و ترس ـ و نيز جايگاه حالت
اعتدال آن كه فضيلت « شجاعت » ناميده مي شود ولي درباره خود اين
نيرو كه يكي از نعمت هاي بزرگ الهي است و حكمت آفرينش آن در
سرشت انسان و آثار وجودي آن و پيامدهاي فقدان طبيعت بشري از
چنين نيرويي را تاكنون بدانگونه كه حضرت امام خميني آورده است
درجايي نخوانده و نديده ام . حضرت امام در شرح حديث هفتم از چهل
حديث خود مي فرمايد :
« قوه غضبيه يكي از نعم بزرگ الهي است كه به واسطه آن تعمير دنيا
و آخرت شود و با آن حفظ بقاي شخص و نوع و نظام عايله گردد و
مدخليت عظيم در تشكيل مدينه فاضله و نظام جامعه دارد. اگر اين قوه
شريفه در حيوان نبود از ناملايمات طبيعت دفاع نمي كرد و دستخوش
زوال و اضمحلال مي گرديد و اگر در انسان نبود علاوه بر اين , از بسياري
از كمالات و ترقيات بازمي ماند.
... اداره امربمعروف و نهي ازمنكر و اجراي حدود و تعزيرات و ساير
سياسات دينيه و عقليه نشود جز در سايه قوه شريفه
غضبيه » (1 )
حضرت امام در اين فصل معتقد است آنها كه خيال مي كنند با
سركوب نيروي خشم و خشونت و خاموش كردن آن به كمال و رشد
مي رسند سخت در اشتباهند و از صراط اعتدال انساني بدورند زيرا :
« جهاد با اعدا دين و حفظ نظام عايله بشر و ذب ـ دفاع ـ از جان و
مال و ناموس و ساير نواميس الهيه و جهاد با نفس كه اعدا عدو انسان
است صورت نگيرد مگر به اين قوه شريفه حفظ از تجاوزات و تعديات
و حدود و ثغور و دفع موزيات و مضرات از جامعه و شخص در زير
پرچم اين قوه انجام گيرد . » (2 )
از ديدگاه حضرت امام كه برگرفته از آموزه هاي ديني اوست دفاع از
تهاجم و تجاوز دشمن واكنش مشروع انسان براي تضمين حيات مادي
و معنوي و حفظ كرامت و شرف انساني خويش است . فرد يا جامعه اي
كه در مقابل دشمن مهاجم از حقوق حقه خود دفاع نكند محكوم به
نابودي است و كساني كه به هر بهانه و شعاري سعي مي كنند تا جوامع
اسلامي را نسبت اين تكليف عقلي و ديني غافل سازند و بي تفاوت كنند
آگاهانه يا ناآگاهانه از اعتدال انساني خارج و در نقش ستون پنجم دشمن
قصد آن دارند تا ستم گري و تعدي او را توجيه نمايند.
2 ـ حضرت امام پس از بيست و شش سال از تدوين اين فصل و در
سالهاي آغازين مبارزه بهنگام تحرير كتاب فتوايي خود با برداشتن گامي
مهم در تاريخ فقه معاصر به بيان حكم دفاع از حوزه اسلام در برابر
هجوم اجانب پرداخت .
اين بحث كه در ادامه مباحث امربمعروف و نهي ازمنكر آمده است ,
عملا موضوع دفاع را از باب جهاد و شبهات پيرامون آن خارج نموده ,
ذهنيت اشتراك قدرت و تاثير و فرماندهي معصوم يا نايب او را از
وجوب آن منصرف نمود و اين خود ناشي از نگاه خاص حضرت امام در
استنباطات فقهي و نشانه محصورنبودن او در تبويب هاي متداول و
موضوعات متعارف فقهي معاصر در عين تعهد او بر شيوه استنباطي
فقهاي عظام است .
حضرت امام در تحرير معتقد است : اگر در اثر نفوذ دشمنان اسلام و
مسلمين بر يكي از ممالك اسلامي , كيان اسلام و جامعه اسلامي در
معرض خطر قرار گيرد و يا باعث استيلاي سياسي و اقتصادي و توهين
و تضعيف جامعه اسلامي شده , بر مسلمانان واجب است با هر وسيله
ممكن و به هر شكل در برابر تجاوز آنان بايستند. چنانچه اگر در اثر
روابط تجاري و سياسي و معاهدات حقوقي , زمينه استيلاي آشكار و
پنهان اجانب فراهم شود , اصل اين گونه روابط و تعهدات باطل و دوري
از آنها واجب و تذكر به عاملان اين قراردادها و الزام آنان به لغو آنها نيز
واجب است .
و نيز اگر يكي از دول اسلامي قراردادي بر خلاف مصلحت اسلام و
مسلمين با اجانب بستند , بر ساير دولت هاي اسلامي واجب است تا با
موضعگيري هاي سياسي يا اقتصادي ـ همچون قطع روابط سياسي و
اقتصادي ـ در اجبار آنان به لغو اين گونه قراردادهاي حرام و باطل
بكوشند. و بر فرد فرد مسلمانان واجب است تا از هر وسيله ممكن ـ حتي
بصورت مقاومت منفي ـ از ادامه اين تعهدات ممانعت نمايند. و اگر يكي
از كارگزاران و يا نمايندگان مجالس كشورهاي اسلامي با روابط و
موضعگيري هاي خود امروز يا در آينده باعث نفوذ سياسي , اقتصادي
اجانب شوند. آنان خائن و از مقام خود منفرلند ـ حتي اگر در تصدي آن
مقام ذيحق بوده اند ـ و واجب است مردم مسلمان او را به كيفر خود
برسانند و از پست هاي سياسي اخراج و از حقوق اجتماعي محروم
سازند.
و بالاخره اگر روابط تجاري و اقتصادي با كشورهاي اجنبي و تجار
آنان براي بازار مسلمانان و زندگي اقتصادي آنان خطرآفرين باشد ,
اين گونه روابط حرام و ترك آن واجب و وظيفه مراجع ديني تحريم اين
روابط و تحريم اجناس آن به تناسب موقعيت ها و شرايط است و پيروي
از مراجع ديني در اين گونه احكام برهمه مسلمانان واجب است . (3 )
امام خميني در فرازي از سخنراني مشهور خود پس از آزادي از بند
طاغوت مي فرمايد : « من از آن آدمها نيستم كه اگر يك حكمي كردم
بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود; من راه مي افتم دنبالش .
اگر من خداي نخواسته يك وقتي ديدم كه مصلحت اسلام اقتضا مي كند
كه يك حرفي بزنم , مي زنم , و دنبالش راه مي افتم و از هيچ چيز
نمي ترسم » . (4 ) حضرت امام اين سخن خود را در طول نهضت اسلامي بر
همگان ثابت نمود و اين را نيز اثبات نمود كه هيچ مانعي براي تحقق
احكام فقهي و شرعي اسلام در تاريخ معاصر وجود ندارد و بهانه هايي
چون : كاربردي نبودن و يا به روزنبودن احكام شرعي ناشي از سستي باور
و يا سستي عزم و يا جمع هر دو است .
3 ـ آنچه بر توفيقات حضرت امام در عمل دقيق به احكام
عزت بخش جهاد و دفاع و مقابله با تجاوز مي افزود , روح بزرگ و الهي و
تربيت شده و كمال يافته آن فقيه عارف بود. ويژگيهايي چون : كرامت ,
مناعت , عزت مندي , ذلت ناپذيري , زيربار ظلم نرفتن , سازش ناپذيري
عزم قوي , اراده پولادين , بلندهمتي , غيرت ديني و شجاعت در وجود او
ملكه در حد اعتدال بود. او چون خود را از همه قيود و اسارت هاي نفس
و شهوات , رهانيده بود به مقام استقلال در اراده و عزت نفس كه از
بزرگترين كمالات انساني است دست يافته و به حال استقامت و طمانينه
در نفس رسيده و غني و عزيز مطلق با تمام مظاهرش در درون قلب او
تجلي كرده بود. « الفره لله ولرسول وللمومنين » او با تمام وجود
مي فرمايد :
هيهات كه خميني در برابر تجاوز ديوسيرتان و مشركان و كافران به
حريم قرآن و عترت رسول خدا و امت محمد صلي الله عليه وآله وسلم و
پيروان ابراهيم حنيف ساكت و آرام بماند و يا نظاره گر صحنه هاي ذلت و
حقارت مسلمانان باشد... اگر خميني يكه و تنها هم بماند به راه خود كه
راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستي است ادامه مي دهد و به
ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام , اين پابرهنه هاي مغضوب
ديكتاتورها , خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه
به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي نمايند سلب خواهد كرد . (5 )
4 ـ روحيه حساس و ظلم ستيز امام خميني و شرايط سياسي اجتماعي
كشورهاي اسلامي و موج اسلام ستيزي دول استعمارگر و مستكبر و
ايادي خودباخته داخلي موجب گرديده بود تا آن بزرگوار از روزهاي
آغازين زندگي در متن مبارزات سياسي و دفاع از كيان اسلام و مسلمين
قرار گيرد. او با يادآوري خاطرات نوجواني مي گويد :
« من از بچگي در جنگ بودم .... و خودمان تفنگ داشتيم و من در
عين حالي كه تقريبا شايد اوايل بلوغم بود , بچه بودم , دور اين
سنگرهايي كه بسته بودند در محل , ... آنجا مي رفتيم سنگرها را سركشي
مي كرديم . اينها از چي ما را مي ترسانند » (6 )
يكي از يادداشتهاي دفتر شعر حضرت امام در سنين 9 ـ10 سالگي
سروده طولاني محمد تقي بهار است كه در اعتراض به اشغال قسمتهايي
از مناطق شمالي و جنوبي ايران توسط روس و انگليس گفته
است : ...
برادران رشيد , برادريتان چه شد
به عرصه رزمگاه , دلاوريتان چه شد
خصم به ما خيره گشت , خيره سري تان چه شد
به دشمن كينه جوي , كينه گري تان چه شد (7 )
حضرت امام پس از ورود به حوزه علميه سيره شخصيتهايي چون
شهيد مدرس را مورد توجه قرار داده بود كه مي گفت : بزنيد كه بروند از
شما شكايت كنند , نكند , ـ كتك ـ بخوريد و برويد شكايت كنيد! و خود
امام نقل مي كند كه در آن زمان يك نفر از كارگزاران حكومت يكي از
سگهايش را شيخ و ديگري را سيد نام نهاده بود , رفتم نزد مدرس و از او
خواستم تا آن كارگزار را از منطقه خمين منتقل كنند. او فرمود :
« بكشيدش » گفتم : آخر چطور بكشيم فرمود : « من مي نويسم
بكشيدش » . (8 )
و يا مرحوم كاشاني كه اولين تظاهرات در جهان را بر ضد تشكيل
حكومت غاصب صهيونيسم در ايران به راه انداخت . هر كه وقتي
فرمانده ارتش لرستان در قلعه فلك الافلاك ناصحانه ! به او مي گويد :
شما چرا در سياست دخالت مي كنيد... سياست شان شما نيست ... او در
پاسخ مي گويد... خيلي خري ! اگر من در سياست دخالت نكنم كه
دخالت بكند . (9 )
و در نتيجه چنين آموزشهايي مي گويد :
« بنده در شبي كه بنا بود فرداي آن در مسجد سيدعزيزالله , براي تنبه
دولتها دعا كنند , اطلاع دادند , دولت بنا دارد مقاومت كند , ما ديديم
علما در اينجا تكليف ديگري دارند : من تصميم آخر را ضمن ابتهال به
خداوند متعال گرفتم و به هيچ كس هم نگفتم و لكن خداوند بر دولت و
شاه و ملت منت گذاشت اگر خداي ناكرده جسارتي به علماي تهران
شده بود , من يك تصميم خطرناكي گرفته بودم . » (10 )
حضرت امام در همين سالها كتاب كشف اسرار خود را در رد
اتهامات دشمنان دين و روشنفكر نمايان وهابي مسلك و بهايي مشرب
مي نويسد و مي گويد : « جنگيدن براي حفظ استقلال كشور و دفاع از
اجانب به هيچ وجه مشروط به وجود امام يا نايب امام نيست و كسي از
مجتهدين نگفته كه دفاع را بايد با امام يا جانشين آن كرد. بلكه بر تمام
افراد توده واجب است بحكم اسلام از كشور اسلامي محافظت كنند و
استقلال آن را پابرجا نمايند . (11 )
حضرت امام با طرح لايحه انجمن هاي ايالتي و يا به تعبيري :
اسلام زدايي علني رژيم . بصورت فعال وارد ميدان شد و تا آخرين
لحظات عمر شگفتي آفرينش لحظه اي از پاي ننشست . اولين موفقيت
حضرت امام در سيره دفاعي خود اجبار دولت به لغو تصويب به
انجمن ها بود. اما رژيم تصميم گرفت با طرفندي ديگر امام و روحانيت
را در برابر مردم قرار دهد. لايحه اصلاحات آمريكايي چنان ظاهر
فريبنده اي داشت كه بسياري را مجيزگوي شاه نمود و رژيم كه خيال
مي كرد , روحانيت همراه امام پشتوانه مردمي خود را از دست داده است
در فروردين 42 به مدرسه فيضيه يورش برد و به گمان خود مركزيت
اسلام را هدف گرفت , اما حضرت امام در چهلمين روز اين تجاوز
حساب شده نوك تيز حمله را متوجه جنايتكاران اصلي نمود و فرمود :
« من نمي دانم اين همه بي فرهنگي و جنايات براي نفت قم است و حوزه
علميه بايد فداي نفت شود يا براي اسرائيل است , و ما را مزاحم پيمان
با اسرائيل در مقابل دول اسلامي مي دانند » (12 )
و سپس در سخنراني شديداللحن خود در عصر عاشوراي خرداد
42 روابط پشت پرده شاه را با رژيم صهيونيستي افشا نمود . رژيم
دست نشانده سحرگاه 15 خرداد امام را دستگير و به تهران اعزام كرد اما
براي اولين بار در تاريخ معاصر ايران قيامي صددرصد اسلامي و به
رهبري روحانيت بافته هاي رژيم را در هم ريخت .
موج دستگيري ها و تبعيدها در سراسر كشور آغاز و نهضت به ظاهر
سركوب گرديد و طولي نكشيد كه در اثر فشار افكار عمومي حبس
حضرت امام به حصر و بالاخره در هيجدهم فروردين 43 آزاد شد .
حضرت امام طي يك سخنراني فرمود : خميني را اگر بردار بزنند
تفاهم نخواهد كرد. اشتباه نكنيد اگر خميني هم با شما سازش كند ملت
اسلام با شما سازش نمي كند. اشتباه نكنيد , در همان سنگر كه بوديم
هستيم با تمام تصويبنامه هاي مخالف اسلام كه گذشته است
مخالفيم . (13 )
آمريكا لايحه قرون وسطايي كاپيتولاسيون را به بهانه حفظ جان
اتباع خود ولي در واقع براي تامين منافع نامشروع خود بر ايران تحميل
كرد و عملا راه هرگونه تجاوز و تعدي به مال و جان و ناموس مسلمانان
را باز نمود. اين لايحه در حقيقت كثيف ترين شيوه تجاوزگري و گامي
رسمي و علني در تحقير شخصيت و فروش استقلال ايران اسلامي بود
كه در مهرماه 42 به تصويب دولت خائن علم رسيده و در مهرماه 43
توسط دولت منصور به مجلس برده شد و خبر آن به گوش امام رسيد.
حضرت امام اعلام سخنراني نمود , پيام ويژه شاه براي لغو سخنراني اين
بود كه : آمريكا از نظر قدرت در موقعيتي است كه هرگونه حمله به آن
بمراتب خطرناك تر از حمله به شخص اول مملكت است و حضرت
امام در واكنش به آن حقيرانه در نطق خود فرياد زدند.
« رئيس جمهور آمريكا بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنيا
سمت بيش ملت ما(14 ) ...
سخنراني حضرت امام در چهارم آبان بود و سحرگاه 13 آبان 43 به
تركيه تبعيد شد و در اول بهمن همان سال حسنعلي منصور توسط محمد
بخارايي و يارانش به سزاي عمل خود رسيد و حضرت امام در 13 مهر
44 از تركيه به نجف منتقل گرديد .
سالهاي حضور حضرت امام در نجف خود داستاني مستقل
مي طلبد و از پيامهاي مهم او در اين مدت سخنراني ايشان به مناسبت
جشنهاي منحوس دو هزار و پانصد ساله و از آثار مهم اين دوره كتاب
ارزشمند حكومت اسلامي است كه حاوي مجموعه درسهاي امام در
رابطه با ولايت فقيه است .
در سال 56 فرزند بزرگ حضرت امام بصورتي مرموز از دنيا مي رود
و امام خميني از آن به الطاف خفيه الهي ياد مي كند. ابهام آميزبودن
حادثه حساسيت مردم را برمي انگيزد و مجالست ترحيم او نام امام
خميني را بار ديگر علني مي سازد و رژيم براي انتقام گيري و نيز تير
خلاص زدن به نهضتي كه نزديك به دو دهه آرامش را از او سلب كرده
بود و نيز ارزيابي شرايطي كه در اجراي سياست حقوق بشري آمريكا
پيش آورده است . مقاله اي سراپا اهانت به امام و روحانيت انقلابي در
روزنامه اطلاعات نوشت . فرداي آن روز تظاهرات مردمي با حركت
تعدادي از طلاب و بازاريان قم به سمت منازل مراجع و اساتيد حوزه
علميه آغاز و در فرصتي چندماهه چنان گسترده شد كه به اعجاز
نزديك تر بود.
دولت عراق از حضرت امام خواست تا چيزي ننويسد و پيامي براي
ايران نفرستد و در پي تشديد فشارها و و راه ندادن دولت كويت حضرت
امام به فرانسه رفتند. مردم به ياد پانزده خرداد هفده شهريور را
مي آفرينند و حضرت امام پس از چهارماه اقامت در فرانسه به وطن
اسلامي و به ميان مردمي كه 15 سال انتظارش را كشيده بودند باز
مي گردد و در مدت كمتر از ده روز و در مقابل چشمان حيرت زده و
كينه توزانه شرق و غرب اصيل ترين و عظيم ترين انقلاب ديني را در
تاريخ معاصر مي آفرينند.
آمريكا براي ادامه تجاوزگري هاي خود در ايران و بي سرانجام
وانمودكردن دفاع مظلومان و بااستفاده از تجارب خود در اقدامات
ضدانقلابي دو جريان را به موازات يكديگر در پيش مي گيرد : نخست
ايجاد شورشهاي قومي و حزبي و كودتاي نظامي و اجراي طرحهاي
براندازي و ترور شخصيتهاي رهبري كننده انقلاب و در مرتبه دوم
تقويت جناح ميانه رو طرفدار غرب و نفوذ در تشكيلات حكومت براي
دستيابي تدريجي به عناصر قدرت و تجديد سلطه . كارآيي طرح نخست
با توجه به هشياري و وحدت و انسجام انقلابي مردم چندان اميدوار
كننده نبود و طرح دوم او نيز با هجوم دانشجويان پيرو خط امام به مركز
كنترل و پيگيري سياست هايش شكست خورد و حضرت امام تصرف
لانه جاسوسي را انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ناميد و شايد اگر رهبري
هوشمندانه و پرصلابت حضرت امام نبود دولت موقت تا مرحله
عذرخواهي از امريكا و دستگيري دانشجويان نيز پيش مي رفت .
« من به صراحت مي گويم : ملي گراها اگر بودند به راحتي در مشكلات
و سختيها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مي كردند
و براي اين كه خود را از فشارهاي روزمره سياسي برهانند همه كاسه هاي
صبر و مقاومت را يكجا مي شكستند و به همه ميثاقها و تعهدات ملي و
ميهني ادعايي خود پشت پا مي زدند . » (15 )
(چنانچه تعدادي از وابستگان به همان ملي گراها عقب گرد نمودند و
به جاي دولت موقت به عذرخواهي پرداختند) صهيونيسم بين الملل
ادامه انقلاب اسلامي و پيروزي ها و موفقيت هاي روزافزون آن را
نمي توانست تحمل كند. كينه او نسبت به انقلاب ريشه دار و هنوز اين
سخن حضرت امام را به ياد داشت كه :
« من به جميع دول اسلام و مسلمين جهان در هر جا هستند اعلام
مي كنم كه ملت عزيز شيعه از اسرائيل و عمال اسرائيل متنفرند و از
دولتهايي كه با اسرائيل سازش مي كنند متنفر و منزجرند.اين ملت ايران
نيست كه با اسرائيل منفور در حال سازش است . ملت ايران از اين گناه
بزرگ بري است . » (16 )
و مي دانست كه اگر ايران اسلامي دمي به خود آيد و از مزاحمت ها و
آشوب هاي قومي و گروهكي فارغ شود براي متجاوزان صهيونيسم
آسايشي نخواهد بود , از اين رو با هدايت استكبار جهاني صدام را وادار
به حمله به ايران نمود.
حضرت امام ضمن اينكه بارها بر اين نكته تاكيد داشت كه اين
جنگ جنگ بين اسلام و كفر است و بر همه مسلمين واجب است تا از
اسلام دفاع كنند , در آغاز چهارمين سال جنگ تحميلي فرمود :
آنچه كه موجب تاسف بسيار است آن است كه ابرقدرتها , بويژه
امريكا با فريب صدام , با هجوم به كشور ما , دولت مقتدر ايران را سرگرم
دفاع از كشور خود نمود تا مجال به اسرائيل غاصب تبهكار دهد تا به
نقشه شوم خود كه تشكيل اسرائيل بزرگ از نيل تا فرات است اقدام
نمايد . (17 )
شوروي سابق تصميم گرفت پيش از آنكه انقلابي اسلامي شبيه
آنچه در ايران اتفاق افتاد , پرونده كمونيستهاي افغان را در هم پيچيده
باتصرف نظامي آنجا , خود را زيرك تر از آمريكا نشان دهد. اما حضرت
امام كه در روزهاي نخست پيروزي به استحكام پايه هاي حاكميت اسلام
سرگرم بود به او هشدار داد كه :
« اين اشتباهي است كه شوروي مي كند. البته دولت شوروي
مي تواند افغانستان را قبضه كند ولي نمي تواند در آنجا مستقر شود... هر
قدرت ديگري هم برود آنجا را مي گيرد اما نمي تواند آنجا را آرام كند و
بالاخره شكست مي خورد . (18 ) »
و در خطابي به ملت افغان فرمود :
« ما بار ديگر پشتيباني بي دريغ خود را از برادران مسلمان و مظلوم
افغاني اعلام مي داريم و اشغال اشغالگران را شديدا محكوم مي نمائيم .
ما مسلمانيم و شرق و غرب برايمان مطرح نيست , از مظلوم دفاع
مي كنيم و بر ظالم مي تازيم . اين يك وظيفه اسلامي است . » (19 )
1 ـ 2 ـ چهل حديث , امام خميني , موسسه نشر آثار , ص 134
3 ـ تحريرالوسيله , امام خميني , اسماعيليان , ج 1 , 485 ـ486
4 ـ صحيفه امام , ج 1 , 293
5 ـ صحيفه امام , ج 20 , 318
6 ـ صحيفه امام , ج 110 , 12
7 ـ امام به روايت امام , غلامعلي رجايي , موسسه تنظيم و نشرآثار , ص
235
8 ـ صحيفه امام , 8 , 138
9 ـ صحيفه امام ج 13 ـ 430
10 ـ صحيفه امام , ج 1 , 115
11 ـ كشف اسرار , امام خميني , چاپ 1363 هجري قمري , ص
291
12 ـ صحيفه امام ج 1 , 197
13 ـ ر . ك , صحيفه امام ج 1 , 269 و 290
14 ـ صحيفه امام ج 1 , 420
15 ـ صحيفه امام ج 21 , 98
16 ـ صحيفه امام , ج 1 , 262
17 ـ صحيفه امام , ج 18 , 145
18 ـ صحيفه امام ج 12 , 215
19 ـ صحيفه امام ج 12 , 138
از ديدگاه حضرت امام كه برگرفته از آموزه هاي ديني
اوست دفاع از تهاجم و تجاوز دشمن واكنش مشروع انسان
براي تضمين حيات مادي و معنوي و حفظ كرامت و شرف
انساني خويش است .
امام خميني : اگر در اثر نفوذ دشمنان اسلام و مسلمين بر
يكي از ممالك اسلامي , كيان اسلام و جامعه اسلامي در
معرض خطر قرار گيرد و يا باعث استيلاي سياسي و
اقتصادي و توهين و تضعيف جامعه اسلامي شود , بر
مسلمانان واجب است با هر وسيله ممكن و به هر شكلي در
برابر تجاوز آنان بايستند.
روحيه حساس و ظلم ستيز امام خميني و شرايط سياسي
اجتماعي كشورهاي اسلامي و موج اسلام ستيزي دول
استعمارگر و مستكبر و ايادي خود باخته داخلي موجب
گرديده بود تا آن بزرگوار از روزهاي آغازين زندگي در
متن مبارزات سياسي و دفاع از كيان اسلام و مسلمين قرار
گيرد.

|