روزنامه جمهوري اسلامي 10/03/1383 صفحه جبهه و جنگ

* امام بعد از ديدن من زار و زار گريه كردند
* امام (ره ) در آينه كلام شهيدان
* برسد به دست سيد روح الله
امام بعد از ديدن من زار و زار گريه كردند




خاطره اي از جانباز شهيد حاج احد ترشي چي
در همان ايام كه از « آلمان » برگشته بودم توفيقي دست داد كه برويم خدمت حضرت امام (ره ). آنوقت بيت امام دست بچه هاي خودمان بود. من غسل زيارت كردم و اوايل صبح بود كه رفتيم « جماران » . امام روي يك صندلي ساده نشسته بودند. « حاج احمدآقا » هم بود. آقاي « توسلي » مرا پيش امام بردند و گفتند : « آقا! مجروح است ... »
همين كه كنار امام (ره ) قرار گرفتم زار زار گريه كردم . اختيارم كه دست خودم نبود. حضرت امام (ره ) فرمودند : « چه مي خواهي »
گفتم : « هيچي آقا! دارم از درد مي ميرم ... دستي بر سر ما بكش »
چون تازه از « آلمان » برگشته بودم سرم كاملا تراشيده شده بود و بخيه ها هنوز توي سرم بود. وقتي نوازش دست مبارك حضرت امام (ره ) را احساس كردم , كمي آرام گرفتم و دست مبارك ايشان را بوسيدم .
حضرت امام (ره ) وضع مرا كه ديدند گويا خيلي ناراحت شدند. بعد از ارتحال حضرت امام (ره ) يكي از نزديكان امام (ره ) تعريف كرده بود كه آن روز وقتي آن جانباز از خدمت « امام » مرخص شدند « آقا » رفتند در اتاقشان و زار و زار گريه كردند; امامي كه فقط در شهادت ائمه طاهرين گريه مي كرد; امامي كه حتي براي شهادت فرزندش اشك نريخت ! البته بحث از من تنها نيست , جانبازان ديگر هم كه نزد امام (ره ) مي آمدند كم و بيش وضع رقت باري داشتند.

امام (ره ) در آينه كلام شهيدان




آرزوي من فقط در اين دنيا اين بود كه اسلام پيروزي كامل را بدست آورد و خداوند از عمر ما بگيرد و عمر رهبر عزيز و مهربان و دلسوز امام خميني را زياد كند.
شهيد علي آقايي
سلام بر نايب وارث انبيا و امامان , خميني كبير رهبر جهاني اسلام كه چون شير روزها مي خروشد و شبها چون جد بزرگوارش امام سجاد (ع ) به دعا و نيايش خداوند مشغول است .
شهيد مرتضي اخوان فرد
اي امت حزب الله ! اگر حرف امام را جامه عمل نپوشانيد بايد منتظر نابسامانيهاي زيادي باشيد.
شهيد ابوالفضل اسدي عراقي
من توفيق ديدار امام را نيافتم و اين ديدار تا به روز قيامت باقي ماند , سلام مرا به امام برسانيد , دست از امام بر نداريد و شب و روز براي سلامتي امام و رزمندگان و مجروحين دعا كنيد.
طلبه شهيد حسين اسماعيلي
از امام خميني بت شكن , اطاعت كنيد و به رهبري او كفر و ظلم را ريشه كن كنيد.
شهيد مهدي بيات
از امام امت پيروي كنيد و حامي ولايت فقيه باشيد تا به اسلام آسيب نرسد. همين اسلام است كه تمام ابرقدرتها را به لرزه انداخته است .
شهيد طاهر بيات
مردم عزيز! اين نعمت خدا و اين حجت خداوند را (امام خميني ) قدرداني كنيد , اگر اين طور نكنيد , كفران نعمت كرده ايد.
شهيد حميد حاج نقي
قدر امام , اين روح خدا كه به تمام معني روح خداست را بدانيد و بدانيد كه حفظ اسلام بر تمام ما مسلمين و هر فرد مسلمان واجب است و حتي از نماز و روزه نيز واجب تر است .
شهيد محمود حسين جاني
اي امام عزيز! من در دامان تو تربيت شدم و راه مبارزه را آموخته ام , بدان كه تا آخر عمر و تا آخرين لحظه زندگي ام در خط شما كه همان خط الله است جان فشاني مي كنم چرا كه آن چه را در اين انقلاب آموختم اخلاص عمل و ايثار بود.
شهيد جمشيد خوشنان
اگر مي خواهيد خدا از شما راضي شود , فقط آن چه امام مي گويد رفتار كنيد و به مسجدها برويد و در نماز جماعت ها شركت كنيد.
شهيد قدير خالگر
خواهران و برادران ! قدر امام را بدانيد كه ديگر زمان تا قيام حضرت مهدي (عج ) چنين مردي را نخواهد ديد. خدايا! عمر او را به بلنداي آفتاب بگردان .
شهيد مجتبي رجبي قاسم آبادي
اي خميني ! رهبر آزادگان , اي روح خدا , اي نجات دهنده ما , اي پدر مهربان , اي ابراهيم زمان , اي بت شكن دوران , ما بسيجيان پابرهنه با تو پيمان خون , پيمان شرف مي بنديم كه تا آخرين نفر و تا آخرين نفس راه مقدست را ادامه مي دهيم , خون ما گواه بر مدعاي ماست .
شهيد عين الله رجبي
مي بينم كه خدا در اين زمان اين ابرمرد تاريخ يعني امام خميني را براي ما برگزيده است , پس با نافرماني از رهنمودهاي اين رهبر كبير , خود را به گمراهي و شرك نيفكنيم كه اين نافرماني پايمال كردن خون هزاران شهيد بخون خفته اين سرزمين و شهداي كربلاي حسين (ع ) تا حال را به دنبال دارد و در اين صورت خدا اين گناه كبيره را بر ما نخواهد بخشيد.
شهيد عليرضا فتاحي
خواهران و برادرانم در راه خدا قدم برداريد و استوار و محكم باشيد و به ياري خدا بشتابيد تا خدا شما را ياري دهد. پشتيبان امام و ولايت فقيه باشيد و به منافقان امان ندهيد و آنهايي كه دل امام را به درد مي آورند نيست و نابود كنيد.
حميدرضا حسين پور
شما مردم همانند كساني نباشيد كه به حضرت علي (ع ) خيانت كردند و او را ياري نكردند. آنان ياران دروغين او بودند پس ما اگر مي گوييم كه واقعا پيرو خط امام هستيم بايد واقعا به دستوراتش عمل نمائيم .
خدا را گواه مي گيرم كه بجز در راه خدا و براي رضاي خدا به جبهه نرفته و تنها مزدم را او مي دهد و مزدم را غير از او از كس ديگري نخواسته ام و تنها مزدي كه از خدا مي خواهم رضاي اوست .
شهيد محمد سلطاني فتاحي
اي كساني كه خط امام را بعد از چندين سال آزادي تفكر هنوز نشناخته ايد اندكي ديگر به فكر بنشينيد و سعي در شناختن راه او كنيد كه اگر مي خواهيد آخرت داشته باشيد با شناختن و در پيش گرفتن راه اوست كه رستگار خواهيد شد در غيراينصورت علاوه بر اينكه در اين دنيا عذابي همچون سردر گلي و خودنشناختگي برايتان هست , در آخرت نيز عذابي را كه قرآن براي منافقين بشارت داده بلكه عذابي سخت تر نيز براي شما خواهد بود.
شهيد جهانبخش مومن نژاد

برسد به دست سيد روح الله




اشاره : يكي از آزادگان زماني كه در اسارت بعثي ها بود در نامه اي به محضر حضرت امام خميني (ره ) از معظم له درخواست نمودند تا پاسخ نامه ايشان را با دست خط مبارك خويش مزين فرمايند. امام امت نيز اين تقاضا را اجابت فرمودند و با ظرافت خاصي به آن نامه پاسخ دادند كه يكي از نشريات داخلي سپاه در روز 65,12,6 نامه برادر آزاده را به همراه پاسخ حضرت امام (ره ) منتشر كردند و در اشاره آن نوشتند : « نامه برادر اسير با ظرافت خاصي به آدرس : تهران ـ ميدان تجريش ـ خيابان نياوران ـ خيابان جماران ـ سه راه حسينيه به نام حاج روح الله موسوي ارسال گرديده است . » و آنچه شما مي خوانيد نتيجه اش ارتباط عاطفي و روحاني بين امام و رزمندگان و ياران حقيقي اش است .
متن نامه آن برادر آزاده چنين است :
« يقولون الموت صعب . والله مفارقه الاحبا اصعب .
يعني : مي گويند مرگ سخت است , به خدا سوگند كه جدايي از ياران سخت تر است . پدر جان سلام , اميدوارم حالتان خوب باشد. راضي نمي شدم مزاحم اوقات شريف تان گردم , لكن ديگر قدرت تحمل دوري را نداشتم و دلم بسيار براي تان تنگ شده است لذا تصميم به نوشتن نامه براي تان گرفتم . تاكنون شنيده ايد اسيري به مدت چهار سال از پدرش جدا شود و بعد از چهار سال جدايي براي پدرش نامه بنويسد و پدر نامه فرزندش را جواب نگويد ! پدرم باور كنيد تحمل سختي راحت است اما تحمل بر فراق يار دشوار است .
پدرم من از بلاد غربت از گوشه زندان غم , غبار آلوده از هجر دوست , با چشماني غم زده در انتظار رويتت نامه را مي نويسم . پدرم , نامه ام را اجابت كن , با جواب خويش گردوغبار غم را از چهره زردمان پاك كن تا چشم ما با ديدن خطت نور گيرد , روشن و منور گردد. پدرم , پروانه هاي وجودمان فداي شمع جان سوزت باد. فرزندان افسرده خويش را با كلام مسيحاييت جاني دوباره بخش و دل سوخته دلان در راه مانده را جلايي تازه ده . به اميد اين كه اين نامه به دستت برسد و جوابش را هر چه زودتر بنويسي . پدرم براي دريافت جواب لحظه شماري مي كنم . »
خداحافظ تان . فرزند كوچكت .
پاسخ امام خميني :
بسمه تعالي
« فرزند عزيزم , از نامه دلسوزانه شما بسيار متاثر گرديدم . من ناراحتي شما عزيزان دربند را احساس مي كنم , شما هم ناراحتي پدرتان را كه فرزندان عزيزش دور از وطن هستند , احساس كنيد. عزيزان من , سيد و مولاي همه ما حضرت موسي بن جعفر(ع ) بيش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به سر مي بردند. براي اسلام عزيز شما صبر كنيد , خداوند فرج را ان شاالله تعالي نزديك مي نمايد و پدر پير شما را باديدن شما شاد مي فرمايد. به همه عزيزان دربند , سلام مرا برسانيد. من از دعاي خير فراموش تان نمي كنم . »
خداحافظ شما باشد.
پدر پيرت (خ )(47 )