قسمت سوم
علامه محمدتقي جعفري
انظرو اهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم , واتبعو اثرهم فلن
يخرجوكم من هدي , و لن يعيدوكم في ردي , فان لبدوا فالبدوا ,
و ان نهضوا فانهضوا. و لا تسبقوهم فتضلوا , و لا تتاخرواعنهم
فتهلكوا . (1 )
بنگريد به دودمان پيامبرتان , و به جهتي كه در حيات
انتخاب كرده اند , ملتزم باشيد و از اثر آنان پيروي كنيد. آنان
هرگز شما را از هدايت بيرون نخواهند كرد و هرگز شما را به
ضلالت و هلاكت برنخواهند گرداند. اگر اهل بيت پيامبرتان از
طلب چيزي باز ايستادند , شما هم بايستيد و اگر حركت كردند ,
شما هم حركت كنيد. از آنان سبقت مگيريد , كه گمراه
مي شويد. و از آنان عقب نمانيد , كه به هلاكت مي افتيد.
در اين جا , مطلب مهمي را متذكر مي شويم و آن عبارت
است از اين كه ائمه معصومين , از دودمان پيامبر عظيم الشان
اسلام , به تصديق تاريخ , داراي همه گونه امتيازات لازم براي
يك انسان كامل بوده اند. ائمه معصومين از آن جهت مورد
توجه طواغيت روزگار و قدرتمندان دورانشان بوده اند كه مردم
بسيار فراوان و داراي شخصيت هاي با اهميت , آن بزرگواران را
شايسته رهبري و زمامداري مي دانستند. اعتقاد آن مردم و
شخصيت ها به امامي كه در دوران وي زندگي مي كردند , مسئله
ساده اي نبود , بلكه آن قدر اهميت داشت كه مي توانست وضع
طواغيت آن دوران را مختل كند. به اضافه اين كه برخي از آن
طواغيت , خود , به طور مستقيم , عظمت ائمه معصومين را
مي دانستند. مانند معاويه و مامون الرشيد و غيرهما.
اين وضع ايجاب مي كرد كه آن قدرت پرستان ماكياولي
منش . به هر شكل كه بود , نكات ضعفي به عنوان بهانه هايي به
دست بياورند تا ائمه معصومين را تحقير كنند , چنان كه به
احتمال قوي مامون آن همه دانشمندان داخلي و خارجي را
جمع كرد و روياروي امام علي بن موسي الرضا عليه السلام قرار
داد , به اميد آن كه ضعفي از آن حضرت به وسيله آن دانشمندان
بگيرد , و آن گاه به مردم آن دوران اثبات كند كه ائمه معصومين
عليهم السلام مانند ديگران هستند و هيچ تفاوتي با آنان ندارند.
ولي همه تواريخ مي گويد علي بن موسي الرضا عليه السلام . بر
همه آن دانشمندان غلبه كرد و همه آنان به برتري آن حضرت
اذعان مي كردند.
خلاصه , تاريخ نشان داده است كه ائمه معصومين
عليهم السلام , حتي در يك مورد , از علم و اشراف و آگاهي به
حقايق محروم باشند. آنان , در هر زمان و هر جامعه و درباره هر
حقيقتي عالم بوده و ابراز علم فرموده اند. با اين حال , طواغيت
بهانه جو نتوانسته اند خلاف آن چه را كه گفتيم درباره ائمه
عليهم السلام اثبات كنند. با اين كه مقتضاي مقام پرستي آنان
اين بود كه همواره در جست و جوي نكته ضعف از آن
بزرگواران برآيند.
همچنين , آن بزرگواران در اتصاف به صفات و اخلاق
فاضله اي كه براي يك انسان كامل ضرورت دارد , در حد اعلا
بوده اند و دشمنان آنان , كه داراي همه گونه قدرت براي پيدا
كردن نكات ضعف درباره آن بزرگواران بوده اند , و براي آنان
ضرورت داشت كه آن نكات را پيدا كرده و براي تحقير ائمه
عليهم السلام در جامعه منعكس كنند , به هيچ وجه نتوانستند
حتي يك مورد خلاف آن صفات و اخلاق فاضله را به آنان
نسبت بدهند.
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه , خطبه ,.97

|
موقعيت قم و جايگاه علمي و عملي كريمه
اهل بيت حضرت فاطمه معصومه
|

مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ جواد فاضل لنكراني
اشاره
به مناسبت سالروز رحلت حضرت فاطمه معصومه (10
ربيع الثاني ) متن مصاحبه گروه مصاحبه كنگره بزرگداشت
شخصيت حضرت فاطمه معصومه (س ) و مكانت فرهنگي قم با
حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ جواد فاضل لنكراني از
نظر خوانندگان گرامي ميگذرد.
ث بين حضور حضرت معصومه (ع ) در قم و حرم اهل بيت (ع ) بودن
اين شهر چه رابطه و تناسبي وجود دارد
بسم الله الرحمن الرحيم , من ابتدا تشكر مي كنم كه از طرف
آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (ع ) قبول زحمت
فرموديد و تشريف آورديد و اين توفيق را نصيب ما فرموديد كه
ما هم چند كلمه اي پيرامون حضرت فاطمه معصومه (ع ) عرض
كنيم و اميدواريم كه مورد عنايت آن حضرت در دنيا و مورد
شفاعت آن حضرت در آخرت قرار بگيريم .
از مطالبي كه روشن و مسلم است اين است كه در كشور
اسلامي ايران قبر مبارك امام هشتم علي بن موسي الرضا(ع ) و
خواهر مكرمه آن حضرت , فاطمه معصومه (ع ) از بركات اين
كشور اسلامي است و ما معتقديم بسياري از بركاتي كه در
كشور ما وجود دارد از بركات اين دو موجود عزيز و شريف
است . راجع به حضرت معصومه (ع ) برحسب آن چه كه اهل
تحقيق بيان كرده اند در بين اولاد موسي بن جعفر(ع ) بعد از
علي بن موسي الرضا(ع ) افضل اولاد آن حضرت بوده است و از
نظر مكانت علمي و آگاهي به مسائل ديني رتبه بسيار بالايي را
آن حضرت داشته است . به طوري كه بعضي از موثقين نقل
كرده اند و در بعضي از كتب هم آمده است , حضرت در سنين
بسيار كمي شايد قبل از ده سالگي در يك قضيه اي كه عده اي از
شيعيان مراجعه كردند به حضرت موسي بن جعفر(ع ) تا
سوالاتي را از وجود مبارك ايشان داشته باشند , حضرت در آن
زمان در مسافرت تشريف داشته اند اين شيعيان سوالاتشان را
خدمت حضرت معصومه (ع ) آوردند و ايشان جواب آن
سوال هارا مرقوم فرمودند و آن طوري كه نقل شده وقتي كه
اين ها در مسير برگشت با خود امام كاظم (ع ) مواجه شدند و
قضيه را گفتند : امام كاظم (ع ) آن جواب هارا ملاحظه فرمودند و
اين تعبير را كردند كه فداها ابوها كه اين به معني تاييد آن
جواب ها بوده است . و اين در زماني است كه ما مي دانيم
حضرت معصومه (ع ) در حدود ده سالگي بودند كه پدر مكرم
ايشان حضرت موسي بن جعفر(ع ) به شهادت رسيدند يعني در
يك سنين بسيار كم اما آشنايي زيادي به مسائل ديني و مسائل
شرعي داشتند كه خود اين مطلبي كه نقل شده چنانچه بتوانيم
مستند محكمي از كتب خودمان برآن پيداكنيم و مي تواند منشا
بسياري از مباحث علمي قرار بگيرد. مثلا در اين بحث كه آيا زن
مي تواند فتوا بدهد يا نه . اختلافي است بين فقهاي اماميه ,
مشهور , بلكه قريب به اتفاق در صلاحيت زن نسبت به مقام
افتا اشكال مي كنند ولو اين كه براي خودش فتواي او را حجت
مي دانند. اما نسبت به مقام افتا محل اشكال مي دانند و اگر اين
مطالب باشد كه آنچه حضرت معصومه (ع ) در جواب
فرموده اند به عنوان نقل روايت نبوده بلكه به عنوان بيان حكم
شرعي بوده است , اين در مباحث فقهي اثر بسيار زيادي دارد.
كما اين كه امام صادق (ع ) در بحث حج و احرام صبي , مسائل
فقهي افرادي را ارجاع دادند به حميده .
اين مساله روشن مي سازد كه در بين خود اهل بيت عصمت
و طهارت (ع ) زن هاي آنان نسبت به مسائل علمي و مسائل ديني
از يك رفعت مكان و از يك موقعيت خاصي برخوردار بودند.
بنابر اين يكي از جهات بارز ايشان اين است كه بعد از امام
رضا(ع ) افضل اولاد امام كاظم (ع ) بودند1.
نكته دوم اين است كه از افتخارات ما قمي ها اين است كه
قبر مبارك حضرت معصومه (ع ) برحسب تقدير الهي در قم
واقع شده است . برحسب آن چه كه در تاريخ ذكر شده اين است
كه امام هشتم (ع ) نامه اي نوشتند به حضرت معصومه (ع ) و
حضرت معصومه (ع ) بعد از آن نامه عزم سفر كردند براي آمدن
به مرو و ديدار امام هشتم (ع ) و قضايائي كه نقل شده در ساوه
گرفتار عده اي از معاندين شدند و رجالي كه همراه ايشان بودند
بسياري از ايشان به شهادت رسيدند و ايشان هم مريض شدند
و آمدند قم و در قم هم مدت هفده روز درحال حيات بودند و
در سن 28 سالگي از دنيا رفتند . شايد در تقدير الهي اين بوده
است كه وجود شريف حضرت در قم قرار گيرد و قم به بركت
اين وجود شريف حرم اهل بيت (ع ) شود.
آن گونه كه در تاريخ قم مطرح شده قم يك مركزي بوده كه
شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) در آن فراوان بوده اند. از
روات و اصحاب ائمه (ع ) بسيار در آن بوده اند يك مكانت
خاصي خود قم داشته است , اما اعتبار اصلي و واقعي قم و
ويژگي بارزش اين است كه اين حضرت در اين شهر مدفون
شدند و قبر ايشان محور براي عشاق اهل بيت (ع ) شد.
به بركت اين حرم , عاشقين اهل بيت (ع ) , آن هايي كه
مشتاق مكتب اهل بيت (ع ) بوده اند در قم حضور پيدا كردند و
حوزه هاي علميه و محافل علمي و آن حركات علمي كه ما از
اين حوزه علميه مي بينيم , تلالو مي كند. اين ارزش ها تماما به
بركت اين حضرت است . بزرگان ما وقتي مشكلات علمي
حادي داشته اند از حضرت (ع ) استمداد مي كردند . والد2
بزرگوار ما مي فرمودند كه در بحث آيه تطهير يك شبهه برايمان
ايجاد شده بود. اين شبهه با استمداد از حضرت براي ما حل
شد. و آن هايي كه واقعا معتقد و دلداده به اين قبر شريف هستند
كه چه توفيق هايي و چه بركت هايي نصيب آن ها از جهت علمي
و عملي شده است .
ث در رابطه با ثواب و پاداش زيارت حضرت فاطمه معصومه (ع ) چه
مطالبي در اخبار و روايات داريم
رواياتي كه از ائمه معصومين (ع ) رسيده , براي زيارت
حضرت معصومه (ع ) يك غايت خاصي ذكر شده است و آن
لزوم جنت است . از امام جواد(ع ) اين روايت نقل شده « من زار
عمتي بقم فله الجنه » 3 و نيز مرحوم شيخ صدوق با سند صحيح
در كتاب عيون اخبار الرضا نقل مي كند كه امام هشتم (ع ) فرمود :
« من زارها فله الجنه » 4 و همچنين از امام صادق (ع ) روايتي
هست كه « من زارها و جبت له الجنه » .
سوالي كه در اين جا مطرح است اين است كه چرا براي
زيارت اين بانو يك چنين غايتي ذكر شده است . اين غايت
حتي با تعبير وجوب رسيده , كه يعني اگر كسي اين حضرت را
زيارت كند , بهشت براي او ثابت و لازم مي شود. و در بعضي از
روايات آمده او از اهل بهشت هست . و در بعضي از روايات
بهشت براي او هست كه اين يك تعبير دقيق تر و لطيف تر
مي باشد. اما اين تعابيري كه در اين روايات اشاره شد كه بهشت
براي او واجب مي شود نياز به اين دارد كه اهل تحقيق و اهل
تدقيق يك مقداري دقت كنند كه آيا اين معنايش اين است كه
زيارت آن حضرت هم سنگ با زيارت ائمه معصومين (ع ) است .
در روايتي از امام هشتم داريم كه حضرت فرمودند : « من
زارها كمن زارني » 5 خوب اين معنا اين نكته را دارد كه زيارت
حضرت معصومه (ع ) مانند زيارت ساير امام زادگان نيست ولو
آن كه ساير امام زادگان درجاتي دارند و مراتبي دارند , اما مرتبه
حضرت معصومه (ع ) فوق اين هاست . گرچه امام نبوده و آن
عصمتي كه امام معصوم (ع ) دارد ايشان آن عصمت را در آن حد
نداشته است . اما از اين تعبير « وجبت له الجنه » استفاده
مي شود كه تالي تلو معصوم (ع ) بوده يعني همان طوري كه ما
معتقديم در زيارت معصوم (ع ) , انسان استحقاق بهشت را پيدا
مي كند , زيارت حضرت معصومه (ع ) هم يك چنين نتيجه اي
دارد. بايد بر روي اين نكته تحقيق و دقت شود چرا زيارت اين
بانو همسنگ با زيارت معصومين (ع ) هست اين تعابير « وجبت
له الجنه » ما را به اين نتيجه مي رساند كه زيارت آن حضرت
هم سنگ با زيارت ائمه معصومين (ع ) است . همان طوري كه
برزيارت ائمه معصومين (ع ) اين اثر هست زيارت اين
حضرت (ع ) هم اين اثر را داراست .
در اين جا سوال مطرح مي شود كه , چرا در زيارت خود
ائمه (ع ) اين اثر هست چرا ما شيعه معتقديم كه اگر امام
معصوم (ع ) را زيارت كنيم و كنار قبر آن حضرت حاضر شويم
بهشت از آثار مسلم آن است انسان اگر موفق شود قبر امام
حسين (ع ) كه در درجه اعلا اين زيارت ها قرار دارد يا ساير
معصومين (ع ) را زيارت كند اين از اعتقادات شيعه هست كه اگر
زيارت با شرايط باشد كه حالا از شرايط آن اين است كه انسان
عارف به حق آن ها باشد و انسان بداند كه مي خواهد در كجا
حاضر شود و كجا حضور پيدا كرده و در محضر وجودي كه آن
وجود مهمترين واسطه فيض خداست و جنت هم فقط به
واسطه همين فيض نصيب انسان مي شود.
اين در جاي خود مبرهن است با اعتقادات و ادله اي كه ما
داريم ائمه (ع ) را به عنوان انسان كاملي كه حجت خدا و واسطه
فيض خدا و باب جنت هستند پس غير از اين ها راهي براي
بهشت وجود ندارد. غير از اين نمي توانيم فكر و تصور كنيم راه
ديگري را , براي رسيدن به بهشت . همان طوري كه
اميرالمومنين (ع ) باب علم نبي (ص ) و قسيم الجنه و نار است .
ائمه معصومين (ع ) ديگر ما هم همين عنوان را دارند آن ها باب
علم نبي (ص ) و عنوان قسيم الجنه و النار و طريق براي وصول
به بهشت هستند; استفاده اي كه ما از اين روايات مي كنيم اين
است كه ائمه (ع ) نمي خواهند فقط مساله بهشت را بگويند.
بلكه به همان تعبيري كه در روايت امام هشتم آمده من زارها
كمن زارني مي خواهند بگويند كه زيارت اين بانو هم سنگ با
زيارت ما است و زيارت حضرت معصومه (ع ) همسنگ با
زيارت امام معصوم (ع ) است . البته تصريح كرديم باز تكرار
مي كنيم مقام امامت را آن حضرت نداشت ولو اين كه به تعبير
امام هشتم به آن حضرت معصومه اطلاق شده چون در مدت
عمرش از ايشان صغيره اي حتي ظاهر نشده است . اما عصمتي
كه امام معصوم (ع ) دارد ما معتقديم كه مختص به خود ائمه (ع )
است اما اين بانو تالي تلو عصمت بوده و زيارت آن حضرت را
در حد زيارت امام معصوم (ع ) قرار داده اند. از اين جهت است
كه ما شيعيان خصوصا مردم ايران علي الخصوص ما قمي ها كه
اين توفيق و افتخار را داريم كه در جوار اين بي بي هستيم
زيارت آن حضرت را واقعا بايد مغتنم بشماريم و هر مقداري
كه در توان داريم تشرف , و از بركات اين زيارت استفاده كنيم .
در مورد افضيلت آن حضرت اين نكته بس كه يكي از
سندهاي مهم حديث غدير كه از حضرت زهرا(ع ) نقل شده ,
در سند روايت به عنوان سلسله روات خود حضرت
معصومه (ع ) هم هست . و همينطور اين روايت مشهوري در بين
شيعيان است « الا من مات علي حب آل محمد مات شهيدا » .6
اين هم از رواياتي است كه در سندش حضرت
معصومه (ع ) هم هست . وجود يك شخص در سلسله يك
روايت آن هم شخصي كه خودش از اهل بيت (ع ) هست ,
خودش كشف از عظمت مي كند نه به صرف اين كه خودش
راوي است يك مطلبي را براي ما نقل مي كند اين كشف از
عظمت علمي و رفعت معنوي آن حضرت دارد.
ث مفهوم اين كه قم حرم اهل بيت (ع ) و عش آل محمد(ص ) است
چيست
در يكي از روايات كه امام صادق (ع ) فرموده :

« الاان لله حرما و هو مكه الا ان لرسول الله حرما و
هوالمدينه , الا ان لاميرالمومنين حرما و هوالكوفه » .
براي خدا حرمي است كه مكه است , براي رسول خدا
حرمي است كه مدينه است . « وان قم الكوفه الصغيره » 7 اين
روايت هم انصافا از روايت هايي است كه خيلي زياد مي شود از
آن استفاده كرد.
اولا حرم كجاست , حرم آن محدوده اختصاصي است كه
براي يك شخص و شخصيتي قرار داده مي شود. مكه حرم
خداست يعني براي خدا در ميان تمام بقاع ارض و سمايك
ويژگي خاصي براي آن محدوده و براي آن منطقه خدا قائل
شده است و آن را حرم خودش قرار داده است . نتيجه اين
مي شود كسي بدون اذن صاحب حرم , نمي تواند داخل حرم
شود , بايد با شرايط داخل شود حالا در آن جا از جمله
شرائطش احرام است و غيرذلك . مدينه هم حرم پيامبر(ص )
هست و آن هم باز يك ويژگي خاصي و رفعت خاصي را براي
مدينه اثبات مي كند. كوفه حرم اميرالمومنين هست بعد امام
صادق (ع ) مي فرمايد كه حرم من و حرم اولاد من قم هست .
اولا همان تعبير كلي راجع به حرم بايد در اين جا دقت
شود كه اين كه قم حرم اهل بيت (ع ) هست اين چه معنا و چه
مفهومي دارد آيا يك نفر از ذريه اهل بيت (ع ) در يك جايي
دفن شود حرم اهل بيت (ع ) محسوب مي گردد ما مي بينيم كه
اولاد معصومين (ع ) در ساير مكان ها و شهرها مدفون هستند.
اما آن جا عنوان حرم اهل بيت (ع ) ندارد. پس مجرد اين كه يكي
از اولاد معصوم (ع ) در يك جا دفن شود اين به تعبير ما طلبه ها
ملازمه ندارند با اين كه آن جا حرم اهل بيت (ع ) شود.
از امام صادق (ع ) : در مورد قم اين روايت زماني صادر
شده است كه هنوز موسي بن جعفر(ع ) به دنيا نيامده بود. يعني
پدر حضرت فاطمه معصومه (ع ) هنوز متولد نشده است . قبل از
ولادت موسي بن جعفر و ولادت حضرت معصومه (ع ) امام
صادق مي فرمايد : حضرت معصومه (ع ) در اين قم دفن مي شود.
« ستدفن امراه من ولدي » . حتي اسم آن حضرت كه فاطمه
است را هم نقل كرده . اگر بخواهيم در آن دقت كنيم مي بينيم كه
مجرد مدفون شدن يكي از اولاد ائمه (ع ) اين حرم بودن را
نمي آورد. حرم بودن با جعل و يا ائمه معصومين (ع ) است . اين
كه مكه حرم خدا قرار داده شده است يعني خود خداوند مكه
را محدوده حرم خود قرار داده است . يعني با جعل خداوند
است . نه با صرف اين كه كعبه آن جا قرار دارد. مدينه به خاطر
قبر پيامبر(ص ) هست او سبب شده است كه جعل كنند حرم
بودن را براي مدينه . بايد يك عنايت زائدي هم باشد كه عنوان
حرم را پيدا كند. يعني به فضل الهي و لطف الهي به جعل
افرادي كه متصل به وحي هستند.
براي قم اين افتخار و جعل از طرف شارع قرار داده شده
البته پيداست , به بركت حضرت فاطمه معصومه (ع ) آن چه كه
من مي خواهم عرض كنم اين است كه زائد بر اين عنوان كه اين
عنوان خودش سبب بر اين عنايت زائده مي شود اين هست كه
قم حرم قرار داده شده آن هم نه براي حضرت معصومه (ع ) و
لذا مويد ما اين است كه فقط قم حرم حضرت معصومه (ع )
نيست حرم اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) است يعني ما
مي توانيم قم را حرم امام صادق (ع ) , حضرت رضا(ع ) حرم
امام موسي كاظم (ع ) حرم همه اهل بيت (ع ) و اولاد آنها قرار
دهيم . كه معروف هم همين است كه حرم اهل بيت (ع ) هست ,
عش اهل بيت (ع ) و آل عصمت هست . بنابر اين خود عنوان
حرم , يك عنواني است كه يك عنايت زائدي هست . در نتيجه
كساني كه داخل اين حرم مي شوند حالا هم مقدار كه مي خواهد
حرم باشد چون طبق اين روايت حرم حضرت معصومه (ع )
فقط اين صحن شريفي كه الان موجود است نيست . همه قم
حرم حضرت معصومه (ع ) و حرم اهل بيت عصمت و
طهارت (ع ) است , اين حرم بودن خواص و يك بركاتي دارد.
كسي كه داخل در اين حرم هست حيا و ميتا يك عنايات
خاصي به او مي شود و يك بركات خاصي براي او در همهم
امور يعني در امور علمي , دنيوي و اجتماعي شامل حال او
مي شود.
ث آيا درباره مقام شفاعت و زيارتنامه آن حضرت (ع ) هم مطالبي در
روايات وجود دارد
نكته ديگري در ذيل روايت دارد : « تدخل بشفاعتها شيعتي
الجنه باجمعهم » حضرت معصومه (ع ) يك مقام بلندي در
شفاعت دارد كه جميع شيعه فقط به بركت شفاعت حضرت
معصومه (ع ) داخل در بهشت مي شوند. كه خود اين حرف يك
مقام مهمي است از نكات مهمي كه مويد اين كلام ماست كه
زيارت آن حضرت هم سنگ با زيارت امام (ع ) است .
زيارت نامه اي كه براي اين حضرت (ع ) از طريق ماثور از امام
هشتم (ع ) به ما رسيده , خوب شما ببينيد اين زيارت نامه كه من
بعضي از فقرات آن را اشاره مي كنم و زيارت نامه را مرحوم
مجلسي نقل كرده است 8.
اين زيارت نامه اولا از نظر سند معتبر است و ثانيا متن اين
زيارت نامه متني است كه ما در زيارت ائمه معصومين (ع ) هم
نظير همين تعابير را داريم . اولين نكته كه واقعا زائرين قبور
مطهر ائمه معصومين (ع ) و همچينن قبور امام زادگان بايد همه
به اين توجه داشته باشند اين است كه ما وقتي كه مشرف
مي شويم به يكي از اين حرم ها و مشاهد مشرفه آن چه
مي خواهيم به دست بياوريم توحيد و خداشناسي است . و
تقويت اعتقاد به توحيد و معاد است . شما ببينيد در زيارت هاي
ائمه معصومين (ع ) ما مي گوييم كه اللهم اني اتقرب اليك
بحبهم و بولايتهم به وسيله اين ها ما به خدا تقرب پيدا
مي كنيم . يعني اين ها مجراي فيض الهي هستند حيا و ميتا و ما
اگر بخواهيم تقرب به خدا پيدا كنيم ; بحبهم اتقرب الي الله با
حب اين ها و با ولايت اين هاست ما مي توانيم تقرب الي الله
پيدا كنيم .
در خود زيارت امام هشتم انسان در آن جا خطاب مي كند
به خداوند , كه خدايا من آمدم اين جا , اما قصد من تو هستي
براي اين كه شناختم نسبت به تو بيشتر شود اللهم اليك
صمدث من ارضي . خدايا به سوي تو و به قصد درگاه تو آمدم
براي اين كه قرب من نسبت به تو بيشتر شود. اين تعابير كه
براي توحيد و معاد و اين هاست در زيارت ائمه معصومين (ع )
وجود دارد. و اهل كينه و آن هايي كه عناد دارند , جاهلند فكر
مي كنند اين زيارت ها چه اثري دارد و اين سوال را مطرح
مي كنند كه اين زيارت ها چه اثري دارد , آن ها كور باطنند و
نمي دانند در باطن اين زيارت ها چه اسراري وجود دارد و اين
يك ظرف آماده كامل صالح براي اين است كه ما را مقرب تر به
خداوند تبارك و تعالي قرار دهد. متن زيارت نامه حضرت
معصومه (ع ) اولا شبيه متوني است كه در زيارت ائمه
معصومين (ع ) است . ما در زيارت ائمه معصومين (ع ) اول وقتي
وارد مي شويم , سلام خودمان را به انبيا مي دهيم يعني از آن
اول كسي كه واسطه فيض الهي بوده شروع مي كنيم , حالا گاهي
اوقات پيامبران اولي العزم گاهي اوقات ساير پيامبران را هم
مي گوئيم اول خودمان را به آن ها متصل مي كنيم . در زيارت نامه
حضرت معصومه (ع ) باز اين نكته وجود دارد. اول سلام به
انبيا الهي سلام بر آدم , سلام بر نوح , سلام بر ابراهيم , سلام بر
موسي , سلام بر عيسي تا برسيم به افضل پيامبران كه وجود
مبارك پيامبر خودمان حضرت محمد(ص ) باشد. ما اول
خودمان را به آن ها متصل مي كنيم , بعدا هم به آن قبر مبارك ,
حالا امام يا حضرت معصومه (ع ) يا هر يك از اين اعتاب
مقدسه , ما مي خواهيم بگوئيم شما وارث اين ها هستيد يعني
مي گوئيم حضرت رضا(ع ) وارث همه اين هاست , اتصال به
حضرت رضا(ع ) اتصال به همه انبياست , زيارت حضرت
رضا(ع ) زيارت همه انبياست , اعتقاد به حضرت رضا(ع )
اعتقاد به همه انبياست , اعتقاد و زيارت حضرت معصومه (ع )
نه فقط زيارت خود حضرت هست اتصال و زيارت و اعتقاد به
همه انبياست . بعد به سراغ ائمه طاهرين آمده و مي گوئيم ائمه
طاهرين هم همين طور هستند آن ها هم به همين نحو تا مي رسيم
به خود حضرت معصومه (ع ) خطاب مي كنيم و مي گوئيم تو
بنت رسول الله هستي بنت اميرالمومنين هستي , بنت حضرت
فاطمه (ع ) و خديجه (ع ) هستي بنت موسي بن جعفر(ع ) هستي
آن هايي كه در اجداد اين حضرت بودند و در تكون معنوي و در
تكون ظاهري حضرت دخالت داشته اند و در حقيقت اين
حضرت اثر مهمي داشته اند نام مي بريم و مي خواهيم بگوييم ,
اين وجود شريف چنين وجودي است كه ما براي زيارت او
آمده ايم . دنباله زيارت مسائل بسيار مهم تري مطرح مي شود
« عرف الله بيننا و بينكم في الجنه » و « حشرنا في زمرتكم ,
اوردنا حوض نبيكم » يعني بعد از اين كه عرف شد. حشرني و ما
حوض نبي راو سقايت به كاس پيامبر و اميرالمومنين را , به
بركت شما مي توانيم اين افتخار را داشته باشيم و دنباله زيارت
كه نكات مهمي است كه واقعا بايد در مورد تمامي اين فقرات
ساعت ها بحث كرد. معادمان و اعتقاداتمان را تقويت مي كنيم و
براي خودمان عاقبت به خيري مي خواهيم و استجابت دعا
مي خواهيم و اين كه ما با يقين از دنيا برويم و رضايت خدا را
مي خواهيم .
و از چيزهاي مهم كه بايد در آن دقت شود اين است كه به
حضرت (ع ) عرض مي كنيم « ان لك عندالله شانا من الشان » اين
تعبير يك تعبيري است كه در بين امام زادگان و اولاد ائمه (ع ) به
آن اندازه كه من ديده ام در ميان زنها فقط در بين حضرت
معصومه (ع ) وارد شده است . « ان لك عند الله شانا من الشان »
اين دلالت بر رفعت مكان آن حضرت در نزد خداوند دارد و اين
رفعت مكان معلول چه نكاتي بوده و در وجود شريف آن
حضرت مثل علمي و مسائل تقوائي بوده و بنابر اين از نكات
مهم مورد توجه از مفاد زيارتنامه آن حضرت هست كه نياز به
سند ندارد خود اين مضامين مضاميني است كه اولا مشترك در
اكثر زيارت نامه ها است و عجيب اين است كه اين زيارت نامه از
خود امام هشتم (ع ) وارد شده است .
اميدواريم كه خداوند ما از بركات آن حضرت در دنيا و
آخرت محروم نفرمايد و ما را به بركات فراوان و كثيره زيارت
آن حضرت هم از جهت علمي و هم از جهت معنوي موفق
بدارد و خصوصا از خداوند مسئلت مي كنيم كه ما را در آخرت
مشمول شفاعت اين شفيعه , حضرت فاطمه معصومه (ع ) قرار
دهد.
1 ـ منتهي الامال , ج 2 , ص .241
2 ـ حضرت آيت الله العظمي محمد فاضل لنكراني « ادام الله
ظله »
3 ـ بحارالانوار , ج 48 , ص .316
4 ـ وسائل الشيعه , ج 14 , ص 576 , بحارالانوار , ج 48 , ص
316 , همان , ج 27 , ص 228 و همان , ج 99 , ص 265 و
ثواب الاعمال , ص .98 عيون اخبار الرضا , ج 2 , ص 267 و
كامل الزيارات , ص .324
5 ـ ناسخ التواريخ , ج 7 , ص .337
6 ـ كشف الغمه , ج 1 , ص .607
7 ـ بحارالانوار , ج 57 , ص .228
8 ـ بحارالانوار , ج 102 , ص 254 و تحفه الزائد , ص .505
در ميان اولاد حضرت موسي بن جعفر ,
بعداز امام علي بن موسي الرضا(ع ) افضل اولاد
آنحضرت از نظر علمي و آگاهي به مسائل
ديني , حضرت فاطمه معصومه (س ) بوده
است
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه
آنحضرت فرمودند : همانطور كه مكه حرم
خدا , مدينه حرم رسول خدا و كوفه حرم
اميرالمومنين است , قم حرم من و اولاد من
است

|
با فرهيخته اي كه هنوز دلش براي
نهج البلاغه مي زند
|

دكتر سيدجعفر شهيدي بعد از نوشتن حدود 15 كتاب و
تاليف حدود 120 مقاله سترگ , در سن 83 سالگي هر جند
خسته است , اما هنوز از كارهاي بر زمين مانده اش مي گويد.
خبرگزاري دانشجويان ايران اين بار به ديدار سيدجعفر
شهيدي , مترجم نهج البلاغه و محقق بنام كشورمان در زمينه
تاريخ اسلام رفته است .
شهيدي هنوز دلش در نجف جا مانده است : « آنجا سايه
اميرالمومنين (ع ) بود , حالا هم درست است دستمان كوتاه
است , ولي متوسليم » .
سال 1320 براي تحصيل علوم ديني و فقه و اصول راهي
نجف مي شود , اما بعد از هشت سال , بيماري ناگزير او را به
ايران باز مي گرداند. هر هفته بايد خود را به پزشك نشان
مي داده , در نتيجه از رفتن به حوزه باز مي ماند. براي گذراندن
زندگي و به منظور ترجمه متون عربي , نزد دكتر سنجابي ـ وزير
فرهنگ وقت ـ مي رود , اما به او اشتغال به تدريس پيشنهاد
مي شود . با ماهي 150 تومان در دبيرستان ابومسلم مشغول
مي شود و بعد كه به او مي گويند با مدرك ليسانس حقوقش به
300 تومان خواهد رسيد , بدون شركت در كلاس ها , ليسانس
الهياتش را با بهترين نمره ها مي گيرد.
سپس علامه دهخدا از سيدجعفر شهيدي دعوت به
همكاري مي كند و در نامه اي به دكتر آذر ـ وزير فرهنگ وقت ـ
مي نويسد : « او اگر نه در نوع خود بي نظير , ولي كم نظير
است . « دهخدا در اين نامه مي خواهد كه به جاي 22 ساعت , به
او شش ساعت تدريس اختصاص دهند تا بقيه وقتش را در
لغت نامه دهخدا بگذارند.
مدتي اين گونه مي گذرد , تا سال 1340 كه با مدرك دكتري
به دانشگاه منتقل مي شود.
تدريس در دانشگاه تا سال هاي 45 , 46 ادامه پيدا مي كند ,
اما بعد با ناامني دانشگاه , دانشجويان خود را به لغت نامه
مي برد كه حالا پس از سال ها , هنوز هم دانشجويانش
چهارشنبه ها به لغت نامه مي روند تا در محضر استاد كسب
فيض كنند.
شهيدي اولين كتابش را در نجف در رد احمد كسروي
مي نويسد.
ديگر كتابش , سه جلد « جنايات تاريخ » توسط ساواك
توقيف مي شود , اما بعدها با گذشت زمان بعضي مطالب
انتقادي را چندان ضروري نمي بيند و آنها را از چاپ بعدي
حذف مي كند.
شهيدي هرچند كتابهايي چون شرح مثنوي , عرشيان , قيام
حسين (ع ) , زندگاني فاطمه زهرا(س ) , زندگاني
علي بن الحسين (ع ) , شيرزن كربلا , امام حسين (ع ) ,
ابوذرغفاري , گزينه اي از سخنان اميرالمومنين علي (ع ) ,
زندگاني امام صادق (ع ) , از ديروز تا امروز (مجموعه مقاله ها و
سفرنامه ها) و ترجمه هايي چون براهين العجم ,
تاريخ الاسلام التحليلي , علي بلسان علي , شوره الحسين (ع ) ,
حيات فاطمه (س ) , حياه الامام الصادق جعفربن محمد(ع ) و
حيات السيده فاطمه الزهرا(س ) را در كارنامه خود دارد , هنوز
اما با شوري خاص دلبسته نهج البلاغه است و بر فصاحت و
بلاغت آن , يعني كلمات رسا و همه كس فهمش و مطابقت آن با
فهم شنونده ها , تاكيد دارد.
مي گويد : « بزرگان ادب عرب كه شيعه هم نبوده اند و حتي
ميانه خوبي هم با امام (ع ) نداشته اند , بلاغت خطبه ها , نامه ها
و كلمات قصار نهج البلاغه را ستوده اند » .
استاد به اين موضوع اشاره مي كند كه اين كتاب در خارج
از ايران از سده سه و چهار معروف بوده اما به دليل محافظه
كاري ايرانيان و راه باز نكردن تشيع در اينجا , از قرن هشتم
مورد توجه قرار گرفته است .
سيدجعفر شهيدي مي گويد : « اگر كسي بخواهد از يك
زندگي درست و حسابي و خداپسند برخوردار شود , بايد اين
كتاب و دستوراتش را بخواند , چون هم مصلحت فردي در آن
رعايت شده و هم مصلحت اجتماعي » .
او اوايل انقلاب پافشاري مي كند تا به جاي متون عربي ,
كتابهاي درسي , بخش هايي از نهج البلاغه و اخلاقيات و
اجتماعيات آن در كتاب ها قرار بگيرد , مي گويد : « زمان ما در
مكتبخانه , نه ملاي مكتب چيزي از نهج البلاغه مي فهميد , نه
دانش آموزان , و فقط قرآن مي خوانديم . اما از سال 1313 آيات
منتخبي از قرآن و بخش هايي از نهج البلاغه در دانشگاه ها ارايه
شد و كساني چون آيت الله طالقاني كه با نهج البلاغه آشنايي
داشتند , در اين زمينه فعاليت هايي كردند , منتها ما انتظارمان
اين بود كه بعد از انقلاب , مردم و به خصوص تحصيل كرده ها
بيشتر با نهج البلاغه آشنا شوند , كه البته اين كار حكومت هم
نيست » .
شهيدي كه همواره به تاريخ اسلام و زندگي ائمه اطهار (ع )
توجه خاصي داشته است , در باره ي وضعيت پرداختن به
تاريخ , به ويژه تاريخ اسلام در ايران مي گويد : « متاسفانه آن
چيزي كه كمتر به آن اهميت داده اند , تاريخ است و علت اين
است كه از ابتدا تاريخ را براي وقت گذراني مي خوانده اند » .
وي تاكيد مي كند : « وقتي در اروپا مي خواهند تاريخ
بنويسند , چند نفر به تاريخ يك قرن مشغول مي شوند , ولي
شرقي ها اين گونه نيستند و تاريخ ما بيشتر شفاهي و نقلي
است » .
دكتر شهيدي با تاكيد بر اينكه تحليلي تاريخي هنوز در
كشور ما جا نيفتاده است , خاطر نشان مي كند : « اوايل انقلاب
خواهش كردم گروهي براي تاريخ تشكيل شود كه به نتيجه
نرسيد. حالا هم مورخان خوبي داريم , اما به تاريخ اسلام كمتر
توجه مي شود » .
سيد جعفر شهيدي در باره ي وضعيت فلسفه نيز معتقد
است : فلسفه ي ما تا ابن رشد خوب پيش رفته , اما از قرن پنج
درجا زده است » .
او مي گويد : « بزرگترين فيلسوف ما مي خواهد با چند كتاب
در اتاقش تكليف دنيا را روشن كند , اين طور كه استاد
سيدجعفر شهيدي صبح خود را در لغت نامه دهخدا مي گذراند
و در كاري گروهي مشغول تنظيم فرهنگي است كه از لحاظ
واژه ها بسيار مفصل تر از لغت نامه است . بقيه روز را در منزل
خود مي گذراند , خانه اي سرشار از كتاب و قفسه هايي شامل
فرهنگ ها , تفسيرها , لغت نامه ها , مثنوي و كتاب هاي مربوط به
آن . نهج البلاغه , كتاب هاي مذهبي , كتاب هاي فقه و حديث ,
كتاب هايي در اصطلاحات عرفاني و فلسفي و ديوان هاي شعر
و...
پيرمرد آرام و صبور به تمام پرسش ها گوش مي سپارد و
خونسرد پاسخ مي دهد. هراز گاهي هم با گفتن اينكه مهم
نيست , اين مسائل اهميتي ندارد. ميهمان نوازي
مي كند.
مي گويد : « سعي كنيد امروزتان بهتر از ديروز باشد. از كاري
كه براي اجتماع مي كنيد انتظار پاداش نداشته باشيد و تكيه تان
بيشتر بر معنويات باشد » .

|
حكمتهاي جاويدان
در سخن اميرمومنان
|
ث حكمتهايي ناب از نهج البلاغه
ترجمه از علي اكبر مظاهري
خشم و جنون
تندخويي و خشم ناگهاني , گونه اي از ديوانگي است ( و
آن , جنون ادواري است ) زيرا كه آدم خشمناك (پس از
فرونشيني خشمش , از حال كردارش ) پشيمان مي گردد; اما اگر
پشيمان نگشت , دانسته مي شود كه ديوانگي اش پايدار است .
اندوه آينده
اي آدميزاده ! اندوه و تشويش روز آينده را بر امروز ميفزا ,
زيرا اگر فردا جز عمرت باشد , خداوند روزي ات را در همان
روز به تو مي رساند.
رفاقت و عداوت
دوست خود را به آرامي و اعتدال , دوست بدار (و در
رفاقت , اندازه نگه دار و جانب احتياط را در نظر بدار و
دوستت را بر همه رازهايت آگاه مساز) زيرا اي بسا كه او روزي
دشمنت گردد و دشمنت را نيز به اندازه , دشمن بدار( و با او
جفاكار مباش ) زيرا اي بسا كه روزي دوستت گردد.
احوال دلها
دلها را روي آوريهايي است و روي گردانيهايي ; (گاهي
طربناك اند و خواهنده و گاه ديگر , ملول اند و بي رغبت ) آن
هنگام كه روزي آورند و رغبت ورزند , آنها را به مستحبات و
شايسته ها گماريد و آنگاه كه روي گردانند و ملالت ورزند , به
واجبات و بايسته ها اكتفا
كنيد.
هيبت مولا!
به اميرمومنان (ع ) گفتند : « چسان و با كدامين توان , بر
هماوردان خويش چيره گشتي »
امير دلاوران فرمود : « با هر كس رويارو گشتم , خودش مرا
در شكست دادنش كمك كرد! »
سيدرضي ـ كه خدا از او راضي باد ـ مي گويد : « حضرت ,
بدين سخن به هيبت خويش اشارت مي فرمايد , كه چنان بر
دلها چيره مي گشت و آنها را مي ترساند كه هر دلاوري را به
وحشت و هزيمت مي كشاند و توان نبرد را از آن مي ستاند! »
پرسيدن براي فهميدن
كسي كه غرض و مرضي در دل داشت , از اميرمومنان (ع )
درباره مشكلي سوالي كرد. حضرت به او فرمود : « براي فهميدن
و داناگشتن بپرس , نه براي گيرانداختن و به زحمت افكندن ;
زيرا نادان دانشجو , چونان دانشمند است , اما دانشمند كجراه و
گيرانداز , چونان نادان گمراه و لجباز است . »
بي نيازي از پوزش طلبي
بي نيازي از پوزش طلبيدن (و خويشتن را از مذلت
معذرت خواهي رهانيدن ) عزيزانه تر است از آنكه آدمي
(كرداري ناشايسته آورد و آنگاه ) معذرت بخواهد.
آبرويت را!
آبروي تو , جامد است و بسته است به روي تو. حاجت
خواستن از مردمان , آن را (ذوب مي كند) و مي چكاند و
مي ريزاند. پس , بنگر كه آن را كجا مي چكاني (و پيش پاي چه
كسي مي ريزاني )!
ثناگويي به اندازه
ثناگويي مردمان , بيش از استحقاق آنان , چاپلوسي است .
و ستودن ايشان , كمتر از سزاواري شان , يا ناتواني در
حقگزاري است و يا حسدورزي است .
سراشيبي دوزخ
... آن كس كه بسيار سخن گويد , بسيار خطا مي كند و آن كس كه
بسيار خطا كند , حيايش كاستي مي گيرد. و آن كس كه حيايش
كاستي گيرد , پارسايي و پرهيزگاري اش كاستي مي پذيرد. و آن
كس كه پارسايي و پرهيزگاري اش كاستي پذيرد , دلش مي ميرد.
و آن كس كه دلش بميرد , به آتش دوزخ درمي افتد!
خويشتن و خانواده
امير مومنان (ع ) به يكي از صحابي خويش فرمود :
« بيشترينه كار و بارت را براي عيال و فرزندت وامگذار (و اكثر
توان و زمان خويش را مصروف خانواده ات مساز) زيرا اگر
همسر و فرزندت , دوستان خدا باشند , خداوند دوستانش را
وانمي گذارد و تباهشان نمي سازد و اگر آنان دشمنان خدا باشد ,
تو را به دشمنان خدا چه كار ! و به دشمنان خدا انديشيدن و
غم آنان را خوردن و تلاش و اشتغالت را يكسره مصروفشان
نمودن , چرا بايد
آري و هرگز!
مرگ , آري ; ذلت و پستي هرگز! قناعت , آري ; گدايي
هرگز!...
روزگار , دو روز است : روزي با تو و روزي بر تو! آنگاه كه با
تو است و كامت رواست , سركشي و بدمستي مكن . و آنگاه كه
بر تو است و ناكامي , شكيبا و بردبار باش (و در هر حال ,
خويشتن را نباز).
حقوق پدر و فرزند
فرزند بر پدر حقي دارد و پدر نيز بر فرزند حقي دارد :
حق پدر بر فرزند آن است كه فرزند , پدر را در همه چيز ,
فرمان برد و اطاعتش كند , مگر در معصيت خداوند سبحان .
و حق فرزند بر پدر آن است كه :
1 ـ نامش را نيكو نهد .
2 ـ نيكو ادبش نمايد .
3 ـ و قرآن را تعليمش دهد .
نيكو و نيكوتر
وه كه چه نيكو و خجسته است فروتني ورزيدن ثروتمندان
براي تنگدستان , به اميد پاداش خداوند سبحان ! و چه نيكوتر
و فرخنده تر است گردن فرازي كردن و بي نيازي ورزيدن
تنگدستان و ثروتمندان , براي توكل به خداي رحمان !
تجارت و فقاهت
آن كس كه بدون فقاهت , به تجارت پردازد , به ورطه « ربا »
فرو مي افتد.
بزرگنمايي مصائب
آن كس كه گرفتاريهاي كوچك را بزرگ بنماياند , خداوند
به مصائب بزرگ , گرفتارش مي سازد.
كرامت انسان
آن كس كه خويشتنش برايش بزرگوار و ارجمند باشد و
كرامت نفس داشته باشد , شهوتها و خواهشهاي ناروايش ,
نزدش كوچك و خوار مي گردند.
معاشرت خردمندانه
دوري گزيدنت از آن كس كه تو را خواهان است , بي بهرگي
و زيان است . و رغبت ورزيدنت به آن كس كه نمي خواهدت ,
خويشتن را خوار و زبون ساختن است .
بهاي بهشت
آيا آزاده اي نيست كه اين اندك وامانده غذاي در دهان ( و
اين متاع بويناك دنيائيان ) را براي اهل آن واگذارد !
هان ! كه براي جانهاتان , بهايي نيست جز بهشت برين ,
پس , جانهاتان را مفروشيد مگر به همان (سراي خجسته و
جاويدان ).
پاداش پاكدامنان
پاداش مجاهد شهيد در راه خدا , برتر نيست از پاداش آن
كس كه بتواند گناه كند و دامان خود را بيالايد , اما عفت ورزد و
دامنش را پاكيزه نگه دارد.
هان ! كه آدم عفيف و پاكدامان , گويا فرشته اي است از
فرشتگان ! (و چونان ملكي است از ملائكه خداوند سبحان .)
بدترين برادران
بدترين برادران و دوستان , آن است كه آدمي براي او به
تكلف و رنج افتد (و همنشيني و پذيرايي اش موجب زحمت و
مشقت باشد).

|
|
| |