روزنامه جمهوري اسلامي 10/03/1383 صفحه سرمقاله
آزمايش « ناتو » براي يك جنگ صليبي جديد!


بسم الله الرحمن الرحيم
آمريكا رسما از « ناتو » خواسته است كه در عراق , نيرو پياده كند و در آنجا مستقر شود. بدين ترتيب , تهاجم سازمان يافته غرب عليه دنياي اسلام , حالت جدي تري به خود مي گيرد. « ناتو » مطابق اساسنامه خود , به اعزام نيرو در خارج از قلمرو جغرافيائي كشورهاي عضو , مجاز نيست . اعزام نيروهاي ناتو به افغانستان هم با همين مانع حقوقي مواجه بود و سرانجام قرار شد با مصوبه اي , نيروهاي ناتو بعنوان نيروهاي حافظ صلح به افغانستان اعزام شوند. اما در عراق , مسئله بكلي متفاوتست .
سئوال جدي اينست كه نيروهاي ناتو در عراق بايستي در مقابل چه كساني بجنگند البته ممكن است آمريكا بتواند ساير اعضاي ناتو را براي اعزام نيرو به عراق , باز هم تحت عنوان نيروهاي حافظ صلح توجيه كند , اما واقعيت اينست كه تمامي توجيهات واشنگتن براي ادامه حضور نظامي و اشغال عراق , از اساس باطل و دروغ از آب درآمده است .
ادعاي تلاش براي انهدام سلاحهاي كشتار جمعي عراق , ادعاي تلاش براي درهم شكستن باندهاي تروريستي در عراق و ادعاي ايجاد دمكراسي در اين كشور توسط اشغالگراني كه بجز تجاوز و جنايت هنري ندارند , بسيار مضحك و غيرقابل باور است . امروزه حتي ديپلماتهاي كاركشته آمريكائي هم زبان به انتقاد علني گشوده اند و عليه سياستهاي جنون آميز بوش و دستيارانش در عراق , از جملاتي استفاده مي كنند كه با واژه هاي مورد استفاده مخالفان هميشگي سياستهاي جنگ افروزانه آمريكا در سطح جهاني , تفاوت چنداني ندارد.
برخي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه استراتژي جديدي در اردوگاه « نو محافظه كاران » آمريكا درحال اجرا است كه حتي برخي از بخش هاي اجرائي هيئت حاكمه آمريكا هم از جزئيات آن بي اطلاع هستند و گاه به مقابله با آن برمي خيزند. اگر ابعاد عظيم خيانتي كه قرار است در عراق به مرحله اجرا گذاشته شود , بخوبي ترسيم و درك شود , يقينا به اين جمع بندي خواهيم رسيد كه فجايع اخير در كربلا , نجف , كوفه و درون زندانهاي عراق , فقط نقطه شروع طرحهاي جنون آميزي است كه قرار است بزودي ولي براساس يك جدول زماني , در عراق و سپس در كل دنياي اسلام به مرحله اجرا درآيد.
هدف اصلي , سلطه جهنمي غرب و مشخصا آمريكا بر مقدرات دنياي اسلام است و براي تحقق اين مهم , واشنگتن در بررسي هاي مستمر خود به اين نتيجه رسيده است كه « شيعه » بعنوان « خاكريزي اصلي » بايستي براي هميشه از صفحه روزگار محو گردد و براي تحقق اين هدف جنون آميز بايستي راهكارهاي مختلفي در پيش گرفته شود كه نهايتا به اهداف مورد نظر آمريكا دست يابد.
انتشار كتابي تحت عنوان « نقشه اي براي جدائي مكاتب الهي » در آمريكا , بعنوان اساس دستورالعمل آمريكا در اين زمينه ارزيابي مي شود. دكتر « مايكل برانت » يكي از معاونين سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) در گفتگوي مفصل و در عين حال وقيحانه اي , ابعاد استراتژي جديد واشنگتن در اين مقوله را تشريح كرده است . او ميگويد : « در ميان مسلمانان , شيعيان بيشتر از پيروان ساير مذاهب فعال و پويا هستند. مطابق يك تحقيق سازمان يافته در اين زمينه , سه محور اساسي براي بررسيهاو هدفگذاريها تعيين شد كه مشخصا عبارتند از :
1 ـ ايجاد درك جديد و به روز راجع به مذاهب مختلف اسلامي
2 ـ ارائه راهكارهاي كوتاه مدت براي تبليغات عليه شيعه و ايجاد انزوا و اختلاف ميان خود آنها از يكطرف و ميان شيعه و ساير مذاهب اسلامي از طرف ديگر.
3 ـ ارائه راهكارهاي دراز مدت جهت از بين بردن شيعه در دنياي اسلام .
مراكز تحقيقاتي در بررسيهاي خود به نقاط برجسته فرهنگ شيعه و ابزارهاي كارآمد آنها در راه شكل دادن به تحولات سياسي ـ اجتماعي پرداخته اند و در جمع بندي به اين محورها دست يافته اند كه :
الف : قدرت متمركز مذهب شيعه دردست مراجع و روحانيت است .
ب : مراجع شيعه , پايگاه سياسي ـ اجتماعي معتبري دارند. با كلام نافذ خود , نقش تاريخ سازي را ايفا كرده اند.
ج : فرهنگ شيعه داراي ويژگيهاي منحصربفردي است كه با توجه به محوريت آن نمي توان هيچ روشي را بر عليه آن به كار گرفت . فرهنگ عاشورا و فرهنگ شهادت طلبي , هر ساله طي مراسمي در جامعه زنده مي شود.
د : بطور مستقيم نمي توان با مذهب شيعه رودررو شد و امكان پيروزي برآن , بسيار سخت و غيرمحتمل است و بايد پشت پرده , كار كرد. لذا بجاي « اختلاف بينداز و حكومت كن » , سياست ما « اختلاف بينداز و نابود كن » است .
اما واشنگتن براي تحقق اين اهداف نياز به راهكارهاي عملي دارد كه باين شرح فهرست شده است :
حمايت مالي از سخنرانان و مداحان و مجرياني كه بتوانند فرهنگ شيعه را از اساس و از درون , منحرف و عقايد مردم را سست و متزلزل كنند.
ترويج مسائل انحرافي و خرافي بعنوان اصول فرهنگ شيعه كه نهايتا باعث شود نسل جوان از روحانيت و مذهب شيعه فاصله بگيرد و آنرا يك انديشه خرافاتي و جاهلانه تلقي كند.
فرهنگ سازي و هويت زدائي از شيعه به گونه اي كه نسل جديد كه كارآئي و فرهنگ شيعه در دوره آيت الله خميني و در طول دوران انقلاب و جنگ را نديده , نسبت به آيت الله ها و عملكردشان بي اعتقاد و حتي بي اعتماد شود.
فراهم كردن زمينه هاي تضعيف و نابودي فرهنگ آنان به دست خودشان و در نهايت , تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم . مرور اين انديشه هاي جنون آميز , حتي برروي كاغذ هم تكاندهنده است . اكنون بهتر مي توان دريافت كه آمريكا از كشاندن ماجراي اشغال عراق به زورآزمائي در نجف و كوفه و كربلا , منظور خاصي را دنبال مي كند. به خاك و خون كشيدن مردم در اين شهرهاي مقدس و درهم شكستن قداست حرم امامان شيعه , يك پديده تصادفي نيست .
اكنون رسانه هاي آمريكائي هم اين حقيقت بزرگ را كتمان نمي كنند كه دستورالعمل شروع درگيري با شيعيان , بدون اطلاع و هماهنگي « پل برمر » و فرماندهان آمريكائي مستقر در عراق و مستقيما توسط « سيا » از واشنگتن صادر شده است . اين بدان معني است كه سازمان اطلاعات مركزي آمريكا مستقيما « هدايت عمليات ضدشيعه » در عراق را برعهده گرفته و سرگرم اجراي قسمت جديد آن است .
برادران اهل سنت بدانند كه پس از كسب موفقيت هاي اوليه براي تضعيف شيعه , نوبت آنان هم خواهد رسيد و فردا شاهد هتك حرمت مدينه پيامبر(ص ) و حرم امن الهي در مكه خواهيم بود. از ديدگاه دشمن , اين يك « آزمايش » است كه اگر نتيجه ها مطابق ميل دشمنان اسلام بود , دور جديدي از جنگ هاي صليبي براي تصاحب و تصرف و حاكميت مطلق صليبي هاي شرور بر سرزمين ها و گلوگاههاي استراتژيك دنياي اسلام را شاهد خواهيم بود.
دنياي اسلام بداند كه اين يك تهاجم محدود , عليه يك مذهب خاص نيست بلكه نقطه شروع براي « فتح خاكريز اول » است كه نهايتا قرار است قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام براي هميشه به تصرف صليبي هاي اشغالگر درآيد. قرار است سفارت آمريكا در عراق با 5 هزار كارمند بعنوان بزرگترين سفارتخانه آمريكا در جهان از ماه آينده فعاليت خود را آغاز كند. روشن است كه براي اداره يك سفارتخانه معمولي به چنين تركيب خاص جمعيتي نياز نيست بلكه سفارت آمريكا در عراق بدين ترتيب قرار است سرفرماندهي ارتش آمريكا در خاورميانه و مركز ثقل فعاليت هاي آينده آمريكا براي تحقق چنان هدفي در كل خاورميانه باشد و عراق , فقط خاكريز اول است . اشغالگران سعي دارند اراده ضداشغالگري شيعه را در عراق درهم بشكنند تا در قدمهاي بعدي , خاكريزي هاي بعدي , شايد هم بي هيچ مقاومتي به تصرف صليبي هاي جديد در آيند و چنين مباد.