روزنامه جمهوري اسلامي 07/03/1383 صفحه امام
خشم امام خميني عليه دولت هاي اسلامي وابسته




محمدعلي رستميان
يكي از آرمان هاي بزرگ رهبر كبير انقلاب اسلامي وحدت جوامع اسلامي و احياي عزت از دست رفته امت اسلامي بود. اين آرمان از همان روزهاي آغازين شعله هاي انقلاب اسلامي در سال 1342 هـ . ش خود را آشكار نمود و آن حضرت در كنار توجه به وضعيت ايران و امور ناگواري كه در آن جريان داشت , به كل امت اسلامي نيز توجه ويژه اي كرده و راه وحدت اسلامي را به دولت ها و ملت ها گوشزد نمودند تا اينكه شايد آنها هدايت پذيرند و به راهي كه عزت اسلام و مسلمين در آن است باز گردند.
امام راحل قدس سره علاوه بر تذكرهاي لازم در موارد مختلف به فرد فرد مسلمانان جهان براي انتخاب رويكردي مناسب در احياي عزت و وحدت امت اسلامي , يكي از جريان هاي موثر در اين زمينه را حكومت هاي متعددي مي دانستند كه بر جغرافياي پهناور كشورهاي اسلامي مسلط مي باشند اين حكومت ها به جهت گرفتاري به مسائل مختلف مانع مهمي بر سر احياي عزت اسلامي بوده و هستند. از اين جهت آن حضرت اصلاح اين حكومت ها را امري لازم در راستاي اين آرمان بزرگ مي دانستند و همواره با نصيحت و گاه و بيگاه با اظهار خشمي آگاه بخش از رفتار آنها در پي بر طرف كردن ناهنجاريهايي بودند كه حكومت هاي اسلامي به آن دچار شده اند.
فاصله گرفتن دولت هاي اسلامي از اسلام
ايشان در سال 1343 هـ . ش در جمع طلاب و مردم قم كه هنوز در حال و هواي قيام 15 خرداد 1342 به سر مي بردند , حكومت هاي حاكم بر كشورهاي اسلامي را داراي مشكلات ريشه اي مي داند كه در راستاي اهداف استعمارگران و منافع آنها قرار دارند. اصل وجود حكومتهاي كوچك كه لاجرم داراي قدرت كم و هواهاي تشتت هستند , از نقشه هاي استعمارگران براي تسلط بر كشورهاي اسلامي بوده است .
دولت عثماني يك دولت اسلامي بود كه سيطره اش گرفته بود تقريبا از شرق تا غرب را. آنها ديدند كه با اين دولت اسلامي به اين قوي اي نمي شود چاره اي كرد... تجزيه كردند دولت عثماني را به دول كوچك كوچك , آنها در قبضه مستعمره چيها و ملت بيچاره در قبضه آنها1
اما به نظر مي رسد كه امام خميني قدس سره اين مشكل را آنچنان جدي نمي دانستند كه نتوان آن را حل كرد. هر چند كه دولت هاي متعددي در كشورهاي اسلامي پديد آمده بود , اما آنچه كه براي اين دولت ها و در نتيجه براي تمام اسلام و مسلمين مشكل محسوب مي شود و عزت اسلامي را مخدوش مي نمايد , صرف تعدد اين حكومت ها نيست , بلكه فاصله گرفتن آن ها از ظاهر و باطن اسلام است . دولت عثماني هر چند مشكلات جدي داشت ولي حداقل دولتي اسلامي محسوب مي شد و عزت خويش را در اين راستا جستجو مي كرد ولي دولت هاي كوچك تشكيل شده اين امر را در جاي ديگري مي يافتند.
اين دولت عثماني در تحت ظل خلافت اسلامي , در تحت ظل اتكاي به قرآن مجيد آن مجد را داشت . بعد از آنكه تجزيه شد , در زمان ما , در زمان آتاتورك خبيث , اسلام را در آنجا الغا كردند و الان دولت تركيه دولت مسلم نيست ... و آنها ديدند كه اتكاي به اسلام نقطه بسيار بزرگي است كه با اين اتكا نمي شود دولت هاي اسلامي را از بين برد. در تركيه اسلام را از حساب دولت جدا كردند2
از ديدگاه امام خميني قدس سره مشكل اساسي دولت هاي اسلامي همين است كه اين مشكل مشكلات جدي ديگري به دنبال داشته است كه همه موجب گرديده است تا دو عامل پيروزي امت اسلامي يعني وحدت و احساس عزت مخدوش شوند و ملت هاي مسلمان در دنياي كنوني ذليل و خوار استعمارگران شوند و قدرت قابل ملاحظه اي محسوب نشوند.
وابستگي دولت هاي اسلامي
يكي از آثار مهم فاصله گرفتن دولت هاي اسلامي از احكام اسلام وابسته شدن آنها به قدرت هاي استعمارگر است . بي شك هر دولتي نيازمند پشتوانه است تا بتواند در ميان كشورهاي ديگر از استقلال و عزت خويش دفاع كند. يكي از اين پشتوانه ها قدرت اقتصادي و نظامي و ديگري ملت و مردم هستند. كوچك شدن دولت هاي اسلامي آنها را از داشتن اين دو پشتوانه محروم كرده است . زيرا دولت هاي كوچك هم از امكانات كمي برخوردارند و هم جمعيت كمي دارند كه نمي تواند در برابر قدرت هاي استعمارگر مقاومت كند. اما مشكل عمده تر فاصله عقيدتي است كه ما جدا شدن دولت ها از اسلام ميان آنها و مردم به وجود مي آيد. مردم معتقد به دين و احكام آن هستند , اما دولت ها به اين ارزش ها اعتقاد ندارند و بدين ترتيب فاصله و شكافي بين آنها پديد مي آيد كه دولت ها نمي توانند به ملت ها اتكا و اعتماد كنند و ملت ها برعليه دولت ها دست به قيام مي زنند و همين امر اختلافات را در جوامع اسلامي تشديد مي كند.
نبايد ممالك اسلامي , روساي جمهور , سلاطين اسلام , وزراي ممالك اسلامي نمايندگان مجلس ممالك اسلامي , نبايد متنبه بشوند واقعا اينها نمي دانند مطلب رالله اگر فهميده باشند : خداي نخواسته ـ يا مجذوب هستند و يا ترس در كار هست چرا بايد بترسند براي اينكه اينها را دسته دسته كرده اند. دولت عثماني به آن عرض و طول را حالا چند تا دولت كرده اند. همه كوچك , كوچك , كوچك ملتهاي بيچاره را , اين ملت انبوه چند صد ميليوني را در تحت اسارت يك عده از خدا بيخبر قرار داده اند و آنها , آنها را استعمار مي كنند و اين سران ممالك , ملت خودشان را بيچاره مي كنند. نبايد اين دول اسلامي از خواب بيدار شوند 3


اين فريادي است كه امام امت براي بيداري دولت هاي اسامي سر داده است و از آنها مي خواهد كه از خواب غفلت بيدار شوند. خواب غفلتي كه به واسطه رعب دولت هاي استكباري ايجاد شده است و آنها در اثر تبليغات اين دولت ها نه تنها نقطه اتكاي اصلي خويش را فراموش كرده اند بلكه به كمك استعمارگران شتافته و تيشه به ريشه آن مي زنند و اسلام را امري خرافي و عقب افتاده و باعث نابودي تمدن اسلامي معرفي مي كنند. در حالي كه در زمان تسلط اسلام مسلمانان در اوج عزت , به سر مي بردند.
و از بدبختيهايي كه بر دول اسلامي و ممالك اسلامي و برملت اسلام پيش آمده است .
...يك مدت زياد دنبال اين رفتند كه پيغمبر اسلام را كوچك كنند بعدش دنبال اين رفتند كه احكام اسلام يك احكامي است كه مال هزار سال پيش است . شما تمام مطبوعاتتان , تمام تلويزيونهايتان , تمام راديوهايتان , تمام گفتارتان . نطقهايتان در مجالس , از اينها براي شكستن احكام اسلام است . سونيت هم اگر نداريد , شما را واداشتند به اين معني اما تهديدا او تطميعايا اغفالا4
در اين سخن فرياد امام قدس سره از وابستگي دولت هاي اسلامي به اوج خود رسيده است . زيرا اين وابستگي كار را به آنجا رسانده است كه به استهزاي احكام اسلامي و تبليغ بر ضد اسلام در جهت منافع مستكبران پرداخته اند.
اختلاف دولت هاي اسلامي
يكي از اموري كه امام خميني بارها تذكر داده و ناراحتي خويش را از آن ابراز داشته است , اختلاف و تفرقه بين دولت هاي اسلامي است كه تحت عنوان هاي مختلف ايجاد شده است . هر چند كه وحدت حكومت تمام مسلمانان آرماني والا بوده كه دست يافتن به آن در زمان حاضر تا حدي ممتنع مي نمايد , اما وحدت دولت هاي اسلامي و حتي غيراسلامي امري ممكن است كه تنها به خواست آنها مربوط است . امام خميني قدس سره اين هدف متوسط را امري ممكن مي شمارد كه براي نيل به آن كافي است كه دولت ها تا حدي دست از شهوات بردارند.
اينها راجع به اموري كه مربوط به دول اسلامي است , و آن مقداري كه من مي توانم به عنوان يك نفر معمم ... به دول اسلامي اعلام كنم ... ضرورياتي است كه اينها خودشان هم بايد توجه داشته باشند. و يك وحدت اسلامي واقعي پيدا كنند. گذشت كنند از بعضي شهوات خودشان . و با هم دست برادري بدهند , تفوق از هم نكنند , با هم برادر بشوند , در مقابل غرب بايستند دول شرق , حتي بوداييها , بايستند در مقابل غرب ... بعد در بين خودشان يك حكومت آرام و يك اجتماع آرام , همه ممالك سر جاي خودش باقي , هيچ كدام به هيچ كدام تجاوز نكنند5
در اين ميان دسيسه هاي دشمنان براي ايجاد اختلاف امري است كه همواره آنحضرت به دولت هاي اسلامي , هشدار داده تا متوجه باشند و گرفتار آنها نشوند. يكي از دسيسه ها قرار دادن نژادهاي مختلف در مقابل همديگر است . تحريك انگيزه هاي نژادپرستي يكي از زمينه هاي ايجاد اختلاف در ميان دولت ها و ملت هاي اسلامي و يكي از امور مخالف با روح اسلام نيز هست كه امام امت از آن به ارتجاع تعبير مي كند. يعني بازگشت به عهد جاهليت قبل از اسلام و دولت هاي اسلامي در اثر تحريكات استعمارگران به آن مبتلا شده اند.
آن چيز مهمي كه دول اسلامي را بيچاره كرده است و از ظل قرآن كريم دارد دور مي كند , آن قضيه نژاد بازي است . اين نژاد ترك است , بايد نمازش را هم تركي بخواند! اين نژاد ايران است بايد الفبايش هم چه جور باشد! آن نژاد عرب است , عروبت بايد حكومت كند نه اسلام ! اين نژادپرستي , كه در بين آقايان حالا دارد رشد پيدا مي كند و زياد مي شود و دامن مي زنند به آن , تا ببينيم به كجا برسد... همين نژادبازي كه اسلام آمد و قلم سرخ روي آن كشيد... قضيه نژاد بازي يك ارتجاعي است 6.
يكي از امور ديگري كه زمينه هاي اختلاف بين دولت ها و ملت هاي اسلامي را فراهم مي كند و استعمارگران نيز بر تشديد آن عنايت ويژه اي دارند , مسئله اختلاف بين مذاهب اسلامي است . امام خميني قدس سره عنايت ويژه اي در اين زمينه داشته و به دولت هاي اسلامي هشدار مي دهد كه مواظب اين توطئه ها باشند تا مبادا اين مسائل باعث دوري دولت هاي اسلامي از همديگر نشود.
اختلافاتي كه در عراق در ايران . در ساير ممالك اسلامي ايجاد مي كنند , بايد سران دول اسلامي توجه داشته باشند به اين معنا كه اين اختلافات اختلافاتي است كه هستي آنها را به باد مي دهد. بايد با عقل , با تدبير , توجه داشته باشند به اين معنا كه به اسم مذهب و به اسم اسلام مي خواهند اسلام را از بين ببرند. دست هاي ناپاكي كه بين شيعه و سني در اين ممالك اختلاف مي اندازند اينها نه شيعه هستند و نه سني هستند. اينها دستهاي ايادي استعمار هستند كه مي خواهند ممالك اسلامي را از دست آنها بگيرند7.
در اين ارتباط رهبر كبير انقلاب مخصوصا به دولت حاكم بر حجاز هشدار مي دهد كه جلوي فعاليت هاي تفرقه افكنانه عده اي را كه مي خواهند شيعيان را از اجتماع مسلمانان جدا كنند ودر مراسم حج بر ضد آنها تبليغ مي كنند , را بگيرد.
وظيفه ملت ها در قبال دولت هاي اسلامي
امام خميني قدس سره تا حد توان در همه مراحل قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به دولت هاي اسلامي نصيحت مي كرد كه به سوي وحدت و عزت اسلام قدم بردارند. اما از بعضي سخنان ايشان آشكار مي شود كه ايشان در بعضي مواقع از هدايت اين دولت ها و بازگشت آنها به سوي اسلام نااميد گشته و خطاب خويش را متوجه ملت ها نموده و از آنها درخواست مي كند تا تمام سعي خويش را براي هدايت دولتهاي خويش انجام دهند , حتي اگر اين امر به ساقط كردن اين دولت هاي فاسد بيانجامد . ايشان در سال 1349 هـ . ش در پيامي كه به زائران بيت الله الحرام فرستادند , وظيفه خطير آنها را در بيداري مسلمانان گوشزد نموده و از علما مي خواهند كه در بيداري ملت ها كوشش كنند و از سران كشورهاي اسلامي بخواهند كه اهداف اسلام را نصب عين خود قرار دهند و اختلافات را كنار گذاشته و براي خلاص از چنگال استعمار چاره اي بينديشند. اما اگر آنها اين مهم را قبول نكردند وظيفه ملتها اين است كه به قطع دست عمال استعمار از كشورهاي اسلامي اقدام كنند.
من دست عموم ملت اسلام و آزاديخواهان جهان را در راه قطع ريشه استعمار و استعمارگران , استقلال ممالك اسلامي وگسستن زنجيرهاي اسارت مي فشارم و از خداوند متعال دفع شر دستگاههاي جبار و عمال كثيف استعمار را مسئلت نموده قبولي اعمال و مناسك عموم را خواستار است 8.
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني قدس سره , ج 1 ص 375
2 ـ همان
3 ـ همان , ص 377
4 ـ همان , ص 379
5 ـ همان , ص 374
6 ـ همان , ص 377
7 ـ همان , ص 376
8 ـ همان , ج 2 , ص 326
امام خميني :
من دست عموم ملت اسلام و آزاديخواهان جهان را در راه قطع ريشه استعمار و استعمارگران , استقلال ممالك اسلامي و گسستن زنجيرهاي اسارت مي فشارم .
دسيسه هاي دشمنان براي ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان , امري است كه همواره امام خميني نسبت به آن دولت هاي اسلامي را هشدار مي داد كه مبادا گرفتار آن گردند.
امام راحل علاوه بر تذكرهاي لازم به فرد فرد امت اسلامي براي انتخاب رويكردي مناسب در احياي عزت و وحدت اسلامي , يكي از عوامل موثر در اين قضيه را دولت هاي اسلامي مي دانست و به همين خاطر بر اصلاح حكومت هاي اسلامي اصرار مي ورزيد و همواره با نصيحت و گاه و بيگاه با اظهار خشمي آگاهي بخش اين هدف را دنبال مي كرد.