روزنامه جمهوري اسلامي 06/03/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

بهداشت روان در اسلام
الاصول السته عشر
فهرستگان نسخه هاي خطي
مجله تخصصي كلام اسلامي
پژوهشهاي قرآني
علوم سياسي
ريحانه
آرامش
بهداشت روان در اسلام


كتاب « بهداشت روان در اسلام » را سيدمهدي صانعي نوشته و بوستان كتاب قم آن را در 300 صفحه منتشر كرده است .
در فهرست اين كتاب , عناوين زير ديده مي شود : كلياتي درباره بهداشت روان , موضوع بهداشت روان , تعريف بهداشت رواني , تاريخچه بهداشت رواني , روش مسلمانان در درمان بيماري هاي رواني در زمان هاي پيشين , بررسي مباني بهداشت رواني , معيار شخصيت به هنجار و نابه هنجار از نظر اسلام , وجدان و برقراري بهداشت روان , تلاش براي رسيدن به سعادت , چگونه انسان مي تواند به سعادت برسد , اخلاق و ارتباط آن با بهداشت روان , بهداشت روان بر مبناي نظام دادن و تعديل استعدادها , ديدگاه هاي گوناگون در باره كردار و رفتار انسان و سلامت روان , منشا بيماري رواني , منشا اصلي بيماري ها رواني از نظر اسلام , عوارض بيماري هاي رواني بر جسم , زمينه هاي بهداشت رواني , ناكامي و افسردگي و سازگاري , راه هاي رسيدن به آرامش و برطرف كردن ناهنجاري ها , آلودگي و اضطراب رواني , توبه و نقش آن در رفتار و آرامش دروني , دعا و آثار رواني و تربيتي آن , نقش الگوسازي در رشد و سقوط انسان و عناوين متعدد ديگر. در بخش هايي از مقدمه كتاب « بهداشت روان در اسلام » چنين مي خوانيم :
قرون متمادي بر بشر گذشت و در اين مدت مديد به تدريج بر تجربيات و تكامل خود , در راه رسيدن به ماديات و استفاده از رموز نهفته در عالم طبيعت مي افزود تا اين كه موجب شد انقلاب صنعتي در مغرب زمين به وجود آيد. در پي اين دگرگوني , معنويات و حقايق بسياري كه مربوط به سعادت و آرامش دروني انسان ها است , تحت الشعاع قرار گرفت . زرق و برق ها و ظواهر فريبنده مادي , آنان را از حقايق و واقعيات و بايستني ها دور گردانيد و مردم را به سرگرمي ها و لذات زودگذر , به گونه اي مشغول ساخت كه نيازهاي فطري و خواسته ها و هدف اصلي زندگي خود را فراموش كردند. فضيلت , تقوا , دوستي , محبت و توجه به ماوراي ماده , از خاطرشان محو شد. كشش ها و تمايلات حيواني و آني , ايشان را به انحراف كشانيد و در نتيجه , فضاي زندگي شان را تيره و تار ساخت , به گونه اي كه گرفتار اضطراب , سرگشتگي , تباهي و گمراهي شدند و زندگي با همه زيباي اش , به شرنگ ناراحت كننده و ناخوشايندي بدل گشت .
در زمان هاي پيشين , بشر به وسيله قحط و غلا و بيماري هاي مهلك , مانند وبا , حصبه , طاعون و ديگر بلايا تهديد مي شد; اما اكنون بر اثر پيشرفت علم و كشف علل , اين گونه ناراحتي ها و تهديدات از ميان برداشته شده است ; اما مايه تاسف و نگراني , اين است كه به همراه پيشرفت علوم مادي , ناگواري ها و ناراحتي هاي تازه و بي سابقه اي به وجود آمده كه با شدت و كميت بسيار زيادتر از پيش , ناراحتي آدمي را فراهم آورده است .
مي توان گفت كه علت اين نابه ساماني ها و ناهنجاري ها آن است كه همت بيش تر قريب به اتفاق مردم , اين است كه علوم مادي را فراگيرند و به علوم انساني , يعني دانش هايي كه انسان را تفسير مي كند و راه انسان شدن و خودشناسي را به او ياد مي دهد , هيچ گونه علاقه اي نشان نمي دهند. مي كوشند تا قواعد , فرمول هاي خشك و قوانيني را كه براي رفاه مادي و دنيوي , از آن استفاده مي شود , به مغزشان بسپارند , اما براي فراگيري علومي مانند خودشناسي و تجزيه و تحليل نيازمندي هاي فطري , ماوراالطبيعه و رواني , كه موجب سعادت دنيا و آخرت و آرامش ايشان است , كوچك ترين فعاليتي از خود بروز نمي دهند.
بشر به اين همه كشفيات و اختراعات محيرالعقول دست يافته , نيروهايي را كه در نهاد طبيعت وجود دارد , به استخدام درآورده و از آن ها استفاده مي كند و وسايل رفاه و آسايش مادي را به بهترين وجه , براي خود فراهم كرده است ; اما آيا اين همه ظواهر فريبنده و پيشرفت هاي مادي شگفت انگيز و تلاش هايي كه متخصصان رشته هاي مختلف , براي خوشبخت ساختن انسان انجام مي دهند , مردم اين دوره را از پيشينيان خويش سعادتمندتر كرده است و اگر سعادتمندتر نيستند , بلكه فرسنگ ها با بهروزي و آرامش و آسايش روحي فاصله دارند , علت آن چيست آيا براي رهايي از اين همه ناراحتي ها و رنج ها , كه به آن دچار شده اند , راهي وجود دارد
آن چه مشهود ما است و آن را احساس مي كنيم , اين است كه تمدن ماشيني و تكنيكي , علي رغم مزايا و خوبي هايش نه تنها نيك بختي و راحتي آدمي را تامين نكرده , بلكه درست به تناسب پيشرفت و توسعه علوم مادي و فناوري , ناراحتي هاي فكري و رواني جديدي براي او ايجاد كرده است .
نخستين نتيجه اي كه در اين باره گرفته مي شود , آشكارشدن واقعيتي است كه مردم به آن كم تر توجه دارند و آن اين است كه مهمترين عامل نيك بختي و بهروزي انسان , مربوط به درون خود او است نه برون او.
به همين علت است كه در برخي جوامع , كه از لحاظ ثروت و نعمت و رفاه مادي , به اوج عظمت رسيده اند , ناراحتي ها و رنجوري ها در حد بسيار زياد شيوع دارد كه شايد يك صدم آن , در دهكده هاي عقب افتاده مشاهده نشود و اين پديده , چنان روبه افزايش است كه آمارها نشان مي دهد يك صدم جمعيت اين قبيل كشورها , كم و بيش دچار گرفتاري هاي عصبي هستند و لازم است تحت درمان قرار گيرند.
اين درست است كه تاكنون چنين بوده كه هر اندازه تمدن ماشيني , پيشرفت كرده , ناراحتي ها و گرفتاري هاي دروني افراد نيز فزوني يافته است ; اما اين رويداد , به هيچ وجه بر اين دلالت ندارد كه پيشرفت تمدن و ازدياد بيماري هاي رواني , لازم و ملزوم يكديگرند , بلكه بايد بگوييم كه اين , دليل نيمه كاره بودن پيشرفت تمدن است !
هرگاه كودكي كه در حال رشد است , نصف بدنش در وضعيت طفوليت ابقا شود و نصف ديگرش به اندازه مردي كهنسال رشد كند , بدون شك هيولايي بد تركيب و ناهنجار ايجاد خواهد شد. يا اگر پرنده اي بخواهد با يك بال پرواز كند , بدون شك , به هيچ نتيجه اي نمي رسد و جز زحمت , رنج , عدم توازن و ناتواني و تلاش بيهوده و راه نيافتن به هدف , ثمري به بار نمي آورد.
از آن چه بيان شد , روشن مي گردد كه در تمدن امروز بشر , فقط علوم مادي به اندازه تسخير ستارگان , پيشرفته و علومي كه به طور مستقيم , به خود انسان مربوط است , در حالت كودكي و ناهماهنگ با كفه ديگر , باقي مانده و به سبب بي توجهي و بي مهري , موجبات نابه ساماني و ناهنجاري را فراهم آورده است ...
واضح است كه اگر انديشمندان منصفانه بنگرند , درمي يابند كه قرآن يگانه برنامه متكاملي است كه شخص درس ناخوانده اي , از سوي خداوند , آن را به بشر عرضه داشته و قادر است . جوامع بشري را از تباهي ها و گرفتاري ها برهاند و آن ها را به عالي ترين مرحله كمال برساند. آيا از افرادي مانند خودمان , كه احتمال خطا و اشتباه و پيروي از انگيزه هاي شخصي , در افكار و كردارشان بسيار است , پيروي كنيم يا از پيشواي به مكتب نرفته اي كه از جانب غيب الهام مي گرفته و محيط و نحوه زندگي اش به گونه اي بوده كه شاهد صادق اين مدعا است
همه مي دانند كه نبايد از كسي كه در معرض خطا و اشتباه و پيروي از هوا و هوس است , پيروي كرد و همه لازم مي دانند كه شخصيتي را كه خاتم پيامبران است و با آفريدگار هستي ارتباط داشته , به صداقت و امانت شهره آفاق بوده و در همه ادوار زندگي اش هيچ نقطه ضعفي مشاهده نشده , الگو و مقتداي خود قرار دهند. اگر برخي از مردم , در اين باره , به مرحله يقين نرسيده باشند , دست كم نمي توانند انكار كنند كه دستورها و مقرراتي كه آن جناب , براي جهانيان آورده , بر آن چه دانشمندان بر بشر عرضه كرده اند , ترجيح و اولويت دارد; چنان كه متفكران غيرمسلماني كه عادلانه قضاوت كرده اند , به اين امر اعتراف دارند...
آري , اگر به مقررات و دستورهاي اسلامي عمل شود , زمين غير از اين زمين مي گردد , خداوند درهاي بركات آسمان و زمين را بر مردم مي گشايد و به طور كلي ناآرامي , ناراحتي و تلخ كامي , ضديت , نفاق و اضطراب , از اجتماع رخت برمي بندد و همه انسان ها در كمال رفاه و آسودگي به سر مي برند و با هم در نهايت صفا و صميميت زندگي مي كنند و هيچ گونه اضطراب و تشويشي نخواهند داشت .
اصل اين است كه بشر در كارها راه اعتدال را در پيش گيرد و در صراط مستقيم گام بردارد , يعني همان گونه كه به نيازهاي مادي و دنيوي اش مي پردازد , نيازهاي روحي , فطري و اخروي را نيز در نظر بگيرد و چنان كه قبلا به آن اشاره شد , با هر دو جنبه پيش برود; كه اگر يك جهت را برگزيند و همت خود را به يك سو مصروف دارد , يقينا به مقصود نمي رسد و وضع اجتماعات , روز به روز نابه هنجارتر و وخيم تر خواهد شد.
در منابع اسلامي , به اين مساله , توجه خاص شده و به مردم سفارش گرديده كه در زندگي حد اعتدال را در پيش گيرند; يعني بين نيازهاي جسمي و روحي تعادل برقرار كنند و تنها يك جهت را در نظر نداشته باشند.
خداوند فرموده است :
(و كذلك جعلنا كم امه وسطا).
يعني هم چنان كه شما از راه يافتگان صراط مستقيم هستيد , شما را امتي با اعتدال قرار داديم (كه در زندگي از حد افراط و تفريط بركناريد , هم نيازهاي جسمي و هم رواني خود را برآورده مي سازيد).
در اين باره , در حديثي از حضرت امام حسن مجتبي (ع ) چنين روايت شده است :
عجبت لمن يتفكر في ماكوله كيف لايتفكر في معقوله ...
شگفتا از كسي كه درباره غذاي جسمي اش فكر مي كند (كه چه بخورد و چه نخورد) اما به غذاي معنوي (و رواني )اش نمي انديشد!
به يقين بايد بگوييم كه يگانه راه آرامش و آسودگي خاطر و سعادت آدميان , علاوه بر تامين نيازهاي مادي , توجه به نيازهاي رواني و معنوي است كه اساس آن ها شناختن خداوند و ارتباط با او است ; بدين معنا كه اگر بشر به آفريدگار خود راه نيابد و با وي انس نگيرد , در زندگي دچار نابه ساماني ها و كشمكش هاي دروني مي گردد. هر انساني فطرتا متوجه پروردگار و جوياي او است و پيوسته به سوي او در تكاپو مي باشد و تلاش مي كنند تا گمشده خود را بيابد...
بشر آرزوها و هدف هاي مادي فراواني دارد. هنگامي كه به آن اهداف و آرزوها مي رسد , باز هدف ها و آرزوهاي ديگر يا بالاتر را مورد توجه قرار داده , براي نيل به آن ها تلاش مي كند و هنگامي كه به آن ها دست يافت , هم چنان براي امور مادي ديگر , به تكاپو و فعاليت مي پردازد. همين گونه دوران زندگي خود را سپري مي كند و اضطراب و نگراني هاي دروني اش هيچ گاه برطرف نمي شود. اين بدان علت است كه انسان براي ابد آفريده شده و امور مادي دنيوي , چون زوال پذير و فاني است , خواسته و هدف او را تامين نمي كند. هر انساني مي داند كه بايد اين ثروت ها , قدرت ها و نعمت ها را رها كند و درحالي كه هيچ چيز از متاع و منصب دنيوي با او نيست , از اين عالم رخت بربندد. لذا وقتي كه در اين باره فكر مي كند , ناخودآگاه درمي يابد كه سعي و كوشش او در راهي است كه عاقبت خوشي ندارد و نقطه اتكايي برايش به وجود نمي آورد. در نتيجه , دچار حرمان و ناراحتي شده , پريشاني و اضطراب و ناهنجاري رواني بر او مستولي مي گردد.
نكته جالب توجه اين است كه آدمي به مقتضاي فطرت خود , چنان كه بيان شد مي خواهد با ذاتي انس بگيرد كه فناناپذير و هميشگي است تا پشتيبان و تكيه گاهش باشد. لذا در جست وجوي او است ; اما چون به خواسته خود نرسيده و به پيشگاه پروردگارش بار نيافته و گمشده خود را پيدا نكرده , براي تامين اين نيازمندي فطري , از روي خطا , به امور مادي و ظاهري و جنبه هاي جسمي پرداخته و آن ها را به جاي خواسته حقيقي و گمشده واقعي اش جست وجو و تعقيب مي كند و چون اين گونه امور , خواسته واقعي اش نيست و نياز اصلي اش را برآورده نمي سازد , او را اقناع نكرده , از تشويش و ناراحتي دروني نجات نمي دهد. وي هنگامي آرامش مي يابد كه به مطلوب و خواسته اساسي و واقعي اش , كه همانا شناخت آفريدگار و باريافتن به ساحت قدس او است , برسد و او را با ديده دل ببيند كه آن , غايت آفرينش انسان و منشا همه خوبي ها و فضايل است . از اين رواست كه در روايت آمده است :
ان الله بعدله و قسطه جعل الروح و الراحه في اليقين و الرضا , و جعل الهم و الحزن في الشك و السخط .
همانا خداوند به قسط و عدل خويش آسايش و راحت مردم را در (شناخت و) يقين (به خودش ) و رضا( به قضايش ) قرار داده , و اندوه و حزن را در شك (و باور نداشتن خدا)و رضايت نداشتن (به حكم او).
در حقيقت اگر آدمي خدا را از ياد ببرد و به پيشگاه او بار نيابد , اين دنياي تاريك و بي اعتبار , در نظرش بي هدف و ملال آور خواهد بود. در اين صورت , يقينا به علت احساس پوچي زندگي و پي آمد آن , كه فشار رواني و اضطراب وعدم تعادل فكري و رفتاري است , جسم انسان نيز تحت تاثير قرارگرفته , او را رنجور و بيمار مي سازد. خداوند فرموده است :
« الا بذكر الله تطمئن القلوب » .
اگر به مقررات و دستورهاي اسلامي عمل شود , زمين غير از اين زمين مي گردد و خداوند درهاي بركات آسمان و زمين را برروي مردم مي گشايد و ناآرامي , تلخ كامي , نفاق و اضطراب و... از اجتماع رخت برمي بندد
يگانه راه آرامش و آسودگي خاطر و سعادت , علاوه بر تامين نيازهاي مادي , توجه به نيازهاي رواني و معنوي است كه اساس همه اين نيازها , شناختن خداوند و برقراركردن ارتباط با او است

الاصول السته عشر




كتاب الاصول السته عشر (مجموعه من كتب الروايه الاوليه في عصر الائمه المعصومين عليهم السلام ) كه توسط ضياالدين محمودي تحقيق شده است , توسط انتشارات دارالحديث در 431 صفحه به زبان عربي منتشر گرديده است .

فهرستگان نسخه هاي خطي




كتاب « فهرستگان نسخه هاي خطي حديث و علوم حديث شيعه » را علي صدرايي خويي تاليف كرده و موسسه دارالحديث آن را در 554 صفحه منتشر نموده است .

مجله تخصصي كلام اسلامي




شماره 49 مجله تخصصي كلام اسلامي با عناوين زير منتشر شده است :
عرض شدن دين , دين مدني و مدنيت ديني , رنگ سحرگاه زوحشت پريد , تحقيقي پيرامون برهان صديقين , حديث امام صادق در قالب نظم فارسي , مباني حجيت روايات اهل بيت , آجال , انجيل , اسما و صفات خدا , كلياتي از علم كلام , پلوراليسم اجتماعي از نظر شهيد مطهري , ارجوزه اي در عقايد , نقد و بررسي كتاب و...

پژوهشهاي قرآني




شماره 34 پژوهش هاي قرآني از سوي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم با عناوين زير منتشر شده است : هدف حقوق در قرآن و مكاتب بشري , منابع حقوق در قرآن , قرآن و مبناي حقوق , ويژگي هاي قواعد حقوق وضعي و اسلامي , ارتداد و آزادي عقيده از نگاه قرآن , امنيت فردي در نظام حقوقي قرآن , سبك علامه طباطبايي در نقد آرا مفسران , همسان سازي تفسير قرآن و متون بشري , زبان قرآن و متعهد برانگيزي در متن واقع گرايي , قرآن و واژگان بيگانه و...

علوم سياسي




شماره 24 فصلنامه تخصصي « علوم سياسي » با عناوين زير از سوي موسسه آموزش عالي باقرالعلوم عليه السلام منتشر شده است : چشم انداز علم سياسي اسلامي و ايراني نوين , طرمه نامه فقه سياسي , آشفتگي مفاهيم سياسي در ايران معاصر , بحران علم سياست در ايران , رفتارسياسي آيت الله مدرس از منظر امام خميني , انتقال قدرت از قاجاريه به پهلوي , مباني نظري انديشه سياسي ابوريحان بيروني , بررسي تطبيقي رفتار سياسي مليون جبهه ملي و نهضت آزادي , گفتمان اسلام گرايان در برابر پست مدرنيته , تحولات و خط سير انديشه اسلامي معاصر , انديشه هاي سياسي و فلسفي و ديني سيدجمال , آزادي بيان در اسلام , آزادي و تربيت سياسي و...

ريحانه




شماره 5 فصلنامه فرهنگي و پژوهشي « ريحانه » با عناوين زير منتشر شده است : انقلاب اسلامي و آرمان هاي بيداركننده جنبش زنان , ضرورت تدوين فقه زنان , انقلاب اسلامي و تحولات عرصه آموزشي , درآمدي بر ضرورت انجام پژوهش هاي ملي زنان , جمهوري اسلامي ايران و ارتقاي نقش و جايگاه زنان در سازمان كنفرانس اسلامي , مشاركت سياسي زنان در روند انقلاب اسلامي , تاثير و تاثر انقلاب اسلامي ايران بر زنان , جهاني شدن اقتصاد و تاثير آن بر وضعيت زنان , تعارض ميان نقش هاي خانوادگي و اجتماعي زنان و...

آرامش




شماره 7 و 8 فصلنامه علمي , آموزشي , مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي با نام « آرامش » منتشر شده است . در فهرست اين فصلنامه عناوين زير ديده مي شود : ويژگي هاي افراد مراجعه كننده به مراكز مشاوره نيروي انتظامي در سال 1381 , اصول و كاربرد مشاوره در پيشگيري و درمان مصرف مواد مخدر , خلاصه اي از كاركرد مددكاري اجتماعي در مراكز پليس ايران و جهان , مددكاري اجتماعي در بحران , بزهكاري جوانان و نوجوانان , خودآگاهي مددكاري , اصول خودآگاهي مددكاري در ديدگاه امام خميني و...