
جواد محدثي
كسي كه پايه گذار يك حركت انقلابي , اصلاحي , فكري و
اعتقادي است , بيش از ديگران نسبت به سرنوشت و آينده و
وضعيت آن « مولود » , دلسوز و نگران است .
امام راحل « قدس سره » به عنوان يك رهبر مذهبي و با
تكيه بر نهاد مرجعيت و روحانيت , حركت و انقلابي را راه
انداخت و به ثمر رساند. تداوم اين راه , در گرو سلامت و قوت
و صلاح اين نهاد است . از اين رو , دغدغه هاي آن مرجع بيدار
و رهبر دورانديش , نسبت به حوزه ها و روحانيون و علما و
طلاب , هم مهم است و هم درس آموز و راه گشا.
در اين نوشته , به برخي از اين دغدغه ها و دل مشغولي هاي
آن پيشواي راحل مرور مي كنيم , تا چراغ راه آينده ما باشد.
1 ـ تهذيب نفس
مهمترين عامل در تاثيرگذاري معنوي و اجتماعي
روحانيت , وارسته بودن علما و طلاب از آلودگيهاي اخلاقي و
داشتن « روح مهذب » است . حضرت امام , به درس اخلاق در
حوزه ها بها مي داد. هم خود درس اخلاق داشت و هم بر تداوم
اين حركت در مجموعه هاي حوزوي تاكيد مي كرد.
از سخنان اوست : « اخلاق , بايد در همه جا و در همه
دروس مورد توجه قرار گيرد. اعتقادم بر اين است كه هر كس
حوزه درسي بزرگ يا كوچكي دارد , يكي دو دقيقه مقدمتا يا
موخرتا درس اخلاق بگويد كه طلاب با اخلاق اسلامي بار
بيايند . » (1 )
نسبت به نفش كليدي تقوا و تهذيب , اينگونه با حساسيت
هشدار مي داد :
« فضلا! طلاب علوم دينيه ! تقوا , تقوا , تنزيه نفس , مجاهده
با نفس , يك مجاهد با نفس مي تواند بر يك امت حكومت كند.
مجاهده كنيد , تهذيب كنيد . » (2 )
وقتي اين هدف تحقق مي يابد كه از سوي دست اندركاران
حوزه ها , اخلاق هم به عنوان يك « درس اصلي » تلقي و براي
آن برنامه ريزي شود , نه به صورت كاري جنبي و تشريفاتي و
مستحب , امام در اهميت اينگونه برنامه ريزيهاي تهذيبي
فرموده است :
« در مدارس , همه مدارس سرتاسر كشور لازم است كه
اشخاصي كه مذهب هستند و علما و گويندگاني كه راه حق را تا
آن اندازه كه قدرت داشتند پيموده اند , در اين مدارس بروند و
حوزه اخلاقي و حوزه تهذيب نفس و حوزه معارف اسلامي
تشكيل بدهند كه در كنار تحصيلات علمي , تهذيب اسلامي و
اخلاق اسلامي باشد .... » (3 )
2 ـ جامع نگري
آنچه علما را همواره در صدر حركت هاي اصلاحي و
انقلابي جاي داده , نگاه روشن , جامع و عيني به مسائل بوده
است . هر جا هم ضربه خورده و از ايفاي نقش بازمانده اند , به
خاطر برخي سطحي نگري ها يا نگاه محدود و غير عيني به
موضوعات و حوادث بوده است .
« جامع نگري » هم در افق انديشه هاي حوزه وياني مطرح
است , هم در عرصه برنامه ريزي هاي آموزشي , هم در قلمرو
فعاليت هاي تبليغي و ميدان عمل و فرهنگسازي .
امام در تبيين حيطه رسالت حوزه ها مي فرمايد : « شمايي كه
بايد ارشاد كنيد اين ملت را , بايد مجهز بشويد , مجهز به جميع
انحا ارشادات , مردم از شما توقع جميع انحا ارشادات را
دارند. »
آنگاه , ضمن تبيين ابعاد مختلف اسلام , رسالتي چند بعدي
براي حوزويان ترسيم مي فرمايد و نوعي تقسيم وظايف و
برنامه هاي تخصصي جامع را اينگونه پيشنهاد
مي كند.
« البته يك نفر نمي تواند همه اين ابعاد را جوابگو باشد ,
لكن يك حوزه مركب از ده هزار نفر , با حوزه هاي مركب از مثلا
سي هزار نفر , اينها مي توانند دسته دسته باشند و هر دسته اي
يك بعدي را اداره بكنند , يكي جهات عقلي را , يكي جهات
سياسي را , يكي جهات اينهايي كه همه اش اسلام است . همه
اين جهات در اسلام هست و بايد حوزه ها آنطور باشند , مجهز
باشند ... » (4 )
و در نقد شيوه گذشته و لزوم بازنگري در شيوه ها
مي فرمايد :
« ما امروز نمي توانيم مثل سابق فكر كنيم . ما سابق
تبليغاتمان محصور به ايران بود... پيشتر احتياج به زبانهاي
خارجي نبود , امروز احتياج است به اين , يعني جزو برنامه
تبليغات مدارس بايد زبان باشد , زبان هاي زنده دنيا , آنهايي كه
در همه دنيا شايع تر است . » (5 )
3 ـ زي طلبگي
همه كيان و موقعيت و محبوبيت و نفوذ كلمه و اعتبار
روحانيت , در گرو صدق و زهد و قناعت و ساده زيستي و
پارسايي و مشي پيامبرانه و سيره متواضعانه و مردمي زيستن و
پرهيز از تجملات و دنيا طلبي و مقام خواهي است . اگر اين
سرمايه ها از فرزندان حوزه گرفته شود , بسيار آفت پذير خواهد
شد.
نگراني حضرت امام , همواره از رخنه اين گونه روحيات به
بدنه حوزه بوده و همواره هشدار مي داد و بر حفظ شوون
روحانيت و زي طلبگي تاكيد مي كرد :
« همه مردم متوجه شما هستند. لذا زي اهل علم خودتان را
حفظ كنيد , درست مانند علماي گذشته ساده زندگي كنيد...
سعي كنيد زندگي تان از زي آخوندي تغيير نكند. اگر روزي از
نظر زندگي از مردم عادي بالاتر رفتيد , بدانيد كه دير يا زود
مطرود مي شويد , براي اينكه مردم مي گويند : ببينيد , آن وقت
نداشتند كه مثل مردم زندگي مي كردند , امروز كه دارند و
دستشان مي رسد از مردم فاصله گرفتند . » (6 )
حضرت امام نگراني خود را از بروز اين آفت اينگونه بيان
مي كند :
« مبادا يك وقتي به واسطه خارج شدن ماها از زي طلبگي ,
مردم را از ما منصرف كنند و انصراف از روحانيت منتهي شود
به انصراف از اسلام » (7 )
« مبادا اين مردمي كه همه چيزشان را فدا كردند و به اسلام
خدمت نموده و به ما منت گذاشتند , به واسطه اعمال ما از ما
نگران بشوند . » (8 )
« اگر امروز از شما , از علما , خداي نخواسته از علماي
اسلام , از فضلاي بنام , يك امر خلاف صادر بشود , دشمن هاي
شما آن را هزار امر مي كنند و با هياهو و جنجال به اسلام نسبت
مي دهند . (9 )
4 ـ نفوذ بيگانه
به تناسب اهميت جايگاه و نقش حوزه ها در هدايت افكار
و ايجاد حركت هاي مردمي و مبارزه با استعمار و سلطه اجانب ,
وسوسه نفوذ دشمنان در بدنه اين نهاد , حتي در راس هرم
مرجعيت هم وجود داشته است .
لطمه هايي هم كه از نفوذها به حوزه و حيثيت علما وارد
شده , كم نبوده است . اما امت قدس سره پيوسته نگران اين
خطر بود و هشدار مي داد كه حوزويان آگاه باشند و به بيگانگان
و نامحرمان مجال نفوذ ندهند. اين كلام امام جالب
است :
« انها كه هميشه در فكر بوده اند كه در حوزه علميه نفوذ
كنند , به همين خاطر است . نفوذ آنها ظاهري نيست كه معلوم
باشد فلان آقا نفوذي است . چه بسا بيشتر از شما اظهار ديانت
بكند , مع ذلك در موقع مناسب كارش را انجام دهد. اينها از
مشكلات حوزه است . » (10 )
امام راحل در وصيتنامه خويش , روشن تر به اين مساله
پرداخته و نقشه هاي دشمنان را براي نفوذ در سطوح بالاي
حوزه ها و علما اينگونه افشا مي كند :
« يكي از راه هاي با اهميت براي مقصد شوم آنان و
خطرناك براي اسلام و حوزه هاي اسلامي , نفوذ دادن افراد
منحرف و تبهكار در حوزه هاي علميه است كه خطر بزرگ
كوتاه مدت آن بد نام نمودن حوزه با اعمال ناشايسته و اخلاق
و روش انحرافي است و خطر بسيار عظيم آن در دراز مدت , به
مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شياد كه با آگاهي از علوم
اسلامي و جازدن خود را در بين توده ها و قشرهاي مردم پاكدل
و علاقه مند نمودن آنان به خويش و ضربه مهلك زدن به
حوزه هاي اسلامي و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب
مي باشد و مي دانيم كه قدرت هاي بزرگ چپاولگر در ميان
جامعه ها افرادي به صورت هاي مختلف از ملي گراها و
روشنفكران مصنوعي و روحاني نمايان كه اگر مجال يابند , از
همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند , ذخيره دارند كه گاهي سي ـ
چهل سال با مشي اسلامي و مقدس مآبي .... در ميان ملت ها
زيست مي كنند و در موقع مناسب , ماموريت خود را انجام
مي دهند . » (11 )
5 ـ ظلم ستيزي
افتخار روحانيت , همواره حمايت از مظلومان و مبارزه با
ستمگران و زراندوزان و قلدران بوده است . نگراني امام از آن
بود كه مبادا حوزويان از اين خط روشن و انبيايي عدول كنند و
در خط مترفين و سرمايه داران خون آشام و مرفهين بي درد
قرار بگيرند , يا لااقل به نحوي عمل كنند كه انگ « حمايت از
سرمايه دار » به آنان بچسبد.
مي فرمود : « خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و
سياست مسوولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و
روآوردن و حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از
اعتبار بيشتري برخوردار بشوند. معاذالله , كه اين با سيره و
روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه معصومين سازگار نيست ,
دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است , تا ابد هم بايد
منزه باشد . » (13 )
امام , حوزويان را نسبت به وفاداري به اين خط روشن ,
اينگونه سفارش مي كرد :
« آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و
نبايد باتبليغات ديگران از ميدان به در روند , حمايت از
محرومين و پا برهنه هاست , چرا كه هر كسي از آن عدول كند , از
عدالت اسلامي عدول كرده است . » (13 )
و اين كلام درخشان امام تا ابد جاويدان است كه فرمود :
روحانيت متعهد , به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه
است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته ونخواهد داشت . » و
« علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و
خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ
كرده اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست
روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي , با سرمايه داران
در يك كاسه است . و خداوند كساني را كه اينگونه تبليغ كرده يا
چنين فكر مي كنند , نمي بخشد . » (14 )
اين , باور امام و گواهي تاريخ است . ولي اگر عده اي
انگشت شمار دين به دنيا فروخته و مفتون زرق و برق , از اين
خط عدول كردند و ننگ « دنياپرستي » و « زراندوزي » را
خريدند , گردي بر دامن روحانيت اصيل مي نشيند
باري ... چند نمونه از دغدغه هاي امام راحل نسبت به
حوزه هاي علميه و روحانيون مطرح شد و سخن بيش از
اينهاست .
امام راحل قدس سره , از بروز تفرقه و چند دستگي در
ميان روحانيت هم نگران بود , نسبت به فاصله گرفتن طلاب از
مراجع بزرگوار هم هشدار مي داد , بي نظمي و سهل انگاري در
امور را هم براي حوزويان زيبنده نمي ديد , رواج تفكر جدايي
دين از سياست را در حوزه ها خطرناك مي دانست , نگران نفوذ
متحجران و ساده لوحان در انديشه توده طلاب بود , از غفلت و
بازيچه قرار گرفتن در برابر امواج ساختگي و فتنه پروري و
تفرقه افكني هم نگران بود , سطحي نگري در امور درسي و
علمي را هم خطرناك مي ديد , فاصله گرفتن روحانيت را از
مردم بخصوص جوانان , نگران كننده مي دانست و دغدغه اش
آن بود كه حوزويان و علما , نقش تاريخي و رسالت حساس
خويش را در اين برهه حساس از زمان بشناسند و در سنگر
« عمل به وظيفه » بيدار و كوشا باشند.
پرداختن به همه اين دغدغه ها و نگراني ها , مجالي وسيع تر
مي طلبد.
اميد است كه فرزندان روحي امام امت در حوزه هاي علميه
« خط امام » را همواره در مد نظر داشته و از آن عدول نكنند و به
آن وفادار بمانند.
(پايان )
پي نوشت ها :
1 ـ صحيفه نور , ج 20 ص 56
2 ـ همان , ج 5 ص 131
3 ـ همان , ج 14 ص 112
4 ـ همان , ج 15 ص 203
5 ـ همان , ج 18 ص 99
6 ـ همان , ج 17 ص 262
7 ـ همان , ج 18 ص 47
8 ـ همان , ج 18 ص 188
9 ـ همان , ج 8 ص 169
10 ـ همان , ج 20 ص 56
11 ـ همان , ج 21 ص 189
12 ـ همان , ج 20 ص 129
13 ـ همان , ج 20 ص 244
14 ـ همان , ج 21 ص 90
همه كيان و موقعيت و محبوبيت و نفوذ كلمه و
اعتبار روحانيت , در گرو صدق و زهد و قناعت و
ساده زيستي و پارسايي و مشي پيامبرانه و سيره
متواضعانه و مردمي زيستن و پرهيز از تجملات و
دنيا طلبي و مقام خواهي است .
امام خميني : آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد
از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از
ميدان به در روند , حمايت از محرومين و پا
برهنه هاست , چرا كه هر كسي از آن عدول كند , از
عدالت اسلامي عدول كرده است .
مهمترين عامل در تاثيرگذاري معنوي و اجتماعي
روحانيت , وارسته بودن علما و طلاب از
آلودگي هاي اخلاقي و داشتن « روح مهذب »
است .
امام خميني : فضلا! طلاب علوم دينيه ! تقوا , تقوا ,
تنزيه نفس , مجاهده با نفس . يك مجاهده با نفس
مي تواند بر يك امت حكومت كند. مجاهده كنيد ,
تهذيب كنيد.

|