روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1383 صفحه امام
ماهيت تجاوزگرانه آمريكا از نگاه امام خميني




سيد مهدي موسوي كاشمري
از ويژگيهاي بشر , برخورداري از غرائز حيواني همراه با فطرت و روح خدايي است بزرگترين رسالت اديان آسماني , پرورش بعد انساني و معنوي بشر در عين برخورداري معقول و محدود از غرايز طبيعي است , مصلحان و مربيان بشر در حوزه دين مي كوشند با ايجاد و موازنه و اعتدال بين آن خواسته ها و رابطه ي مستحكم بين آنها با قواي عقلي , قافله انساني را به حيات معقول و خداپسندانه اي رهنمون سازند.
توسعه مدنيت و صنعت مي توانست به گونه اي بنيان شود و سمت و سو يابد كه بشر را در اين مسير خوش فرجام , همراهي و مساعدت كند و اين در صورتي محقق مي شد كه زمامداران و هاديان اين تمدن كساني باشند كه به دور از هوي و هوس و بر كنار از اسارت خود خواهي ها و غرايز حيواني , تنها به سعادت و كمال انسانها بينديشند و با بهره گيري از اين ابزارها راه زندگي ناب و حيات طيب را براي بشر هموار سازند.
متاسفانه سير تاريخ زندگي بشر همواره غير از اين بوده است و هميشه حاكميت و غلبه در جوامع بشري از آن محكومان و مغلوبان خوي حيواني بوده است , اسيران در بندي كه جز به ارضاي تمنيات و هوسهاي خود نمي پرداختند , تا حدي كه حتي محصول رشد فن و دانش بشري را كه مي بايد به توسعه مدنيت و آسايش روحي و رفاه مادي و معنوي بشر كمك كند , به استخدام مطامع خود در آوردند و از اين رهگذر در امتداد تاريخ , فجايع بي شماري به بار آمد كه ياد آن عرق شرم بر جبين انسان مي نشاند.
تمدن جديد كه در طول حيات خود خدمات فراوان و حيرت آوري به انسان كرده است , متاسفانه به همان نسبت به تخريب بنيانها و شالوده هاي معنوي و امنيت روحي بشر ياري رسانده است و ارمغان آن در كنار آبادي زندگي مادي بشر اضطرابها و نگرانيهاي رواني است , كه تا اين زمان در صحنه ي حيات آدمي پيشينه اي براي آن نمي توان يافت .
رشد بعد حيواني , تفاخر , تكاثر و تنازع بر سردست يابي به امكانات مادي , تقويت خوي درندگي , خودپرستي , سود محوري , كامجويي , ويراني اخلاق و بي فروغ گشتن اصالتها و فضايل معنوي و تقدم حقوق حيوان بر حقوق انسان , از صدها و هزاران پي آمدهاي سوئي است , كه تمدن منهاي هدايت الهي و به اصطلاح , زندگي سكولاري به بشر هديه كرده است .
بديهي است حاصل چنين مدنيتي , سردمداري نظامهايي همچون دولت آمريكاست كه رئيس دولت فعلي آن در غم از دست دادن گربه خانوادگي اش روزها عزا گرفت و با كمال بي شرمي آن را در رسانه هاي جمعي خود به اطلاع جهانيان رساند , و اين در حالي بود كه همزمان با آن , رژيم غاصب صهيونيستي با تمام قوا به قلع و قمع فلسطينيان بي پناه مشغول بود و خانه هاي صدها فلسطيني را بر سرشان خراب مي كرد و او نه تنها اعتراض نكرد , بلكه با حمايتها و دلگرمي دادن به شارون جنايتكار , او را در اين نسل كشي هاي خود , تقويت و تشويق نيز مي نمود.
امام خميني (ره ) با شناخت عميق و گسترده ي خود از ماهيت انسان ستيز دولت آمريكا با فرياد رسا هشدار دادند : « آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است » . (1 ) و بر همين اساس اعلام كردند : « سلطه ي آمريكا تمام بدبختيهاي ملل مستضعف را به دنبال دارد . (2 )
و در همين راستا يادآور شدند : « آمريكا اين تروريست با لذات , دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و همپيمان او , صهيونيسم جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود , جناياتي مرتكب ميشود , كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند . » (3 )
تعبير « تروريست با لذات » از زبان امام (ره ) در خصوص آمريكا بسيار گويا و پرمعناست و نشان از شناخت ژرف آن بزرگوار از اين نظام سلطه دارد. زيرا تروريسم گاهي به منظور مبارزه سياسي و دست يابي به قدرت و غلبه ي بر رقيب است , خواه اين خواسته , حق باشد يا باطل .
ولي گاهي اين كار بر خواسته از درنده خويي و طبيعت سركش بشري است . و به عبارت ديگر , طغيان بشر گاهي از سر احساس خسارت و محروميت و با انگيزه ي وصول به خواسته ي حق يا باطلي است كه ديگران از دست او ربوده اند و زماني ناشي از خوي استكباري و به گفته ي قرآن (4 ) نشات گرفته از استغنا و احساس بي نيازي اوست . قتل و جنايت در مورد نخست , با انگيزه هاي بيروني و عارضي است , ولي در مورد دوم داراي عامل دروني و ذاتي است .
به اعتقاد حضرت امام (ره ) اين سركشي ها و آدم كشي ها توسط نظام استكباري آمريكا ريشه در ذات ناپاك و زياده خواه آن دارد كه حاكي از غلبه خوي حيواني و درنده خويي بر جوهره انسان سردمداران آن و مسخ حقيقت بشري آنان است .
از نگاه ايشان : « هر بلايي سر انسان مي آيد , يا جامعه از دست قدرتمندان مي بيند , اين در اثر هواي نفس و خود خواهي است . » (5 )
انساني كه محكوم غرايز و اسير آن شده است , اگر بر كنار از قدرت باشد شعاع آن محدود است و تنها خود و اطرافيان خود را زيان مي رساند , ولي اگر چنين شخصي به قدرت و حكومت دست يابد , دامنه ستم و جفا كاري او گسترش مي يابد و تا هر جا زبانه آتش افروزي او برسد , همه را در كام خود فرو مي برد. و لذا امام راحل (ره ) بر اين باور بودند كه : « همه مصيبتهاي ما از آمريكاست » (6 ) و نيز « تمام گرفتاريهاي ما از اين آمريكاست , تمام گرفتاريهاي ما از اين اسرائيل است » . (7 )
و نيز گفته اند : « دنيا بداند كه هر گرفتاري كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند از اجانب است , از آمريكاست . » (8 )
اهداف اقتصادي
آز و افزون طلبي نظامهاي سرمايه داري بويژه آمريكا موجب شده است تا آنها به آن چه خوددارند قانع نگردند و به ثروتهاي خدادادي خويش كه بسيار هم هست بسنده نكنند , بلكه دامنه تجاوزات خود را به ساير كشورها از جمله سرزمين هاي اسلامي كه سرشار از منابع ثروت و سرمايه هاي طبيعي است , متوجه سازند و به گفته ي امام راحل (ره ) : « در مدت بيش از سيصد سال كه اجنبيها به شرق راه پيدا كردند , مشغول به كار شدند و در همه جهات مادي و معنوي و روحيات گروهاي مختلفي كه در شرق موجود است , مطالعات دقيق كردند و به اين رسيدند كه شرق از حيث مخازن زيرزميني , مراتع و جنگلها , بسيار غني است , كه شايد خود شرقيها از آن مطلع نيستند. آنها به اسم سياح مي آمدند و اطراف همان كشورهايي را كه مي ديدند , عكسبرداري مي كردند و بر مخازن زيرزميني اطلاع پيدا مي كردند . (9 )
و بدين سان با مطالعه و كاوش دقيق اوضاع اقتصادي , اجتماعي و سياسي كشورهاي اسلامي , و اطلاع بر منابع بي بديل ثروت در آنها , اين كشورها هدف جهان خواران غرب و شرق به ويژه امريكا قرار گرفت . و از آن زمان تاكنون , آنها به اين سرزمينها به چشم يك طعمه نگريسته اند و همواره منافع خود را در غارت و سلطه ي آنها جستجو كرده اند.
امام خميني (ره ) مي گويند : « آمريكا مي گويد ما در منطقه منافع داريم , چرا بايد او در منطقه ما منافع داشته باشد چرا بايد منافع مسلمين , منافع آمريكا باشد » (10 )
منافع يك كشور در كشور بيگانه بر دو گونه است , 1 ـ منافع مشروع 2 ـ منافع غير مشروع , اولي در عرف بين المللي و جهاني معروف و متداول است و روابط عادي دولتها بر پايه آن صورت مي پذيرد و نمايندگيهاي هر دولتي در كشور دوست , حافظ منافع آن دولت در آن كشور است , ولي دومي مطالبات و اهداف نامشروعي است كه تجاوز به حقوق و غارت اموال و سرمايه هاي ملت ها را نشانه گرفته است و مقصود از آن در كلام امام , نوع دوم است , زيرا تامين منافع معمول و شناخته شده صرفا با ايجاد روابط عادي قابل تحصيل است و در چارچوب برقراري مناسبات دوستانه بين دولتها دست يافتني است , و براي تامين آن نيازي به اعمال زور , تهديد و به كارگيري طرق غيرمعمول و اساسا اعلام اين كه ما در فلان منطقه منافع داريم نيست .
گذشته از غارت منابع , نظام سرمايه داري براي بقاي خود همواره محتاج بازار مصرف است تا محصولات و توليدات زايد خود را به فروش رساند.
امام بزرگوار(ره ) در اين باره مي گويند : « ... آمريكا شما را براي نفتتان مي خواهد , براي اين مي خواهد كه بازار درست كند و به شما به قيمت گران , بنجل بفروشد. آمريكا كاري ندارد كه ملتهاي شما گرسنه هستند و تشنگي مي كشند.او مي خواهد از شما استفاده ببرد , استفاده اي كه حتي از حيوانات هم ما را پست تر حساب مي كنند . » (11 )
مقابله با اسلام
از روز نخست كه پاي استعمار , به كشورهاي اسلامي باز شد , متوجه شدند كه مهمترين مانع نفوذ آنها بين مسلمانان وجود ايمان قوي و پايدار در دلهاي مسلمانها نسبت به دين مقدس و ظلم ستيز اسلام است .
اسلامي كه كتاب آسماني آن به پيروان خود گفته است : « ولن يجعل اله للكافرين علي المومنين سبيلا » خداوند براي كافران بر ضرر مسلمانان راهي قرار نداده است )(12 ) .
و فرموده است : « ... و جعل كلمه الذين كفروا السفلي و كلمه الله هي العليا » . و خداوند گفته و مرام ـ كافران را پايين و فرو قرار داد و سخن و آئين خدا بالا و بلند مرتبه است . (13 )
و به مسلمانان دستور داده است كه : « يا ايهالذين آمنوا لاتتخذواليهود و النصاري اوليا بعضهم اوليا بعض و من يتولهم منكم فانه منهم ان الله لايهدي القوم الظالمين »
اي كساني كه ايمان آورده ايد يهود و نصارا را ولي (دوست و تكيه گاه خود) نگيريد آنها اوليا (دوست و هم پيمان ) هم اند. و كساني كه از شما با آنان دوستي كند از آنان شمرده مي شوند و خداوند گروه ستمكار را هدايت نمي كند . (14 )
و فرمان جهات مي دهد تا ريشه شرك و طاغوت بركنده شود و دين حاكم از آن خدا باشد . (15 )
آنها در راه مبارزه با اين تعليمات نجات بخش ابتدا كوشيدند تا جامعه اسلامي را نسبت به اين آئين مقدس بد بين كرده و از آن جدا كنند و به گفته امام راحل (ره ) : « يكي از مسائلي كه هم براي ما و هم براي آنها خيلي اهميت داشت اين كه , اگر مسلمين به اسلام آن طوري كه هست , دست يابند , باز منافعشان به خطر مي افتد. لذا با تبليغات مختلف كوشش كردند مطلق اديان و بخصوص اسلام را از چشم مردم بيندازند , تبليغات كردند كه اسلام افيون جامعه است » . (16 )
بي خبر از اين كه پذيرش چنين چيزي در مورد اسلام ناشي از بي خردي و بي اطلاعي شخص است . چه گونه ديني كه افيون جامعه است , پيروان خود را به حركت و جهاد با ستمگران به منظور قطع ريشه هاي طاغوت و اعتلا و برتري پيروان خود , فر مي خواند !


با شكست وعدم توفيق در اين طرح , استكبار جهاني راه ديگري در پيش گرفت و آن تلاش در جهت جابجايي مفاهيم حركت آفرين و ظلم ستيز دين و تحريف معنوي آنها است . آموزه ها و حقايقي همچون جهاد , شهادت , هجرت , ايثار , علم , تولي , تبري , امر به معروف و نهي از منكر و مانند آن از زندگي مردم حذف گرديد و دستورالعملهاي سازنده اي مانند , تقيه , زهد , اطاعت از اولي الامر , ولايت و غير آن , از پيامهاي عالي خود جدا و مفاهيم ضد آن چه در اصل گوياي آن بود بر آن بار شد.
حضرت امام راحل (ره ) در اين باره مي گويند : « يكي از كارهاي بزرگي كه شده است و گمانم اين است كه شياطين كرده اند اين است كه نگذاشتند قرآن و اسلام را آن طور كه هست بفهميم , تبليغات حتي در عمق حوزه هاي ديني نجف و قم نفوذ كرد. يكي از خطرها همين بود كه اگر مسلمانها اسلام را آن طوري كه هست بفهمند ديگر براي آنها (استعمارگران ) جايي نمي ماند. وقتي انگليسيها به عراق آمدند , يكي شان شنيده بود كه كسي اذان مي گويد گفت اين چيست گفتند اذان مي گويد. گفته بود آيا براي امپراطوري انگلستان ضرر دارد گفتند نه , گفت هر قدر كه مي خواهد اذان بگويد » . (17 )
البته نهضت جهاني اسلام طي ساليان اخير بويژه انقلاب اسلامي ايران اين توطئه ها را با شكست قطعي روبرو ساخته است .
ايجاد اختلاف در امت اسلامي
عامل نيرومند ديگري كه همچون سدي محكم فراروي اهداف استعمارگران در كشورهاي اسلامي قرار دارد وحدت كلمه و اتحاد مسلمانان است , معروف است كه پدري پير , هنگام مرگ به هر يك از فرزندان خود تير چوبي داد تا آن را دو نيم كنند , همه آنها موفق شدند , سپس چند تاي ديگر همانند آن را به هم پيوست و به هر كدام از آنان داد تا آنها را درهم بشكنند پس از تلاش فراوان , هيچ يك توفيق نيافتند. پدر به آنان گفت : شما هم اگر جداي از هم باشيد شكست خواهيد خورد و اگر با هم باشيد پايدار مي مانيد. و به گفته امام خميني (ره ) : « اگر مسلمين » يدواحد , باشند كسي نمي تواند مقابل اين جمعيت قيام كند » . (18 )
بي گمان وحدت و يكپارچگي امت , موهبتي الهي است كه همه سرمايه زمين با آن برابري ندارد. قرآن كريم مي فرمايد : « والف بين قلوبهم لوانفقت مافي الارض جميعا ما الفت بين قلوبهم و لكن الله الف بينهم انه عزيز حكيم » .و خداوند بين قلبهاي آنان الفت برقرار كرد اگر تمام ثروت زمين را هزينه مي كردي نمي توانستي بين قلبهايشان پيوند دوستي زني ولي خداوند ميان آنان الفت داد به يقين او عزيز و حكيم است . (19 )
از اين آيه به دست مي آيد ارزش اتحاد بالاتر از همه ثروت زمين است . زيرا وحدت نعمتي است كه تا دست خدا در كار نيفتد , گرچه تمامي امكانات و سرمايه هاي در راه آن صرف شود قابل دست يابي نيست . و راز ارزش آن هم اين است كه با وجود آن مي توان هر ناممكني را عملي ساخت و به هر خواسته اي هر چند بزرگ دست يافت و حتي سرتاسر زمين را تصاحب كرد , در حالي كه با فقدان آن هيچ مطلوبي , قابل تحصيل نيست , تا جايي كه اگر تمام سرمايه زمين نيز در اختيار باشد با وجود اختلاف و پراكندگي , قابل دوام نيست ,
امام خميني (ره ) در طول تاريخ زندگي سراسر مبارزه خود لحظه اي از اين كار خطير غفلت نداشته و هماره آن را به مسلمانان و مبارزان راه آزادي و شرف تاكيد و توصيه مي كرد و هميشه از اختلاف به عنوان عامل اصلي عقب ماندگي و شكست و ناكامي ملتها , نام مي برد.
ايشان خطاب به اعضاي هيئت نمايندگي عاليرتبه روحاني عربستان سعودي مي گويند :
« ... ما يك دولت قوي , مثل دولت عثماني داشتيم كه در مقابل شوروي و ژاپن مي ايستاد و گاهي هم غلبه مي كرد. وقتي دشمنان ما بر آن مسلط شدند , آن مملكت پهناور را تكه تكه كردند , هر كدام را به يكي از عمال خودشان دادند , بين آنها تفرقه انداختند و اين تفرقه موجب شد كه اسلام و مسلمين ضعيف شوند. ما بايد از اين امور عبرت بگيريم و اختلافات را رفع كنيم » (20 )
شيوه نفوذ :
مطالعه روشهاي استكبار در راه ايجاد سلطه بر ساير كشورها در طول تاريخ نشان مي دهد كه مستكبران هماره از دو شيوه ي اساسي براي اين منظور بهره مي گرفتند :
1 ـ تحقير و توهين 2 ـ قيافه خيرخواهانه براساس شيوه نخست , مستكبران به طور دائم مي كوشند به مردمي كه اراده ي سلطه بر آنها را دارند القا كنند كه شما مردماني ناتوان , كم مايه , عقب مانده و جاهلي هستيد كه سرنوشت شما با فلاكت و بدبختي رقم خورده و خود شايستگي رشد و توسعه و برطرف كردن محروميت و صعود بر قله هاي رفيع مدنيت و دانش بشري را نداريد , در حالي كه ما مهتران , رشد يافتگان و شايستگانيم كه همواره بايد دست نياز و تكدي شما به سوي ما دراز باشد.
اين حقيقت تلخ را امام خميني سلام اله عليه اين چنين بيان كرده اند : « اساس همه شكستها و پيروزيها از خود آدم شروع مي شود. باور انسان , اساس تمام امور است . در سابق انگلستان و بعد از آن آمريكا و ساير كشورهاي قدرتمند دنبال اين بودند كه با تبليغات دامنه دار خودشان به ممالك ضعيف بباورانند كه ناتوانند و هيچ كاري را نمي توانند انجام بدهند. آنهايي كه مي خواستند مخازن اين كشورهاي ضعيف را ببرند نقشه هاي درست فكر كرده آنها اين بود كه به باور مردم اين كشورها بياورند كه خودشان ناتوانند و اين باور... , اين كشورها را به تباهي كشاند ... » (21 )
برپايه شيوه ي دوم سركردگان نظام سلطه با بهره گيري از روح شيطاني خود , نقاب دوستي و دلسوزي بر چهره مي افكنند و تلاش مي كنند از خود فرشته نجاتي در اذهان مردم ساده انديش بسازند , همچنان كه شيطان نيز با همين شيوه به فريب ديگران توفيق مي يابد . (22 )
فريبنده ترين شعار آنان , دفاع از حقوق بشر و اعلاميه آن است . امام راحل (ره ) درباره آن مي گويند : « قضيه اعلاميه حقوق بشر براي اين است كه اينها با موجه كردن كار خودشان , دولتهاي ضعيف را ببلعند. گمان نشود كه قدرتهاي بزرگ براي حقوق بشر احترامي قايل هستند... اعلاميه حقوق بشر آلتي است براي چاپيدن مردم با يك وجه موجهي . اينها همه صورت سازي است . » (23 )
سخنان و نظرات ماندگار حضرت امام (ره ) در طول تاريخ پس از رحلت خود , نمونه هاي صدق و مويدات فراواني به خود ديده است كه خود گوياي ژرف نگري و بصيرت الهي آن رادمرد بي بديل پس از معصومان عليهم السلام است و هم اكنون حوادث جاري عراق و جنايات آمريكا با ادعاي حقوق بشر او در آن جا پيش روي ماست .
پي نويسها :
1 ـ و 2 ـ كلمات قصار , امام خميني (ره ) , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره ) ص .153
3 ـ همان , ص .154
4 ـ سوره علق , آيه 7 ـ.6
5 ـ كلمات قصار , امام خميني , همان , ص .75
6 ـ و 7 و 8 ـ همان , ص .154
9 ـ كوثر , خلاصه بيانات امام خميني , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره ) ج 1 , ص .407
10 ـ كلمات قصار , امام خميني , همان , ص .153
11 ـ كوثر , همان , ج 2 , ص .604
12 ـ سوره نسا آيه .141
13 ـ سوره توبه , آيه .40
14 ـ سوره مائده , آيه .51
15 ـ سوره بقره , آيه .193
16 ـ كوثر , همان , ج 1 ص .407
17 ـ همان , ص .409
18 ـ كلمات قصار امام خميني (ره ) همان , ص .107
19 ـ سوره انفال , آيه .63
20 ـ كوثر , همان , ص .348
21 ـ همان , ج 2 , ص .297
22 ـ سوره حجر , آيه .39
23 ـ همان , ج 1 , ص 167 ـ .166
امام خميني : آمريكا اين تروريست بالذات , دولتي است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و همپيمان او , صهيونيسم جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود , جناياتي مرتكب مي شود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند.
رشد بعد حيواني , تفاخر , تكاثر و تنازع بر سر دستيابي به امكانات مادي , تقويت خوي درندگي , خود پرستي , سود محوري , كامجويي , ويراني اخلاق و بي فروغ گشتن اصالتها و فضايل معنوي و تقدم حقوق حيوان بر حقوق انسان , از صدها و هزاران پي آمدهاي سوئي است كه تمدن منهاي هدايت الهي و به اصطلاح , زندگي سكولاري به بشر هديه كرده است .