روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1383 صفحه عقيدتي
تبيين ديدگاه هاي استاد مطهري درباره آسيب شناسي مدايح و مراثي ـ8
نقش مدايح و مراثي در معرفي ارزشها و انگيزه هاي سياسي نهضت عاشورا




آسيب شناسي مدايح و مراثي به كنكاش و تحقيق در چگونگي راه يابي تحريف و جعل و اسطوره و افسانه در مديحه سرايي ها و مرثيه خواني ها محدود نمي شود و آنگونه نيست كه بازشناسي آفات و زيان هاي اين عوامل مخرب , ما را از تدقيق و پژوهش در ساير ابعاد اين موضوع باز دارد. بلكه دامنه اين آسيب شناسي گسترده است و بايد ساير آفات و زيان هايي كه اهداف و انگيزه ها و آثار سترگ و پايدار نهضت مقدس عاشورا را به محاصره درمي آورد و مانع دسترسي نسلهاي گوناگون به اين آبشخور زلال معرفت و ايمان و رشد و پويايي و آزادزيستي مي گردد , به مداقه و نقد و بررسي گذاشته شود تا بشريت تشنه حقيقت بتواند از اين آبشخور جرعه هاي عشق و معنويت برگيرد و به كام جان ريزد.
يكي از اين آفات و آسيبها فراموش كردن فلسفه عزاداري و گريه براي شهداي كربلاست كه متاسفانه مرثيه خواني ها را از هدفمندي خارج مي نمايد و از محتواي غني تهي مي سازد.
ترديدي وجود ندارد كه مديحه سرايي و مرثيه خواني براي ائمه دين (ع ) به ويژه حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و شهداي نهضت عاشورا داراي فلسفه و اهداف مقدسي مي باشد. يكي از اهداف مشخص و روشني كه ائمه اطهار (ع ) از توصيه هاي مكررشان بر تداوم عزاداري و مرثيه خواني ها دنبال مي كردند زنده نگهداشتن نهضت عاشورا و نام و ياد و راه پاك و مقدس حضرت امام حسين (ع ) مي باشد. از آنجا كه « گريه » يكي از زيباترين جلوه هاي اظهار عشق و محبت به مظلوميت يك پيشواي الهي و راه و مكتب اوست و از اين طريق احساسات و عواطف گريه كنندگان با قهرمانان بزرگ و رهايي بخش انسان از ظلم و جور پيوند مي خورد و آنها را به تداوم راه و آرمان هاي مقدس مكتب و امام و رهبر آن ترغيب مي نمايد , طبيعي است كه اين روش , پشتوانه بزرگي به وجود مي آورد كه موجب زنده ماندن راه حسين (ع ) و استمرار ارزش هاي والا و مقدس نهضت او در همه عصرها مي شود.
مديحه سرايي و مرثيه خواني براي حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) متضمن حضور در حماسه سترگي است كه امام شهادت به وجود آورد و اين حضور موجب الگو قرار دادن راه و سيره و روش آن پيشواي بزرگ الهي در تمام عرصه هاي حيات سياسي و اجتماعي است .
اين كه در تاريخ زندگي امامان معصوم (ع ) به وضوح مشاهده مي كنيم كه آن مطهران و مقربان درگاه الهي خود را موظف به برگزاري مراسم عزاداري و مرثيه خواني براي حضرت سيدالشهدا (ع ) مي كردند و همواره مردم را به اتخاذ اين سيره و روش توصيه مي نمودند , جز اين نيست كه هدفشان تداوم راه حسين (ع ) و جاري شدن ارزشهاي نهضت مقدس عاشورا در تمام اعصار و زمانها مي باشد.
حضرت امام زين العابدين (ع ) , حضرت امام محمد باقر (ع ) , حضرت امام جعفر صادق (ع ) و حضرت امام رضا (ع ) , از جمله پيشوايان شيعه هستند كه خود با شور و هيجان خاصي مجالس مديحه سرايي و مرثيه خواني تشكيل مي دادند و در شهادت جانسوز حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) به شدت مي گريستند و به تشويق مديحه سرايان و مرثيه خوانان مي پرداختند. اين پيشوايان الهي از اين كه مي شنيدند مردم بر سر مزار امام حسين (ع ) حاضر مي شوند و نوحه گري مي كنند و به سوگواري و نقل حوادث و رخدادهاي عاشورا مي پردازند , خشنود مي گشتند و به درگاه حضرت پروردگار سپاسگزاري مي كردند.
ائمه اطهار (ع ) با اين عملكردها و توصيه هاي مكرر علاوه بر آن كه عواطف و احساسات مردم را با نهضت امام حسين (ع ) پيوند مي زدند و انگيزه و اهداف و آرمان هاي حركت پرشور و الهي آن حضرت را مطرح و القا مي نمودند و ارزش هاي نهفته در انقلاب مقدس كربلا را در انديشه و رفتار و سلوك مردم جاري مي كردند , از اين آثار ارزشمند به عنوان اهرم هاي مستحكم سياسي عليه زمامداران بني اميه كه دشمنان سرسخت و كينه توز اسلام و قاتلان امام حسين (ع ) و اصحابش بودند , بهره برداري مي نمودند و همواره اصل جهاد و مبارزه با ستمگران را درهمه اعصار زنده نگه مي داشتند و تعاليم سياسي اسلام را در زندگي اجتماعي مردم وارد مي كردند و امام حسين (ع ) را مظهر بزرگ اين تعاليم و معارف و الگو و اسوه اي عظيم براي همه عصرها و نسل ها معرفي مي نمودند.
بنگريم در سخنان عميق حضرت امام خميني و بينديشيم كه اين رجل محبوب الهي چسان به اهداف و انگيزه هاي ائمه دين (ع ) از اصرار مكررشان بر تداوم مراثي و عزاداري براي سالار شهيدان اشاره مي نمايد :
گريه كردن بر شهيد , نگه داشتن , زنده نگه داشتن نهضت است . اين كه در روايت هست كه كسي كه گريه بكند يا بگرياند يا به صورت گريه دار خودش را بكند , اين جزايش بهشت است , (1 ) اين براي اين است كه ... نهضت را دارد حفظ مي كند , اين نهضت امام حسين سلام الله عليه را حفظ مي كند . (2 )
عمق ارزش مجلس هاي عزاداري , كم معلوم شده است و شايد پيش بعضي هيچ معلوم نشده است . اين كه در روايات ما براي يك قطره اشك براي مظلوم كربلا آنقدر ارزش قائلند(3 ) , حتي براي تباكي (به صورت گريه درآمدن ) ارزش قائلند , نه از باب اين است كه سيد مظلومان احتياج به اين كار دارد , و نه اين است كه فقط براي ثواب بردن شما و مسلمين شما باشد. گرچه همه ثوابها هست , لكن چرا اين ثواب را براي اين مجالس عزا آنقدر عظيم قرار داده شده است و چرا خداوند تبارك و تعالي براي اشك و حتي يك قطره اشك و حتي تباكي , آنقدر ثواب داده است ... اين كه براي عزاداري , براي مجالس عزا , براي نوحه خواني , براي اين ها اين همه ثواب داده شده است , علاوه بر آن امور عباديش و روحانيش , يك مساله مهم سياسي در كار بوده است ... اين مجالس عزا كه يك سازماندهي سرتاسري كشورها هست , كشورهاي اسلامي هست و در ايران كه مهد تشيع و اسلام و شيعه هست , در مقابل حكومت هايي كه پيش مي آمدند و بناي بر اين داشتند كه اساس اسلام را از بين ببرند , اساس روحانيت را از بين ببرند , آن چيزي كه در مقابل آنها , آنها را مي ترساند , اين مجالس عزا و اين دستجات بود . (4 )
شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براي سيدالشهدا , نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه ها دارد و نه اين گريه خودش في نفسه يك كاري از آن مي آيد , لكن اين مجلس ها مردم را همچو « مجتمع » مي كنند و يك « وجهه » مي دهند... مساله , مساله سياسي است كه ائمه ما با همان ديد الهي كه داشتند , مي خواستند كه اين ملت ها را با هم « بسيج » كنند و « يكپارچه » كنند , از راه هاي مختلف , اين ها را يكپارچه كنند تا آسيب پذير نباشند . (5 )
طبيعي است كه وقتي اين فلسفه و آثار ارزشمند بر عزاداري و گريه بر شهداي كربلا مترتب مي باشد , هرگونه انحراف و برداشت ناصحيح و حركتي كه برخلاف اين هدفمندي صورت گيرد , از آفات و آسيب هاي بزرگ مرثيه خواني ها محسوب مي شود كه بايد شناسايي و با آنها مقابله صحيح و منطقي گردد.
متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري در آثار ارزشمند خويش ابتدا فلسفه گريه بر امام حسين (ع ) و عزاداري براي شهداي كربلا را مطرح مي نمايد و سپس به آسيب شناسي مدايح و مراثي مي پردازد و تهي شدن يا كم رنگ شدن سوگواري ها را از جهت و محتوا و هدف اصلي و محوري آن ـ كه همانا زنده ماندن و اثرآفريني و حركت زايي نهضت شكوهمند عاشورا مي باشد ـ به نقد و بررسي مي گذارد.
استاد مطهري فلسفه اصلي عزاداري و گريستن بر شهداي كربلا را اينگونه توصيف مي نمايد :
« ... آنها كه توصيه كردند كه عزاي حسين بن علي بايد زنده بماند , براي اين بوده كه هدف حسين بن علي مقدس بود. حسين بن علي يك مكتب به وجود آورد , مي خواستند مكتبش زنده بماند. هرگز نمونه اي از يك مكتب عملي در دنيا پيدا نمي كنيد كه نظير مكتب حسين بن علي عليه السلام باشد. اگر شما نمونه حسين بن علي را پيدا كرديد , آن وقت بگوئيد چرا ما هر سال بايد ياد او را تجديد كنيم ! نظير آنچه كه در حسين بن علي در حادثه عاشورا , در آن ابتلا و مصيبت پيدا شد , از توحيد , از جلوه ايمان , از جلوه خداشناسي , از ايمان كامل به جهان ديگر , از رضا و تسليم , از صبر , از مردانگي , از طمانينه نفس , از ثبات و استقامت , از عزت و كرامت نفس , از آزاديخواهي و آزادي طلبي , از اين كه در فكر انسان ها باشد , از اين كه در خدمت انسان ها باشد , اگر در دنيا نمونه اي پيدا كرديد , آن وقت بگوئيد چرا ما نام حسين بن علي را زنده كنيم ... زنده كردن نام و نهضت او براي اين است كه پرتوي از روح حسين بن علي بر روح ما و شما بتابد.
اگر اشكي كه ما براي او مي ريزيم , در مسير هماهنگي روح ما باشد , پرواز كوچكي است كه روح ما با روح حسيني مي كند. اگر ذره اي از همت او , ذره اي از غيرت او , ذره اي از حريت او , ذره اي از ايمان او , ذره اي از تقواي او , ذره اي از توحيد او در ما بتابد و چنين اشكي از چشم ما جاري شود , آن اشك بي نهايت قيمت دارد. اگر گفتند به اندازه بال مگس هم باشد يك دنيا ارزش دارد , باور كنيد.... اشكي كه براي عظمت حسين باشد , براي شخصيت حسين باشد , اشكي كه نشانه اي از هماهنگي با حسين بن علي و پيروي كردن از او باشد , . بله , يك بال مگسش هم يك دنيا ارزش دارد. خواستند هميشه مردم , اين مكتب عملي را ببينند , مشاهده كنند كه خاندان پيغمبر دليل بر صدق و گواه خود پيغمبر هستند . » (6 )
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري پس از مطرح كردن ارزش هاي نهفته در مكتب امام حسين (ع ) و ضرورت زنده كردن آنها به وسيله مرثيه خواني ها و مديحه سرائي ها , و نيز پس از اشاره به عزاداري ها و اشك ريختن هايي كه با پشتوانه معرفت و بينش صورت مي گيرد و به همين دليل موجب پيوند عواطف و احساسات با نهضت عاشورا و تابش پرتوي از روح مقدس حضرت امام حسين (ع ) بر سوگواران راستين مي شود , به برخي از درس ها و پيام هاي عاشورا كه در حركات و رفتار و عملكردهاي حضرت اباعبدالله (ع ) به ظهور و تجلي مي رسد اشاره مي نمايد و وجود آنها و ضرورت پيام گيري و درس آموزي عزاداران و مرثيه خوانان از اين فضايل بزرگ و ارزشمند را به عنوان يكي ديگر از فلسفه هاي سوگواري و گريستن براي امام حسين (ع ) معرفي مي نمايد.
صلابت و شكست ناپذيري و عظمت روح مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) اولين موضوعي است كه استاد مطهري از آن ياد مي كند و درسها و پيامهاي اين فضيلت بزرگ را به عنوان يكي ديگر از فلسفه هاي عزاداري براي آن پيشواي عظيم و الهي , مطرح مي نمايد :
« آن چيزهايي كه بشر هميشه به « زبان » مي آورد ولي در « عمل » او كمتر ديده مي شود , در وجود حسين (ع ) ديده مي شود. چطور روح بشر اين مقدار « شكست ناپذير » مي شود سبحان الله ! بشر به كجا مي رسد , روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد كه بدنش قطعه قطعه مي شود , جوانانش جلوي چشمش قلم قلم مي شود , در منتهي درجه تشنه مي شود و حتي به آسمان كه نگاه مي كند , به نظرش تيره و تار است , خاندانش را مي بيند كه اسير مي شوند , هر چه داشته از دست داده است , ولي يك چيز براي او باقي ماند و آن روحش است . هرگز روحش شكست نمي خورد...
اباعبدالله (ع ) در چه وقتي به ميدان آمد عصر روز عاشورا است ... از صبح تا عصر تلاش كرده و بدن هر يك از اصحابش را غالبا خودش آورده و در خيمه شهدا گذاشته است . خودش به بالين يارانش آمده , اهل بيتش را خودش تسلي داده است . گذشته از همه اين ها , داغ هايي كه ديده است , آخرين كسي كه به ميدان مي آيد خودش است . خيال كردند كه در چنين شرايطي مي توانند با حسين مبارزه كنند. هر كسي كه جلو آمد , لحظه اي مهلتش نداد. فرياد عمر سعد بلند شد كه مادرتان به عزايتان بنشيند , به مبارزه كي رفته ايد « هذا ابن قتال العرب » اين پسر كشنده عرب است , پسر علي بن ابيطالب است , « والله نفس ابيه بين جنبيه » به خدا روح پدرش علي در كالبد اوست , به جنگ او نرويد... جنگ تن به تن كردند با يك مرد تنهاي غريب , آن همه مصيبت ديده , آن همه زحمت كشيده , آن همه تلاش كرده , هم تشنه است و هم گرسنه , شكست مي خوردند و عقب نشيني كردند , نه تنها در مقابل شمشير اباعبدالله شكست خوردند , در برابر منطقش هم شكست خوردند . » (7 )
موضوع دوم كه استاد مطهري به عنوان پيام و درس بزرگ از حركت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مطرح مي كند و تداوم مرثيه خواني هاي صحيح را با آن پيوند مي زند , خطابه هاي پرشور و غني و حماسي حضرت امام حسين (ع ) در شرايط و موقعيت سخت و ناگوار و در عين حال همراه با مهارت و بلاغت و شكوه و مهابت است :
« اباعبدالله در روز عاشورا قبل از شروع جنگ , دو سه بار خطابه انشا كرد. واقعا خود آن خطابه ها عجيب است ! كساني كه اهل سخن هستند مي دانند كه ممكن نيست انسان در حال عادي بتواند سخن عالي بگويد كه در حد اعلاي اوج باشد. روح بشر بايد به اهتزاز بيايد. مخصوصا اگر سخن از نوع مرثيه باشد , دل انسان بايد خيلي سوخته باشد تا مرثيه خوب بگويد. اگر بخواهد غزل بگويد بايد سخت دچار احساسات عشقي باشد تا غزل خوبي بگويد. اگر بخواهد حماسه بگويد بايد سخت احساسات حماسي داشته باشد تا يك سخن حماسي بگويد... خطبه هاي اباعبدالله ايراد مي شود , مخصوصا يكي از آن خطبه هايي كه در روز عاشورا ايراد مي كند و از مفصل ترين خطبه هاست ... سه بار صحبت كرد , عمر سعد بر لشكريان خود ترسيد كه مبادا نطق حسين آنها را تحت تاثير قرار دهد. نوبت بعد كه اباعبدالله شروع به صحبت كرد , از آنجا كه روح دشمن شكست خورده بود , عمر سعد دستور داد فرياد كنيد و به دهان هايتان بزنيد تا صداي حسين را كسي نشنود , آيا اين علامت شكست نيست آيا اين پيروزي حسين نيست
بشر اگر با ايمان باشد , موحد باشد , اگر با خدا پيوند داشته باشد , اگر به آن دنيا ايمان داشته باشد , يك تنه بيست هزار , سي هزار نفر را از نظر « روحي » شكست مي دهد. آيا اين براي ما نبايد « درس » باشد نمونه اين ها را كجا پيدا مي كنيد چه كسي را در دنيا پيدا مي كنيد كه در شرايطي مثل شرايط حسين بن علي قرار بگيرد و دو كلمه از آن خطابه اورا بتواند بخواند » (8 )
موضوع سومي كه متفكر شهيد استاد مطهري از آن ياد مي كند و يكي ديگر از جلوه هاي نهضت شكوهمند عاشورا و موجب درس و پيام براي همه عصرها و نسل ها معرفي مي نمايد و معتقد است كه مدايح و مراثي بايد در مسير شناساندن آن به مردم تدوين گردند و در اين صورت است كه عزاداري ها و گريستن ها معنا و مفهوم حقيقي خود را مي يابند و آثار بزرگ سياسي و اجتماعي و فرهنگي آنها به ظهور و عينيت مي رسد , عبارت است از تجلي فضايل بزرگ و ارزش هاي والا در صحراي كربلا به وسيله امام حسين (ع ) :
« شما يك چنين صحنه نمايشي از فضايل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد تا به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم . پس چنين حادثه اي را بايد زنده نگه داريم . حادثه اي كه در آن يك جمعيت هفتاد و دو نفري از نظر روحي , يك جمعيت سي هزار نفري را شكست دادند ... (9 ) » , يكي از مظاهر قوت و كمال نهضت حسيني اين است كه آنها با آن همه شدت و گرفتاري هيچ كدامشان ملحق به دشمن نشد , ولي توانستند از لشكر غالب طرف مقابل دل بربايند , چنان كه « حر » و سي نفر ديگر را دل ربودند. و شايد علت اين كه اباعبدالله اصرار داشت كه هر كه رفتني است برود اين بود كه مي خواست نمايشگاهش كامل باشد و در ميان آن ها ضعيفي وجود نداشته باشد كه در گيراگير كار سستي نشان دهد. اين جهت در بدر و صفين عيب زيادي نداشت , ولي در كربلا عيب داشت , چون بناي كار كربلا بر گذشت و فداكاري بود. معمولا غالب از مغلوب دل مي ربايد نه مغلوب از غالب , و اين بدان جهت است كه از لحاظ روحي اين ها غالب بودند و آن ها را شكست و تحت تاثير قرار داده بودند . » (10 )
استاد مطهري پس از بيان اين نكته ها و پيامها , اين نتيجه گيري را مطرح مي كند كه توصيه هاي مكرر ائمه اطهار (ع ) بر گريه بر سالار شهيدان و تداوم عزاداري و مرثيه خواني , براي دريافتن اين فضايل و درسها و حفظ و صيانت و به بهره برداري رساندن آنها در عرصه هاي مختلف حيات فردي و اجتماعي است :
« اگر گفتند اين عزا را احيا كنيد , زنده نگه داريد , براي اين است كه اين نكته ها را بفهميم و دريابيم , براي اين كه عظمت حسين را درك كنيم , براي اين كه اگر اشكي مي ريزيم از روي معرفت باشد. معرفت حسين ما را بالا مي برد , ما را انسان مي كند , ما را آزادمردم مي كند , ما را اهل حق و حقيقت مي كند , اهل عدالت مي كند , يك مسلمان واقعي مي كند , مكتب حسين مكتب انسان سازي است . » (11 )
به اين ترتيب يكي از فلسفه هاي مهم گريستن براي امام حسين (ع ) و تداوم مراثي و سوگواري ها در تمام اعصار روشن و مشخص مي گردد و جهت و هدف اصلي خود را مي يابد و بر اين اساس بايد مدايح و مراثي از محتواي غني و ارزش هاي انتقال دهنده انگيزه هاي پاك و الهي نهضت عاشورا سرشار گردند و در عزارادان حسيني معرفت ها و بينش هاي لازم و ضروري را براي پاسداشت حركت مقدس حضرت اباعبدالله (ع ) و تبعيت از آرمان هاي والاي آن پيشواي بزرگ را ذخيره سازند. همچنين بايد مديحه سرايان و مرثيه خوانان از ميان كساني گزينش شوند كه از دانش هاي لازم و بينش هاي مستحكم نسبت به اهداف نهضت عاشورا و رخدادها و وقايع تاريخي اين حركت الهي ـ آن گونه كه اتفاق افتاده و در منابع و متون صحيح و معتبر شيعي ثبت و ضبط گرديده است ـ برخوردار باشند و عشق به حسين (ع ) را با دانش و بصيرت و احساس مسئوليت در انتقال ارزشهاي والاي نهضت عاشورا به نسل ها به هم بياميزند تا محافل و مجالس مختص به مدايح و مراثي از « شور » و « شعور » برخوردار باشند و جلوه ها و ابعاد فرهنگي و اجتماعي و سياسي قيام كربلا به نقش آفريني مجدد بپردازند.
نبايد فراموش كنيم كه يكي از مشكلات امروز ما كمبود مدايح و مراثي جهت دار و پيوند خورده با اهداف و انگيزه هاي قيام حضرت سيدالشهدا (ع ) مي باشد و بايد اين ضعف و كاستي مرتفع شود و مدايح و مراثي معرف فلسفه و اهداف مقدس نهضت عاشورا باشند. همچنين فراموش نمي سازيم كه گروه هايي از مديحه سرايان و مرثيه خوانان از مسئوليت شناساندن اهداف قيام كربلا شانه خالي مي كنند و فعاليت هايشان صوري و فاقد محتواي غني در جهت معرفي ارزش هاي والا و فضايل بزرگ اين نهضت شكوهمند مي باشد. وجود اين ضعف و كاستي ها در مدايح و مراثي و مديحه سرايان و مرثيه خوانان اگر چه مطلق نيست و به هيچ وجه نمي توان مدايح و مراثي غني و پر محتوا و مديح سرايان و مرثيه خوانان آگاه و بصير و مسئول و تلاشگر در جهت معرفي فلسفه و آثار و ارزش هاي قيام مقدس امام حسين (ع ) را ناديده انگاشت , لكن ضعف ها و كاستي ها و بيراهه روي هاي موجود ـ به هر مقدار كه هست ـ بسيار آزاردهنده و موجد جمود و زمينه ساز رخنه تحريف و جعل در مدايح و مراثي است و از همين رو مواجهه صحيح و منطقي با اين مشكل ضروري و لازم مي باشد.

پاورقي :
1 ـ ... و من بكي او ابكي واحدا فله الجنه و من تباكي فله الجنه : آن كس كه در عزاي حسين (ع ) بگريد يا كسي را بگرياند و يا خود را به تباكي و حالت گريستن در بياورد , بهشت بر او ارزاني مي شود . ـ بحار , ج 44 , ص 288 ـ
2 ـ « تبيان » , آثار موضوعي حضرت امام خميني , دفتر سوم , قيام عاشورا در كلام و پيام امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني , ص 65
3 ـ از حضرت امام حسين (ع ) نقل است :
ما من عبد قطرت عيناه فينا قطره او دمعت عيناه فينا دمعه الا بواه الله تعالي بها في الجنه حقبا »
هيچ بنده اي براي ما قطره اشكي از چشم فرو نريزد مگر آن كه خداوند به سبب آن , او را روزگاري به بهشت جاودان وارد سازد . ـ بحار , ج 44 , ص 279 ـ
4 ـ تبيان , آثار موضوعي حضرت امام خميني , دفتر سوم , ص 68 و 69
5 ـ همان , مدرك , ص 66
6 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ج 1 , ص 81
7 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 82 و 83
8 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 85 ـ 83
9 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 82
10 ـ همان مدرك , ج 3 , ص 74 و 75
11 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 85
از آنجا كه « گريه » يكي از زيباترين جلوه هاي اظهار عشق و محبت به مظلوميت يك پيشواي الهي و راه و مكتب اوست و از اين طريق احساسات و عواطف گريه كنندگان با قهرمانان بزرگ و رهايي بخش انسان از ظلم و جور پيوند مي خورد , طبيعي است كه اين روش , پشتوانه بزرگي به وجود مي آورد كه موجب زنده ماندن راه حسين (ع ) و استمرار ارزش هاي والا و مقدس نهضت او در همه عصرها مي شود
ائمه اطهار(ع ) با عزاداري براي امام حسين (ع ) و ترغيب مردم به انجام آن , عواطف و احساسات را با نهضت امام حسين (ع ) پيوند مي زدند و انگيزه و اهداف و آرمان ها و ارزشهاي حركت پرشور و الهي آن حضرت را در انديشه و رفتار و سلوك مردم جاري مي كردند و از اين آثار ارزشمند به عنوان اهرم هاي مستحكم سياسي عليه زمامداران جور و دشمنان سرسخت اسلام بهره برداري مي نمودند